مجلات >حديث زندگی>شماره 10

يك سبد مهر

گفتگو: حميده جعفر يزدى
 

74

«ما گاهى براى كسانى كه دوستشان داريم، بيش از اينكه يك شخص باشيم، يك پناهگاه هستيم، قلبهايمان منزلگاههايى است كه «تنهايى» آنها را جستجو مى‏كند. وقتى اوضاع، درهم و تيره مى‏شود من استحكام دوستى خود را به كسانى كه دوستشان دارم پيشكش مى‏كنم. وقتى درمى‏يابم حضور آشناى من به كسانى كه عزيزشان مى‏دارم آسايش و اعتبار مى‏بخشد، در جايگاه خود - كه عشق ميان ما در خاك آن ريشه كرده است - مى‏ايستم. درحالى‏كه عزيزانم متحمّل سختيهاى زندگى هستند، در كنارشان گام برمى دارم و براى تقويت آنها محبت، همدردى و احترام نثارشان مى‏كنم.
من يك شاهد عاشق هستم و براى كسانى كه به آنها عشق مى‏ورزم، استوار، وفادار و محكم ظاهر مى‏شوم. امروز من نقش خود را به عنوان يك همدم و همراه براى كسانى كه به آنها عشق دارم تجليل مى‏كنم. در نقش يك شاهد و مُشوّق خوب عمل مى‏كنم و چراغ استوار توجه دلسوزانه را روشن مى‏سازم. دل من فانوسى روشنگر، فرا راه كسانى است كه دوستشان دارم. سياره ما سياره‏اى مشترك و همگانى است. وقتى تصميم مى‏گيريم كه مهربان و نوازشگر
 


75

باشيم، مى‏بينيم كه ديگران نسبت به ما نوازشگرتر مى‏شوند. تنها راه زندگى در دنيايى دوستانه‏تر، اين است كه وقتى را به اين كار اختصاص دهيم و بخواهيم كه دنياى دوستانه‏ترى بسازيم.
امروز من به حكم دلم عمل مى‏كنم و وقت بيشترى مى‏گزارم تا با كسانى كه سر راهم قرار مى‏گيرند، صميمى و مهرآميز برخورد كنم». (برگرفته از كتاب «تغيير زندگى»، نوشته موبيا كامرون، ترجمه شهره عبداللهى)
دستهاى كوچكش را به طرف مادرش دراز مى‏كند، مى‏داند اگر اين كار را هم نمى‏كرد، باز مادرش او را در آغوش مى‏كشيد. اكنون شما كه چندين و چند سال است آن دوران را سپرى كرده‏ايد و در راه زندگى‏تان با افراد زيادى مواجه شده‏ايد، فكر مى‏كنيد «محبوب بودن» در نظر ديگران به چه معناست؟ افراد براى دستيابى به محبوبيت (در خانواده، مدرسه، دانشگاه، محل كار و اجتماع)، چه خصوصياتى را بايد دارا باشند؟ به عقيده شما از محبوبيت، فقط مى‏توان به صورت مثبت استفاده كرد يا نه؟
در پى يافتن جوابى براى سؤالاتمان به نزد عده‏اى از جوانان تهران رفتيم و نظر آنها را نسبت به محبوبيت جويا شديم.
تهمينه صحرايى، دانش‏آموز پيش دانشگاهى، محبوب بودن را در نظر ديگران چنين معنا مى‏كند: «محبوب بودن در جمع ساير افراد، يعنى اينكه ديگران از رفتار و ساير خصوصيات شما خوششان بيايد و هنگامى كه با شما هستند و يا با يكديگر هم‏صحبت مى‏شويد، از بودن با شما لذت ببرند».
تهمينه كه در رشته تجربى مشغول به تحصيل است و اكنون كنكور، بخش برجسته زندگى‏اش شده است، در مورد خصوصيات لازم براى محبوبيت در نظر ديگران ابراز مى‏دارد: «براى محبوب بودن، انسان بايد بياموزد كه همه را دوست داشته باشد، به همه احترام بگذارد و صادق باشد. در اين هنگام است كه ساير افرادى كه با او معاشرت مى‏كنند، نسبت به او حسّ خيلى خوبى پيدا مى‏كنند و اين خودش يعنى محبوبيت در نزد ديگران».
