مجلات >حديث زندگی>شماره 3

جستجو

رضا فرهاديان
 

58

روح كنجكاو و پرخروش جوان، هميشه در صدد جستجو و آشنايى با پديده‏هاى وجودى خود و اطراف و پيرامون خويش است. جوان، بنا به موقعيتى كه دارد، محيطى كه در آن زندگى مى‏كند، شرايط زمانى خاصى كه در آن به سر مى‏برد، دوستانى كه با آنان نشست و برخاست دارد، زمينه‏هاى شكل‏گيرى افكار و عواطف و شخصيت او فراهم مى‏شود.
افكار و انديشه شما، همواره تحت تأثير مسائل و عوامل درونى و بيرونى شماست كه هر لحظه به نحوى و به شكلى توجه شما را به خود جلب كرده، سير افكار و انديشه‏هاى شما را به سوى خود مى‏كشاند.
كشش و انگيزه‏هاى شما به سوى انجام دادن كارها و فعاليت‏ها، رويدادها، افراد، انجمن‏ها و محافل دور و بر و پيرامون شما، حاكى از نيازهاى جسمى و روانى شماست كه به صورت هدف‏ها و آرزوها و خواسته‏ها، موجب حركت و جنب و جوش شما براى رفع نيازها و احتياجاتتان مى‏شود.
گاهى به خود، به آينده خود، به نيازها و نيازمندى‏هاى خود، به محيط پيرامون خويش، به دوستانى كه با آنان در ارتباط هستيد و به سخنان و برخوردهاى والدين مى‏انديشيد. زمانى هم غرق در شناخت پديده‏ها و شگفتى‏هاى بزرگ عالم طبيعت مى‏شويد و به مظهر آيات الهى و خالق و آفريننده عالم طبيعت و خود مى‏انديشيد. زمانى ديگر به شخصيت‏هاى بزرگى كه در جامعه و تاريخ، انقلاب و تحولى عظيم به وجود آورده‏اند. لحظه‏اى بعد پرنده خيالتان به محيط خانه و فضاى آموزشى باز مى‏گردد و از برخوردى كه با ديگران داشته‏ايد، متأثّر مى‏شويد و از رفتار و واكنش خود با ديگران تعجب مى‏كنيد و به فكر فرومى‏رويد. گاهى احساس موفّقيت مى‏كنيد و از خود رضايت داريد و خود را از ديگران بهتر و بالاتر مى‏دانيد و فكر مى‏كنيد كه ديگران، احساسات شما را درك نمى‏كنند و زمانى يأس و دل‏سردى سراسر وجود شما را مى‏گيرد و احساس كمبود و حقارت مى‏كنيد و خود را از ديگران كم‏تر و عقب مانده‏تر مى‏بينيد. از پرخاشگرى‏هايى كه نسبت به ديگران داشته‏ايد، نگران و ناراحت شده‏ايد، از عهدشكنى‏هاى خود، از اين كه در
 


59

مقابل خواسته‏ها و هوس‏ها و تمايلات زودگذر تسليم مى‏شويد و از اين كه نمى‏توانيد تصميم بگيريد و اراده‏اى ضعيف داريد، سخت شرمنده‏ايد.
همه اين حالات و نوسانات روحى و روانى از ويژگى‏هاى دوران جوانى است كه ذهن شما را همواره به خود مشغول مى‏كند؛ زيرا شما كودك و نوجوان ديروز، يكباره با سرعت فوق‏العاده‏اى رشد كرده‏ايد و خود را در موقعيت جديد و پر مسئوليت امروز مى‏يابيد و همين، موجب سردرگمى شما شده است.
گاهى ذهن شما فعال شده، از خود مى‏پرسيد كه: من كيستم؟
اين خواسته‏ها و تمايلات در من براى چيست؟
در برخورد با ديگران چگونه باشم؟
ديگران درباره من چه تصورى دارند؟
چگونه مى‏توانم خودم را كنترل كنم؟
تا چه حد بايد خشم خود را فرو برم؟
چگونه زندگى كنم كه رفتارم سبب آزار ديگران نشود و موجب رضايت و احترام مردم باشد؟
چگونه مى‏توانم از آرامش روانى برخوردار باشم؟
چه كار كنم و چگونه باشم تا دوستان خوبم مرا بپذيرند؟
و...
همه اين سؤال‏ها شما را به دور اين دو محور و پرسش اساسى هدايت مى‏كند و مى‏كشاند كه:
1. من كيستم؟
2. چگونه بايد باشم؟
اين دو سؤال و سؤال‏هايى از اين قبيل، شما را به اين حقيقت راهنمايى مى‏كند كه:
تا نيابى معرفت، بر نفس خويش‏
ره نيابد نفس تو گامى به پيش‏
پس بنابراين، مهم‏ترين مسئله‏اى كه شما جوان عزيز، بايد به آن بپردازى و به آن دست يابى، خودشناسى است. حال ببينيم كه خودشناسى چه اهدافى مى‏تواند داشته باشد؟

