مجلات >حديث زندگی>شماره 9

راهى به شهر شادى

ليلا علوى مقدّم

 


44

شادى چيست؟

روان‏شناس برجسته، ديويد مايرز، نويسنده كتاب «به دنبال شادكامى؛ چه كسى شاد است و چرا؟»، شادى را چنين تعريف مى‏كند: حس خوشى؛ احساس اينكه زندگى، در كل به خوبى و خوشى ادامه مى‏يابد.(1)
صرف نظر از اينكه هر فرد در چه مرحله‏اى از زندگى قرار داشته باشد، تداوم حالت شادكامى و نشاط، احتمالاً اهميت عمده‏اى براى او دارد. به نظر مى‏رسد كه فلاسفه قديم و مفسران جديد، هيچ كدام قادر به ارائه تعريف دقيق و روشنى از شادكامى و نشاط نبوده‏اند. در سالهاى اخير، علم روانشناسى تعريف ترديدآميزى از نشاط كرده است كه سرآغازى است براى اينكه بدانيم چگونه مى‏توان آن را افزايش داد.
ادوارد دينر به اين نتيجه رسيده است كه شادكامى و نشاط، تركيبى است از: وجود عاطفه مثبت يا خوشايند، نبودن عاطفه منفى يا ناخوشايند، زندگى بسيار رضايتمندانه و ادراك خُشنود كننده فرد از زندگى.(2)
شادكامى و نشاط، حالتى است كه در آن، شخص، تمايل به تغيير مثبت دارد و به تعبير ديگر، نشاط يعنى سرزندگى و آمادگى براى پيشرفت.
 

45

روان انسان در مقابل عوامل بيرونى و درونى، واكنشهاى مختلفى را از خود نشان مى‏دهد كه به آنها «هيجان» مى‏گويند. يكى از جنبه‏هاى هيجان - كه گاه مثبت‏اند و گاه منفى - ، «شادى» است كه با واژه‏هايى چون: سرور، نشاط و خوشحالى، هم معناست. تعريفهاى پراكنده‏اى از اين هيجان شده است و در آنها «شادى» به: مجموع دردها، تركيبى از عاطفه مثبت بالا و عاطفه منفى پايين، احساس مثبتى كه ناشى از حسّ ارضا و پيروزى است، و ... معنا شده است.(3)
به طور خلاصه مى‏توان گفت: هر انسانى مطابق جهانبينى و انديشه خويش، اگر به چيزهاى مورد علاقه‏اش برسد، در خود، حالتى احساس مى‏كند كه «شادى» نام دارد. به بيان ديگر، شادى، نبود نگرانى و اندوه در قلب و ذهن انسان است.(4)

عوامل مؤثّر بر شادى

مطالعات و پژوهشهاى روانشناسان در سالهاى اخير، نشان مى‏دهد كه اگر مردم، عوامل شادى بخش نسبتاً پايدار (مانند همسر يا دوستانى مهربان و حمايت كننده، شغلى سالم و سازنده، برنامه تفريحى لذت بخش و منظم) را با شاديهاى كوچك و گذرا (نظير گرفتن نمره خوب يا تشويق كارى، رفتن به گردش يا مسافرتى كوتاه مدت) بياميزند، به بالاترين درجه شادى نايل مى‏شوند.(5)
مدتهاست كه ثابت شده خوشبختى به پول و امكانات زياد، موقعيت اجتماعى بالا، زن يا مرد بودن، برخوردارى از چهره‏اى زيبا و... بستگى ندارد؛ چرا كه اگر نگوييم بسيارى از دارندگان عوامل ياد شده، داراى گرفتاريها و رنجهاى بيشترى از مردم عادى هستند، مى‏توان گفت كه از نظر شادى پايدار درونى، امتيازى بر ديگران ندارند. پس شادكامى به چه خصوصيات و عواملى مربوط است؟
پژوهشهاى تجربى، بر: صفات معينى از شخصيت، شغل متناسب با مهارتها، پيوندهاى صميمانه دوستى، و ايمان مذهبى تأكيد مى‏كنند.
در ميان صفات و خصلتهاى شخصيت، اعتماد به نفس بالا، خوش‏بينى، برون‏گرايى و احساس و باورِ كنترل داشتن بر خود، اهميت بيشترى دارند.(6)

