ترجمه: ابوالفضل اميرديوانى
من و دانشجويانم در دانشگاه كاليفرنيا، مدتهاست در زمينه شيوههاى «خودسازى» يا «خودْ دگرگونى» كه افزون بر 2000 سال، متداول بوده، پژوهش كردهايم. بررسىهاى ما بيشتر بر پايه آن گونه روشهاى «خوددگرگونى» استوار بودهاند كه رهبران مذهبى، فيلسوفان، روانشناسان و كارشناسان بيمارىهاى روانى، آنها را در خلال سدههاى پيشين، پياپى، مطرح ساختهاند.
وانگهى، متون پژوهشى علمى را كه دانشمندان رفتارشناسى به طور جدّى از دهه 1960 به جا گذاشتهاند، بازبينى كردهايم. در زير، آنچه را كه به مدد سالها تحقيق، به آنها دسترسى پيدا كردهايم، ملاحظه مىكنيد:
از بين صدها فنّ «خود دگرگونى» كه طى قرنها تنها از آنها سخن به ميان آمده است، شمار محدودى از آنها به طرز آشكارى با هم تفاوت دارند. در حال حاضر، بسيارى از اين روشها، تابع مطالعه علمى مىباشند. به اين معنا كه پژوهشگران مىكوشند دريابند كه كارايى كداميك از همه بهتر است. دانشمندان به دنبال سالها مطالعه در چنين موردى به سه نكته بسيار مهم، مؤثر و ساده، دست يافتهاند كه به راحتى مىتوان فرا گرفت. حال، براى حركت در مسير جديد، اين سه نكته را به كار گيريد:
محيط زيست خود را دگرگون سازيد
كسانى كه قبلاً اين كار را نيازمودهاند، موقعى كه با پيامد سودمند و مؤثرى كه اغلب، چنين روشى را در پى دارد روياروى مىشوند، در حيرت فرو مىروند. يكى از شاگردانم با ابداع روش خيلى آسانى، خود را عادت داد كه هر روز، دوچرخه سوارى كند. وى هر روز صبح، پيش از خروج از منزل، دوچرخهاش را دم در خانه مىگذاشت و هنگامى كه از مدرسه به خانه برمىگشت، دوچرخه، نخستين چيزى بود كه به چشمش مىخورد. در واقع، همين امر باعث شد تا وى فوراً و در اوّلين فرصت، دوچرخهسوارى كند و آنقدر اين عمل را ادامه داد تا اين كه برايش به صورت عادت درآمد.
من كسانى را مىشناسم كه فقط با خريد پنجاه ناخنگير و توزيع آنها بين ديگران، توانستهاند به گونهاى بر عادت زشت ناخنخوردن مردم چيره گردند. آنان به كمك ناخنگيرى كه هميشه در دسترس هست، ناخنهايشان را بهجاى جويدن، مرتب مىكردند. بچّههايم چندين بار از شيوه ساده مورد بحث، سود جستهاند. «جاستين» پسر هفده سالهام غالباً يادداشتهاى خود را روى شبرنگ مىنويسد و آن را به ديوار اتاق خوابش، مقابل چشمش آويزان مىكند. آخرين يادداشتى كه روى ديوار ديدم، اين بود: «يادت باشد دندانهايت را هر شب قبل از خوابيدن مسواك بزنى، وگرنه پدر دعوايت مىكند!». در حقيقت وى با اندكى مبالغه و كاربرد «لفظى اغراقآميز» كوشيده كارش را به نيكى انجام دهد.
توان هماهنگى در تغيير و اصلاح رفتار و كردار، نخستين بار در بررسىهايى كه در دهه 1960 به عمل آمد به خوبى نشان داده شده است. «گلد ياموند»، روانشناس دانشگاه شيكاگو، اين فن را به بيمارانى كه گرفتار مشكلات شخصى بودند، آموخت. مثلاً زن جوانى كه از لحاظ مطالعه با اشكالاتى روبهرو بود، موقعى كه چراغ مطالعهاى خريد و ميز تحريرش را از كنار تختش، به طرف ديگر اتاق برد، توانست بر گرفتارىاش غلبه كرده و دگرگونى محسوسى را در شيوه كتابخوانى و مطالعهاش بهوجود آورد.
«ريچارد استوارت»، (روانشناس)، در همان دهه، به اثبات رساند كه زنان چاق، مىتوانند از طريق تغيير عادات تغذيه و محيط زيست محرك، از وزن خود بكاهند. مثلاً استفاده از بشقابهاى كوچكتر، موقع غذا خوردن. پس براى دگرگون ساختن خويش، بكوشيد محيط اطرافتان را تغيير دهيد.
مواظب رفتارتان باشيد
من بيست سال است كه سرگرم بررسى بر روى اشخاصى هستم كه پيوسته مواظب رفتار و كردارشان هستند و از اين مطالعه و پژوهش، به نتايجى هم رسيدهام. در واقع، هنوز، كاملاً نفهميدهام كه چرا اين شيوه كارا بوده و به طرز آشكارى براى اكثر مردم، فايده دارد. حقيقت اين است كه اگر اعمال و رفتار خودتان را زير نظر بگيريد، شايد عملكرد بهترى داشته باشيد.
از ترفند سادهاى سود بجوييد. چنانچه ادعا مىكنيد كه خيلى «زياد مىدانيد» يك شمارهسنج، روى مچتان ببنديد و هر وقت آن جمله را تكرار مىكنيد، دكمه شمارهسنج را بفشاريد. به شما قول مىدهم كه با انجام اين كار، در عرض چند روز، آن جمله را تكرار خواهيد كرد.
