مجلات >حديث زندگی>شماره 10

چگونه در دوستيهايمان روابط از هم گسيخته را بهبود ببخشيم؟

پاتريشيا اِسكالْكا
ترجمه: نسرين رمضانعلى

 


11

نتيجه‏اى كه كسب مى‏كنيد، به زحمت آن مى‏ارزد

«نوين فال»، «ايدا هوليوا» «فراى ترنر» و «پاولا ترنر» بچه‏هايى بودند كه در يك محل بزرگ شده بودند (بچه محل بودند) مطمئن بودند كه دوستى‏شان تا آخر عمر، ادامه خواهد داشت ؛ اما وقتى كه فراى ازدواج كرد و به نيويورك رفت و بعد از مدتى صاحب يك فرزند شد، يك دفعه نامه‏هايى كه براى دوستش، ترنر مى‏نوشت بى‏جواب ماند. فراى از همسرش پرسيد: «فكر مى‏كنى از دستم دلخور شده است؟». و اين در حالى بود كه ترنر خودش را قانع كرده بود كه ديگر براى فراى ارزش ندارد و با خودش مى‏گفت: «او حالا تشكيل خانواده داده است. ما ديگر مثل سابق نمى‏توانيم دوست صميمى باشيم ؛ چرا كه با هم خيلى فرق داريم!».
نهايتاً فراى به خودش اين جرئت را داد كه به دوست قديمى‏اش زنگ بزند. شروع مكالمه تلفنى آنها بسيار كسل كننده بود، اما هنوز چيزى نگذشته بود كه هر دوِ آنها اعتراف كردند كه دلشان براى يكديگر تنگ شده است.
يك ماه بعد وقتى كه آنها همديگر را ديدند، طبق عادت ديرينه‏شان زدند زير خنده و شروع كردند به درد دل كردن. فراى مى‏گويد: «خدا را شكر كه سرانجام از خودم عكس‏العمل نشان دادم. ما دوتا تصوّر مى‏كنيم تا به حال، به اين اندازه براى همديگر مهم نبوده‏ايم».
بهانه‏هاى زيبايى براى عزيز و زنده نگه‏داشتن دوستيهامان وجود دارد. چند سال پيش يك موسسه نظرسنجى عمومى، «رابرت استارچ»، از 2007 نفر درخواست كرد كه راجع به يك يا دو چيزى كه بيشتر براى آنها اهميت دارد، صحبت كنند. آنها به مسائلى از قبيل اينكه به كار بيشتر اهميت مى‏دهم يا خانه و ماشين و لباس برايم بيشتر مهم است، اشاره كردند.
«دونالد پانن» كه مدير مسؤل مؤسسه روانشناسى وسترن است مى‏گويد: «دوستىِ ريشه‏دار و پابرجا، خود تاريخ طولانى‏اى از تجربه و رفتار متقابل را به دنبال دارد كه به وضوح روشن مى‏كند كه ما كيستيم و ارتباطمان را با يكديگر مستحكم‏تر مى‏كند. دوستى ميراثى است كه بايد از آن محافظت كنيم».
برانت برسئون، پروفسور روابط كلامى دانشگاه پردود(واقع در وست لامياته) مى‏گويد: مثلى معروف است كه مى‏گويد: هرچه در دوستى بهترين باشى، احتمال اينكه با درگيريهاى زيادترى روبه‏رو شوى، بيشتر است و نتيجه درست مى‏تواند همان چيزى باشد كه شما نمى‏خواهيد: «قطع رابطه دوستى».
خبر خوشايند اين است كه بسيارى از دوستيهايى كه با دردسر مواجهه مى‏شوند را مى‏توان بهبود بخشيد. در اينجا به ذكر چند نكته‏اى كه كارشناسان پيشنهاد مى‏كنند مى‏پردازيم:

1) غرور خود را بشكنيد

آسان هم به نظر نمى‏آمد، اما درست همان كارى بود كه وقتى رابطه «دينس مورلند» با دوستش به هم خورد، او انجام داد.
دينس مورلند اهل هاوايى است و در پايگاه نيروى هوايى هنگام كار مى‏كند. مورلند كه 45 سال دارد تقريباً مدت چهار ماه از
 

