مجلات >حديث زندگی>شماره 4

فراغت و بهره‏ورى

ليلا علوى مقدّم
 

18

تمدّن، محصول اوقات فراغت ملّت‏هاست. مردمانى كه خور و خواب و شكار و غارت، همه شب و روز آنها را پر كرده بود، هيچ تمدّنى نيافريدند. ظروف مقاوم‏تر، جامه‏هاى ظريف‏تر، معمارى ماناتر، شعر زيباتر، ماشين‏ها، كتاب‏ها، ارتباطات، اختراعات، اكتشافات و... همه وسايل رفاهى بشر، زاييده اوقات فراغت اويند. ويل دورانت‏(1)

وقت فراغت، چه وقتى است؟

اوقات فراغت، ساعاتى است كه بايد بدون اجبار، صرف امورى شود كه شخص به آنها «تمايل» دارد و تا حد ممكن نبايد با نفع اقتصادى همراه باشد يا منبع درآمدى براى شخص، محسوب گردد؛ بلكه بايد به كسب تنوع ، ايجاد سرگرمى، فراهم آوردن امكانات رشد فكرى و جسمى در راستاى تعالى و رسيدن به ارزش‏هاى معنوى منجر گردد.(2)
در ارائه يك تعريف علمى از «اوقات فراغت»، دكتر «جى، بى، نيش» در كتاب «فلسفه فراغت و تفريحات سالم»، اين‏گونه اظهار نظر مى‏نمايد: «فراغت، مربوط به اوقاتى از زندگى انسان مى‏شود كه از كار كردن، آزاد است و در خواب هم نيست».(3)
دكتر غلامعلى افروز معتقد است كه:
«منظور از اوقات فراغت، فرصت و زمانى است كه انسان مسئوليت‏پذير، هيچ‏گونه تكليف يا كار موظفى را عهده‏دار نبوده، زمان در اختيار اوست كه با ميل و انگيزه شخصى به امر خاصى بپردازد. به ديگر سخن، فراغت، زمانى است كه پس از به انجام رساندن كار و تكليف موظّف روزانه، باقى مانده است و انسان، فرصت مى‏يابد كه با رغبت و علاقه و انگيزه شخصى، فعاليت يا برنامه خاصى را انتخاب و پيگيرى نمايد».(4)
اوژه «اوقات فراغت» را چنين تعريف مى‏كند:
«منظور از اوقات فراغت، وقت صرف شده براى سرگرمى‏ها، تفريحات و فعاليت‏هايى است كه افراد به هنگام آسودگى از كار عادى، با شوق و رغبت، به سوى آنها رو مى‏آورند».(5)
گروه بين‏المللى جامعه‏شناسى، تعريف زير را از «اوقات فراغت» ارائه كرده است:
«وقت صرف شده براى مجموعه‏اى از اشتغالات، كه فرد با رضايت خاطر، به قصد استراحت، يا براى تفريح و يا به منظور توسعه آگاهى‏ها يا فراگيرى غير انتفاعى و مشاركت
 

19

اجتماعى، داوطلبانه و بعد از رهايى از الزامات شغلى، خانوادگى و اجتماعى به آنها مى‏پردازد».(6)
دومازيه،(7) جامعه شناس فرانسوى و مؤلف كتاب به‏سوى تمدّن فراغت، معتقد است:
فعاليت‏هاى اوقات فراغت (فوق برنامه)، مجموعه فعاليت‏هايى است كه شخص، پس از رهايى از تعهدات و تكاليف شغلى، خانوادگى و اجتماعى،با ميل و اشتياق به آن مى‏پردازد و غرضش استراحت، تفريح، توسعه دانش، به كمال رساندن شخصيت خويش، به ظهور رساندن استعدادها و خلّاقيت‏ها، و سرانجام، مشاركت آزادانه در اجتماع است.(8)
كن براون (جامعه شناس)، اضافه مى‏كند كه:
وقت فراغت صرفاً وقتى نيست كه صرف كار نشود، بلكه فعاليت‏هايى مانند مسافرت براى كار، مراقبت شخصى، كارهاى خانه، خريد، مراقبت از بچه و خوابيدن، همه از امور ضرورى‏اند كه اكثر جامعه شناسان، آنها را به عنوان «فراغت» نمى‏شناسند.(9)
اكنون‏با بررسى اين تعاريف مى‏توان به اين نكات اشاره‏كرد:
1 - در ارائه تعريف «اوقات فراغت» عده‏اى صاحب‏نظران به «ويژه‏گى‏هاى اوقات فراغت» اشاره نموده و عده‏اى ديگر «اهداف اوقات فراغت» و گروهى «آثار و نتايج اوقات فراغت» را مورد توجه قرار داده‏اند.
2 - از ميان تعاريف ارائه شده، تعريف دومازيه تقريباً «جامع‏ترين تعريف براى اوقات فراغت»(10) است، كه در آن، علاوه بر ويژگى‏هاى «اوقات فراغت» به كاركردها و نتايج آن نيز اشاره شده است.