الف) عوامل اصلى

خانم اليزابت هارلوك، روان‏شناس معاصر، سه «ميم» را عوامل اصلى شادى مى‏داند: 1) محبوبيت، 2) مقبوليت، 3) موفقيت.
محبوبيت، يعنى ديگران را دوست داشته باشيم و دوستمان داشته باشند.
مقبوليت، يعنى مورد پذيرش ديگران بودن و انجام دادن تعهد و مسئوليتى مشخّص.
موفقيّت، يعنى موفّق بودن در كارها، بخصوص در كار و وظيفه اصلى و داشتن انگيزه براى موفقيّت.(7)

ب) ديگر عوامل

در زير به مهم‏ترين عوامل مؤثر بر شادى اشاره مى‏كنيم:
1) ثروت: برخى از مطالعات به روشنى نشان داده‏اند كه افراد ثروتمند، شادتر از مردم فقير هستند، اگرچه اين مطالعات نشان مى‏دهند كه داشتن ثروت نسبى (متوسط)، نسبت به ثروت زياد، در ايجاد شادكامى، ارحجيّت دارد.
2) مذهب: پژوهشهاى روانشناسان غربى نشان مى‏دهد كه افراد معتقد به خدا و جهان آخرت و تعاليم كتاب مقدّس، شادتر و براى زندگى، پرانگيزه‏ترند. همچنين افرادى كه به طور مرتب به كليسا مى‏روند، شادتر از كسانى هستند كه به كليسا نمى‏روند.(8)
3) سن: مطالعات قديمى‏تر نشان مى‏دهند كه افراد جوان، شادتر هستند؛ امّا مطالعات اخير، تفاوتى در اينكه مسن‏ترها شادترند يا جوان‏ترها، نشان نمى‏دهند. شايد اين مسئله ناشى از اين باشد كه جوان‏ترها هم شاديها و هم ناشاديهاى شديد خود را گزارش مى‏دهند؛ امّا مسن‏ترها تنها به بيان شادكاميهاى خود مى‏پردازند.
4) جنس: اثر جنس بر روى شادكامى واضح‏تر است. زن و مرد در بهره‏مندى از شادكامى متفاوت نيستند. با اين حال، ابراز سرخوشىِ آنها متفاوت است. زنان جوان، شادتر از مردان جوان هستند؛ امّا عكس آن درباره زنان و مردان مسن‏تر صادق است؛ يعنى زنان مسن، ناشادتر از مردان مسن هستند.
5) نژاد: در سياه پوستان، شادى و شادكامى پايين‏تر از سفيدپوستان است. به دليل تبعيض نژادى، شادكامى دو گروه از سياهپوستان و سفيدپوستان، با هم نابرابر است: سياهان تحصيل كرده و سفيدپوستانِ ثروتمند.
6) كار: شايد بيشتر از عوامل ديگر مى‏توان پيش‏بينى كرد كه بيكارى، ناشادى مى‏آورد. اگر ما در طبقه شغلى خويش، هيچ كارى براى انجام دادن نداشته باشيم و بيكار باشيم، احساس رنج مى‏كنيم و اين مسئله منجر به كاهش شديد شادكامى در ما مى‏شود.
7) خانواده: برخى پژوهشها نشان مى‏دهند كه افرادى كه ازدوج كرده‏اند، نسبت به افراد مجرّد، از شادابى بيشترى برخوردارند. همچنين كسانى كه در خانواده از آرامش و حمايت برخوردارند، شادترند.
8) فعاليتها و پيوندهاى اجتماعى: تحقيقات، حاكى از آن است كه افراد «فعّال» اجتماعى، در مقايسه با افراد «نسبتاً فعّال»، گرايش بيشترى به شادى دارند و حضور در اجتماع،
 

