| مجلات >حديث زندگی>شماره 7 |
| 27 |
| 28 |
نظام تربيتى كارآمد (براى انتقال و آموزش رسمى و غير رسمى فرهنگ)، قانون خوب و نظام قضايى سالم و قدرتمند، حفظ امنيت جامعه و مرزها، برقرارى رفاه نسبى (تناسب عرضه و تقاضا در كالاها و خدمات)، وحدت و همگرايى (با همه تنوّع شهروندان در نژاد و مذهب و قوميّت و زبان و تمايلات سياسى)، زبان و ادبيات مشترك و پر ظرفيت، شبكهاى از رسانههاى كارآمد، تسامح با منتقدان و مخالفان فكرى، غلبه فضاى شنيدن و مفاهمه و گفتگوى درون و بيرون تمدّنى، داشتن اراده اصلاح و بازسازى خويش (عناصر لازم براى عصرى شدن و افزايش كارآمدى تمدّن)، سلامت اخلاقى نخبگان و شايستگى رهبران.(8)
به نظر مىرسد كه اگر در گذشته تمدّنى مىتوانست بدون برخى از اين عناصر به بقاى خود در گوشهاى از جهان ادامه دهد، امروزه با وجود نفوذ روزافزون رسانههاى فراملّيتى، كم رنگ شدن مرزهاى جغرافيايى، محدود شدن قدرت دولتها، جهانى شدن اقتصاد، قدرتيابى سازمانهاى بينالمللى و... عملاً امكان ادامه اقتدار نخواهد داشت و نه به آرامى، بلكه به سرعت (به سرعت همين تحوّلات)، غروب خواهد كرد؛ چرا كه از سويى قدرت اِقناع و متقاعد ساختن شهروندان خود براى پايبندى به فرهنگ خويش را از دست مىدهد و از سوى ديگر، توان بازيگرى در عرصههاى بينالمللى و پشتوانه لازم براى چانهزنى بر سرِ خواستهاى خود را نخواهد داشت و اين، آغاز فروپاشى يك تمدّن است، چه تمدّن غرب باشد، يا تمدّن كنفوسيوسى، يا تمدّن اسلامى!
| 29 |
| 30 |
تبيين اصول فرهنگى خويش در سطح نخبگان جهان و چانهزنى در نهادها و نشستهاى بينالمللى، در برابر تحميل فرهنگى غرب، مقاومت كنند.
ج) بخش ديگرى از روابط فرهنگى - تمدّنى، به نهادهاى بين المللىاى برمىگردد كه بيرون از حوزه تمدّنى ما شكل گرفتهاند و اداره آنها هنوز به جامعه جهانى سپرده نشده و همچنان در اختيار كارگزاران فرهنگى خاص است. اين گونه نهادها كه امروزه به شدّت در جهت فرهنگسازى پيش مىروند، مىتوانند بر سر راه خود، هر فرهنگى را كه در دفاع از خويش ناتوان است، محو كنند. نمونه اين گونه نهادها، «سازمان جهانى تجارت و توسعه: WTO» است كه رسماً «جهانى سازى اقتصاد»(23) را بر عهده دارد و عملاً منافع اقتصادى و فرهنگى كشورهاى توسعه يافته و شركتهاى بزرگ چند ملّيتى را دنبال مىكند. با اين همه، مىبينيم كه چينىها توانستهاند با برنامهريزى دراز مدّت و پشتكار و تلاش زياد و پايين نگهداشتن مصرف و قناعت كردن به سود كم (اقتصاد كُنفوسيوسى)، به قدرتى بزرگ در درون اين نهاد تبديل شوند و رقيبان غربى را با عرضه كالاها و خدمات ارزان و با كيفيت، به وحشت اندازند.
چينىها ثابت كردند كه مىتوان در برابر امواج «جهانى شدن»، تن به غرق شدن نداد و برخلاف جهت نيز شنا نكرد. بايد كشتى محكمى ساخت و از موجها بهره گرفت. كشورهاى اسلامى (يا به تعبير بهتر: امّت اسلام) نيز مىتوانند با وحدت و همگرايى، فعّال كردن سازمانهاى بينالمللى اسلامى، شكل دهى سازمانها و اتحاديههاى جديد يا جايگزين، ايجاد شبكههاى بينالمللى علمى و اطلاعرسانى، ايجاد رسانههاى فرا ملّىِ اسلامى، و...(24) در عرصه جهانى فعّال و مؤثّر باشند و از سوى ديگر با اصلاحات اجتماعى و افزايش مشاركت شهروندان در نظام سياسى، قدرت چانهزنى خود را در مجامع بينالمللى، مضاعف سازند و با پشتوانهاى قوى و به صورتى مؤثّر به مجموعههاى فراملّى وارد شوند.(25)
فراموش نكنيم كه خداوند در قرآن كريم، اسلام را «دين كامل» و امّت اسلام را، اگر مؤمن باشند، «پيروز» مىشمرد و بندگان هدايت يافته و صاحب خِرد را كسانى مىداند كه «سخنان گوناگون را مىشنوند و از بهترينِ آنها پيروى مىكنند»!(26)