ليلا علوى مقدّم
شادى چيست؟
روانشناس برجسته، ديويد مايرز، نويسنده كتاب «به دنبال شادكامى؛ چه كسى شاد است و چرا؟»، شادى را چنين تعريف مىكند: حس خوشى؛ احساس اينكه زندگى، در كل به خوبى و خوشى ادامه مىيابد.
(1)
صرف نظر از اينكه هر فرد در چه مرحلهاى از زندگى قرار داشته باشد، تداوم حالت شادكامى و نشاط، احتمالاً اهميت عمدهاى براى او دارد. به نظر مىرسد كه فلاسفه قديم و مفسران جديد، هيچ كدام قادر به ارائه تعريف دقيق و روشنى از شادكامى و نشاط نبودهاند. در سالهاى اخير، علم روانشناسى تعريف ترديدآميزى از نشاط كرده است كه سرآغازى است براى اينكه بدانيم چگونه مىتوان آن را افزايش داد.
ادوارد دينر به اين نتيجه رسيده است كه شادكامى و نشاط، تركيبى است از: وجود عاطفه
مثبت يا خوشايند، نبودن عاطفه منفى يا ناخوشايند، زندگى بسيار رضايتمندانه و ادراك
خُشنود كننده فرد از زندگى.
(2)
شادكامى و نشاط، حالتى است كه در آن، شخص، تمايل به تغيير مثبت دارد و به تعبير ديگر، نشاط يعنى سرزندگى و آمادگى براى پيشرفت.
روان انسان در مقابل عوامل بيرونى و درونى، واكنشهاى مختلفى را از خود نشان مىدهد
كه به آنها «هيجان» مىگويند. يكى از جنبههاى هيجان - كه گاه مثبتاند و گاه منفى
- ، «شادى» است كه با واژههايى چون: سرور، نشاط و خوشحالى، هم معناست. تعريفهاى
پراكندهاى از اين هيجان شده است و در آنها «شادى» به: مجموع دردها، تركيبى از
عاطفه مثبت بالا و عاطفه منفى پايين، احساس مثبتى كه ناشى از حسّ ارضا و پيروزى
است، و ... معنا شده است.(3)
به طور خلاصه مىتوان گفت: هر انسانى مطابق جهانبينى و انديشه خويش، اگر به چيزهاى
مورد علاقهاش برسد، در خود، حالتى احساس مىكند كه «شادى» نام دارد. به بيان
ديگر، شادى، نبود نگرانى و اندوه در قلب و ذهن انسان است.(4)
عوامل مؤثّر بر شادى
مطالعات و پژوهشهاى روانشناسان در سالهاى اخير، نشان مىدهد كه اگر مردم، عوامل
شادى بخش نسبتاً پايدار (مانند همسر يا دوستانى مهربان و حمايت كننده، شغلى سالم و
سازنده، برنامه تفريحى لذت بخش و منظم) را با شاديهاى كوچك و گذرا (نظير گرفتن
نمره خوب يا تشويق كارى، رفتن به گردش يا مسافرتى كوتاه مدت) بياميزند، به
بالاترين درجه شادى نايل مىشوند.
(5)
مدتهاست كه ثابت شده خوشبختى به پول و امكانات زياد، موقعيت اجتماعى بالا، زن يا مرد بودن، برخوردارى از چهرهاى زيبا و... بستگى ندارد؛ چرا كه اگر نگوييم بسيارى از دارندگان عوامل ياد شده، داراى گرفتاريها و رنجهاى بيشترى از مردم عادى هستند، مىتوان گفت كه از نظر شادى پايدار درونى، امتيازى بر ديگران ندارند. پس شادكامى به چه خصوصيات و عواملى مربوط است؟
پژوهشهاى تجربى، بر: صفات معينى از شخصيت، شغل متناسب با مهارتها، پيوندهاى صميمانه دوستى، و ايمان مذهبى تأكيد مىكنند.
در ميان صفات و خصلتهاى شخصيت، اعتماد به نفس بالا، خوشبينى، برونگرايى و احساس
و باورِ كنترل داشتن بر خود، اهميت بيشترى دارند.
