عالَمى ديگر ببايد ساخت
گفتگو: حميده جعفر يزدى
كاش مىشد عالمى داشت بدون اعتياد، جرم، خيانت، زندان، فرار، بيمارى و... كاش مىشد! امّا صد حيف و افسوس كه حتى ورود آدمى به اين كره خاكى از يك اشتباه، نشئت مىگيرد و اولين فرزند اين بشر متفكر نيز دست به قتل برادر مىآلايد. و اكنون شايد به هر گوشه و كنار اين كره پيشرفته الكترونيكى كه بنگريد بتوانيد مصداقى براى كلمه «آسيب يا معضل اجتماعى» پيدا كنيد؛ اما مىشود بعضى از معضلات را به حدّاقل رسانيد و يا حتى جلوى خيلى از معضلات را گرفت.
چگونه؟
- آيا فكر مىكنيد بايد به فرزندان اين مرز و بوم بگوييم كه بر سر اين عالم، چه دارد مىآيد؟ يا نه، بگذاريم بدون دغدغههاى فكرى پرورش يابند؟
- شما فكر مىكنيد تأثير طرح معضلات اجتماعى بر جوانان ما چيست؟
- به نظر شما بيان آسيبهاى اجتماعى چه سود و زيانى (و چه آموزندگىها يا بدآموزىهايى) دارد؟
- شما راجع به روش طرح كردن اخبار و آمار معضلات اجتماعى در ميان جوانان، چه نظرى داريد؟
در پى يافتن جوابهايى براى سؤالات مطرح شده و بحث كلى درباره «تأثير طرح معضلات اجتماعى بر جوانان» با تنى چند از جوانان به گفتگو نشستهايم و سپس نظر كارشناس امور آسيب ديدگان اجتماعى سازمان بهزيستى را جويا شدهايم كه در ادامه مىآيد.
پيمان راتين خردمند، دانشجوى رشته شيمى دانشگاه صنعتى شريف، اطّلاعرسانى در مورد معضلات اجتماعى را لازم مىداند و اشاره مىكند: اعلام اخبار و آمار، در جوانان، توليد ترس و نوعى عبرتآموزى مىكند كه اين عوامل مىتوانند از گرايش جوانان به سوى آسيبهاى اجتماعى جلوگيرى نمايند.
خردمند، انسان را موجودى مختار مىداند كه نيازمند آگاهى است. او با اظهار تأسّف، اطلاعرسانى كنونى كشور را صحيح نمىداند.
وى معتقد است: نبايد هر مشكلى را كه داريم به تهاجم فرهنگى نسبت دهيم، بدون آنكه در نظر بگيريم ما خودمان انسانيم و مختار هستيم هرآنچه را كه مىخواهيم، انجام بدهيم. پس لازمه اين اختيار، آگاهى است، تا از به خطر افتادن، جلوگيرى به عمل آيد.
به نظر خردمند، دنياى كنونى همينطور كه به پيش مىرود، به سمت بىبندوبارى گرايش پيدا مىكند و هر كس يا هر جامعهاى كه خودش را ايزوله (محصور) نمايد، اگرچه ديرتر دچار اين معضلات مىشود، امّا به ضعف آگاهى دچار خواهد شد كه قدرت مقاومتش را كاهش مىدهد و اين، زيانهاى بيشترى را به دنبال خواهد داشت.
وى در نهايت، در ناآگاهى نگه داشتنِ جوانان را از بدترين طرق مبارزه با معضلات اجتماعى مىداند.
فرزانه كه فارغالتحصيل رشته شيمى است، هر جور اطلاعرسانى را خوب و مفيد مىشمارد؛ امّا اعتقاد دارد: در حال حاضر در كشور ما اطلاعرسانى اصلاً خوب نيست. او به برنامهاى كه چند شب پيش از تلويزيون ديده است، اشاره مىكند و مىافزايد: چندين كارشناس دعوت شده بودند كه درباره يك موضوع واحد، هر كدام، آمار متفاوتى ارائه مىدادند. نكتهاى كه بيشتر براى او جالب توجه بوده است، اين بوده كه هيچكدام از آنها نيز آمار نفر ديگر را قبول نمىكرده است.
