از ميان نامهها
دو تن از خوانندگان گرامى مجلّه، با ارسال نامههايى دوستانه، ضمن تشكّر از دستاندركاران مجلّه و اشاره به ضرورت انتشار نشرياتى ويژه جوانان در كشورى كه اكثر جمعيت آن را جوانان تشكيل مىدهند، تذكّراتى دادهاند. با سپاس از ايشان و قدردانىشان، از آنجا كه ممكن است تذكّرات اين دو گرامى، ديدگاه خوانندگان ديگرى نيز باشد، آنها را به اختصار، درج مىكنيم و سپس توضيحات حديث زندگى را مىآوريم.
آقاى حميدرضا جوادى از قم:
1 - در مقاله «دين و خودآرايى»، بر مواردى چون روغنزدن مو و چربكردن پوست، تأكيد شده كه امروزه فقط مىتواند رضايت گروهى از جوانان (مُدگرا يا پيرو الگوهاى غربى) را جلب كند، بىآنكه جنبههاى ديگر رفتار آنان نقد شود. نقل چنين مواردى از احاديث، احتمالاً نياز اكثر جوانان امروز نيست.
2 - در همان مقاله، حديثى درباره تأثير شانهزدن سر در دفع بعضى بيمارىها و استوار شدن دندانها آمده است، كه نياز به توضيح دارد و اصولاً درج چنين احاديثى شايد امروزه اصلاً بهره آموزشى - تربيتى نداشته باشد و تنها بر ابهامات جوان بيفزايد.
حديث زندگى:
دوست عزيز! تذكّر دومت را كاملاً مىپذيريم و إن شاءاللَّه پس از اين، رعايت خواهيم كرد. امّا درباره تذكّر نخست شما، اين نكته گفتنى است كه اسلام، دينى براى تمامى زمانها و مردمان و سرزمينها و داراى معارف و احكامى جهانشمول و متناسب با نيازها و توانايىهاى انسان است. تعطيل كردن هر بخش از تعاليم يا احكام اسلام، اين دين را در چشم بخشى از انسانها فاقد انسجام و تعادل، خواهد نمايانْد. قرآن كريم، حلال كردن حرام خدا و حرام كردن حلال خدا را به يك اندازه نهى نموده است. حال، با آن همه توصيهاى كه اسلام در مورد حفظ پوست و مو دارد (و دكتر سيدرضا پاك نژاد، يك جلد از كتاب اولين دانشگاه و آخرين پيامبر را به آن اختصاص داده است)، آيا مىتوان چنين مواردى را در فهرست توصيههاى بهداشتى اسلام، نياورد؟ البته مىپذيريم كه اوّلاً افراط در هر رفتارى ناپسند است و ثانياً هر كار خوبى چنانچه به واجبات و وظايف اصلى انسانى - دينى لطمه بزند، ضدّ ارزش و غير قابل دفاع خواهد بود، به عنوان نمونه، روغن زدن مو و چرب كردن پوست نبايد به گونهاى باشد كه فرد را به الگوهاى ضدّ ارزشى شبيه كند و يا احياناً مانع تطهير و نماز باشد. با سپاس از شما، وظيفه خود مىدانيم كه پس از اين، إن شاء اللَّه اين گونه موارد را تا جاى ممكن، در فضاى مشتركى طرح كنيم.
خانم شهرزاد افشار، از تهران:
1 - در مقاله «دين و خودآرايى»، حديثى كه مىگويد: «پيامبر(ص) نهى فرمود كه دخترى به حدّ بلوغ رسيده باشد و موهاى خود را از پشت سر يا ميان يا جلوى سر، مانند مردان كوتاه نمايد» به چه معناست؟ آيا مقصود پيامبر خدا «تيپ مردانه زدن» و «شبيهشدن به مردان» بوده و دنباله جمله مربوط به سنّتهاى مردان آن روزگار است، يا اين كه هر جور مُدل مردانهاى در اصلاح موى سر براى خانمها ممنوع است؟
2 - چرا در اين حديث از پيامبر(ص): «من از دنيا سه چيز را دوست دارم: زنان، بوى خوش و نماز را كه نور چشم من است»، زن در كنار عطر قرار گرفته است؟
حديث زندگى:
خواننده گرامى و نكته بين! از اين همه توجّه شما به مجله خودتان سپاسگزاريم. در پاسخ به پرسش نخست، بايد عرض كنيم كه همان برداشت شما از حديث، صحيح به نظر مىرسد. آنچه در اسلامْ ضدّ ارزش است و نهى شده، اين است كه بانوى مسلمان در پوشش و رفتار و آداب اجتماعى، سعى در تقليد از مردان داشته باشد (تا آنجا كه در مورد او بگويند به هيئت مردان درآمده است)؛ چنان كه براى مرد مسلمان نيز هيئت زنانه به خود گرفتن، نهى شده است.
در پاسخ به دومين پرسش بايد گفت كه اگر از نگاهى انسانى و بدون زمينههاى ذهنى به اين حديث بنگريد، خواهيد يافت كه پيامبر(ص) با قصد ارزش بخشيدن به زن، از او در كنار بهترين و شايد ارزشمندترين شىء روزگار خويش (عطر) و گرامىترين عبادت(نماز) ياد كرده است. حال اگر به موقعيت ناگوار اجتماعى زن در عصر جاهلى عربستان و آن همه احترامى كه پيامبر(ص) براى حضرت فاطمه و خديجه و مريم و آسيه و نيز مقام مادر قائل بود، بنگريم، اين قصد و روش تربيتى پيامبر خدا روشنتر مىشود.