به كوشش: سيد محسن موسوى
اصول بهداشت روانى: بررسى مقدماتى اصول بهداشت روانى، روانْ درمانى و برنامهريزى در مكتب اسلام، سيد ابوالقاسم حسينى، مشهد: آستان قدس رضوى، چاپ سوم، 1380، 262 ص، وزيرى.
به راستى بهداشت روانى چيست و چه رابطهاى بين آن و مكتب اسلام مىتوان جُست؟ مطالعات انجام شده در بهداشت عمومى و بهداشت روانى نشان مىدهد كه درصد بالايى از اختلالات پزشكى و روانپزشكى به دليل سبك و روشى است كه انسان براى خود چيده است. با برداشت ياد شده، اين سؤال به وجود مىآيد كه: دستاندركاران اين رشته چه پيشنهادهايى مىكنند تا اين درصد كاهش يابد؟
وقتى، يك دستگاه الكترونيك را تهيه مىكنيم بلافاصله دستورالعمل استفاده آن را از فروشنده درخواست مىنماييم. با يك برداشت واقعبينانه مىتوانيم به اين نتيجه برسيم كه دستورالعمل استانداردِ زندگى سالم را بايد از آفريننده انسان درخواست كنيم و خداوند بدون درخواست ما اين كتاب راهنما را در اختيار ما گذاشته و الگوهاى عملى نيز آفريده تا با به كاربستن دستورات آنها زندگى سالمى بسازيم و در حل تمام مشكلات فردى و اجتماعى خود، مورد استفاده قرار دهيم. اين كتاب، كوششى است براى رسيدن به اين هدف بزرگ.
نويسنده، چكيده پيامهاى الهى را - كه ارتباط مستقيم با مباحث بهداشت روانى دارند - در چهل اصل، پيش روى خوانندگان قرار داده است. نويسنده در اين چهل اصل، از اصلهاى توحيدى آغاز كرده و در ادامه مفاهيم بنيادين اسلامى را در مقالههايى كوتاه، بيان كرده و با بيان قواعد برخوردهاى اجتماعى و اصلهاى اخلاقى و رفتارى، كتاب را به پايان رسانده است. در پايان هر فصل - كه دربردارنده يك اصل است - نتايج عملى حاصل شده از آن اصل را بيان مىكند.
اكنون بخشى از اصل «آزادى و كرامت انسان بر اساس كنترل نفس» را - كه اصل نهم كتاب است - مرور مىكنيم:
بر اساس معيارهاى اسلامى، انسان موجودى است كه از طرف خداوند به او كرامت عطا گرديده و او خود نيز موظف است همواره به اين كرامت توجه كند و خود را از هر پَستى درامان دارد. انسان از طريق حفظ كرامت نفس مىتواند به آزادى دست يابد و آزادى چيزى جز حفظ نفس از بديها نيست. هر كس كرامت نفس خود را دريابد، امور غريزى و شهوتها در نزد او بىمقدار خواهد شد.
گفتنى است، دكتر سيد ابوالقاسم حسينى، استاد روانپزشكى دانشگاه علوم پزشكى مشهد و كارشناس بهداشت روانى سازمان جهانى بهداشت است كه سالهاست به عنوان مدير مسئول و سردبير، فصلنامه علمى - پژوهشى «اصول بهداشت روانى» را با شعار: «بهداشت روانى براى همه، همه براى بهداشت روانى» منتشر مىكند.
بهداشت روانى، سعيد شاملو، تهران: رشد، چهاردهم، 1380، 296 ص، وزيرى
«احساس امنيّت» عبارت است از احساس آزادى نسبى از خطر. اين احساس، وضع خوشايندى را ايجاد مىكند و فرد، در آن، داراى آرامش جسمى و روحى است. ايمنى نيز مانند ارزش، از احساسات و عواطف زيربنايى و حياتى براى تأمين بهداشت روانى است. افراد ناأمن، نامتعادلاند. شخصى كه دائماً احساس عدم امنيت، و ترس و خطر از بيرون و درون خود مىكند، نمىتواند انسان سالمى باشد. خطرها گاه نسبت به امور مادّى و ضررهاى دنيوى است و گاه نسبت به مسائل زندگى معنوى و ماوراى طبيعت، و
احساس امنيّت در اين دو مقوله، در بهداشت روان، تأثير بسزايى دارد(ر.ك: فصل ششم كتاب).
