مجلات >حديث زندگی>شماره 4

زمانى براى آسودگى

به كوشش: على باباخانى
 

60

در زندگى، زمانى وجود دارد كه در آن به راحتى مى‏توانى دست از كار رسمى و قراردادى‏ات بكشى و زمان را به ميل و دلخواه خودت سپرى كنى. در اين زمان است كه مجبور نيستى براى امرار معاش، كار كنى، يا براى قبول شدن، درس بخوانى؛ بلكه فارغ از هرگونه دغدغه و دل‏نگرانى‏ها راهى را انتخاب مى‏كنى و دست به كارى مى‏زنى كه روح و جانت با آن سازگار است. به اين زمان كه در زندگى كم نيست، اوقات فراغت مى‏گويند.
همان‏طور كه افراد جامعه يكسان نيستند، اوقات فراغتشان هم يك مدل و يكنواخت نيست. دوست من! در اين لحظه‏ها تو چه مى‏كنى؟ اصلا چه تعريفى از اوقات فراغت دارى و فكر مى‏كنى اوقات فراغت، چه تأثيرى در زندگى دارد؟
به ميان شما آمديم و اين سؤال‏ها را با شما در ميان گذاشتيم.
حميد رضوانى، طلبه جوانى است كه از اوقات فراغت به خوبى ياد مى‏كند. او مى‏گويد: «اوقات فراغت، مثل زمان‏هاى ديگر زندگى، گذرا و مبارك است. من اين زمان‏ها را پرشور و هيجان مى‏بينم؛ چون مى‏توانم به خيلى از كارهاى انجام نداده و يا ناقص قبلى‏ام برسم. اوقات فراغت، زمان رسيدن به خودمان است. اگر در اين زمان، به خودمان برسيم، بهتر مى‏توانيم هنگام درس يا كار، فكر و ذهنمان را آماده كنيم».
محمّد صالحى، فارغ التحصيل رشته حقوق است. او به قول خودش، فعلا كارمند است. صالحى مى‏گويد: «به نظر من، اوقات فراغت به وقت‏ها و زمان‏هايى گفته مى‏شود كه انسان از كار روزانه خود فارغ شده است. علاوه بر اين بعضى از اوقات تلف شده هم، جزو اوقات فراغت است. پس سعى كنيم كه درست از آن استفاده كنيم».
صالحى، عقيده دارد كه تا جوانى هست، حتى از اوقات فراغت هم به طور هدفمند مى‏شود استفاده كرد. او ادامه مى‏دهد: «من پس از كارهاى تكرارى روزمره، سعى مى‏كنم از اوقات فراغتم به نحو احسن، استفاده كنم. بعد ازظهرها به مطالعه مى‏پردازم و گاهى هم كه خسته مى‏شوم به سراغ رفقا مى‏روم و يك دست فوتبال جانانه مى‏زنيم. همين فوتبال، خيلى در روحيه من اثر مى‏گذارد و مى‏توانم نشاط را در وجودم زنده كنم».
بابك محسنى هم به‏تازگى فارغ‏التحصيل شده است. او مى‏گويد: «هر كسى تعريف خاصى از اوقات فراغت دارد. مثلا من كه فعلا كار بخصوصى ندارم، همه لحظه‏هايم جزو اوقات فراغت است. خب يك زمانى درس مى‏خواندم و دانشجو بودم. آن زمان، اوقات فراغت براى من معناى ديگرى داشت. فارغ شدن از درس، ديدار با خانواده و دوستان، تماشاى فوتبال يا فيلم سينمايى، همه‏اش جزو اوقات فراغت من بود؛ ولى حالا كه از درس خواندن و تحصيل جدا شدم، تمام لحظه‏هايم آزاد و فارغ از هرگونه كار و تحصيل است. اگر براى من كارى باشد، آن وقت مى‏توانم تعريف خوبى از اوقات فراغت داشته باشم».
بابك با لبخندى به سؤال دوم من پاسخ مى‏دهد: «خب اين كه پرسيدن ندارد. هر كارى از دستم بربيايد، در اوقات فراغتم انجام مى‏دهم. بيست و چهار ساعت را در روز آزاد هستم و گاهى آن‏قدر از بيكارى و فراغت خسته مى‏شوم كه ناخودآگاه به هر كه مى‏رسم از كار صحبت مى‏كنم. حالا شيرينى مشغول شدن به كار، برايم گواراتر از اوقات فراغت است».
 


