براى او و به خاطر او
ديوانه نيستى،
اگر به درد دلهاى مردم گوش فرا مىدهى و حتى يك نفر را ندارى كه به درد دلت گوش دهد.
ديوانه نيستى،
اگر با همه كس مىسازى و خود مىسوزى، ولى حتى يك نفر را ندارى كه با تو بسوزد و بسازد.
ديوانه نيستى،
اگر خواستههاى همه دوستان را اجابت مىكنى و حتى يك دوست ندارى كه يك خواستهات را جواب گويد.
ديوانه نيستى،
اگر اين همه به اطرافيانت محبت نشان مىدهى و دريغ از يك ذره محبّت كه به تو نشان دهند.
ديوانه نيستى،
اگر به خاطر ديگران گريه سر مىدهى و حتى يك نفر به حال تو گريه نمىكند.
ديوانه نيستى،
اگر شادىهاى خود را با ديگران قسمت مىكنى و حتى خبر شاد شدن ديگران را نمىشنوى.
ديوانه نيستى،
اگر توقع دارى مردم با تو چنين كنند.
اگر به درد دل مردم گوش فرا مىدهى،
اگر با همه كس مىسازى و خود مىسوزى،
اگر خواستههاى دوستان را اجابت مىكنى،
اگر به اطرافيان محبت نشان مىدهى،
اگر به خاطر ديگران گريه مىكنى،
اگر شادىهاى خود را قسمت مىكنى،
آن كس كه بايد تو را يارى كند، دارد يارىات مىكند؛
پس ديوانه نيستى.
اميد زندگى
كسى را ديدم كه مىگفت: «ديگر نمىتوان زندگى كرد!».
گفتم: «چرا؟»
گفت: «چون ميوهها دارند روى زمين مىافتند و نيمى از برگهاى درختان ريخته است».
گفتم: «ولى براى من، اينطور نيست! من حتى اگر جاى يك گاز نيز روى ميوه باقى باشد، هنوز مىتوانم به زندگى ادامه دهم».
حسين فردوسىزاده - تهران
آرامش، هديه خداوند
مهم نيست كه مشكل تا چه اندازه پيش پا افتاده باشد. هر مشكل روزمرّهاى به نسبت خود، كافى است آرامش را به هم بزند. آنقدر صبر نكنيد تا در بحران حوادث قرار گيريد و بعد به ياد آرامش بيفتيد. ابتدا آرامش را به ياد بياوريد؛ سپس با آرامش به سوى مشكل برويد؛ در آخر هم به آرامش به عنوان نتيجه نگاه كنيد.
آرامش، كودكى است كه آن را در آغوش خود گرفتهام و هيچ چيز و هيچ كس در دنيا نمىتواند آن را از من جدا كند.
آرامش، لمس كردن خداست، نه نبود اضطراب و هيجان جسمانى. آرامش، نداى صلح خداست، نه فقدان اصوات درهم و برهم. آرامش روشنايى لبخند خداست، نه فقدان مناظر آزار دهنده.
صلح و آرامش خدا به اين معنا نيست كه درِ خانه خود را قفل نكنيد يا با كيفى پر از پول در خيابانى نا امن قدم بزنيد.
بچههاى كوچك به سرعت به دردسرهاى بزرگ مىافتند؛ چون محتاط نيستند. نوجوانان ممكن است غير عاقلانه خطر كنند؛ چون نمىترسند. در دنيا، بىپروايى و نهراسيدن عملى نيست و صلحجويى و آرامش هم داراى قواعد خاصّى است. با وجود اين، تمام و كمال، خود را وقف صلح و آرامش كنيد.
راهنمايى اين نيست كه به شما بگويند كدام عمل را انجام دهيد و كدام را انجام ندهيد. راهنمايى، آرامش اهدايى پروردگار است؛ آرامشى كه به خاطر آن پيش مىرويم؛ آرامشى كه هر پرسشى را در خود حل مىكند و به وسيله آن ما به سادگى مىتوانيم هر كارى را به شكل كامل انجام دهيم.
فرشتگان آسمان، صلح و آرامش را پيش پاى من مىگذارند. حتى اگر سقوط كنم، فقط در آغوش خداوند خواهم افتاد.
آيا من سعى كردهام با عشق و آرامش تصميم بگيرم؟ آيا در اين خصوص هرچه در توان داشتهام به كار بردهام؟ اكنون ترديد دارم و در تصميماتم تجديد نظر مىكنم. اكنون در پى تلاشى مقدّسم و شما اين كار را نكنيد! در تصميمات خود تجديد نظر كنيد. فقط با آرامش به راهتان ادامه دهيد.
ذهن من درباره انتخاب بين دو عمل، فكر مىكند: دروغ بگو، دروغ نگو؛ اين كار را بكن، اين كار را نكن؛ امّا تنها انتخاب معنوى با معنا، اقدام با آرامش است.
در آرامش و سكون است كه به آسايش ذهن مىرسم و با خود يكى مىشوم. بديهى است از راه كشمكش با نفْس ناسازگار نمىتوان به آرامش دست يافت.
(1) هيو پراتر
1 . برگرفته از ترجمه خانم نفيسه معتكف.