يك سبد مهر
گفتگو: حميده جعفر يزدى
«ما گاهى براى كسانى كه دوستشان داريم، بيش از اينكه يك شخص باشيم، يك پناهگاه هستيم، قلبهايمان منزلگاههايى است كه «تنهايى» آنها را جستجو مىكند. وقتى اوضاع، درهم و تيره مىشود من استحكام دوستى خود را به كسانى كه دوستشان دارم پيشكش مىكنم. وقتى درمىيابم حضور آشناى من به كسانى كه عزيزشان مىدارم آسايش و اعتبار مىبخشد، در جايگاه خود - كه عشق ميان ما در خاك آن ريشه كرده است - مىايستم. درحالىكه عزيزانم متحمّل سختيهاى زندگى هستند، در كنارشان گام برمى دارم و براى تقويت آنها محبت، همدردى و احترام نثارشان مىكنم.
من يك شاهد عاشق هستم و براى كسانى كه به آنها عشق مىورزم، استوار، وفادار و محكم ظاهر مىشوم. امروز من نقش خود را به عنوان يك همدم و همراه براى كسانى كه به آنها عشق دارم تجليل مىكنم. در نقش يك شاهد و مُشوّق خوب عمل مىكنم و چراغ استوار توجه دلسوزانه را روشن مىسازم. دل من فانوسى روشنگر، فرا راه كسانى است كه دوستشان دارم. سياره ما سيارهاى مشترك و همگانى است. وقتى تصميم مىگيريم كه مهربان و نوازشگر
باشيم، مىبينيم كه ديگران نسبت به ما نوازشگرتر مىشوند. تنها راه زندگى در دنيايى دوستانهتر، اين است كه وقتى را به اين كار اختصاص دهيم و بخواهيم كه دنياى دوستانهترى بسازيم.
امروز من به حكم دلم عمل مىكنم و وقت بيشترى مىگزارم تا با كسانى كه سر راهم قرار مىگيرند، صميمى و مهرآميز برخورد كنم». (برگرفته از كتاب «تغيير زندگى»، نوشته موبيا كامرون، ترجمه شهره عبداللهى)
دستهاى كوچكش را به طرف مادرش دراز مىكند، مىداند اگر اين كار را هم نمىكرد، باز مادرش او را در آغوش مىكشيد. اكنون شما كه چندين و چند سال است آن دوران را سپرى كردهايد و در راه زندگىتان با افراد زيادى مواجه شدهايد، فكر مىكنيد «محبوب بودن» در نظر ديگران به چه معناست؟ افراد براى دستيابى به محبوبيت (در خانواده، مدرسه، دانشگاه، محل كار و اجتماع)، چه خصوصياتى را بايد دارا باشند؟ به عقيده شما از محبوبيت، فقط مىتوان به صورت مثبت استفاده كرد يا نه؟
در پى يافتن جوابى براى سؤالاتمان به نزد عدهاى از جوانان تهران رفتيم و نظر آنها را نسبت به محبوبيت جويا شديم.
تهمينه صحرايى، دانشآموز پيش دانشگاهى، محبوب بودن را در نظر ديگران چنين معنا مىكند: «محبوب بودن در جمع ساير افراد، يعنى اينكه ديگران از رفتار و ساير خصوصيات شما خوششان بيايد و هنگامى كه با شما هستند و يا با يكديگر همصحبت مىشويد، از بودن با شما لذت ببرند».
تهمينه كه در رشته تجربى مشغول به تحصيل است و اكنون كنكور، بخش برجسته زندگىاش شده است، در مورد خصوصيات لازم براى محبوبيت در نظر ديگران ابراز مىدارد: «براى محبوب بودن، انسان بايد بياموزد كه همه را دوست داشته باشد، به همه احترام بگذارد و صادق باشد. در اين هنگام است كه ساير افرادى كه با او معاشرت مىكنند، نسبت به او حسّ خيلى خوبى پيدا مىكنند و اين خودش يعنى محبوبيت در نزد ديگران».
او در ادامه مىافزايد: «به نظر من از محبوبيت فقط مىتوان به صورت مثبت استفاده كرد ؛ زيرا اصولاً طبيعت محبوبيت، مثبت است و چنانچه فردى انسان شايستهاى نباشد، هرگز محبوب نمىشود و يك فرد شايسته، مسلّماً از جنبه مثبت محبوبيت استفاده مىكند».
