مجلات >حديث زندگی>شماره 4

ايرانيان و اوقات فراغت

ريحانه حرم‏پناهى
 

80

ايرانيان، به عنوان ملتى كه داراى عظيم‏ترين و كهن‏ترين تمدن‏هاى بشرى هستند، از ديرباز به اوقات فراغت و چگونه سپرى كردن آن، پرداخته‏اند و استعدادها و خلاقيت‏هاى خود را به عرصه ظهور رسانيده‏اند.
«دومازيه»، جامعه‏شناس فرانسوى و مؤلف كتاب «به‏سوى يك تمدن فراغت»، معتقد است كه: «اوقات فراغت، مجموعه فعاليت‏هايى است كه شخص پس از ارزشيابى از تعهدات و تكاليف شخصى، خانوادگى و اجتماعى خود، با ميل و اشتياق به آن مى‏پردازد و قصدش استراحت، تفريح، توسعه دانش، به كمال رساندن شخصيت خويش، به ظهور رساندن استعدادها و خلاقيت‏ها و مشاركت آزادانه در اجتماع است.
پس، از آن‏جاكه در اين مرز و بوم، متمدن‏ترين مردمان عهد كهن مى‏زيسته‏اند و به علاوه، صاحب و وارث شاخص‏ترين تمدن‏ها بوده‏اند، خود، گواه استفاده درست مردم از اوقات فراغتشان بوده است.
ايرانيان باستان، از اوقات فراغت خود، بهره‏ها مى‏بردند. كتاب‏هاى شعر را سينه به سينه انتقال مى‏دادند. با خط خوش، چند بيتى بر تن پوست و بعدها بر كاغذ مى‏نگاشتند. به دل كوه و كوهسار پناه مى‏بردند و آرامش خاطرى براى خود مى‏جستند. در منازل و معابر، گردهم مى‏نشستند و از هر درى سخنى مى‏گفتند و آنان كه هنرمندتر بودند، در خلوت خود با سنگ و خاك و چوب نقش هنر مى‏زدند.
با ورود اسلام و پذيرش دين جديد از سوى ايرانيان، تحوّلات ويژه‏اى در نگرش به اوقات فراغت و سپرى كردن آن به وجود آمد. به اين معنا كه هر قدر شناخت فرد از جهان، انسان، زندگى و ابعاد آن وسيع‏تر و عميق‏تر باشد، فرد با ديد جامع‏تر، و كامل‏ترى به ارزش و اهميت وقت و عمر نگريسته و براى استفاده و بهره‏ورى از آن، برنامه‏ريزى مى‏نمايد، و از آن‏جايى كه انسان پارسا، عمر و فرصت حيات را ناشى از لطف خداوندى مى‏داند، لذا در همه لحظات عمر، اعمال و رفتار خود(شامل كار، استراحت، عبادت، تفريح‏و...) را در مسير قرب الهى قرار مى‏دهد.
افق انديشه يك انسان الهى و مسلمان نسبت به وقت و عمر از زاويه‏اى بازتر و جامع‏تر در مقايسه با مكاتب مادى است؛ چرا
 