46

بر سطح شادى افراد، نقش مثبت و مؤثّرى دارد.
9) رويدادهاى زندگى: مطالعات قديمى روانشناسى، نشان مى‏دهد كه اتفاقات زندگى، به آنچه كه مردمْ خودشان آن را مطلوب توصيف مى‏كنند (به عبارت ديگر، با اعتماد به نفسشان) ارتباط بسيارى دارد. كسانى كه خودشان را دوست دارند، شادتر هستند.
10) شخصيت: كسانى كه روانْ‏رنجور هستند، از كنار آمدن بازندگى روزانه در رنج‏اند و بنا بر اين، عجيب نيست كه احساس شادمانى نكنند.
11) نگرش مثبت: ارتباط بين شادكامى و نگرش خوش‏بينانه نسبت به زندگى، نقش مهمّى در طرّاحى برنامه‏هايى دارد كه براى افزايش شادكامى ارائه مى‏شود.
12) هوش: جالب است كه افراد باهوش، معمولاً به دليل داشتن خصوصيّات شخصيتى ديگرى كه آنها را در موقعيّتهاى اجتماعى به فعاليت وا مى‏دارد، شاد هستند، نه به خاطر هوششان. به عنوان مثال، افراد باهوش، مخصوصاً در محيطهايى مانند دانشگاه، كه داشتن هوش بالا ارزشمند است، شادند.
13) سلامت جسمانى: داشتن سلامت، ارتباط پيچيده‏اى با شادى دارد. سلامت مى‏تواند شرط لازم (امّا نه كافى) براى شادى باشد. افراد سالم، اغلب شاد هستند؛ گرچه آن را گاه‏گاهى از طريق عوامل شادى‏زا به دست مى‏آورند؛ امّا افراد ناسالم (بيمار) به دليل عوامل متعدد، ناشادتر هستند. همچنين سوء تغذيه يا برنامه نامناسب غذايى يا بدخوابى و يا نداشتن تحرّك جسمى لازم مى‏تواند به افسردگى فرد و از ميان رفتن نشاط او كمك كند.(9)

