مجلات >حديث زندگی>شماره 2

انديشه و آرامش

نيره‏سادات سعادتمند


26

اى برادر، تو همه انديشه‏اى
مابقى، خود، استخوان و ريشه‏اى
گر بُوَد انديشه‏ات گل، گلشنى
گر بود خارى، تو هيمه گلخنى
اگر در ارتباط با خانواده، روابط انسانى و ارتباط با اطرافيان مشكلاتى داريد و اگر فكر مى‏كنيد انسان همين است و بس و نمى‏تواند تغيير كند، بايد با دقت به مسائل خانواده و ارتباط با ديگران توجه كنيد. بسيارى از اين مسائل با انديشه و شناخت نادرست ما مرتبط است. انديشه نسنجيده و غير منطقى، سبب به‏وجود آمدن يك زندگى با مشكلات زياد است و باعث مى‏شود تمام اشتباهات و علل مشكلات را به خارج از خود نسبت دهيم و برعكس، انديشه منطقى سبب به‏وجود آمدن يك مجموعه روابط سالم مى‏شود. تفكّر غيرمنطقى، بيمارى مهلكى است كه كار ذهن، احساسات و جسم انسان را مختل مى‏سازد. همه ما انسان‏ها مى‏توانيم صاحب انديشه و تفكر منطقى باشيم، به شرط اين كه هنر فكر كردن را بدانيم.

انديشه، عطيه‏اى الهى

انديشه، پيوندى جدا نشدنى با زندگى مادى و معنوى انسان دارد. همه انسان‏ها از استعداد فكر كردن برخوردارند؛ ولى عدّه زيادى به راستى نمى‏دانند كه چگونه بايد از اين عطيه الهى به بهترين شكل بهره‏گيرند. در اين نوشتار تلاش بر اين است كه اطّلاعات و روش‏هايى را درباره هنر فكر كردن، طرز تفكّر بهتر و دست يافتن به يك زندگى آرام، به دست آوريم.
مطالعات نشان داده است كه با استفاده از فكر مى‏توانيم سعادتمند شويم. عده زيادى از مردم به جاى اين كه بكوشند با نيروى فكر حاكم بر اعمال خود گردند، همه چيز را به شانس و تصادف واگذار مى‏كنند.

ضرورت و اهمّيت انديشيدن

ما مى‏توانيم زندگى‏مان را با قلم فكر بتراشيم و به صورتى كه مى‏خواهيم دربياوريم؛ به همين دليل بايد تصميم بگيريم كه فكرمان را به منظورهاى بهترى متوجه سازيم و براى اجراى اين تصميم، بهتر است تمام اراده خود را به كار بنديم. اگر فكر و انديشه‏اى را كه خداوند به ما بخشيده در راه نادرست به كار اندازيم، جز زشتى چيز ديگرى نصيب ما نخواهد شد.

اعتقاد، مهم‏ترين محرّك انديشه

«پروفسور ايوان پاولف» با آزمايشى كه روى سگ‏ها انجام داد به اين نتيجه رسيد كه ترشّح عصاره معده به تنهايى براى ورود غذا به معده بستگى ندارد. سگ در لحظه‏اى كه انتظار رسيدن غذاى مورد علاقه خود را مى‏كشد، معده‏اش آنزيم ترشّح مى‏كند و مى‏بينيم در هضم غذا، گذشته از عوامل جسمانى، جنبه‏هاى روانى مثل انتظار نيز فوق‏العاده اهمّيت دارد. بارها ديده شده است در ظرف چند ساعت، موهاى يك نفر سفيد شده است. هيجان، در بدنْ توليد مواد شيميايى مى‏كند و رنگ مو را تغيير مى‏دهد. اين تغييرات معمولاً با زياد شدن سن، صورت مى‏گيرد؛ ولى هيجان شديد، ممكن است به طور آنى آن را عملى سازد. زن بيمارى كه به‏جز چند قدم راه رفتن، هيچ كارى نمى‏تواند انجام دهد، چه عاملى باعث مى‏شود كه در هنگام آتش سوزى، از تعداد زيادى پله بالا برود و بچّه‏اش را از درون آتش نجات دهد. او در حالت خطر، ضعف خود را فراموش مى‏كند و اين فكر چنان قوى است كه بر وجودش مسلّط مى‏شود و انرژى مورد احتياج را به بدن او مى‏دهد. مشاهدات پزشكان، نقشى را كه روح و روان در معالجه افراد دارد، به اثبات رسانده است. بى‏اعتقادى افراد سالم نيز ممكن است آنها را تا پاى سخت‏ترين بيمارى‏ها به پيش برد. يك داروى ويتامينى اگر به نام داروى مؤثر به بيمار داده شود به جهت اعتقاد و باور فرد، تأثير معجزه‏آسايى در بهبود بيمارى دارد.

