| مجلات >حديث زندگی>شماره 6 |
|
|
10 |
|
|
|
11 |
|
صدا مىگويد :
وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ إنَّ أنْكَرَ الْأصْواتِ لَصَوْتُ الْحَميرِ ؛(13)
و از صداى خود بكاه (و هرگز فرياد مزن) كه زشتترين صداها صداى درازگوشان است .
و خداوند متعال مىفرمايد :
لا ترْفَعُوا أصْواتَكُم فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ ؛(14)
آهنگ صدايتان را فراتر از آهنگ صداى پيامبر اكرم(ص) قرار ندهيد .
در حديثى آمده است :
و لاتَرفَعْ صَوْتَكَ فَوقَ أصْواتِهِما؛(15)
صدايت را فراتر از صداى پدر و مادرت نَبَر .
امام سجّاد(ع) در نيايش خويش گفتهاند :
اللَّهُمَّ خَفِّضْ لَهُما صَوْتى ؛ (16)
خدايا! صدايم را در پيشگاه پدر و مادرم آرام و فرودآمده قرار ده .
بىترديد ، فرياد زدن ، بلند سخن گفتن و جيغ كشيدن ، فرارفتن از نخستين جلوه عفّت در گفتار است . البتّه بايد به اين استثنا اشاره كنم كه قرآن كريم مىفرمايد :
لايُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَولِ إلّا مَنْ ظُلِمَ و كانَ اللَّهُ سَميعاً عَليماً؛(17)
خداوند ، بانگ برداشتن به بد زبانى را دوست ندارد ، مگر (از )كسى كه بر او ستم رفته باشد و خدا شنواى داناست .
|
|
12 |
|
كلام و گفتار ، با سخنانى كه از حريم عفّت دور است به مبارزه برخاسته است . اكنون نگاه شما را به پارهاى از آن دستورها مىسپارم .
پيامبر اكرم (ص) مىفرمايد :
و مَنْ فاكَهَ امْرَأَةً لايَمْلِكُها حَبَسَهُ الللَّهُ بِكُلِّ كَلِمَةٍ كَلَّمَها فِى الدُّنيا ألفَ عامٍ؛(20)
هر كس با زنى كه همسرش نباشد (نامحرم باشد )شوخى كند ، خداوند ، براى هر واژهاى كه در دنيا بر زبان رانده است ، هزار سال او را زندان خواهد كرد .(21)
در روايات آمده است : نبايد زيبايىهاى زنى را براى مردى وصف كرد تا او فريفته و شيفته گردد و به بزهكارى بيفتند .(22)
و باز در روايات آمده است : زن نبايد كارها و رازهاى جنسى خود با همسرش را براى زن ديگرى حكايت كند .(23)
درس آموزتر اينكه قرآن كريم ، مناعت نفس بينوايانى را كه با درخواستها ، خواهشها و دريوزهگرىها ، آبرو و عزّت نفس خويش را قربانىِ دادههاى اغنيا نمىكنند، پديده «عفّت» دانسته است . آنان زخمههاى دردناك فقر را بر جان خويش بر مىتابند و لب به تمنّا نمىگشايند . اينان عفّت كلام دارند و اين درخواستهاى عاجزانه ، حريم عفاف آنان را آسيب ديده مىسازد .
يَحْسَبُهُمُ الجَاهِلُ أغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ ؛(24)
چنان لب بر هم نهادهاند كه بىخبران مىپندارند آنان ثروتمندند .
و امير مؤمنان(ع) فرمود :
العَفافُ زِينَةُ الفَقْرِ .(25)
حكايت نكردن فقر ، نگفتن قصّه غصههاى نادارى ، بيان نكردن نيازها و دم فروبستن از درخواستها ، زيور فقر و نوعى از عفّت در سخن است .
