مجلات >حديث زندگی>شماره 3

يك كتاب در يك مقاله

سيد محسن موسوى
 

68

به سوى كاميابى، آنتونى رابينز، ترجمه: مهدى مجردزاده كرمانى، تهران: مؤسسه فرهنگى راه بين، 1379، 5 ج، جيبى و وزيرى.
كاميابى و موفقيت از مفاهيمى است كه همه موجودات به طريقى آن را مى‏طلبند و گروهى براى دستيابى به آن تلاش مى‏كنند. بخشى از جويندگان، كامياب مى‏شوند و عدّه‏اى ناكام مى‏مانند؛ امّا رسيدن به كاميابى نردبانى مى‏خواهد و نويسنده كتاب «به سوى كاميابى»، در صدد است تا به كمك خوانندگان - آن گونه كه براى خود چنين كرده است -، نردبانى بسازد، رسا و محكم براى رسيدن به كاميابى.
آنتونى رابينز، روان‏شناس امريكايى در سال 1986م، در حالى كه 25 سال بيشتر نداشت، حاصل انديشه‏ها و تجربه‏هاى عملى خود را در كتابى به نام «به سوى كاميابى» به رشته تحرير كشيد و در آن، رازهاى موفقيت را آشكار ساخت و توانست عنوان پرفروش‏ترين كتاب سال 1987 امريكا را به خود اختصاص دهد. اين كتاب، توانست در زمانى اندك در سراسر دنيا خواهان پيدا كند و به زبان‏هاى مختلف دنيا ترجمه شود و بارها و بارها تجديد چاپ شود.
كتاب، در پنج جلد تنظيم شده كه عناوين مجلدات آن به اين ترتيب است: نيروى بى‏كران، نيروى عظيم درونى را فعال كنيد، ديدار با سرنوشت، قدم‏هاى بزرگ، يادداشت‏هاى يك دوست.

نيروى بى‏كران

جلد اوّل اين كتاب، شامل 21 فصل است كه در آنها به تبيين راه‏هاى رسيدن به موفقيت و چگونگى طى اين مسير پرداخته شده است. مؤلف هدف خود را از نگارش اين كتاب، اين‏گونه بيان مى‏كند: «صادقانه اميدوارم كه فنون،
 

