مجلات >حديث زندگی>شماره 7

عالَمى ديگر ببايد ساخت

گفتگو: حميده جعفر يزدى
 

49

كاش مى‏شد عالمى داشت بدون اعتياد، جرم، خيانت، زندان، فرار، بيمارى و... كاش مى‏شد! امّا صد حيف و افسوس كه حتى ورود آدمى به اين كره خاكى از يك اشتباه، نشئت مى‏گيرد و اولين فرزند اين بشر متفكر نيز دست به قتل برادر مى‏آلايد. و اكنون شايد به هر گوشه و كنار اين كره پيشرفته الكترونيكى كه بنگريد بتوانيد مصداقى براى كلمه «آسيب يا معضل اجتماعى» پيدا كنيد؛ اما مى‏شود بعضى از معضلات را به حدّاقل رسانيد و يا حتى جلوى خيلى از معضلات را گرفت.
چگونه؟
- آيا فكر مى‏كنيد بايد به فرزندان اين مرز و بوم بگوييم كه بر سر اين عالم، چه دارد مى‏آيد؟ يا نه، بگذاريم بدون دغدغه‏هاى فكرى پرورش يابند؟
- شما فكر مى‏كنيد تأثير طرح معضلات اجتماعى بر جوانان ما چيست؟
- به نظر شما بيان آسيب‏هاى اجتماعى چه سود و زيانى (و چه آموزندگى‏ها يا بدآموزى‏هايى) دارد؟
- شما راجع به روش طرح كردن اخبار و آمار معضلات اجتماعى در ميان جوانان، چه نظرى داريد؟
در پى يافتن جواب‏هايى براى سؤالات مطرح شده و بحث كلى درباره «تأثير طرح معضلات اجتماعى بر جوانان» با تنى چند از جوانان به گفتگو نشسته‏ايم و سپس نظر كارشناس امور آسيب ديدگان اجتماعى سازمان بهزيستى را جويا شده‏ايم كه در ادامه مى‏آيد.

پيمان راتين خردمند، دانشجوى رشته شيمى دانشگاه صنعتى شريف، اطّلاع‏رسانى در مورد معضلات اجتماعى را لازم مى‏داند و اشاره مى‏كند: اعلام اخبار و آمار، در جوانان، توليد ترس و نوعى عبرت‏آموزى مى‏كند كه اين عوامل مى‏توانند از گرايش جوانان به سوى آسيب‏هاى اجتماعى جلوگيرى نمايند.
خردمند، انسان را موجودى مختار مى‏داند كه نيازمند آگاهى است. او با اظهار تأسّف، اطلاع‏رسانى كنونى كشور را صحيح نمى‏داند.
وى معتقد است: نبايد هر مشكلى را كه داريم به تهاجم فرهنگى نسبت دهيم، بدون آن‏كه در نظر بگيريم ما خودمان انسانيم و مختار هستيم هرآنچه را كه مى‏خواهيم، انجام بدهيم. پس لازمه اين اختيار، آگاهى است، تا از به خطر افتادن، جلوگيرى به عمل آيد.
به نظر خردمند، دنياى كنونى همين‏طور كه به پيش مى‏رود، به سمت بى‏بندوبارى گرايش پيدا مى‏كند و هر كس يا هر جامعه‏اى كه خودش را ايزوله (محصور) نمايد، اگرچه ديرتر دچار اين معضلات مى‏شود، امّا به ضعف آگاهى دچار خواهد شد كه قدرت مقاومتش را كاهش مى‏دهد و اين، زيان‏هاى بيشترى را به دنبال خواهد داشت.
وى در نهايت، در ناآگاهى نگه داشتنِ جوانان را از بدترين طرق مبارزه با معضلات اجتماعى مى‏داند.

