مجلات >حديث زندگی>شماره 5

كتاب‏خانه زندگى

سيدمحسن موسوى
 

86

اگرهاى تاريخ ايران، مهرداد جوانبخت، اصفهان، آموزه، 1380، 216ص، رقعى.
هر فردى در هر سنّى، اگر براى چند لحظه بر لب جوى عمر بنشيند و بر مسير پيموده زندگى خود بنگرد، لحظاتى را خواهد يافت كه در آنها با تصميمى درست و يا نادرست، زندگى خود را در مسيرى بهتر و يا بدتر قرار داده است. كارهايى را كه اكنون زير ريزبين نقد قرار مى‏دهيم، يا مورد قبول ماست و يا از انجام آن ناخرسنديم. گاه درباره امور ناخوشايند و نقطه‏هاى تيره كارنامه زندگى خود و يا ديگران به داورى مى‏نشينيم و در ذهن خود، به بازسازى آن كار مى‏پردازيم و در داورى‏هامان اگرهايى مطرح مى‏كنيم كه اگر اين اگرها به انجام مى‏رسيد نتيجه دلخواه ما به‏دست مى‏آمد.
و بايد نيك بدانيم كه ما زمان را براى زندگى در اختيار داريم، نه براى كسب تجربه. پس لازم است از تجربه‏هاى ديگران استفاده كنيم و از اگرهاى ديگران درس و از رفتگان راه، پند بگيريم تا آينده‏اى بسازيم پر از اميد، آرامش و خرسندى.
همان‏گونه كه اين اگرها براى هر فردى وجود داد، براى هر جامعه‏اى نيز اگرهايى وجود دارد كه بر لحظات حسّاس و سرنوشت‏ساز آن جامعه دلالت دارند و گاه، نه‏تنها بر مسير تاريخ، بلكه بر تاريخ ساكنان بسيارى از مناطق كره زمين تأثيرى شگرف، داشته‏اند.
اين كتاب، بررسى اگرهاى تاريخ ايران را در 73 بخش، عهده‏دار شده است و نويسنده تلاش كرده است هر يك از اين اگرها را - كه در واقع بيان نقطه عطفى است كه تاريخ ايران را در مسير جديدى قرار داده است - با نگاهى اجمالى بررسى كند و خواننده را با خويش همراه سازد. اين اگرها، شناخت و بررسى تاريخ ايران از پيش از اسلام تا سقوط دكتر مصدّق مى‏باشد.
نحوه ارائه مطالب در اين كتاب، به گونه‏اى است كه ضمن بازآموزى و بازنگرى تاريخ گذشته ايران، خواننده را در خصوص آنچه شده و آنچه مى‏توانست بشود به فكر وامى‏دارد.
اگرهاى تاريخ، غالباً از نگرشى «رو به گذشته» نشأت گرفته‏اند و افعال جملات پايه و پيرو آن، به شكل گذشته به كار مى‏روند. امّا در مجموعه اگرهاى اين كتاب، اگرهايى وجود دارند كه زمان فعل آنها گذشته نيست و از نگرشى رو به آينده حكايت دارند و در واقع پيش‏بينى كننده آينده تاريخى است.
و اينك قسمتى از اگر چهل و ششم اين كتاب را به تماشا مى‏نشينيم:
اگر امير كبير به اهداف خود كاملاً دست مى‏يافت‏
«اگر»هاى پيرامون اميركبير و اصلاحاتش بسيارند، هريك از اين اگرها برگرفته از ديدگاهى خاص به اين بخش از تاريخ ميهن ماست.
«رابرت واتسون» منشى سفارت انگلستان درباره امير كبير نوشته است: «اگر ميرزا تقى‏خان مى‏ماند و انديشه‏هاى خود را به انجام مى‏رسانيد، بدون ترديد، در زمره كسانى شمرده مى‏شد كه به عقيده برخى، از سوى خدا به رسالت تاريخى برگزيده شده‏اند».
 

