مجلات >حديث زندگی>شماره 6

عفت در انديشه ، گفتار و رفتار

حسن عرفان


10

ساكنان حرم ستر و عفاف ملكوت‏
با من راه نشين باده مستانه زدند
از كاوش در واژه‏هاى : عفّت ، تَعَفُّفْ ، عَفاف و استعفاف ، معانى : پرده پوشى ، پرواپيشگى ، پاكدامنى ، پارسايى و بلندطبعى برداشت مى‏شود .(1) عفّت ، جلوه‏ها و قلمروهاى گوناگونى دارد كه ما مى‏توانيم همه آنها را در سه بخش گردآوريم :(2)
1 - عفّت در انديشه
2 - عفّت در گفتار
3 - عفّت در رفتار .(3)

عفّت در انديشه

ز روز گذر كردن انديشه كن
پرستيدن دادگر پيشه كن
فردوسى
انسان ، تفكّر پيشه و انديشه‏گر است . انديشه ورزى زمينه مى‏خواهد . هر طرح ، رويداد و مسئله شايسته يا ناشايستى مى‏تواند موضوع تفكّر قرار گيرد . بى شك ، انديشه ورزى در راستاى سامان‏يابى ، بازتابى نيكو خواهد داشت و انديشيدن در مجال‏هاى ناروا پيامدهاى نامطلوبى را به بار خواهد آورد . عفّت در انديشه يعنى دور داشت فكر از عرصه‏هاى ناهنجار و آلوده . حضرت على(ع) مى‏فرمود :
مَنْ كَثُرَ فِكْرُهُ في المَعاصِي دَعَتْهُ إلَيْها ؛(4)
كسى كه بسيار درباره گناهان بينديشد ، بزهكارى‏ها او را به خويش فرا مى‏خوانند .
حضرت عيسى (ع) به حواريون گفت :
إنَّ موسى‏ أمَرَكُمْ أنْ لاتَزْنوا وَ أنَا آمُرُكم أنْ لاتُحَدِّثوا أنْفُسَكُم بِالزِّنا فَضْلاً عَنْ أنْ تَزنوا ؛(5)
بى شك ، موسى به شما فرمان داد كه زنا نكنيد و من فرمان مى‏دهم كه با خويش در انديشه و پندارِ زنا نباشيد ، چه برسد به اين كه زنا كنيد .
و به قول حافظ :
گر مريد راه عشقى فكر بدنامى مكن
شيخ صنعان خرقه رهن خانه خمّار داشت

عفّت در گفتار

دين زندگى‏آموز اسلام ، براى گفتار و گفتمان ، سازوكارى سعادت آفرين ارائه كرده است . قرآن كريم وصف‏هاى گوناگونى را براى گفتارهاى متفاوت بيان كرده است . مثل گفتار «معروف»(6) : شايسته ، گفتار «حسن»(7) : نيكو ، گفتار «احسن»(8) : نيكوتر ، سخن «ليِّن»(9): نرم و ملايم ، كلام «بليغ»(10) : رسا و پيراسته ، گفتار «سديد»(11) : محكم و استوار، قول «كريم»(12) : سخن ارجمند .
در عرصه عفّت گفتار ، سه موضوع را بايد كاويد : «آهنگ صدا» ، «كيفيت القا» ، «درون مايه سخن» .

الف . آهنگ و آواى سخن

در اخلاق و فرهنگ اسلامى به كوتاه يا بلند بودن آوا و آهنگ صدا توجه شده است و رعايت ادب و عفّت در آن را جزء جلوه‏هاى برين اخلاق اسلامى دانسته‏اند . لقمان حكيم به پسرش درباره كوتاه كردن
 

11

صدا مى‏گويد :
وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ إنَّ أنْكَرَ الْأصْواتِ لَصَوْتُ الْحَميرِ ؛(13)
و از صداى خود بكاه (و هرگز فرياد مزن) كه زشت‏ترين صداها صداى درازگوشان است .
و خداوند متعال مى‏فرمايد :
لا ترْفَعُوا أصْواتَكُم فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ ؛(14)
آهنگ صدايتان را فراتر از آهنگ صداى پيامبر اكرم(ص) قرار ندهيد .
در حديثى آمده است :
و لاتَرفَعْ صَوْتَكَ فَوقَ أصْواتِهِما؛(15)
صدايت را فراتر از صداى پدر و مادرت نَبَر .
امام سجّاد(ع) در نيايش خويش گفته‏اند :
اللَّهُمَّ خَفِّضْ لَهُما صَوْتى ؛ (16)
خدايا! صدايم را در پيشگاه پدر و مادرم آرام و فرودآمده قرار ده .
بى‏ترديد ، فرياد زدن ، بلند سخن گفتن و جيغ كشيدن ، فرارفتن از نخستين جلوه عفّت در گفتار است . البتّه بايد به اين استثنا اشاره كنم كه قرآن كريم مى‏فرمايد :
لايُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَولِ إلّا مَنْ ظُلِمَ و كانَ اللَّهُ سَميعاً عَليماً؛(17)
خداوند ، بانگ برداشتن به بد زبانى را دوست ندارد ، مگر (از )كسى كه بر او ستم رفته باشد و خدا شنواى داناست .