81

كه از ديدگاه اسلام، عمر و فرصتِ حيات، نعمتى خداوندى است و مقدمه‏اى براى قيامت بشر و آنچه را كه انسان الهى همواره در نظر دارد، رسيدن به قرب بارى تعالى است.
پيامبر (ص) مى‏فرمايد:
«كسى كه دو روزش مثل هم باشد، زيانكار است».
قرآن، ضمن هدفمند دانستن كلّ هستى، تمام جريانات آن را نيز قانونمند مى‏داند و به اهميت وقت و زمان در جاى جاى آيات قرآن، اشاره مى‏كند، كه اينك هرچند گذرا، نمونه‏هايى از اين آيات را مى‏آوريم:
هَلْ اَتى‏ عَلَى الْإنسانِ حينٌ مِنَ الدّهرِ لَمْ يَكُن شَيئا مَذْكُورا.(1)
آيا بر انسان، روزگارانى نگذشت كه چيزى در خور گفتن نبود؟
وَالْعَصْرِ، إنّ الْإنسانَ لَفِى خُسرٍ إلّا الذّينَ آمَنوا و عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَتَواصَوْا بِالْحَقّ وَتَواصَوْا بِالصّبرِ.(2)
قسم به عصر كه واقعا انسان در معرض زيان است؛ مگر آنان كه ايمان آورده‏اند و كارهاى شايسته كرده و به حق و صبر، يكديگر را توصيه كرده‏اند.
هُوَالّذى جَعَلَ الشّمْسَ ضِياءً والْقَمَرَ نُورا وقَدّرَهُ مَنازِلَ لِتَعلَمُوا عَدَدَ السّنينَ وَالْحِسابَ.(3)
اوست خدايى كه خورشيد را درخشان، و ماه را تابان نمود و براى آن منزل‏هايى معين كرد تا شماره سال‏ها و حساب را بدانيد.
زمانى كه دين اسلام به سرزمين پهناور ايران(با آن تمدن ديرينه و اصيلش) وارد شد، ايرانيان، به مسلمانى با تمدن كهن، تبديل گشتند و با توجه به اين‏كه اسلام براى وقت و زمان، ارزش زيادى قايل بود، به تبع آن، با اوقات فراغت نيز، به عنوان بخشى از اين مهم نگريسته شد. در تأييد اين سخن، روايتى از پيامبر(ص) نقل مى‏كنيم كه به صحابه خود فرمود:
الهوا و العبوا فإني اكره أن يَرى في دينكم غلظة.(4)
به تفريح و بازى بپردازيد؛ زيرا من دوست ندارم در دين شما سختگيرى ديده شود.
پس، اوقات فراغت به عنوان زيرمجموعه‏اى از زمان، داراى اهميت و ارزش والايى است و بايد براى آن، برنامه‏ريزى درستى نماييم تا بتوانيم نهايت بهره‏ورى و بازده مثبت را از آن داشته باشيم.

طبيعت و اوقات فراغت

تفريح و سپرى كردن اوقات فراغت، بايد در محيط طبيعى، نشاطآور و سرورانگيز باشد. از نظر قرآن، محيطى در شادابى روح و روان مؤثر است كه اولا طبيعى بوده و ثانيا موافق طبع بشر باشد. وجود كوهستان‏ها، جنگل‏ها، گل‏ها، گياهان، رودها و آبشارها، روح و روان آدمى را آرام كرده و به فرد، شادى و نشاط مى‏بخشد.
در قرآن، فضاى بهشت، محيطى طبيعى با مناظرى چشم‏انگيز توصيف شده كه به فرد آرامش خاصّى مى‏بخشد. البته آن‏جا همان مدينه فاضله موعود است. وجود باغ و سبزه و چمن، مطبوع و دلپسند است. بدين جهت، در وصف چمن‏ها و باغ‏هاى بهشتى آمده است كه رنگ سبز آنها در نهايت مطلوبيت است؛ رنگ سبزى كه از شدت سبزى به سياهى مى‏ماند. در جاى ديگر، به خاصيت و اثربخشى سبزه پرداخته و نشاطآور بودن رنگ سبز را بيان مى‏كند:
وَاَنْبَتْنا فيها مِن كُلّ زَوْجٍ بَهيجٍ.(5)
و ما در آن (زمين)، از هر جفتى، گياهان دل‏انگيز رويانديم.
در جاى ديگر، باغ‏ها و بوستان‏هايى را كه چنين خصوصيتى دارند، تصريح كرده و مى‏فرمايد:
وَأنزَلَ لَكُم مِنَ السّماءِ ماءً فَاَنْبَتنا بِهِ حَدائِقَ ذاتَ بَهْجَةٍ.(6)
و (خداوند،) از آسمان براى شما آبى فرود آورد. پس به‏وسيله آن، باغ‏هايى بهجت‏انگيز رويانيديم.
بهجت، همان زيبايى‏اى است كه موجب سرور و شادى گردد و زيبايى رنگ و حسن ظاهر، كه بيننده را غرق در شادى كند.
وجود درختان سرسبز و پرشاخ و برگ و باغ‏هايى كه درختانش به‏هم پيچيده است، تداعى كننده فضاى بهشت است و روح انسان را صفا مى‏بخشد.
دومين پديده شادى آفرين، آب جارى است. قرآن كريم، اين حقيقت را بيان كرده و مى‏فرمايد:
و ماءٍ مَسكُوبٍ.(7)
آب (در بهشت،) پيوسته جريان دارد(و هيچ‏گاه قطع نمى‏شود).
 

