مجلات >حديث زندگی>شماره 8

روزگار بهترى از راه مى‏رسد

محمّدعلى سروش
 

6

كسى نگفته است كه زندگى كار ساده‏اى است، بلكه گاهى بسيار سخت و ناخوشايند مى‏نمايد؛ امّا همين زندگى با تمام فراز و فرودهايش، از ما انسانى بهتر و نيرومندتر مى‏سازد.
در برخورد با هر دگرگونى در زندگى، شايد بگويى كه: «نه، تاب نخواهم آورد»؛ امّا مى‏آموزى كه كنار زدن مشكلات يكى پس از ديگرى، چندان دشوار نيست. دشوارى، زمانى خواهد رسيد كه از برخورد با مشكل بگريزى. آن‏گاه است كه باز مى‏گردد و تو را به مبارزه مى‏خواند.
نتيجه كار در دست تو و شيوه مبارزه توست. خردمندانه زندگى كن، بردبارى را پذيرا باش و هميشه آماده رويارويى با دشواريها باش. سرچشمه توان ما گنجينه دورن ماست. زندگى زنجيرى از افقهاى نو، آرزوهاى نو، روزهاى نو و تغييراتى است كه به سوى تو مى‏آيند. خوش بين باش! اين نگرش توست كه بر محصول بسيارى از كارها نشان خود را مى‏زند. به هنگام نياز به يارى، آن را طلب كن. ويژگيها، شايستگيها و هر آنچه را تنها در توست، قدر بدان.
نيكوترين كار كدام است؟ ساده است؛ ساده: «بكوش تا مى‏توانى». خواهى ديد كه همه چيز درست خواهد شد. آغاز هر روز نو، به تو مى‏گويد كه شايسته آنى كه لبخند بزنى. آغاز هر روز نو تو را به اين باور مى‏رساند كه مى‏توانى دل ديگرى را شاد كنى.

دقّت، حقيقت خوش بينى

اساس خوش‏بينى، در انديشه درست در مورد علت رويدادهاست. تكرار جملات مثبتى همچون «من آدم ويژه‏اى هستم»، «همه مردم، مرا دوست دارند»، «زندگى‏ام هر روز از روز قبل بهتر مى‏شود و...» از شما يك فرد خوش‏بين نمى‏سازد. اين كار ممكن است براى لحظه‏اى به شما گرمى و شور ببخشد؛ ولى در دستيابى به هدفهايتان كمك چندانى به شما نمى‏كند.
همچنين خوش‏بينى، نپذيرفتن مسئوليت حوادث بد نيست. مسئوليت را به دوش ديگران انداختن، تنها منجر به عصبانى شدن آنها مى‏شود. خوش‏بينى، پرهيز از غم و خشم نيست. عواطف منفى هم بخشى از غنايم زندگى‏اند و معمولاً واكنشهاى سالمى هستند كه ما را براى درك يا تغيير چيزهايى كه موجب به هم ريختگى مى‏شوند راهنمايى مى‏نمايند.
 

7

خوش‏بينى واقعى اين است كه فرد، خويش را بشناسد، در مورد خود و جهان پيرامونش كنجكاو باشد، در دنياى خويش فعال بوده، به زندگى خود شكل ببخشد.
خوش بينى عبارت است از دقيق بودن. دقيق بودن، فرصت ديدن ساير علتها را هم فراهم مى‏كند. آموزش خوش‏بينى مثل آموزش دقت است.