امّا در هر حال، اطلاعرسانى را در زمينه آسيبهاى اجتماعى، امرى مفيد مىداند و اعتقاد دارد كه با اين كار، حدّاقلْ خيلىها به خودشان مىآيند و در ادامه با حالتى متعجبانه مىگويد: مثلاً خود من، هيچ وقت فكر نمىكردم اينقدر «بچههاى خيابانى» داشته باشيم.
فرزانه، «عنوان كردنِ» صِرف را كافى نمىداند و معتقد است بايد به همراه عنوان كردن معضلات، راه حلها و راهكارها نيز براى پيشگيرى و مبارزه بيان شوند. وى اطلاعرسانى را بدون حد و مرز مىداند و البته معتقد است نبايد چيزهايى را كه باعث وحشت عمومى مىشوند، بيان كرد.
وى در آخر بيان كرد: تا وقتى كه نهادهاى مسئول، آمارهاى رسمى مربوط به كار خود را ارائه نمىدهند و نقدى هم از سوى كارشناسان صورت نمىگيرد و مركزى براى استاندارد كردن آمارها وجود ندارد، من به عنوان يك جوان، چندان به اطلاعات و ارقام مطرح در رسانهها اطمينان ندارم.
فاطمه اكبرى، فارغالتحصيل رشته زمينشناسى معتقد است: طرح معضلات اجتماعى فايدهاى ندارد. طرح اين معضلات كه روزبهروز نيز افزايش مىيابد، باعث احساس ناامنى در ما مىشود.
وى، اطلاعرسانى كنونى را درست نمىداند و معتقد به اجراى برنامههاى آموزشى پيشگيرنده به جاى «طرح معضلات» است.
فاطمه مىگويد: طرح معضلات، قبح مسائل را از بين برده، آسيبپذيرى جوانان را بيشتر مىكند و شايد اصلاً متناسب با نفوذ اجتماعى روزنامهها و ساير رسانهها باعث افزايش اين معضلات گردد.
در ادامه مىافزايد: متأسفانه اين اطلاعرسانى در سطح عامه مردم صورت مىگيرد و در بعضى خانوادهها اين اطلاعرسانى باعث ايجاد فشارها و ممنوعيتهايى بر جوانان مىگردد و احتمالاً برخى خانوادهها به استناد آنها، مانع حركت و رشد فرزندانشان مىشوند.
وى مىگويد: در كشور ما، مردم، هر چيزى را كه اخبار و يا روزنامهها مىگويند، كاملاً مىپذيرند و اين طور است كه برخى از خانوادهها در برابر اعتراض جوانانشان چنين عنوان مىنمايند كه: «ما به تو اعتماد داريم؛ امّا جامعه مورد اعتماد نيست».
در انتها مىگويد: اطلاعرسانى تا حدّى كه باعث پيشگيرى شود، خوب است؛ امّا گاهى اوقات، واقعاً مشكلات عديدهاى به وجود مىآورد. به طور مثال، اعلام آمار طلاق، ناخودآگاه، جوانها را از ازدواج مىترساند. آمار چهار هزار ازدواج در برابر شش هزار طلاق، انسان را به اين فكر مىاندازد كه چرا تن به كارى بدهد كه احتمال شكستش بيشتر از احتمال موفقيتش است.
جواد شاه صفوى، دانشآموز سال دوم دبيرستان در رشته رياضى فيزيك، ارائه اخبار مربوط به معضلات اجتماعى را كارى درست و خوب مىداند؛ امّا اين كار را كافى نمىبيند و معتقد است: اين معضلات بايد ريشهيابى و علّتيابى شوند تا بشود مشكلات را قابل حل كرد.
وى در حالى كه كتابهايش را به سينهاش مىفشرد، اضافه مىكند: طرح معضلات، باعث آگاهى جوانها مىشود و جوانانِ آگاه، احتمالاً كمتر دچار خطر مىشوند؛ امّا زيادىاش نيز باعث وحشت و ترس خانوادهها مىشود و آنها كنترلهاى شديدى را اعمال مىكنند. او بهترين راهكار را ارائه اطلاعات از طريق مدرسه به دانشآموزان مىداند.
