مجلات >حديث زندگی>شماره 2

مشق


50

براى او و به خاطر او

ديوانه نيستى،
اگر به درد دل‏هاى مردم گوش فرا مى‏دهى و حتى يك نفر را ندارى كه به درد دلت گوش دهد.
ديوانه نيستى،
اگر با همه كس مى‏سازى و خود مى‏سوزى، ولى حتى يك نفر را ندارى كه با تو بسوزد و بسازد.
ديوانه نيستى،
اگر خواسته‏هاى همه دوستان را اجابت مى‏كنى و حتى يك دوست ندارى كه يك خواسته‏ات را جواب گويد.
ديوانه نيستى،
اگر اين همه به اطرافيانت محبت نشان مى‏دهى و دريغ از يك ذره محبّت كه به تو نشان دهند.
ديوانه نيستى،
اگر به خاطر ديگران گريه سر مى‏دهى و حتى يك نفر به حال تو گريه نمى‏كند.
ديوانه نيستى،
اگر شادى‏هاى خود را با ديگران قسمت مى‏كنى و حتى خبر شاد شدن ديگران را نمى‏شنوى.
ديوانه نيستى،
اگر توقع دارى مردم با تو چنين كنند.
اگر به درد دل مردم گوش فرا مى‏دهى،
اگر با همه كس مى‏سازى و خود مى‏سوزى،
اگر خواسته‏هاى دوستان را اجابت مى‏كنى،
اگر به اطرافيان محبت نشان مى‏دهى،
اگر به خاطر ديگران گريه مى‏كنى،
اگر شادى‏هاى خود را قسمت مى‏كنى،
آن كس كه بايد تو را يارى كند، دارد يارى‏ات مى‏كند؛
پس ديوانه نيستى.

اميد زندگى

كسى را ديدم كه مى‏گفت: «ديگر نمى‏توان زندگى كرد!».
 

51

گفتم: «چرا؟»
گفت: «چون ميوه‏ها دارند روى زمين مى‏افتند و نيمى از برگ‏هاى درختان ريخته است».
گفتم: «ولى براى من، اين‏طور نيست! من حتى اگر جاى يك گاز نيز روى ميوه باقى باشد، هنوز مى‏توانم به زندگى ادامه دهم».

حسين فردوسى‏زاده - تهران

آرامش، هديه خداوند

مهم نيست كه مشكل تا چه اندازه پيش پا افتاده باشد. هر مشكل روزمرّه‏اى به نسبت خود، كافى است آرامش را به هم بزند. آن‏قدر صبر نكنيد تا در بحران حوادث قرار گيريد و بعد به ياد آرامش بيفتيد. ابتدا آرامش را به ياد بياوريد؛ سپس با آرامش به سوى مشكل برويد؛ در آخر هم به آرامش به عنوان نتيجه نگاه كنيد.
آرامش، كودكى است كه آن را در آغوش خود گرفته‏ام و هيچ چيز و هيچ كس در دنيا نمى‏تواند آن را از من جدا كند.
آرامش، لمس كردن خداست، نه نبود اضطراب و هيجان جسمانى. آرامش، نداى صلح خداست، نه فقدان اصوات درهم و برهم. آرامش روشنايى لبخند خداست، نه فقدان مناظر آزار دهنده.
صلح و آرامش خدا به اين معنا نيست كه درِ خانه خود را قفل نكنيد يا با كيفى پر از پول در خيابانى نا امن قدم بزنيد.
بچه‏هاى كوچك به سرعت به دردسرهاى بزرگ مى‏افتند؛ چون محتاط نيستند. نوجوانان ممكن است غير عاقلانه خطر كنند؛ چون نمى‏ترسند. در دنيا، بى‏پروايى و نهراسيدن عملى نيست و صلح‏جويى و آرامش هم داراى قواعد خاصّى است. با وجود اين، تمام و كمال، خود را وقف صلح و آرامش كنيد.
راهنمايى اين نيست كه به شما بگويند كدام عمل را انجام دهيد و كدام را انجام ندهيد. راهنمايى، آرامش اهدايى پروردگار است؛ آرامشى كه به خاطر آن پيش مى‏رويم؛ آرامشى كه هر پرسشى را در خود حل مى‏كند و به وسيله آن ما به سادگى مى‏توانيم هر كارى را به شكل كامل انجام دهيم.
فرشتگان آسمان، صلح و آرامش را پيش پاى من مى‏گذارند. حتى اگر سقوط كنم، فقط در آغوش خداوند خواهم افتاد.
آيا من سعى كرده‏ام با عشق و آرامش تصميم بگيرم؟ آيا در اين خصوص هرچه در توان داشته‏ام به كار برده‏ام؟ اكنون ترديد دارم و در تصميماتم تجديد نظر مى‏كنم. اكنون در پى تلاشى مقدّسم و شما اين كار را نكنيد! در تصميمات خود تجديد نظر كنيد. فقط با آرامش به راهتان ادامه دهيد.
ذهن من درباره انتخاب بين دو عمل، فكر مى‏كند: دروغ بگو، دروغ نگو؛ اين كار را بكن، اين كار را نكن؛ امّا تنها انتخاب معنوى با معنا، اقدام با آرامش است.
در آرامش و سكون است كه به آسايش ذهن مى‏رسم و با خود يكى مى‏شوم. بديهى است از راه كشمكش با نفْس ناسازگار نمى‏توان به آرامش دست يافت.(1)
هيو پراتر

1 . برگرفته از ترجمه خانم نفيسه معتكف.