زندگى
ترجمه: ر.رها
اگر زندگى تماما به معاش روزمرّه سپرى شود، هدر رفته است.
داگلاس آدامْز
زندگى، درس متداوم فروتنى و تواضع است.
سر جيمز اِم.برى
اميدوارم، وقتى در پايان زندگىام در برابر كردگار مىايستم، بدون اندك تأسّفى، بتوانم با سرفرازى چنين بگويم: هر آنچه به من ارزانى فرمودى، از آن بهره بردم.
اِما بامبك
زندگى من ساختارى عالى و شگفتانگيز دارد؛ اما اين من هستم كه در شكل دادن به آن عاجزم.
اَشلى بِرِليانْت
وقتى ناخشنوديم، زندگى، بىمعنا و يا حتى بىارزش در چشممان جلوه مىكند.
اَشلى برليانْت
دريابيد: من دوست ندارم از ديدگاه فلسفى حرفى بزنم. اگر زندهايد، مىتوانيد دست و پاى خود را تكان دهيد و بالا و پايين جست و خيز كنيد، و اين وجه تمايز حيات با مرگ است و حداقل تفاوت انديشهاى گويا و ديگر گونه داشتن است. در دفتر زندگى پاسخها را در گذشته نمىتوان يافت.
چارلى براون
در خاطرات گذشته درجا نزنيد! در رؤياهاى آينده فرو مرويد. در «حال» بمانيد و روى زندگى كنونى خود تمركز كنيد.
بودا
هدف از زندگى، زندگى هدفدار است.
روبرت بايرنى
هرگز شادمان نخواهيد بود اگر به دنبال شاكله شادى باشيد و هرگز زندگى نمىكنيد اگر به دنبال معناى زندگى باشيد.
آلبرت كاموس
كسى كه مرده نيست، الزاما زندگى نمىكند.
اِ.كامينگز
زندگى كردن آنقدر شگفتآور است كه ديگر وقتى براى انجام دادن كارى ديگر باقى نمىماند.
اميلى ديكنسون
زندگى، درست مثل سكهاى است كه هر طور بخواهيد مىتوانيد آنرا خرج كنيد؛ اما فقط يكبار!
ليليان ديكسون