سخن به لطف و كرم با درشتخوى مگوى
كه زنگ خورده نگردد به نرمِ سوهان پاك
سعدى

ب . كيفيّت القا

شيوه القاى سخن نيز متفاوت است . گاه سخن با نرمى و عطوفت و گاه با خشم و خشونت و گاه با وقار و تكريم و گاه با ناز و عشوه القا مى‏شود .
سخن نازآلود و عشوه‏آميز با نامحرمان ، بى‏ترديد يكى از نمادهاى بى‏عفّتى در گفتار است . خداى برين به زنان پيامبر اكرم(ص) مى‏فرمايد :
فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَولِ فَيَطْمَعَ الَّذي في قَلْبِهِ مَرَضٌ؛(18)
گر سَرِ پروا داريد ، پس به ناز ، سخن مگوييد تا آن كسى كه در دلش بيمارى است طمع نورزد .

ج . درون‏مايه سخن

پس از بازشناسى آهنگ و آواى سخن و شيوه القاى آن ، به بررسى درون‏مايه و محتواى سخن مى‏پردازيم . هر واژه ، نماد معنا يا معناهايى است . برخى از معانى خوشايند و دلبرساست و بعضى ناخوشايند و دلگير .
عفّت واژه‏ها را بيشتر با درون مايه و محتواى آنها مى‏توان سنجيد . فلسفه پديد آمدن بسيارى از كنايه‏ها در ادبيّات جهان و در فرهنگ اسلامى ، پاسدارى از «عفّت ادبى» بوده است .
قرآن كريم كه تبلور عفّت سخن است براى معانى ناخوشايند ، پيوسته كنايه به كار گرفته است .(19) امروز يكى از چالش‏هاى بزرگ در فرهنگ جهانى اين است كه قسمتى از ادبيات جهان با «عفّت بيان» فاصله گرفته است . ننگين‏ترين واژه‏ها عرصه نگارش را گندآلود ساخته‏اند . فرهنگ برين و شوكت آفرين اسلام ، براى حراست از عفّت
 

12

كلام و گفتار ، با سخنانى كه از حريم عفّت دور است به مبارزه برخاسته است . اكنون نگاه شما را به پاره‏اى از آن دستورها مى‏سپارم .
پيامبر اكرم (ص) مى‏فرمايد :
و مَنْ فاكَهَ امْرَأَةً لايَمْلِكُها حَبَسَهُ الللَّهُ بِكُلِّ كَلِمَةٍ كَلَّمَها فِى الدُّنيا ألفَ عامٍ؛(20)
هر كس با زنى كه همسرش نباشد (نامحرم باشد )شوخى كند ، خداوند ، براى هر واژه‏اى كه در دنيا بر زبان رانده است ، هزار سال او را زندان خواهد كرد .(21)
در روايات آمده است : نبايد زيبايى‏هاى زنى را براى مردى وصف كرد تا او فريفته و شيفته گردد و به بزهكارى بيفتند .(22)
و باز در روايات آمده است : زن نبايد كارها و رازهاى جنسى خود با همسرش را براى زن ديگرى حكايت كند .(23)
درس آموزتر اين‏كه قرآن كريم ، مناعت نفس بينوايانى را كه با درخواست‏ها ، خواهش‏ها و دريوزه‏گرى‏ها ، آبرو و عزّت نفس خويش را قربانىِ داده‏هاى اغنيا نمى‏كنند، پديده «عفّت» دانسته است . آنان زخمه‏هاى دردناك فقر را بر جان خويش بر مى‏تابند و لب به تمنّا نمى‏گشايند . اينان عفّت كلام دارند و اين درخواست‏هاى عاجزانه ، حريم عفاف آنان را آسيب ديده مى‏سازد .
يَحْسَبُهُمُ الجَاهِلُ أغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ ؛(24)
چنان لب بر هم نهاده‏اند كه بى‏خبران مى‏پندارند آنان ثروتمندند .
و امير مؤمنان(ع) فرمود :
العَفافُ زِينَةُ الفَقْرِ .(25)
حكايت نكردن فقر ، نگفتن قصّه غصه‏هاى نادارى ، بيان نكردن نيازها و دم فروبستن از درخواست‏ها ، زيور فقر و نوعى از عفّت در سخن است .
ستيز اخلاق اسلامى با اهانت ، تحقير ، استهزا ، تنابز به القاب ، همز و لمز ، فحش ، اشاعه فحشا ، و . . . براى پاسداشت عفّت در سخن است .(26)