باورها

هميشه بين افكار و احساسات، رابطه‏اى هست. افكار خود را به «نتايج» ربط دهيد تا بفهميد خوش‏بينى و بدبينى، احساس و عمل را تغيير مى‏دهد. مطالبى كه شما هنگام ارزيابى حوادث به خود مى‏گوييد، به طور مستقيم، احساسات و رفتارتان را تغيير مى‏دهد.
افراد بدبين باورشان اين است كه علل حوادث بد، دائمى هستند و از آنجا كه علت، هميشه وجود دارد پس به همين دليل معتقدند كه اتفاقات بد، هميشه براى آنها پيش خواهد آمد.
در عوض، افراد خوش‏بين، علل حوادث بد را موقّتى مى‏دانند.
مثلاً وقتى در روزهاى آغازين مدرسه دوستى پيدا نكردند، فرد بدبين مى‏گويد: «من در مدرسه جديد، هيچ وقت دوستى پيدا نمى‏كنم»؛ ولى فرد خوش‏بين مى‏گويد: «در مدرسه جديد مدّتى طول مى‏كشد تا دوستى پيدا كنم».
فرد بدبين فكر مى‏كند كه حوادث بد، ناشى از اشكالاتى است كه در وجود اوست؛ ولى فرد خوش‏بين درباره حالتها كه موقّت و قابل تغييرند مى‏انديشد.
اگر شخص با كلمات «هميشه» و «هرگز» حوادث بد را ارزيابى كند، روش بدبينانه‏اى دارد و اگر حوادث بد را با كلماتى چون «گاهى» و «به‏تازگى» ارزيابى كند، روش خوش‏بينانه‏اى دارد.
در برخورد با حوادث خوب، قضيه بالعكس است؛ يعنى فرد خوش‏بين، حوادث خوب را با علل دائمى براى خود توضيح مى‏دهد و هميشه به تواناييها و چيزهاى مثبتى كه دارد - از قبيل سختكوشى و دوست داشتنى بودن - اشاره مى‏كند؛ ولى فرد بدبين علل را موقّتى مى‏بيند و از محدوده زمانى نام مى‏برد.
وقتى علّت حوادث خوب، موقتى ارزيابى شود، موفقيت را اتفاقى مى‏بينند و يا آن را به راحت بودن تكليف نسبت مى‏دهند. افراد بدبين به تعميم افراطى امور، گرايش دارند، مثل اينكه: «من به طور كلّى در تمام ورزشها ضعيف هستم» يا «همه مربّيان، ظالم هستند»؛ ولى فرد خوش‏بين، علت رويداد را ويژه و خاص ارزيابى مى‏كند. مثل اينكه: «من در توپ‏بازى ضعيف هستم» يا «آقاى شريفى مربى ظالمى است».
در حوادث خوب، باز هم امر به عكس است؛ يعنى فرد خوش‏بين مى‏گويد: «من با هوشم»؛ ولى بدبين مى‏گويد: «من در درس رياضى خوبم».
فرد بدبين باور دارد كه شكستها غيرقابل تغييرند و سطح وسيعى از زندگى او را فرامى‏گيرند. او باور دارد كه تنها علّت اين شكستها نه محيط، نه شانس و نه ديگران بلكه «خود» اوست. بدبين‏ترين افراد، باور دارند كه آنها از رفتارى ويژه برخوردارند كه آنها را محكوم به از دست دادن فرصتها در تمام عمرشان مى‏كند، روابطشان منجر به شكست شده و دچار خُسران خواهند بود. حتى زمانى كه متوجه مى‏شوند كه در ايجاد مشكل، گناهى هم نداشته‏اند، باز هم موقعيت را غيرقابل تغيير مى‏شمرند و در نتيجه تلاشى براى تغيير وضعيت نمى‏كنند.

درستى باورها

اين ساده‏انديشى است كه فكر كنيم در رويدادها و حوادث ناخوشايند، هيچ سهمى نداريم و هيچ‏گاه مقصّر نيستيم و فكر كنيم كه با اين باور، زندگى موفق‏ترى خواهيم داشت. به عكس، بسيار مفيد خواهد بود اگر بياموزيم كه براى هر مشكلى عوامل زيادى درگيرند و ما بايد مسئوليت سهمى را كه در ايجاد مشكل داشته‏ايم بپذيريم، بدون اينكه خود را در مورد كارهايى كه اختيارى در انجام دادن آن نداشته‏ايم سرزنش كنيم.
در مورد مشكلات واقعى، درست بينديشيد؛ انديشيدن درست، معنايش بدبينى نيست.

مهارتهاى اساسى براى خوش‏بينى

الف) در اختيار گرفتن فكر: ابتدا شما افكارى را كه بدترين شرايط احساسى را در ذهنتان به وجود مى‏آورند شناسايى كنيد. اين افكار به شكل عميقى روى احساسات و رفتار شما تأثير مى‏گذارند. براى مثال، فرض كنيد در كلاس، احساس حماقتِ كامل به شما دست مى‏دهد، تصميم مى‏گيريد از مدرسه برويد و هرگز بازنگرديد، در عين حال، قرمز شده‏ايد و نمى‏توانيد كارى كنيد.
در ثبت وضعيت مى‏نويسيد: حضور در كلاس در حالى كه معلّم جديدى كه مورد علاقه‏ام نيست از من خواست جلوى كلاس بروم و مسئله‏اى را حل كنم، و من رفتم و اشتباه حل كردم. و او گفت كه بايد بيشتر تلاش كنم تا خيالبافى. اين را جلوى همه بچه‏ها به من گفت.
در ثبت افكارتان مى‏نويسيد: شخص معلّم، اين كار را براى اذيت كردن من كرد. او تمام سال مى‏خواهد با من همين كار را بكند و همه فكر مى‏كنند من مردود خواهم شد.
ب) گردآوردن شاهد: وقتى كه باورهاى بدبينى را تشخيص داديد، از خودتان بپرسيد: براى اين باور چه شاهدى وجود دارد؟ دقّت داشته باشيد كه شما براى مدتها بدبين بوده‏ايد، و روشهايى براى حفظ بدبينى درخود داريد. وقتى ابتدا در پى شاهد برمى‏آييد، موارد زيادى پيدا مى‏كنيد كه از بدبينى شما طرفدارى مى‏كنند و چند تايى كه آن را رد مى‏كنند. از خود بپرسيد، چه حقيقتى خلاف اين باور است؟ خود را به زور وادار كنيد تا اين جنبه را ملاحظه كنيد و در نتيجه، عقايد بدبينانه شما سست شوند.
پس در اين مهارت، شما افكارتان را ارزشيابى مى‏كنيد و به اين نتيجه مى‏رسيد كه آنچه به خود مى‏گوييد لزوماً درست نيست.
براى تكميل اين بحث، بايد گفت كه اگر ديگران نظريات بدى نسبت به ما ارائه دهند خيلى قوى و گسترده در جهت بطلان حرف آنها شواهدى را گردآورى و مطرح مى‏كنيم و عقيده‏منديم كه نظريات ديگران در مورد ما مى‏تواند بى‏اساس و اشتباه باشد؛ ولى باورهاى خودمان را درباره خود غيرقابل بحث مى‏دانيم و آن را درست مى‏پنداريم. در حالى كه برچسب‏هايى كه ما به خود مى‏زنيم نيز ممكن است اشتباه باشند.
شما نادرستى باورهايتان را مى‏توانيد با استفاده از اين مهارت،
 

