مجلات >حديث زندگی>شماره 8

اينها مهارتهاى خوبى است

جنيفر اِوالُن
ترجمه: فاطمه بهاءالدينى

 


86

خاطراتمان را زنده نگه داريم

اين روزها، با نگاهى گذرا مى‏توان زندگى بعضى از افراد را نگريست كه روزها، هفته‏ها و سالهاى آن مثل برق و باد مى‏گذرد و با اطمينان و با سرعت تمام به سوى آينده در حركت است. اگر مدركى دال بر اينكه در زمان و مكان خاصى بوده‏ايم، پيدا شود، به‏ندرت تعجب مى‏كنيم.
ايامى از سال، پيش مى‏آيد كه تمام افراد خانواده و دوستان، چند دقيقه‏اى بيشتر دور هم جمع نمى‏شوند و در همان چند دقيقه با هم بودن بر سر ميز شام، مانند يك ماشين اتوماتيك، فقط نظرات، حرفها و افكار تكرارى رد و بدل مى‏شود. البته تمام اين مسائل به اين دليل نيست كه ما اطرافيان و خانواده خود را دوست نداريم؛ بلكه در بسيارى موارد علتش اين است كه فراموش مى‏كنيم به آنها بگوييم: «دوستشان داريم». و يا اينكه احساس مى‏كنيم سرانجام، خودِ آنها يك روزى متوجه خواهند شد كه: «چقدر براى ما عزيز بوده‏اند».
آيا جالب نبود اگر فردى به شكار لحظاتى مى‏پرداخت كه همه دوستان و افراد خانواده مثلاً سر ميز شام دور هم جمع بودند و آنها را روى يك نوار ويدئويى يا نوار كاست ضبط مى‏كرد.
من در مورد ثبت لحظات شاد افراد (خنده و جوك گفتن آنها) صحبت نمى‏كنم، بلكه بيشتر، منظورم شنيدن احساس و نيازى است كه به يكديگر داريم. درست نيست كه فقط جلوى آنها بگوييم دوستشان داريم، بلكه بهتر است با زبان بى‏زبانى به آنها بفهمانيم كه دوستشان داريم؛ چرا كه اين امر، نشان دهنده تعهّد فرد در زندگى است.
بنابراين، هنگامى كه ديگر بعضى از اين افراد در بين ما نيستند، ثبت چنين صحنه‏هايى، يادگارى از چگونگى احساس آنها خواهد بود و گاهى اوقات از دلتنگى ما نسبت به آنها مى‏كاهد.
اخيراً از بعضى خانواده‏ها شنيده‏ام كه براى كنار آمدن با دلتنگيهاى ناشى از نبود بستگان خود، به ثبت و ضبط لحظات آنها مى‏پردازند. تعدادى از آنها نيز اقدام به تهيه نوعى كتابخانه خانوادگى كرده‏اند كه شامل عكسها، اسناد، نوارهاى كاست و ويدئو، و... براى نشان‏دادن شجره‏نامه خانوادگى به عنوان ميراث خانوادگى براى نسلهاى آينده است.
اخيراً مادرم يك سرى نوارهاى كاست برايم پست كرده است كه مادربزرگش قبل از فوت به جمع‏آورى و تهيه آنها پرداخته بود. او در اين نوارها به ذكر حكايات و داستانهايى از اجداد خود پرداخته است. من براى اين نوارها ارزش زيادى قائل هستم و آنها را به پسرم خواهم داد. البته پسرم چيز زيادى از اجدادم نمى‏داند، ولى با استفاده از اين نوارها، نسلهاى قبل از خود را به خوبى خواهد شناخت.
واقعاً كدام يك از ما اطلاع كاملى از نسلهاى قبل از خود داريم؟ آيا جد خود را مى‏شناسيم؟ شكل ظاهرى آنها به چه صورت بوده؟ چه كاره بوده‏اند؟ و اگر شما نبوديد، آنها چه احساسى داشتند؟
فقط تعداد كمى از ما، اين چيزها را مى‏دانند. بنابراين، ثبت چنين چيزهايى مى‏تواند بسيار مهم باشد. و چقدر جالب خواهد بود اگر آنها را به نسل بعدى منتقل كنيم. بنابراين، در فصل تعطيلات، همان‏طور كه وقت خود را با كسانى كه دوستشان داريد مى‏گذرانيد، همان‏طور كه با دوربين از آنها عكس مى‏گيريد، لطفاً ويدئو يا ضبط را هم روشن كنيد؛
 

87

گذشت زمان است كه به اين تصاوير ارزش مى‏بخشد. «وقت را غنيمت شماريم».