عفّت در رفتار

پرواپيشگى در رفتار و عفاف گرايى در كردار ، عرصه‏هاى گوناگون زندگى فردى و اجتماعى را فرا مى‏گيرد . مانند عفّت در پوشش ، يعنى گزينش جامه‏اى كه با هويّت دينى ، هنجارهاى اخلاقى ، شخصيت والاى انسانى و ارزش‏هاى متعالى اجتماعى ، سازگار باشد و حوزه ارتباطهاى انسانى را به نمايشگاهى از جلوه‏هاى بدنى و دوخت و دوز مُدگرايانه تبديل نكند . عرصه‏هاى فرهنگى ، اقتصادى ، سياسى جلوه‏گاه عريان‏نمايى‏هاى هوس‏انگيز و خردسوز نگردد و به جاى تجلّى عقلانيت ، دين‏ورزى ، اخلاق پيشگى و انسانيّت ، حيوانيّت لجام گسيخته به ميدان نيايد .
مسئله «حجاب» در دين اسلام ، همان عفّت در پوشش است . يكى ديگر از ابعاد عفّت رفتارى ، «عفّت جنسى» است . عفّت جنسى در فرهنگ اسلامى داراى جلوه‏هاى زيرين است :
1 - پرهيز از نگاه آلوده ،(27)
2 - خلوت نكردن با نامَحرم،(28)
3 - تماس بدنى نداشتن ،(29)
4 - پرهيز از خود ارضايى و آميزش نامشروع ،(30)
5 - نداشتن تجلّى تحريك‏آميز در مجامع،(31)
6 - واسطه نشدن براى فحشا ،(32)
7 - گريز از عوامل تحريك‏آميز،(33)
همه اين پرهيزها در روايات به عنوان عفّت «فرج» يعنى
 

13

«پاكدامنى» آمده است . يكى از جلوه‏هاى عملى عفّت در فرهنگ اسلامى ، عفّتِ اقتصادى است كه در روايات از آن به عفّت «بطن» (شكم) تعبير شده است .(34)

روند بى‏عفّتى رفتارى

امروز فاجعه بى عفّتى چونان اختاپوس بر بنيادهاى زندگى غربى چنگ انداخته است و فرهنگ برهنگى ديوآسا ارزش‏ها را مى‏بلعد و سعادت‏ها را به كام مى‏گيرد . فرهنگ برهنگى و بى‏عفّتى در چهار حوزه زندگى غربى سايه گسترده است .

1 . حوزه ادبى

پس از رنساس و گسترش رمان نويسى ، رمان‏هاى جنسى كه بى پروايى قلمى و ادبى نويسندگان هرزه گرا و ياوه گستر را جلوه مى‏داد به بازار كتاب راه يافت و پى در پى ترجمه شد .

2 . حوزه هنر

هنرهاى نمايشى و غير نمايشى ، تجسّمى و غير تجسّمى با عريان گرايى ، قرين گشت و جشن‏ها و جشنواره‏هاى هنرى سوگ‏نامه عفّت‏هاى برين انسانى گشت . شگفت اين‏كه تصوير حضرت مريم (ع) را نيز با سينه ناپوشيده نقّاشى كردند .(35)

3 . حوزه ورزش

اكنون در جهان چند گونه ورزش متداول است : ورزش‏هاى شرقى مانند ورزش باستانى و ورزش‏هاى غربى مثل فوتبال ، بسكتبال ، ژيمناستيك ، كشتى فرنگى و . . . يكى از ويژگى‏هاى برخى از ورزش‏هاى غربى ، عريان نمايى و نمايش ناهنجار اندام‏هاى بدن و بى عفّتى بارز است كه در نقد فرهنگ غرب بايد به آن پرداخت .