اهداف خودشناسى

1. چون انسان، ذاتاً خود را دوست دارد، در شرايط عادى، قادر به ديدن ضعف‏ها و ناتوانايى‏ها و عيب‏ها و نقص‏هاى خود نيست. خودشناسى، راه را براى قضاوت صحيح درباره رفتار و اعمال خود هموار مى‏كند و همچنين زمينه را براى تهذيب و پالايش نفس فراهم مى‏سازد.
2. انسان، با خودشناسى و تفكّر درباره خودش مى‏تواند خود را ارزيابى و تحليل كند، خصلت‏هاى منفى را از خود دور كند و درصدد تقويت جنبه‏هاى مثبت خويش و انجام دادن كارهاى خوب باشد.
3. با تفكّر درباره خود و رفتار خويش، مى‏توان به فعاليت‏هاى روزمره زندگى، شكل و جهت صحيح داد و زمينه را براى بهره‏بردارى از استعدادها و توانايى‏هاى بالقوه خود فراهم كرد.
4. با خودشناسى و تفكّر و انديشه درباره هيجانات و خواسته‏هايمان، با عواطف و غرايز خويش آشنا مى‏شويم و درمى‏يابيم كه چگونه بايد آنها را تحت نظارت و كنترل داشته باشيم و همچنين متوجه مى‏شويم كه چگونه از سرمايه‏هاى وجودى خويش و فرصت‏هايى كه در مراحل مختلف زندگى به دست مى‏آيد، حداكثر بهره‏بردارى را بنماييم و در موقعيت‏هاى حسّاس، مهارت‏هاى لازم را جهت به كارگيرى معيارهاى دينى در بروز واكنش‏هاى مناسب رعايت نماييم و از هرگونه رفتارهاى ناهنجار پرهيز نموده و بر غرايز - كه حاكميت نيرومندى بر انسان دارند-، فايق آييم.
5. انسان با خودشناسى و تفكّر درباره خود، مى‏تواند از چنگال صفات و خصلت‏هاى پليدى چون: غرور، خودخواهى، حرص و آز، كينه، دروغ، حسد، بخل و هرگونه عادت بد و ناپسند رهايى يابد و در خودسازى خويش و به كارگيرى قدرت عقل و ايمان و انديشه و تفكّر، در سير به سوى كمال و ارزشمندى - كه همواره مردان بزرگ، پيشگام آن بوده‏اند -، دست يابد.
6. چون همه تلاش‏ها و فعاليت‏هاى روزانه انسان براى تأمين خواسته و تأمين نيازمندى‏ها و منافع و مصالح خويش است، بنابراين، شناخت خويش، شناخت منشأ رفتار و اعمال خود بر همه مسائل مقدّم است و اصولاً كسى كه خود را شناخت، مبدأ آفرينش خويش را نيز خواهد شناخت.

