مجلات >حديث زندگی>شماره 8

مقابله اثربخش با بحران در زندگى

يداللَّه (مجتبى) كوثرى
 

50

«نگرانى، مرا كاملاً درهم شكسته بود. ذهنم چنان آشفته و ناراحت بود كه نمى‏توانستم هيچ لذتى در زندگى ببينم. اعصابم چنان تحت فشار بود كه نه مى‏توانستم شب بخوابم و نه در روز استراحت كنم. من حق طبيعى خانواده‏ام را براى يك زندگى عادى و شاد، تهديد مى‏كردم. من زندگى خودم را هم تهديد مى‏كردم. احساس مى‏كردم كه ديگر نمى‏توانم به خودم اعتماد كنم. احساس مى‏كردم كه كاملاً شكست خورده‏ام».
وقتى همه چيز در تاريك‏ترين و بدترين وضع بود و به نظر نمى‏آمد كه براى رهايى از اين بحران، چيزى بتواند به من كمك كند، مادرم كارى برايم كرد كه هرگز فراموش نخواهم كرد و به خاطر آن هميشه خدا را شكر مى‏گويم. او مرا به «مبارزه» واداشت... بنابراين، از همان روز، مبارزه را شروع كردم و با خود، عهد بستم اين مبارزه را تا پيروزى ادامه دهم.
من كه تا آن روز به جاى زندگى كردن از زندگى فرار مى‏كردم، تصميم گرفتم تسليم شرايط نشوم، با آن روبه‏رو شوم و با شرايط بحرانى، مبارزه كنم. در اين زمان بود كه به تدريج، معجزه واقعى روى داد: من قوى‏تر و قوى‏تر شدم. ديگر مى‏توانستم با شادمانىِ سلامتى، و شادمانىِ زندگى بيدار شوم و اميدوار، روز جديدى را آغاز كنم...

نگرانى و بحران، چرا؟

شمار فرصتها و تهديدات در زندگى ماشينى عصر نوين، افزايش يافته و بروز نگرانى و بحران در عرصه زندگى روبه فزونى گذاشته است.
تنشهاى روحى - روانى و بحرانها و نگرانيها - از هر نوع كه باشد، - آثار قابل ملاحظه‏اى بر زندگى آدمى خواهد داشت. از همين روى، نياز به آشنايى با اصول و شيوه‏هاى اثربخش «مديريتِ بحران» در زندگى، بيش از پيش احساس مى‏شود.

مفهوم‏شناسى بحران

از منظر روانشناسىِ سلامت، «بحران» به معناى شرايطى است كه در آن، فرد در برابر يك موقعيت تهديد كننده قرار مى‏گيرد و تعادل جسمى و روانى خود را از دست داده، با اختلالات عاطفى و رفتارى مواجه مى‏شود. اين حالت مى‏تواند از چند ساعت تا چند هفته به طول انجامد.(1)
حالت پيش گفته را روانشناسان، با مفاهيمى همچون: اضطراب، دل‏نگرانى، وحشت، بيم و ناراحتى، و فشارهاى روانى (اِسترِس) توصيف‏پذير مى‏دانند.

آثار و پيامدها

تنش يا بحران مى‏تواند هم جنبه مثبت داشته باشد و هم منفى، هم سازنده باشد و هم زيان‏بخش! از اين لحاظ كه فرد براى حل رويداد پيش آمده به رفتارها و روشهاى غيرمنطقى و ناسازگارانه متوسل مى‏شود كه نتيجه آن، آسيب و اختلال در عملكردهاى اجتماعى و روانى مى‏گردد، جنبه منفى و مخرّب بروز مى‏كند. امّا از آن جهت كه زمينه‏اى براى كوشش و تلاش بيشتر به منظور غلبه بر وضعيت ناخوشايند، فرصتى براى رشد و يادگيرى است و باعث رشد و تحوّل و
 