4 . حوزه معمارى

در معمارى سنّتى ، حجاب‏هاى ساختارى بسيارى وجود داشت . در بسيارى از خانه‏هاى سنّتى ايران ، دو بخش درونى و بيرونى بود . قسمت بيرونى براى آمدوشد ميهمانان و غريبه‏ها فراهم مى‏گشت و قسمت درونى، سراى آسايش محارم و اهل خانه بود . بر در خانه‏ها دو كوبه متمايز قرار داشت : يكى از كوبه‏ها ويژه مردان و ديگرى مخصوص زنان بود . هر كوبه صداى خاصى داشت كه با آن مرد بودن يا زن بودن كوبنده در مشخص مى‏گشت و اهل خانه مى‏فهميدند زن ، پشت در است يا مرد و بر همين اساس ، يا مرد براى گشودن در مى‏رفت يا زن ؛ امّا پس از رهيافت فرهنگ برهنگى در ادبيّات ، هنر و ورزش غربى‏ها ، معمارى غربى نيز نماد بى‏عفّتى گشت .
در ابتدا ساختمان‏ها به گونه‏اى طرّاحى شدند كه به جاى ديوار از نرده‏هاى آهنين بهره مى‏بردند . اندك اندك ، معمارى برهنگى به درون خانه‏ها كشيده شد . ابتدا آشپزخانه‏ها بدون در و دروازه يا به اصطلاح «اوپن» شد و سپس اتاق‏هاى ديگر ، ديوارهايش بلعيده شد .
اساساً آپارتمان سازى با راه روها و آسانسورهاى مشترك ، دريچه‏هاى مشرف و اختلاط پيوسته ، فساد زاست .(36)

ره آوردهاى عفّت

عفّت و خويشتن‏بانى ، بازتاب‏هاى شگرف و زندگى سازى دارد . من بر اين باورم كه پژوهندگان مسائل اجتماعى بايد بيشتر به اينها توجّه كنند .

الف . آرامش روحى

يكى از عوامل روان‏پريشى و آشفتگى روحى ، نگاه‏هاى آلوده و ارتباطهاى نامشروع است . اين نگاه‏هاى هوس‏آميز از يك سو غريزه جنسى را تحريك مى‏كند و با تحريك پى در پى غرائز ، روان انسان ،
 

14

توفان زده مى‏شود و چراغ عقل آدمى چونان شمعى در مسير باد قرار مى‏گيرد و مشخص است كه چنين شخصى ديگر آرامش روانى ندارد و روان پريشى ، رشد و آسايش او را مى‏بلعد . از سوى ديگر ، تحريك‏ها و ارتباطهاى نامشروع ، او را دم به دم به گناهان خانمانسوز مى‏كشاند و ترس از رسوايى ، هراس از قوانين كيفرى و عذاب وجدان ، جان چنين گناه پيشه‏اى را چونان خوره مى‏خورد و آشفتگى‏ها ، استرس‏ها (اضطراب‏ها) و دهشت‏هاى او را به اوج مى‏رساند .
عفاف‏پيشگى نجات از همه اين اضطراب‏هاست . حضرت على (ع) فرموده‏اند :
مَنْ غَضَّ طَرْفَهُ أراحَ قَلْبَهُ ؛(37)
هر كس نگاهش را از نامحرم فرو بندد ، قلبش آسوده مى‏گردد .
و هم او فرمود :
مَنْ غَضَّ طَرْفَهُ قَلَّ أسَفُهُ وَ أمِنَ تَلَفُهُ ؛(38)
هر كس نگاهش را از نامحرم فرو بندد ، اندوه خوردنش اندك مى‏شود و از تباه شدن ، آسوده مى‏گردد .
از سوى ديگر، اين نگاه‏ها عشق‏هاى هوسى را پديد مى‏آورند و وقتى سفره اين عشق‏ها گسترده شد ، قصّه غصّه‏ها ، حسدها ، خودكشى‏ها و ديگر كشى‏ها آغاز مى‏گردد . حضرت امير(ع) مى‏فرمايد :
كَمْ مِنْ صَبابَةٍ اُكْتُسِبَت مِن لَحْظة ؛(39)
چه بسا عشق‏هايى كه از يك نگاه ، پديد آمده است .(40)
يكى از خاطرات به ياد ماندنى من اين خاطره است : در زمان پهلوى ، يك زن هنرپيشه خارجى ، به تهران دعوت شده بود . وقتى به تهران رسيد براى اوّلين بار ، زنى چادرى را ديد . بسيار شگفت زده شد و پرسيد : «اين چيست؟». گفتند : «چادر ، حجاب زنان ايرانى است» . به همراهانش گفت كه مى‏خواهد از ماشين پياده شود و در كنار آن زن قرار گيرد و چادر به سر اندازد .
وقتى آن هنرپيشه براى نخستين بار ، چادر به سر گرفت و چونان زنان ايرانى كاملاً خود را در درون چادر قرار داد ، يكى از خبرنگاران از فرصت استفاده كرد و پرسيد : «خانم! اكنون چه احساسى داريد؟» و او پاسخ داد : «احساس آرامش!» . اين پاسخ يك زن هنرپيشه به همه تاريخ ، به همه مدگرايان ، به همه خودباختگان و به همه غرب‏خواهان است .
و خداى برين مى‏فرمايد :
و چون از زنان (پيامبر) چيزى خواستيد از پشت پرده از آنان بخواهيد ؛ اين براى دل‏هاى شما و دل‏هاى آنان پاكيزه‏تر است .(41)