اگر معضلات اجتماعى مطرح شوند، جوانان، خطر را بيشتر جدّى مىگيرند. فريبا كه فارغ التحصيل پيش دانشگاهى از رشته علوم تجربى است و قصد رفتن به دانشگاه را هم ندارد، پس از بيان اين جمله عنوان مىدارد: هرگاه معضلات به صورت صريح و آشكار بيان گردند، احتمالاً درس عبرتى براى ديگران خواهند بود و احتمال ارتكاب آنها توسّط ديگران كاهش پيدا مىكند. طرح معضلات اجتماعى به انسان، آگاهى نيز مىدهد كه همين آگاهى باعث مىشود جوانان، هوشيارتر از پيش به مراقبت از خود بپردازند.
فريبا مىگويد: در بيان معضلات اجتماعى نبايد حد و مرزى قائل بود. مگر نه اينكه اينها واقعيت دارند و در جامعه ما اتفاق مىافتند؟ پس چرا بايد واقعيات را پنهان كرد و يك سرى جوانهاى ناآگاه تربيت كرد؟
وى در عين حال مىگويد: البته اين آگاهىبخشى، زمانى اثر مثبت دارد كه جوانان، اوّلاً به خوبى و بر اساس ارزشهاى انسانى تربيت شده باشند و ثانياً به نهاد گزارش دهنده اعتماد كنند و اطلاعات مطرح شده را جدّى بگيرند.
صادق، دانشجوى رشته مهندسى كشاورزى (تكنولوژى آبيارى)، مطرح كردن معضلات اجتماعى را امرى بسيار صحيح مىداند. او معتقد است: هرچه جوانانْ آگاهتر باشند و با مسائل و مشكلات، بيشتر آشنا شوند، احتمال فريب خوردن آنها كاهش مىيابد.
صادق در ادامه مىگويد: بايد تبليغات و آگاهىها كاملاً وسيع باشند. اعلام كردن مسائل و مشكلات اجتماعى هيچگاه اثر منفى «توجيه كردن» و «پنهانكارى» را ندارد؛ زيرا هر كس كه كار خلافى را مرتكب مىشود، حتماً براى خودش يك سرى علتها و توجيههايى دارد و احتياجى به اين خبرها ندارد. بنابراين، فكر نمىكنم اطلاعرسانى، هيچ اثر منفىاى داشته باشد.
او لازمه اصلى طرح صحيح معضلات اجتماعى را «صراحت» و «صداقت» مىداند و عنوان مىكند: هنگامى كه به طور مثال در جريان شرح ماوقع يك سرقت قرار مىگيرم، بعدها اگر همان موقعيت برايم پيش آمد، كاملاً آگاه و هوشيارم كه مبادا به همان شكل، فريب بخورم.
صادق براى پايان دادن به گفتههايش با لحنى كاملاً مطمئن مىگويد: وقتى راجع به يك موضوع و عوامل و عواقب آن، خام و بىاطلاع باشى، خيلى جسورانهتر آن كار را انجام مىدهى!
سارا، دانشجوى سال سوم رشته شيمى دانشگاه شهيد بهشتى كه هم اكنون در آزمايشگاه پليمر يك كارخانه قطعهسازى مشغول به كار است، مىگويد: ارائه اطلاعات درباره معضلات اجتماعى، باعث افزايش آگاهى افراد مىگردد و اين افزايش آگاهى، خود، تا حدودى مصونيت ايجاد مىنمايد.
او در ادامه اضافه مىكند: وقتى راجع به يك خطر مهم، اطلاعات كسب مىكنم، در موقعيتهاى مشابه، بيشترين مراقبت را از خودم به عمل مىآورم.
با اين حال، او براى طرح كردن معضلات اجتماعى محدوديت قائل است و مىگويد: مطرح كردن آسيبها و خطرات موجود در جامعه نبايد در حدى باشد كه احساس امنيت را از افراد، سلب نمايد و مانع فعاليت اجتماعى و مشاركت آنها در امور و فعاليتها گردد.
سارا بعد از اندكى تأمل با خنده بيان مىدارد: فكر كنم در نشريات و رسانههاى معتبر هم دروغ وجود دارد. عملكرد فعلى در زمينه بيان
معضلات اجتماعى در جامعه، كافى و صحيح نيست. اكثر روزنامهها و يا ساير رسانههاى جمعى به بيان مشكلات مىپردازند، بدون آنكه حتى يك راه حل براى پيشگيرى يا درمان مشكلات ارائه نمايند. متأسفانه براى رسانهها داشتن خبرهاى داغ و تيترهاى هيجانآور، بر هدف اصلى - كه همان آگاهىرسانى صحيح است - ، مقدم شده است.