مهدى صادقى نظرش راجع به محبوبيت اين است: «محبوب بودن از نظر ديگران با توجه به تفاوت نظرات افراد مىتواند داراى معانى زيادى باشد. در صورتى مىتوان گفت كه شخصى از نظر ديگران محبوب مىشود كه خودش به هنگام بررسى اعمال و رفتارى كه در ارتباط با ساير افراد انجام مىدهد، احساس رضايت خاطر نمايد و اين نگرانى در دلش نباشد كه شايد ديگرى را رنجانده باشد».
مهدى كه در رشته كاردانى معمارى مشغول به تحصيل است، عقيدهاش را راجع به چگونگى دستيابى به محبوبيت به اين صورت عنوان مىدارد: «براى دستيابى به محبوبيت، بهترين خصوصيت، تواضع است. همچنين صداقت، بخشيدن اشتباهات ديگران و رازدارى نيز اثرات زيادى در كسب محبوبيت دارند».
صادقى در مورد اثر محبوبيت افراد بر سايرين، اين طور ادامه مىدهد: «همه چيز بستگى به فرد و همين طور قشر و اجتماعى دارد كه فرد در آن به سر مىبَرَد. افراد مىتوانند از محبوبيتشان هم به صورت منفى و هم به صورت مثبت استفاده كنند. گاهى افراد از محبوب بودنشان سوء استفاده مىكنند كه اين امر در نهايت، موجب بىاعتمادى ساير افراد به آنها خواهد شد و برخى نيز كاملاً بر عكس، استفادههاى مثبت از آن مىكنند».
الهام كرباسى كه كارشناس حسابدارى است، نظرش را راجع به محبوبيت، اين طور ابراز مىدارد: «محبوب بودن در معناى كلّى يعنى معقول بودن ؛ يعنى اينكه انسان در شرايطى قرار گرفته باشد كه ظاهر، حركات، طرز صحبت و ديگر رفتارهاى او براى شخص مقابلش قابل قبول و مورد تأييد باشد. همچنين مورد مهر و محبّت ديگران قرار بگيرد. براى محبوب بودن، لازم است فرد، مهربان، خوش رفتار، از نظر ظاهر نظيف و پاكيزه و رفتارش نيز شايسته و پسنديده باشد. همچنين هرگز لبخند را فراموش نكند».
الهام كه در يك شركت، مشغول كار حسابدارى است، در مورد اثرات مثبت و منفى محبوبيت ادامه مىدهد: «محبوبيت، يك اصل مثبت است ؛ ولى مىتوان از آن در شرايط خاص براى سوء استفاده از ديگران استفاده كرد. مثل زمانى كه مىدانيد شخصى شما را طورى دوست دارد كه حاضر است هر كارى را براى رضايت خاطر شما انجام دهد و شما از او چيزى بخواهيد كه در توانش نباشد ؛ ولى او به خاطر شما خود را به آب و آتش بزند و در اصل به خودش ضرر بزند. اين، استفاده منفى از محبوبيت است».
داود عرب قُهستانى - كه دانشجوى كارشناسى ارشد روانشناسى عمومى دانشگاه علامه طباطبايى است - عقيدهاش را در مورد محبوبيت، اين طور بيان مىكند: «محبوب بودن در نظر ديگران به عقيده من به اين معناست كه نوع شخصيت فرد از نظر مخاطبان وى و كسانى كه با او تعامل دارند، مورد پسند واقع شود و براى آنها جاذبه داشته باشد. وقتى افراد جامعه با يك فرد، برخورد دارند و با او در رابطهاند، اگر آن فرد در نظرشان محبوب باشد، اين رابطه و تعامل اوليه، ادامه و حتى افزايش مىيابد. بر عكس، اگر در نظر آنها شخصيت فرد، محبوب نباشد و يا دافعه داشته باشد، رابطه ادامه پيدا نخواهد كرد».