ب . سلامت جسمانى

با اين‏كه در زندگى كنونى بشر ، تا اندازه‏اى بهداشت و درمان ، رشد يافته است و بهداشت تغذيه ، با پاستوريزه و استرليزه‏كردن و آفت‏زدايى و آفت‏شناسى تا حدّى تأمين گرديده است ، ليكن با شرمندگى بايد اعتراف كنيم هنوز «خوك» كه با روشن‏ترين سندهاى علمى ميكروب‏زا و بيمارى‏آفرين است در صدر ليست غذايى مردم دنيا قرار دارد .
گرچه عرصه زندگى از بز ، ميش ، گاو و شتر تهى گشته است و اين حيوانات دوست داشتنى كه توليد كننده بهترين مواد غذايى و پروتئينى هستند به دور از شهرها تبعيد شده‏اند ، امّا سگ نجس كه به اتفاق همه دانشمندان پزشكى، بزاق دهانش و همه وجودش ميكروب‏زاست ، محيطهاى زندگى غربى و غرب گرايان را پر ساخته است . و شما آلودگى هوا را نيز بر آن بيفزاييد و در تعريف منطقى انسان بگوييد : «انسان ماشينى است كه دود مى‏خورد و آه پس مى‏دهد» .
امّا بهداشت جنسى در دنياى كنونى به پايين‏ترين سطح خود در تاريخ رسيده است . پاره شدن پرده‏هاى پروا ، ره‏آوردهاى خطرساز و
 

15

زندگى‏سوزى را به دنبال آورده است و لحظه به لحظه ، بر شمار آلودگى‏هاى جنسى افزوده مى‏شود . مرض‏هاى مقاربتى چون : «سفليس» ، «سوزاك» و «ايدز» ، پيوسته قربانى مى‏گيرد و لذّت جويان نامشروع را به صف مرگ مى‏سپارد .
عفّت گرايى ، بهداشت كامل جنسى را تأمين مى‏كند .
قرآن كريم در يك تعبير بسيار پويا و زندگى‏آموز ، برخى از عرصه‏هاى بى عفّتى مثل همجنس بازى را اسراف و به هدر رفتن انرژى و نيروى جسمانى مى‏داند :
إنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّساءِ بَلْ أنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ .(42)
شما از روى شهوت به جاى زنان با مردان در مى‏آميزيد، آرى! شما گروهى اسراف پيشه‏ايد .

ج . سلامت اخلاقى

پاس داشتن ارزش‏هاى اخلاقى ، پارسايى مى‏خواهد و عفّت‏پيشگى مى‏طلبد . وقتى بنيادهاى عفاف فروريخت ، ارزش‏هاى اخلاقى نيز زندگى را بدرود مى‏گويد و سر بر آستانه تباهى مى‏سايد . نگاه‏هاى آلوده، گام به گام ، ارزش‏هاى اخلاقى را به كام خود مى‏كشند . حضرت على (ع) فرموده‏اند :
مَنْ عَفَّتْ أطرافُهُ حَسُنَتْ أوصافُهُ ؛(43)
كسى كه نگاه‏هايش عفيف باشد اوصاف و اخلاقش نيكو مى‏گردد .
و حتّى عفاف‏پيشگى ، عامل رشد اخلاقى و اوج‏يابى در سير و سلوك هم مى‏شود . در روايت آمده است :
غُضُّوا أبصارَكُم تَرَوُنَّ العَجائِبَ ؛(44)
چشم از نامحرمان فرو بنديد ، شگفتى‏ها را خواهيد ديد .
و حضرت على(ع) فرمودند :
شخص عفيف ، نزديك است كه فرشته‏اى از فرشتگان گردد .(45)

د . سلامت نسل

«نسل سالم» در خانواده‏هاى بهنجار و كانون‏هاى شايسته پديد مى‏آيد . نسل سالم ، نسلى است كه :
1 . از عطوفت زلال و بى‏كران خانواده ، سرشار باشد،
2 . داراى مشروعيت در پيدايش باشد و از انتساب خويش، دچار ننگ و سرشكستگى نشود،
3 . از آموزشگران و تربيت‏آموزان دلسوز ، بهره‏مند باشد ،
4 . نيازهاى مادى او تأمين گردد ،
5 . نيازهاى فكرى ، روانى ، اعتقادى و تربيتى او برآورده گردد .
ولى گسترش آزادى‏هاى جنسى ، نسل بحران‏زده و نامشروع پديد مى‏آورد ؛ نسلى كه از عطوفت مقدّس خانواده محروم است و از انتساب خويش شرمنده مى‏شود و گرفتار عقده حقارت . خود را خويشاوند هيچ كس نمى‏داند. نه پدر دارد نه مادر، نه خواهر نه برادر . اين تنهايى و غربت ، و اين بريدگى و بى پيوندى، چه فاجعه‏خيز و دهشتناك است . چنين نسلى ، خيابانى مى‏شود ، ولگردى مى‏كند، دست به غارت و دگركشى مى‏زند و چون محبّت نديده است، محبت، پيشه نمى‏كند .

