اصغر هادوى كاشانى
فرض كنيد شخصى در بيست سالگى شروع به كار مىكند و براى كار كردن تا 65 سالگى
برنامهريزى مىكند و در هشتاد سالگى مىميرد. بدينسان، سالهاى كارى وى (WL)
سال (45= 20 - 65) و شمار سالهاى زندگى (NL) سال(60=20- 80) است، درآمد سالانه نيروى كار، YL برابر با بيستهزار دلار است. بنابراين:
900000 = 45 * 20000 = WL * TL = درآمد طول عمر
اين فرد، طى طول عمر كارى خود، مبلغ نودهزار دلار دريافت مىكند. حال، اين نودهزار دلار، بايد در طول شصت سال زندگى توزيع شود؛ يعنى هم براى 45 سالى كه كار مىكند و هم پانزده سال بازنشستگى. مصرف كننده مىخواهد آن را به طور يكنواخت تقسيم كند. اگر پانزده سال آخر عمر نبود، بايد هر سال همين بيست هزار دلار را خرج كند؛ ولى چون پانزده سال بيكار است، بايد مقدارى از آنرا براى زمان بيكارى خود ذخيره نمايد. مقدارى كه مىتواند سالانه خرج كند از فرمول ذيل بهدست مىآيد:
15000 = 20000 * 45/60= YL * WL/NL =15000 =900000/60=C
پس سالانه 75% درآمد را خرج مىكند و 15% آنرا پسانداز مىكند.(1)
اگر اميد به زندگى تا هشتاد سالگى نباشد، آيا اين محاسبات لازم است؟ آيا نمىتوان فعلاً خرج كرد و آينده را به آينده سپرد؟
در اقتصاد اسلامى و اقتصاد كلاسيك، سرفصلى تحت عنوان نقش اميد در اقتصاد مورد بحث قرار نگرفته است؛ اما به جرئت مىتوان گفت اكثر مباحث اقتصاد بر پايه اميد به آينده است كه به بعضى از اين فصول اشاره مىكنيم.
1 - نظريه ادوار زندگى
(LIFE CYCLE)
موديليانى، اقتصاد دان مشهور ايتاليايى، در مقابل اقتصادانان بزرگى همچون كينر - فريدمن اين نظريه را مطرح نمود.
(2) طبق اين نظريه معروف، مصرف بر اساس اين فكر ساده بنا شده كه رفتار مصرفى افراد در يك دوره معلوم، به درآمد آنها در آن دوره مرتبط است. در مقابل، فرضيه موديليانى فرض مىكند كه افراد، درآمد خود را با اميد به آينده بهگونهاى تخصيص مىدهند كه براى طول عمرشان كفايت كند كه مثال آنرا بيان كرديم. تصور كنيد اگر اميد نباشد و شخص براى زنده ماندن در آينده اميدوار نباشد، مىتواند اين برنامهريزى را قبول كند؟
2 - رابطه اوراق قرضه و نرخ بهره
اوراق قرضه در غرب توزيع مىشود و نگهدارى آنها احتمال سود و زيان دارد. ممكن است قيمت آن بالا يا پايين بيايد؛ ولى معمولاً با انعطافى كه نرخ بهره دارد، مردم، ورقه قرضه را مىخرند، به اميد آنكه در آينده، سود ببرند. بحث در مورد رابطه پول و اوراق قرضه، فراتر از اين نوشتار است؛ ولى اشارهاى به آن مفيد است. قيمت اوراق قرضه با نرخ بهره، رابطه معكوس دارد؛ هرچه نرخ بهره بالاتر باشد، قيمت اوراق، كمتر خواهد بود و برعكس، زمانى كه نرخ بهره بسيار بالا باشد، افراد، پيشبينى مىكنند كه در آينده نرخ بهره كاهش خواهد يافت و لذا قيمت اوراق، بالا خواهد رفت. در نتيجه، ترجيح مىدهند در چنين شرايطى اوراق را نگه دارند، تا در آينده سود ببرند. برعكس، اگر نرخ بهره خيلى پايين باشد، افراد، ترجيح مىدهند در حال حاضر، پول
بيشترى نگه دارند و اوراق را به فروش برسانند تا از زيان كاهش قيمت اوراق در آينده متضرر نشوند.(3)
ملاحظه مىشود با آنكه ممكن است هر اتفاقى درآينده بيفتد و معادلات را برهم زند، ولى انسان، اميدوار است آنچه را پيشبينى كرده است محقق شود. به نظر مىرسد آنچه او را قوت مىبخشد «اميد» است وگرنه اقتصاد، اوضاع ثابتى ندارد و هر لحظه ممكن است با يك شوك سياسى يا اقتصادى دستخوش تحوّل و دگرگونى شود.
