مجلات >حديث زندگی>شماره 9

شخصيت

حمزه عبدى
 

38

حسين، از كوچكى هم بچه آرامى بود.
احسان، آخ آخ! نگو! هنوز چهار سالش تموم نشده بود كه از ديوار راست بالا مى‏رفت. از پيشونيش پيدا بود كه آدم شرّيه.
على، چقدر شاد و خوش مشربه! عجيبه، هنوز هم مثل دوران مدرسه، همه رو مى‏خندونه و با همه جوره.
اين جملات را بارها در مكالمات روزمره مى‏شنويم و حتى در متون قديمى هم ديده‏ايم كه نوشته‏اند با فلانى صحبت نكن او «دَمَوى» مزاج است يا از او نخواه كه اين همه مطلب را به خاطر بسپارد او «بلغمى» مزاج است.
به اعتقاد شما آيا بخشى از خوى و خصلتهاى ما ارثى و تغييرناپذير است؟ آيا افرادى كه از دوران كوچكى سر به زير و گوشه‏گير هستند، تا آخر عمر، اين ويژگى را حفظ خواهند كرد؟
شايد شما هم با اين مسئله برخورد داشته‏ايد. دوستى را بعد از سالها ديده‏ايد، حالا سر و وضعى براى خودش به هم زده است. ابتدا كه با او برخورد مى‏كنيد و با احترام و رعايت بعضى آداب اجتماعى به او نزديك مى‏شويد، فكر مى‏كنيد كه حتماً آدم مهمى شده، مخصوصاً كه تحصيلات بالايى هم دارد؛ امّا بعد از مدتى رفاقت و نزديكى متوجه مى‏شويد كه هنوز بسيارى از ويژگيهاى سابق را مى‏توان در او يافت. اگر پا روى دمش بگذارى عصبانى و پرخاشگر است؛ ولى در شرايط عادى بسيار خوشرو و اهل بگو بخند است و تقريباً همان اميرآقاى دوست داشتنى چند سال پيش.
حال سؤال اينجاست كه آيا اين مطالب، زيربناى علمى هم دارد يا خير؟ آيا شخصيت ما و منش ما، از يك الگوى ثابت، پيروى مى‏كند؟
براى پاسخ گفتن به اين سؤال، چند صفحه‏اى از كتابهاى روانشناسى را ورق مى‏زنيم.
اين مسئله از دهها سال پيش در روانشناسى مطرح بوده است و تحت عنوان روانشناسى شخصيت مورد بررسى قرار مى‏گرفته است.

روانشناسى شخصيت

درك مسأله شخصيت، هدف نهايى و پيچيده‏ترين دستاورد روانشناسى است. شخصيت به يك معنا تمام روانشناسى را در برمى‏گيرد.(1) از زمانهاى قديم براى گريز از فراوانىِ تقريباً بى‏پايان ويژگيهاى فردى، تلاش كرده‏اند تا اين تكثّر را با تعداد محدودى از ريختهاى شخصيتى معين، همانند سازند. نظام چهار مزاج بقراط، قديمى‏ترين و مشهورترين نمونه آن است.
در سال 1921م، كِرِچْمِر(2) نظريه خود مبنى بر «ساخت بدن و خُلق و خوى» را انتشار داد. كرچمر افراد را به چند ريخت تقسيم كرد، مانند: تنه‏گسترده‏ها، تنه كشيده‏ها، چهارشانه‏ها، بى‏قواره‏ها و بدون ريختها.
و هر كدام از اين ريختها نيز صفاتى مخصوص به خود دارند؛ مثلاً گروه اول، افرادى خوشْ مشرب، اهل صحبت و ارتباط با ديگران، و امّا تنه كشيده‏ها تقريباً اوصاف مخالف تنه گسترده‏ها را دارند.
از اين پس آزمايشهاى شخصيت پژوهى روند علمى به خود مى‏گيرند. شلدن‏(3) در سال 1927م، به بررسى تركيب كننده‏هاى اساسى كه در شكل دهى به سطوح مختلف شخصيت شركت دارند پرداخت.(4)
شرلى‏(5) در سال 1931م، در يك بررسى طولى دو سال اول زندگى تعدادى نوزاد را مورد ارزيابى قرار داد. او متوجه شد هر كدام از اين كودكان رگه‏هايى شخصيتى دارند كه تقريباً ثابت است. هفده سال بعد، نيلون‏(6) پانزده تن از كودكان شرلى را پيدا كرد و تحت مطالعه قرار داد و مطالعات خودش را با مطالعات شرلى مقايسه كرد. او متوجه شد بسيارى از ويژگيهاى فردى اين كودكان كه در زمان او جوانانى رشيد بودند، ثابت مانده است.(7)
تحقيقات همچنان ادامه پيدا كرد. كتل،(8) آلپورت،(9) آيزِنك،(10) مك گرى،(11) گُلدبرگ،(12) و دهها دانشمند ديگر تلاشهاى بى‏وقفه‏اى را در اين مسير انجام دادند و بعضى از اين دانشمندان براى ارزيابى شخصيت، پرسشنامه‏هايى نيز ساختند.