من كيستم؟

يكى از كنجكاوى‏هاى شما جوانان كه برايتان بسيار لذت‏بخش است، اين است كه بدانيد كيستيد و كجاييد و چه ويژگى‏هايى داريد.
آشنايى با شخصيت خودتان، به شما كمك خواهد كرد تا بهتر تصميم بگيريد و با مشكلات و مسائل روزمره بهتر كنار بياييد و به راه حل‏هاى مناسب‏تر برسيد.
يكى از مسائل مهم ديگرى كه شما جوانان، بايد نسبت به آن آگاهى داشته باشيد، اين است كه تصوير روشن و مشخصى از خود به دست آوريد و بتوانيد آن را به خوبى بيان كنيد؛ زيرا اين مسئله، اغلب براى بيشتر شما جوانان كه مى‏خواهيد شخصيت خود را به نحوى در بين دوستان و همسالان و حتى بزرگ‏سالان مطرح كنيد، دشوار مى‏شود.
بنابراين اين كه شما بدانيد چه كسى هستيد و در اين سن (آغاز جوانى) چه كارها و رفتارى بايد انجام دهيد، حايز اهميت است.
پس بايد اولاً بدانيد چه ويژگى‏هايى داريد؟
ثانياً آگاهى پيدا كنيد كه ويژگى‏هاى يك فرد، ممكن است در طول زمان و گذشت روزگار، تغيير كند و تكامل يابد.
ويژگى‏هاى متفاوتى كه در افراد به صورت‏هاى مختلف وجود دارد و ممكن است موجب بروز رفتارها و خصلت‏هاى متفاوت آنان بشود، از اين قرار است:
شخصى ممكن است ترجيح بدهد كه در جمع باشد، يكى تنهايى را دوست دارد، يكى دوست دارد كه فعاليت‏هاى آرام و بى سر و صدايى انجام دهد و ديگرى دوستدار فعاليت‏هاى هيجان‏انگيز است. يكى مطالعه را دوست دارد و ديگرى به كارهاى فنى و عملى علاقه‏مند است. يكى نگران نمرات خود است و ديگرى حساسيتى نسبت به آنها ندارد. يكى به وسيله شنيدن، چيز ياد مى‏گيرد و ديگرى به وسيله ديدن و انجام دادن كارهاى عملى. يكى ترجيح مى‏دهد كه با گروه بر روى طرح و تمرين‏ها كار كند و ديگرى دوست دارد به تنهايى كارها را انجام
 

60

دهد. يكى سلطه‏پذير است و ديگرى هرگز سلطه ديگران را نمى‏پذيرد.
بنابراين، جوانان درباره اين كه چه كسى هستند و چه ويژگى‏هاى شخصيتى‏اى دارند و چه چيزى براى آنان مهم است، بايد فكر كنند. بايد درباره اين مسئله بينديشند كه آيا در اثر گذشت زمان، همان‏طور كه بزرگ‏تر مى‏شوند، همه چيز در آنان تغيير خواهد كرد و يا اين كه بعضى چيزها سال‏ها در آنان ثابت خواهد ماند؟
در ارزيابى و بررسى خصوصيات و ويژگى‏هايى كه در بالا ذكر شد، ممكن است شما جزو گروه اوّل باشيد و يا جزو گروه دوم و يا اين كه بعضى از ويژگى‏هاى گروه اول را داشته باشيد و بعضى از ويژگى‏هاى گروه دوم را. مهم اين است كه در درجه اوّل، جايگاه و موقعيت خودتان را بشناسيد و بدانيد كه چه ويژگى‏هايى داريد و بين خود و ديگران چه تفاوت‏هايى وجود دارد و همچنين اين كه دوست داريد جز گروه اوّل باشيد يا دوم؟
انتخاب شما بستگى دارد به اين كه چه چيزهايى را ارزشمند مى‏دانيد: مطالعه‏كردن، سخاوتمندبودن، روحيه جمعى داشتن، مستقل بودن، آزاد بودن و... جمع بين آنها چگونه است و شما چرا آنها را به عنوان يك ارزش انتخاب كرده‏ايد. اگر به دليل آن پى ببريد، ديگر سر در گم نخواهيد بود و در طول گذشت زمان، سعى شما بر اين است كه اين ويژگى‏ها را در خود تقويت نماييد و پرورش دهيد؛ ولى اگر به اين مسائل آگاه نباشيد، رفتارهاى خود و ديگران براى شما نامعلوم و مسئله‏ساز خواهد بود و شما درك درستى از خود و ديگران نخواهيد داشت و در انتخاب موقعيت‏ها و دوست‏ها و كنارآمدن با مسائل و مشكلات براى شما دشوار خواهد بود. شما كم‏كم پى مى‏بريد به اين كه كارهايى در گذشته انجام مى‏داديد كه در اثر آگاه‏شدن و تفكر بينش شما تغيير كرده و اكنون راه بهترى را انتخاب كرده‏ايد.
شما به ويژگى‏هاى خود و دوستانتان پى برده‏ايد و از طرفى مى‏فهميده‏ايد كه اين ويژگى‏ها و حالات، در طول گذشت زمان، قابل تغيير و بهبود است. هر چه شما تفكر مى‏كنيد و آگاه‏تر و فهميده‏تر مى‏شويد، راه بهترى را انتخاب مى‏كنيد و به ارزش‏هاى والاترى دست مى‏يابيد و اين، موجب رشد شخصيت شما مى‏شود. بنابراين به شما اين احساس دست مى‏دهد كه دايم در حال تغيير و رشد و تكامل هستيد.
از طرفى احساس مى‏كنيد كه ارزش‏هاى والا و مطلقى وجود دارد كه همواره در طول گذشت زمان براى شما ثابت و پابرجاست. مثلاً محبت به افراد ناتوان، رعايت عدالت و ظلم‏نكردن به ديگران، كمك به افراد نيازمند، اينها مواردى است كه در هر موقعيت مكانى و زمانى‏اى كه باشيد، براى شما ارزشمند است.