12

دخترهاى جوان نوراهيوزنگا مراقبت مى‏كرد آنها با پدرشان روى پايگاه هوايى زندگى مى‏كردند درحالى‏كه نوراىِ چهل ساله براى تكميل دوره تعليمات خود به عنوان يك بهداشتيار دندان در نوادا به سر مى‏بُرد.
مورلند مى‏گويد: «وقتى نورا از من خواست تا از بچه‏هايش نگه‏دارى كنم واقعاً احساس افتخار مى‏كردم».
مورلند زمانى را به خاطر مى‏آورد كه هويرا براى كريسمس به خانه برگشته بود.
خيلى چيزها بود كه بايد به او مى‏گفتم اما او اصلاً به من زنگ نزد.
جشن تولد يكى از دخترهايش بود ولى مورلند را دعوت نكردند. او مى‏گويد: «احساس مى‏كردم از من سوء استفاده شده است».
ابتدا مورلند با خودش قسم خورد كه ديگر با هويرا رابطه برقرار نكند ؛ اما بعداً تصميم گرفت كه غرور خود را بشكند و به دوستش بگويد كه راجع به او چه احساسى دارد. هويرا اعتراف كرد كه آن قدر نگران دورى از خانه و فرزندانش بوده است كه به كلى محبتها و كمكهايى را كه دوستش به او كرده بود، ناديده گرفته است.
او امروز مى‏گويد: «اگر دنيس به من زنگ نزده بود، هرگز نمى‏توانم تصور كنم كه چه اتفاقى مى‏افتاد».
«ويليام ويلموت»، نويسنده كتاب «ارتباطات خويشاوندى» توضيح مى‏دهد كه: «وقتى از دست دوستى دلخور هستيد، غريزه‏تان از شما محافظت مى‏كند. اما اگر بخواهيد مشكلات را سرهم‏بندى كنيد، كار را دشوارتر كرده‏ايد. همه از اينكه تفاوتهاى خود را آشكارا و صادقانه مطرح كنيم، احساس آلودگى مى‏كنيم».

2) عذرخواهى كنيد

هنگامى كه مرتكب اشتباهى شده‏ايد، عذرخواهى كنيد حتى اگر تقصير از شما نبوده است. هيچ كس نبايد اين اجازه را به خود بدهد كه به طور احساسى توسط ديگران مورد سوء استفاده قرار بگيرد ؛ اما در جريان دوستى حتى بهترين انسانها نيز مرتكب اشتباه مى‏شوند.
ويلموت خاطرنشان مى‏كند: «دوستى زمانى در حالت سكون باقى مى‏ماند كه كسى كه مرتكب اشتباه شد اولين قدم براى صلح و آشتى را برندارد».
تحت اين شرايط، بهترين راه ممكن اين است كه شخص متخلّف، پيشقدم شود و از اينكه دوستش را ناراحت كرده يا شرايط او را درك نكرده است، معذرت خواهى كند. وقتى عذرخواهى مى‏كنيد به دوستتان اين فرصت را بدهيد تا اعتراف كند كه او نيز عكس‏العمل تندى از خود نشان داده است. اين، درست همان چيزى است كه براى يك مرد فروشنده 29 ساله اهل درفيلد اتفاق افتاد. زمانى كه جر و بحث سر اجاره پرداخت نشده، دوستى او را با يكى از همكارانش تهديد مى‏كرد. به خاطر قراردادى كه مرد فروشنده و مستأجران (كه دانشجو بودند)، بابت اجاره‏خانه با هم بسته بودند، هر كدام، مسئول بدهى خود بودند. بعد از فارغ‏التحصيلى، مرد فروشنده سعى كرد با چاپلوسى و تملّق، دوستش را وادار به پرداخت كرايه خانه كند. سرانجام هنگامى كه صاحب خانه، آنها را تهديد كرد كه به خاطر بدهى عقب افتاده‏شان از آنان شكايت مى‏كند، مرد فروشنده درحالى‏كه فرياد مى‏زد رو به دوستش كرد و گفت: «شوخى‏اى در كار نيست، تو اعتبار مرا خدشه‏دار كردى».
بعداً او از اينكه اين‏گونه عصبانى شده بود خيلى پشيمان شد. وى مى‏دانست كه دوستش نمى‏خواسته او را اذيت كند و اينكه دوستش فردى بى تعهّد نبوده است. او مى‏گويد: «درست است كه بايد اوّل دوستم به خاطر اينكه مايه عصبانيت مرا فراهم كرده بود از من عذرخواهى كند، ولى من هم نبايد كنترل اعصابم را يكدفعه از دست مى‏دادم. نمى‏خواستم اتفاقى بيفتد كه روابط دوستى‏مان را بر باد دهد».
وقتى مرد فروشنده به دوستش زنگ زد تا از او معذرت خواهى كند دوستش اعتراف كرد كه اشتباه از طرف او بوده است. دوستش هم از او عذرخواهى كرد و بدهى‏اش را پرداخت.
كارشناسان بر اين عقيده‏اند كه انسان، وقتى ناراحت است بدترين كارى كه مى‏تواند انجام دهد شروع يك دعواست. «مايكل لانك» ميانجىِ حرفه‏اى در پيچْ‏بِرگ مى‏گويد: «هنگامى كه مشغول جر و بحث هستيم، نمى‏توانيم به درستى فكر كنيم». او همچنين ادامه مى‏دهد: «به جاى دعوا، بهتر است بپرسيم كه چه اتفاقى دارد مى‏افتد؟ دعوا معنا ندارد».