69

هدف‏ها و فلسفه‏هايى كه طى صفحات اين كتاب آموزش داده مى‏شود، همچنان كه نيروبخش من بوده، توانايى‏هاى شما را نيز افزايش دهد. نيروى معجزه‏آسايى كه بزرگ‏ترين رؤياها و آرزوهاى ما را تحقق مى‏بخشد، در درون ما نهفته است. وقت آن است كه اين نيرو را آزاد كنيم. اين كتاب، درباره كارهاى بزرگ، متمركز و هماهنگى است كه منتهى به نتايجى شگفت‏انگيز مى‏گردد. در واقع، اگر در دو كلمه بخواهم بگويم اين كتاب درباره چيست، مى‏گويم: گرفتن نتيجه».
از خصوصيات اين كتاب، استفاده از گفتار بزرگان و دانشمندان روان‏شناسى و علوم ديگر است كه نويسنده از آراى ديگران به عنوان تأييد روش‏هاى خود بهره مى‏برد و ديگر آن كه در توضيح هر نظر و پردازش هر توصيه، نمونه‏اى موفّق از كاربرى اين نظريه را معرفى مى‏كند و موفق‏ترين افراد جهان را در زمينه‏هاى مختلف، معرفى مى‏كند. وى اين شيوه را مدل‏سازى مى‏نامد و مى‏گويد: «با همين شيوه مدل‏سازى بود كه توانستم به سرعت، نتايج مثبتى، چه براى خودم و چه براى ديگران، به دست آورم. مجموعه تركيبى از اين نمونه‏ها و سرمشق‏ها كه من بهترين شيوه انجام كار مى‏دانم، هسته اوليه كتاب را تشكيل مى‏دهد».
در فصل چهارم كه «سرآغاز بهروزى: ايمان» ناميده شده است از نيروى معجزه‏آساى ايمان سخن به ميان مى‏آيد و نويسنده، آن را قوى‏ترين نيرو براى هدايت انسان به سوى كاميابى مى‏داند. البته او براى ايمان معنايى وسيع‏تر از اعتقادات مذهبى بيان مى‏كند و آن را اين‏گونه معرفى مى‏كند: «ايمان، عبارت است از هر نوع اصل رهنما، باور، يقين و يا گرايشى كه به زندگى معنا مى‏بخشد و آن را جهت مى‏دهد». او معتقد است كه باورهاى اختيارى ما موجب تقويت يا تضعيف ما در رسيدن به هدف مى‏باشد. آن‏گاه خوانندگان را به داشتن باورهاى مثبت و سازنده تشويق مى‏كند.
فصل نهم و دهم اين كتاب، درباره فيزيولوژى (فعاليت جسمى) وانرژى به بحث مى‏نشيند و از اين دو، به «راه بهروزى» و «سوخت موتور بهروزى» تعبير مى‏كند. نويسنده كتاب، فعاليت جسمى را از ابزارهاى نيرومندى مى‏داند كه در روحيه اثر مى‏گذارد. او سرزندگى روحى را معلول تحرك و شادابى جسم مى‏داند و به‏طور كلى، حالات جسمى را با تصوّرات درونى مرتبط مى‏داند. رابينز در آغاز فصل دهم مى‏گويد: «در اين فصل مى‏خواهم نظرات خود را درباره انرژى و نحوه به حداكثر رساندن آن با شما در ميان گذارم. هرچه انرژى شما بيشتر باشد، بدن شما كارايى بيشترى دارد. هرچه كارايى بدنتان بهتر باشد احساس و روحيه شما بهتر مى‏شود و بهتر مى‏توانيد استعدادهاى خود را براى رسيدن به نتايج عالى به كار گيريد». سپس منابع مهم «دريافت انرژى» را برمى‏شمرد و درباره دريافت صحيح انرژى از هر يك از اين منابع، توضيحات ارزشمندى ارائه مى‏كند.
در فصل نوزدهم از اين كتاب كه با جمله‏اى زيبا آغاز مى‏شود، پنج كليد ثروت و خوش‏بختى به خواننده معرفى مى‏گردد كه در عين سادگى، اهميت فوق‏العاده‏اى دارند كه عبارت‏اند از:
1 - بدانيد چگونه با يأس و دلسردى مبارزه كنيد.
2 - از شنيدن پاسخ منفى نهراسيد.
3 - بتوانيد فشارهاى مالى را تحمّل كنيد.
4 - به آسايش خاطرى كه به دست‏آورديد، قانع نباشيد.
5 - هميشه بيش از آنچه مى‏گيريد، بدهيد.
در پايان جلد اول، نويسنده، از خوانندگان مى‏خواهد كه: زندگى خود را به صورت شاهكارى بى‏همتا درآورند و به آن گروه بپيوندند كه به آنچه مى‏گويند، عمل مى‏كنند و خوش‏بختى خود را در اين مى‏داند كه: «اين كتاب سبب شود كه شما در اين راستا (موفقيت) حركت كنيد».

نيروى عظيم درونى را فعّال كنيد

جلد دوم اين كتاب، نسبت به جلد قبل، امتيازاتى را داراست؛ از جمله اين كه مطالب با دقت و عمق بيشترى مورد موشكافى قرار گرفته است و ديگر اين كه تمرين‏هاى عملى بسيار مفيدى در سرتاسر كتاب گنجانده شده است. در فصول سيزده‏گانه اين كتاب، اصول و روش‏هاى سودمندى در پيش روى خوانندگان قرار گرفته تا بتوانند با يارى آنها توان تغيير در زندگى را در خود ايجاد كنند و تصميم بگيرند كه هرگز به كم‏تر از آنچه مى‏توانند باشند، قناعت نكنند.
تقويت قدرت تصميم‏گيرى از نكاتى است كه بسيار مورد تأكيد نويسنده است. او مى‏گويد: «قدرت تصميم‏گيرى را تقويت كرده و سرنوشت خود را به دست خود بسازيد و شرايط آينده را به دست خود و با قدرت تصميم خود خلق كنيد و با قدرت تصميمىِ دگرگون‏سازِ خود، معيارهاى پايه‏اى براى آنچه در زندگى برايتان قابل قبول است داشته باشيد، وگرنه به زودى دچار اعمال، افكار، و نوعى از زندگى مى‏شويد كه از سطح شايستگى شما بسيار پايين‏تر است».
آن‏گاه از اهميت «تغيير» سخن گفته است و چگونگى ايجاد تغييرات پايدار را آموزش مى‏دهد و سه اصل اساسى تغيير را برمى‏شمرد:
1 - معيارهاى خود را بالا ببريد.
2 - عقايد زيان‏آور را تغيير دهيد.
 