ابعاد زندگى

تمام احساسات و اعمال ما با يكديگر مرتبطاند. احساسات ما برگرفته از تصميماتى است كه نياز به صرف انرژى دارد و افكار ما را به مرحله عمل مى‏رساند. طيف نهايى كارى كه انجام مى‏دهيم، تأثير مطلوبى در احساس ما خواهد داشت. دو عامل «احساس» و «عمل» تا حد زيادى كيفيت زندگى ما را شكل مى‏دهند.
هنگامى كه براى چندمين بار با مشكلى روبه‏رو مى‏شويم، لازم است تا روى ناحيه خاصى تمركز كنيم و مى‏طلبد كه در همان لحظه با مشكل سازش كنيم.
آنچه كه با گذشت زمان آشكار مى‏شود اين است كه گاهى شخص، عمق و ريشه مشكل را مى‏بيند. مثلاً اگر من دندان‏درد داشته باشم، به اين امر، كاملاً واقف هستم كه دندانم آزارم مى‏دهد؛ امّا آنچه كه به آن توجهى ندارم اين است كه چگونه اولين‏بار دچار دندان‏درد شدم.
اگر مقدار زيادى شكر در رژيم غذايى مصرف كنم، دوباره دچار دندان‏درد خواهم شد. بنابراين، مجبورم براى پر كردن دندان عفونى به دندان پزشك مراجعه كنم كه در اين صورت نيز اصل عفونت، مداوا شدنى نيست.
مثالى ديگر: آيا تا به حال دقت كرده‏ايد هنگامى كه زير فشار و استرس زيادى هستيد تقريباً هميشه دچار سرماخوردگى يا بيمارى ديگرى مى‏شويد؟ داروهايتان را مصرف مى‏كنيد و بعد از چند روز، احساس بهترى پيدا مى‏كنيد؛ امّا اگر استرس و فشارى كه بر شما مستولى شده كاهش نيابد، بيمارى شما زمان بيشترى به طول خواهد انجاميد.
مردم، مبالغ بسيار زيادى براى خريد دارو هزينه مى‏كنند؛ چه داروهايى كه تهيه آنها بسيار ضرورى است و چه داروهايى كه چندان ضرورتى ندارند. سؤالى كه بايد از خود بپرسيم اين است كه چه مقدار از مسائلى كه براى ما اتفاق افتاده با اعمال و احساسات ما در ارتباط است؟
همين مسئله را مى‏توان در مورد افرادى گفت كه در اطراف ما مشغول كارهاى روزانه خود هستند. احتمالاً همه ما افرادى را مى‏شناسيم كه در محيط كار، حرف قشنگى براى گفتن ندارند و ما با گذراندن دو ساعت با چنين فردى، احساس مى‏كنيم كه مى‏خواهيم فرياد بزنيم.

تأثيرپذيرى و تأثيرگذارى

همه مى‏دانيم تأثيراتى را كه از زندگى مى‏گيريم، روزى بايد رها كنيم (و به محيط برگردانيم). احساسات ما روى سلامتى ما اثر مى‏گذارند و همين‏طور روى افرادى كه در اطراف ما هستند. به همين صورت است تأثيرى كه از تلويزيون، سينما و يا موسيقى مى‏گيريم.
من از گوش دادن به موسيقى خاصى لذت مى‏برم. ساده‏لوحانه است اگر باور كنيم كه موسيقى، هيچ تأثيرى روى چگونه سپرى شدن روزهاى من ندارد.
 

89

من اعتقاد محكم و راسخى به اهميت ارتباط بين دنياى جسمانى و روحانى دارم؛ امّا دقيقاً نمى‏توانيم بگوييم كه توازن اصلى اين دو دنيا به چه صورت است.
بخش اعظم زندگى ما با اين دو دنيا مرتبط است؛ درست، پنجاهْ پنجاهْ. البته اين درصد، قابل افزايش و كاهش است. وجود هيچ كس به خودش نيست. همين‏طور كه دنيا كوچك‏تر مى‏شود، ارتباط بين اين دو دنيا در ما نيز محكم‏تر خواهد شد.
تعيين اين مسئله كه اين ارتباط بتواند مثل غنچه يك گل بشكفد يا اينكه مثل يك علف هرز، مانع رشد ما شود، بستگى به خود ما دارد؛ چرا كه همه ما داراى اين دو بعد هستيم.