(6)
الف) عوامل اصلى
خانم اليزابت هارلوك، روانشناس معاصر، سه «ميم» را عوامل اصلى شادى مىداند: 1) محبوبيت، 2) مقبوليت، 3) موفقيت.
محبوبيت، يعنى ديگران را دوست داشته باشيم و دوستمان داشته باشند.
مقبوليت، يعنى مورد پذيرش ديگران بودن و انجام دادن تعهد و مسئوليتى مشخّص.
موفقيّت، يعنى موفّق بودن در كارها، بخصوص در كار و وظيفه اصلى و داشتن انگيزه
براى موفقيّت.
(7)
ب) ديگر عوامل
در زير به مهمترين عوامل مؤثر بر شادى اشاره مىكنيم:
1) ثروت: برخى از مطالعات به روشنى نشان دادهاند كه افراد ثروتمند، شادتر از مردم فقير هستند، اگرچه اين مطالعات نشان مىدهند كه داشتن ثروت نسبى (متوسط)، نسبت به ثروت زياد، در ايجاد شادكامى، ارحجيّت دارد.
2) مذهب: پژوهشهاى روانشناسان غربى نشان مىدهد كه افراد معتقد به خدا و جهان آخرت
و تعاليم كتاب مقدّس، شادتر و براى زندگى، پرانگيزهترند. همچنين افرادى كه به طور
مرتب به كليسا مىروند، شادتر از كسانى هستند كه به كليسا نمىروند.
(8)
3) سن: مطالعات قديمىتر نشان مىدهند كه افراد جوان، شادتر هستند؛ امّا مطالعات اخير، تفاوتى در اينكه مسنترها شادترند يا جوانترها، نشان نمىدهند. شايد اين مسئله ناشى از اين باشد كه جوانترها هم شاديها و هم ناشاديهاى شديد خود را گزارش مىدهند؛ امّا مسنترها تنها به بيان شادكاميهاى خود مىپردازند.
4) جنس: اثر جنس بر روى شادكامى واضحتر است. زن و مرد در بهرهمندى از شادكامى متفاوت نيستند. با اين حال، ابراز سرخوشىِ آنها متفاوت است. زنان جوان، شادتر از مردان جوان هستند؛ امّا عكس آن درباره زنان و مردان مسنتر صادق است؛ يعنى زنان مسن، ناشادتر از مردان مسن هستند.
5) نژاد: در سياه پوستان، شادى و شادكامى پايينتر از سفيدپوستان است. به دليل تبعيض نژادى، شادكامى دو گروه از سياهپوستان و سفيدپوستان، با هم نابرابر است: سياهان تحصيل كرده و سفيدپوستانِ ثروتمند.
6) كار: شايد بيشتر از عوامل ديگر مىتوان پيشبينى كرد كه بيكارى، ناشادى مىآورد. اگر ما در طبقه شغلى خويش، هيچ كارى براى انجام دادن نداشته باشيم و بيكار باشيم، احساس رنج مىكنيم و اين مسئله منجر به كاهش شديد شادكامى در ما مىشود.
7) خانواده: برخى پژوهشها نشان مىدهند كه افرادى كه ازدوج كردهاند، نسبت به افراد مجرّد، از شادابى بيشترى برخوردارند. همچنين كسانى كه در خانواده از آرامش و حمايت برخوردارند، شادترند.
8) فعاليتها و پيوندهاى اجتماعى: تحقيقات، حاكى از آن است كه افراد «فعّال» اجتماعى، در مقايسه با افراد «نسبتاً فعّال»، گرايش بيشترى به شادى دارند و حضور در اجتماع،
بر سطح شادى افراد، نقش مثبت و مؤثّرى دارد.
9) رويدادهاى زندگى: مطالعات قديمى روانشناسى، نشان مىدهد كه اتفاقات زندگى، به آنچه كه مردمْ خودشان آن را مطلوب توصيف مىكنند (به عبارت ديگر، با اعتماد به نفسشان) ارتباط بسيارى دارد. كسانى كه خودشان را دوست دارند، شادتر هستند.