70

3 - شيوه كار را تغيير دهيد.
اين كتاب، اطلاعات و انگيزه‏هايى به شما مى‏دهد كه اين سه اصل اساسى تغيير كيفى را به‏كار گيريد، معيارهاى فصلى خود را بشناسيد، معيارهاى آتى خود را مشخص سازيد و استانداردهاى عالى‏ترى براى خود در نظر بگيريد. به شما كمك مى‏كند تا اعتقادات اساسى را كه مانع رسيدن به مقصودند دگرگون سازيد و باورهاى سودمند را حفظ و تقويت كنيد و كمك مى‏كند تا راه‏هاى ظريف‏تر، سريع‏تر و مؤثرترى براى رسيدن به نتايج دلخواه خود بيابيد.
سومين فصل اين جلد، از احساس رنج و لذّت، به عنوان نيروى دوگانه محرّك انسان نام برده است و تلاش براى رسيدن به لذّت و ترك رنج را از عوامل اساسى تغيير در روند زندگى مى‏داند و راز موفقيت را در اين مى‏داند كه بدانيم چگونه از نيروهاى رنج و لذت استفاده كنيم و نگذاريم كه اين نيروها ما را در اختيار بگيرند. اگر چنين كنيم، بر زندگى مسلّط خواهيم شد. در غير اين صورت، زندگى بر ما مسلّط خواهد شد.
بسيارى از حركت‏هايى كه در زندگى مى‏كنيم، ناشى از اين است كه پيش‏بينى مى‏كنيم اعمال امروز ما در آينده نتيجه مطلوب و لذت بخشى به همراه دارد كه به تلاش و زحمت مى‏ارزد. پس اگر رنج شديدى يا لذّت وافرى را با هر نوع الگوى رفتارى و عاطفى همراه سازيم، به هيچ قيمتى به سوى آن نخواهيم رفت. با دانستن اين موضوع، مى‏توانيم از نيروى رنج و لذّت، براى ايجاد هر نوع تغيير در زندگى سود جوييم.
در بخش ديگرى از اين كتاب، درباره «پرسش» سخن به ميان مى‏آيد و با اين عنوان آغاز مى‏شود: «پرسش، كليد پاسخ است». به راستى پرسش‏هاى ما تا چه اندازه در پيدايش باورها و دريافت‏هاى ما مؤثرند؟
رابينز پاسخ مى‏دهد كه: «پرسش‏هاى ما افكار ما را مى‏سازند و تفكر، چيزى جز فرايند پرسش و پاسخ نيست. سؤالات، يك رشته آثار مرتبط به هم دارند كه پيامدهاى آنها فوق تصوّر است. اگر عيب‏هاى خود را زير سؤال ببريم، ديوارها و موانع زندگى و شغل و روابطمان فرو خواهد ريخت. من اعتقاد دارم كه همه پيشرفت‏هاى بشرى در اثر طرح پرسش‏هاى تازه بوده است» و اگر از ايشان بپرسيم كه يك پرسش چگونه در ايجاد تغييرات، مؤثر است پاسخ مى‏شنويم كه:
«1 - سؤال، بلافاصله توجه ما را به مطالب ديگرى جلب مى‏كند و احساس ما را دگرگون مى‏سازد.
2 - پرسش، باعث غربال كردن اطلاعات ورودى مغز مى‏شود.
3 - سؤال، موجب مى‏شود كه به منابع تازه دست يابيم».
آنتونى رابينز در فصل‏هاى نهم و دهم، خوانندگان را با دنياى سِحرآميز كلمات آشنا مى‏كند و مى‏آموزاند كه اگر كلمات را عاقلانه انتخاب كنيم، نيروى عظيمى در اختيار ما قرار مى‏گيرد كه با دانستن آثار چشمگير كلمات و استفاده صحيح و مناسب از آنها مى‏توانيم به اهداف خود برسيم و با تغيير عادات كلامى و عوض كردن كلماتى كه ايجاد مانع مى‏كنند، مى‏توانيم بلافاصله تفكر، احساس و زندگى خود را دگرگون سازيم. پس اگر تركيب كلماتى كه مورد استفاده شماست، طورى است كه شما را تضعيف مى‏كند، آنها را دور بريزيد و به جاى آن از كلمات نيروبخش استفاده كنيد و همواره سعى كنيد از تشبيهات و تمثيلاتى استفاده كنيد كه نويد بخش زندگى خوش‏ترى براى شما باشد.