جامع الحكايات (ترجمه كتاب الفرج بعد الشّدة قاضى محسن تنوخى)، ترجمه: حسين بن سعيد دهستانى مؤيّدى، تهران، كتابفروشى اسلاميه، 1364، 1040 ص، رقعى.
اميد به آينده و بهبود امور - آن‏گونه كه انسان را راضى كند - ، شالوده حركت انسان در مسير زندگى است و نااميدى، مايه سكون. اميد جانْ‏مايه تلاش و كوشش در راه سازندگى دنيا و آخرت است و نااميدى محروميت از خوش‏بختى دو سرا.
در اين ميان، اميدواران، انرژى اميد را در رگ‏هاى زندگى مى‏دوانند و از جمله اميدواركننده‏ها سرگذشت كسانى است كه در زندگى، تسليم ديو نااميدى نشده‏اند و دامن فرشته اميد را گرفته و به‏سوى هدف خود به پرواز درآمده‏اند.
مردمى كه درهاى اميد را به روى خويش بستند و در كنجى نشستند، بهره‏اى از زندگى برنبستند و آنان كه به اميد گشايش تكاپو كردند درِ لطف پروردگار، با نام اميد به رويشان گشوده شد.
جامع الحكايات، مجموعه‏اى است از داستان‏هاى واقعى، كه در زمان خلفاى اموى و عباسى به وقوع پيوسته است؛ آنچه كه براى آرامش دردهاى رنج‏ديدگان و اميد دادن به نااميدان سودمند است.
اين كتاب از كتاب‏هاى برگزيده و مشهور زبان عربى و ميراثى گران‏مايه از عصر ترقّى و تمدن اسلامى است. مؤلّف، داستان‏هاى مناسب را با الفاظ شيرين و شعرهاى نغز پيرايه بخشيده و با آيات قرآن و احاديث پيامبر بزرگوار اسلام، شرف داده است و كتاب را در سيزده باب تنظيم كرده است.
در قرن هفتم هجرى، حسين بن سعيد مؤيّدى كتاب را به سبك فارسى عصر خويش ترجمه كرده و در هر باب بسيارى از داستان‏ها حكايت‏هاى شيرين و مطالب سودمند را به آن افزوده و بعد از نقل هر حكايت، محل عبرت را خاطرنشان ساخته و اندرزهايى را گوشزد مى‏نمايد.
كتاب با مقدّمه علامه ابوالحسن شعرانى و تصحيح آقاى على‏اكبر غفارى به چاپ رسيده است.
 


87

آنچه گذشت... نقشى از نيم قرن تكاپو، عبدالهادى حائرى، تهران، معين، 1372، 552 ص، وزيرى.
در هر داستان يا فيلمى عوامل و بازيگران متفاوتى نقش آفرينى مى‏كنند. در داستان زندگى هر انسانى نيز نگرش‏ها، زمينه‏ها، علت‏ها و حادثه‏هاى گوناگونى به مسير زندگى جهت مى‏دهند.
در يك داستان يا فيلم خوب، ماجرا بر محور بازيگر نقش اول و يا قهرمان داستان دورمى‏زند. پس انتخاب نقش اول و قهرمان داستان بسيار مهم است. در زندگى يك انسان نيز قهرمان داستان و نقش آفرينِ لحظات مختلف زندگى، بايد واژه‏اى باشد كه قدرت تحمّل همه ناملايمات را در خود داشته باشد.
همواره كسانى كه «اميد» را به عنوان عنصر اساسى و اثرگذار و نقش اول داستان زندگى خود قرار داده‏اند، موفق بوده‏اند.
آنچه گذشت... داستان واقعى زندگى يك شهروند ايرانى است كه نويسنده آن‏را در شانزده بخش و با قهرمانى اميد به خوانندگان تقديم كرده است.
قهرمان داستان (اميد) به رغم معمولى بودن به عنوان يك شهروند، يك زندگى غير معمولى داشته و مراحل گوناگون و حتى شگفتى‏آور را تجربه كرده است. او نخستين‏بار به عنوان يك كارگر ساده نسّاجى شروع به كار كرد و اكنون يكى از اساتيد دانشگاه است. اين نوشته، حاوى آموزه‏هاى علمى و آزموده‏هاى عملى و تربيتى بسيارى است براى كسانى كه براى دستيابى به خواست‏هاى خود، با دشوارى‏هاى بزرگ روياروى هستند.
نويسنده در مقدمه كتاب مى‏گويد: «اين كتاب، به جوانانى كه مى‏پندارند تا وسايل مادّى و اطمينان‏بخشِ كار، پيشاپيش فراهم نشود، موفقيت به دست نمى‏آيد، آشكارا نشان مى‏دهد كه آنان انديشه درستى ندارند؛ زيرا تنها ضامن كاميابى انسان‏ها، باور داشتن به درستى راه، تلاش پيگير در راه دستيابى به هدف، رايزنى با افراد درست‏انديش و نيك‏خواه، بى‏اعتنايى به سخنان نااميد كننده افراد بدخواه و ستيز پيگير، ولى آرام با موانعى است كه در راه، پديدار مى‏گردد».
از آن‏جا كه «اميد» از آغاز نوجوانى به روند رويدادهاى ايران و جهان دلبستگى داشته و طى ايّام روزنامه‏نگارى و شركت در تكاپوهاى سياسى و سفرهاى متعدد به كشورهاى خارجى و تحصيل و تحقيق در رشته تاريخ تجربه‏هاى زيادى به دست آورده است، در جاى جاى كتاب، ديدگاه‏هاى شخصى خود را درباره جريانات تاريخى بيان كرده و نيز برابر سليقه خويش بحث‏هايى مانند: ويژگى‏ها و سير امپرياليسم، استعمار، دو رويه تمدّن بورژوازى غرب و.. را مطرح كرده است.
در محدوده تاريخى اين كتاب كه نيم قرن از تاريخ معاصر را دربرمى‏گيرد، از برخى از دگرگونى‏هاى سياسى و اجتماعى نيز سخن به ميان آمده است؛ ولى به هر روى، پيام بنيادى اين يادداشت‏ها جنبه آموزشى، تربيتى و پندآموزى آن است.