پايدارى جمال

لطافت و زيبايى جوانى با عفّت‏پيشگى، پاس داشته مى‏شود .
بى قيد بودن در امور جنسى ، پيرى زودرس و گاه ناتوانى زود هنگام جنسى پديد مى‏آورد و عفّت‏پيشگى، جمال و جوانى را پايدارتر مى‏سازد . حضرت على(ع) فرمود :
صِيانَةُ الْمَرْأةِ أنعَمُ لِحالِها و أدوَمُ لِجَمالِها.(46)
مصونيت زن، حال او را سرشارتر و جمال او را پايدارتر مى‏سازد .
بنابراين، حجاب ، سنگر حفاظت و حراست زنان است؛ حفاظت لطافت آنان و حراست قداستشان . با چنين روشن‏انديشى در مى‏يابيم كه حجاب، نه تنها «اسارت» نيست، بلكه نشان «عظمت» است. شما كجا ديده‏ايد گوجه فرنگى و چغندر و شلغم را در گاو صندوق ، سام سونت يا موزه بگذارند . هميشه اشياء بسيار قيمتى، در حجاب و حراست قرار مى‏گيرند .(47)

پايدارى خانواده

خانواده‏ها كه كوچك‏ترين نهاد جامعه‏اند، به سلول‏هاى يك پيكر مى‏مانند . اگر سلول‏ها آفت ببينند، تن آدمى بيمار مى‏گردد . سالم‏سازى و سامان‏بخشى خانواده ، بنياد بسيارى از خوش‏بختى‏هاى فردى و اجتماعى است . يكى از مهم‏ترين اصول پايدارى خانواده عفّت است .
همسران بى‏بندوبار به يكديگر، بدبين و بى اعتمادند . در ميان همسران غير عفيف، عشق مقدّس زناشويى حاكم نيست . همسران بى‏عفّت به فرزندان خويش نيز گاه سوءظن پيدا مى‏كنند و عطوفت زلال و پاك پدرى را از دست مى‏دهند .

امنيت اجتماعى

عفاف و عفّتمندى از بنيادى‏ترين عوامل پاسداشت امنيّت اجتماعى است . بى پروايى در نگاه ، ناپارسايى در پوشش ، پرده‏درى در ارتباطهاى جنسى و امنيت اجتماعى را درگير چالش‏هاى بزرگ مى‏كند و آن‏گاه، تجاوزهاى جنسى كه بى‏شرمانه‏ترين نوع تجاوز به حقوق و شئون مردم است اوج مى‏گيرد و همسردزدى و دخترربايى متداول مى‏شود و ديگر هيچ كس نسبت به ناموسش آسوده خاطر نيست . عفّت‏مدارى از اصولى‏ترين پايه‏هاى حراست امنيّت اجتماعى است .(48)

پاك نامى

همان‏گونه كه بى‏پروايى جنسى رسوايى و بدنامى را در پى‏دارد ، عفّت‏پيشگى نام عفيف را بلند آوازه و ماندگار مى‏سازد ، و به آن قداست مى‏بخشد . بنگريد به زندگى نام‏آوران بزرگ تاريخ، نام پاكدامنانى چون حضرت يوسف(ع) ، ابن سيرين ، شيخ رجبعلى خيّاط ، آقا جعفر مجتهدى فاصله و . . . چونان ستاره مى درخشد.

 


