يداللَّه (مجتبى) كوثرى
«نگرانى، مرا كاملاً درهم شكسته بود. ذهنم چنان آشفته و ناراحت بود كه نمىتوانستم هيچ لذتى در زندگى ببينم. اعصابم چنان تحت فشار بود كه نه مىتوانستم شب بخوابم و نه در روز استراحت كنم. من حق طبيعى خانوادهام را براى يك زندگى عادى و شاد، تهديد مىكردم. من زندگى خودم را هم تهديد مىكردم. احساس مىكردم كه ديگر نمىتوانم به خودم اعتماد كنم. احساس مىكردم كه كاملاً شكست خوردهام».
وقتى همه چيز در تاريكترين و بدترين وضع بود و به نظر نمىآمد كه براى رهايى از اين بحران، چيزى بتواند به من كمك كند، مادرم كارى برايم كرد كه هرگز فراموش نخواهم كرد و به خاطر آن هميشه خدا را شكر مىگويم. او مرا به «مبارزه» واداشت... بنابراين، از همان روز، مبارزه را شروع كردم و با خود، عهد بستم اين مبارزه را تا پيروزى ادامه دهم.
من كه تا آن روز به جاى زندگى كردن از زندگى فرار مىكردم، تصميم گرفتم تسليم شرايط نشوم، با آن روبهرو شوم و با شرايط بحرانى، مبارزه كنم. در اين زمان بود كه به تدريج، معجزه واقعى روى داد: من قوىتر و قوىتر شدم. ديگر مىتوانستم با شادمانىِ سلامتى، و شادمانىِ زندگى بيدار شوم و اميدوار، روز جديدى را آغاز كنم...
نگرانى و بحران، چرا؟
شمار فرصتها و تهديدات در زندگى ماشينى عصر نوين، افزايش يافته و بروز نگرانى و بحران در عرصه زندگى روبه فزونى گذاشته است.
تنشهاى روحى - روانى و بحرانها و نگرانيها - از هر نوع كه باشد، - آثار قابل ملاحظهاى بر زندگى آدمى خواهد داشت. از همين روى، نياز به آشنايى با اصول و شيوههاى اثربخش «مديريتِ بحران» در زندگى، بيش از پيش احساس مىشود.
مفهومشناسى بحران
از منظر روانشناسىِ سلامت، «بحران» به معناى شرايطى است كه در آن، فرد در برابر يك موقعيت تهديد كننده قرار مىگيرد و تعادل جسمى و روانى خود را از دست داده، با اختلالات عاطفى و رفتارى مواجه مىشود. اين حالت مىتواند از چند ساعت تا چند هفته به طول انجامد.
(1)
حالت پيش گفته را روانشناسان، با مفاهيمى همچون: اضطراب، دلنگرانى، وحشت، بيم و ناراحتى، و فشارهاى روانى (اِسترِس) توصيفپذير مىدانند.
آثار و پيامدها
تنش يا بحران مىتواند هم جنبه مثبت داشته باشد و هم منفى، هم سازنده باشد و هم زيانبخش! از اين لحاظ كه فرد براى حل رويداد پيش آمده به رفتارها و روشهاى غيرمنطقى و ناسازگارانه متوسل مىشود كه نتيجه آن، آسيب و اختلال در عملكردهاى اجتماعى و روانى مىگردد، جنبه منفى و مخرّب بروز مىكند. امّا از آن جهت كه زمينهاى براى كوشش و تلاش بيشتر به منظور غلبه بر وضعيت ناخوشايند، فرصتى براى رشد و يادگيرى است و باعث رشد و تحوّل و
احساس اعتماد به نفس مىگردد، نتيجه مثبت به ارمغان خواهد داشت.
چنانچه فرد در شرايط بروز بحران و وضعيت فشار و تنش، توانايى مديريت صحيح بحران را نداشته باشد و نتواند از بين راهحلها و واكنشهاى احتمالى نسبت به وضعيت پيش آمده، مناسبترين و اثربخشترين شيوه را برگزيند و اعمال كند، تنش و فشار بر او چيره مىشود و با ايجاد تغييرات روانى - جسمانى، نظم فعاليت غدد درونريز وى تغيير كرده، باعث ترشّح هورمونهايى نظير «آدرنالين»، «نورآدرنالين» و «سروتونين» مىشود، و زمينهاى براى بروز اختلالات خُلقى: اضطراب، استرس، نگرانى، افسردگى، درماندگى و به كار افتادن رفتارهاى نابهنجار مىگردد. با اختلال در تعادل روانى - جسمانىِ شخص، واكنشهاى او، بهصورت غيرمنطقى، تند و خشن جلوه مىكند، كه ادامه روند فوق، منجر به پيدايش بيماريهاى «سايكوروماتيك» يا اختلالات روان - تنى، نظير: بيمارى عروق كرونر، دستگاه گوارش، زخم معده، فشار خون بالا، تپش قلب و... خواهد شد.