بهره‏ورى چيست؟ بهره‏ور كيست؟

تعريف «بهره‏ورى»: در مورد بهره‏ورى، تعريف پذيرفته شده‏اى كه مورد توافق همگان باشد تقريباً وجود ندارد؛ امّا در اين‏جا به تعدادى از تعاريف معتبر، اشاره مى‏شود.
استنير مى‏گويد: بهره‏ورى، ميزان و معيار عملكرد و يا قدرت و توان موجود در توليد كالا و خدمات است.
استيگل معتقد است كه: بهره‏ورى را مى‏توان همان نسبت ميان بازده و عمليات توليدى مشخّص و معيّن دانست.
ماندل، اشاره مى‏كند كه: بهره‏ورى به مفهوم نسبت بين «بازده توليد» و «واحد منابع مصرف شده» است كه با يك نسبت مشابه در دوره ديگر، مقايسه مى‏شود.
بهره‏ورى برابر است با خارج قسمت خروجى (ميزان توليد) بر يكى از (يا كلّ) عوامل توليد.
ديويس، تغيير به دست آمده در شكل محصول (در ازاى منابع مصرف شده در مسير توليد آن) را بهره‏ورى مى‏نامد.(11)
تعريف «بهره‏ور»: با توجه به تعاريفى كه گذشت، يك سؤال اساسى مطرح مى‏شود كه: چه انسانى با چه ويژگى‏هايى مى‏تواند يك فرد بهره‏ور باشد؟
سه ويژگى اساسى را براى يك فرد بهره‏ور مى‏توان مورد شناسايى قرار داد.

الف) نارضايتى خلّاق:

رضايت از وضع موجود پديده‏ها و امور، باعث مى‏شود كه فرد، نسبت به تغييردادن وضعيت آنها اقدامى نكند. نارضايتى خلّاق، يعنى همواره از زاويه نقد وضع موجود پديده‏ها به آنها نگريستن و در جستجوى شكل برتر و بهتر آنها بر آمدن.
نارضايتى خلّاق نسبت به دستاوردهاى زندگى باعث مى‏شود كه ما همواره با خود، شعار زير را زمزمه كنيم و بر اساس آن، عمل كنيم: «امروز بهتر از ديروز و فردا بهتر از امروز!».

ب) نگرش مثبت:

نگرش مثبت به معناى نديدن «زشتى‏ها و نقص‏ها» و خوش‏بينى بسيار و دور از واقع بينى نيست؛ بلكه به معناى درست ديدن «نقص‏ها» براى دستيابى به راه‏هاى «رفع» آنهاست. آدمى آن‏گاه به رفع نقص و بهبود امور يا اصلاح ديگر افراد مى‏انديشد كه بتواند به آن پديده (شخص، چيز، روند)، با نگرشى مثبت نگاه كند. هرگاه فردى با تنفّر، انزجار و بدبينى با امور روبه‏رو شود، جريان انديشه سازنده را نسبت به آن موضوع از دست مى‏دهد و فرآيند بهره‏ورى دچار ركود خواهد شد.

ج) خلّاقيت (توانايى تجسّم، پيش بينى و ايجاد ايده)

بهره‏ورى در گرو انديشه‏هاى نو براى بهبود «آنچه هست» و طراحى براى آينده است.(12)
راه كارهاى متعدّدى براى پرورش استعداد و خلّاقيت وجود دارد؛ امّا در اين جا تنها به يكى از آنها(13) اشاره مى‏كنيم كه مى‏گويد:
خلّاقيت، نتيجه پاسخگويى به پرسش‏هاى
 