او در ادامه مى‏افزايد: «به نظر من از محبوبيت فقط مى‏توان به صورت مثبت استفاده كرد ؛ زيرا اصولاً طبيعت محبوبيت، مثبت است و چنانچه فردى انسان شايسته‏اى نباشد، هرگز محبوب نمى‏شود و يك فرد شايسته، مسلّماً از جنبه مثبت محبوبيت استفاده مى‏كند».
مهدى صادقى نظرش راجع به محبوبيت اين است: «محبوب بودن از نظر ديگران با توجه به تفاوت نظرات افراد مى‏تواند داراى معانى زيادى باشد. در صورتى مى‏توان گفت كه شخصى از نظر ديگران محبوب مى‏شود كه خودش به هنگام بررسى اعمال و رفتارى كه در ارتباط با ساير افراد انجام مى‏دهد، احساس رضايت خاطر نمايد و اين نگرانى در دلش نباشد كه شايد ديگرى را رنجانده باشد».
مهدى كه در رشته كاردانى معمارى مشغول به تحصيل است، عقيده‏اش را راجع به چگونگى دستيابى به محبوبيت به اين صورت عنوان مى‏دارد: «براى دستيابى به محبوبيت، بهترين خصوصيت، تواضع است. همچنين صداقت، بخشيدن اشتباهات ديگران و رازدارى نيز اثرات زيادى در كسب محبوبيت دارند».
صادقى در مورد اثر محبوبيت افراد بر سايرين، اين طور ادامه مى‏دهد: «همه چيز بستگى به فرد و همين طور قشر و اجتماعى دارد كه فرد در آن به سر مى‏بَرَد. افراد مى‏توانند از محبوبيتشان هم به صورت منفى و هم به صورت مثبت استفاده كنند. گاهى افراد از محبوب بودنشان سوء استفاده مى‏كنند كه اين امر در نهايت، موجب بى‏اعتمادى ساير افراد به آنها خواهد شد و برخى نيز كاملاً بر عكس، استفاده‏هاى مثبت از آن مى‏كنند».
الهام كرباسى كه كارشناس حسابدارى است، نظرش را راجع به محبوبيت، اين طور ابراز مى‏دارد: «محبوب بودن در معناى كلّى يعنى معقول بودن ؛ يعنى اينكه انسان در شرايطى قرار گرفته باشد كه ظاهر، حركات، طرز صحبت و ديگر رفتارهاى او براى شخص مقابلش قابل قبول و مورد تأييد باشد. همچنين مورد مهر و محبّت ديگران قرار بگيرد. براى محبوب بودن، لازم است فرد، مهربان، خوش رفتار، از نظر ظاهر نظيف و پاكيزه و رفتارش نيز شايسته و پسنديده باشد. همچنين هرگز لبخند را فراموش نكند».
الهام كه در يك شركت، مشغول كار حسابدارى است، در مورد اثرات مثبت و منفى محبوبيت ادامه مى‏دهد: «محبوبيت، يك اصل مثبت است ؛ ولى مى‏توان از آن در شرايط خاص براى سوء استفاده از ديگران استفاده كرد. مثل زمانى كه مى‏دانيد شخصى شما را طورى دوست دارد كه حاضر است هر كارى را براى رضايت خاطر شما انجام دهد و شما از او چيزى بخواهيد كه در توانش نباشد ؛ ولى او به خاطر شما خود را به آب و آتش بزند و در اصل به خودش ضرر بزند. اين، استفاده منفى از محبوبيت است».
داود عرب قُهستانى - كه دانشجوى كارشناسى ارشد روانشناسى عمومى دانشگاه علامه طباطبايى است - عقيده‏اش را در مورد محبوبيت، اين طور بيان مى‏كند: «محبوب بودن در نظر ديگران به عقيده من به اين معناست كه نوع شخصيت فرد از نظر مخاطبان وى و كسانى كه با او تعامل دارند، مورد پسند واقع شود و براى آنها جاذبه داشته باشد. وقتى افراد جامعه با يك فرد، برخورد دارند و با او در رابطه‏اند، اگر آن فرد در نظرشان محبوب باشد، اين رابطه و تعامل اوليه، ادامه و حتى افزايش مى‏يابد. بر عكس، اگر در نظر آنها شخصيت فرد، محبوب نباشد و يا دافعه داشته باشد، رابطه ادامه پيدا نخواهد كرد».