16

1 . لسان العرب ، ج 9 ، ص 253 ؛ قاموس قرآن ، ج 5 ، ص‏18 ؛منتخب اللغات ، ص 341 .
گفتنى است : «عَفاف» (به فتح عين) در اين معنا كاربرد دارد و تلفظ آن با كسره در اين معنا غلط است . عِفاف (به كسر عين) به معناى «دارو»ست . (منتخب اللغات ، ص‏359) .
براى تحقيق بيشتر رجوع كنيد به : الكافى ، ج 3 ، ص 125 و 126 ؛ شرح ابن ابى الحديد ، ج 20 ، ص 241 ، وسائل الشيعة ، ج 11 ، ص 197 ؛ اخلاق ناصرى ، ص 74 ؛ الأسفار ، ج 2 ، ص 38 .
2 . عفّت ، ويژه جنس زن نيست . اين ارزش و روش ، فراگير است .
3 . از خانواده «عفّت» چهار واژه در قرآن كريم به كار رفته است : سوره بقره ، آيه 273 ؛ سوره نساء ، آيه 6 ؛ سوره نور ، آيه 32 و 60 .
4 . غررالحكم ، ج 5 ، ص 321 .
5 . وسائل الشيعة ، ج 14 ، ص 240 ؛ الكافى ، ج 5 ، ص 542 .
6 . ر.ك: سوره محمّد ، آيه 21 ؛ سوره بقره ، آيه 235؛ سوره نساء ، آيه 5 ؛ سوره احزاب ، آيه 32 .
7 . ر.ك : سوره نحل ، آيه 125 ؛ سوره احزاب ، آيه 32 .
8 . ر.ك: سوره نحل ، آيه 125 .
9 . ر.ك : سوره طه ، آيه 44 .
10 . ر.ك : سوره نساء ، آيه 63 .
11 . ر.ك : سوره نساء ، آيه 9 ؛ سوره احزاب ، آيه 70 .
12 . ر.ك : سوره اسراء ، آيه 23 .
13 . سوره لقمان ، آيه 19 .
14 . سوره حجرات ، آيه 10 .
15 . بحارالأنوار ، ج 74 ، ص 40 .
16 . صحيفه سجّاديه ، دعاى 24 .
17 . سوره نساء ، آيه 148 .
18 . سوره احزاب ، آيه 32 .
19 . ر.ك : الإتقان فى علوم القرآن ، ج 3 ، ص 159 - 161 .
20 . وسائل الشيعة ، ج 14 ، ص 144 - 143 .
21 . نامه‏هاى عاشقانه و تماس‏هاى تلفنى ناشايست را نيز بايد در همين قلمرو ارزيابى كرد . اين نامه‏ها سندهاى مكتوب و ماندگار بى‏پروايى و ناپارسايى است . بسيارى از دختران و پسرانى كه پيش از ازدواج يا پس ازدواج داراى چنين ارتباطاتى بوده‏اند ، دچار تنش‏ها و چالش‏هاى سخت خانوادگى شده‏اند و طلاق‏ها ، بدبينى‏ها و درگيرى‏ها ، زندگى آنان را آشفته و تيره ساخته است .
22 . وسائل الشيعة ، ج 14 ، ص 143 .
23 . أمالى الصدوق ، ص 423 ؛ بحارالأنوار ، ج 76 ، ص 329 ؛ ينابيع الحكمة ، ج 5 ، ص 125 .
24 . سوره بقره ، آيه 273 .
25 . نهج البلاغة ، حكمت 68 .
26 . ر.ك : وسائل الشيعة ، ج 11 ، ص 327 و 329 .
27 . سوره نور ، آيه 31 .
28 . در كتب حديثى بابى هست با عنوان : «مجاز نبودن خلوت كردن مرد و زن نامحرم». ر.ك: وسائل الشيعة ، ج 14 ، ص 133 ؛ فروع كافى ، ج 2 ، ص 64 ؛ مكارم الأخلاق ، ص 121 .
29 . وسائل الشيعة ، ج 14 ، ص 142 ؛ كتاب من لايحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 197 .
30 . وسائل الشيعة ، ج 14 ، ص 242 .
31 . ر.ك : وسائل الشيعة ، ج 14 ، ص 134 ؛ فروع كافى ، ج 2 ، ص 64 ؛ سوره نور ، آيه 31 .
32 . وسائل الشيعة ، ج 14 ، ص 135 ؛ فروع كافى ، ج 2 ، ص 64 .
33 . وسائل الشيعة ، ج 14 ، ص 143 و ص 171 ؛ كتاب من لايحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 140 ؛ وسائل الشيعة ، ج 14 ، ص 173 و 174 . عوامل تحريك ، مثل گوش فرادادن به صداى تحريك‏آميز زنان ، خفتن در يك بستر و به زنان جوان سلام كردن ، و . . . .
34 . وسائل الشيعة ، ج 11 ، ص 197 - 198 .