20

زير، در مواجهه با هر پديده (شخص، چيز، رَوَند) براى تبديل آن به پديده بهتر و مطلوب‏تر است:
1 - چه چيزى را مى‏توان جايگزين كرد؟
2 - چه چيزى را مى‏توان با آن تركيب كرد؟
3 - چه چيز ديگرى مثل اين است؟
4 - چرخش جديد؟ تغيير معنا، رنگ، صدا، رايحه، شكل، اندام؟ تغييرات ديگر؟
5 - چه چيز بيفزاييم؟ زمان بيشتر؟ تكرار بيشتر؟ قوى‏تر؟ بلندتر؟ طولانى‏تر؟ ضخيم‏تر؟...
6 - راه‏هاى جديد استفاده از همين كه هست؟ كاربردهاى ديگرش، اگر تغييراتى در آن داده شود؟
7 - چه چيزى را حذف كنيم؟ چه چيزى را كم يا كوچك كنيم؟
8 - جابه‏جا كردن اجزا و آرايش دوباره؟ الگوهاى ديگر؟(14)

ويژگى‏هاى اساسى «فراغت»

دومازيه در توضيح واژه «فراغت» در دايرة المعارف علوم اجتماعى كوپر، چهار ويژگى اساسى براى فراغت، توصيف مى‏كند:

الف) رها بودن از وظايف

فراغت، نتيجه انتخاب آزاد است. البته فراغت، همان آزادى نيست و اشتباه است اگر بگوييم وظايف، ابداً در هيچ بخشى از فراغت، وجود ندارد. با اين حال، فراغت، آزاد بودن از دسته خاصى از وظايف را در بر مى‏گيرد. در درجه اوّل، فراغت، رهايى از كارِ مزدگيرانه در محل كار است. فراغت، همچنين آزادى از مطالعه‏اى است كه جزو برنامه‏هاى مدرسه است. همچنين فراغت، آزادى از وظايف اساسى‏اى است كه توسط ديگر سازمان‏هاى اجتماعى (مانند: خانواده، اجتماع و مذهب)، تعيين شده‏اند.
دومازيه معتقد است كه هنگامى كه فعاليت فراغت، بخشى از كار شخصى (مانند ورزشكاران حرفه‏اى)، زندگى خانوادگى (گردش روز تعطيل) و يا وظايف مذهبى يا سياسى (شركت در يك اجتماع مذهبى يا تقويت حزب سياسى) مى‏شود، حتى اگر همان رضامندى قبلى را بدهد، ماهيت آن تغيير خواهد كرد.

ب) هدف و جهت مادّى نداشتن

بر خلاف وظايف شغلى و خانوادگى و سياسى، فراغت، هدف سودمندانه و مادى ندارد. اگر فراغت به وسيله اهداف تجارى، سودگرايانه يا ايدئولوژيكى كنترل شود، آن ديگر فراغت نيست. اين چنين فراغتى تنها
 

21

بخشى از ماهيت خود را حفظ مى‏كند.

پ) احساس خشنودى

آنچه فعاليتى را به عنوان «فراغت» مشخص مى‏سازد، جستجوى حالتى از رضايت است كه داراى ماهيت لذّت‏جويى است. البته شادى صرفاً موضوع فراغت نيست؛ چون فرد مى‏تواند در حال انجام وظايف اساسى اجتماعى نيز شاد باشد؛ امّا جستجو براى رضايت، خوشى و شادى، يكى از ويژگى‏هاى اساسى فراغت در جامعه جديد است و شرط اوليه فراغت، حالتى از رضايت است.

ت) تحقّق توانايى‏ها و رشد استعدادها

فراغت بايستى با تحقّق توانايى‏هاى بالقوّه آدمى به صورتى آزادانه ارتباط داشته باشد. چنين هدفى، چه با نيازهاى اجتماعى سازش پيدا كند و چه نكند، به خودى خود، هدف تلقّى مى‏شود.(15)

كاركردهاى اصلى «فراغت»

