مجلات >حديث زندگی>شماره 3

فرمولى‏براى‏موفقيت

گفتگو: على باباجانى
 

66

«موفق باشى!». اين جمله را بارها شنيده‏ايم. از دوست، آشنا، همكار و... . ما هم بارها اين جمله را بر زبان جارى ساخته‏ايم و به همنوعانمان هديه كرده‏ايم. اما موفقيت چيست؟ چگونه مى‏توان به آن دست يافت؟ چه كسانى موفق‏اند؟و...
ابوالفضل ابراهيمى، به قول خودش سال‏هاست كه براى كنكور و ورود به دانشگاه درس مى‏خواند؛ اما نتيجه خوبى نمى‏گيرد. او مى‏گويد: «موفقيت، يعنى شانس. در زندگى اگر شانس داشته باشى، موفقى».
مى‏پرسم: «خودت را آدم موفقى مى‏دانى؟».
مى‏گويد: «من چون شانس ندارم، موفق نيستم. دليلش هم همين است كه گفتم. سال‏هاست كه براى ورود به دانشگاه درس مى‏خوانم؛ اما قبول نمى‏شوم. من از آن آدم‏هايى هستم كه دست به طلا هم بزنند، سنگ مى‏شود!».
از او مى‏پرسم: «به نظر شما انسان چگونه مى‏تواند موفق شود؟».
مى‏خندد و مى‏گويد: «اگر مى‏دانستم، خودم انجام مى‏دادم».
البته اين را مى‏دانم كه ابوالفضل دارد تند مى‏رود و نبايد به شانس، اعتقاد داشته باشد. با رفتن او اين سؤال در ذهنم نقش مى‏بندد كه: آيا تنها ورود به دانشگاه را مى‏توان «موفقيت» ناميد؟
به اين سؤالم، ع.صادقى اين گونه جواب مى‏دهد: «نه، به نظر من، موفقيت يك واژه مقطعى است. ما مى‏توانيم موفقيت را از دو بُعد نگاه كنيم؛ يكى از بعد مقطعى و ديگر از بعد كلّى. موفقيت مقطعى، زمان مشخصى دارد. مثلاً همين ورود به دانشگاه را موفقيت مقطعى مى‏دانم، يا اين كه جوانى موفق به ازدواج مى‏شود، مقطعى است و... اما بُعد ديگر اين است كه بايد به كلّ زندگى نگاه كنيم و دريابيم كه آيا به طور كلى، موفق بوده‏ايم يا نه؟ مثلاً آيا من كه بيست و چهار ساله‏ام، در طول اين مدت، موفق بوده‏ام؟».
صادقى كه در دانشگاه علم و صنعت درس مى‏خواند، ادامه مى‏دهد: «براى موفق شدن در زندگى، بايد به رمز و راز آن پى برد. برنامه‏ريزى و نظم، عواملى هستند كه مى‏توانند ما را موفق كنند».
آقاى روحانى‏نژاد، طلبه جوانى است كه به سؤال‏هاى ما اين‏گونه پاسخ مى‏دهد: «موفقيت، يعنى رسيدن به مقصدى كه ما مى‏خواهيم. موفقيت، نوعى كمال در زندگى است. انسان‏ها در طول زندگى براى رسيدن به كمال، تلاش مى‏كنند و اگر به اين مهم دست يابند، خودشان را موفق مى‏دانند».
او راه رسيدن به موفقيت را توكل به خدا و توسل به ائمه مى‏داند: «ما انسان‏ها واقعاً نيازمنديم. نياز به نيرويى داريم كه بتواند در مسير زندگى و كارمان، راهنمايى و كمكمان كند. به اعتقاد من، توكل به خدا، كمك بزرگى مى‏تواند براى ما باشد. همچنين در دين مبين اسلام، الگوهايى داريم كه برايمان اسوه حسنه هستند. ما بايد به آنها توسل جوييم و از آنها يارى بخواهيم».
محمّد احمدزاده، جوانى است كه در تهران زندگى مى‏كند. از او مى‏پرسم: «موفقيت يعنى چه؟». كلى مكث مى‏كند و مى‏گويد: «خب، موفقيت يعنى موفق شدن در كارها؛ موفق شدن در زندگى». بعد ادامه مى‏دهد: «من خودم را آدم موفقى مى‏دانم؛ چون وقتى كه فهميدم با درس خواندن نمى‏توانم به جايى برسم، رفتم و كار كردم. آن قدر تلاش كردم كه موفق شدم به خيلى چيزهايى كه مى‏خواستم، برسم. حالا مى‏توانم سرم را بالا بگيرم و بگويم كه موفقم».
از او پرسيدم: «فكر مى‏كنى چه چيزهايى باعث موفقيت تو در زندگى شده است؟».
مى‏گويد: «خيلى چيزها. اول، پدرم كه در كارها يار و ياورم بوده؛ دوم تلاش و پشتكار خودم كه خيلى زحمت كشيدم؛ سوم اين كه در زندگى سعى كردم سختگير نباشم. خيلى چيزهاى پيش و پا افتاده در زندگى هست كه نمى‏گذارند زندگى راحتى داشته باشيم. من سعى كردم كه به اين چيزها توجه نكنم و فقط به كارم فكر كنم».
عليرضا مؤمنى درباره موفقيت مى‏گويد: «موفقيت امرى بديهى است و چيزى نيست كه بتوان از آن يك تعريف كلّى كرد. هر كس با توجه به شناختى كه نسبت به خود دارد، مى‏تواند تعريف شخصى‏اى از موفقيت داشته باشد».
اين طلبه جوان، اضافه مى‏كند: «البته پيروزى و شكست در زندگى، زير مجموعه‏اى از موفقيت هستند. انسان، با پيروزى مى‏تواند راه را براى موفقيت‏هاى بعدى هموار كند. بايد توجه داشت كه شكست هم مى‏تواند راهى براى موفقيت باشد. شكست، به انسان اين درس را مى‏دهد كه بايد آن را به عنوان پلى براى عبور در نظر بگيرد. در همين شكست، نكته‏هايى نهفته است كه يك انسان آگاه مى‏تواند به آنها پى‏ببرد. در اين صورت است كه مى‏توانيم خود را انسانى موفق بدانيم».
او درباره راز موفقيت مى‏گويد: «نظم، همّت و تلاش، داشتن اراده قوى و همچنين اميدوار بودن به خود و خدا، از عوامل موفقيت هر انسانى است».
مصطفى سجادى، عقيده دارد: «موفقيت، يعنى به دست آوردن نتايج خوشايند و باب ميل انسان. تصورات و ذهنيات هر كس نسبت به خود مى‏تواند تعريفى براى موفقيت باشد.
 