فرزانه كه فارغ‏التحصيل رشته شيمى است، هر جور اطلاع‏رسانى را خوب و مفيد مى‏شمارد؛ امّا اعتقاد دارد: در حال حاضر در كشور ما اطلاع‏رسانى اصلاً خوب نيست. او به برنامه‏اى كه چند شب پيش از تلويزيون ديده است، اشاره مى‏كند و مى‏افزايد: چندين كارشناس دعوت شده بودند كه درباره يك موضوع واحد، هر كدام، آمار متفاوتى ارائه مى‏دادند. نكته‏اى كه بيشتر براى او جالب توجه بوده است، اين بوده كه هيچ‏كدام از آنها نيز آمار نفر ديگر را قبول نمى‏كرده است.
امّا در هر حال، اطلاع‏رسانى را در زمينه آسيب‏هاى اجتماعى، امرى مفيد مى‏داند و اعتقاد دارد كه با اين كار، حدّاقلْ خيلى‏ها به خودشان مى‏آيند و در ادامه با حالتى متعجبانه مى‏گويد: مثلاً خود من، هيچ وقت فكر نمى‏كردم اين‏قدر «بچه‏هاى خيابانى» داشته باشيم.
فرزانه، «عنوان كردنِ» صِرف را كافى نمى‏داند و معتقد است بايد به همراه عنوان كردن معضلات، راه حل‏ها و راه‏كارها نيز براى پيشگيرى و مبارزه بيان شوند. وى اطلاع‏رسانى را بدون حد و مرز مى‏داند و البته معتقد است نبايد چيزهايى را كه باعث وحشت عمومى مى‏شوند، بيان كرد.
وى در آخر بيان كرد: تا وقتى كه نهادهاى مسئول، آمارهاى رسمى مربوط به كار خود را ارائه نمى‏دهند و نقدى هم از سوى كارشناسان صورت نمى‏گيرد و مركزى براى استاندارد كردن آمارها وجود ندارد، من به عنوان يك جوان، چندان به اطلاعات و ارقام مطرح در رسانه‏ها اطمينان ندارم.

فاطمه اكبرى، فارغ‏التحصيل رشته زمين‏شناسى معتقد است: طرح معضلات اجتماعى فايده‏اى ندارد. طرح اين معضلات كه روزبه‏روز نيز افزايش مى‏يابد، باعث احساس ناامنى در ما مى‏شود.
وى، اطلاع‏رسانى كنونى را درست نمى‏داند و معتقد به اجراى برنامه‏هاى آموزشى پيش‏گيرنده به جاى «طرح معضلات» است.
فاطمه مى‏گويد: طرح معضلات، قبح مسائل را از بين برده، آسيب‏پذيرى جوانان را بيشتر مى‏كند و شايد اصلاً متناسب با نفوذ اجتماعى روزنامه‏ها و ساير رسانه‏ها باعث افزايش اين معضلات گردد.
در ادامه مى‏افزايد: متأسفانه اين اطلاع‏رسانى در سطح عامه مردم صورت مى‏گيرد و در بعضى خانواده‏ها اين اطلاع‏رسانى باعث ايجاد فشارها و ممنوعيت‏هايى بر جوانان مى‏گردد و احتمالاً برخى خانواده‏ها به استناد آنها، مانع حركت و رشد فرزندانشان مى‏شوند.
وى مى‏گويد: در كشور ما، مردم، هر چيزى را كه اخبار و يا روزنامه‏ها مى‏گويند، كاملاً مى‏پذيرند و اين طور است كه برخى از خانواده‏ها در برابر اعتراض جوانانشان چنين عنوان مى‏نمايند كه: «ما به تو اعتماد داريم؛ امّا جامعه مورد اعتماد نيست».
در انتها مى‏گويد: اطلاع‏رسانى تا حدّى كه باعث پيشگيرى شود، خوب است؛ امّا گاهى اوقات، واقعاً مشكلات عديده‏اى به وجود مى‏آورد. به طور مثال، اعلام آمار طلاق، ناخودآگاه، جوان‏ها را از ازدواج مى‏ترساند. آمار چهار هزار ازدواج در برابر شش هزار طلاق، انسان را به اين فكر مى‏اندازد كه چرا تن به كارى بدهد كه احتمال شكستش بيشتر از احتمال موفقيتش است.