دومازيه سه كاركرد اصلى براى «فراغت» ذكر مى‏كند:
1 - رفع خستگى: فراغت به فرد، فرصت مى‏دهد كه خستگى كارها و تكاليف را از تن بيرون كند.
2 - تفريح و سرگرمى: به وسيله سرگرمى، فضاهاى جديدى گشوده مى‏شود كه در آنها فرد مى‏تواند از رنج روزانه يك سرى وظايف محدود و عادى و نيز كارهاى تكرارى و محيط يكنواخت فرار كند، تا به ركود يا شكنندگى روانى دچار نشود.
3 - رشد و تعالى شخصيت: فراغت، فرد را قادر مى‏سازد تا از كارهاى روزمرّه كليشه‏اى كه او را مجبور به پذيرش الزامات سازمان‏هاى اصلى اجتماعى مى‏كنند، رهايى يابد، به كشف و اختراع و ابتكار دست بزند و انديشه، محيط و افراد مرتبط با خود را متحوّل كند.
فراغت، در واقعى‏ترين مفهوم كلمه، هر سه اين كاركردهاى اساسى را برآورده ساخته، نياز انسان را كه با هر يك از آنها مرتبط است، ارضا مى‏كند.(16)
بر همين اساس، از ديدگاه اكثر جامعه شناسان، اوقات فراغت، صرفاً وقتى نيست كه فرد به كار مشغول نباشد؛ بلكه وقتى است كه در آن، فرد از الزامات عملى آزاد باشد و فعاليتى است كه فرد، آزادانه انتخاب مى‏كند و موجب رشد استعدادها و آرامش و خشنودى او مى‏گردد.(17)

تنوّع كاركرد و گستردگى فعاليت‏هاى اوقات فراغت

در چارچوب كاركردهاى كلّى سه‏گانه‏اى كه براى اوقات فراغت برشمرديم، كاركردهاى جزئى متنوّعى نيز قابل شناسايى‏اند كه مى‏توان هر كدام از آنها را سرفصلى براى فعاليت‏هاى اوقات فراغت (فوق برنامه) قرار داد، از جمله:

1) كسب اعتماد به نفس

روان‏شناسان مى‏گويند: «هر نوع فكر و خيالى اين گرايش را در خود دارد كه به صورت يك واقعيت خارجى جامه عمل بر تن كند و عملى گردد. بنابر اين مى‏توان گفت نگرش و انديشه‏اى كه هر فرد درباره خودش دارد، به زندگى او هويت مى‏بخشد و نوع رفتار و شيوه زندگانى‏اش را بر روى اين كره خاكى تعيين مى‏كند.
صاحب‏نظران بر اين عقيده‏اند كه يأس انسان بعد از هر شكست، به مراتب، تأثيرات ويرانگرش بيشتر از خود شكست است. كسى در برابر شكست، تسليم مى‏شود كه به توانايى‏ها و نيروهاى درونى خويش ايمان ندارد. براى ايجاد روحيه خودباورى و تلقين مثبت در خويش، ابزارى لازم است تا بتوان با استفاده از آن، به اين روحيه شكوفاگر رسيد. بهترين ابزار و بستر براى ايجاد انگيزه و روحيه خودباورى، فعاليت‏هاى اوقات فراغت‏اند كه شخص در جريان آنها مى‏تواند در كمال آرامش و آسودگى، نيّات درونى خويش را به منصّه ظهور برساند و به تمرينِ ايجاد و تقويت اين روحيه بپردازد.

2) يافتن درك سياسى

در برنامه‏هاى اوقات فراغت، به مخاطبان كمك مى‏شود تا دريابند كه: كيستند، چه دارند و چه مى‏توانند باشند، چگونه بايد خويشتن‏سازى كنند، چگونه در مقابل هجوم‏هاى فرهنگى و ايدئولوژى‏هاى استعمارى مقاومت كنند و چگونه از آنها انتقاد علمى به‏عمل آورند، چگونه مسائل سياسى را تجزيه و تحليل كنند، چگونه فرهنگ‏هاى مختلف را مورد ارزيابى قرار دهند، چگونه فرهنگ موجودشان را در صورت مطلوب نبودن، به فرهنگ مطلوب تبديل كنند و آن را كمال بخشند، و...

3) راهيابى تدريجى به فضاهاى اقتصادى

جوان و نوجوان، در جهان پرشتاب كنونى و بويژه در شرايط دشوار جوامع در حال توسعه،
 

22

ناگزير از اين است كه پس از سنوات تحصيل، خيلى زود به بازار كار و توليد، وارد شود. چنين جوانى، چنانچه در سال‏هاى پيش توانسته باشد در اوقات فراغت خود به حرفه‏اى يا فعاليتى اقتصادى يا علمى نزديك شود و در سطوحى خود را و توانايى‏هاى خود را بيازمايد، در هنگام ورود به بازار كار، نيروى انسانى آزموده (ماهر) خواهد بود. بماند كه اين‏گونه كارآموزى‏ها و كسب مهارت‏ها كمك بزرگى به رشد اقتصادى كشور نيز هست.