سارا معتقد نيست كه جوانان از طرح معضلات اجتماعى بهرهگيرى ناصحيح مىنمايند، بلكه عنوان مىدارد: فكر نمىكنم هشدار دادن راجع به يك خطر و بيان عواقب آن، باعث افزايش معضل يا خطر گردد و يا چنانچه كسى بفهمد كه چگونه و به چه طريقى دچار مشكل مىشود، راغب به اين بشود كه خودش را دچار مشكل نمايد. بلكه كاملاً بر عكس، هنگامى كه در موقعيتهاى اجتماعى قرار مىگيرد، با توجه به دانستههايش سعى مىكند تا حدود زيادى از به خطر افتادن خودش جلوگيرى نمايد.
هُدى، دانشآموزى كه امسال وارد پيشدانشگاهى در رشته رياضى فيزك مىشود، در مورد طرح معضلات اجتماعى مىگويد: هم مىتواند درست باشد و هم نادرست. بستگى به اين دارد كه به چه نحوى بيان شود. اگر فقط نصيحت باشد و اطلاعات و اعداد را شامل گردد، فكر كنم فايده چندانى نداشته باشد؛ امّا اگر به صورت نشان دادن عواقب كار باشد و همچنين راه حل مناسبى براى پيشگيرى داده شود، به اين صورت، نتيجهبخش خواهد بود. وقتى نشان دهند كه اين معضل، عواقب بدى دارد، خوب، خيلىها مىترسند و به سراغ آن كار نمىروند. در هر حال، آگاهى دادن به نسل جوان مثل من و دوستانم كار بسيار خوبى است. مثلاً براى كتابخانه مدرسه ما چند روزنامه تهيه كردهاند كه ما در زنگ تفريح، چندتايى با هم مطالعه مىكنيم؛ مخصوصاً بخش حوادث و مسائل اجتماعى را. بعد از آن، در كلاس با ساير دانشآموزان و يا با معلمان، راجع به آن موضوع، بحث مىكنيم و اين خود، اطلاعات زيادى در اختيارمان قرار مىدهد و فكر مىكنم اين راهِ خوبى براى آگاهىبخشى در مدارس باشد.
عليرضا كه امسال وارد كلاس سوم هنرستان نمونه دولتى در شاخه الكتروتكنيك مىشود، بيان معضلات اجتماعى را تا حدودى كارى صحيح مىداند و مىافزايد: مسلّم است كه وقتى بدانيم انجام دادن چه كارى باعث مىشود آيندهمان تباه گردد و يا ما را در گروههايى قرار دهد كه اصلاً مطلوب نيستند، خوب، به سراغ اين كارها نمىرويم و كمتر فريب خواهيم خورد؛ امّا زياد هم شاخ و برگ دادن به مسائل، قدرت عمل را از جوانانى در سن من مىگيرد و تا حدّى خانوادهها را نگران مىسازد و باعث مىشود مدام درحال پرس و جو از رفتار فرزندانشان باشند.
عليرضا بهترين راه بيان معضلات اجتماعى همراه با عواقب آنها را ساختن فيلمهايى با مضامين معضلات اجتماعى مىداند و مىگويد: ساختن اينگونه فيلمها بهترينراه است؛ زيرا فكر مىكنم رسانه گروهىاى كه جوانانِ درسن من بيشتراستفاده مىكنند، «تلويزيون» باشد.
پس از آنكه جهت يافتن جوابهايى براى سؤالهايمان به نزد عدهاى از جوانان رفتيم، در پى يافتن كارشناسى بوديم تا دستاندركار آسيبها و معضلات اجتماعى باشد و از نزديك به شناخت اين مسائل و اثرات طرح آنها پرداخته باشد. به همين منظور با آقاى محمّد دهگانپور، كارشناس ارشد روانشناسى بالينى از انستيتو روانپزشكى دانشگاه ايران - كه در حال حاضر كارشناس آسيبهاى اجتماعى دفتر امور آسيب ديدگان اجتماعى سازمان بهزيستى استان تهران هستند - ، در زمينه طرح يا عدم طرح معضلات اجتماعى به گفتگو نشستهايم كه شرح آن در ادامه مىآيد.