جواد شاه صفوى، دانش‏آموز سال دوم دبيرستان در رشته رياضى فيزيك، ارائه اخبار مربوط به معضلات اجتماعى را كارى درست و خوب مى‏داند؛ امّا اين كار را كافى نمى‏بيند و معتقد است: اين معضلات بايد ريشه‏يابى و علّت‏يابى شوند تا بشود مشكلات را قابل حل كرد.
وى در حالى كه كتاب‏هايش را به سينه‏اش مى‏فشرد، اضافه مى‏كند: طرح معضلات، باعث آگاهى جوان‏ها مى‏شود و جوانانِ آگاه، احتمالاً كم‏تر دچار خطر مى‏شوند؛ امّا زيادى‏اش نيز باعث وحشت و ترس خانواده‏ها مى‏شود و آنها كنترل‏هاى شديدى را اعمال مى‏كنند. او بهترين راهكار را ارائه اطلاعات از طريق مدرسه به دانش‏آموزان مى‏داند.
 


50

اگر معضلات اجتماعى مطرح شوند، جوانان، خطر را بيشتر جدّى مى‏گيرند. فريبا كه فارغ التحصيل پيش دانشگاهى از رشته علوم تجربى است و قصد رفتن به دانشگاه را هم ندارد، پس از بيان اين جمله عنوان مى‏دارد: هرگاه معضلات به صورت صريح و آشكار بيان گردند، احتمالاً درس عبرتى براى ديگران خواهند بود و احتمال ارتكاب آنها توسّط ديگران كاهش پيدا مى‏كند. طرح معضلات اجتماعى به انسان، آگاهى نيز مى‏دهد كه همين آگاهى باعث مى‏شود جوانان، هوشيارتر از پيش به مراقبت از خود بپردازند.
فريبا مى‏گويد: در بيان معضلات اجتماعى نبايد حد و مرزى قائل بود. مگر نه اين‏كه اينها واقعيت دارند و در جامعه ما اتفاق مى‏افتند؟ پس چرا بايد واقعيات را پنهان كرد و يك سرى جوان‏هاى ناآگاه تربيت كرد؟
وى در عين حال مى‏گويد: البته اين آگاهى‏بخشى، زمانى اثر مثبت دارد كه جوانان، اوّلاً به خوبى و بر اساس ارزش‏هاى انسانى تربيت شده باشند و ثانياً به نهاد گزارش دهنده اعتماد كنند و اطلاعات مطرح شده را جدّى بگيرند.

صادق، دانشجوى رشته مهندسى كشاورزى (تكنولوژى آبيارى)، مطرح كردن معضلات اجتماعى را امرى بسيار صحيح مى‏داند. او معتقد است: هرچه جوانانْ آگاه‏تر باشند و با مسائل و مشكلات، بيشتر آشنا شوند، احتمال فريب خوردن آنها كاهش مى‏يابد.
صادق در ادامه مى‏گويد: بايد تبليغات و آگاهى‏ها كاملاً وسيع باشند. اعلام كردن مسائل و مشكلات اجتماعى هيچ‏گاه اثر منفى «توجيه كردن» و «پنهان‏كارى» را ندارد؛ زيرا هر كس كه كار خلافى را مرتكب مى‏شود، حتماً براى خودش يك سرى علت‏ها و توجيه‏هايى دارد و احتياجى به اين خبرها ندارد. بنابراين، فكر نمى‏كنم اطلاع‏رسانى، هيچ اثر منفى‏اى داشته باشد.
او لازمه اصلى طرح صحيح معضلات اجتماعى را «صراحت» و «صداقت» مى‏داند و عنوان مى‏كند: هنگامى كه به طور مثال در جريان شرح ماوقع يك سرقت قرار مى‏گيرم، بعدها اگر همان موقعيت برايم پيش آمد، كاملاً آگاه و هوشيارم كه مبادا به همان شكل، فريب بخورم.
صادق براى پايان دادن به گفته‏هايش با لحنى كاملاً مطمئن مى‏گويد: وقتى راجع به يك موضوع و عوامل و عواقب آن، خام و بى‏اطلاع باشى، خيلى جسورانه‏تر آن كار را انجام مى‏دهى!

