زمانى براى آسودگى
به كوشش: على باباخانى
در زندگى، زمانى وجود دارد كه در آن به راحتى مىتوانى دست از كار رسمى و قراردادىات بكشى و زمان را به ميل و دلخواه خودت سپرى كنى. در اين زمان است كه مجبور نيستى براى امرار معاش، كار كنى، يا براى قبول شدن، درس بخوانى؛ بلكه فارغ از هرگونه دغدغه و دلنگرانىها راهى را انتخاب مىكنى و دست به كارى مىزنى كه روح و جانت با آن سازگار است. به اين زمان كه در زندگى كم نيست، اوقات فراغت مىگويند.
همانطور كه افراد جامعه يكسان نيستند، اوقات فراغتشان هم يك مدل و يكنواخت نيست. دوست من! در اين لحظهها تو چه مىكنى؟ اصلا چه تعريفى از اوقات فراغت دارى و فكر مىكنى اوقات فراغت، چه تأثيرى در زندگى دارد؟
به ميان شما آمديم و اين سؤالها را با شما در ميان گذاشتيم.
حميد رضوانى، طلبه جوانى است كه از اوقات فراغت به خوبى ياد مىكند. او مىگويد: «اوقات فراغت، مثل زمانهاى ديگر زندگى، گذرا و مبارك است. من اين زمانها را پرشور و هيجان مىبينم؛ چون مىتوانم به خيلى از كارهاى انجام نداده و يا ناقص قبلىام برسم. اوقات فراغت، زمان رسيدن به خودمان است. اگر در اين زمان، به خودمان برسيم، بهتر مىتوانيم هنگام درس يا كار، فكر و ذهنمان را آماده كنيم».
محمّد صالحى، فارغ التحصيل رشته حقوق است. او به قول خودش، فعلا كارمند است. صالحى مىگويد: «به نظر من، اوقات فراغت به وقتها و زمانهايى گفته مىشود كه انسان از كار روزانه خود فارغ شده است. علاوه بر اين بعضى از اوقات تلف شده هم، جزو اوقات فراغت است. پس سعى كنيم كه درست از آن استفاده كنيم».
صالحى، عقيده دارد كه تا جوانى هست، حتى از اوقات فراغت هم به طور هدفمند مىشود استفاده كرد. او ادامه مىدهد: «من پس از كارهاى تكرارى روزمره، سعى مىكنم از اوقات فراغتم به نحو احسن، استفاده كنم. بعد ازظهرها به مطالعه مىپردازم و گاهى هم كه خسته مىشوم به سراغ رفقا مىروم و يك دست فوتبال جانانه مىزنيم. همين فوتبال، خيلى در روحيه من اثر مىگذارد و مىتوانم نشاط را در وجودم زنده كنم».
بابك محسنى هم بهتازگى فارغالتحصيل شده است. او مىگويد: «هر كسى تعريف خاصى از اوقات فراغت دارد. مثلا من كه فعلا كار بخصوصى ندارم، همه لحظههايم جزو اوقات فراغت است. خب يك زمانى درس مىخواندم و دانشجو بودم. آن زمان، اوقات فراغت براى من معناى ديگرى داشت. فارغ شدن از درس، ديدار با خانواده و دوستان، تماشاى فوتبال يا فيلم سينمايى، همهاش جزو اوقات فراغت من بود؛ ولى حالا كه از درس خواندن و تحصيل جدا شدم، تمام لحظههايم آزاد و فارغ از هرگونه كار و تحصيل است. اگر براى من كارى باشد، آن وقت مىتوانم تعريف خوبى از اوقات فراغت داشته باشم».
بابك با لبخندى به سؤال دوم من پاسخ مىدهد: «خب اين كه پرسيدن ندارد. هر كارى از دستم بربيايد، در اوقات فراغتم انجام مىدهم. بيست و چهار ساعت را در روز آزاد هستم و گاهى آنقدر از بيكارى و فراغت خسته مىشوم كه ناخودآگاه به هر كه مىرسم از كار صحبت مىكنم. حالا شيرينى مشغول شدن به كار، برايم گواراتر از اوقات فراغت است».
براى بابك و ساير كسانى كه دنبال كار هستند آرزوى پيدا كردن كار مناسبى مىكنم و به سراغ دوستان ديگر مىروم.
حسن شهبازى، دانشجوى رشته كشاورزى است. البته او تا مقطع كاردانى درس خوانده است و ديگر ادامه تحصيل نداده. دليلش را خودش مىگويد: «برايم ادامه تحصيل در اين رشته مناسب نبود؛ چون دانشگاه هيچ تضمينى براى استخدام در رشته مورد نظرم را نداشت. به همين خاطر، در بانك، ثبت نام كردم و حالا قبول شدم».
