مجلات >حديث زندگی>شماره 2

حديث آرامش

گردآورنده: زهرا حسينى


19

ايمان و ذكر خدا موجب آرامش

قرآن كريم:
(الذّين آمَنوا وَتَطمَئِنُّ قُلُوبُهم بِذِكْرِ الله، اَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ)؛(1)
آنها (هدايت شدگان) كسانى هستند كه ايمان آورده‏اند و دل‏هاى‏شان به ياد خدا مطمئن (وآرام) است؛ آگاه باشيد كه با ياد خدا دل‏ها آرامش مى‏بايد.
قرآن كريم:
(هُوَ الذِّى أَنْزَلَ السَّكِينَةَ في قُلُوبِ المؤُمِنينَ لِيَزْدادُوا إيماناً مَعَ إيمانِهِم...)؛(2)
هم اوست كه در دل‏هاى مؤمنان آرامش را فرو فرستاد، تا ايمانى بر ايمان خود بيفزايند.
قرآن كريم:
(الذَّينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إيمانَهُمْ بِظُلْمٍ، أُولئكَ لَهُمُ الأَمْنُ) ؛(3)
كسانى كه ايمان آوردند و ايمان خود را به ظلم نيالودند، در آرامش و امنيت‏اند.
امام‏على(ع):
ذِكْرُ اللَّهِ جَلاءُ الصُّدورِ وَ طُمَأْنِينَةُ القُلُوبِ؛(4)
ياد خدا، روشنى سينه‏ها و آرامش دل‏هاست.
امام صادق(ع):
جميل قال: سَأَلْتُ أَبا عَبداللَّهِ عَن قَوْلِهِ - عَزَّوجَلَّ-: «هُوَالَّذى أَنْزَلَ السَّكينَةَ في قُلُوبِ المُؤمِنينَ». قال: هُوَ الإيمان؛(5)
جميل مى‏گويد: از امام صادق(ع) درباره اين گفته خداوند در قرآن پرسيدم كه مى‏فرمايد:«او همان كسى است كه آرامش را بر دل‏هاى مؤمنان نازل كرد». امام فرمود: (آن آرامش،) همان ايمان است.
امام باقر(ع):
السَّكِينَة الإيمانُ؛(6)
آرامش، همان ايمان است.

آرامش، زينت انسان

پيامبر اكرم:
اَحْسَنُ زِينَة الرَّجُلِ السَّكينَةُ مَعَ الإيمانِ؛(7)
بهترين زينت مرد، آرامش همراه ايمان است.
پيامبر اكرم:
...لَيسَ البرِّ في حُسنِ الزِّىّ ولكِنَّ البِّرَ في السَّكينَةِ وَالوَقارِ؛(8)
نيكويى، در زيبايى پوشش نيست؛ بلكه در آرامش و وقار است.
امام على(ع):
جَمالُ الرَّجُلِ الوَقارِ؛(9)
زيبايى مرد، در وقار اوست.

 

20

امام على(ع):
إِذا أَحبَّ اللَّهُ عَبْداً زَيّنَهُ بالسَّكينَةِ والحِلم؛(10)
هنگامى كه خداوند بنده‏اى را دوست بدارد، او را به آرامش دل و صبر، زينت مى‏بخشد.

تأمين زندگى، مايه آرامش

امام باقر(ع):
قالَ سَلْمان: إنِّ النَّفسَ قَدْ تَلْتاثُ عَلَى صاحِبِها إِذا لَم يَكُنْ لَها مِنَ العَيْشِ ما تَعتَمِدُ عَلَيْه، فَإذا هِىَ أحْرَزَت مَعيشَتَها، إطْمَأَنَّت؛(11)
سلمان چنين گفت: همانا آدمى هنگامى كه نقطه اتّكاء و تضمين كننده‏اى براى تأمين زندگى‏اش نداشته باشد، از درون به خود مى‏پيچد و مضطرب مى‏شود؛ امّا هنگامى كه توانست زندگى خود را تأمين كند، نَفْسش آرام گرفته و مطمئن مى‏گردد.
امام هادى(ع):
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): إنّ النَّفْسَ إذا اَحْرَزَتْ قُوتَها، إستَقَرَّتْ؛(12)
پيامبر اكرم فرمود: همانا نفس آدمى هنگامى كه مايحتاج زندگى‏اش تأمين شد، آرام مى‏گيرد.
امام صادق(ع):
خَمْسُ خِصالٍ مَنْ فَقَدَ واحِدَةً مِنهُنَّ لَم يَزَلْ ناقِصَ العَيشِ زائِلَ العَقلِ مَشغولَ القَلبِ، فَأوَّلُها: صِحَّةُ البَدَنِ، والثّانِيَةُ: الأمِن، والثّالِثَةُ: السَّعَةُ في الرِّزقِ، والرّابِعَةُ: الأنيسُ المُوافِقُ (قال الراوي:) قُلتُ: وما الأنيسُ المُوافِقُ؟ قال: الزَّوجَةُ الصّالِحَةُ، والوَلَدُ الصّالِحُ، والخَليطُ الصّالِحُ - والخامِسَةُ: وهِىَ تَجمَعُ هذِه الخِصالَ: الدَّعَةُ؛(13)
پنج چيز است كه هر كس يكى از آنها را نداشته باشد، همواره در زندگى‏اش نقص داشته، فكرش مشوّش و دلش نگران است: اوّل آنها، سلامت جسم و دوم امنيّت و سوم وسعت روزى و چهارم همراه و مونس هم رأى. (راوى مى‏پرسد): مونس هم‏رأى چيست؟ امام مى‏فرمايد: همسر خوب و فرزند خوب و هم‏نشين خوب است و پنجم، كه در برگيرنده همه اين خصلت‏هاست، آرامش خاطر و رفاه زندگى است.