وى در ادامه راجع به خصوصيات لازم براى كسب محبوبيت مىافزايد: «به نظر من اولين خصوصيت يك فرد براى محبوب بودن نزد ديگران، برونگرايى است ؛ يعنى اينكه خود فرد، تمايل به تعامل (ارتباط دو سويه) با ديگران داشته باشد و با حرفها و رفتارش ديگران را مجذوب خودش كند. ويژگى بعدى توجه مكفى به زمان و مكان است ؛ يعنى اينكه فرد در تعاملاتش با توجه به زمان، مكان و شخص مخاطب خود و ويژگيهاى مخاطب (يعنى علايق او و يا مسائلى كه مورد علاقهاش نيست)، رفتارى مناسب و قابل قبول داشته باشد».
داوود عرب، راجع به اينكه آيا مىتوان از محبوبيت به شكل مثبت يا منفى استفاده كرد، مىگويد: «در اصل از اين خصوصيت، هم مىتوان استفاده مثبت كرد و هم استفاده منفى. مىتوان با استفاده از محبوبيت در بين افراد، آنها را به سمت خود جذب نمود و در نهايت، به سوء استفاده از سايرين پرداخت و يا نه، برعكس، از محبوبيت براى آگاهانيدن و كمك به ديگران استفاده كرد. اين موضوعِ استفاده يا سوء استفاه از محبوبيت در طول تاريخ نيز مشاهده مىشود. مثلاً هيتلر فردى
بسيار محبوب در بين مردم آلمان بود ؛ اما از اين محبوبيت خود در جهت بسيار منفى (كشتن و نابود كردن انسانهاى بىگناه) استفاده كرد و برعكس او، رهبران آزادىبخش دنيا مثل گاندى از اين ويژگى در جهت رهانيدن مردم از استعمار و ظلم، استفاده كردند».
مريم رزاقى، فارغالتحصيل رشته رياضى كاربردى، محبوبيت را به اين طريق توصيف مىكند: «محبوب بودن يعنى اينكه رفتار و خصوصيات خُلقى ما به گونهاى باشد كه در ديگران احساس خوبى را به وجود بياورد و يا مورد علاقه افرادى باشيم كه با آنها ارتباط داريم. اين محبوبيت، زمانى حاصل مىشود كه ديگران را از صميم قلب، دوست داشته باشيم و هنگام سختيها به كمك آنها بشتابيم. نكته مهم ديگر براى كسب محبوبيت، گذشت داشتن و بخشيدن اشتباهات ديگران است. ديگر اينكه بايد براى افرادى كه با آنها ارتباط داريم ارزش قائل باشيم و به آنها احترام بگذاريم».
مريم به سؤال بعدى ما اينگونه پاسخ مىدهد: «از محبوبيت هم مىتوان استفاده مثبت كرد و هم استفاده منفى. وقتى احساس مىكنيم محبوب هستيم، اين قطعاً در دل انسان، نوعى اعتماد به نفس ايجاد مىنمايد ؛ چرا كه بر اين باوريم كه حتماً خصوصيات مثبتى در ما وجود داشته است كه باعث اين محبوبيت شده است. همچنين احساس تنهايى نخواهيم كرد و به هنگام مشكلات، كسى هست كه به ما كمك نمايد. اما از محبوبيت، به صورت منفى هم مىشود استفاده كرد. به اين ترتيب كه اين حس در فرد به وجود مىآيد كه مىتواند برخى كارها را از سايرين تقاضا نمايد. در نتيجه گاهى اوقات مىتواند از ديگران سوء استفاده كند».
مُسيّب يار احمدى، دانشجوى دكترى روانشناسى عموى دانشگاه علامه طباطبايى، راجع به محبوبيت مىگويد: «محبوب بودن به اين معناست كه شخصيت و منش فرد بر رفتار و افكار و احساسات ديگران تأثير داشته باشد. محبوبيت يعنى مورد علاقه بودن. مردم، شخص محبوب را با جان و دل مىپذيرند. افراد براى دستيابى به محبوبيت در زندگى بايد داراى اعتماد به نفس بالا، عزت نفس بالا، ابراز وجود متوسط، داراى اضطراب لازم براى پيشرفت، مهارت گوش دادن به ديگران، مسئوليتپذيرى، حس نوعدوستى و همدلى، جدّيّت و مصمم بودن، آستانه تحمّل بالا در برابر ناكامى، داراى مهارتهاى اجتماعى (مهارت حل مسئله و تصميمگيرى، مهارت در برقرارى ارتباط، انتقادپذيرى و ارائه انتقاد سازنده، مهارت در داشتن لبخند در چهره)، صداقت و درستكارى و... باشند».