10) شخصيت: كسانى كه روانْرنجور هستند، از كنار آمدن بازندگى روزانه در رنجاند و بنا بر اين، عجيب نيست كه احساس شادمانى نكنند.
11) نگرش مثبت: ارتباط بين شادكامى و نگرش خوشبينانه نسبت به زندگى، نقش مهمّى در طرّاحى برنامههايى دارد كه براى افزايش شادكامى ارائه مىشود.
12) هوش: جالب است كه افراد باهوش، معمولاً به دليل داشتن خصوصيّات شخصيتى ديگرى كه آنها را در موقعيّتهاى اجتماعى به فعاليت وا مىدارد، شاد هستند، نه به خاطر هوششان. به عنوان مثال، افراد باهوش، مخصوصاً در محيطهايى مانند دانشگاه، كه داشتن هوش بالا ارزشمند است، شادند.
13) سلامت جسمانى: داشتن سلامت، ارتباط پيچيدهاى با شادى دارد. سلامت مىتواند
شرط لازم (امّا نه كافى) براى شادى باشد. افراد سالم، اغلب شاد هستند؛ گرچه آن را
گاهگاهى از طريق عوامل شادىزا به دست مىآورند؛ امّا افراد ناسالم (بيمار) به
دليل عوامل متعدد، ناشادتر هستند. همچنين سوء تغذيه يا برنامه نامناسب غذايى يا
بدخوابى و يا نداشتن تحرّك جسمى لازم مىتواند به افسردگى فرد و از ميان رفتن نشاط
او كمك كند.(9)
شادىآفرينى در خويش
براى افزايش شادى در افراد مىتوان راههايى را پيشنهاد كرد:
1. ايمان: مهمترين عامل مسرّتانگيز، ايمان به خداست(ر.ك: سوره انعام، آيه 81 و 82). نداشتن نگرانى و اضطراب و رسيدن به اطمينان قلبى، اساس هر نوع شادى است و اين ميسّر نيست، مگر با ايمان به قدرت مطلقى كه سرچشمه همه نيكيهاست (پيش از اين نيز به تحقيقاتى درباره نقش مذهب، اشاره كرديم).
2 . رضايت و تحمّل: امام صادق(ع)فرموده است: «نشاط و شادى، در پرتو راضى بودن به
رضاى خدا و يقين به دست مىآيد و اندوه و غم در شك و ناخُشنودى از مقدّرات الهى
حاصل مىشود».
(10)
3 . پرهيز از گناه و ناديده گرفتن حقوق ديگران: پرهيز از گناه، در بيشتر مواقع، پرهيز از لذايد مادّى سطحى است؛ امّا براى انسان شادىآور است؛ زيرا روح انسان به گونهاى است كه گاهى از «پرهيز» و «رياضت معقول»، سرخوش مىشود. ناديده گرفتن حقوق ديگران نيز به طور قطع، موجب ناآرامى وجدان آدمى خواهد شد و سرنوشت معنوى او را به مخاطره مىاندازد.
4 . مبارزه با نگرانيها: اگر انسان بتواند نگرانيها و اندوهها را از خود دور كند، شاد است. كسانى كه دچار دلهره و نگرانى باشند، از هيچ يك از امكانات زندگى، لذّتى نمىبرند.
5 . تبسم و خنده: گرمى تبسّم و خنده كينهها را از بين مىبرد و روابط انسانى را تعادل مىبخشد. وقتى كه ما مىخنديم، همه چيز به نفع جسم و روح ما پيش مىرود. حتى وقتى كه انسان غمگين است، بهترين كار، اين است كه در برخورد با ديگران، خود را شاد نشان دهد و تبسّم نمايد.
6 . شوخى: طبعيت انسان، شوخى را مىپسندد و با آن شاد مىشود؛ زيرا مزاح، براى مدتى تصويرهاى پياپى غمناك را قطع مىكند و عناصر شادى بخش را در لايههاى روانِ آدمى فرو مىبرد.