51

احساس اعتماد به نفس مى‏گردد، نتيجه مثبت به ارمغان خواهد داشت.
چنانچه فرد در شرايط بروز بحران و وضعيت فشار و تنش، توانايى مديريت صحيح بحران را نداشته باشد و نتواند از بين راه‏حلها و واكنشهاى احتمالى نسبت به وضعيت پيش آمده، مناسب‏ترين و اثربخش‏ترين شيوه را برگزيند و اعمال كند، تنش و فشار بر او چيره مى‏شود و با ايجاد تغييرات روانى - جسمانى، نظم فعاليت غدد درون‏ريز وى تغيير كرده، باعث ترشّح هورمونهايى نظير «آدرنالين»، «نورآدرنالين» و «سروتونين» مى‏شود، و زمينه‏اى براى بروز اختلالات خُلقى: اضطراب، استرس، نگرانى، افسردگى، درماندگى و به كار افتادن رفتارهاى نابهنجار مى‏گردد. با اختلال در تعادل روانى - جسمانىِ شخص، واكنشهاى او، به‏صورت غيرمنطقى، تند و خشن جلوه مى‏كند، كه ادامه روند فوق، منجر به پيدايش بيماريهاى «سايكوروماتيك» يا اختلالات روان - تنى، نظير: بيمارى عروق كرونر، دستگاه گوارش، زخم معده، فشار خون بالا، تپش قلب و... خواهد شد.
در نتيجه، عدم كنترل بهنگام بحران در زندگى، در سيستم ايمنى بدن، اثرات نامطلوبى بر جاى خواهد گذشت.(2)
آلكسيس كارل(Alexis carrel)، برنده جايزه نوبل پزشكى گفته است:
«آنان كه نمى‏دانند چگونه با بحرانها و نگرانيها مقابله كنند، در جوانى مى‏ميرند».(3)
افلاطون نيز گفته است:
«بزرگ‏ترين اشتباه پزشكان آن است كه مى‏كوشند بدون درمان روان، بدن را درمان كنند».(4)
پژوهشهاى جديد در اين زمينه نيز نشانگر آن است كه: «هفتاد درصد از كل بيمارانى كه به پزشكان مراجعه مى‏كنند، اگر بتوانند خود را از بحرانها و نگرانيهاى زندگى خلاص سازند، قادر خواهند بود خود را درمان كنند».(5)
پس نگرانيها را متوّقف و بحرانها را كنترل كنيد؛ چرا كه تنش و نگرانى حتى قوى‏ترين افراد را هم مى‏تواند بيمار كند.

مديريت بحران

همان‏طور كه پيش از اين اشاره شد، تنش و فشار در سطح پايين، موجب تحرّك و تلاش بيشتر و عملكرد بهتر مى‏گردد، امّا تنشهاى در سطح بالا (يعنى: بحران) بايد كنترل گردد؛ زيرا زيانبخش و نابودكننده زندگى است.
در زمينه اداره و مديريت بحران نمى‏توان براى تمام افراد، نسخه يكسانى تجويز كرد؛ امّا يك سلسله اقدامات اصولى و عمومى وجود دارد كه از طريق آنها مى‏توان بحران را مهار نمود.
بنابراين، مقصود از مديريت بحران يعنى: «توانايى شخص در شناخت، تجزيه و تحليل منطقى مشكل و به‏كار بردن شيوه‏هاى اثربخش، و روشهاى سازگارانه و ارائه واكنشهاى صحيح منطبق بر واقعيت در مواجهه با معضل و بحران در زندگى».(6)
دوست عزيز! اغلب ما قوى‏تر از آن هستيم كه فكر مى‏كنيم. ما منابعى درونى داريم كه احتمالاً هرگز از آنها استفاده نكرده‏ايم. انگيزه
 

52

درونى و اراده آدمى تواناترين عامل براى ارتقا و تعالى زندگى در سايه تلاش آگاهانه است. پس بيا با مديريت صحيح از به هدر رفتن اين منابع ارزشمند جلوگيرى كنيم.

ويژگيهاى شخصيت سالم در مقابل بحران

راستى در انسانهاى موفق چه ويژگيهاى شخصيتى وجود دارد كه باعث مى‏گردد با شرايط بحران، برخورد سالم و سازنده داشته باشند و زندگى پرنشاط و شادى را تجربه كنند؟
آنچه مى‏خوانيد، عمده‏ترين ويژگيهاى شخصيتى افرادى است كه با مديريت صحيح و مقابله اثربخش با بحران، شرايط را در جهت اهداف والاى خويش هدايت مى‏كنند:
1 - قدرت كنترل: احساس قدرت كنترلِ رويدادها، از جمله ويژگيهاى يك انسان موفق است. به خاطر داشته باشيد گرچه وقوع حوادث در اختيار ما نيست، ولى كنترلْ و مديريت آنها و سرانجام هدايت شرايط در مسير سازنده و تعالى‏بخش، در اختيار ماست.
2 - احساس تعهّد: يك انسان موفق در مقابل بحران، فردى متعهّد و مسئوليت‏پذير است؛ چون او به حقيقتْ باور دارد و جريان زندگى را هدفمند و معنادار مى‏داند، و اهميت و ارزش خويشتن را در فرآيند هدفمندى آفرينش به نيكى درك مى‏كند.
3 - تلاش و مبارزه: او به جاى تسليم شدن در مقابل حوادث زندگى با آنها روبه‏رو مى‏شود و با شرايط بحران مبارزه مى‏كند و با باور به اينكه رويدادهاى پيش آمده، فرصتى براى رشد و تعالى هستند، خود را ملزم به تلاش و مبارزه در برابر حوادث و بحرانهاى زندگى مى‏داند.
4 - داشتن تفكّر مثبت: داشتن تفكّر مثبت نيز يكى ديگر از ويژگيهاى شخصيتى افراد موفّق در مقابل بحران است. داشتن حُسن ظن و يا تفكر مثبت در برابر بحرانهاى زندگى به شما كمك مى‏كند كه «گرايشهاى پوچ و غير منطقى» خود را كشف، و «افكار و روشهاى سازنده» را جايگزين آنها كنيد. يادگيرى و به كار بستن اين روش بسيار ساده، در كاهش تنش و بحران بسيار مؤثر است. علاوه بر اين، به شما كمك خواهد كرد كه «اعتماد به نفس» خود را تقويت كنيد.(7)