آقاى يار احمدى در مورد استفاده مثبت يا منفى از محبوبيت مىگويد: «به نظر من فرد محبوب، كسى است كه داراى ويژگيهاى مثبت باشد و از اين محبوبيت هم تنها مىتوان در راه مثبت استفاده كرد ؛ چون انسانها افرادى هستند كه از اشخاص محبوب و مورد علاقه خود الگو مىگيرند تا بتوانند خودشان نيز به موفقيتهايى كه فرد محبوب آنها دست يافته است، برسند. اما بعضى مواقع، فرد محبوب،(علىرغم داشتن يكى از عوامل محبوبيت،) داراى ويژگيهاى شخصيتى منفى است كه چنين فرد محبوبى مىتواند الگوى نامناسبى براى افرادى كه او را محبوب مىدانند، باشد».
مرضيه دقيقى، دانشآموز سال دوم دبيرستان در رشته رياضى، راجع به محبوبيت و راههاى دستيابى به آن مىگويد: «فرد محبوب، كسى است كه ديگران از بودن و صحبت كردن با او احساس رضايت و لذّت مىكنند. چنانچه كسى بخواهد در نظر ديگران محبوب باشد، بايد در ابتدا صميمانه افرادى را كه با آنها آشناست، دوست داشته باشد. علاوه بر اين، بايد رازدارى و صداقت را نيز كه از اصول مهماند به خاطر داشته باشد. عامل مهم ديگر، جهت محبوب واقع شدن، غيبت نكردن است».
از ميثم صحرايى، دانشجوى رشته طراحى لباس و پارچه، راجع به محبوبيتْ سؤال كرديم. در پاسخ، عنوان كرد: «به نظر من محبوبيتْ يعنى اينكه به اندازه كافى زيباباشى يا به اندازه كافى ثروت براى خرج كردن براى اطرافيان داشته باشى تا شايد در نظر ديگران محبوبيت پيدا كنى. فكر نمىكنم معناى ديگرى داشته باشد. البته فكر مىكنم محبوبيت واقعى، اكتسابى نيست و ذاتى است. محبوب واقعى به طور ذاتى و خدايى محبوبيت دارد و انرژى مثبت و قابل دركى از خود ساطع مىكند».
آقاى صحرايى در مورد نحوه استفاده از محبوبيت، اظهار مىدارد: «بشر، نياز به مورد محبت قرار گرفتن دارد و نيازمند توجه افرادى است كه با آنها ارتباط دارد و به نظر من از اين محبوبيت، فقط مىتوان استفاده منفى كرد و كمتر كسى پيدا مىشود كه از محبوبيت، استفاده درست و مثبت كند. محبوبيت در ذات خود، نوعى غرور و اعتماد به نفس ثانويه ايجاد مىكند كه باعث رفتارهاى مغرورانه ناخودآگاه مىشود و اين شرايط ، باعث والاپندارى خويش مىشود كه در نهايت، منجر به رعايت نكردن حقوق ساير افراد مىشود كه اين، استفاده منفى از محبوبيت است».
خانم پريسا كرامتى، دانشجوى سال دوم رشته شيمى، درباره محبوبيت، مىگويد: «محبوب بودن يعنى اينكه افرادى كه شما را مىشناسند و با شما در ارتباط هستند، شما را تحمّل نكنند، بلكه شما را با آغوش باز پذيرا باشند ؛ از بودن و در كنار شما و مصاحبت با شما لذّت ببرند و هنگامى كه از شما دور هستند، در آرزوى رسيدن به شما باشند، نه اينكه احساس راحتى و آرامش نمايند. براى محبوب بودن، در وهله نخست بايد از ايرادگيرى و ديدن اشتباهات و نقصهاى ديگران، خوددارى كرد و به جاى آنكه مكرّراً عيوب افراد را به آنها خاطرنشان كرد، نقاط مثبت و تواناييهايشان را به آنها گوشزد نمود. اگر خداوند، محبوب قلبهاست، به خاطر اين است كه ستّارالعيوب است. فكر مىكنم اگر افراد مىخواهند محبوب ديگران شوند، آنها نيز بايد چنانچه عيبى از ديگران مىدانند و مىبينند، به جاى بازگوكردن براى ديگران، تا حدّ امكان، آن را مخفى نگه دارند».