سارا، دانشجوى سال سوم رشته شيمى دانشگاه شهيد بهشتى كه هم اكنون در آزمايشگاه پليمر يك كارخانه قطعه‏سازى مشغول به كار است، مى‏گويد: ارائه اطلاعات درباره معضلات اجتماعى، باعث افزايش آگاهى افراد مى‏گردد و اين افزايش آگاهى، خود، تا حدودى مصونيت ايجاد مى‏نمايد.
او در ادامه اضافه مى‏كند: وقتى راجع به يك خطر مهم، اطلاعات كسب مى‏كنم، در موقعيت‏هاى مشابه، بيشترين مراقبت را از خودم به عمل مى‏آورم.
با اين حال، او براى طرح كردن معضلات اجتماعى محدوديت قائل است و مى‏گويد: مطرح كردن آسيب‏ها و خطرات موجود در جامعه نبايد در حدى باشد كه احساس امنيت را از افراد، سلب نمايد و مانع فعاليت اجتماعى و مشاركت آنها در امور و فعاليت‏ها گردد.
سارا بعد از اندكى تأمل با خنده بيان مى‏دارد: فكر كنم در نشريات و رسانه‏هاى معتبر هم دروغ وجود دارد. عملكرد فعلى در زمينه بيان
 


51

معضلات اجتماعى در جامعه، كافى و صحيح نيست. اكثر روزنامه‏ها و يا ساير رسانه‏هاى جمعى به بيان مشكلات مى‏پردازند، بدون آن‏كه حتى يك راه حل براى پيشگيرى يا درمان مشكلات ارائه نمايند. متأسفانه براى رسانه‏ها داشتن خبرهاى داغ و تيترهاى هيجان‏آور، بر هدف اصلى - كه همان آگاهى‏رسانى صحيح است - ، مقدم شده است.
سارا معتقد نيست كه جوانان از طرح معضلات اجتماعى بهره‏گيرى ناصحيح مى‏نمايند، بلكه عنوان مى‏دارد: فكر نمى‏كنم هشدار دادن راجع به يك خطر و بيان عواقب آن، باعث افزايش معضل يا خطر گردد و يا چنانچه كسى بفهمد كه چگونه و به چه طريقى دچار مشكل مى‏شود، راغب به اين بشود كه خودش را دچار مشكل نمايد. بلكه كاملاً بر عكس، هنگامى كه در موقعيت‏هاى اجتماعى قرار مى‏گيرد، با توجه به دانسته‏هايش سعى مى‏كند تا حدود زيادى از به خطر افتادن خودش جلوگيرى نمايد.

هُدى، دانش‏آموزى كه امسال وارد پيش‏دانشگاهى در رشته رياضى فيزك مى‏شود، در مورد طرح معضلات اجتماعى مى‏گويد: هم مى‏تواند درست باشد و هم نادرست. بستگى به اين دارد كه به چه نحوى بيان شود. اگر فقط نصيحت باشد و اطلاعات و اعداد را شامل گردد، فكر كنم فايده چندانى نداشته باشد؛ امّا اگر به صورت نشان دادن عواقب كار باشد و همچنين راه حل مناسبى براى پيشگيرى داده شود، به اين صورت، نتيجه‏بخش خواهد بود. وقتى نشان دهند كه اين معضل، عواقب بدى دارد، خوب، خيلى‏ها مى‏ترسند و به سراغ آن كار نمى‏روند. در هر حال، آگاهى دادن به نسل جوان مثل من و دوستانم كار بسيار خوبى است. مثلاً براى كتاب‏خانه مدرسه ما چند روزنامه تهيه كرده‏اند كه ما در زنگ تفريح، چندتايى با هم مطالعه مى‏كنيم؛ مخصوصاً بخش حوادث و مسائل اجتماعى را. بعد از آن، در كلاس با ساير دانش‏آموزان و يا با معلمان، راجع به آن موضوع، بحث مى‏كنيم و اين خود، اطلاعات زيادى در اختيارمان قرار مى‏دهد و فكر مى‏كنم اين راهِ خوبى براى آگاهى‏بخشى در مدارس باشد.