82

اين صحنه نيز براى فرد، آرامش روح و روان به همراه دارد.
در جاى ديگر آمده است:
فيهِما عَينانِ تَجرِيانِ.(8)
در آن دو (باغ بهشتى)، دو چشمه روان است.
و گاهى به صورت فواره‏هاى بلند مطرح شده است كه منظره جالبى را پديد مى‏آورد.
فيهِما عَينَانِ نَضّاخَتانِ.(9)
در آن دو (باغ،) دو چشمه جوشان است.
سايه‏هاى مداوم نيز آرامش خاطر به همراه دارد. خداوند مى‏فرمايد:
لايَرَوْنَ فيهَا شَمسا وَلا زَمْهَريراً و دَانِيَةً عَلَيهِمْ ظِلالُها.(10)
در آن‏جا (بهشت،) نه آفتابى مى‏بينيد و نه سرماى شديدى. و سايه‏ها (ى درختان) به آنان نزديك است.
هرچه محيط زندگى فرد، به محيط طبيعى نزديك‏تر و شبيه‏تر باشد، آرامش و آسايش خاطر بيشترى را براى او به همراه مى‏آورد و هرچه تضادها بيشتر و آشكارتر باشد، فرد، دچار سرخوردگى و ناآرامى‏هاى روانى مى‏شود. در زندگى ماشينى امروز، انسان، اسير و سردرگم آهن و تكنولوژى است. در آپارتمان‏ها و فضاهاى محدود، روز و شب را سپرى مى‏كند و از محيط طبيعى، بسيار دور است. بنابراين، دچار بسيارى از بيمارى‏هاى روانى مى‏شود. حال، با مطالبى كه گفته شد، آيا براى چنين انسانى پناه بردن به دامان طبيعت، امرى لازم و ضرورى نيست؟
سپرى كردن ايامى در كنار طبيعت و گذراندن اوقات فراغت در دامان طبيعت، علاوه بر آن‏كه خستگى كار را از تن به در مى‏كند و فرد را به آرامش مى‏رساند، باعث مى‏شود كه فرد بتواند مجدداً تجديد قوا كند. فردى كه چند صباحى از اوقات فراغت خود را در كنار طبيعت سپرى كند، علاوه بر آن‏كه سلامت جسم و جانش تأمين مى‏شود، تعادل روانى‏اش نيز به وى باز مى‏گردد.
«فرد دومازيه»، معتقد است اوّلين نتيجه‏گيرى از اوقات فراغت، دستيابى به آموزش و آسايش و جبران صدمات جسمى و روانى است. علاوه بر اين، چنين محيطهايى بستر مناسبى براى رشد و شكوفايى استعدادها و خلاقيت‏هاى افراد به حساب مى‏آيند؛ چرا كه بيشترين جرقه‏ها و الهامات به افراد، در محيطى آرام و به دور از سر و صدا و آلودگى‏هاى صوتى صورت مى‏پذيرد.

