مجلات >حديث زندگی>شماره 2

از ميان نامه‏ها

 

98

دو تن از خوانندگان گرامى مجلّه، با ارسال نامه‏هايى دوستانه، ضمن تشكّر از دست‏اندركاران مجلّه و اشاره به ضرورت انتشار نشرياتى ويژه جوانان در كشورى كه اكثر جمعيت آن را جوانان تشكيل مى‏دهند، تذكّراتى داده‏اند. با سپاس از ايشان و قدردانى‏شان، از آن‏جا كه ممكن است تذكّرات اين دو گرامى، ديدگاه خوانندگان ديگرى نيز باشد، آنها را به اختصار، درج مى‏كنيم و سپس توضيحات حديث زندگى را مى‏آوريم.

آقاى حميدرضا جوادى از قم:

1 - در مقاله «دين و خودآرايى»، بر مواردى چون روغن‏زدن مو و چرب‏كردن پوست، تأكيد شده كه امروزه فقط مى‏تواند رضايت گروهى از جوانان (مُدگرا يا پيرو الگوهاى غربى) را جلب كند، بى‏آن‏كه جنبه‏هاى ديگر رفتار آنان نقد شود. نقل چنين مواردى از احاديث، احتمالاً نياز اكثر جوانان امروز نيست.
2 - در همان مقاله، حديثى درباره تأثير شانه‏زدن سر در دفع بعضى بيمارى‏ها و استوار شدن دندان‏ها آمده است، كه نياز به توضيح دارد و اصولاً درج چنين احاديثى شايد امروزه اصلاً بهره آموزشى - تربيتى نداشته باشد و تنها بر ابهامات جوان بيفزايد.

حديث زندگى:

دوست عزيز! تذكّر دومت را كاملاً مى‏پذيريم و إن شاءاللَّه پس از اين، رعايت خواهيم كرد. امّا درباره تذكّر نخست شما، اين نكته گفتنى است كه اسلام، دينى براى تمامى زمان‏ها و مردمان و سرزمين‏ها و داراى معارف و احكامى جهان‏شمول و متناسب با نيازها و توانايى‏هاى انسان است. تعطيل كردن هر بخش از تعاليم يا احكام اسلام، اين دين را در چشم بخشى از انسان‏ها فاقد انسجام و تعادل، خواهد نمايانْد. قرآن كريم، حلال كردن حرام خدا و حرام كردن حلال خدا را به يك اندازه نهى نموده است. حال، با آن همه توصيه‏اى كه اسلام در مورد حفظ پوست و مو دارد (و دكتر سيدرضا پاك نژاد، يك جلد از كتاب اولين دانشگاه و آخرين پيامبر را به آن اختصاص داده است)، آيا مى‏توان چنين مواردى را در فهرست توصيه‏هاى بهداشتى اسلام، نياورد؟ البته مى‏پذيريم كه اوّلاً افراط در هر رفتارى ناپسند است و ثانياً هر كار خوبى چنانچه به واجبات و وظايف اصلى انسانى - دينى لطمه بزند، ضدّ ارزش و غير قابل دفاع خواهد بود، به عنوان نمونه، روغن زدن مو و چرب كردن پوست نبايد به گونه‏اى باشد كه فرد را به الگوهاى ضدّ ارزشى شبيه كند و يا احياناً مانع تطهير و نماز باشد. با سپاس از شما، وظيفه خود مى‏دانيم كه پس از اين، إن شاء اللَّه اين گونه موارد را تا جاى ممكن، در فضاى مشتركى طرح كنيم.

خانم شهرزاد افشار، از تهران:

1 - در مقاله «دين و خودآرايى»، حديثى كه مى‏گويد: «پيامبر(ص) نهى فرمود كه دخترى به حدّ بلوغ رسيده باشد و موهاى خود را از پشت سر يا ميان يا جلوى سر، مانند مردان كوتاه نمايد» به چه معناست؟ آيا مقصود پيامبر خدا «تيپ مردانه زدن» و «شبيه‏شدن به مردان» بوده و دنباله جمله مربوط به سنّت‏هاى مردان آن روزگار است، يا اين كه هر جور مُدل مردانه‏اى در اصلاح موى سر براى خانم‏ها ممنوع است؟
2 - چرا در اين حديث از پيامبر(ص): «من از دنيا سه چيز را دوست دارم: زنان، بوى خوش و نماز را كه نور چشم من است»، زن در كنار عطر قرار گرفته است؟

حديث زندگى:

خواننده گرامى و نكته بين! از اين همه توجّه شما به مجله خودتان سپاسگزاريم. در پاسخ به پرسش نخست، بايد عرض كنيم كه همان برداشت شما از حديث، صحيح به نظر مى‏رسد. آنچه در اسلامْ ضدّ ارزش است و نهى شده، اين است كه بانوى مسلمان در پوشش و رفتار و آداب اجتماعى، سعى در تقليد از مردان داشته باشد (تا آن‏جا كه در مورد او بگويند به هيئت مردان درآمده است)؛ چنان كه براى مرد مسلمان نيز هيئت زنانه به خود گرفتن، نهى شده است.
در پاسخ به دومين پرسش بايد گفت كه اگر از نگاهى انسانى و بدون زمينه‏هاى ذهنى به اين حديث بنگريد، خواهيد يافت كه پيامبر(ص) با قصد ارزش بخشيدن به زن، از او در كنار بهترين و شايد ارزشمندترين شى‏ء روزگار خويش (عطر) و گرامى‏ترين عبادت(نماز) ياد كرده است. حال اگر به موقعيت ناگوار اجتماعى زن در عصر جاهلى عربستان و آن همه احترامى كه پيامبر(ص) براى حضرت فاطمه و خديجه و مريم و آسيه و نيز مقام مادر قائل بود، بنگريم، اين قصد و روش تربيتى پيامبر خدا روشن‏تر مى‏شود.