مشكلات دوران بلوغ

بلوغ را پايان دوره نوجوانى و آغاز جوانى (يا بخش نخست از دوره جوانى) شمرده‏اند. جوانى كه به دوران «بلوغ» وارد مى‏شود، به فضايى تازه و تا حدّى ناشناخته گام مى‏نهد.
بايد بدانيم كه در اين دوران، همواره در حال رشد و نمو هستيم. بسيار هم عادى است كه با شروع اين دوره، تغييرات گسترده‏اى در وجود ما اتفاق افتد. اين امر ممكن است براى نوجوانانى كه نمى‏خواهند خودشان را از همسالانشان جدا و متفاوت ببينند، اضطراب‏آور باشد و احساس نگرانى كنند. برخى با افزايش و يا كاهش وزن خود مشكل پيدا مى‏كنند و در اين مورد، به خودآگاهى مى‏رسند و اغلب براى پرهيز از آزار و اذيت همسالان از آنان كناره‏گيرى مى‏كنند. با وجود اين، برخى ديگر، به خاطر تغييرات ظاهرى جسمى و فيزيكى كه پيدا مى‏كنند، با توجه به ميزان توانايى خود، در مواجهه و ارتباط و رفتار با ديگران، نگران و حساس مى‏شوند.
در اين مرحله از رشد كه ساليانى چند به طول مى‏انجامد، بايد شما جوانان عزيز بدانيد كه اوّلاً تغييرات رشدى‏اى كه در شما اتفاق مى‏افتد، عادى است و اين براى همه همسالانتان نيز اتفاق مى‏افتد. دوم اين كه اين تغييرات ظاهرى و جسمى كه در طى اين مرحله از رشد در شما حاصل مى‏شود، سريع اتفاق مى‏افتد و از هر فردى به فرد ديگر، متفاوت است.
در اين سنين، برخى از شما از نظر قد نسبت به ديگرى بلندتر و بعضى كوتاه‏ترند و اگر احساس كرديد كه بلندتريد كاملاً راحت باشيد و احساس عادى داشته باشيد؛ چون اين امر مسئله مهمى در زندگى شما نيست و شما نبايد احساس عجيبى بكنيد و يا اگر قد شما كوتاه‏تر است نيز نبايد احساس نگرانى كنيد؛ بلكه اين موضوع را كاملاً عادى بدانيد. در طى سال‏هاى دوره بلوغ، بيشتر افراد، به ميزان متفاوتى رشد مى‏كنند. وزن و قد برخى سريع‏تر از ديگران رشد مى‏كند و ممكن است سنگين‏تر و چاق‏تر به نظر بيايند. بعضى از جوانان چون از مسئله رشد سريع
 