سير و سفر و اوقات فراغت

يكى از لذت‏بخش‏ترين تفريحات سالم كه عده زيادى از مردم را واداشته تا اولين وقت فراغت خود را به آن اختصاص دهند، «مسافرت» است.
قرآن، مسلمانان را به سير و سفر و گردش در زمين فرمان داده تا از طريق آن، با وضع گذشتگان آشنا شوند و علل انحراف و انحطاط جوامع و عوامل ظهور و سقوط تمدن‏ها را به خوبى دريابند.
اَفَلَمْ يَسيرُوا فِى الْاَرضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها اَوْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها.(11)
آيا (مردم،) در زمين گردش نكرده‏اند تا دل‏هايى داشته باشند كه با آن بينديشند يا گوش‏هايى كه با آن بشنوند؟
از اين آيه، چنين برمى‏آيد كه پيدا كردن دل بيدار و تقويت روحى، گويا بدون مسافرت به آسانى ميسر نيست و سفر، زمينه بلوغ فكرى را به وجود مى‏آورد.
امروزه ثابت شده است كه زندگى، كار و خوراك يكنواخت، براى انسان ضرر دارد و اعضاى بدن، زودتر از موعد، فرسوده و ناتوان مى‏گردند. پس تغيير زندگى و تنوّع، بايد جزئى از برنامه‏هاى فرد در اوقات فراغت باشد.
آن گروه از مردم كه براى رفع خستگى و تجديد نيرو، در روزهاى تعطيلى و اوقات فراغت به سفر مى‏روند، هم تفريحى مسرّت‏بخش انجام داده‏اند و هم به يكى از عوامل تندرستى دست يازيده‏اند. اين روش، تبعات ديگرى نيز دارد: سد عادت زندگى را مى‏شكند و تحولاتى در ابعاد روانى و اخلاقى انسان پديد مى‏آورد.
حضرت رضا (ع) مى‏فرمايد: «به گردش و سياحت بپردازيد؛ زيرا هرگاه آب جارى شود، مطبوع ودلنشين مى‏گردد و هرگاه در يك‏جا متوقف شود، متغيّر گشته و به آلودگى مى‏گرايد».
پيامبر(ص) فرمود: «شخص عاقل سزاوار است تنها در سه مورد هجرت كند: اداره زندگى و كمبودهاى اقتصادى، ذخيره‏سازى جهت آخرت، و كسب لذت در امور مباح و غير حرام».
با سير و سفر و مطالعه دنياى طبيعت است كه انسان مى‏تواند نيازمندى‏هاى زمان خود را درك كند و از تنگناى محيط فكرى بيرون آيد؛ زيرا انسان، اگر چند صباحى در محيط بسته‏اى - كه براى فرد، نوعى عادت شده است - بماند، زمان و مكان را متوقّف مى‏پندارد، از شگفتى‏هاى اطرافش غافل مى‏ماند، مسائل را در چارچوب محدود و با پيش‏داورى‏ها و ذهنيّت‏هاى پيشين تفسير مى‏كند و خود را به كارهاى جزئى و كم اثر كه در مقابل كارهاى اصولى و زيربنايى ارزش زيادى ندارد. مشغول مى‏كند.
با سير و سفر، فرد، بينش تازه‏اى پيدا مى‏كند و مسائل را در افق روشن‏ترى مى‏بيند. اين حقيقت را در زندگى بزرگانى كه بيشتر از ديگران به اين مهم پرداخته‏اند، به وضوح مى‏بينيم. آنها در مقايسه با دسته‏اى كه سكون و ثبات در يك شهر را برگزيده‏اند، نگرش ديگرگونه‏اى دارند و گفتار و افكار آنها متحولانه، جاندار، جامع و متين گشته است. براى اثبات اين مدّعا، از سعدى شيرازى نام مى‏بريم كه گفته‏هايش نسبت به برخى از شاعرانى كه كم‏تر به مسافرت پرداخته‏اند، از جهات مختلف ممتاز است. او توانسته است ارزش‏هاى اجتماعى، ادبى،انتقادى و تربيتى را در آثارش حفظ كند.
در اهميت سير و سفر، همين بس كه خداوند در قرآن مى‏فرمايند:
منزه است آن (خدايى) كه بنده خود را شبانه از مسجدالحرام به‏سوى مسجد الأقصى، كه پيرامون آن را بركت داده‏ايم، سير داد، تا از نشانه‏هاى خود به او بنمايانيم، هر آينه او شنواى بيناست.(12)

نقش ادبيات و شعر در اوقات فراغت

مردم ايران زمين، از ديرباز، مردمى ادب دوست و علاقه‏مند به شعر و مشاعره بوده‏اند. در شب‏هاى زمستان، گرد كرسى‏هاى زغالى مى‏نشستند و بزرگ خانواده، «بوستان» و «گلستان» را با صدايى خوش، قرائت مى‏كرد. گاهى هم، سرى به «شاهنامه» فردوسى مى‏زدند. ديوان حافظ نيز از پرطرفدارترين كتب شعر به حساب مى‏آمد و هر از گاهى بدان تفألى مى‏زدند و غزلى مى‏خواندند.
از ديگر مظاهر تفريح و سرگرمى مفيد و سالم براى پركردن اوقات فراغت، مشاعره بوده است كه باتوجه به بافت و تركيب زيباى آن، سخن از مقوله‏هاى مختلف ادبى، اجتماعى، سياسى، فلسفى، اعتقادى، اخلاقى و گاهى اوقات در قالب طنز، به ميان مى‏آمد. اشعار، گاهى طنزآميز و گاهى حزن‏آلود بودند؛ بنابراين، جلسه مشاعره، طبيعتى رنگارنگ به
 