35 . قرآن كريم برهنگى را يكى از ويژگى‏هاى جاهليت كهن مى‏داند و مى‏فرمايد : چونان زنان در جاهليت نخستين ، خودنمايى نكنيد و زيبايى‏ها و زيورهاى خود را به نمايش نگذاريد . (سوره احزاب ، آيه 33). به قول ملا اسماعيل سبزوارى «چهار قشر از برهنگى شرم نداشته‏اند: 1 - حيوانات 2 - كودكان 3 - انسان‏هاى جاهل و وحشى كهن 4 - برخى انسان‏هاى مدّعى ترقى و تجدّد». چارلى چاپلين هنرپيشه معروف به دخترش مى‏نويسد : «برهنگى ، بيمارى عصر ماست . من پيرمردم و شايد حرف‏هاى خنده آور بزنم ؛ امّا به گمان من ، تن عريان تو بايد از آنِ كسى باشد كه روح عريانش را دوست مى‏دارى . ابداً بد نيست اگر انديشه تو در اين باره ، مال ده سال پيش يعنى مال دوران پوشيدگى باشد . نترس! اين ده سال تو را پير نخواهد كرد . به هر حال ، اميدوارم تو آخرين كسى باشى كه تبعه جزيره لختى‏ها مى‏شود» . (نقل از مقدّمه استاد مطهّرى بر كتاب مسئله حجاب) .
36 . مى‏بينيد كه عفّت عرصه‏هاى گوناگون زندگى را فرا مى‏گيرد . قرآن كريم ، عفّت در راه رفتن را مطرح مى‏كند . زن‏ها در زمان قديم ، خلخال به پا مى‏كردند . خلخال يك آويزه زينتى بوده است و هنگام راه رفتن، آهنگ گوش نواز آن دل‏ها را وسوسه مى‏كرده است . قرآن كريم مى‏فرمايد : و پاهاى خود را (به گونه‏اى به زمين) نكوبند تا آنچه از زينتشان نهفته مى‏دارند معلوم گردد (سوره نور ، آيه 31) .
و داستان راه رفتن عفّتمند دختر حضرت شعيب (ع) را حكايت مى‏كند : پس يكى از آن دو زن - در حالى كه به آزرمْ گام بر مى‏داشت - نزد وى آمد (سوره قصص ، آيه 25) . و وقتى مى‏خواستند به طرف شعيب بروند ، حضرت موسى (ع) به آن دختر فرمود : تو از پشت سر من راه بيا كه ما به پشت سر زنان نگاه نمى‏كنيم . (بحارالأنوار ، ج 13 ، ص 32) .
37 . مستدرك الوسائل ، ج 14 ، ص 271 .
38 . غررالحكم ، ج 5 ، ص 450 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 14 ، ص 271 .
39 . غررالحكم ، ج 4 ، ص 549 .
40 . و در حديث ديگرى آمده است: مَنْ أطلق طرفه كثر أسفه ؛ هر كس نگاهش را آزاد گذارد ، حسرتش انبوه گردد . (بحارالأنوار ، ج 77 ، ص 286) .
41 . سوره احزاب ، آيه 53 . و چه زيباست سخن فرانتس فانون ، جامعه شناس بزرگ فرانسوى : «زنى كه بيرون را مى‏بيند و خود ديده نمى‏شود ، خود به خود ، محروميتى را بر استعمار تحميل مى‏كند» . (مغضوبين زمين ، ص 5) و به همين جهت است كه استعمار ، بى‏عفّتى را صادر مى‏كند .
42 . سوره اعراف ، آيه 81 .
43 . ميزان الحكمة، ج 3، ص 2008.
44 . بحارالأنوار ، ج 104 ، ص 41 .
45 . مزد جهادگرِ كشته شده در راه خدا بيشتر نيست از مرد پارسا ؛ كه معصيت كردن ، تواند ، ليكن پارسا بماند و چنان است كه گويى پارسا فرشته‏اى از فرشته‏هاست (نهج البلاغة ، حكمت 474) .
46 . غرر الحكم ، ج 4 ، ص 200 .
47 . قابل توجّه است كه عفاف ، زيبايى شكوهمند معنوى است . جاذبه خردپذير و خداپسند عفّت از همه آرايش‏هاى ظاهرى دلپذيرتر است . از سوى ديگر، حضور ابتذال‏آميز زنان، باعث مصرف بى رويه و زياد از حدّ مواد شيميايى آرايشى شده است و اين مصرف بى رويه، علاوه بر هزينه‏هاى كلان اقتصادى ، فرسودگى چهره و پيرى بسيار زودرس را به دنبال داشته است .
48 . قرآن كريم مى‏فرمايد : يا أيُّها النَّبىُّ قُل لأِزواجِكَ وَ بَنَاتِكَ و نِساءالمُؤمنينَ يُدْنينَ عَلَيهِنَّ مِنْ جَلبيبِهِنَّ ذلكَ أدْنى‏ أَن يُعْرَفْنَ فَلا يُوْذَيْنَ؛ اى پيامبر ! به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو : پوشش‏هاى خود را بر خود فروتر گيرند . اين براى آن كه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند، نزديك‏تر است (سوره احزاب ، آيه 59) .
عفّت و مورد آزار قرار نگرفتن و برهنگى و مورد آزار قرار گرفتن با هم تلازم دارد . در رواياتى آمده است كه تجاوز به حريم عفت ديگران ، تجاوز به حرمت حريم خويش را به دنبال دارد . نگاه كنيد به : بحارالأنوار ، ج 71 ، ص 270 ؛ وسائل الشيعة ، ج 20 ، ص 313 .