عليرضا كه امسال وارد كلاس سوم هنرستان نمونه دولتى در شاخه الكتروتكنيك مى‏شود، بيان معضلات اجتماعى را تا حدودى كارى صحيح مى‏داند و مى‏افزايد: مسلّم است كه وقتى بدانيم انجام دادن چه كارى باعث مى‏شود آينده‏مان تباه گردد و يا ما را در گروه‏هايى قرار دهد كه اصلاً مطلوب نيستند، خوب، به سراغ اين كارها نمى‏رويم و كم‏تر فريب خواهيم خورد؛ امّا زياد هم شاخ و برگ دادن به مسائل، قدرت عمل را از جوانانى در سن من مى‏گيرد و تا حدّى خانواده‏ها را نگران مى‏سازد و باعث مى‏شود مدام درحال پرس و جو از رفتار فرزندانشان باشند.
عليرضا بهترين راه بيان معضلات اجتماعى همراه با عواقب آنها را ساختن فيلم‏هايى با مضامين معضلات اجتماعى مى‏داند و مى‏گويد: ساختن اين‏گونه فيلم‏ها بهترين‏راه است؛ زيرا فكر مى‏كنم رسانه گروهى‏اى كه جوانانِ درسن من بيشتراستفاده مى‏كنند، «تلويزيون» باشد.
پس از آن‏كه جهت يافتن جواب‏هايى براى سؤال‏هايمان به نزد عده‏اى از جوانان رفتيم، در پى يافتن كارشناسى بوديم تا دست‏اندركار آسيب‏ها و معضلات اجتماعى باشد و از نزديك به شناخت اين مسائل و اثرات طرح آنها پرداخته باشد. به همين منظور با آقاى محمّد دهگان‏پور، كارشناس ارشد روان‏شناسى بالينى از انستيتو روان‏پزشكى دانشگاه ايران - كه در حال حاضر كارشناس آسيب‏هاى اجتماعى دفتر امور آسيب ديدگان اجتماعى سازمان بهزيستى استان تهران هستند - ، در زمينه طرح يا عدم طرح معضلات اجتماعى به گفتگو نشسته‏ايم كه شرح آن در ادامه مى‏آيد.

آقاى دِهگان‏پور! در جريان ديدگاه‏هاى مصاحبه شوندگان ما و ديگر جوانان، قرار داريد. مايليم بدانيم كه از نظر شما طرح معضلات اجتماعى آگاهى بخش است يا مخرّب؟
نمى‏توان گفت كه طرح معضلات، به خودىِ خود، كار صحيح يا
 


52

ناصحيحى است. مهم اين است كه اين معضلات به چه صورت طرح شوند.
امّا اين‏كه معضلات بايد طرح شوند، مهم است. سرپوش گذاشتن از روى ترس، اشتباه است. طرح معضلات، باعث گرايش به آسيب نمى‏شود. شكل‏گيرى يك آسيب، زمينه‏هاى خانوادگى، اجتماعى و شخصيتى خاصى را مى‏طلبد. چه‏طور مى‏توان گفت كه بيان كردن اين‏كه ما يك سرى مشكلات داريم، راهى به سوى گرايش به آنها باز مى‏كند و مخرّب است؟!