83

خود مى‏گرفت. فرد سعى مى‏كرد هرچه بيشتر به دايره شعرهايى كه در ذهن داشت و از حفظ مى‏خوانْد، بيفزايد؛ بنابراين روز به روز، مطلع‏تر و اديب‏تر مى‏شد و به اين نتيجه مى‏رسيد كه واقعاً از اوقات فراغت خود به نحو شايسته‏اى استفاده مى‏كند.
امروزه، به مناسبت‏هاى مختلف، برنامه‏هايى با عنوان شب شعر تشكيل مى‏شود و در آن محافل، سروده‏هاى جديد شعرا قرائت شده و اين اشعار از سوى شاعران برجسته، مورد نقد و بررسى قرار مى‏گيرند. لذا باتوجه به نقش ارزشمند و سازنده آن بر روح و روان و همچنين جايگاه آن در اوقات فراغت افراد، به‏جاست توجه بيشترى به اين مهم شود.

ورزش و بازى

ورزش و بازى از تفريحات سالم، سودمند و نشاطانگيزى است كه در تأمين سلامتى و بهداشت جان و تن، تأثيرات زيادى دارد. اهميت ورزش در اين است كه علاوه بر آن‏كه بخشى از اوقات فراغت افراد را به خود اختصاص مى‏دهد، بدن را نيز نيرومند مى‏سازد و در حفظ و استمرار سلامتى نقش مؤثرى دارد و از آن‏جاكه روح و جسم بر روى هم، تأثير متقابل دارند، سلامتى بدن، به سلامتى روح كمك مى‏كند و سلامتى روح هم به سلامتى بدن تعادل مى‏بخشد.
اسلام، حفظ بدن و سلامتى آن را وظيفه اوليه هر مسلمانى مى‏داند و به آن همان مقدار اهميت مى‏دهد كه براى سلامتى روح، ارزش قائل است. در حدى كه علم «ابدان» را هم‏رديف علم «اديان» برمى‏شمرد. چنان‏كه پيامبر اسلام(ص) مى‏فرمايد:
العِلْمُ عِلْمانِ: عِلمُ الأَدْيانِ و عِلْمُ الأَبْدانِ.(13)
علم، بر دو نوع است: دين‏شناسى و بدن‏شناسى.
امام حسين (ع) فرمود:
فَبَادِروا بِصِحّةِ الأَجْسامِ فِى مُدّةِ الأَعْمار.(14)
در تمامى عمر، براى سلامتى و حفظ تندرستى خود بكوشيد.
پرفسور بايرد مى‏گويد: ورزش، بيست الى پنجاه درصد از ميزان بسترى شدن افراد را مى‏كاهد.
با دقت در مضامين سوره يوسف، مى‏توان گفت كه ورزش و بازى در صحرا به عنوان تفريح و تفرّج و همچنين برگزارى مسابقه دو، تيراندازى و اسب سوارى و نظاير آن از نظر قرآن، جايز است.
امام صادق(ع) مى‏فرمايد: هنگامى كه پيامبر(ص) از جنگ تبوك برمى‏گشت، ميان ياران خود، مسابقه اسب سوارى برگزار كرد. اُسامه كه بر شتر معروف پيامبر(ص) به نام «عضباء» سوار بود، از همه پيشى گرفت. مردم به خاطر اين‏كه شتر براى پيامبر بود، صدا زدند: «رسول اللّه برنده شد». امّا پيامبر (ص) فرمود: برنده، اُسامه است (اشاره به
 