27

تفكر، سرچشمه ايمان

چهره‏هاى پُرچين و موهاى سفيد و نگاه‏هاى افسرده كسانى كه در پنجه درد و رنج نابود مى‏شوند تأثّرآور است؛ در صورتى كه يك صدم اين چين و چروك‏ها ريشه در دردهاى واقعى افراد دارند و معمولاً سبب اين بى‏نشاطى‏ها موانعى است كه هنوز نيامده‏اند و بايد به اين نكته توجه داشت، رنج‏هايى كه به سوى ما مى‏آيند در مقابل رنج‏هايى كه تصوّرشان را مى‏كنيم بسيار ناچيزاند.
تفكّر انسان درباه يك مسئله، به مراتب دقيق‏تر از اعمال مربوط به انجام آن مسئله است. دليلش اين است كه تفكّرات، علّت اعمال ما هستند. شخصى كه ذهنش پر از تصويرهايى از خوردن، خوابيدن و لذّت است به دور از آن چيزى است كه آن را «انديشه» مى‏ناميم. اين شخص، متفاوت از شخصى است كه قوّه تخيّلش، بر اثر ديدن صحنه‏هاى زيبا و جلوه‏هاى موجود در طبيعت، پرورش مى‏يابد. يك هنرمند بر يك فرد عادّى كه هيچ صفت ممتازى ندارد، برترى دارد؛ امّا اين برترى زاييده تصويرهاى بهترى است كه در ذهن يك هنرمند وجود دارد.

موانع تفكّر سالم

وقتى چند هدف بيگانه با نظام فكرى خودمان وارد فعاليت ذهن ما مى‏شود، در عمل تفكّرِ سازنده، متوقّف مى‏شود. مثلاً برخى از مردم نقش شخصى را بازى مى‏كنند كه جدا از شخصيّت واقعى آنان است و اين باعث مى‏شود فعاليت ذهن اشكال پيدا كند. از موانع ديگرِ تفكر سالم، روابط اجتماعى همراه با تظاهر است؛ مثلاً تظاهر به دانش، يكى از مصاديق نداشتن تفكّر سالم است. مسئله تظاهر و وانمود كردن به چيزى كه در شخص وجود ندارد، ممكن است موجب تباهى فكر شود. دو فكر متفاوت از يك موضوع، بيشتر اوقات، موجب كندى فعاليت‏هاى ذهن مى‏شود؛ مثلاً ما كارى را انجام دهيم و از اين عمل هم رضايت داشته باشيم و هم خشنود نباشيم(تعارض به وجود مى‏آيد). انديشه انسان، نيازمند كنترل است و انسانى كه قدرت تسلّط بيشترى بر انديشه‏هايش دارد، مى‏تواند مشكلات خود را حل كند.
اگر تصوير ذهن انسان از خود و محيط زندگى‏اش مثبت باشد در نتيجه، تأثير مثبتى بر خود و ديگران خواهد گذاشت. تصوير ذهنى سالم مانند ويتامين، سبب تقويت جسم و روان مى‏شود و توان فرد را در مقابل مسائل و مشكلات بالا مى‏برد. هر انديشه‏اى، واكنش‏هايى در بدن ايجاد مى‏كند؛ مثل تجسّم يك خوراكى ترش كه حتى آوردن اسم آن خوراكى نيز، غدّه بسيارى از اشخاص را فعّال مى‏كند. همان طور كه جسم محروم از هوا پژمرده مى‏شود، ذهن نيز در صورت نداشتن ارتباط با خودش، حياتش را از دست مى‏دهد. ما انسان‏ها تنها جزئى از منابع روح و روان خود را مورد استفاده قرار مى‏دهيم. حوادث غير منتظره نشان مى‏دهند كه منابع زندگى ما از آنچه مى‏پنداريم بزرگترند. همه ساخته‏ها و پرداخته‏هاى ذهن انسان با انديشيدن شروع مى‏شود و به هرچه فكر كنيد از يك انديشه سرچشمه مى‏گيرد. همه جنگ‏هايى كه در جهان اتفاق افتاده از افكار نشأت گرفته‏اند. افكار مثبت، نتايج مثبت دربر دارند، مانند: عشق، محبّت، سلامتى و افكار منفى نتايج منفى برجاى مى‏گذارند، مانند: ترس، بى‏زارى، ناراحتى. افكار، واقعيت فيزيكى ما را نيز مى‏سازند؛ البته با يك چشم به هم‏زدن حاصل نمى‏شود؛ بلكه به مرور زمان به‏وجود مى‏آيند. به قول مولانا: «فكرت سوى جايى رود و آنگه تو را آن‏جا برد».
انسان، هم استعداد مثبت شدن دارد و هم منفى شدن. انسان ايده‏آل، كسى است كه جنبه‏هاى مثبت خودش را رشد دهد. هرچه ما جوان‏تر باشيم، روان ما تأثيرپذيرى بيشترى دارد و هرچه پيرتر شويم، اين تأثيرپذيرى كم‏تر مى‏شود.