اگر استفاده از شمارهسنج، باعث دردسر شما شد، مىتوانيد از شيوه ديگرى سود بجوييد. به اين ترتيب كه هر موقع آن جمله مخصوص را بازگو كرديد، بخشى از يك تكه كاغذ كوچك را بريده و آن را در جيبتان بيندازيد. نتيجه كار يكى است. به اين نحو، در مورد كارى كه انجام مىدهيد، اطلاع حاصل مىكنيد و همين كار، سبب مىگردد كه عملكردتان بهبود يابد و بتوانيد نقاط ضعف خودتان را از ميان برداريد.
شايد شيوههايى از اين دست، به نظرتان نابخردانه باشد، ولى به خاطر بسپاريد كه قدرت مراقبت از خود، در شرايطى به اثبات رسيده كه چهار دهه بر روى آن پژوهش و بررسى انجام يافته است. مثلاً به موجب مطالعات من و «كلير گوس» در سال 1978، به يك پسر بچه بازىگوش كلاس پنجمى ياد داديم كه هر روز، دو دفعه، طرز رفتار و عملكرد خويش را در كلاس، ارزيابى كند. با بهكارگيرى چنين روشى، اين پسربچه، رفتارش را زير نظر گرفت تا ببيند صبح يا بعدازظهر تا چه اندازه خوشرفتار، مرتّب و منظّم بوده است. وى بابت هر اقدام پسنديده، امتياز مثبتى به خود مىداد. با افزوده شدن آگاهىاش نسبت به طرز رفتار و شيوههاى برخوردش در كلاس، آرام، روى نيمكت مىنشست، تكاليفش را بهتر و بيشتر انجام مىداد و ندرتاً دچار اشكال مىشد.
در بررسى مشابهى كه پژوهشگران كانادايى به نامهاى «توماس مكنزى» و «برنت راشل» انجام دادند، معلوم شد چنانچه به شاگردانى كه از ورزش شنا، رويگرداناند، برگهاى بدهند تا ساعات ورود و خروج خويش را به استخر بنويسند، ذوق و شوق خاصى براى ورزش شنا در آنها به وجود مىآيد. از اينها گذشته، برخورد عاطفى با بچههاى پريشانْحال، سبب مىگردد كه آنها به پيشرفتهاى تحصيلى
چشمگيرى در خواندن، درك مطلب، رياضى و تلفّظ، نايل آيند. در بررسى جديدى نيز اين نكته مهم به اثبات رسيده است كه چنانچه فهرست سادهاى از چگونگى شيوه داستاننويسى مشتمل بر عناصر نگارش مورد قبول، در اختيار دانشآموزان قرار بگيرد، آنها داستانهاى بهترى مىنويسند. تمام اين بررسىها، پيامدهاى يكسانى را در بر داشتهاند و آن اين است كه بايد سطح اطّلاعات خويشتن را درباره رفتارمان افزايش دهيم.
قبول تعهّدات
هنگامى كه براى انجام دادن كارى به شخص ديگرى تعهّد مىدهيد، وضعى را بهوجود مىآوريد كه روانشناسان آن را «تقويت روحيه و تجديد قوا» مىنامند؛ زيرا اگر به آن عمل مشغول شويد، به طور خودكار، به خويشتن امتياز مثبت مىدهيد و چنانچه در انجامش كوتاهى كنيد، امتياز منفى مىگيريد. به راستى، همينكار، فشارى بر شما وارد مىسازد كه بيشتر اوقات، همان چيزى است كه شما نياز داريد. مثلاً چنانچه مايلايد در اينباره بيشتر تمرين كنيد، بهتر است ترتيبى بدهيد كه آن را با يكى از دوستانتان تمرين كنيد. در اين بين، تعهدتان را به اجرا در نياوريد؛ چون همين كار باعث مىگردد تا وقتْشناس و منظّم شويد. پژوهشهاى مختلف چند دهه اخير، توان اين راهبرد را ثابت كرده است. به طور مثال، در سال 1994 پژوهشگران «مؤسسه پلى تكنيك» وابسته به دانشگاه ايالتى «ويرجينيا» نشان دادند، بيمارانى كه تعهّد كتبى مىدهند به مراتب بيش از آن گروه افرادى كه تن به اين عمل نمىدهند، داروهاى تجويزى را مصرف مىكنند.
«مرى لوكائو» و «جوئل فيشر»، استادان دانشگاه «هاوايى» موردى را گزارش دادند كه بر حسب آن، بعضى زنان، روش مخصوصى را به كار مىگيرند و با يك برنامهريزى دقيق و حساب شده، همسرشان را به نوعى متعهّد مىسازند كه در اواخر هفته، ساعاتى را به افراد خانواده و رسيدگى به امور منزل اختصاص دهند.
در اينجا، خبر خوشى كه براى همه هست، اين است كه به يارى برنامهريزى مرتب، مىشود نيازهاى خود را تأمين كرده و به مدد مهارتهاى ساده، بر بسيارى از چالشهاى زندگى چيره شد.
مقصود ما همان اعمال سادهاى است كه هر كس قادر است به آنها بپردازد و نيازى به داشتن توانمندى فوقالعادهاى نيست؛ تسلّط و استعداد در درجه اوّل قرار دارند، نه قصد و نيّت.
1. اين مقاله، ترجمهاى است از: Treatment Today.