84

اين‏كه سواركار، مهم‏تر است از مَركب).
پيامبر(ص) مسلمانان را به اسب‏دوانى تشويق مى‏فرمود و جوايزى به برندگان اختصاص مى‏داد و گاهى خودش نيز در بعضى مسابقات شركت مى‏كرد. روزى دشمنان، براى تصاحب اموال مسلمانان به مدينه حمله بردند. رسول اكرم با عده‏اى از يارانش بر اسب‏ها سوار شدند و به دنبال آنان شتافتند؛ ولى هرچه رفتند به آنها نرسيدند. ابوقتاده گفت: «اكنون كه دشمن رفت، اجازه دهيد با هم مسابقه دهيم». رسول گرامى پذيرفت و همگى با اسب‏هاى خود تاختند و پيامبر از همه پيشى گرفت.
پس اسب دوانى علاوه برجنبه آمادگى رزمى و دفاعى، جنبه تفريحى نيز دارد. چنان‏كه على(ع) مى‏فرمايد: «عطر زدن، عسل خوردن، اسب سوارى و نگاه كردن به سبزه‏ها، شادى‏آور و نشاطانگيز است».
تيراندازى نيز از تفريحات هدفمندانه‏اى است كه آموزش، عبادت و تفريح، در آن به‏هم آميخته است. ورزشى است كه هم تربيت بدن است و هم تربيت روح، هم عبادت است و هم تنوّع. امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «فرشتگان به هنگام تيراندازى فرود مى‏آيند و در محل مسابقه، حاضر مى‏شوند».
شنا، علاوه بر آن‏كه آرامش اعصاب و نشاط روحى مى‏آورد، نوعى كلاس درس خداشناسى است. كسى كه شنا مى‏كند، با دريا و موجودات دريايى آشنا مى‏گردد و دريچه جديدى از جهان توحيد به رويش باز مى‏شود.
باتوجه به ابعاد وسيع اين دو ورزش، پيامبر(ص) به آموزش آنها توصيه فراوان كرده و مى‏فرمايد:
عَلّمُوا أوْلادَكُم السّباحَةَ و الرّمايةَ.(15)
به فرزندانتان شنا و تيراندازى بياموزيد.
انواع بازى‏ها و ورزش‏هايى كه اكنون براى تقويت ساختار بدن و جهت تنوع، رواج يافته است در صورتى كه موازين شرع در آنها رعايت شده و از نظر اجتماعى مزاحم حقوق ديگران نباشد مثل: صحرانوردى، دوچرخه‏سوارى، دوميدانى، كشتى، فوتبال، واليبال، بسكتبال، اسكى و... فعاليت‏هاى مناسبى براى اوقات فراغت‏اند.
شطرنج و ديگر بازى‏هاى فكرى، به شخص كمك مى‏كنند تا خوب فكر كند و حركت درستى را در صحنه بازى انجام دهد؛ به علاوه، باعث مى‏شوند فرد در صحنه زندگى نيز با خوش‏فكرى و ديدى باز، تصميمات صحيح و درستى را اتخاذ كرده و در كوتاه‏ترين مدّت، بيشترين بهره‏ورى را از زمان، داشته باشد.

زنان ايرانى و اوقات فراغت

شناخت جزئيات فرهنگ روستانشينان و ايلات و عشاير كشور، جالب‏ترين بخش مردم‏شناسى و آموزنده‏ترين قسمت جامعه‏شناسى جوامع ساده و فرهنگ‏هاى پاك انسانى است. بر اساس داده‏هاى آمارى، زنان روستايى، نيمى از جمعيت روستايى كشور ما را تشكيل مى‏دهند. اين جمعيت انبوه، نقش تعيين كننده‏اى در اقتصاد كشور دارند. اين گروه، نه‏تنها در اداره خانواده نقش كليدى دارند، بلكه در امر كسب درآمد خانواده و در نهايت، چرخ اقتصادى كشور نيز راهگشايند. زنان هنرمند روستايى، در ساعاتى كه از كارِ خانه فارغ مى‏شوند، با دستان هنرمند و پرتوان خود، نقش‏هاى زيبايى بر تن تار و پود، خلق مى‏كنند.
نكته‏اى كه در اين‏جا شايان ذكر است، رابطه تنگاتنگ اوقات فراغت زنان روستايى در ايران، با بازدهى اقتصادى است. اكثر زنان روستايى در ايران، در اوقات فراغت خود به امورى مشغول‏اند كه به طور مستقيم و يا غيرمستقيم، در ميزان درآمد خانوار، تأثير مثبت و به‏سزايى دارد. جالب توجه است كه برخى از امور، فقط به زنان اختصاص دارد؛ از آن جمله بايد به نوغان‏دارى (پرورش كرم ابريشم) در شمال، چيدن باميه در غرب كشور و بافتن سياه چادر در ميان ايلات و عشاير اشاره نمود. زنان روستايى در جاى جاى ايران به طور پراكنده، اوقات فراغت خود را صرف توليد محصولات و فرآورده‏هاى كشاورزى مى‏كنند. از ديگر كارهاى زنان ايرانى كه در اوقات فراغتشان بدان مشغول‏اند مى‏توان به بافت كلاه، شال، جوراب و انواع سوزن‏دوزى‏ها و توليد وسايل مختلفى از قبيل روميزى، كيف، كفش، جليقه، انواع لباس، پرده، اسباب‏بازى، چادر رختخواب، گل‏هاى تزيينى و... اشاره كرد.
امروزه نيز زنان شهرى همچون گذشته به اين هنرها مى‏پردازند؛ اما چون درصد زنان شاغل و تحصيلكرده به شكل قابل‏توجّهى رشد پيدا كرده است، بنابراين، فرصت كم‏ترى براى پرداختن به اين هنرها باقى مانده است. ضمنا هنر كشورهاى دور و نزديك نيز به ايران، راه يافته و طرفداران حرفه‏اى و مبتدى فراوانى يافته است. از ميان اين هنرها بايد به گل‏چينى، گل شيشه‏اى، كوبلن دوزى، شماره دوزى، نمايش، و... اشاره نمود.
خواندن كتب مختلف و جرايد نيز بخشى از اوقات فراغت زنان را به خود اختصاص داده است. البته درصدى از زنان تحصيلكرده در سطوح عالى، اوقات فراغت خود را به پژوهش‏هاى علمى اختصاص مى‏دهند و در
 