نظريه‏ها و شيوه‏هاى تحليل شخصيت

دوآن شولتس‏(13) يكى از شخصيت پژوههاى معاصر در كتاب «نظريه‏هاى شخصيت»، يك تقسيم‏بندى هشتگانه،(14) از نظريه‏هاى مهم ارائه مى‏دهد.(15) كه محدوديت اين مقاله ايجاب مى‏كند تنها به بعضى از اين نظريات اشاره شود.
لذا با توجه به اهميت و جايگاه «رويكرد صفات» در ميان روانشناسان، اين ديدگاه، مورد ارزيابى قرار مى‏گيرد.

رويكرد صفات

اين ديدگاه معتقد است كه «صفات»، الگوهايى از: انديشه، عواطف و رفتار را شامل مى‏شود كه باعث مى‏شوند افراد با يكديگر متفاوت باشند و اين الگوها در طول زندگى ثابت هستند.(16)
معمولاً رويكرد صفات با نام كتل، آيزنك، آلپورت، گيلفورد، مك گرى، كاستا و گلدبرگ همراه است و البته «كَتِل» به خاطر پيشگامى و گستردگى ديدگاهش از اهميت ويژه‏اى برخوردار است؛ مخصوصاً با درست كردن تستهايى مثل تست شخصيت شانزده عاملى، تست شخصيت كودكان و... جايگاه كاربردى نيز براى خود و ديدگاهش مهيّا نمود و تأثير بسيار زيادى بر تحقيقات بعدى شخصيت گذاشت.

ماهيت شخصيت از نگاه كَتِل

او معتقد است كه نظريه شخصيت بايد هدفش اين باشد كه رفتار آدمى را در شرايط و اوضاع و احوال مختلف پيش‏بينى كند. از اين‏رو در تعريف شخصيت مى‏گويد: «شخصيت، چيزى است كه اجازه مى‏دهد پيش‏بينى كنيم شخص در اوضاع و احوال معين، چه رفتارى خواهد داشت».