به نظر شما، طرح معضلات اجتماعى، چه تأثيرى بر جوانان دارد؟
طرح معضلات اجتماعى، بسته به زاويه برخورد جوانان، مى‏تواند عكس العمل‏هاى متفاوتى را سبب شود. از يك طرف مى‏تواند ايجاد دلهره و ترس نمايد و از طرف ديگر، جنبه آگاهى بخش داشته باشد. ارائه يك سرى آمار و دادن يك سرى اطلاعات، بدون اين‏كه تحليل شوند، فقط مى‏تواند ترس و دلهره ايجاد نمايد.
چنانچه طرح معضلات اجتماعى با يك متنِ آگاهى دهنده همراه گردد و در مورد بيمارى‏هاى اجتماع، به جاى دادن يك سرى اطلاعات صِرف، يك «كار آموزشى» نماييم، مى‏تواند داراى فوايدى باشد. دادن يك سرى اطلاعات و آمار صِرف، هيچ مشكلى را حل نخواهد كرد؛ چرا كه به درستى فهميده نخواهند شد. درك معناى آمار، يك كار تخصّصى است و فكر نمى‏كنم همه جوان‏ها به طور تخصّصى از آمار، سر رشته داشته باشند.

در زمينه ارائه آمارهاى مربوط به معضلات اجتماعى، ديدگاه غالب در كشور ما چيست؟
تغيير شاخص آمارى از پارسال به امسال مهم نيست؛ زيرا اين آمار بايد با ساير شاخص‏هاى آمارى مثل رشد جمعيت سنجيده شود و بعد مى‏توان عنوان كرد كه آيا اين تغيير شاخص، يك تغيير مثبت يا منفى بوده است. مطلب ديگر، اين است كه امروز متأسفانه آمار درست و حسابى نداريم و اين آمارها غالباً ترشّح تصوّرات و تخيّلات ماست، تا يك آمار درست.
متأسّفانه ما امروز در كشور، آمار دختران فرارى را از بيست‏هزار تا صدهزار نفر داريم و آمار اعتياد را از يك ميليون و دويست هزار نفر تا شش ميليون نفر داريم. پس ارائه اين آمارهاى غير دقيق، زياد كار درستى نيست؛ امّا تحليل اين آمارها و ارائه راهكارى مناسب، بسيار مهم است.
براى جوانان، بايد راهكارهاى هدايتى و آموزشى ارائه داد و شايد براى سازمان‏ها نيز بايد چنين كارى را كرد.

آقاى دهگان‏پور! آيا خط قرمزهايى هم براى طرح معضلات اجتماعى وجود دارد؟
متأسفانه در حال حاضر، يك رويكرد علمى به موضوع نداريم و قادر به تفسير علمى - منطقى مسائل اجتماعى نيستيم. به طور مثال، صحبت‏هايى راجع به دختران فرارى مى‏شود و عكس‏العمل يك نهاد يا سازمان به گونه‏اى است كه گويا طرح اين بحث، انتقاد از آنها بوده است و مسئله، خيلى سريع، رنگ و روى ديگرى پيدا مى‏كند و خط قرمزهايى تعيين مى‏شوند.

به نظر شما، بين دينى بودن نظام ما با «طرح معضلات اجتماعى» و كيفيت آن، ارتباطى نيست؟
اين تصوّر، اشتباه است كه يك جامعه مسلمان نبايد معضلات اجتماعى (به عنوان مثال: زنان خيابانى) داشته باشد؛ زيرا اين مسئله اصلاً مربوط به «مذهب» نيست، بلكه يك پديده اجتماعى است كه سراسر دنيا با آن دست به گريبان است. البته مذهب، كاركردهاى مثبتى در پيشگيرى از آسيب‏ها و كاهش بزهكارى و... دارد كه خارج از موضوع بحث ما (يعنى گزارش واقعيت‏ها و اطلاع‏رسانى درباره آسيب‏ها)ست.
گاهى تفكّرات اشتباهى كه معضلات اجتماعى را به مسائل مذهبى ربط داده است، باعث شده كه اين مسائل، مخفى شوند و در عين حال، رشد نمايند.
آسيب‏ها آن قدر جدّى شده‏اند كه صِرفاً با نوشتن اين مسائل در روزنامه، چيزى درست نمى‏شود و مشكل، آن‏قدر عميق است كه فكر نمى‏كنم عنوان كردن و يا عنوان نكردن آمار و ارقامى كه گاهى صحّت هم ندارند، چندان در اصل قضيه تفاوتى ايجاد نمايد.
اصل مطلب، اين است كه موانعِ بر سر راه اعلام معضلات، برداشته شوند تا بعد بتوان به فكر چاره و ارائه راه حل بود و يا حتى به دنبال اين بود كه چه تأثيراتى بر قشر جوان خواهند گذاشت.