او اوقات فراغت را اينگونه تعريف مىكند: «فراغت يعنى آزادى. يعنى اينكه هيچ دغدغهاى نداشته باشى و به آن كارى كه دوست دارى بپردازى. فراغت يعنى آسوده شدن از ناخوشايندها و تكرارها».
مىپرسم: «حالا كه كار مناسبى براى خود دست و پا كردى، دوست دارى اوقات فراغت خود را چگونه بگذرانى؟».
مىگويد: «فعلا كه به سر كار نرفتم. حالا در يك دوره آموزشى بهسر مىبرم؛ ولى تا آن زمان، براى خود برنامههايى دارم. به كلاسهاى آموزش كامپيوتر و زبان انگليسى مىروم و سعى مىكنم هرماه، يك مسافرت ماهانه داشته باشم؛ چون من به عكاسى علاقه دارم. البته اين را بگويم، اينها همهاش در حد يك حرف است. شايد وقتى در بانك مشغول كار شدم، اوقات فراغتم را به نحو ديگرى سپرى كنم و يا حتى ممكن است ديگر وقتى به عنوان فراغت، برايم نماند».
او عقيده دارد كه اوقات فراغت براى هر كسى موثر است. اول بايد اين وقتها را شناخت، بعد برنامهريزى كرد. به اصطلاح، اوقات فراغت، زمان كمكى است كه در آن زمان، انسان از هر لحاظ، مىتواند خود را تقويت كند.
محمود داورى، فارغالتحصيل رشته طراحى است. او معتقد است كه اوقات فراغت در زمان كودكى و نوجوانى بيشتر و باشكوهتر است. محمود مىگويد: «حالا كه مشغول كارم، اوقات فراغت كمترى دارم؛ اما اگر از اين جور لحظهها گيرم بيايد، به راحتى نمىگذارم از دستم برود.
وقتى نوجوان بودم، اوقات فراغتم را صرف كارهاى هنرى و ادبى مىكردم. به كلاس آموزش طراحى مىرفتم و در جلسات ادبى شركت مىكردم. حالا هرچه دارم از سپرى كردن مفيد اوقات فراغت گذشتهام است».
او اوقات فراغت را در زندگى، تأثيرگذار مىداند و مىگويد: «استفاده كردن يا نكردن از اوقات فراغت، هر دو در زندگى مؤثر است. اگر من از اوقات فراغتم به خوبى استفاده نمىكردم، حالا شايد زندگىام طور ديگرى بود. البته تأثيرات اوقات فراغت، هم مىتواند كوتاه مدت باشد، هم بلند مدت. بايد تا آنجا كه مىتوانيم از آنها بهره ببريم».
حسن باوى، طلبه جوانى است كه در يكى از مدارس حوزه علميه قم درس مىخواند. او معتقد است كه اوقات فراغت از زمانهايى است كه مىتواند با ارزش باشد.
حسن، اوقات فراغت را در زندگى بسيار مهم مىداند. او مىگويد: «براى من كه در مدرسه مشغول تحصيل هستم، احتياج به وقتهايى دارم كه از درس و تحصيل فارغ شوم. من در وقتهاى آسودگى از درس، سعى مىكنم كارهاى مورد علاقهام را انجام دهم. مثلا با گروهى از دوستان در همين مدرسه روزنامه ديوارى تهيه مىكنيم. البته اين همكارى گروهى براى ما بسيار ارزشمند و نشاطآور است. همچنين تلاش من اين است كه بتوانم در اوقات فراغتم به زيارتگاههاى مختلف بروم. از ديگر كارهايى كه در اين ايام انجام مىدهم اين است كه با دوستانم به كوهپيمايى و ورزشهاى ديگر مىپردازيم».
داود شهدادى، دانشجويى از شهر كرمان است. او مىگويد: «من حالا در اوقات فراغتم به سر مىبرم».
مىپرسم: «چهطور؟».
داود ادامه مىدهد: «من در كرمان درس مىخوانم. در اين تعطيلى آخر هفته، تصميم گرفتم كه به تنهايى مسافرت كنم. به همين خاطر، شهر قم را براى سفرم انتخاب كردم و حالا سعى دارم كه از اين مسافرت، توشهاى به شهرم ببرم».
از داود مىپرسم: «فكر مىكنى اوقات فراغت، چه تأثيرى در زندگى انسان داشته باشد؟».
مىگويد: «تأثير زيادى دارد. اوقات فراغت تقويت كننده روح است و از زمانهايى است كه نشاط را در وجود آدمى زنده مىكند».
حال بياييد بينديشيم: آيا زمانى براى فراغ و آسودگى كنار گذاشتهايم؟