كتاب حاضر - كه ويرايش جديدى از كتاب دكتر شاملو است و اضافاتى نسبت به چاپ گذشته دارد - ، داراى بيست و دو فصل است كه يكى از فصلهاى افزوده شده درباره «رابطه مذهب، اخلاق و منش با بهداشت روانى» است.
در اين كتاب، بحثهاى با ارزشى درباره رابطه موضوعاتى چون: احتياجات جسمانى و روانى در تأمين بهداشت روانى، رابطه نياز به: ارزش، امنيت و يادگيرى با بهداشت روانى و... مطرح شده است.
در بخشى از فصل پانزدهم كه «اخلاق و بهداشت روانى» نام دارد آمده است: در خانواده «مَنش اخلاقى، خودكفا و نوعدوست»، رابطه والدين با كودك در عين نزديكى، استحكام و صميميت، فاقد معيارهاى سخت و شديدى است كه در خانواده «منش مقرراتى» مشاهده مىشود. سرمشق اولياى اين كودكان، بيشتر از طريق «عمل» ارائه مىشود نه «گفتار و اندرز». در ارزشهاى اين گروه از پدران و مادران، محبت به ديگران، كار مفيد و توأم با خلّاقيّت، خدمت به همنوع و...، عملاً وجود دارد و موضوع تقوا يكى از مهمترين اصول است. اين اوليا به طور طبيعى و معتدل، تنها در مواردى كه لازم باشد، اِعمال قدرت مىكنند و اين عمل آنها غالباً به صلاح فرزند است، نه براى ارضاى حسّ قدرتطلبىشان.
روانشناسى اسلامى، دكتر سيد ابوالقاسم حسينى، مشهد: دانشگاه علوم پزشكى مشهد، دوم، 1380، 136 ص، وزيرى.
از آن هنگام كه آدمى احساس كرد كه در اين دنيا نمىتواند بدون آگاهى از خويشتن خويش و ديگرى زندگى كند، به شناخت از خود و ديگران پرداخت. خودشناسى كه در حقيقت، شناخت روان (روح) است، مقدّمهاى است براى شناخت آفريننده آن.
كتاب روانشناسى اسلامى با پنج فصل، آغازى است براى احياى مكتب فراموش شده روانشناسى اسلامى. نويسنده در فصل آغازين كتاب پس از تعريفى از روانشناسى اسلامى و تبيين جايگاه روانشناسى در مكتب اسلام، ماهيت روان (روح) را بررسى كرده و نظريه اصالت روان و نظريه مكانيستى (ماشينوارگى) حيات را شرح مىدهد. آنگاه ابعاد روان را برمىشمرد و تفاوت ميان نفس و روان و انواع نفس را بيان مىدارد.
نويسنده در تفاوت نفس و روان(روح) مىگويد: «روح، عامل حيات بدون ارتباط با بدن است كه حتى پس از مرگ (بنابر عقيده موّحدان) حيات مستقل دارد و هنگامى كه به بدن تعلّق مىگيرد و با عناصر مادّى ارتباط برقرار مىسازد، نَفْس نام مىگيرد».
وى در ادامه «فطرت» را شناسانده، درباره عقل و قلب نيز سخن مىگويد.
نويسنده، در فصل دوم، عامل حيات (در روانشناسى) را تعريف كرده، مىگويد: «عامل حيات، نيرويى است كه هماهنگى، نظارت و اجراى كلّيه فعل و انفعالهاى حياتى، رفتارى و ارتباطى موجودهاى زنده را به عهده دارد». آنگاه ده مشخصه را براى آن تعيين مىكند و سپس به شرح هر يك از اين مشخصهها مىپردازد.
نويسنده در فصل سوم، «سازمان شخصيّت» را كه از دو عامل اساسى «عقل» و «شهوت» تشكيل مىشود، تبيين مىكند.