3 - سرمايهگذارى كسب و كار
كسانى كه در كار سرمايهگذارى هستند، امروز مىكارند كه فردا درو كنند. سرمايهگذارى امروز، تا چند سال ديگر مستهلك مىشود. آنچه فرد را اميدوار مىكند درآمدهايى است كه انتظار دارد در سالهاى قبل از استهلاك، نصيب او شود. اصلاً يقينى در كار نيست؛ همه چيز، بسته به احتمال و اميد است. در يك مثال ساده، طرحى با عمر بسيار كوتاه، در نظر بگيريد. اين طرح براى راهاندازى در سال اوّل، نياز به هشتاد دلار دارد. سرمايهگذار، اميدوار است در سال دوم، پنجاه دلار درآمد داشته باشد و در سال سوم، هشتاد دلار درآمد ايجاد كند و در پايان سال سوم، كارخانه كاملاً مستهلك و فرسوده مىشود.
مديريت كارخانه، طبق محاسبات رياضى - كه در جاى خود آمده است - اين طرح را انجام مىدهد؛ امّا با اين دو اميد: اولاً اين درآمدهاى پيشبينى شده محقق شوند، ثانياً نرخ بهره طبق پيشبينى او ثابت باشد وگرنه به هدفش نمىرسد.
ملاحظه مىكنيد كه آنچه به او انگيزه مىدهد «احتمال» و «اميد» است.
(4)
4 - سرمايهگذارى افراد ريسكپذير
در ادبيات اقتصادى، سرمايهگذاران را به سه گروه: ريسكپذير، ريسكگريز و خُنثى تقسيم مىكنند.
معمولاً افراد و كشورهايى موفقترند كه «ريسكپذير» باشند. مثلاً در مقايسه اقتصاد امريكا و ژاپن، اقتصاد امريكا از «پسانداز كمتر» و «ريسك بالاتر» برخوردار است و در نتيجه، توفيق بيشترى دارد. ريسكپذيران، چون باغبانانىاند كه تقريباً از آينده خبرى ندارند؛ ولى در عين حال، با حالتى پراميد، به زراعت و باغبانى مىپردازند.
نبينى باغبان چون گل بكارد
چه مايه غم خورد تا گل برآرد
به امّيد، آن همه تيمار بيند
كه تا روزى بر او گل بار بيند
حتى در اقتصادهاى پيشرفته كه ادعا مىشود اطلاعاتْ شفّاف است و بازار، در رقابت كامل (PERFECT - COMPETITION) است، به خاطر ديد مادىاى كه در دنياى سرمايهدارى حاكم است، بازهم بعضى از توليدكنندگان، غافلگير مىشوند و ممكن است به هدف خود نرسند؛ اما آنچه همه آنها را دلگرم كرده است، همان اميد و خوشبينى است والّا اگر با دقّتهاى رياضى و خشك، به محاسبه بپردازند، چرخه توليد، متوقّف مىگردد. آنكه عقيده دينى محكمى ندارد، گذشته را چراغ راه آينده مىبيند و آنكه ايمان دارد، به ترنّم آيات قرآن و كلام پيشوايان، دلْ خوش مىدارد، كه:
ما يَفتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها
(5)؛ رحمتى كه خداوند براى مردمْ مقدّر سازد، هيچ بازدارندهاى ندارد.
و با اين اميد، با توكّل به خداوند، اقدام مىكند، كه:
فَإذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ؛
(6) پس آنچه را خود تصميم گرفتى با توكّل به خداوند انجام ده.
و مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ؛
(7) هر كه بر خدا تكيه كند، خدا براى او كافى است.
و در نهايت، ترس را مىترساند و به سرچشمههاى فيض الهى اميد مىبندد، همچنان كه امام على(ع) فرمود:
براى تاجر جَسور (ريسكپذير)، رزق و روزى تضمين شده است.
(8)
1. اقتصاد كلان، دورن بوش - فيشر، ص 257.
2. اقتصاددانان بزرگ جهان، مارك بلاگ، ص 270.
3. كليات علم اقتصاد، يداللّه دادگر و تيمور رحمانى، ص 305.
4. اقتصاد كلان، دورن بوش - فيشر، ص 317.
5. سوره فاطر، آيه 2.
6. سوره آل عمران، آيه 159.
7. سوره طلاق، آيه 3.
8. كنزالعمال، ص 9239.