67

موفقيت، امرى ذهنى است. البته در بيشتر موارد، انسان با پيشرفت مى‏تواند موفقيت خود را آشكار كند؛ اما آنچه كه مسلّم است اين كه ما با خودمان و زندگى چگونه‏ايم. آيا به راستى به موفقيت اعتقاد داريم يا فقط آن را در حدّ يك شعار مى‏دانيم؟ من دوستى را سراغ دارم كه كوچك‏ترين پيشرفت خود را آن‏قدر بزرگ و برجسته مى‏كند كه انگار به قلّه‏اى رسيده. اين نشان از اميداورى او در هر زمينه‏اى دارد و با شكست خوردن، ذهن و فكر خود را درگير آن شكست نمى‏كند».
ناصر زمانى مى‏گويد: «موفقيت، يعنى يك قدم به جلو؛ يعنى انجام دادن كارى كه باعث پيشرفت مى‏شود». او مى‏گويد: «انسان در مسير زندگى، همواره با دشوارى‏هاى زيادى روبه‏روست. اگر ما بتوانيم به سلامت از اين مسير بگذريم و با مشكلات مبارزه كنيم، مى‏توانيم به توفيق دست يابيم. من فكر مى‏كنم براى موفق شدن بايد با مسائل زندگى، صادق و رو راست بود. از همه مهم‏تر بايد با خودمان رو راست باشيم. همين رو راست بودن مى‏تواند مسائل زياد زندگى‏مان را ساده بنماياند».
او رمز موفقيت را داشتن افكار مثبت نسبت به خود و جامعه مى‏داند و مى‏گويد: «براى موفق شدن بايد به نكات منفى به عنوان يك تجربه نگاه كرد و نكات مثبت را در خود تقويت نمود».
مايكل اوون، بازيكن جوان تيم ملى انگليس، درباره راز موفقيت مى‏گويد: «رازى در كار نيست. انسان طالب موفقيت، بايد در درجه اول و آخر، خوب و قوى باشد. ماجرا به همين سادگى است».
مهاجم تيم ملى آرژانتين، يعنى گابريل باتيستوتا هم حرفى جالبى درباره موفقيت دارد: «پسرانم بايد بدانند كه صعود به قله اوج، بسيار دشوار است. من فرمولى براى موفقيت ندارم. نمى‏توانم بگويم خوشْ اقبالى، پشتكار، شجاعت، يا همه اينها».