85

اين اوقات، به تأليف كتب و تهيه جزوات آموزشى مى‏پردازند. آمار پژوهشگران نشان مى‏دهد كه زنان به نسبت، كم‏تر از مردان به ورزش مى‏پردازند. از آن‏جا كه زنان، همواره مهم‏ترين نقش را در امر تعليم كودكان بر عهده دارند، بخشى از اوقات فراغت خود را نيز به تفريح و برآوردن احتياجات و سرگرم ساختن كودكان خود اختصاص مى‏دهند و اوقات فراغت كودكان خود را مطلوب و دلپذير مى‏كنند.
در پايان اين نوشتار، نكته قابل توجهى را بيان مى‏كنيم: در مقايسه اوقات فراغت زنان ايرانى با اوقات فراغت ديگر زنان دنيا، نوعى از خود گذشتگى در پرداختن زن ايرانى به امور خانواده، همواره مشهود است و شايد بتوان گفت كه خانواده، مركز توجه زنان ايرانى، حتّى درگذران اوقات فراغت است.

منابع:

.1 پژوهشى در اوقات فراغت و راه‏هاى بهره‏ورى از آن، حسينعلى كوهستانى و على‏اصغر خليل‏زاده امينيان.
.2 روان‏شناسى و دانش آموزش و پرورش، ژان پياژه، ترجمه: على‏محمّد كاردان.
.3 مقدّمه‏اى بر جامعه‏شناسى ايران، جمشيد بهنام.
.4 مقدمه‏اى بر جامعه‏شناسى فراغت، ژوفور دومازيه، مجله فرهنگ و زندگى، سال 1346.
.5 قدرت توليد، ژان فوراستيه، ترجمه: امين مؤيد.
.6 هنگامه‏هاى فراغت، زمينه‏ساز بهداشت روانى و بستر خلاقيت‏ها، غلامعلى افروز، مجلّه پيوند، ش 142 - 143 (تابستان 70).
.7 درمان اضطراب، همراه با آبشار آرامش، گيليان باتلو و تونى هوپ، ترجمه: كوشيار كريمى طاهرى.
.8 شهردارى‏ها و اوقات فراغت شهروندان، گروه مطالعات برنامه‏ريزى شهرى وزارت كشور.
1. سوره انسان، آيه 1.
2. سوره عصر، آيه 1 - 3.
3. سوره يونس، آيه 5.
4. ميزان الحكمة، ج 4، ص 2804.
5. سوره ق، آيه 7.
6. سوره نمل، آيه 60.
7. سوره واقعه، آيه 31.
8. سوره الرحمن، آيه 50.
9. همان، آيه 66.
10. سوره انسان، آيه 13 و 14.
11. سوره حج، آيه 46.
12. سوره اسراء، آيه 1.
13. بحارالأنوار، ج 1، ص 220.
14. تحف العقول، ص 239.
15. الكافى، ج 6، ص 47.