7 . بوى خوش: بوى خوش، نشاط مىآورد. در روابط انسانها با يكديگر نيز بوى خوش، عامل فرحانگيز مهمّى است و متقابلاً بوى بد، نااميد كننده و باعث افسردگى است.
8 . لباسهاى روشن و تنوّع رنگها در محيط زندگى: رنگ روشن، شادىآفرين است و در
شريعت، توجه زيادى به پوشيدن لباسهاى روشن شده است. پيامبر(ص) فرمود: «جامه سفيد
بپوشيد كه نيكوترين رنگهاست».
(11) همچنين پيشوايان ما از
رنگهاى متنوّع (زرد، قرمز، سفيد، سبز، نارنجى، مشكى و...) در لباس و كفش و
ابزارهاى زندگى، استفاده مىكردهاند.
(12)
9 . خودآرايى و محيطآرايى: آراستگى ظاهرى انسان، عامل مهمّى در محبوبيت وى و جذب افراد به كردارهاى پسنديده است.
10 . تحرّك جسمى و فكرى روزانه: شادى ممكن است به وسيله تغيير نگرشها و يا شرايط اجتماعى دچار دگرگونى شود. عادت به يك برنامه ورزشى و مطالعاتى (مطالعه علمى همراه با تفكّر و تحليل) و گفتگوى روزانه، با هدفِ داشتن آمادگى جسمى و متعادل نگه داشتن دستگاهها و اندامهاى بدن و نيز فعّال نگه داشتن ذهن، مىتواند بسيار سودمند باشد.
11 . مثبت نگريستن: ايجاد نگرش مثبت در خويش از طريق: خودسازى آگاهانه، تقويت اميد به آينده و به لطف خداوند، يكى از رازهاى شاد زيستن است. روانشناسان معتقدند كه خوشبينى - كه يك ويژگى شخصيتى به حساب مىآيد - مىتواند شادى را افزايش دهد.
12 . داشتن الگوهاى خوب و متعالى: به نظر مىرسد كه مطالعه گفتههاى پيشوايان و الگوگيرى از زندگى آنان و ديگر انسانهاى خوشبخت و موفق، بر شادابى مىافزايد.
13 . رويكرد به ادبيات و هنر: ادبيات و هنر، علاوه بر تسكين دهنده بودن، به شكوفايى استعدادهاى انسان و نيز افزايش مقبوليت وى كمك مىكنند. به هر حال، نقش شعر خوب، موسيقى خوب، فيلم خوب و... در شادى بخشى، غيرقابل انكار است.
14 . بهرهگيرى متعادل از خُوشيهاى زندگى: امام كاظم(ع) فرمود: «شبانهروزتان را
به چهار قسمت تقسيم كنيد: بخشى را به كار و تلاش اختصاص دهيد؛ قسمتى را به عبادت
خداوند بگذرانيد، بخشى را در كسب دانش و بخش چهارم را در خوشيهاى حلال و پسنديده
صرف كنيد و از چهارمى براى سه تاى ديگر، كمك بگيريد».
(13)
15 . سير و سفر و تفريح: امام صادق (ع) فرمود: «سفر كنيد تا سالم باشيد».
(14)
از حضرت على (ع) نيز روايت شده است كه: «چنانكه بدنْ خسته مىشود، روح نيز خسته و
دلتنگ مىگردد و هر دو به تفريح و استراحت نياز دارند».
(15)
16 . حضور در جمع افراد شاد: حضور در جمع انسانهاى شاد، موقعيتهايى را براى شاد بودن، فراهم مىآورد. مجالس شادى، چنانچه خردمندانه و اخلاقى برگزار شوند، بهترين وسيله براى تجربه كردن روشهاى به شادى رسيدن و نيز شاد ساختن ديگران است.
