فرمولىبراىموفقيت
گفتگو: على باباجانى
«موفق باشى!». اين جمله را بارها شنيدهايم. از دوست، آشنا، همكار و... . ما هم بارها اين جمله را بر زبان جارى ساختهايم و به همنوعانمان هديه كردهايم. اما موفقيت چيست؟ چگونه مىتوان به آن دست يافت؟ چه كسانى موفقاند؟و...
ابوالفضل ابراهيمى، به قول خودش سالهاست كه براى كنكور و ورود به دانشگاه درس مىخواند؛ اما نتيجه خوبى نمىگيرد. او مىگويد: «موفقيت، يعنى شانس. در زندگى اگر شانس داشته باشى، موفقى».
مىپرسم: «خودت را آدم موفقى مىدانى؟».
مىگويد: «من چون شانس ندارم، موفق نيستم. دليلش هم همين است كه گفتم. سالهاست كه براى ورود به دانشگاه درس مىخوانم؛ اما قبول نمىشوم. من از آن آدمهايى هستم كه دست به طلا هم بزنند، سنگ مىشود!».
از او مىپرسم: «به نظر شما انسان چگونه مىتواند موفق شود؟».
مىخندد و مىگويد: «اگر مىدانستم، خودم انجام مىدادم».
البته اين را مىدانم كه ابوالفضل دارد تند مىرود و نبايد به شانس، اعتقاد داشته باشد. با رفتن او اين سؤال در ذهنم نقش مىبندد كه: آيا تنها ورود به دانشگاه را مىتوان «موفقيت» ناميد؟
به اين سؤالم، ع.صادقى اين گونه جواب مىدهد: «نه، به نظر من، موفقيت يك واژه مقطعى است. ما مىتوانيم موفقيت را از دو بُعد نگاه كنيم؛ يكى از بعد مقطعى و ديگر از بعد كلّى. موفقيت مقطعى، زمان مشخصى دارد. مثلاً همين ورود به دانشگاه را موفقيت مقطعى مىدانم، يا اين كه جوانى موفق به ازدواج مىشود، مقطعى است و... اما بُعد ديگر اين است كه بايد به كلّ زندگى نگاه كنيم و دريابيم كه آيا به طور كلى، موفق بودهايم يا نه؟ مثلاً آيا من كه بيست و چهار سالهام، در طول اين مدت، موفق بودهام؟».
صادقى كه در دانشگاه علم و صنعت درس مىخواند، ادامه مىدهد: «براى موفق شدن در زندگى، بايد به رمز و راز آن پى برد. برنامهريزى و نظم، عواملى هستند كه مىتوانند ما را موفق كنند».
آقاى روحانىنژاد، طلبه جوانى است كه به سؤالهاى ما اينگونه پاسخ مىدهد: «موفقيت، يعنى رسيدن به مقصدى كه ما مىخواهيم. موفقيت، نوعى كمال در زندگى است. انسانها در طول زندگى براى رسيدن به كمال، تلاش مىكنند و اگر به اين مهم دست يابند، خودشان را موفق مىدانند».
او راه رسيدن به موفقيت را توكل به خدا و توسل به ائمه مىداند: «ما انسانها واقعاً نيازمنديم. نياز به نيرويى داريم كه بتواند در مسير زندگى و كارمان، راهنمايى و كمكمان كند. به اعتقاد من، توكل به خدا، كمك بزرگى مىتواند براى ما باشد. همچنين در دين مبين اسلام، الگوهايى داريم كه برايمان اسوه حسنه هستند. ما بايد به آنها توسل جوييم و از آنها يارى بخواهيم».
محمّد احمدزاده، جوانى است كه در تهران زندگى مىكند. از او مىپرسم: «موفقيت يعنى چه؟». كلى مكث مىكند و مىگويد: «خب، موفقيت يعنى موفق شدن در كارها؛ موفق شدن در زندگى». بعد ادامه مىدهد: «من خودم را آدم موفقى مىدانم؛ چون وقتى كه فهميدم با درس خواندن نمىتوانم به جايى برسم، رفتم و كار كردم. آن قدر تلاش كردم كه موفق شدم به خيلى چيزهايى كه مىخواستم، برسم. حالا مىتوانم سرم را بالا بگيرم و بگويم كه موفقم».