وى در ادامه راجع به خصوصيات لازم براى كسب محبوبيت مى‏افزايد: «به نظر من اولين خصوصيت يك فرد براى محبوب بودن نزد ديگران، برونگرايى است ؛ يعنى اينكه خود فرد، تمايل به تعامل (ارتباط دو سويه) با ديگران داشته باشد و با حرفها و رفتارش ديگران را مجذوب خودش كند. ويژگى بعدى توجه مكفى به زمان و مكان است ؛ يعنى اينكه فرد در تعاملاتش با توجه به زمان، مكان و شخص مخاطب خود و ويژگيهاى مخاطب (يعنى علايق او و يا مسائلى كه مورد علاقه‏اش نيست)، رفتارى مناسب و قابل قبول داشته باشد».
داوود عرب، راجع به اينكه آيا مى‏توان از محبوبيت به شكل مثبت يا منفى استفاده كرد، مى‏گويد: «در اصل از اين خصوصيت، هم مى‏توان استفاده مثبت كرد و هم استفاده منفى. مى‏توان با استفاده از محبوبيت در بين افراد، آنها را به سمت خود جذب نمود و در نهايت، به سوء استفاده از سايرين پرداخت و يا نه، برعكس، از محبوبيت براى آگاهانيدن و كمك به ديگران استفاده كرد. اين موضوعِ استفاده يا سوء استفاه از محبوبيت در طول تاريخ نيز مشاهده مى‏شود. مثلاً هيتلر فردى
 


76

بسيار محبوب در بين مردم آلمان بود ؛ اما از اين محبوبيت خود در جهت بسيار منفى (كشتن و نابود كردن انسانهاى بى‏گناه) استفاده كرد و برعكس او، رهبران آزادى‏بخش دنيا مثل گاندى از اين ويژگى در جهت رهانيدن مردم از استعمار و ظلم، استفاده كردند».
مريم رزاقى، فارغ‏التحصيل رشته رياضى كاربردى، محبوبيت را به اين طريق توصيف مى‏كند: «محبوب بودن يعنى اينكه رفتار و خصوصيات خُلقى ما به گونه‏اى باشد كه در ديگران احساس خوبى را به وجود بياورد و يا مورد علاقه افرادى باشيم كه با آنها ارتباط داريم. اين محبوبيت، زمانى حاصل مى‏شود كه ديگران را از صميم قلب، دوست داشته باشيم و هنگام سختيها به كمك آنها بشتابيم. نكته مهم ديگر براى كسب محبوبيت، گذشت داشتن و بخشيدن اشتباهات ديگران است. ديگر اينكه بايد براى افرادى كه با آنها ارتباط داريم ارزش قائل باشيم و به آنها احترام بگذاريم».
مريم به سؤال بعدى ما اين‏گونه پاسخ مى‏دهد: «از محبوبيت هم مى‏توان استفاده مثبت كرد و هم استفاده منفى. وقتى احساس مى‏كنيم محبوب هستيم، اين قطعاً در دل انسان، نوعى اعتماد به نفس ايجاد مى‏نمايد ؛ چرا كه بر اين باوريم كه حتماً خصوصيات مثبتى در ما وجود داشته است كه باعث اين محبوبيت شده است. همچنين احساس تنهايى نخواهيم كرد و به هنگام مشكلات، كسى هست كه به ما كمك نمايد. اما از محبوبيت، به صورت منفى هم مى‏شود استفاده كرد. به اين ترتيب كه اين حس در فرد به وجود مى‏آيد كه مى‏تواند برخى كارها را از سايرين تقاضا نمايد. در نتيجه گاهى اوقات مى‏تواند از ديگران سوء استفاده كند».
مُسيّب يار احمدى، دانشجوى دكترى روانشناسى عموى دانشگاه علامه طباطبايى، راجع به محبوبيت مى‏گويد: «محبوب بودن به اين معناست كه شخصيت و منش فرد بر رفتار و افكار و احساسات ديگران تأثير داشته باشد. محبوبيت يعنى مورد علاقه بودن. مردم، شخص محبوب را با جان و دل مى‏پذيرند. افراد براى دستيابى به محبوبيت در زندگى بايد داراى اعتماد به نفس بالا، عزت نفس بالا، ابراز وجود متوسط، داراى اضطراب لازم براى پيشرفت، مهارت گوش دادن به ديگران، مسئوليت‏پذيرى، حس نوع‏دوستى و همدلى، جدّيّت و مصمم بودن، آستانه تحمّل بالا در برابر ناكامى، داراى مهارتهاى اجتماعى (مهارت حل مسئله و تصميم‏گيرى، مهارت در برقرارى ارتباط، انتقادپذيرى و ارائه انتقاد سازنده، مهارت در داشتن لبخند در چهره)، صداقت و درستكارى و... باشند».