17 . تغذيه مناسب: پژوهشها نشان دادهاند كه صبحانه مناسب و حاوى مختصرى موادّ قندى، سهم بسزايى در شادى روزانه دارد. همچنين برخى پروتئينهاى موجود در گوشت و سبوس غلّات و همچنين گروه ويتامينهاى «ب»، نقش مؤثرى در شادىبخشى و پيشگيرى از افسردگى دارند (درست به عكس غذاهاى حاوى كافئين، مثل چاى و قهوه). نقش سبزيجات و ميوهها (بويژه سيب و پرتقال و زيتون) و شير تازه در افزايش نشاط، غيرقابل انكار است.
18 . خواب كافى: مهم نيست كه چهقدر مىخوابيم. مهم، اين است كه از بيدارىمان خوب استفاده كنيم. پس لازم است كه خوابمان منظّم باشد و زيادى نخوابيم (كه تنبلى و بىمسئوليتى مىآورد) و كم نخوابيم (كه موجب اختلال در فعاليتهاى بيدارى مىشود).
19 . اميد به آينده: امام حسن(ع) فرموده است: «براى دنيا چنان تلاش كن كه گويا
هميشه زندهاى، و براى آخرت، چنان مهيّا شود كه گويا فردا به سويش پرمىكشى».(16)
نااميدى، گناهى بزرگ است و از كسانى سَر مىزند كه با خداوند، بيگانهاند و نشاط
«توكّل» در آنها نيست.(17)
شادى بخشى به ديگران
سرّ طربناكى دائمى عارفان را در اين دانستهاند كه آنها هر روز و هر ساعت، در پى
ارتقاى علمى و اخلاقى خويش و جامعه خويشاند. امروز و ديروزشان يكى نيست. و از
آنجا كه تعلقات كمترى در دنيا دارند، سبكبارترند و گرفتاريهايشان كمتر است. ديگر
انسانها را دوست مىدارند و به يارى آنها مىشتابند. روابط ساده و صميمانهاى با
ديگران دارند و... خلاصه چنان روح فعال و پرشتابى دارند كه غم در آن نمىپايد.
(18)
پس بايد پذيرفت كه شادى پايدار، آسان به دست نمىآيد و شادمانگى، نتيجه يك تلاش واقعى و آگاهانه و در نتيجه، قابل انتقال به ديگران است. بدين ترتيب، بايد باور داشت كه شاد بودن، هنر است و شاد ساختن، هنرى بزرگتر؛ هنرى كه آموختنش وظيفه انسانى و اسلامىِ ماست.
اهتمام به رفع مشكلات و رنجهاى ديگران، گوش شنوا داشتن و سنگ صبور ديگران شدن، صبورى در برابر ناملايمات و عدم انتقال اندوه يا خشم خويش به ديگران، شوخ طبعى، خوشرويى و خوش سخنى را مىتوان سادهترين راههاى شادى بخشى دانست.
آراستن و پيراستن محيط كار و زندگى و نظم بخشيدن به آن، خودآرايى، خوشبو ساختن خويش و محيط خويش، ايجاد گروههاى فكرى و ورزشى، به راه انداختن سفرهاى علمى و تفريحى، حلّ مشكلات فكرى ديگران، و... نيز راههاى ساده ديگرى براى شاد ساختن ديگراناند.
آيا بايد منتظر «شادى» بود؟
اساساً خلقت هستى و انسان به گونهاى است كه شادىهايى براى آدمى فراهم مىآورد: بهار طربانگيز، طلوع خورشيد، صبح پرلطافت، آبشارهاى زيبا، گلهاى رنگارنگ، ازدواج و پيوند دو انسان و بسيارى ديگر از پديدههاى جهان، براى انسان، شادىآور و مسرّتخيز است.
برخى در پاسخ به سؤال «عوامل شادى آفرين كداماند؟»، مىگويند: نبايد عوامل شادى
آفرين را مشخص كرد؛ چون اگر به شادى بينديشى، در واقع، شادى را از بين بردهاى.
(19)
اين سخن، درست نيست؛ چون اگر انسان براى هر كارى آگاهى نسبى داشته باشد، مسلّطتر مىتواند آن كار را انجام دهد. كسانى كه به دنبال كسب شادىاند، بيش از ديگران، فرصت دستيابى به آن را پيدا مىكنند.