ستيز اخلاق اسلامى با اهانت ، تحقير ، استهزا ، تنابز به القاب ، همز و لمز ، فحش ، اشاعه فحشا ، و . . . براى پاسداشت عفّت در سخن است .(26)
|
|
13 |
|
«پاكدامنى» آمده است . يكى از جلوههاى عملى عفّت در فرهنگ اسلامى ، عفّتِ اقتصادى است كه در روايات از آن به عفّت «بطن» (شكم) تعبير شده است .(34)
|
|
14 |
|
توفان زده مىشود و چراغ عقل آدمى چونان شمعى در مسير باد قرار مىگيرد و مشخص است كه چنين شخصى ديگر آرامش روانى ندارد و روان پريشى ، رشد و آسايش او را مىبلعد . از سوى ديگر ، تحريكها و ارتباطهاى نامشروع ، او را دم به دم به گناهان خانمانسوز مىكشاند و ترس از رسوايى ، هراس از قوانين كيفرى و عذاب وجدان ، جان چنين گناه پيشهاى را چونان خوره مىخورد و آشفتگىها ، استرسها (اضطرابها) و دهشتهاى او را به اوج مىرساند .
عفافپيشگى نجات از همه اين اضطرابهاست . حضرت على (ع) فرمودهاند :
مَنْ غَضَّ طَرْفَهُ أراحَ قَلْبَهُ ؛(37)
هر كس نگاهش را از نامحرم فرو بندد ، قلبش آسوده مىگردد .
و هم او فرمود :
مَنْ غَضَّ طَرْفَهُ قَلَّ أسَفُهُ وَ أمِنَ تَلَفُهُ ؛(38)
هر كس نگاهش را از نامحرم فرو بندد ، اندوه خوردنش اندك مىشود و از تباه شدن ، آسوده مىگردد .
از سوى ديگر، اين نگاهها عشقهاى هوسى را پديد مىآورند و وقتى سفره اين عشقها گسترده شد ، قصّه غصّهها ، حسدها ، خودكشىها و ديگر كشىها آغاز مىگردد . حضرت امير(ع) مىفرمايد :
كَمْ مِنْ صَبابَةٍ اُكْتُسِبَت مِن لَحْظة ؛(39)
چه بسا عشقهايى كه از يك نگاه ، پديد آمده است .(40)
يكى از خاطرات به ياد ماندنى من اين خاطره است : در زمان پهلوى ، يك زن هنرپيشه خارجى ، به تهران دعوت شده بود . وقتى به تهران رسيد براى اوّلين بار ، زنى چادرى را ديد . بسيار شگفت زده شد و پرسيد : «اين چيست؟». گفتند : «چادر ، حجاب زنان ايرانى است» . به همراهانش گفت كه مىخواهد از ماشين پياده شود و در كنار آن زن قرار گيرد و چادر به سر اندازد .
وقتى آن هنرپيشه براى نخستين بار ، چادر به سر گرفت و چونان زنان ايرانى كاملاً خود را در درون چادر قرار داد ، يكى از خبرنگاران از فرصت استفاده كرد و پرسيد : «خانم! اكنون چه احساسى داريد؟» و او پاسخ داد : «احساس آرامش!» . اين پاسخ يك زن هنرپيشه به همه تاريخ ، به همه مدگرايان ، به همه خودباختگان و به همه غربخواهان است .
و خداى برين مىفرمايد :
و چون از زنان (پيامبر) چيزى خواستيد از پشت پرده از آنان بخواهيد ؛ اين براى دلهاى شما و دلهاى آنان پاكيزهتر است .(41)
|
|
15 |
|
زندگىسوزى را به دنبال آورده است و لحظه به لحظه ، بر شمار آلودگىهاى جنسى افزوده مىشود . مرضهاى مقاربتى چون : «سفليس» ، «سوزاك» و «ايدز» ، پيوسته قربانى مىگيرد و لذّت جويان نامشروع را به صف مرگ مىسپارد .
عفّت گرايى ، بهداشت كامل جنسى را تأمين مىكند .
قرآن كريم در يك تعبير بسيار پويا و زندگىآموز ، برخى از عرصههاى بى عفّتى مثل همجنس بازى را اسراف و به هدر رفتن انرژى و نيروى جسمانى مىداند :
إنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّساءِ بَلْ أنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ .(42)
شما از روى شهوت به جاى زنان با مردان در مىآميزيد، آرى! شما گروهى اسراف پيشهايد .
|
|
16 |
|