آقاى يار احمدى در مورد استفاده مثبت يا منفى از محبوبيت مى‏گويد: «به نظر من فرد محبوب، كسى است كه داراى ويژگيهاى مثبت باشد و از اين محبوبيت هم تنها مى‏توان در راه مثبت استفاده كرد ؛ چون انسانها افرادى هستند كه از اشخاص محبوب و مورد علاقه خود الگو مى‏گيرند تا بتوانند خودشان نيز به موفقيتهايى كه فرد محبوب آنها دست يافته است، برسند. اما بعضى مواقع، فرد محبوب،(على‏رغم داشتن يكى از عوامل محبوبيت،) داراى ويژگيهاى شخصيتى منفى است كه چنين فرد محبوبى مى‏تواند الگوى نامناسبى براى افرادى كه او را محبوب مى‏دانند، باشد».
مرضيه دقيقى، دانش‏آموز سال دوم دبيرستان در رشته رياضى، راجع به محبوبيت و راههاى دستيابى به آن مى‏گويد: «فرد محبوب، كسى است كه ديگران از بودن و صحبت كردن با او احساس رضايت و لذّت مى‏كنند. چنانچه كسى بخواهد در نظر ديگران محبوب باشد، بايد در ابتدا صميمانه افرادى را كه با آنها آشناست، دوست داشته باشد. علاوه بر اين، بايد رازدارى و صداقت را نيز كه از اصول مهم‏اند به خاطر داشته باشد. عامل مهم ديگر، جهت محبوب واقع شدن، غيبت نكردن است».
از ميثم صحرايى، دانشجوى رشته طراحى لباس و پارچه، راجع به محبوبيتْ سؤال كرديم. در پاسخ، عنوان كرد: «به نظر من محبوبيتْ يعنى اينكه به اندازه كافى زيباباشى يا به اندازه كافى ثروت براى خرج كردن براى اطرافيان داشته باشى تا شايد در نظر ديگران محبوبيت پيدا كنى. فكر نمى‏كنم معناى ديگرى داشته باشد. البته فكر مى‏كنم محبوبيت واقعى، اكتسابى نيست و ذاتى است. محبوب واقعى به طور ذاتى و خدايى محبوبيت دارد و انرژى مثبت و قابل دركى از خود ساطع مى‏كند».
آقاى صحرايى در مورد نحوه استفاده از محبوبيت، اظهار مى‏دارد: «بشر، نياز به مورد محبت قرار گرفتن دارد و نيازمند توجه افرادى است كه با آنها ارتباط دارد و به نظر من از اين محبوبيت، فقط مى‏توان استفاده منفى كرد و كمتر كسى پيدا مى‏شود كه از محبوبيت، استفاده درست و مثبت كند. محبوبيت در ذات خود، نوعى غرور و اعتماد به نفس ثانويه ايجاد مى‏كند كه باعث رفتارهاى مغرورانه ناخودآگاه مى‏شود و اين شرايط ، باعث والاپندارى خويش مى‏شود كه در نهايت، منجر به رعايت نكردن حقوق ساير افراد مى‏شود كه اين، استفاده منفى از محبوبيت است».
خانم پريسا كرامتى، دانشجوى سال دوم رشته شيمى، درباره محبوبيت، مى‏گويد: «محبوب بودن يعنى اينكه افرادى كه شما را مى‏شناسند و با شما در ارتباط هستند، شما را تحمّل نكنند، بلكه شما را با آغوش باز پذيرا باشند ؛ از بودن و در كنار شما و مصاحبت با شما لذّت ببرند و هنگامى كه از شما دور هستند، در آرزوى رسيدن به شما باشند، نه اينكه احساس راحتى و آرامش نمايند. براى محبوب بودن، در وهله نخست بايد از ايرادگيرى و ديدن اشتباهات و نقصهاى ديگران، خوددارى كرد و به جاى آنكه مكرّراً عيوب افراد را به آنها خاطرنشان كرد، نقاط مثبت و تواناييهايشان را به آنها گوشزد نمود. اگر خداوند، محبوب قلبهاست، به خاطر اين است كه ستّارالعيوب است. فكر مى‏كنم اگر افراد مى‏خواهند محبوب ديگران شوند، آنها نيز بايد چنانچه عيبى از ديگران مى‏دانند و مى‏بينند، به جاى بازگوكردن براى ديگران، تا حدّ امكان، آن را مخفى نگه دارند».