عوامل و زمينه‏ها

در دنياى امروز، عوامل گوناگونى در بروز بحران در زندگى دخالت دارند. ما، در جهانى زندگى مى‏كنيم كه تمدّن نوين باعث گرديده بسيارى از مردم زير تنشهاى فزاينده، دچار بحران در زندگى باشند.
عوامل به‏وجود آورنده بحران كه تنش‏زا خوانده مى‏شوند، ممكن است جسمانى يا روانى باشند و منشأ آنها مى‏تواند بيرونى يا درونى باشد.
انواع گوناگون محركهاى جسمى و روانى نظير: رفتارهاى خشن، يا منازعات و تعارضات درونى ممكن است به عنوان عاملى تنش‏زا عمل كنند. همچنين شرايط شغلى، وضعيت محيط كار، سبك روابط حاكم در محيط كار، سبك تفكر افراد، شرايط خانوادگى، وضعيت اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى، زمينه‏هاى محيطى و بيرونى به حساب مى‏آيند.
به طور كلى هر گونه تغيير در روال متداول و روشهاى رايج كه نوعى از هم‏گسيختگى ايجاد كند (بسته به شرايط و گرايشهاى كلى شما نسبت به مسائل)، مى‏تواند با شدّت و ضعف متغيّر، نقشى بحران‏زا و تنش‏آفرين، ايفا كند.(8)

در بحران، چه رخ مى‏دهد؟

شناخت علايم و واكنشهايى كه بدن و روان در وضعيت مواجهه با بحران بروز مى‏دهد، در شناسايى به موقع شرايط بحران‏زا نقشى مهم دارد. با آگاهى از اين علايم خواهيد توانست با اقدام بهنگام و به شيوه‏اى سازنده با بحران، مقابله كنيد، و پيش از آنكه مهارناپذير شود آن را كنترل و مديريت نماييد.

برخى علايم هشدار دهنده

الف) بدنى

1 . درد معده و مشكلات سوء هاضمه‏
2 . گرفتگيهاى عضلانى‏
3 . تپش قلب‏
4 . اسهال‏
5 . بيمارى قلب‏
6 . كلسترول بالا
7 . خستگى و كوفتگى‏
8 . سردرد و احساس گيجى‏
9 . اختلال تنفّسى‏
10 . دردهاى موضعى‏

ب) روانى

1 . كاهش يا نبودِ تمركز، و از هم گسيختگى افكار
2 . تحريك‏پذيرى زياد با خشم‏
3 . وابستگى به دارو
4 . اضطراب و افسردگى‏
5 . فربهى يا بى‏اشتهايى‏
6 . اشتغال ذهنى‏
7 . شلختگى و نرسيدن به سر و وضع خود
8 . آغاز كردن كارهايى زياد بدون به پايان رساندن آنها
9 . اختلالات جنسى .
همه علايم بالا و بسيارى ديگر مى‏تواند از نشانه‏هاى فشار و تنش و بحران باشد. همه آنها به كيفيت زندگى لطمه مى‏زنند تا آنجا كه مى‏توانند باعث مرگ شخص شوند.(9)
اكنون، شيوه‏هاى رهايى از دام بحران را در زير مى‏آوريم:

قاعده‏اى سحرآميز براى رهايى از بحران

اگر مى‏خواهيد دستورالعمل كارآمد و مطمئنى براى رهايى از بحران و تنش داشته باشيد، قاعده زير را به نيكى فرا گرفته و بدان عمل كنيد. اين قاعده داراى سه مرحله است.
مرحله اوّل: قبل از هرچيز با صداقت، وضعيت را بدون واهمه تحليل كنيد و از خود بپرسيد: «اگر نتوانم مسئله را حل كنم، بدترين چيزى كه پيش مى‏آيد چيست؟» و چقدر احتمال دارد كه اين بدترين چيز، اتفاق بيفتد؟ و وقوع آن چقدر زندگى من را تحت تأثير قرار مى‏دهد؟ و آيا اين تأثيرات براى ماهها و سالها باقى مى‏ماند، يا موقّت و گذرا خواهد بود؟
مرحله دوم: پس از تصوّر بدترين چيزى كه ممكن است روى دهد، سعى كنيد خود را از نظر ذهنى و روانى براى پذيرش آن بدترين وضع - اگر لازم شود - آماده سازيد و مطمئن باشيد آرامش واقعى از
 

53

پذيرش بدترين شرايط پيش مى‏آيد؛ زيرا اگر ما بدترين وضعيت را بپذيريم، ديگر چيزى نيست كه از دست بدهيم. و اين امر، خودبه‏خود به معناى آن است كه شايد هرچيزى را به دست آوريم. مثل تيم فوتبالى كه تا دقيقه 85 باخته است، ديگر چيزى ندارد كه بخواهد از دست بدهد. و اين يعنى اولين گام براى غلبه بر پيامدهاى هر بداقبالى.
مرحله سوم: از آن پس، در آرامش، وقت و نيروى خود را با خونسردى صرف تلاش براى بهبود بدترين وضعى كنيد كه از نظر روحى و ذهنى آماده پذيرش آن شده بوديد. مطمئن باشيد به هدف خواهيد رسيد.(10)

توكّل، اِكسيرى چاره‏ساز

يكى از محورى‏ترين عوامل در كنترل و مهار بحران در زندگى، اتّصال به منبع آرامش‏بخش و مركز تسكين‏دهنده، يعنى خداوند قادر مهربان است؛ او كه مهر و شفقت و دلسوزى‏اش نسبت به بندگان از هر كس و هر چيز، برتر و بالاتر و قدرت و اراده‏اش افزون‏ترين و مسلّطترين است. بر اين اساس، اتّصال به خداوند و توكّل به دامن قدسى‏اش، باعث رهايى از هر تنش و بحرانى گرديده و آرامش و شادمانى و نشاط را به ارمغان مى‏آورد.(11)

نكته پايانى

با وجود آنچه گفته شد، در شرايط دشوار مى‏توانيد از مشاوران امينِ روانشناسى بالينى در اين زمينه كمك بخواهيد، و مطمئن باشيد آنها آماده خدمت و كمك به شما هستند.
و سرانجام، همواره به خاطر داشته باشيد كه زندگى، مسئوليتى بزرگ در قبال خداوند، خودتان و ديگران است. پس لطفاً خوب زندگى كنيد و از به هدر دادن كيفيت زندگى خويش، پرهيز نماييد.
خداوندا! هرچه بر عمر ما افزودى، بر كيفيت و بركت زندگى ما نيز بيفزا!

1. مديريت منابع انسانى، حسن زارعى متين، ص 261 - 264 .
2. اصول كنترل استرس، وراپيفر، ترجمه: آرين ابوك، ص 159 .
3. چگونه بر نگرانى و اضطراب پيروز شدم، ديل كارنگى، ترجمه: على ضرغام، ص 44 .
4. همان، ص 47 .
5. همان، ص 45 .
6. مقاله «مقابله با بحران در زندگى»، روزنامه همشهرى، شماره 263 (9 / 11 / 1380).
7. اقتباس از نتايج تحقيقات دكتر گاپسا (gapsa) (در سال 1979م) در دانشگاه شيكاگو . شش مورد شخصيتهاى تنش‏زا و غيرتنش‏زا، به نقل از: روانشناسى بالينى، نيما قربانى (1380)، با اندكى تصرّف .
8. ر.ك: مديريت منابع انسانى، حسن زارعى متين، ص 264 - 268 .
9. ر.ك: مديريت اثربخش، جان لاكت، ترجمه: سيد امين‏اللَّه علوى، ص 67 ؛ اصول كنترل استرس، ص 50 - 63 .
10. چگونه بر نگرانى و اضطراب پيروز شدم، ديل كارنگى، ترجمه: على ضرغام، ص 35 - 38.
11. «چون تصميم گرفتى، بر خدا توكّل كن».(آل عمران، آيه 159)