61

براى بابك و ساير كسانى كه دنبال كار هستند آرزوى پيدا كردن كار مناسبى مى‏كنم و به سراغ دوستان ديگر مى‏روم.
حسن شهبازى، دانشجوى رشته كشاورزى است. البته او تا مقطع كاردانى درس خوانده است و ديگر ادامه تحصيل نداده. دليلش را خودش مى‏گويد: «برايم ادامه تحصيل در اين رشته مناسب نبود؛ چون دانشگاه هيچ تضمينى براى استخدام در رشته مورد نظرم را نداشت. به همين خاطر، در بانك، ثبت نام كردم و حالا قبول شدم».
او اوقات فراغت را اين‏گونه تعريف مى‏كند: «فراغت يعنى آزادى. يعنى اين‏كه هيچ دغدغه‏اى نداشته باشى و به آن كارى كه دوست دارى بپردازى. فراغت يعنى آسوده شدن از ناخوشايندها و تكرارها».
مى‏پرسم: «حالا كه كار مناسبى براى خود دست و پا كردى، دوست دارى اوقات فراغت خود را چگونه بگذرانى؟».
مى‏گويد: «فعلا كه به سر كار نرفتم. حالا در يك دوره آموزشى به‏سر مى‏برم؛ ولى تا آن زمان، براى خود برنامه‏هايى دارم. به كلاس‏هاى آموزش كامپيوتر و زبان انگليسى مى‏روم و سعى مى‏كنم هرماه، يك مسافرت ماهانه داشته باشم؛ چون من به عكاسى علاقه دارم. البته اين را بگويم، اينها همه‏اش در حد يك حرف است. شايد وقتى در بانك مشغول كار شدم، اوقات فراغتم را به نحو ديگرى سپرى كنم و يا حتى ممكن است ديگر وقتى به عنوان فراغت، برايم نماند».
او عقيده دارد كه اوقات فراغت براى هر كسى موثر است. اول بايد اين وقت‏ها را شناخت، بعد برنامه‏ريزى كرد. به اصطلاح، اوقات فراغت، زمان كمكى است كه در آن زمان، انسان از هر لحاظ، مى‏تواند خود را تقويت كند.
محمود داورى، فارغ‏التحصيل رشته طراحى است. او معتقد است كه اوقات فراغت در زمان كودكى و نوجوانى بيشتر و باشكوه‏تر است. محمود مى‏گويد: «حالا كه مشغول كارم، اوقات فراغت كم‏ترى دارم؛ اما اگر از اين جور لحظه‏ها گيرم بيايد، به راحتى نمى‏گذارم از دستم برود.
وقتى نوجوان بودم، اوقات فراغتم را صرف كارهاى هنرى و ادبى مى‏كردم. به كلاس آموزش طراحى مى‏رفتم و در جلسات ادبى شركت مى‏كردم. حالا هرچه دارم از سپرى كردن مفيد اوقات فراغت گذشته‏ام است».
او اوقات فراغت را در زندگى، تأثيرگذار مى‏داند و مى‏گويد: «استفاده كردن يا نكردن از اوقات فراغت، هر دو در زندگى مؤثر است. اگر من از اوقات فراغتم به خوبى استفاده نمى‏كردم، حالا شايد زندگى‏ام طور ديگرى بود. البته تأثيرات اوقات فراغت، هم مى‏تواند كوتاه مدت باشد، هم بلند مدت. بايد تا آن‏جا كه مى‏توانيم از آنها بهره ببريم».
حسن باوى، طلبه جوانى است كه در يكى از مدارس حوزه علميه قم درس مى‏خواند. او معتقد است كه اوقات فراغت از زمان‏هايى است كه مى‏تواند با ارزش باشد.
حسن، اوقات فراغت را در زندگى بسيار مهم مى‏داند. او مى‏گويد: «براى من كه در مدرسه مشغول تحصيل هستم، احتياج به وقت‏هايى دارم كه از درس و تحصيل فارغ شوم. من در وقت‏هاى آسودگى از درس، سعى مى‏كنم كارهاى مورد علاقه‏ام را انجام دهم. مثلا با گروهى از دوستان در همين مدرسه روزنامه ديوارى تهيه مى‏كنيم. البته اين همكارى گروهى براى ما بسيار ارزشمند و نشاطآور است. همچنين تلاش من اين است كه بتوانم در اوقات فراغتم به زيارتگاه‏هاى مختلف بروم. از ديگر كارهايى كه در اين ايام انجام مى‏دهم اين است كه با دوستانم به كوهپيمايى و ورزش‏هاى ديگر مى‏پردازيم».
داود شهدادى، دانشجويى از شهر كرمان است. او مى‏گويد: «من حالا در اوقات فراغتم به سر مى‏برم».
مى‏پرسم: «چه‏طور؟».
داود ادامه مى‏دهد: «من در كرمان درس مى‏خوانم. در اين تعطيلى آخر هفته، تصميم گرفتم كه به تنهايى مسافرت كنم. به همين خاطر، شهر قم را براى سفرم انتخاب كردم و حالا سعى دارم كه از اين مسافرت، توشه‏اى به شهرم ببرم».
از داود مى‏پرسم: «فكر مى‏كنى اوقات فراغت، چه تأثيرى در زندگى انسان داشته باشد؟».
مى‏گويد: «تأثير زيادى دارد. اوقات فراغت تقويت كننده روح است و از زمان‏هايى است كه نشاط را در وجود آدمى زنده مى‏كند».
حال بياييد بينديشيم: آيا زمانى براى فراغ و آسودگى كنار گذاشته‏ايم؟