آقاى فرشاد فغانى، دانشجوى رشته حرارت و سيالات دانشگاه آزاد، اعتقادش درباره محبوبيت را اين گونه بيان مىكند: «هنگامى كه فرد در ارتباطاتش با ساير افراد، باعث آزار ديگران نشود و افراد ديگر از بودن در كنار او احساس رضايت و خشنودى نمايند و فرد مورد علاقه ديگران باشد، محبوبيت، معنا پيدا مىكند. افراد براى رسيدن به محبوبيت بايد صداقت و درستكارى داشته باشند؛ انتقادپذير باشند. همچنين قادر باشند به ديگران احترام بگذارند. علاوه بر اين، اگر افراد بتوانند در شاديهاى ديگران شاد باشند و به هنگام ناراحتى ديگران با آنها همدردى نمايند، فردى محبوب خواهند بود».
در پى صحبت و تبادل نظر با عدهاى از جوانان به سراغ
آقاى دكتر حميد عليزاده رفتيم. ايشان تحصيلات خود را در مقطع دكترى روانشناسى در دانشگاه بروكسل بلژيك به اتمام رساندهاند و در حال حاضر، استاديار دانشگاه علامه طباطبايى هستند. از آقاى دكتر عليزاده، پيش از اين، چندين كتاب تأليف و ترجمه در حوزه روانشناسى منتشر شده است و كتابهاى متعدّد ديگرى نيز زير چاپ دارند. برخى از آثار منتشر شده ايشان عبارتاند از: حركتْدرمانى، اختلالات زبان و گفتار در كودكان، روانشناسى عمومى، فرهنگ كودكان استثنايى و... از ايشان همچنين مقالاتى در زمينه روانشناسى در نشريات تخصّصى روانشناسى منتشر شده است.
آقاى دكتر عليزاده! به نظر شما محبوبيت به چه معناست؟
محبوبيت، عبارت است از اينكه فردى مورد علاقه ديگران باشد و عدّهاى او را دوست داشته باشند و مايل باشند كه اوقاتى را با او بگذرانند. به عبارتى مىتوان گفت كه «محبوبيت» يعنى ديگران از بودن با ما احساس خرسندى كنند. وقتى ما احساس محبوب بودن مىكنيم، احساس تعلق، كه يك نياز اساسى است، در ما تأمين مىشود.
به عقيده شما آيا انسانها به محبوبيت، نياز دارند؟
شكلگيرى محبوبيت، خاستگاه و منشأ تكاملى دارد. يعنى، از نخستين روزهاى پس از تولد، اگر نوزادى محبوب نباشد، كسى از او مراقبت نخواهد كرد. براى همين هم يك رشته سازگاريهايى در انسان تحوّل مىيابند كه مادر را براى مراقبت برمىانگيزانند، مانند گريه، لبخند، نِق و نوق و رفتارهايى از اين نوع. اما در دوران پيش دبستانى، محبوبيت به رشد عاطفى - اجتماعى و شناختى كودك، كمك مىكند. محبوب بودن، فرصتى براى ارتباط با ديگران فراهم مىكند. در دوره نوجوانى، محبوب بودن به سلامت روانى كمك زيادى مىكند و در شكلگيرى هويت، نقش بسيار مهمّى دارد.
آقاى دكتر! نظر شما درباره عوامل موثر در محبوبيت چيست؟
عوامل محبوبيت، نزد افراد متفاوت، مختلف است. ممكن است چيزى در مورد شما و براى شما عامل محبوبيت باشد و نزد ديگرى چنان نقشى نداشته باشد. عواملى همچون سن، جنسيت، تاريخچه تجربههاى زندگى و ويژگيهاى فرهنگى، همگى در اين ميان نقش دارند. براى مثال، در تحقيقى كه توسط «كاستاندا» در سال 1993 ميلادى انجام گرفت، معلوم شد عواملى كه مىتوانند بالاترين ميزان محبوبيت را در بين زنان مكزيكى - امريكايى ايجاد نمايند، عبارت بودند از: اعتماد(25 درصد)، احترام متقابل (21 درصد)، ارتباط و مشاركت (20 درصد)، و صداقت (11 درصد). اين عوامل در بين مردان، عبارت بودند از: ارزشها و نگرشهاى مشابه (16 درصد)، اعتماد (13 درصد)، ارتباط و مشاركت (12 درصد)، صداقت (9 درصد).