آقاى فرشاد فغانى، دانشجوى رشته حرارت و سيالات دانشگاه آزاد، اعتقادش درباره محبوبيت را اين گونه بيان مى‏كند: «هنگامى كه فرد در ارتباطاتش با ساير افراد، باعث آزار ديگران نشود و افراد ديگر از بودن در كنار او احساس رضايت و خشنودى نمايند و فرد مورد علاقه ديگران باشد، محبوبيت، معنا پيدا مى‏كند. افراد براى رسيدن به محبوبيت بايد صداقت و درستكارى داشته باشند؛ انتقادپذير باشند. همچنين قادر باشند به ديگران احترام بگذارند. علاوه بر اين، اگر افراد بتوانند در شاديهاى ديگران شاد باشند و به هنگام ناراحتى ديگران با آنها همدردى نمايند، فردى محبوب خواهند بود».
در پى صحبت و تبادل نظر با عده‏اى از جوانان به سراغ
 


77

آقاى دكتر حميد عليزاده رفتيم. ايشان تحصيلات خود را در مقطع دكترى روانشناسى در دانشگاه بروكسل بلژيك به اتمام رسانده‏اند و در حال حاضر، استاديار دانشگاه علامه طباطبايى هستند. از آقاى دكتر عليزاده، پيش از اين، چندين كتاب تأليف و ترجمه در حوزه روانشناسى منتشر شده است و كتابهاى متعدّد ديگرى نيز زير چاپ دارند. برخى از آثار منتشر شده ايشان عبارت‏اند از: حركتْ‏درمانى، اختلالات زبان و گفتار در كودكان، روانشناسى عمومى، فرهنگ كودكان استثنايى و... از ايشان همچنين مقالاتى در زمينه روانشناسى در نشريات تخصّصى روانشناسى منتشر شده است.
آقاى دكتر عليزاده! به نظر شما محبوبيت به چه معناست؟
محبوبيت، عبارت است از اينكه فردى مورد علاقه ديگران باشد و عدّه‏اى او را دوست داشته باشند و مايل باشند كه اوقاتى را با او بگذرانند. به عبارتى مى‏توان گفت كه «محبوبيت» يعنى ديگران از بودن با ما احساس خرسندى كنند. وقتى ما احساس محبوب بودن مى‏كنيم، احساس تعلق، كه يك نياز اساسى است، در ما تأمين مى‏شود.
به عقيده شما آيا انسانها به محبوبيت، نياز دارند؟
شكل‏گيرى محبوبيت، خاستگاه و منشأ تكاملى دارد. يعنى، از نخستين روزهاى پس از تولد، اگر نوزادى محبوب نباشد، كسى از او مراقبت نخواهد كرد. براى همين هم يك رشته سازگاريهايى در انسان تحوّل مى‏يابند كه مادر را براى مراقبت برمى‏انگيزانند، مانند گريه، لبخند، نِق و نوق و رفتارهايى از اين نوع. اما در دوران پيش دبستانى، محبوبيت به رشد عاطفى - اجتماعى و شناختى كودك، كمك مى‏كند. محبوب بودن، فرصتى براى ارتباط با ديگران فراهم مى‏كند. در دوره نوجوانى، محبوب بودن به سلامت روانى كمك زيادى مى‏كند و در شكل‏گيرى هويت، نقش بسيار مهمّى دارد.
آقاى دكتر! نظر شما درباره عوامل موثر در محبوبيت چيست؟
عوامل محبوبيت، نزد افراد متفاوت، مختلف است. ممكن است چيزى در مورد شما و براى شما عامل محبوبيت باشد و نزد ديگرى چنان نقشى نداشته باشد. عواملى همچون سن، جنسيت، تاريخچه تجربه‏هاى زندگى و ويژگيهاى فرهنگى، همگى در اين ميان نقش دارند. براى مثال، در تحقيقى كه توسط «كاستاندا» در سال 1993 ميلادى انجام گرفت، معلوم شد عواملى كه مى‏توانند بالاترين ميزان محبوبيت را در بين زنان مكزيكى - امريكايى ايجاد نمايند، عبارت بودند از: اعتماد(25 درصد)، احترام متقابل (21 درصد)، ارتباط و مشاركت (20 درصد)، و صداقت (11 درصد). اين عوامل در بين مردان، عبارت بودند از: ارزشها و نگرشهاى مشابه (16 درصد)، اعتماد (13 درصد)، ارتباط و مشاركت (12 درصد)، صداقت (9 درصد).