آقاى دِهگانپور! در جريان ديدگاههاى مصاحبه شوندگان ما و ديگر جوانان، قرار داريد. مايليم بدانيم كه از نظر شما طرح معضلات اجتماعى آگاهى بخش است يا مخرّب؟
نمىتوان گفت كه طرح معضلات، به خودىِ خود، كار صحيح يا
ناصحيحى است. مهم اين است كه اين معضلات به چه صورت طرح شوند.
امّا اينكه معضلات بايد طرح شوند، مهم است. سرپوش گذاشتن از روى ترس، اشتباه است. طرح معضلات، باعث گرايش به آسيب نمىشود. شكلگيرى يك آسيب، زمينههاى خانوادگى، اجتماعى و شخصيتى خاصى را مىطلبد. چهطور مىتوان گفت كه بيان كردن اينكه ما يك سرى مشكلات داريم، راهى به سوى گرايش به آنها باز مىكند و مخرّب است؟!
به نظر شما، طرح معضلات اجتماعى، چه تأثيرى بر جوانان دارد؟
طرح معضلات اجتماعى، بسته به زاويه برخورد جوانان، مىتواند عكس العملهاى متفاوتى را سبب شود. از يك طرف مىتواند ايجاد دلهره و ترس نمايد و از طرف ديگر، جنبه آگاهى بخش داشته باشد. ارائه يك سرى آمار و دادن يك سرى اطلاعات، بدون اينكه تحليل شوند، فقط مىتواند ترس و دلهره ايجاد نمايد.
چنانچه طرح معضلات اجتماعى با يك متنِ آگاهى دهنده همراه گردد و در مورد بيمارىهاى اجتماع، به جاى دادن يك سرى اطلاعات صِرف، يك «كار آموزشى» نماييم، مىتواند داراى فوايدى باشد. دادن يك سرى اطلاعات و آمار صِرف، هيچ مشكلى را حل نخواهد كرد؛ چرا كه به درستى فهميده نخواهند شد. درك معناى آمار، يك كار تخصّصى است و فكر نمىكنم همه جوانها به طور تخصّصى از آمار، سر رشته داشته باشند.
در زمينه ارائه آمارهاى مربوط به معضلات اجتماعى، ديدگاه غالب در كشور ما چيست؟
تغيير شاخص آمارى از پارسال به امسال مهم نيست؛ زيرا اين آمار بايد با ساير شاخصهاى آمارى مثل رشد جمعيت سنجيده شود و بعد مىتوان عنوان كرد كه آيا اين تغيير شاخص، يك تغيير مثبت يا منفى بوده است. مطلب ديگر، اين است كه امروز متأسفانه آمار درست و حسابى نداريم و اين آمارها غالباً ترشّح تصوّرات و تخيّلات ماست، تا يك آمار درست.
متأسّفانه ما امروز در كشور، آمار دختران فرارى را از بيستهزار تا صدهزار نفر داريم و آمار اعتياد را از يك ميليون و دويست هزار نفر تا شش ميليون نفر داريم. پس ارائه اين آمارهاى غير دقيق، زياد كار درستى نيست؛ امّا تحليل اين آمارها و ارائه راهكارى مناسب، بسيار مهم است.
براى جوانان، بايد راهكارهاى هدايتى و آموزشى ارائه داد و شايد براى سازمانها نيز بايد چنين كارى را كرد.
آقاى دهگانپور! آيا خط قرمزهايى هم براى طرح معضلات اجتماعى وجود دارد؟
متأسفانه در حال حاضر، يك رويكرد علمى به موضوع نداريم و قادر به تفسير علمى - منطقى مسائل اجتماعى نيستيم. به طور مثال، صحبتهايى راجع به دختران فرارى مىشود و عكسالعمل يك نهاد يا سازمان به گونهاى است كه گويا طرح اين بحث، انتقاد از آنها بوده است و مسئله، خيلى سريع، رنگ و روى ديگرى پيدا مىكند و خط قرمزهايى تعيين مىشوند.
به نظر شما، بين دينى بودن نظام ما با «طرح معضلات اجتماعى» و كيفيت آن، ارتباطى نيست؟
اين تصوّر، اشتباه است كه يك جامعه مسلمان نبايد معضلات اجتماعى (به عنوان مثال: زنان خيابانى) داشته باشد؛ زيرا اين مسئله اصلاً مربوط به «مذهب» نيست، بلكه يك پديده اجتماعى است كه سراسر دنيا با آن دست به گريبان است. البته مذهب، كاركردهاى مثبتى در پيشگيرى از آسيبها و كاهش بزهكارى و... دارد كه خارج از موضوع بحث ما (يعنى گزارش واقعيتها و اطلاعرسانى درباره آسيبها)ست.