ديدار با سرنوشت

جلد سوم كتاب «به سوى كاميابى»، از هفت فصل تشكيل شده است. در اين كتاب، نويسنده سعى دارد «نظام اساسى فكرى» را تشريح كرده، عناصر تشكيل دهنده آن را توضيح دهد تا خوانندگان بتوانند با تسلّط كامل بر اين نظام اساسى، كلّيه اعمال و احساسات خود را كنترل كنند. درك نظام اساسى كه موجب بروز هرگونه رفتار مى‏شود، علمى است تجربى كه داراى قوانينى قابل پيش‏بينى است. درك نظام اساسى فكرى ديگران نيز موجب مى‏شود كه جوهر فردى اشخاص را درك كنيد و علت واقعى رفتارهاى آنها را بشناسيد و در ايجاد رابطه با آنان موفق‏تر باشيد.
بدانيم كه قضاوت‏هاى ما درباره امور اطراف ما بستگى كاملى دارد به نظام اساسى فكرى ما و قضاوت بهتر، زندگى بهتر مى‏آفريند. پنج عنصر اصلى نظام فكرى و ارزيابى، به اختصار اين گونه است: اولين عنصرى كه بر كلّيه قضاوت‏ها اثر مى‏گذارد، «روحيه» يا «حالت فكرى و عاطفى» است كه در هنگام ارزيابى حتماً با شماست. دومين خشت بناى نظام اساسى فكرى،
 