از او پرسيدم: «فكر مىكنى چه چيزهايى باعث موفقيت تو در زندگى شده است؟».
مىگويد: «خيلى چيزها. اول، پدرم كه در كارها يار و ياورم بوده؛ دوم تلاش و پشتكار خودم كه خيلى زحمت كشيدم؛ سوم اين كه در زندگى سعى كردم سختگير نباشم. خيلى چيزهاى پيش و پا افتاده در زندگى هست كه نمىگذارند زندگى راحتى داشته باشيم. من سعى كردم كه به اين چيزها توجه نكنم و فقط به كارم فكر كنم».
عليرضا مؤمنى درباره موفقيت مىگويد: «موفقيت امرى بديهى است و چيزى نيست كه بتوان از آن يك تعريف كلّى كرد. هر كس با توجه به شناختى كه نسبت به خود دارد، مىتواند تعريف شخصىاى از موفقيت داشته باشد».
اين طلبه جوان، اضافه مىكند: «البته پيروزى و شكست در زندگى، زير مجموعهاى از موفقيت هستند. انسان، با پيروزى مىتواند راه را براى موفقيتهاى بعدى هموار كند. بايد توجه داشت كه شكست هم مىتواند راهى براى موفقيت باشد. شكست، به انسان اين درس را مىدهد كه بايد آن را به عنوان پلى براى عبور در نظر بگيرد. در همين شكست، نكتههايى نهفته است كه يك انسان آگاه مىتواند به آنها پىببرد. در اين صورت است كه مىتوانيم خود را انسانى موفق بدانيم».
او درباره راز موفقيت مىگويد: «نظم، همّت و تلاش، داشتن اراده قوى و همچنين اميدوار بودن به خود و خدا، از عوامل موفقيت هر انسانى است».
مصطفى سجادى، عقيده دارد: «موفقيت، يعنى به دست آوردن نتايج خوشايند و باب ميل انسان. تصورات و ذهنيات هر كس نسبت به خود مىتواند تعريفى براى موفقيت باشد.
موفقيت، امرى ذهنى است. البته در بيشتر موارد، انسان با پيشرفت مىتواند موفقيت خود را آشكار كند؛ اما آنچه كه مسلّم است اين كه ما با خودمان و زندگى چگونهايم. آيا به راستى به موفقيت اعتقاد داريم يا فقط آن را در حدّ يك شعار مىدانيم؟ من دوستى را سراغ دارم كه كوچكترين پيشرفت خود را آنقدر بزرگ و برجسته مىكند كه انگار به قلّهاى رسيده. اين نشان از اميداورى او در هر زمينهاى دارد و با شكست خوردن، ذهن و فكر خود را درگير آن شكست نمىكند».
ناصر زمانى مىگويد: «موفقيت، يعنى يك قدم به جلو؛ يعنى انجام دادن كارى كه باعث پيشرفت مىشود». او مىگويد: «انسان در مسير زندگى، همواره با دشوارىهاى زيادى روبهروست. اگر ما بتوانيم به سلامت از اين مسير بگذريم و با مشكلات مبارزه كنيم، مىتوانيم به توفيق دست يابيم. من فكر مىكنم براى موفق شدن بايد با مسائل زندگى، صادق و رو راست بود. از همه مهمتر بايد با خودمان رو راست باشيم. همين رو راست بودن مىتواند مسائل زياد زندگىمان را ساده بنماياند».
او رمز موفقيت را داشتن افكار مثبت نسبت به خود و جامعه مىداند و مىگويد: «براى موفق شدن بايد به نكات منفى به عنوان يك تجربه نگاه كرد و نكات مثبت را در خود تقويت نمود».
مايكل اوون، بازيكن جوان تيم ملى انگليس، درباره راز موفقيت مىگويد: «رازى در كار نيست. انسان طالب موفقيت، بايد در درجه اول و آخر، خوب و قوى باشد. ماجرا به همين سادگى است».
مهاجم تيم ملى آرژانتين، يعنى گابريل باتيستوتا هم حرفى جالبى درباره موفقيت دارد: «پسرانم بايد بدانند كه صعود به قله اوج، بسيار دشوار است. من فرمولى براى موفقيت ندارم. نمىتوانم بگويم خوشْ اقبالى، پشتكار، شجاعت، يا همه اينها».