4 - شناخت مقتضيات زمان

از آن‏جا كه معمولا متون درسى و آموزش‏هاى رسمى و نظام ادارى كشورها از تحوّلات روز جهانى فاصله دارند، فعاليت‏هاى فوق برنامه هستند كه وظيفه به‏روز كردنِ اطلاعات و توانايى‏هاى شهروندان را به عهده دارند. همچنين اطلاع يافتن از مباحثات و مجادلات علمى و فرهنگى ميان روشنفكران ملّت‏ها و فرهنگ‏هاى مؤثر جهانى و نيز تجهيز نمودن خويشتن به فرهنگ خودى، فقط در اوقات فراغت، ممكن است.

5) تفريح و گردش و سرگرمى

سرگرمى، تفريح و گردش، در واقع، پاسخى است صحيح و منطقى به نيازها و غرايز درونى انسان و زمينه‏اى است براى ارتقاى فكرى و انبساط خاطر و تخليه روحى و روانى. همان‏گونه كه انسان به پرورش جسمى نيازمند است، به تفريح سالم نيز نيازمند است تا بتواند از اين طريق، به آرامش روحى و فكرى برسد.

6) تحرّك جسمى و حفظ ورزيدگى

يك ضرب‏المثل قديمى است كه مى‏گويد: «عقل سالم در بدن سالم است». اگر بدن بخواهد سالم بماند، بايد فعاليت‏هاى متنوّع و مطابق با وضعيت عمومى و مقتضيات سن انجام دهد. پرداختن به انواع فعاليت‏هاى ورزشى كه به عنوان يكى از ضرورت‏هاى انكارناپذير براى سلامت انسان مطرح است، در زمان اوقات فراغت، ميسّر است. به عقيده كارشناسان، كم تحرّكى و نپرداختن به فعاليت‏هاى تحرك‏زا مى‏تواند عواقب وخيم جسمى و روانى و بويژه افسردگى روحى به جا بگذارد. بمانَد كه ورزش و نرمشِ صحيح و برنامه ريزى شده، در ايجاد روحيه نشاط و شادابى و اعتماد به نفس، فوق‏العاده مؤثّر است.

7) رسيدن به آرامش

فعاليت‏هايى كه انسان در اوقات فراغت انجام مى‏دهد، چون از روى ميل و با اشتياق است و شخص در اين راه، انگيزه لازم و آزادى كامل براى انتخاب نوع فعاليت را دارد، به همين خاطر، نوعى احساس رضايت و تمدّد اعصاب را در پى دارند.
معمولا در افرادى كه در كار و اشتغال روزانه خود انگيزه و رغبت لازم را ندارند و از روى اجبار و اكراه به انجام آن مى‏پردازند، به مرور زمان، نوعى ناراحتى روانى و عصبى و نيز عدم رضايت و دلزدگى ناشى از كار مداوم و يكنواخت به وجود مى‏آيد كه شايسته است جهت رفع اين معضل - كه در خارج از محيط كار و اشتغال و بر روى روان انسان نيز اثرات سوء و گاه مخرّب بر جاى مى‏گذارد - اقدام لازم و مقتضى انجام دهند. بهترين اقدام در اين زمينه، روى آوردن به فعاليت‏هاى متنوّع اوقات فراغت، مطابق ذوق و سليقه شخصى است، تا بعد از يك تمدّد اعصاب و راحتى روان، مجدداً تمركز اعصاب يافته، به كار و فعاليت بپردازند.

8) بهداشت روانى

براى يك زندگى سعادتمندانه، سلامت جسمانى و سلامت روانى لازم و ملزوم يكديگرند. براى تأمين بهداشت روانى، فعاليت‏هاى متعدّدى را بايد به انجام رساند، از جمله فراهم آوردن شرايط لازم براى تخليه برخى از فشارهاى روانى كه در دوره اشتغال به كار به انسان وارد مى‏شوند. اگر انسان در طول دوره اشتغال، مجبور به تحمّل شرايط و اشخاصى باشد كه براى او آزار دهنده‏اند، در دوره فراغت مى‏تواند ناراحتى‏هاى حاصل از تحمّل آنها را به اَشكال گوناگون، از جمله هم صحبتى با افراد مورد علاقه خويش تخليه كند. اگر فرصت لازم براى تخليه چنين فشارهايى فراهم نشود، ممكن است تحمّل طولانى مدّت آنها به نوعى، تعادل روانى انسان را تهديد كند.
بررسى‏هاى متخصصان تربيت‏بدنى نشان داده است كه بسيارى از ناراحتى‏هاى جسمى (مانند: اسهال، يبوست، ناراحتى‏هاى معده، كوفتگى عضلات، سردرد و ناراحتى‏هاى پوستى)، ريشه روانى (از قبيل: ترس، خشم، نگرانى و نااميدى) دارند. از آثار و نتايج فعاليت‏هاى اوقات فراغت، جبران صدمات جسمى و روانى ناشى از هيجانات مداوم كار و نيز رهانيدن انسان از كسالت ناشى از يكنواختى انجام وظايف روزانه است.