در نتيجه، عدم كنترل بهنگام بحران در زندگى، در سيستم ايمنى بدن، اثرات نامطلوبى بر جاى خواهد گذشت.(2)
آلكسيس كارل(Alexis carrel)، برنده جايزه نوبل پزشكى گفته است:
«آنان كه نمىدانند چگونه با بحرانها و نگرانيها مقابله كنند، در جوانى مىميرند».(3)
افلاطون نيز گفته است:
«بزرگترين اشتباه پزشكان آن است كه مىكوشند بدون درمان روان، بدن را درمان كنند».(4)
پژوهشهاى جديد در اين زمينه نيز نشانگر آن است كه: «هفتاد درصد از كل بيمارانى كه به پزشكان مراجعه مىكنند، اگر بتوانند خود را از بحرانها و نگرانيهاى زندگى خلاص سازند، قادر خواهند بود خود را درمان كنند».(5)
پس نگرانيها را متوّقف و بحرانها را كنترل كنيد؛ چرا كه تنش و نگرانى حتى قوىترين افراد را هم مىتواند بيمار كند.
مديريت بحران
همانطور كه پيش از اين اشاره شد، تنش و فشار در سطح پايين، موجب تحرّك و تلاش بيشتر و عملكرد بهتر مىگردد، امّا تنشهاى در سطح بالا (يعنى: بحران) بايد كنترل گردد؛ زيرا زيانبخش و نابودكننده زندگى است.
در زمينه اداره و مديريت بحران نمىتوان براى تمام افراد، نسخه يكسانى تجويز كرد؛ امّا يك سلسله اقدامات اصولى و عمومى وجود دارد كه از طريق آنها مىتوان بحران را مهار نمود.
بنابراين، مقصود از مديريت بحران يعنى: «توانايى شخص در شناخت، تجزيه و تحليل منطقى مشكل و بهكار بردن شيوههاى اثربخش، و روشهاى سازگارانه و ارائه واكنشهاى صحيح منطبق بر واقعيت در مواجهه با معضل و بحران در زندگى».
(6)
دوست عزيز! اغلب ما قوىتر از آن هستيم كه فكر مىكنيم. ما منابعى درونى داريم كه احتمالاً هرگز از آنها استفاده نكردهايم. انگيزه
درونى و اراده آدمى تواناترين عامل براى ارتقا و تعالى زندگى در سايه تلاش آگاهانه است. پس بيا با مديريت صحيح از به هدر رفتن اين منابع ارزشمند جلوگيرى كنيم.
ويژگيهاى شخصيت سالم در مقابل بحران
راستى در انسانهاى موفق چه ويژگيهاى شخصيتى وجود دارد كه باعث مىگردد با شرايط بحران، برخورد سالم و سازنده داشته باشند و زندگى پرنشاط و شادى را تجربه كنند؟
آنچه مىخوانيد، عمدهترين ويژگيهاى شخصيتى افرادى است كه با مديريت صحيح و مقابله اثربخش با بحران، شرايط را در جهت اهداف والاى خويش هدايت مىكنند:
1 - قدرت كنترل: احساس قدرت كنترلِ رويدادها، از جمله ويژگيهاى يك انسان موفق است. به خاطر داشته باشيد گرچه وقوع حوادث در اختيار ما نيست، ولى كنترلْ و مديريت آنها و سرانجام هدايت شرايط در مسير سازنده و تعالىبخش، در اختيار ماست.
2 - احساس تعهّد: يك انسان موفق در مقابل بحران، فردى متعهّد و مسئوليتپذير است؛ چون او به حقيقتْ باور دارد و جريان زندگى را هدفمند و معنادار مىداند، و اهميت و ارزش خويشتن را در فرآيند هدفمندى آفرينش به نيكى درك مىكند.