61

در اين دوران آگاهى ندارند، به خاطر رشد دست‏ها، پاها و حتى بينى خود، خجالت‏زده و مضطرب مى‏شوند و احساس مى‏كنند كه مشكلى دارند؛ در حالى كه اگر كاملاً به اين امر آگاهى پيدا كنند، خواهند دانست كه جريان رشد، امرى زودگذر است و براى همه همسالانتان اتفاق مى‏افتد و آنان پس از مدتى حالت عادى پيدا مى‏كنند.
در طى اين مرحله از رشد، امكان دارد تعدادى از بچه‏ها صورتشان جوش بزند و بعضى به خاطر آن خجالت‏زده شوند؛ ولى آنها كه روحيه‏اى عادى و طبيعى دارند به هيچ وجه از اين مسئله نگران نمى‏شوند، بلكه به خوبى مى‏توانند با اين رويدادهاى طبيعى كه براى همه همسالانشان اتفاق مى‏افتد كنار بيايند.
بنابراين، از اين بابت، نبايد نگران باشيد. حتى ممكن است اشتهاى شما به خوردن غذا زيادتر شود؛ چون بدن شما رو به رشد است و احتمالاً ممكن است چاق‏تر يا لاغرتر بشويد. با وجود اين، قد شما روز به روز، رو به افزايش است و پس از گذشت مدتى بدن شما كاملاً متفاوت به نظر مى‏رسد. حتى قيافه‏تان كه ممكن است با بقيه بدنتان نامتناسب رشد كرده باشد و اين مسئله سبب شده باشد كه شما پيش خودتان تصور كنيد كه نامتناسب و يا بدقيافه هستيد. به همين دليل، سعى كنيد اين احساس به شما دست دهد كه همه بدن شما درست رشد كرده است. اين امر طبيعى است، اگر چه ممكن است كم كم سبب خودآگاهى شما شود، امّا هر كسى دير يا زود به اين مسئله آگاه مى‏شود. شما اين حس را تجربه خواهيد كرد. از طرفى به تدريج، با رشد موهاى بدن و صورتتان (پسران) يا رشد حجمى برخى اندام‏ها (دختران) مواجه خواهيد شد و كم‏كم صداى شما بَم‏تر مى‏شود. اين مرحله از دوران رشد و بلوغ شما بسيار مهم است؛ زيرا تغييرات جسمانى شما طى اين مرحله (البته در مقايسه با مراحل ديگر زندگى شما) خيلى سريع‏تر رخ مى‏دهد و اين طبيعى است كه احساس خجالت يا كم‏رويى كنيد؛ اما به خاطر داشته باشيد كه اين احساسات و حالت‏ها و سير رشد براى هميشه در شما ادامه نخواهد داشت.
اگر شما همانند همسالان خود، با سرعت رشد نمى‏كنيد، هيچ نگران نباشيد؛ زيرا قانون الهى و تكوينى طورى است كه هر كس در زمان متفاوتى وارد دوران بلوغ مى‏شود و اين آهنگ رشد و بلوغ با تغييراتى چند و با نوسانات زمانى مختلف، صورت مى‏گيرد.

نقاط قوت و ضعف

در اين مرحله از رشد(بخش نخست از دوره جوانى)، بيشتر افراد در مرحله‏اى هستند كه فقط همان لحظه و همان زمان حال را مى‏بينند و بيشتر آنچه را كه با آن تماس دارند و ملموس است احساس مى‏كنند. در نتيجه، براى آنان خيلى عادى و طبيعى است كه تفكر دوگانه‏اى داشته باشند و خود را گاهى خوب و گاهى بد ببينند. از آن جايى كه اين گونه تفكّر، تأثير منفى بر توانايى‏ها و عملكرد نوجوانان در پذيرفتن خود به عنوان يك انسان در بر دارد، مهم است كه بدانند كه همه همسالانى كه با آنان رفت و آمد و برخورد دارند، داراى نقاط قوت و ضعف‏اند و اين امر، در همه وجود دارد و مختص آنان نيست.
بنابراين لازم است كه نوجوانان در اين سنين بدانند كه همه افراد داراى نقاط قوت و ضعف‏اند و همچنين آگاهى پيدا كنند كه اصولاً ما نبايد يك فرد را به طور كلى و مطلق، خوب (بدون عيب) و يا بد (بدون جهات خوبى) ارزيابى كنيم. اين ديدگاه، ديدگاه درست و صحيحى نيست؛ زيرا اگر شما يك مداد و يك كاغذ برداريد و در مورد خودتان (يا هر كس در مورد خودش) فكر كنيد كه چه نقاط مثبت و چه نقاط منفى‏اى داريد، مى‏توانيد نقاط مثبت و قوت و نقاط منفى و ضعف خود را فهرست كنيد. حال ممكن است بعضى، نقاط قوتشان بيشتر باشد و نقاط ضعفشان
 