پاسخ اكثر مردم به سؤالِ پيش گفته، «داشتن ثروت، شهرت و قدرت» است و از اين ميان، تأكيد بر شادى افزايىِ «امكانات و ثروت»، بيش از عوامل ديگر است. با اين همه، به تجربه ثابت شده است كه ثروت به تنهايى شادى نمىآورد. جوانههاى شادى را بايد در قلب و ذهن و نگاه انسان، جستجو كرد.
فوايد شادى
شادابى، حالتى درونى است كه بر انديشهها و رفتار آدمى تأثير مىگذارد و زندگى را از خُمود و ايستايى باز مىدارد و سبب تجديد قوا براى ادامه حركت تكاملى مىشود. در پرتو شادى است كه انسان مىتواند به خودسازى بپردازد و در اجتماع، نقش سازندهاى ايفا كند و از حالت منفعل به حالت فعّال درآيد.
در فوايد شادى مىتوان به اميد بخشيدن به آدمهاى غمگين و خسته و تهيدست و يا تسكين دردها و كاستن از رنجهاى جامعه خويش اشاره كرد.
آرى! با شادى، زندگى انسان، معنا مىيابد و ناكامى و نااميدى و ترس و نگرانى بىاثر مىشود.
1) شادى و زندگى، مهدى بهادرىنژاد، نشر اوحدى، ص 25.
2) روانشناسى كمال، دوآن شولتس، ترجمه گيتى خوشدل، نشر نو، ص 49.
3) هيجانها، روبرت پلاچيك، ترجمه محمود رمضانزاده، ص 187.
4) روانشناسى شادى، مايكل آيزِنك، ترجمه خشار بيگى و مهرداد و فيروزبخت، ص 42 و 179؛ انگيزش و هيجان، جان مارشال ريو، ترجمه: يحيى سيد محمدى، ص 367.
5) روانشناسى شادى، ص 43.
6) آخرين راز شاد زيستن، اندرو متيوس، ترجمه: وحيد افضلىراد، نشر نيريز، ص 137.
7) روانشناسى شخصيت سالم، آبراهام مزلو، ترجمه: شيوا رويگريان، نشر هدف، ص 93.
8) ر.ك: آيا دين براى سلامتى شما سودمند است؟ (آثار دين بر بهداشت روان)، هارولد . جى . كويينگ، ترجمه: بتول نجفى، تهران، پژوهشكده علوم انسانى و مطالعات فرهنگى.
9) شوخ طبعى و سلامت روان»، محمود گلزارى، حديث زندگى، پيش شماره 2 (دفتر شادابى)، ص 14.
10) درباره عوامل مؤثّر بر شادى، ر.ك: راز شاد زيستن، اندرو متيوس، ترجمه: وحيد افضلى راد، نشر نيريز، ص 21 - 43؛ شادى و زندگى، ص 25 - 29؛ شرع و شادى، ابوالفضل طريقهدار، بوستان كتاب قم، ص 32 - 59.
11) بحارالأنوار، ج 71، ص 195.
12) وسائل الشيعة، ج 3، ص 355.
13) الكافى، ج 6 (الروضة)، كتاب اللباس و كتاب الزينة؛ جامع أحاديث الشيعة، اسماعيل معزّى، أبواب التجمّل والزينة.
14) بحارالأنوار، ج 8، ص 251.
15) روضة المتّقين، ج 44، ص 278.
16) بحارالأنوار، ج 44، ص 139.
17) درباره عوامل شادى آفرين، ر.ك: چگونه شخصيّت سالمتر بيابيم؟، وين داير، ترجمه: بدرالزمان نيك سيرت؛ شرع و شادى، ابوالفضل طريقهدار؛ شادى و زندگى، مهدى بهادرى نژاد.
18) چرا ملّتى شاد نيستيم؟»، گفتگو با عبدالكريم سروش، روزنامه همشهرى، ش 2070.
19) شادى و زندگى، ص 26.