8

ارزشيابى كنيد و مورد ترديد قرار دهيد. اگر درست بودند، خوب، سپس شما يا به تغيير دادن جنبه‏هاى منفى خود نيازمنديد و يا به تغيير دادن شرايطى كه نارضايتى به وجود آورده است. و ممكن است متوجه شويد كه باورهاى شما در مورد خودتان درست نيست و آنها گرايش به فاجعه‏گرايى دارند.
ج) تقويت توضيحات درست‏تر: در حقيقت، اين توضيحات و تفاسير، همان راه چاره‏هاست كه احساس بد شما را تبديل به احساس خوب مى‏كند يا حداقل اين احساس بد را از بين مى‏برد. پس تنها به يك تفسير بدبينانه قانع نشويد و مسئله را از چشم اندازهاى مختلف بنگريد.
د) فاجعه‏زدايى: براى بدبينها اگر اتفاق بدى بيفتد، بى‏درنگ به فكر يك سرى بدبختى كه در پى است مى‏افتند و با اگرهاى ديگر، تصورّاتى را مرور مى‏كنند. در اين مرحله براى فاجعه‏زدايى، چند پرسش را براى خود مطرح كنيد و به دقت به آنها پاسخ دهيد:
1 . بدترين اتفاقى كه ممكن است پيش آيد، چيست؟ مواظب باشيد به جزئيات بپردازيد تا مبهم نباشد.
2 . چقدر احتمال دارد كه اين بدترين چيز، اتفاق بيفتد؟
3 . اگر قرار است اتفاق بيفتد، براى بهبود موقعيت، چه كارى از شما ساخته است؟
4 . بهترين چيز ممكن براى اتفاق افتادن، چيست؟
وقتى به اين پرسشها به دقت جواب داديد مى‏توانيد براى آنها برنامه بريزيد.
ه) پرورش طرح حمله: بيشترين انرژى را صرف ايجاد طرحى براى حمله كنيد. طرح‏ريزى براى بهترين مورد را هم فراموش نكنيد. طرح حمله را مى‏توانيد با پاسخ گفتن به اين سؤالات تهيه نماييد:
1 . آيا كارى هست كه بتوانيد براى ايجاد و آسان كردنِ بهترين حالت، بنماييد؟
2 . چه اعمال ويژه‏اى براى بهبود وضعيت از دست شما ساخته است؟
3 . چگونه اشتباه را درست مى‏كنيد؟
4 . چگونه بخشى از شخصيت خود را كه برايتان مشكل مى‏آفريند ملايم مى‏كنيد؟
5 . چگونه از زيانى كه پيش خواهد آمد جلوگيرى مى‏كنيد؟

فهرست منابع:

1 . اصول روانشناسى بالينى و مشاوره، جوديت تاد و آرتور بوهارت، ترجمه: مهرداد فيروزبخت، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگى رسا، 1379.
2 . كودك مثبت‏گرا، مارتين سليگمن، همكارى: كارن ريويچ، ليزا جيكاكس و جين گيلهام، ترجمه: ناهيد ايران‏نژاد، تهران: نشر دايره، 1379 .
3 . بازهم مثبت درمانى، نورمن وينسنت پيل، ترجمه: توراندخت تمدّن (مالكى)، تهران: نشر اوحدى، 1376 .
4 . تو همه انديشه‏اى، داگ هوپر، برگردان: مهدى قراچه‏داغى، تهران: نشر پيكان، 1379 .