3 - تلاش و مبارزه: او به جاى تسليم شدن در مقابل حوادث زندگى با آنها روبهرو مىشود و با شرايط بحران مبارزه مىكند و با باور به اينكه رويدادهاى پيش آمده، فرصتى براى رشد و تعالى هستند، خود را ملزم به تلاش و مبارزه در برابر حوادث و بحرانهاى زندگى مىداند.
4 - داشتن تفكّر مثبت: داشتن تفكّر مثبت نيز يكى ديگر از ويژگيهاى شخصيتى افراد موفّق در مقابل بحران است. داشتن حُسن ظن و يا تفكر مثبت در برابر بحرانهاى زندگى به شما كمك مىكند كه «گرايشهاى پوچ و غير منطقى» خود را كشف، و «افكار و روشهاى سازنده» را جايگزين آنها كنيد. يادگيرى و به كار بستن اين روش بسيار ساده، در كاهش تنش و بحران بسيار مؤثر است. علاوه بر اين، به شما كمك خواهد كرد كه «اعتماد به نفس» خود را تقويت كنيد.
(7)
عوامل و زمينهها
در دنياى امروز، عوامل گوناگونى در بروز بحران در زندگى دخالت دارند. ما، در جهانى زندگى مىكنيم كه تمدّن نوين باعث گرديده بسيارى از مردم زير تنشهاى فزاينده، دچار بحران در زندگى باشند.
عوامل بهوجود آورنده بحران كه تنشزا خوانده مىشوند، ممكن است جسمانى يا روانى باشند و منشأ آنها مىتواند بيرونى يا درونى باشد.
انواع گوناگون محركهاى جسمى و روانى نظير: رفتارهاى خشن، يا منازعات و تعارضات درونى ممكن است به عنوان عاملى تنشزا عمل كنند. همچنين شرايط شغلى، وضعيت محيط كار، سبك روابط حاكم در محيط كار، سبك تفكر افراد، شرايط خانوادگى، وضعيت اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى، زمينههاى محيطى و بيرونى به حساب مىآيند.
به طور كلى هر گونه تغيير در روال متداول و روشهاى رايج كه نوعى از همگسيختگى ايجاد كند (بسته به شرايط و گرايشهاى كلى شما نسبت به مسائل)، مىتواند با شدّت و ضعف متغيّر، نقشى بحرانزا و تنشآفرين، ايفا كند.
(8)
در بحران، چه رخ مىدهد؟
شناخت علايم و واكنشهايى كه بدن و روان در وضعيت مواجهه با بحران بروز مىدهد، در شناسايى به موقع شرايط بحرانزا نقشى مهم دارد. با آگاهى از اين علايم خواهيد توانست با اقدام بهنگام و به شيوهاى سازنده با بحران، مقابله كنيد، و پيش از آنكه مهارناپذير شود آن را كنترل و مديريت نماييد.
برخى علايم هشدار دهنده
الف) بدنى
1 . درد معده و مشكلات سوء هاضمه
2 . گرفتگيهاى عضلانى
3 . تپش قلب
4 . اسهال
5 . بيمارى قلب
6 . كلسترول بالا
7 . خستگى و كوفتگى
8 . سردرد و احساس گيجى
9 . اختلال تنفّسى
10 . دردهاى موضعى
ب) روانى
1 . كاهش يا نبودِ تمركز، و از هم گسيختگى افكار
2 . تحريكپذيرى زياد با خشم
3 . وابستگى به دارو
4 . اضطراب و افسردگى
5 . فربهى يا بىاشتهايى
6 . اشتغال ذهنى
7 . شلختگى و نرسيدن به سر و وضع خود
8 . آغاز كردن كارهايى زياد بدون به پايان رساندن آنها
9 . اختلالات جنسى .
همه علايم بالا و بسيارى ديگر مىتواند از نشانههاى فشار و تنش و بحران باشد. همه آنها به كيفيت زندگى لطمه مىزنند تا آنجا كه مىتوانند باعث مرگ شخص شوند.
(9)
اكنون، شيوههاى رهايى از دام بحران را در زير مىآوريم:
قاعدهاى سحرآميز براى رهايى از بحران
اگر مىخواهيد دستورالعمل كارآمد و مطمئنى براى رهايى از بحران و تنش داشته باشيد، قاعده زير را به نيكى فرا گرفته و بدان عمل كنيد. اين قاعده داراى سه مرحله است.