3) مسائل را از ديدگاه دوستتان بنگريد

«ربه‏كا آدامزْ»، جامعه‏شناس دانشگاه شمال كارولينا، و «روزمارى بليزنر»، پروفسور پيرى‏شناسى و مطالعات خانواده در مؤسسه ويرميناىِ دانشگاه برگ، با 53 نفر بزرگسالى مصاحبه كردند كه هر كدام، مدّت دهها سال است كه با دوستان قديمى و زيادى ارتباطشان را حفظ كرده‏اند. بليزنر مى‏گويد: «مشتاق بوديم كه بدانيم چگونه اين افراد توانستند براى مدت طولانى روابط دوستى‏شان را محكم حفظ كنند».
محققان پى‏بردند كه صبر و شكيبايى، كليد حل مسئله است. «آنا فركل» كه يك روانْ‏درمانگر است اضافه مى‏كند: «شگفت‏انگيز است كه ببينيم چطور از يك سوء تفاهم جزئى، جر و بحث، شروع مى‏شود.
«جان ياگر»، نويسنده كتاب «دگرگونى در دوستى - قدرت دوستى و چگونگى پايه‏ريزى زندگى بر مبناى آن» تعريف مى‏كند كه وقتى پدرش از دنيا رفت، دوست صميمى‏اش در مراسم خاكسپارى شركت نكرد. او مى‏گويد: «احساس نوميدى و لطمه روحى مى‏كردم». بعداً ياگر فهميد كه دوستش به اين دليل در مراسم خاكسپارى پدرش شركت نكرده بود چون خودش هم سوگوار مرگ پدرش بوده است. ياگر مى‏گويد: «نظرم كاملاً عوض شد؛ به جاى اينكه به او بى‏اعتنايى كنم با او همدردى مى‏كردم».

4) بپذيريد كه دوستيها عوض مى‏شوند

بهار سال 1996، «سيدنى لاسون» كه 34 سال دارد و اهل شيكاگو است به همراه يك دوست صميمى‏اش تصميم مى‏گيرند تا با كمك هم يك مهمانى به مناسبت عروسى دوست ديگرشان ترتيب دهند. هر دو زن، موافقت مى‏كنند كه هم كارها و هم هزينه را با هم تقسيم كنند. سپس به سيدنى كه يك وكيل دعاوى است يك كار جديد با مراجعه كنندگان زياد، پيشنهاد مى‏شود. در نتيجه، كل مسؤليت جشن به عهده دوستش مى‏افتد. روز شنبه كه قرار بود مهمانى برگزار شود، سيدنى لاسون همه مقدمات جشن را فراهم مى‏كند و بعد براى 35 نفر تهيه شام مى‏بيند. دوستى كه با هم قرار ترتيب مهمانى را گذاشته بودند، كمى قبل از شروع مراسم، خود را به خانه مى‏رساند. بعداً بابت هزينه نيز به لاسون شكايت مى‏كند. لاسون نيز خيلى عصبانى مى‏شود ولى خودش را كنترل مى‏كند ؛ زيرا در واقع نمى‏خواست رابطه دوستى‏اش با او قطع شود.
اين دو زن با هم در يك كانون كتاب، كار
 

13

مى‏كردند. دوستان مشتركى داشتند و گاهى اوقات از اينكه شام را بيرون از خانه به همراه همسرشان صرف كنند لذت مى‏بردند. حالا به جاى قهر و دعوا، لاسون تصميم گرفته بود كه بازهم با او دوست بماند ؛ ولى نه دوست صميمى. ويلموت مى‏گويد: «همان طور كه خواسته‏ها و سبك زندگى انسانها تغيير مى‏كند، دوستيها نيز با گذشت زمان، رنگ ديگرى به خود مى‏گيرند».
عاقلانه آن است كه دوستان زيادى داشته باشيم و بعضى از اوقات جاى دوستيهاى صميمى‏مان را با ديگرى عوض كنيم.
ياگر مى‏گويد: «دوست پيدا كردن به نظر آسان مى‏آيد، ولى محكم حفظ كردن رابطه دوستى در طول پستى و بلنديهاى معمولى، مشكل‏ترين قسمت كار است كه واقعاً روى روابط ما تأثير مى‏گذارد».
پيشنهاد ياگر، اين است كه: «پديده دوستى را يك موهبت و نعمت بدانيد و تلاش خود را براى حفظ ارزش آن و پرورش هرچه بيشتر آن مبذول داريد».
منبع: patricia skalka, Readers digest, June 99