62

كم‏تر.
به هر حال، هر كس هم نقاط قوت دارد و هم نقاط ضعف. مهم اين است كه ما در سنى واقع شده‏ايم كه مى‏توانيم به تدريج، نقاط قوت خود را اولاً بشناسيم، ثانياً مى‏توانيم آنها را با كمى اراده، به تدريج و كم كم افزايش دهيم و از نقاط ضعف، كم كنيم. در هر صورت، بايد به اين امر آگاهى پيدا كنيم كه نقاط ضعف هر نوجوان و جوانى باعث نمى‏شود كه او آدم بدى باشد و همچنين نقاط قوت هيچ كس هم سبب نمى‏شود كه او مطلقاً آدم خوبى باشد. در اين مرحله، مهم اين است كه هر كس تا چه اندازه به فكر اين است كه اولاً خودش را بشناسد و به نقاط قوت و ضعفش پى ببرد و در نهايت بتواند در تصميم‏گيرى‏هاى خود و زندگى، واقع‏بين باشد، تا كاملاً موفق شود.
شما بايد فكر كنيد كه غير از معصومان(ع)، آيا كسى در دنيا وجود دارد كه تمام ويژگى‏هاى او منفى باشد؟ و آيا در دنيا كسى پيدا مى‏شود كه تمام ويژگى‏هاى او مثبت باشد؟
پس حال كه اين طور نيست، بايد اين اميد در شما زنده شود كه حركت تكاملى و رشدتان در صورتى تضمين شده است كه سعى كنيد كم كم و به تدريج از نقاط ضعف خود بكاهيد و به نقاط قوت خود بيفزاييد و اين هم، يك روزه نمى‏شود و به زمان احتياج دارد و بايد به تدريج صورت بگيرد، تا موفقيت حاصل شود.
شما بايد اين ديدگاه خودتان را اصلاح كنيد كه «تصور نكنيد شخص خوبى نيستيد»؛ زيرا بعضى از كارها را درست و كامل انجام نداده‏ايد. يا اين كه «صددرصد شخص خوبى هستيد»؛ چون بعضى از كارها را درست و كامل انجام داده‏ايد! بايد شما واقع‏بينانه فكر كنيد و صادقانه بپذيريد كه انسان خوبى هستيد با فطرتى پاك و سالم كه داراى ويژگى‏هايى هستيد و همه انسان‏ها همين‏طورند و يكى از نقاط قوت، قوه عقل و تفكر شماست.
اين عاقلانه فكركردن است كه موجب پيشرفت و موفقيت همه انسان‏هاى بزرگ بوده است؛ زيرا همه انسان‏هاى بزرگ نيز، هم داراى نقاط قوت بوده‏اند و هم داراى نقاط ضعف. مهم اين است كه وجود نقاط ضعف سبب نگرديده كه آنان از حركت باز ايستند و خود را ناتوان احساس كنند؛ بلكه آنان هميشه ديدگاه مثبت و واقع‏بينانه داشته‏اند و اين امر را در وجود خود و ديگران طبيعى ديده‏اند و سبب گرديده كه با كمال قدرت و اراده، سعى و تلاش خود را در جهت صحيح با واقعيت تطبيق بدهند و موفقيت را احساس كنند.
با فكر كردن (بينش)، ديدگاه خود را منطقى كنيد تا احساس رضايت نماييد.
نوجوانان در اين دوران اغلب نسبت به اظهارنظر اطرافيان و صحبت‏هاى آنان بسيار حساس‏اند و به وسيله گوش‏دادن به آنچه كه خانواده پدر و مادر يا همسالان و معلمان درباره آنان مى‏گويند و يا با مشاهده اين كه ديگران چگونه نسبت به آنان رفتار مى‏كنند و واكنش نشان مى‏دهند، چيزهايى را درباره خودشان برداشت مى‏كنند كه ممكن است واقعيت نداشته باشد؛ زيرا آنان در اين دوره سنى، هنوز چيزهاى زيادى را تجربه نكرده‏اند و قدرت تفكر و تجزيه و تحليل را هنوز در خود توسعه نداده‏اند. اين امر سبب مى‏شود كه بعضى از آنان، برداشت نادرستى از خود، پرورش دهند؛ زيرا بعضى از نوجوانان هنوز نمى‏دانند و يا بهتر بگوييم نمى‏توانند همه ديدگاه‏ها و جنبه‏هاى مختلف كارها را در نظر بگيرند. اين موضوع براى آنان بسيار آسان است كه فقط نقاط منفى و نقاط ضعفى