بهترين راه غلبه بر نگرانى‏ها و نااميدى‏ها، محمدجعفر امامى، قم: نسل جوان، 1380، 368 ص، جيبى.
ساعت دوى نيمه شب است. او هنوز در اتاق خود بيدار است و گاهى قدم مى‏زند. گويا از چيزى مى‏ترسد و گاه با خود مى‏گويد: «آه! من چه‏قدر خسته‏ام. من اصلاً رنگِ خوشى را در زندگى‏ام نديده‏ام. نمى‏دانم چرا همه با من دشمنى دارند؟ آينده‏ام چه خواهد شد؟ اگر در تحصيل موفق نشوم... اگر با همسر دلخواه خود ازدواج نكنم... اگر روزى شغلم را از دست بدهم... آه! امشب چرا خوابم نمى‏رود... از اين كتاب‏هاى روان‏شناسى و ضد پريشانى هم كارى برنمى‏آيد. قرص‏هاى آرام‏بخش هم نتوانست...».
براى هر انسانى در هر سنّ و مرتبه علمى و شغلى، نگرانى‏ها و نكته‏هاى پر از ابهام وجود دارد. هرگاه شخص باتوجه به اعتقادات و افكار و زمينه‏هاى پيدايش خيالات و... اين نكته‏ها را در زورق اميد بنشاند، به ساحل هدف خواهد رسيد و اگر با نااميدى در رود خروشانِ افكار و اوهام سفر كند، گرفتار گرداب شكست خواهد شد.
كتاب حاضر كه نگارشى نو و همراه با تصرّف از كتاب «آيين زندگى» نوشته ديل كارنِگى، روان‏شناس آمريكايى است، با اين هدف نگاشته شده است كه بتواند درمان مؤثرى باشد براى افرادى كه از نگرانى‏ها رنج مى‏برند و نااميدى‏ها راه شكست را در زندگى‏شان هموار كرده است و شايد فكر مى‏كنند كارشان به بن‏بست كشيده شده است و البته به كار خويش و راه‏كارهاى آن مطمئن است. در پيش‏گفتار آمده است: «باور نمى‏كنيم كسى اين كتاب را با دقت مطالعه كند و دستورات آن را به كار برد و برنگرانى‏ها پيروز نشود».
كتاب، در سى و نه فصل، ترتيب يافته است. هر فصل با گفته‏اى از يكى از بزرگان آراسته شده و آن‏گاه داستان‏هايى واقعى مناسب با موضوع آن فصل نقل مى‏شود و مورد بررسى قرار مى‏گيرد.
«از يك گل، بهار درست كنيد»، عنوان فصل نوزدهم كتاب است. نويسنده در آغاز، جمله‏اى زيبا از آلفرد آدلر را آورده كه مى‏گويد:
عجيب‏ترين ويژگى انسان، نيروى «تبديل به احسنِ» اوست؛ نيرويى كه با آن مى‏تواند «زيان» را به «سود» و «منها» را به «به علاوه» تبديل كند. آن‏گاه داستان‏ها و گفته‏هاى مختلفى را بيان كرده، در فرجام مى‏گويد: «اگر فرض شود، آن‏قدر در زندگى، دلسرد و نااميد باشيم كه احساس كنيم هيچ اميدى براى تبديل ضرر به سود نيست، باز هم دو دليل وجود دارد كه به تلاش بپردازيم: 1 - ممكن است و احتمال دارد كه در تلاشى ديگر، موفق شويم؛ 2 - در صورت عدم موفقيت، مى‏توانيم به جاى عقب‏نشينى، راهى به جلو باز كنيم. اين خود، عمل و انديشه‏اى مثبت است كه جاى افكار منفى را پر مى‏كند».