اجزاى تشكيل دهنده ماهيت شخصيت

الف . صفت يا خصلت:(17) صفات به اعتبارى يا «عام» هستند يا «خاص». «صفات عام» صفاتى هستند مشترك ميان همه افراد آدميان يا لااقل ميان همه افراد يك جامعه. (مثل حس نوع دوستى). «صفات خاص» صفاتى هستند كه اختصاص به يك فرد معين دارند و به آن صورت در افراد ديگر ديده نمى‏شوند (مثل صفت بخشش در حاتم طايى).
در تقسيم ديگرى كتل، صفات را به «صفات سطحى» و «صفات عمقى» تقسيم مى‏كند. «صفات سطحى» به راحتى قابل تشخيص هستند. دوام آنها نيز كم است (مثل خشمگين شدن و شاد شدن»؛ امّا «صفات عمقى» موجبات واقعى رفتار و سرچمشه صفات سطحى هستند، با دوام‏اند و شناخت آنها براى مطالعه شخصيت ضرورى است.(مثل درونگرايى و برون‏گرايى، پايدارى هيجانى و...).
ب . اِرگ:(18) صفاتى كه غريزى و به شيوه وراثت به شخص منتقل مى‏شود؛ مثل ميل جنسى، تأييد وجود خويشتن، ترس، نياز به حمايت والدين، روح اجتماعى، سازندگى و...
ج . مِتا اِرگ:(19) صفاتى است كه در تعامل با
 

40

محيط در فرد به وجود مى‏آيند و كتل، سرآمد اين ويژگيها را صفات عاطفى هر شخص مى‏داند كه در تعامل با محيط شكل مى‏گيرند و جنبه انگيزشى نيز دارند، مثل علاقه به شغل، علاقه به ورزش، عواطف خانوادگى، حس وطن‏پرستى و... .
د . خود(20) و آگاهى به خود: خود از دو بخش «خودِ واقعى» و «خودِ آرمانى و خيالى» تشكيل مى‏شود. خود واقعى همان خودى است كه شخص، احساس مى‏كند هست، و خود آرمانى آن خودى است كه شخص، آرزو دارد باشد. لذا رشد شخصيت از ديدگاه كتل: «حركت از سوى خود واقعى به سوى خود آرمانى است».
ه . معادله تشخيص:(21) كتل مى‏كوشد صفات عمقى را مشخص سازد و وسيله اندازه‏گيرى آنها را در قالب يك فرمول رياضى بريزد؛ مثلاً مى‏گويد فلان رفتار يا عمل، مساوى است يا فلان صفات عمقى به اضافه فلان صفات سطحى يا محيطى.(22)

سنجش شخصيت

تحقيقات كتل در مراحل عملى به تهيه تستهايى براى سنجش شخصيت منجر شد كه مشهورترين آن، تست «شانزده عاملى» محسوب مى‏شود كه عوامل مهم شخصيت هر فرد را مشخص مى‏كند، مثل برونگرايى (در مقابل درونگرايى)، اَدوارى خويى (در مقابل گسيخته خويى)، هوش عمومى (در مقابل نارسايى عقلى)، سلطه گرى (در مقابل اطاعت‏پذيرى)، خلق استوار (در قابل خلق نارس و وابسته) و ...
بسيارى از روانشناسان از تست كتل براى ارزيابى شخصيت، استفاده مى‏كنند.

تحقيقات جديد

رويكرد صفات در بين جامعه محققين جايگاه مهمى دارد و در سالهاى اخير، تحقيقات ارزنده‏اى را به خود اختصاص داده است؛ مخصوصاً با استفاده از خدمات رايانه‏اى، تحليل عاملها بسيار دقيق‏تر شده و همين امر، باعث شده است نظريات جديد مثل نظريه كاستا(23) و مك گرى و نظريه گلدبرگ به عنوان دو ديدگاه مهم مورد توجه روانشناسان جهان قرار گيرد.
كاستا و مك گرى تست (آزمون) پنج عاملى را طراحى كردند، آنها معتقدند صفات اصلى مشخص كننده شخصيت، اين عوامل هستند:
1 . برونگرايى - درونگرايى‏(24) 2 . تضادورزى - توافق‏(25) 3 . سردرگمى - وظيفه‏شناسى‏(26) 4 . ثبات هيجانى - روانْ رنجورى‏(27) 5 . گشودگى به تجربه - عدم گشودگى به تجربه‏(28) .