حقّ و عدل، موجب آرامش

امام صادق(ع):
إنَّ القَلْبَ لَيَتَجلْجَلُ في الجَوْفِ يَطْلُبُ الحَقَّ، فَإِذا أَصابَهُ، إطمَأَنَّ وَقَرَّ - ثُمَّ تَلا أَبو عَبْدِ اللَّهِ هذهِ الآيَةَ - فَمَنْ يُرِدِ الله اَنْ يَهْدِيَهُ، يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإسْلامِ...؛(14)
همانا دل در طلب حق، همواره در سينه جوش و خروش دارد. هرگاه به حق برسد، آرام و قرار مى‏گيرد.
حضرت فاطمه(س):
فَفَرضَ اللَّهُ الإيمانَ تَطْهيراً مِنَ الشِّرْك... وَالعَدلَ تَسْكيناً لِلْقُلُوبِ؛(15)
خداوند، ايمان را براى پاكى از گناه... و عدل را براى آرامش دل‏ها واجب ساخت.

شب، مايه آرامش

قرآن كريم:
(فالِقُ الإصْبَاحِ وَجَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً...)؛(16)
(اوست كه) شكافنده صبح است و شب را براى آرامش يافتن به وجود آورد.
قرآن كريم:
(مَنْ إلهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُم بِلَيْلٍ تَسْكُنُونَ فِيهِ أفَلا تُبْصِرون)؛(17)
جز خداوند، كدامين معبود براى شما شبى مى‏آورد كه در آن آرام گيريد؟ آيا نمى‏بينيد؟
قرآن كريم:
(أَلَمْ يَرَوا أنّا جَعَلنا اللَّيْلَ لِيَسْكُنُوا فِيهِ...؛(18)
آيا نديده‏اند كه ما شب را قرار داديم تا در آن بياسايند...
قرآن كريم:
(اللَّهُ الّذِى جَعَلَ لَكُمُ الَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيه...)؛(19)
خدا(همان) كسى است كه شب را براى شما پديد آورد تا در آن آرام گيريد.
امام صادق(ع) به مُفضَّل:
فَكِّر - يا مُفَضَّل! في طُلُوعِ الشَّمْسِ وَغُروُبِها... بَلْ تَأَمَّلِ المَنْفَعَةَ في غُرُوبِها، فَلَولا غُروبُها لَمْ يَكُن‏لِلنَّاسِ هُدُوءٌ وَلا قَرار مَعَ عِظَمِ حاجَتِهِم إلى الهُدُوء والرّاحَةِ، لِسُكُونِ أَبْدانِهِم وَجُمومِ حَواسِّهِم، وانْبِعاثِ القُوَّةَ الهاضِمَةَ لِهَضم الطَّعامِ وَتَنْفيذِ الغِذاءِ إلى الأعْضاءِ، ثُمّ كانَ الحِرْصُ سَيَحْمِلَهُمْ مِن مُداوَمَةِ العَمَلِ وَمطُاوَلَته على ما يَعْظُم نِكايَتَهُ في أبْدانِهِم، فإِنّ كَثيراً مِنَ النّاسِ لَولا جُثُمُ هذا اللَّيْلِ لِظُلْمَتهِ عَلَيهم، لَم يَكُنْ لَهُم هُدوءٌ وَلا قَرار، حِرْصاً عَلى الكَسْبِ والجَمْعِ والإدِّخار؛(20)
اى مفضَّل! در طلوع و غروب خورشيد بينديش... بلكه منفعت و سود را در غروب آن به دقت بنگر. اگر غروب خورشيد نبود، هيچ‏گاه براى مردم آرامش و قرارى نبود، با وجود نياز شديدشان به آرامش و استراحت و به دليل نياز بدن‏هاشان به سكون و استراحت حواس آنها و تا اين كه قوّه هاضمه اقدام به هضم غذا نمايد و مواد غذايى را به اعضاى بدن برساند. همچنين (اگر نبود غروب خورشيد)، حرص و طمع، آدمى را براى ادامه كار وادار مى‏ساخت و زمان كار را چنان طولانى مى‏كردند كه خستگى مفرط بر بدن‏هاشان غالب
 

21

مى‏شد. همانا بسيارى از مردم اگر شب، تاريكى خود را بر آنها فرود نمى‏آورد، هر آينه آرامش و قرارى نداشتند؛ چون بر جمع كردن اموال و ذخيره‏آن حرص مى‏ورزند.

مؤمنين موجب آرامش يكديگر:

رسول الله(ص):
اِنّ المