جنيفر اِوالُن
ترجمه: فاطمه بهاءالدينى
خاطراتمان را زنده نگه داريم
اين روزها، با نگاهى گذرا مىتوان زندگى بعضى از افراد را نگريست كه روزها، هفتهها و سالهاى آن مثل برق و باد مىگذرد و با اطمينان و با سرعت تمام به سوى آينده در حركت است. اگر مدركى دال بر اينكه در زمان و مكان خاصى بودهايم، پيدا شود، بهندرت تعجب مىكنيم.
ايامى از سال، پيش مىآيد كه تمام افراد خانواده و دوستان، چند دقيقهاى بيشتر دور هم جمع نمىشوند و در همان چند دقيقه با هم بودن بر سر ميز شام، مانند يك ماشين اتوماتيك، فقط نظرات، حرفها و افكار تكرارى رد و بدل مىشود. البته تمام اين مسائل به اين دليل نيست كه ما اطرافيان و خانواده خود را دوست نداريم؛ بلكه در بسيارى موارد علتش اين است كه فراموش مىكنيم به آنها بگوييم: «دوستشان داريم». و يا اينكه احساس مىكنيم سرانجام، خودِ آنها يك روزى متوجه خواهند شد كه: «چقدر براى ما عزيز بودهاند».
آيا جالب نبود اگر فردى به شكار لحظاتى مىپرداخت كه همه دوستان و افراد خانواده مثلاً سر ميز شام دور هم جمع بودند و آنها را روى يك نوار ويدئويى يا نوار كاست ضبط مىكرد.
من در مورد ثبت لحظات شاد افراد (خنده و جوك گفتن آنها) صحبت نمىكنم، بلكه بيشتر، منظورم شنيدن احساس و نيازى است كه به يكديگر داريم. درست نيست كه فقط جلوى آنها بگوييم دوستشان داريم، بلكه بهتر است با زبان بىزبانى به آنها بفهمانيم كه دوستشان داريم؛ چرا كه اين امر، نشان دهنده تعهّد فرد در زندگى است.
بنابراين، هنگامى كه ديگر بعضى از اين افراد در بين ما نيستند، ثبت چنين صحنههايى، يادگارى از چگونگى احساس آنها خواهد بود و گاهى اوقات از دلتنگى ما نسبت به آنها مىكاهد.
اخيراً از بعضى خانوادهها شنيدهام كه براى كنار آمدن با دلتنگيهاى ناشى از نبود بستگان خود، به ثبت و ضبط لحظات آنها مىپردازند. تعدادى از آنها نيز اقدام به تهيه نوعى كتابخانه خانوادگى كردهاند كه شامل عكسها، اسناد، نوارهاى كاست و ويدئو، و... براى نشاندادن شجرهنامه خانوادگى به عنوان ميراث خانوادگى براى نسلهاى آينده است.
اخيراً مادرم يك سرى نوارهاى كاست برايم پست كرده است كه مادربزرگش قبل از فوت به جمعآورى و تهيه آنها پرداخته بود. او در اين نوارها به ذكر حكايات و داستانهايى از اجداد خود پرداخته است. من براى اين نوارها ارزش زيادى قائل هستم و آنها را به پسرم خواهم داد. البته پسرم چيز زيادى از اجدادم نمىداند، ولى با استفاده از اين نوارها، نسلهاى قبل از خود را به خوبى خواهد شناخت.
واقعاً كدام يك از ما اطلاع كاملى از نسلهاى قبل از خود داريم؟ آيا جد خود را مىشناسيم؟ شكل ظاهرى آنها به چه صورت بوده؟ چه كاره بودهاند؟ و اگر شما نبوديد، آنها چه احساسى داشتند؟
فقط تعداد كمى از ما، اين چيزها را مىدانند. بنابراين، ثبت چنين چيزهايى مىتواند بسيار مهم باشد. و چقدر جالب خواهد بود اگر آنها را به نسل بعدى منتقل كنيم. بنابراين، در فصل تعطيلات، همانطور كه وقت خود را با كسانى كه دوستشان داريد مىگذرانيد، همانطور كه با دوربين از آنها عكس مىگيريد، لطفاً ويدئو يا ضبط را هم روشن كنيد؛
گذشت زمان است كه به اين تصاوير ارزش مىبخشد. «وقت را غنيمت شماريم».
ابعاد زندگى
تمام احساسات و اعمال ما با يكديگر مرتبطاند. احساسات ما برگرفته از تصميماتى است كه نياز به صرف انرژى دارد و افكار ما را به مرحله عمل مىرساند. طيف نهايى كارى كه انجام مىدهيم، تأثير مطلوبى در احساس ما خواهد داشت. دو عامل «احساس» و «عمل» تا حد زيادى كيفيت زندگى ما را شكل مىدهند.
هنگامى كه براى چندمين بار با مشكلى روبهرو مىشويم، لازم است تا روى ناحيه خاصى تمركز كنيم و مىطلبد كه در همان لحظه با مشكل سازش كنيم.
آنچه كه با گذشت زمان آشكار مىشود اين است كه گاهى شخص، عمق و ريشه مشكل را مىبيند. مثلاً اگر من دنداندرد داشته باشم، به اين امر، كاملاً واقف هستم كه دندانم آزارم مىدهد؛ امّا آنچه كه به آن توجهى ندارم اين است كه چگونه اولينبار دچار دنداندرد شدم.
اگر مقدار زيادى شكر در رژيم غذايى مصرف كنم، دوباره دچار دنداندرد خواهم شد. بنابراين، مجبورم براى پر كردن دندان عفونى به دندان پزشك مراجعه كنم كه در اين صورت نيز اصل عفونت، مداوا شدنى نيست.
مثالى ديگر: آيا تا به حال دقت كردهايد هنگامى كه زير فشار و استرس زيادى هستيد تقريباً هميشه دچار سرماخوردگى يا بيمارى ديگرى مىشويد؟ داروهايتان را مصرف مىكنيد و بعد از چند روز، احساس بهترى پيدا مىكنيد؛ امّا اگر استرس و فشارى كه بر شما مستولى شده كاهش نيابد، بيمارى شما زمان بيشترى به طول خواهد انجاميد.
مردم، مبالغ بسيار زيادى براى خريد دارو هزينه مىكنند؛ چه داروهايى كه تهيه آنها بسيار ضرورى است و چه داروهايى كه چندان ضرورتى ندارند. سؤالى كه بايد از خود بپرسيم اين است كه چه مقدار از مسائلى كه براى ما اتفاق افتاده با اعمال و احساسات ما در ارتباط است؟
همين مسئله را مىتوان در مورد افرادى گفت كه در اطراف ما مشغول كارهاى روزانه خود هستند. احتمالاً همه ما افرادى را مىشناسيم كه در محيط كار، حرف قشنگى براى گفتن ندارند و ما با گذراندن دو ساعت با چنين فردى، احساس مىكنيم كه مىخواهيم فرياد بزنيم.
تأثيرپذيرى و تأثيرگذارى
همه مىدانيم تأثيراتى را كه از زندگى مىگيريم، روزى بايد رها كنيم (و به محيط برگردانيم). احساسات ما روى سلامتى ما اثر مىگذارند و همينطور روى افرادى كه در اطراف ما هستند. به همين صورت است تأثيرى كه از تلويزيون، سينما و يا موسيقى مىگيريم.
من از گوش دادن به موسيقى خاصى لذت مىبرم. سادهلوحانه است اگر باور كنيم كه موسيقى، هيچ تأثيرى روى چگونه سپرى شدن روزهاى من ندارد.
من اعتقاد محكم و راسخى به اهميت ارتباط بين دنياى جسمانى و روحانى دارم؛ امّا دقيقاً نمىتوانيم بگوييم كه توازن اصلى اين دو دنيا به چه صورت است.
بخش اعظم زندگى ما با اين دو دنيا مرتبط است؛ درست، پنجاهْ پنجاهْ. البته اين درصد، قابل افزايش و كاهش است. وجود هيچ كس به خودش نيست. همينطور كه دنيا كوچكتر مىشود، ارتباط بين اين دو دنيا در ما نيز محكمتر خواهد شد.
تعيين اين مسئله كه اين ارتباط بتواند مثل غنچه يك گل بشكفد يا اينكه مثل يك علف هرز، مانع رشد ما شود، بستگى به خود ما دارد؛ چرا كه همه ما داراى اين دو بعد هستيم.
تسليم نشو
يكى از راحتترين كارها در زندگى، «تسليم نشدن» است. تمام مخالفان (آنهايى كه هميشه «نه» مىگويند)، براى دخالت در كارى كه به آنها مربوط نيست آمادهاند.
«ديدى همانطور كه بهت گفتم... كار نمىكند».
هر طرح و برنامهاى را كه به عهده مىگيريم داراى ارزش است. اين مسئله، بستگى به ما دارد كه اين ارزش را چگونه معنا كنيم و ميزان تلاشى را كه براى دستيابى كامل به هدف نياز است، ارزيابى نماييم.
تمام مشاغل اينترنتى، در پى تعريف مجدد برنامهريزى (طرح)، توليد و توزيعاند. اين مسئله تأثير عميقى روى چگونگى خريد و فروش كالا دارد. اين روزها آنچه كه به عنوان يك عملكرد ضرورى مورد توجه قرار مىگيرد، چيزى است كه بتوان آن را بهراحتى ارزيابى كرد. هر روز در روزنامهها مىخوانيم كه يك نرمافزار جديد يا قطعهاى جديد طراحى شده است. در واقع، همين طرحهاى تازهاند كه پيشرفت صنايع و موفقيت صاحبان صنايع را تضمين مىكنند.
من يك نويسنده هستم. شما مىتوانيد تصوّر كنيد چگونه تمام اين مسائل، روى اثرى كه من عرضه مىكنم، تأثير مىگذارد. با جا افتادن تمام اين تغييرات در بين مردم و پذيرش تكنولوژى جديد توسط آنها، نگرانيها و نااميديهاى ديگرى نيز بهوجود مىآيد. چه بخواهيم، چه نخواهيم در اكثر موارد ياد مىگيريم چگونه راههاى جديدى را براى بازآفرينى مجدد خودمان كشف كنيم.
با جا افتادن تمام اين تغييرات در جامعه، فاصله بين محل كار و منزل از بين مىرود. تعريفى كه از منزل و كار داريم نيز تغيير خواهد كرد. و همانطور كه تصوّر مىكنيد، اين مسئله، باعث بروز مشكلاتى در خانه مىشود. مكانى كه باعث پيشرفت اين برنامهها در يك مسير مشخص مىشود مىتواند به راحتى محل مشاجره و مخالفتها شود.
براى حفظ آرامش خانواده، نيازمند به يك برنامهريزى دقيق هستيم. اگر شما هم با چنين مشكلاتى دست و پنجه نرم مىكنيد، تنها نيستيد.
بعضى از افراد خانواده، سر حالتر و با نشاطتر از بقيه هستند. هر خانواده بايد در محدوده اختياراتى كه قانون براى آنها تعيين كرده، عمل كند. اختصاص دادن حداقل يك ساعت در هفته به خانواده، و نشستن سر ميز! جايى كه مىتوان گفت بنيان زندگى يك خانواده از آنجا شكل مىگيرد و همه صحبت همديگر را مىفهمند. يكى از اعضا برنامهريزى زندگى را به عهده مىگيرد و همه مىدانند كه خانه، جايى است كه تمام اعضاى خانواده هر روز صبح يكديگر را مىبينند. به اين ترتيب همه ما مىدانيم كه چه اتفاقى براى ديگرى افتاده است و مىتوانيم در شادى و غم يكديگر شريك باشيم. بنابراين، هيچ كس احساس تسليم شدن نمىكند.
از خوشى و موفقيت خود لذت ببريد و در جستجوى راههايى براى بهبود زندگى خود باشيد. زندگى، هرگز دور محورى كه ما مىخواهيم نمىچرخد؛ امّا شايد بتوانيم با ديد بهتر، چيزهايى را كه از دست دادهايم، به زندگى بازگردانيم.
در پايان، آنچه به دست خواهيم آورد، «تسليم نشدن» است، و اين، بزرگترين پاداش خواهد بود.
پس «تسليم نمىشويم».