بنابراين مىبينيم كه عوامل محبوبيت در دو جنس مىتواند با وجود مشابهتهاى نسبى، تا حدّى هم با هم متفاوت باشد. يكى از نكاتى كه در اين تحقيق معلوم مىشود، آن است كه مشابهت، عامل مهمى در ايجاد محبوبيت است.
از سوى ديگر، چون انسان به طور فطرى زيبايى را دوست دارد، طبيعى است كه به دنبال زيبايى باشد. به همين دليل است كه زيبايى جسمانى نيز نقش بسيار مهمى در اين زمينه دارد. اين موضوع در فرهنگ ايرانى و اسلامى ما نيز وجود دارد كه نقل شده وقتى پيامبر اسلام(ص) براى باز كردن در خانه مىرفتهاند، موى خود را مرتّب مىكردهاند و خود حضرت(ص) در توضيح اين كار فرمودهاند كه: «مردم، حق دارند ما را زيبا ببينند».
در همين جا مىتوان به ويژگيهاى اخلاقى نيز اشاره كرد. در قرآن، علت محبوب بودن پيامبر اكرم(ص) به خُلْق عظيم (اخلاق شكوهمند) ايشان نسبت داده شده است و اين مىتواند براى مسلمانان، راهنماى خوبى باشد كه اگر مىخواهند مردم، آنها را دوست داشته باشند و محبوب آنها باشند، بايد اخلاق خوبى داشته باشند.
يكى ديگر از عوامل بسيار مهم، ميزان تواناييها و مهارتهاى افراد است. كسى كه نمىداند و نمىتواند روابط خوبى برقرار كند، كسى كه از سطح دانش و آگاهى كمى برخوردار است، كسى كه توانايى حلّ مسئله ندارد، كسى كه در بيشتر كارها به ديگران وابسته است، معمولاً نمىتواند چندان محبوب باشد. بديهى است كه افراد باهوش، در موارد ياد شده، عملكرد بهترى دارند و دقيقاً به همين خاطر، شما در تاريخچه مربوط به افراد با هوش مىبينيد كه اين افراد از ميزان محبوبيت بالاترى برخوردارند.
به اعتقاد شما، آيا مىتوان از محبوبيت به صورت منفى استفاده كرد؟
به هر حال، فرد محبوب، ممكن است در شرايطى از ديگران سوء استفاده كند. اين حالت، بخصوص اگر معيارهاى محبوبيت و دوست داشتنْ درست انتخاب نشده باشند، احتمالش بيشتر است. براى مثال، معيارهاى غلط در محبوبيت مىتوانند موجب برخى انحرافهاى اجتماعى و اخلاقى در نوجوانان شوند.
آقاى دكتر! به اعتقاد شما چگونه مىتوان محبوبيت خود را افزايش داد؟
همان مواردى را كه در بالا برشمرديم، مىتوانند به فرد، كمك كنند. برخى از آنها اكتسابى هستند و مىتوان آنها را فرا گرفت. براى مثال، اگر با تمرين زياد بتوانيم فوتبال بهترى ارائه دهيم، خوب، در نتيجه، بيشتر هم مورد علاقه دوستداران فوتبال قرار مىگيريم. بايد ببينيم مىخواهيم چه كسى ما را بيشتر دوست داشته باشد. آيا مىخواهيم محبوب خداوند، محبوب همسر يا محبوب افراد خاصى باشيم؟ بايد ببينيم كه طرف مقابل ما چه مىخواهد.
اگر مىخواهيم در كلاس، محبوب باشيم بايد بهتر درس بخوانيم. اگر مىخواهيم نزد جنس مخالف، محبوب باشيم، بايد پاكيزه، مرتّب و خوش اخلاق باشيم (و ويژگيهاى شاخص هويتى جنس خود را حفظ كنيم).
به طور كلى، فضيلتهاى اخلاقى - انسانى، آگاهى و دانش بالا، خدمات بىدريغ اجتماعى و همچنين داشتن مهارتهاى متعدّد مىتواند در كسب محبوبيت، به ما كمك كند.
استاد! از وقتى كه به پاسخگويى پرسشهاى ما اختصاص داديد، صميمانه سپاسگزاريم.