71

«پرسش» است. پرسش‏ها، اشكالات ابتدايى ارزيابى‏ها را نمايان مى‏سازد. سومين عاملى كه بر نحوه قضاوت ما اثر مى‏گذارد «سلسله ارزش‏ها» است. عنصر چهارم سازنده نظام اساسى، «باورها و عقايد» است و پنجمين عنصر، «تجربه‏هاى مرجع» نام دارد و در مخزن عظيمى به نام مغز، انباشته شده است.
چون نويسنده از عناصرِ روحيه، پرسش و باور در جلدهاى پيشين به تفصيل سخن گفته است، در اين جلد از كتاب، به تبيين دو عنصر ديگر يعنى ارزش‏هاى زندگى و تجربه‏هاى مرجع مى‏پردازد.
ارزش‏ها، رهبرى تصميم‏گيرى‏هاى ما و در نتيجه، سرنوشت ما را به عهده دارد. كسانى كه ارزش‏هاى خود را بشناسند و طبق ارزش‏هاى مورد قبول خويش، زندگى كنند، به موفقيت دست مى‏يابند. بايد توجه داشته باشيم كه همه تصميم‏گيرى‏هاى ما به روشن بودن ارزش‏ها منتهى مى‏شوند؛ يعنى اگر بدانيم چه چيزهايى براى ما مهم است و در ميان امور با اهميت و ارزشمند، چه چيز مهم‏تر است، كار تصميم‏گيرى آسان مى‏شود. ارزش‏هاى يك فرد - هرچه كه باشد -، به منزله قطبْ‏نمايى است كه او را به مقصد و سرنوشت نهايى رهنمون مى‏سازد.
نويسنده در ادامه بحث ارزش، آن را به دو بخش تقسيم مى‏كند: اوّل ارزش‏هاى «جذبى» كه همان حالات لذت بخش عاطفى هستند و انسان براى رسيدن به آنها تلاش مى‏كند، مانند: عشق، امنيت، سلامتى، كمك به ديگران و... .
و دوم ارزش‏هاى «دفعى» هستند كه آن دسته از عواطف و عوامل رنج‏آورند كه انسان سعى مى‏كند خود را از آنها دور نگه دارد، مانند: ناكامى، خشم، افسردگى و...
ارزش‏ها به نظر رابينز در نگاه اشخاص مختلف، متفاوت است و داراى سلسله مراتب گوناگونى است. ممكن است در نظر يك نفر، عشق، بالاترين ارزش باشد و در نظر ديگرى قدرت، و در ديد آن ديگرى، آزادى، سر سلسله ارزش‏ها باشد.
پس با شناخت مراتب ارزشى يك فرد مى‏توان آسان‏تر با او ارتباط برقرار كنيم و ديدگاه‏هاى او را بهتر بفهميم.
فصل چهارم به شناساندن «چارچوب‏هاى مرجع» اختصاص يافته است. تجربه‏هاى مرجع، شامل كليّه تجربه‏هاى تلخ و شيرين زندگى است كه در نظام عصبى ثبت مى‏شوند. در ارزيابى‏ها و قضاوت‏ها به بعضى از اين خاطرات، آگاهانه و به برخى ديگر، ناآگاهانه رجوع مى‏شود؛ چه خاطرات، شخصى ما باشند يا شنيده‏ها و ديده‏ها و حتى تصويرهاى ساختگى ذهنى.
براى درك صحيح هر واقعه و قضاوت درست درباره هر رويداد، مقدار اطلاعات مرجع، بسيار مهم است. اگر خاطرات مرجع محدود باشند، زندگى محدود مى‏شود. پس اگر مى‏خواهيد زندگى‏تان وسعت پيدا كند و موفق‏تر گام برداريد بايد چارچوب‏هاى مرجع را گسترده‏تر كنيد و براى اين منظور، به دنبال آرا، اطلاعات و تجاربى برويد كه اگر به طور جدّى به جستجوى آنها نپردازيد، به دست نمى‏آيند.
رابينز، در ادامه بحث، از مطالعه به عنوان يكى از بهترين راه‏هاى وسعت چارچوب مرجع نام مى‏برد و خوانندگان را به مطالعه منظّم، مستمر و جدّى تشويق مى‏كند.
در جلد چهارم كتاب با عنوان فرعى «قدم‏هاى بزرگ»، رابينز خلاصه‏اى از مفيدترين مهارت‏هاى پيشنهادى خود براى زندگى بهتر را در دفترى كوچك (قطع جيبى) و قابل حمل، گرد آورده است. اين كتاب، داراى دوازده بخش و 365 صفحه متن اصلى است (كه اشاره روشنى دارد به تعداد ماه‏ها و روزهاى سال). فلسفه اين كار مى‏تواند اين باشد كه هر كسى روزانه فقط چند دقيقه از وقت خود را صرف كند و با مطالعه يك نكته اساسى، به تقويت روحيه و نيروى اراده و تصميم‏گيرى خود بپردازد.
جلد پنجم با عنوان فرعى «يادداشت‏هاى يك دوست»، داراى دو بخش جداگانه است. بخش اوّل، كتاب مستقلى است كه در سال 1995م، توسط آنتونى رابينز نوشته شده و حاوى بهترين روش‏هاى او در زمينه موفقيت‏هاى مادى، معنوى، عاطفى، فردى و ارتباطى است. كتاب، به زبان ساده و همه فهم نگاشته شده و منافع حاصل از فروش آن به امور خيريه اختصاص يافته است. بخش دوم كتاب، شامل تجارب و عقايد مترجم كتاب و بازتابى از افكار رابينز در ميان ايرانيان است.