بنابراين مى‏بينيم كه عوامل محبوبيت در دو جنس مى‏تواند با وجود مشابهتهاى نسبى، تا حدّى هم با هم متفاوت باشد. يكى از نكاتى كه در اين تحقيق معلوم مى‏شود، آن است كه مشابهت، عامل مهمى در ايجاد محبوبيت است.
از سوى ديگر، چون انسان به طور فطرى زيبايى را دوست دارد، طبيعى است كه به دنبال زيبايى باشد. به همين دليل است كه زيبايى جسمانى نيز نقش بسيار مهمى در اين زمينه دارد. اين موضوع در فرهنگ ايرانى و اسلامى ما نيز وجود دارد كه نقل شده وقتى پيامبر اسلام(ص) براى باز كردن در خانه مى‏رفته‏اند، موى خود را مرتّب مى‏كرده‏اند و خود حضرت(ص) در توضيح اين كار فرموده‏اند كه: «مردم، حق دارند ما را زيبا ببينند».
در همين جا مى‏توان به ويژگيهاى اخلاقى نيز اشاره كرد. در قرآن، علت محبوب بودن پيامبر اكرم(ص) به خُلْق عظيم (اخلاق شكوهمند) ايشان نسبت داده شده است و اين مى‏تواند براى مسلمانان، راهنماى خوبى باشد كه اگر مى‏خواهند مردم، آنها را دوست داشته باشند و محبوب آنها باشند، بايد اخلاق خوبى داشته باشند.
يكى ديگر از عوامل بسيار مهم، ميزان تواناييها و مهارتهاى افراد است. كسى كه نمى‏داند و نمى‏تواند روابط خوبى برقرار كند، كسى كه از سطح دانش و آگاهى كمى برخوردار است، كسى كه توانايى حلّ مسئله ندارد، كسى كه در بيشتر كارها به ديگران وابسته است، معمولاً نمى‏تواند چندان محبوب باشد. بديهى است كه افراد باهوش، در موارد ياد شده، عملكرد بهترى دارند و دقيقاً به همين خاطر، شما در تاريخچه مربوط به افراد با هوش مى‏بينيد كه اين افراد از ميزان محبوبيت بالاترى برخوردارند.
به اعتقاد شما، آيا مى‏توان از محبوبيت به صورت منفى استفاده كرد؟
به هر حال، فرد محبوب، ممكن است در شرايطى از ديگران سوء استفاده كند. اين حالت، بخصوص اگر معيارهاى محبوبيت و دوست داشتنْ درست انتخاب نشده باشند، احتمالش بيشتر است. براى مثال، معيارهاى غلط در محبوبيت مى‏توانند موجب برخى انحرافهاى اجتماعى و اخلاقى در نوجوانان شوند.
آقاى دكتر! به اعتقاد شما چگونه مى‏توان محبوبيت خود را افزايش داد؟
همان مواردى را كه در بالا برشمرديم، مى‏توانند به فرد، كمك كنند. برخى از آنها اكتسابى هستند و مى‏توان آنها را فرا گرفت. براى مثال، اگر با تمرين زياد بتوانيم فوتبال بهترى ارائه دهيم، خوب، در نتيجه، بيشتر هم مورد علاقه دوستداران فوتبال قرار مى‏گيريم. بايد ببينيم مى‏خواهيم چه كسى ما را بيشتر دوست داشته باشد. آيا مى‏خواهيم محبوب خداوند، محبوب همسر يا محبوب افراد خاصى باشيم؟ بايد ببينيم كه طرف مقابل ما چه مى‏خواهد.
اگر مى‏خواهيم در كلاس، محبوب باشيم بايد بهتر درس بخوانيم. اگر مى‏خواهيم نزد جنس مخالف، محبوب باشيم، بايد پاكيزه، مرتّب و خوش اخلاق باشيم (و ويژگيهاى شاخص هويتى جنس خود را حفظ كنيم).
به طور كلى، فضيلتهاى اخلاقى - انسانى، آگاهى و دانش بالا، خدمات بى‏دريغ اجتماعى و همچنين داشتن مهارتهاى متعدّد مى‏تواند در كسب محبوبيت، به ما كمك كند.
استاد! از وقتى كه به پاسخگويى پرسشهاى ما اختصاص داديد، صميمانه سپاسگزاريم.