9) خودسازى معنوى

نماز، تفكر در آسمان و زمين و آفاق و اَنفس، تدبّر در كلام خدا و پيشوايان معصوم، حضور در جماعات مسلمانان، عمل به سفارش‏هاى دين درباره انجام دادن مستحبّات و ترك مكروهات، دعا، ذكر، محاسبه اعمال، مراقبت از نفس، آموختن معارف دين و اخلاق، كسب نشاط براى عمل به واجبات، و... همه و همه در اوقات فراغت، ممكن‏اند.

10) تجديد قوا

فعاليت در قالب برنامه هر قدر هم لذت‏بخش باشد، باز خستگى‏هايى به دنبال خود دارد. بخشى از اين خستگى، خستگى جسمانى است كه معمولا با استراحت (از جمله خواب) بر طرف مى‏شود. بخش ديگرى از اين خستگى، خستگى روانى است كه معمولاً به دليل مواجهه مستمر با يك محرّك به وجود مى‏آيد. انسان، وقتى به شكل مستمر با محرّك واحدى سروكار داشته باشد، به لحاظ روانى از آن خسته و خواستار تغيير شرايط مى‏شود. اين خستگى بسيار مضر است و گاه ممكن است موجب دورى دائمى فرد از چيزى شود.
اِشباع، يك پديده روان‏شناختى است كه مى‏تواند موجب ترك كامل يك رفتار شود. در چنين مواردى ضرورى است فرد، جهت دورى از تكرار تنوّع در كار ايجاد نمايد. بهترين كارى كه شخص مى‏تواند در چنين مواقعى به انجام برساند، برنامه ريزى براى فراغت است، تا از اين طريق، قواى جسمانى خود را باز سازى كند و بتواند هم از نظر جسمانى و هم از نظر روحى و روانى براى شروع مجدّد كار، آماده شود. از اين طريق، هم ضريب موفّقيت و كارآمدى فعاليت وى افزايش مى‏يابد. و هم خللى در ميزان انگيزه و ذوق و شوق وى براى انجام دادن آن فعاليت مستمر، ايجاد نگردد.

11) كسب ضريب بالاى موفّقيت در آموزش

مقيّد شدن و اجبار در فعاليت جسمى و روحى، باعث كاهش بازده (راندمان) كار مى‏شود و شخص، هميشه خويش را در حصار، احساس مى‏كند. اكثر قريب به اتّفاق دانش‏آموزان و دانشجويان، چنين حالتى را در زمان تحصيل دارند. وجود انواع و اقسام فعاليت‏هاى آموزشى در زمينه‏هاى فرهنگى، مذهبى، هنرى، تربيتى، فنّى و... در برنامه‏هاى اوقات فراغت، باعث مى‏شود كه اين اوقات، در واقع، نقش زمان حضور در كلاس‏هاى رسمى را ايفا كنند. با اين تفاوت كه شخص در اين زمان، با ميل و رضايت خاطر و علاقه خويش در سر كلاس‏هاى آموزشى حضور مى‏يابد. به همين خاطر، چون اين فعاليت‏ها و زمان استفاده از آنها مطابق سليقه و ذوق وى‏اند باعث افزايش ضريب يادگيرى حرفه و آموزش مى‏شوند.

12) داشتن برنامه براى تعطيلات

 

23

تعداد كلّ روزهايى كه در طول سال با تعطيلى مواجه مى‏شويم، چند ماه است، كه اين همه فرصت و زمان اوقات فراغت، نياز به برنامه‏ريزى و تأمل بيشتر دارد. ملّتى موفق و خوش‏بخت است كه حد اكثر بهره‏بردارى و استفاده را از زمان ببرد و فرصت‏ها را غنيمت بشمارد و براى لحظه لحظه اوقات، داراى برنامه مدوّن و كارشناسى شده باشد.