شادى‏آفرينى در خويش

براى افزايش شادى در افراد مى‏توان راههايى را پيشنهاد كرد:
1. ايمان: مهم‏ترين عامل مسرّت‏انگيز، ايمان به خداست(ر.ك: سوره انعام، آيه 81 و 82). نداشتن نگرانى و اضطراب و رسيدن به اطمينان قلبى، اساس هر نوع شادى است و اين ميسّر نيست، مگر با ايمان به قدرت مطلقى كه سرچشمه همه نيكيهاست (پيش از اين نيز به تحقيقاتى درباره نقش مذهب، اشاره كرديم).
2 . رضايت و تحمّل: امام صادق(ع)فرموده است: «نشاط و شادى، در پرتو راضى بودن به رضاى خدا و يقين به دست مى‏آيد و اندوه و غم در شك و ناخُشنودى از مقدّرات الهى حاصل مى‏شود».(10)
3 . پرهيز از گناه و ناديده گرفتن حقوق ديگران: پرهيز از گناه، در بيشتر مواقع، پرهيز از لذايد مادّى سطحى است؛ امّا براى انسان شادى‏آور است؛ زيرا روح انسان به گونه‏اى است كه گاهى از «پرهيز» و «رياضت معقول»، سرخوش مى‏شود. ناديده گرفتن حقوق ديگران نيز به طور قطع، موجب ناآرامى وجدان آدمى خواهد شد و سرنوشت معنوى او را به مخاطره مى‏اندازد.
4 . مبارزه با نگرانيها: اگر انسان بتواند نگرانيها و اندوهها را از خود دور كند، شاد است. كسانى كه دچار دلهره و نگرانى باشند، از هيچ يك از امكانات زندگى، لذّتى نمى‏برند.
5 . تبسم و خنده: گرمى تبسّم و خنده كينه‏ها را از بين مى‏برد و روابط انسانى را تعادل مى‏بخشد. وقتى كه ما مى‏خنديم، همه چيز به نفع جسم و روح ما پيش مى‏رود. حتى وقتى كه انسان غمگين است، بهترين كار، اين است كه در برخورد با ديگران، خود را شاد نشان دهد و تبسّم نمايد.
6 . شوخى: طبعيت انسان، شوخى را مى‏پسندد و با آن شاد مى‏شود؛ زيرا مزاح، براى مدتى تصويرهاى پياپى غمناك را قطع مى‏كند و عناصر شادى بخش را در لايه‏هاى روانِ آدمى فرو مى‏برد.
7 . بوى خوش: بوى خوش، نشاط مى‏آورد. در روابط انسانها با يكديگر نيز بوى خوش، عامل فرح‏انگيز مهمّى است و متقابلاً بوى بد، نااميد كننده و باعث افسردگى است.
8 . لباسهاى روشن و تنوّع رنگها در محيط زندگى: رنگ روشن، شادى‏آفرين است و در شريعت، توجه زيادى به پوشيدن لباسهاى روشن شده است. پيامبر(ص) فرمود: «جامه سفيد بپوشيد كه نيكوترين رنگهاست».(11) همچنين پيشوايان ما از رنگهاى متنوّع (زرد، قرمز، سفيد، سبز، نارنجى، مشكى و...) در لباس و كفش و ابزارهاى زندگى، استفاده مى‏كرده‏اند.(12)
9 . خودآرايى و محيطآرايى: آراستگى ظاهرى انسان، عامل مهمّى در محبوبيت وى و جذب افراد به كردارهاى پسنديده است.
10 . تحرّك جسمى و فكرى روزانه: شادى ممكن است به وسيله تغيير نگرشها و يا شرايط اجتماعى دچار دگرگونى شود. عادت به يك برنامه ورزشى و مطالعاتى (مطالعه علمى همراه با تفكّر و تحليل) و گفتگوى روزانه، با هدفِ داشتن آمادگى جسمى و متعادل نگه داشتن دستگاهها و اندامهاى بدن و نيز فعّال نگه داشتن ذهن، مى‏تواند بسيار سودمند باشد.
11 . مثبت نگريستن: ايجاد نگرش مثبت در خويش از طريق: خودسازى آگاهانه، تقويت اميد به آينده و به لطف خداوند، يكى از رازهاى شاد زيستن است. روانشناسان معتقدند كه خوشبينى - كه يك ويژگى شخصيتى به حساب مى‏آيد - مى‏تواند شادى را افزايش دهد.
12 . داشتن الگوهاى خوب و متعالى: به نظر مى‏رسد كه مطالعه گفته‏هاى پيشوايان و الگوگيرى از زندگى آنان و ديگر انسانهاى خوش‏بخت و موفق، بر شادابى مى‏افزايد.
13 . رويكرد به ادبيات و هنر: ادبيات و هنر، علاوه بر تسكين دهنده بودن، به شكوفايى استعدادهاى انسان و نيز افزايش مقبوليت وى كمك مى‏كنند. به هر حال، نقش شعر خوب، موسيقى خوب، فيلم خوب و... در شادى بخشى، غيرقابل انكار است.
14 . بهره‏گيرى متعادل از خُوشيهاى زندگى: امام كاظم(ع) فرمود: «شبانه‏روزتان را به چهار قسمت تقسيم كنيد: بخشى را به كار و تلاش اختصاص دهيد؛ قسمتى را به عبادت خداوند بگذرانيد، بخشى را در كسب دانش و بخش چهارم را در خوشيهاى حلال و پسنديده صرف كنيد و از چهارمى براى سه تاى ديگر، كمك بگيريد».(13)
15 . سير و سفر و تفريح: امام صادق (ع) فرمود: «سفر كنيد تا سالم باشيد».(14) از حضرت على (ع) نيز روايت شده است كه: «چنانكه بدنْ خسته مى‏شود، روح نيز خسته و دلتنگ مى‏گردد و هر دو به تفريح و استراحت نياز دارند».(15)
16 . حضور در جمع افراد شاد: حضور در جمع انسانهاى شاد، موقعيتهايى را براى شاد بودن، فراهم مى‏آورد. مجالس شادى، چنانچه خردمندانه و اخلاقى برگزار شوند، بهترين وسيله براى تجربه كردن روشهاى به شادى رسيدن و نيز شاد ساختن ديگران است.
17 . تغذيه مناسب: پژوهشها نشان داده‏اند كه صبحانه مناسب و حاوى مختصرى موادّ قندى، سهم بسزايى در شادى روزانه دارد. همچنين برخى پروتئينهاى موجود در گوشت و سبوس غلّات و همچنين گروه ويتامينهاى «ب»، نقش مؤثرى در شادى‏بخشى و پيشگيرى از افسردگى دارند (درست به عكس غذاهاى حاوى كافئين، مثل چاى و قهوه). نقش سبزيجات و ميوه‏ها (بويژه سيب و پرتقال و زيتون) و شير تازه در افزايش نشاط، غيرقابل انكار است.
18 . خواب كافى: مهم نيست كه چه‏قدر مى‏خوابيم. مهم، اين است كه از بيدارى‏مان خوب استفاده كنيم. پس لازم است كه خوابمان منظّم باشد و زيادى نخوابيم (كه تنبلى و بى‏مسئوليتى مى‏آورد) و كم نخوابيم (كه موجب اختلال در فعاليتهاى بيدارى مى‏شود).
 