صفات اصلى نمايانگر شخصيّت

برونگرايى: صفتى است براى افراد پرحرف، پرانرژى، اجتماعى، و پر مدعا.
توافق: اين صفت براى افرادى است كه معمولاً خوشْ‏طينت، داراى حس همكارى، خوش‏بين، نوع‏دوست، مطمئن، متواضع، مصمّم و مهربان‏اند.
وظيفه‏شناسى: اين اشخاص معمولاً وظيفه‏شناس، منظم، قابل اعتماد و رفتارهايى جهت دهى شده به سوى هدف دارند.
روانْ رنجورى: افراد مضطرب و مستعد افسردگى و نگرانيهاى مفرط كه در مقابل آن، افرادى با ثبات هيجانى بالا قرار مى‏گيرند.
گشودگى به تجربه: افرادى با تخيّل قوى، به لحاظ فكرى مستقل، و با انديشه‏هاى مختلف كه تمايل دارند تا تجربه‏هاى جديد كسب كنند.(29)
البته همه افراد با اين پنج عامل، سرو كار دارند و مى‏شود نيمرخ شخصيتى آنها را كه متشكّل از اين پنج عامل است ترسيم كرد.
البته توضيح بيشتر اين پنج عامل، خود، مقاله‏اى مستقل مى‏طلبد. پس نظريه صفات، معتقد است كه هر شخص ويژگيهايى دارد. بخشى از اين ويژگيها تقريباً در طول عمر هر شخص، روند ثابتى را طى مى‏كنند و كمتر تحت تأثر عوامل محيطى و تربيتى واقع مى‏شوند كه اين ويژگيها خطوط اصلى شخصيت هر فرد را مشخص مى‏نمايند.
به اين ترتيب، اين بخش از تحقيقات علمى تأييد كننده انگاره‏هايى است كه ما به طور معمول در زندگى روزمره، آن را تجربه مى‏كنيم كه بخشى از اين مسائل در ابتداى مقاله آورده شد.
اميدواريم كه بتوانيم در شماره‏هاى آينده، نظريه‏هاى ديگر مربوط به شخصيت را مورد ارزيابى قرار دهيم و تصويرى روشن از آنها ارائه نماييم.
1. ساخت، پديدايى و تحوّل شخصيت، ريچارد ماى لى، ترجمه محمود منصور، دانشگاه تهران، ص 2.
2. Kretchmer .
3. sheldon .
4. ساخت، پديدايى و تحول شخصيت، ص 10.
5.Mary shirl.
6.Neilo.
7. همان، ص 64.
8.cattel.
9.Allpor.
10.Eysenc.
11.McCra.
12.Goldber.
13.Schult.Duane P.
14. شولتس، ديدگاههاى موجود در روانشناسى شخصيت را به اين شكل تقسيم‏بندى مى‏كند:
الف . روان، تحليل‏گرى (فرويد، يونگ، آدلر، كارن هورناى، اريك فروم، مورى)
ب . رويكرد صفات (گوردون آلپورت و كتل)،
ج . رويكرد گستره زندگى (اريكسون)،
د . انسان نگرى (مزلو و راجرز)،
ه . شناختى نگر (جرج كلى)،
و . رفتارى نگر (اسكينر)،
ز . يادگيرى اجتماعى (بندورا و جوليان راتر)،
ح . رويكرد حيطه محدود (مك كللند).
15. نظريه‏هاى شخصيت، دوآن شولتس، ترجمه: يوسف كريمى و همكاران، تهران: نشر ارسباران.
16..../WWW.Carleton.cal/- Tpych 1 
17.Trai.
18.Er .
19.Metaer .
20.Sel .
21.Specification equatio .
22. نظريه‏هاى شخصيت، على‏اكبر سياسى، تهران، دانشگاه تهران.
23.Cost.
24.extraversion vs introversio.
25.agreeablness vs antagonis.
26.conscientiousness vs undirectidnes.
27.neuroticism vs emotional stabilit.
28.openness to experience vs not open to experienc.
29. نقل از:/pervin, l 000011 John,o(Eds)9991). .WWW.Carleton.cal/-Tpych 1.