دو فرآيند متفاوت و متضاد روانى «فطرت» و «شهوت» كه هر دو غير اكتسابىاند، هدفهايى را دنبال مىكنند و غلبه هر يك از اين نيروها و فرآيندهاى آن، سازمان شخصيتى فرد را تشكيل مىدهد. در اين فصل، تمامى حدود و شرايط و مؤلّفههاى اين دو عاملِ تشكيل دهنده شخصيّت، بررسى مىشود.
سپس از «عقل تجربى» سخن رانده، به تبيين كاركرد آن مىپردازد و عوامل سازنده نيروى تعقّل را برمىشمرد.
در فصل چهارم، مكانيزم (ساز و كار) بروز اضطراب را بر رسيده و عوامل اضطرابانگيز در انسانِ زير حاكميت فطرت يا شهوت را بر مىشمرد. در فصل پايانى نيز توانسته علمى بودن روانشناسى اسلامى را به اثبات برساند.
نويسنده با ترسيم نمودارها و تصويرهايى به تبيين بهتر بحثها پرداخته و در پايان هر فصل - كه به سان مقالهاى جداگانه است - فهرست منابع را ذكر مىكند.
اين كتاب با مقدمهاى از استاد علامه مرحوم محمدتقى جعفرى(ره) زينت يافته است و در پايان كتاب نيز ديدگاه دانشجويان، درباره روانشناسى اسلامى و تدريس آن در دانشگاه آمده است.
امام، اخلاق، سياست، سيد حسن اسلامى، تهران: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى(ره)، اوّل، 1381، 294 ص، رقعى.
سياست و اخلاق، دو مقولهاى است كه هر انسانى در آغاز، آنها را غيرقابل جمع مىپندارد، ولى نويسنده كتاب، در صدد آشكارسازى امكان پيوند اين دو مقوله است؛ بلكه مىخواهد به اثبات برساند كه سياست مىتواند به منزله امتداد اخلاق باشد.
محور كتاب، «اخلاق» و نسبت آن با «سياست» از ديدگاه امام خمينى است. بحثهاى اين نوشته در سه بخش، فراهم آمده است.
بخش نخست، نگاهى است به اصول اخلاقى - نظرى امام خمينى و آموزههاى اساسى ايشان در باب اخلاق. اين بخش كه «منظومههاى اخلاقى امام» نام دارد آموزههايى است كه بر اساس آنها نظام اخلاق عملى شكل مىگيرد.
بخش دوم، تأمّلى است در باب رابطه اخلاق و سياست كه در آن از آموزههاى «جدايى اخلاق از سياست»، «تبعيت اخلاق از سياست»، «دو سطحى بودن اخلاق و سياست» و آموزه «يگانگى اخلاق و سياست» بحث شده و مورد نقد و بررسى قرار گرفته است.
در بخش سوم، از سياست اخلاقى و عناصر اخلاقى در سياست سخن رفته است. در اين بخش، صداقت، انتقادپذيرى و سادهزيستى، سه ركن اخلاقى سياست معرفى شدهاند.
در اين پژوهش - كه به عنوان پژوهش فرهنگى برگزيده سال 1380 از طرف رئيس جمهور محترم، جناب آقاى خاتمى از آن تقدير شده است - ، نويسنده بر اين باور است كه اخلاق، جايگاه خاصى در نظام فكرى امام خمينى دارد و ايشان به سياست به مَثابه امتداد اخلاق مىنگريست و آن را از منظرى اخلاقى مىديد و معتقد بود كه سياست با همه پيچيدگيهايى كه دارد مىتواند و بايد اخلاقى باشد؛ چرا كه اخلاق از نظر ايشان منحصر به آموزهها و توصيههاى فردى و فرعى نيست؛ بلكه زيرساز زندگى فردى و اجتماعى و اساس سعادت دو جهان است.
راز شادزيستن، اَندرو مَتيوس، ترجمه: وحيد افضلى راد، تهران: نيريز، بيست و چهارم، 1381، 150 ص، وزيرى.
شادى، شادابى، سرزندگى، نشاط و تحرّك، كلماتى هستند كه مفاهيمشان شيرين است و دهان را آب مىاندازد و شاد زيستن، آرزوى هر انسانى است كه به بهسازى حال و آينده زندگى خود مىانديشد.