گاهى تفكّرات اشتباهى كه معضلات اجتماعى را به مسائل مذهبى ربط داده است، باعث شده كه اين مسائل، مخفى شوند و در عين حال، رشد نمايند.
آسيبها آن قدر جدّى شدهاند كه صِرفاً با نوشتن اين مسائل در روزنامه، چيزى درست نمىشود و مشكل، آنقدر عميق است كه فكر نمىكنم عنوان كردن و يا عنوان نكردن آمار و ارقامى كه گاهى صحّت هم ندارند، چندان در اصل قضيه تفاوتى ايجاد نمايد.
اصل مطلب، اين است كه موانعِ بر سر راه اعلام معضلات، برداشته شوند تا بعد بتوان به فكر چاره و ارائه راه حل بود و يا حتى به دنبال اين بود كه چه تأثيراتى بر قشر جوان خواهند گذاشت.
شما به عنوان يك كارشناس مسئول، چه موانعى پيش روى طرح معضلات اجتماعى مىبينيد؟
يكى از موانع عمده طرح معضلات اجتماعى، جنبه سياسى دادن به اين معضلات است. وقتى قضيهاى جنبه سياسى گرفت، خودبهخود، بسيار مورد تحريف قرار خواهد گرفت.
مانع ديگر، اين است كه در طرح آسيبهاى اجتماعى، هيچ الگوى نظرىاى براى تبيين اين آسيبها نداريم. وقتى يك آسيب به وجود مىآيد، ابتدا بايد ديد چرا به وجود آمده است و سپس بر اساس چرايى و علّت اين آسيب، يك نسخه براى درمان آن داد. متأسّفانه هيچگاه جامعهشناسان ما، درگير اين مسائل و ارائه راه حل براى آنها نبودهاند و ما واقعاً با كمبود كارهاى تحقيقاتى روبهرو بودهايم و هستيم.
رسيدگى به امور اجتماعى معمولاً بر عهده مسئولان اجرايى بوده است و برخورد علمى چندانى با اين مسئله نشده است. بيشتر كارهاى ما بر اساس الگوى «تهاجم» بوده است و هنوز خودمان الگويى براى تبيين آسيبها نداريم. يك كار مقطعى، مثل باران بهارى، مىآيد و تمام مىشود. ما يك قالب و الگوى كلى براى برنامهريزى نداريم.
آقاى دهگانپور! پيشنهاد مشخص شما براى توليد آمار و اطلاعات دقيق از معضلات اجتماعى و طرح درست آنها چيست؟
«عالَمى ديگر ببايد ساخت و ز نو آدمى»...
بايد صبر كرد و ديد كه اوضاع كلى جامعه چه مىشود. هميشه و همهجا، بحرانهاى سياسى، مسائل اجتماعى را تحت تأثير قرار مىدهند. پس به صورت مشخص و جدا از شرايط عمومى جامعه نمىتوان به سراغ معضلات اجتماعى رفت. بايد قدم به قدم به جلو حركت كرد. بايد دانشگاهها را در مسائل، درگير نماييم و با يك ديد علمى به قضايا و مسائل اجتماعى بنگريم تا با يك ديد اخلاقى.
راهكارها بايد خارج از چارچوبِ «تحكّم» باشند، تا كارْ پيشرفت نمايد و توصيهها، از سوى شهروندانْ پذيرفته شوند. ما، در جامعهاى دوگانه زندگى مىكنيم كه بخشى از جامعه پيشرفت و تغيير و تحوّل مىخواهند و بخش ديگر، پايبند سنّتهاى ديرينهاند و در حفظ آنها مىكوشند. هيچكدام از اين دو بخش را نمىتوان و نبايد مجبور به ترك «تمامى» خواستهها و تعلّقات خود كرد ؛ اما مىتوان با ايجاد فضاى مُفاهمه و درك متقابل، به سنّتها پويايى بخشيد و تحوّلات را نظاممند كرد.
به هر حال، ما در مرحله گذار به توسعهيافتگى و درگير بحران سنّت و نوگرايى هستيم و صبر، لازم است.