تسليم نشو

يكى از راحت‏ترين كارها در زندگى، «تسليم نشدن» است. تمام مخالفان (آنهايى كه هميشه «نه» مى‏گويند)، براى دخالت در كارى كه به آنها مربوط نيست آماده‏اند.
«ديدى همان‏طور كه بهت گفتم... كار نمى‏كند».
هر طرح و برنامه‏اى را كه به عهده مى‏گيريم داراى ارزش است. اين مسئله، بستگى به ما دارد كه اين ارزش را چگونه معنا كنيم و ميزان تلاشى را كه براى دستيابى كامل به هدف نياز است، ارزيابى نماييم.
تمام مشاغل اينترنتى، در پى تعريف مجدد برنامه‏ريزى (طرح)، توليد و توزيع‏اند. اين مسئله تأثير عميقى روى چگونگى خريد و فروش كالا دارد. اين روزها آنچه كه به عنوان يك عملكرد ضرورى مورد توجه قرار مى‏گيرد، چيزى است كه بتوان آن را به‏راحتى ارزيابى كرد. هر روز در روزنامه‏ها مى‏خوانيم كه يك نرم‏افزار جديد يا قطعه‏اى جديد طراحى شده است. در واقع، همين طرحهاى تازه‏اند كه پيشرفت صنايع و موفقيت صاحبان صنايع را تضمين مى‏كنند.
من يك نويسنده هستم. شما مى‏توانيد تصوّر كنيد چگونه تمام اين مسائل، روى اثرى كه من عرضه مى‏كنم، تأثير مى‏گذارد. با جا افتادن تمام اين تغييرات در بين مردم و پذيرش تكنولوژى جديد توسط آنها، نگرانيها و نااميديهاى ديگرى نيز به‏وجود مى‏آيد. چه بخواهيم، چه نخواهيم در اكثر موارد ياد مى‏گيريم چگونه راههاى جديدى را براى بازآفرينى مجدد خودمان كشف كنيم.
با جا افتادن تمام اين تغييرات در جامعه، فاصله بين محل كار و منزل از بين مى‏رود. تعريفى كه از منزل و كار داريم نيز تغيير خواهد كرد. و همان‏طور كه تصوّر مى‏كنيد، اين مسئله، باعث بروز مشكلاتى در خانه مى‏شود. مكانى كه باعث پيشرفت اين برنامه‏ها در يك مسير مشخص مى‏شود مى‏تواند به راحتى محل مشاجره و مخالفتها شود.
براى حفظ آرامش خانواده، نيازمند به يك برنامه‏ريزى دقيق هستيم. اگر شما هم با چنين مشكلاتى دست و پنجه نرم مى‏كنيد، تنها نيستيد.
بعضى از افراد خانواده، سر حال‏تر و با نشاطتر از بقيه هستند. هر خانواده بايد در محدوده اختياراتى كه قانون براى آنها تعيين كرده، عمل كند. اختصاص دادن حداقل يك ساعت در هفته به خانواده، و نشستن سر ميز! جايى كه مى‏توان گفت بنيان زندگى يك خانواده از آنجا شكل مى‏گيرد و همه صحبت همديگر را مى‏فهمند. يكى از اعضا برنامه‏ريزى زندگى را به عهده مى‏گيرد و همه مى‏دانند كه خانه، جايى است كه تمام اعضاى خانواده هر روز صبح يكديگر را مى‏بينند. به اين ترتيب همه ما مى‏دانيم كه چه اتفاقى براى ديگرى افتاده است و مى‏توانيم در شادى و غم يكديگر شريك باشيم. بنابراين، هيچ كس احساس تسليم شدن نمى‏كند.
از خوشى و موفقيت خود لذت ببريد و در جستجوى راههايى براى بهبود زندگى خود باشيد. زندگى، هرگز دور محورى كه ما مى‏خواهيم نمى‏چرخد؛ امّا شايد بتوانيم با ديد بهتر، چيزهايى را كه از دست داده‏ايم، به زندگى بازگردانيم.
در پايان، آنچه به دست خواهيم آورد، «تسليم نشدن» است، و اين، بزرگ‏ترين پاداش خواهد بود.
پس «تسليم نمى‏شويم».