47

19 . اميد به آينده: امام حسن(ع) فرموده است: «براى دنيا چنان تلاش كن كه گويا هميشه زنده‏اى، و براى آخرت، چنان مهيّا شود كه گويا فردا به سويش پرمى‏كشى».(16) نااميدى، گناهى بزرگ است و از كسانى سَر مى‏زند كه با خداوند، بيگانه‏اند و نشاط «توكّل» در آنها نيست.(17)

شادى بخشى به ديگران

سرّ طربناكى دائمى عارفان را در اين دانسته‏اند كه آنها هر روز و هر ساعت، در پى ارتقاى علمى و اخلاقى خويش و جامعه خويش‏اند. امروز و ديروزشان يكى نيست. و از آنجا كه تعلقات كمترى در دنيا دارند، سبكبارترند و گرفتاريهايشان كمتر است. ديگر انسانها را دوست مى‏دارند و به يارى آنها مى‏شتابند. روابط ساده و صميمانه‏اى با ديگران دارند و... خلاصه چنان روح فعال و پرشتابى دارند كه غم در آن نمى‏پايد.(18)
پس بايد پذيرفت كه شادى پايدار، آسان به دست نمى‏آيد و شادمانگى، نتيجه يك تلاش واقعى و آگاهانه و در نتيجه، قابل انتقال به ديگران است. بدين ترتيب، بايد باور داشت كه شاد بودن، هنر است و شاد ساختن، هنرى بزرگ‏تر؛ هنرى كه آموختنش وظيفه انسانى و اسلامىِ ماست.
اهتمام به رفع مشكلات و رنجهاى ديگران، گوش شنوا داشتن و سنگ صبور ديگران شدن، صبورى در برابر ناملايمات و عدم انتقال اندوه يا خشم خويش به ديگران، شوخ طبعى، خوشرويى و خوش سخنى را مى‏توان ساده‏ترين راههاى شادى بخشى دانست.
آراستن و پيراستن محيط كار و زندگى و نظم بخشيدن به آن، خودآرايى، خوشبو ساختن خويش و محيط خويش، ايجاد گروههاى فكرى و ورزشى، به راه انداختن سفرهاى علمى و تفريحى، حلّ مشكلات فكرى ديگران، و... نيز راههاى ساده ديگرى براى شاد ساختن ديگران‏اند.

آيا بايد منتظر «شادى» بود؟

اساساً خلقت هستى و انسان به گونه‏اى است كه شادى‏هايى براى آدمى فراهم مى‏آورد: بهار طرب‏انگيز، طلوع خورشيد، صبح پرلطافت، آبشارهاى زيبا، گلهاى رنگارنگ، ازدواج و پيوند دو انسان و بسيارى ديگر از پديده‏هاى جهان، براى انسان، شادى‏آور و مسرّت‏خيز است.
برخى در پاسخ به سؤال «عوامل شادى آفرين كدام‏اند؟»، مى‏گويند: نبايد عوامل شادى آفرين را مشخص كرد؛ چون اگر به شادى بينديشى، در واقع، شادى را از بين برده‏اى.(19)
اين سخن، درست نيست؛ چون اگر انسان براى هر كارى آگاهى نسبى داشته باشد، مسلّطتر مى‏تواند آن كار را انجام دهد. كسانى كه به دنبال كسب شادى‏اند، بيش از ديگران، فرصت دستيابى به آن را پيدا مى‏كنند.
پاسخ اكثر مردم به سؤالِ پيش گفته، «داشتن ثروت، شهرت و قدرت» است و از اين ميان، تأكيد بر شادى افزايىِ «امكانات و ثروت»، بيش از عوامل ديگر است. با اين همه، به تجربه ثابت شده است كه ثروت به تنهايى شادى نمى‏آورد. جوانه‏هاى شادى را بايد در قلب و ذهن و نگاه انسان، جستجو كرد.