مرحله اوّل: قبل از هرچيز با صداقت، وضعيت را بدون واهمه تحليل كنيد و از خود بپرسيد: «اگر نتوانم مسئله را حل كنم، بدترين چيزى كه پيش مىآيد چيست؟» و چقدر احتمال دارد كه اين بدترين چيز، اتفاق بيفتد؟ و وقوع آن چقدر زندگى من را تحت تأثير قرار مىدهد؟ و آيا اين تأثيرات براى ماهها و سالها باقى مىماند، يا موقّت و گذرا خواهد بود؟
مرحله دوم: پس از تصوّر بدترين چيزى كه ممكن است روى دهد، سعى كنيد خود را از نظر ذهنى و روانى براى پذيرش آن بدترين وضع - اگر لازم شود - آماده سازيد و مطمئن باشيد آرامش واقعى از
پذيرش بدترين شرايط پيش مىآيد؛ زيرا اگر ما بدترين وضعيت را بپذيريم، ديگر چيزى نيست كه از دست بدهيم. و اين امر، خودبهخود به معناى آن است كه شايد هرچيزى را به دست آوريم. مثل تيم فوتبالى كه تا دقيقه 85 باخته است، ديگر چيزى ندارد كه بخواهد از دست بدهد. و اين يعنى اولين گام براى غلبه بر پيامدهاى هر بداقبالى.
مرحله سوم: از آن پس، در آرامش، وقت و نيروى خود را با خونسردى صرف تلاش براى بهبود بدترين وضعى كنيد كه از نظر روحى و ذهنى آماده پذيرش آن شده بوديد. مطمئن باشيد به هدف خواهيد رسيد.(10)
توكّل، اِكسيرى چارهساز
يكى از محورىترين عوامل در كنترل و مهار بحران در زندگى، اتّصال به منبع آرامشبخش و مركز تسكيندهنده، يعنى خداوند قادر مهربان است؛ او كه مهر و شفقت و دلسوزىاش نسبت به بندگان از هر كس و هر چيز، برتر و بالاتر و قدرت و ارادهاش افزونترين و مسلّطترين است. بر اين اساس، اتّصال به خداوند و توكّل به دامن قدسىاش، باعث رهايى از هر تنش و بحرانى گرديده و آرامش و شادمانى و نشاط را به ارمغان مىآورد.
(11)
نكته پايانى
با وجود آنچه گفته شد، در شرايط دشوار مىتوانيد از مشاوران امينِ روانشناسى بالينى در اين زمينه كمك بخواهيد، و مطمئن باشيد آنها آماده خدمت و كمك به شما هستند.
و سرانجام، همواره به خاطر داشته باشيد كه زندگى، مسئوليتى بزرگ در قبال خداوند، خودتان و ديگران است. پس لطفاً خوب زندگى كنيد و از به هدر دادن كيفيت زندگى خويش، پرهيز نماييد.
خداوندا! هرچه بر عمر ما افزودى، بر كيفيت و بركت زندگى ما نيز بيفزا!
1. مديريت منابع انسانى، حسن زارعى متين، ص 261 - 264 .
2. اصول كنترل استرس، وراپيفر، ترجمه: آرين ابوك، ص 159 .
3. چگونه بر نگرانى و اضطراب پيروز شدم، ديل كارنگى، ترجمه: على ضرغام، ص 44 .
4. همان، ص 47 .
5. همان، ص 45 .
6. مقاله «مقابله با بحران در زندگى»، روزنامه همشهرى، شماره 263 (9 / 11 / 1380).
7. اقتباس از نتايج تحقيقات دكتر گاپسا (gapsa) (در سال 1979م) در دانشگاه شيكاگو . شش مورد شخصيتهاى تنشزا و غيرتنشزا، به نقل از: روانشناسى بالينى، نيما قربانى (1380)، با اندكى تصرّف .
8. ر.ك: مديريت منابع انسانى، حسن زارعى متين، ص 264 - 268 .
9. ر.ك: مديريت اثربخش، جان لاكت، ترجمه: سيد اميناللَّه علوى، ص 67 ؛ اصول كنترل استرس، ص 50 - 63 .
10. چگونه بر نگرانى و اضطراب پيروز شدم، ديل كارنگى، ترجمه: على ضرغام، ص 35 - 38.
11. «چون تصميم گرفتى، بر خدا توكّل كن».(آل عمران، آيه 159)