13) تمرين حيات اجتماعى

يكى از مهم‏ترين ويژگى‏هاى فعاليت‏هاى اوقات فراغت، انجام دادن برنامه‏هاى گروهى و دسته جمعى است كه خود، عاملى است براى زندگى اجتماعى و رشد اجتماعى و نيز در اين فعاليت‏هاست كه انسان با جمع، آشنا مى‏شود و دوستانى تازه پيدا مى‏كند و از زندگى فردى و تنهايى خويش، رهايى مى‏يابد. همان‏طور كه مى‏دانيم، زمينه‏سازى رشد انسان، در شكل گرفتن به موقعِ بُعد اجتماعى وى است.

14) ارتقاى مهارت‏هاى شناختى

اوقات فراغت، مناسب‏ترين فرصت‏ها براى توسعه مهارت‏هاى شناختى (مطالعه، پژوهش، پرسشگرى، سخنرانى، گفتگو و...) و شكوفايى استعدادها هستند؛ زيرا هنگامى كه فرد بر اساس علاقه و انگيزه شخصى (بدون داشتن اجبار و وظيفه رسمى) بخواهد در زمينه‏هاى متنوّع فعاليت داشته باشد، مسلماً تلاش او در چنين شرايط مطلوب و خوشايند ذهنى و روانى، از يك طرف در تأمين بهداشت جسمى و روانى وى مؤثر خواهد بود و از طرف ديگر، موجب فراگيرى‏هاى پايدار در او خواهد شد.

15) بازشناسى و بازسازى شخصيّت

اوقات فراغت از دو جهت در تعالى بخشيدن به شخصيت، نقش دارند: اولا اوقات فراغت به عنوان مناسب‏ترين فرصت به انسان اين امكان را مى‏دهند تا رفتار فردى و اجتماعى خود را مورد ارزيابى و ارزشيابى قرار داده، با آرامش خاطر، نسبت به خصوصيات اخلاقى، رفتارى و...ى خود به تفكر بپردازد و نقاط قوّت و ضعف خود را دريابد؛ ثانياً اوقات فراغت - از آن جهت كه فرصت مناسبى براى ظهور و رشد و شكوفايى استعدادها و توانايى‏ها و خلّاقيت‏ها و نوآورى‏هاى فردى هستند -، مى‏توانند در تعالى بخشيدن به شخصيت فرد، مؤثر و مفيد باشند.

16) آموختن فرهنگ عمومى

عدّه‏اى از صاحب‏نظران بر اين عقيده‏اند كه فعاليت‏هاى اوقات فراغت، در نهايت، موجب رشد و توسعه فرهنگى در جامعه خواهند شد.
 

24

در اثر فعاليت‏هاى سالم، از جمله: كتاب‏خوانى، فعاليت‏هاى هنرى، شركت كردن در اردوهاى جمعى، انجام دادن فعاليت‏هاى جسمانى و ورزشى، انجام دادن فعاليت‏هاى فوق برنامه عملى و ذوقى و... نه تنها از فرصت‏هاى بيكارى و بعضاً تمايل به بزهكارى‏هاى اجتماعى كاسته مى‏شود، بلكه فرهنگ عمومى اشاعه مى‏يابد و توسعه فرهنگى و نشاط و سرزندگى در جامعه افزايش خواهد يافت.