را كه درباره خودشان از ديگران مى‏شنوند، تعميم و گسترش دهند و تصور كنند كه همه (اعم از اطرافيان، والدين، همسالان و ديگر دوستان) درباره آنان فكر مى‏كنند كه آنان، شخص خوبى نيستند. لذا اين تعميم و گسترش تصور و پندار منفى، به طور منفى بر روى توانايى‏ها و حتى نقاط قوت آنان هم تأثير گذاشته و خود را نمى‏پذيرند و يا دستِ‏كم مى‏گيرند و لذا در انجام دادن كارها و وظيفه و تكاليف خود، سستى و لااباليگرى نشان مى‏دهند.
بنابراين، مهم است كه در اين مرحله از رشد، نوجوانان بدانند و آگاه شوند كه اولاً هر فردى اظهارنظر ديگران را با ديدگاه منفى نسبت به خود تلقى نكند و بد نپندارد. ثانياً بر فرض پندار منفى ديگران، آن را از واقعيت ادراك خود نسبت به خودش جدا كند. در حقيقت، اگر در دست او گوهر باشد و تمام مردم دنيا بگويند آن گردو است، او شكى به خود راه ندهد و اگر در دست او گردو باشد همه بگويند گوهر است، در تصوّر او تأثير ايجاد نشود؛ زيرا اظهارنظر ديگران، واقعيت و حقيقت را تغيير نمى‏دهد و مهم اين است كه ما به حقيقت مسئله توجه كنيم نه اظهار نظر ديگران؛ زيرا اظهار نظر ديگران ممكن است مطابق با واقع باشد، ممكن است مطابق با واقع نباشد.
اصولاً اين موضوع اهميت دارد كه هر فردى قبل از اين كه به چيزى متعهد شود و در مورد مسائل، ديدگاهى را قبول كند، بايد همه ديدگاه‏ها را در نظر بگيرد؛ يعنى در مسائل زندگى همه جنبه‏ها را در نظر بگيرد و همچنين در مورد افراد و اشخاص همه ويژگى‏هاى آنها را در نظر بگيرد. تنها يك بعد يا يك ويژگى را در نظر نگيرد و بقيه جنبه‏هاى ديگر فرد را فراموش كند. به عنوان نمونه به اين يك مورد اتفاق نگاه كنيد كه چگونه مردم نسبت به عملكرد دانش‏آموزى به‏نام على، فقط يك جنبه منفى را در نظر داشتند و از ساير جنبه‏هاى مثبت او غافل بودند.
على آقا در يك محله شلوغ زندگى مى‏كرد. والدين او سرمايه زيادى نداشتند. به همين خاطر او بعدازظهرها در نجارى كار مى‏كرد و حتى عصرها روزنامه مى‏فروخت تا بتواند درآمد زيادى كسب كند و بتواند براى مدرسه و زندگى خود، چيزهاى بيشترى را بخرد.
به همين جهت، در مدرسه خيلى نمرات بالايى را در درس‏ها نمى‏گرفت و معلّمانش دايم به او گوشزد مى‏كردند كه او بايد بيشتر درس بخواند.
على اين را مى‏دانست، امّا آنها باز هم مرتب حرف‏هاى خود را تكرار مى‏كردند. پايان ثلث، هنگامى كه على نمراتش را به خانه مى‏برد، احساس بدى داشت؛ زيرا خانواده‏اش از نمرات او راضى نبودند. مادر به او مى‏گفت: «على تو به جايى نمى‏رسى؛ مگر اين كه سخت درس بخوانى». برادر بزرگش نيز همين حرف را تكرار مى‏كرد. پدرش نيز همين طور. وقتى كه ديگران به او مى‏گفتند: «آه، چه دانش‏آموز ناموفّقى است!» به سادگى فراموش مى‏كردند كه او چه كارگر سختكوش و مسئوليت پذيرى بوده است.
بنابراين، همه فقط از يك ديدگاه به على نگاه مى‏كردند و بقيه جنبه‏هاى مثبت على را فراموش كرده بودند. در حقيقت، درباره شخصيت اين دانش‏آموز، تصوير تحريف شده‏اى در ذهن داشتند، ولى على نسبت به كار و توان خود كاملاً مطمئن بود و سعى داشت با به دست آوردن امكان مالى، بعداً كاملاً به درس بپردازد و گذشته را جبران بكند، هرچند كه ديگران به اين امر توجهى نداشتند.