شما به عنوان يك كارشناس مسئول، چه موانعى پيش روى طرح معضلات اجتماعى مى‏بينيد؟
يكى از موانع عمده طرح معضلات اجتماعى، جنبه سياسى دادن به اين معضلات است. وقتى قضيه‏اى جنبه سياسى گرفت، خودبه‏خود، بسيار مورد تحريف قرار خواهد گرفت.
مانع ديگر، اين است كه در طرح آسيب‏هاى اجتماعى، هيچ الگوى نظرى‏اى براى تبيين اين آسيب‏ها نداريم. وقتى يك آسيب به وجود مى‏آيد، ابتدا بايد ديد چرا به وجود آمده است و سپس بر اساس چرايى و علّت اين آسيب، يك نسخه براى درمان آن داد. متأسّفانه هيچ‏گاه جامعه‏شناسان ما، درگير اين مسائل و ارائه راه حل براى آنها نبوده‏اند و ما واقعاً با كمبود كارهاى تحقيقاتى روبه‏رو بوده‏ايم و هستيم.
رسيدگى به امور اجتماعى معمولاً بر عهده مسئولان اجرايى بوده است و برخورد علمى چندانى با اين مسئله نشده است. بيشتر كارهاى ما بر اساس الگوى «تهاجم» بوده است و هنوز خودمان الگويى براى تبيين آسيب‏ها نداريم. يك كار مقطعى، مثل باران بهارى، مى‏آيد و تمام مى‏شود. ما يك قالب و الگوى كلى براى برنامه‏ريزى نداريم.

آقاى دهگان‏پور! پيشنهاد مشخص شما براى توليد آمار و اطلاعات دقيق از معضلات اجتماعى و طرح درست آنها چيست؟
«عالَمى ديگر ببايد ساخت و ز نو آدمى»...
بايد صبر كرد و ديد كه اوضاع كلى جامعه چه مى‏شود. هميشه و همه‏جا، بحران‏هاى سياسى، مسائل اجتماعى را تحت تأثير قرار مى‏دهند. پس به صورت مشخص و جدا از شرايط عمومى جامعه نمى‏توان به سراغ معضلات اجتماعى رفت. بايد قدم به قدم به جلو حركت كرد. بايد دانشگاه‏ها را در مسائل، درگير نماييم و با يك ديد علمى به قضايا و مسائل اجتماعى بنگريم تا با يك ديد اخلاقى.
راهكارها بايد خارج از چارچوبِ «تحكّم» باشند، تا كارْ پيشرفت نمايد و توصيه‏ها، از سوى شهروندانْ پذيرفته شوند. ما، در جامعه‏اى دوگانه زندگى مى‏كنيم كه بخشى از جامعه پيشرفت و تغيير و تحوّل مى‏خواهند و بخش ديگر، پايبند سنّت‏هاى ديرينه‏اند و در حفظ آنها مى‏كوشند. هيچ‏كدام از اين دو بخش را نمى‏توان و نبايد مجبور به ترك «تمامى» خواسته‏ها و تعلّقات خود كرد ؛ اما مى‏توان با ايجاد فضاى مُفاهمه و درك متقابل، به سنّت‏ها پويايى بخشيد و تحوّلات را نظام‏مند كرد.
به هر حال، ما در مرحله گذار به توسعه‏يافتگى و درگير بحران سنّت و نوگرايى هستيم و صبر، لازم است.