نويسنده در اين كتاب كه از پرفروشترين كتابها در زمينه روانشناسى است، مىخواهد در شش فصل، راز «شاد زيستن» را به خوانندگان بياموزد.
سالمسازى الگوهاى رفتارى با تصحيح تصوير ذهنىاى كه انسان در ضمير ناهشيار خود دارد، فصل اول كتاب را تشكيل مىدهد. در «زيستن در زمان حال» كه عنوان فصل دوم است نويسنده مىگويد: تمام دارايى ما همين لحظههايى است كه در آن هستيم و از ما مىخواهد كه در «حال» زندگى كنيم؛ زيرا كليد شادى و خرسندى، متمركز ساختن ذهن بر لحظه حال است.
آنچه در ذهن ما مىگذرد، بر زندگى ما تأثير مىگذارد و ما هميشه به سمت چيزهايى كشيده مىشويم كه غالباً به آن مىانديشيم. پس بايد به چيزى فكر كنيم كه دلخواهمان است و با تفكّر مثبت به سازندگى بهتر كمك كنيم.
در فصل سوم كتاب، از ذهن، تخيّل، تمرينهاى ذهنى و... سخن رفته است.
در فصل چهارم، از هدف، برنامهريزى و چگونگى رسيدن به هدف بحث كرده و در فصل پنجم، پاى درس استاد طبيعت نشسته و از طبيعت، درس مىآموزد؛ درس از تغييرات و تأثيرات لحظه به لحظهاى كه اصول و قوانين حاكم بر جهان بر زندگى ما مىگذارد.
نويسنده در فصل پايانى با اين جمله لائوتسه: «يك درخت هر چقدر كه بزرگ باشد با يك دانه آغاز مىشود، و طولانىترين سفرها با اولين قدم» از خواننده مىخواهد كه از همين امروز آغاز كند.
آوردن خلاصه موضوع بحث در پايان هر فصل و استفاده از كلمات بزرگان و دانشمندان و نيز مثالهايى كه در توضيح هر بحث آمده است، از ويژگيهاى خوب اين كتاب است. البته نبودن هيچ مقدمهاى از نويسنده يا مترجم در آغاز اين كتاب، مايه تعجب است.
مجموعه مقالات اولين همايش نقش دين در بهداشت روان، جمعى از نويسندگان، قم: دفتر نشر نويد اسلام، اوّل، 1377، 324 ص، وزيرى.
پيوند و ارتباطى كه ميان روان آدمى و باورها و اعتقادات او وجود دارد و نقشى كه دين به عنوان مجموعه آموزهها و باورها در بهداشت روانى ايفا مىكند، غيرقابل انكار است. موضوعات مشترك بين روانشناسى و مذهب و كشف ارتباط و نياز متقابل اين دو، مورد توجه پژوهشگران قرار دارد.
اوّلين همايش نقش دين در بهداشت روان، به همّت نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه علوم پزشكى ايران، معاونت پژوهشى دانشگاه علوم پزشكى و خدمات بهداشتى درمانى ايران و انستيتو روانپزشكى تهران، در آذرماه 1376 برگزار شد. در اين همايش، مقالات زيادى از اساتيد و پژوهشگران حوزه و دانشگاه ارائه گرديد كه بيست و نه مقاله در اين كتاب گردآورى شدهاند. عناوين برخى از اين مقالات، عبارت است از: نقش صله رحم در بهداشت روانى، رابطه اعتقادات مذهبى و درمان بيمارى افسردگى، سلامت روان زن و زنِ الگو در نگرش دينى، نقش دين در بهداشت روانى اطفال و نوجوانان، مفهوم سلامت و بيمارى روانى از ديدگاه قرآن و حديث، مطالعه رابطه نماز و اضطراب در دانشآموزان دبيرستانى شهر تهران، بهداشت روان از ديدگاه اديان توحيدى، توكل به خداوند متعال به عنوان راهبرد حلّ مشكلات زندگى، بررسى رابطه اعتقادات مذهبى و برخى از رفتارهاى بيماران وسواسى، و تحمّل و استرس در بين جمعيتهاى مذهبى.