17) شكوفايى خلّاقيت‏ها

خلّاقيت يعنى نوآورى انسان. در اين زمينه تفكر را، به تفكر «همگرا» و «واگرا» تقسيم مى‏كنند. تفكر همگرا تلاشى است براى حل مسئله با روش‏هاى سنّتى و آموخته شده، در حالى كه تفكر واگرا تفكّرى است مبتنى بر روش‏هاى نو و تازه. در تفكّر همگرا انديشه صرفاً روى مسئله متمركز مى‏شود. در حالى كه در تفكّر واگرا انديشه بر پديده‏هاى جانبى و حتى دور از مسئله نيز تمركز پيدا مى‏كند.
جهت تأمين فضاى لازم براى رشد خلّاقيت، لازم است فرد در شرايطى قرار گيرد كه ضمن مواجه شدن با مسئله به دنبال يافتن راه حل آن باشد. دومازيه، جامعه شناس فرانسوى، معتقد است كه يكى از اهداف و نتايج فعاليت‏هاى اوقات فراغت، به ظهور رساندن استعدادها و خلّاقيت‏هاى فرد است.(18) دنيس كيور - كه مطالعات زيادى در زمينه اوقات فراغت انجام داده است - مى‏گويد: اوقات فراغت، فرصتى به فرد مى‏دهند تا انرژى خود را آزاد كند و به خلّاقيت و خود شكوفايى نايل شود.(19)
برخى كاركردهاى ديگر برنامه‏هاى اوقات فراغت (فعاليت‏هاى فوق برنامه)، عبارت‏اند از: سير و سفر در سرزمين‏ها و عبرت گرفتن از تاريخ پيشينيان، شناخت طبيعت و حفظ آن و بهره‏گيرى از آن، تحكيم خانواده و صله رحم و تعميق پيوندهاى خويشاوندى، رويكرد به هنر و هنرآموزى و لذّت بردن از آثار هنرى، آموختن كمك‏هاى اوّليه پزشكى و فوريت‏هاى امدادى و بهداشت فردى و اجتماعى، آشنايى با حقوق فردى و اجتماعى و آيين شهروندى و نظام مدنى، شناخت آسيب‏هاى اجتماعى (كه عمدتاً ناشى از بهره صحيح نگرفتن از اوقات فراغت‏اند) و راه‏هاى مصون ماندن از آنها، ديدن آموزش‏هاى دفاع نظامى و غير نظامى (بسيج نظامى، امدادى، بهداشتى و فرهنگى)، شادى آفرينى و برگزارى آيين‏ها (جشن‏ها، همايش‏ها و مراسم سوگوارى)، فعاليت‏هاى خيريّه اجتماعى در محلّه و مدرسه و دانشگاه و شهر، و....(20)
در پايان، همان جمله نخست اين نوشتار را تكرار مى‏كنم كه: تمدّن، محصول اوقات فراغت ملّت‏هاست...
1. تاريخ تمدّن، ويل و آريل دورانت، تهران: انقلاب اسلامى، ج 1، ص 38 (مقدّمه).
2. «چگونگى گذران اوقات فراغت»، باقر يوسفى، فصل‏نامه مديريت در آموزش و پرورش، ش 13 ، ص 77.
3. همان جا.
4. «هنگامه‏هاى فراغت، زمينه‏ساز بهداشت روانى و بستر خلاقيت‏ها»، غلامعلى افروز، پيوند، ش 142 (تابستان 1370)، ص 124.
5. «خانواده و ضرورت توجه به اوقات فراغت فرزندان»، عليرضا عصاره، پيوند، ش 225 (تابستان 1377)، ص 30.
6. «چگونگى گذران اوقات فراغت»، ص 77.
7. فرهنگ علوم اجتماعى، آلن بيرو، ترجمه: باقر ساروخانى، انتشارات كيهان، ص 203.
8. «خانواده و ضرورت توجه به اوقات فراغت فرزندان»، ص 30.
9. فرهنگ علوم اجتماعى، ص 204.
10. بنگريد به: جامعه‏شناسى فراغت، مجيد زاهدى اصل، دفتر همكارى حوزه و دانشگاه، جزوه 31، ص 5.
11. پژوهشى در اوقات فراغت (ويژه معلّمان)، حسينعلى كوهستانى و على اصغر خليل زاده، مشهد: تيهو، ص 113 - 114.
12. همان، ص 119 - 120.
13. اين روش، به عنوان مدل scammper كه نام اختصارى آن است، شناخته مى‏شود.
14. «هنگامه‏هاى فراغت...»، ص 128 - 129؛ پژوهشى در اوقات فراغت، ص 120 - 121.
15. جامعه‏شناسى اوقات فراغت، فرنگيس اردلان، تهران: دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه تهران، 1354، ص 2 (نقل از: همشهرى، سال هفتم، ش‏2878، صفحه اجتماعى).
16. فرهنگ علوم اجتماعى، ص 203.
17. همان، ص 204 - 205.
18. «چگونگى گذران اوقات فراغت»، ص 77.
19. همان، ص 81.
20. يك منبع بسيار سودمند براى آشنايى با كاركردهاى متنوّع برنامه‏هاى اوقات فراغت، كتاب جوانان و تجربه زندگى در اوقات فراغت است كه از سوى «سازمان ملّى جوانان» تهيّه و توسّط نشر اسپيد (تهران / 1379) منتشر شده است. در اين كتاب، فهرستى از صدها فعاليت فوق برنامه به صورت دسته بندى شده، به جوانان و نهادهاى مدنى مرتبط با آنان، معرّفى شده است.