فوايد شادى

شادابى، حالتى درونى است كه بر انديشه‏ها و رفتار آدمى تأثير مى‏گذارد و زندگى را از خُمود و ايستايى باز مى‏دارد و سبب تجديد قوا براى ادامه حركت تكاملى مى‏شود. در پرتو شادى است كه انسان مى‏تواند به خودسازى بپردازد و در اجتماع، نقش سازنده‏اى ايفا كند و از حالت منفعل به حالت فعّال درآيد.
در فوايد شادى مى‏توان به اميد بخشيدن به آدمهاى غمگين و خسته و تهيدست و يا تسكين دردها و كاستن از رنجهاى جامعه خويش اشاره كرد.
آرى! با شادى، زندگى انسان، معنا مى‏يابد و ناكامى و نااميدى و ترس و نگرانى بى‏اثر مى‏شود.

1) شادى و زندگى، مهدى بهادرى‏نژاد، نشر اوحدى، ص 25.
2) روانشناسى كمال، دوآن شولتس، ترجمه گيتى خوشدل، نشر نو، ص 49.
3) هيجانها، روبرت پلاچيك، ترجمه محمود رمضان‏زاده، ص 187.
4) روانشناسى شادى، مايكل آيزِنك، ترجمه خشار بيگى و مهرداد و فيروزبخت، ص 42 و 179؛ انگيزش و هيجان، جان مارشال ريو، ترجمه: يحيى سيد محمدى، ص 367.
5) روانشناسى شادى، ص 43.
6) آخرين راز شاد زيستن، اندرو متيوس، ترجمه: وحيد افضلى‏راد، نشر نيريز، ص 137.
7) روانشناسى شخصيت سالم، آبراهام مزلو، ترجمه: شيوا رويگريان، نشر هدف، ص 93.
8) ر.ك: آيا دين براى سلامتى شما سودمند است؟ (آثار دين بر بهداشت روان)، هارولد . جى . كويينگ، ترجمه: بتول نجفى، تهران، پژوهشكده علوم انسانى و مطالعات فرهنگى.
9) شوخ طبعى و سلامت روان»، محمود گلزارى، حديث زندگى، پيش شماره 2 (دفتر شادابى)، ص 14.
10) درباره عوامل مؤثّر بر شادى، ر.ك: راز شاد زيستن، اندرو متيوس، ترجمه: وحيد افضلى راد، نشر نيريز، ص 21 - 43؛ شادى و زندگى، ص 25 - 29؛ شرع و شادى، ابوالفضل طريقه‏دار، بوستان كتاب قم، ص 32 - 59.
11) بحارالأنوار، ج 71، ص 195.
12) وسائل الشيعة، ج 3، ص 355.
13) الكافى، ج 6 (الروضة)، كتاب اللباس و كتاب الزينة؛ جامع أحاديث الشيعة، اسماعيل معزّى، أبواب التجمّل والزينة.
14) بحارالأنوار، ج 8، ص 251.
15) روضة المتّقين، ج 44، ص 278.
16) بحارالأنوار، ج 44، ص 139.
17) درباره عوامل شادى آفرين، ر.ك: چگونه شخصيّت سالم‏تر بيابيم؟، وين داير، ترجمه: بدرالزمان نيك سيرت؛ شرع و شادى، ابوالفضل طريقه‏دار؛ شادى و زندگى، مهدى بهادرى نژاد.
18) چرا ملّتى شاد نيستيم؟»، گفتگو با عبدالكريم سروش، روزنامه همشهرى، ش 2070.
19) شادى و زندگى، ص 26.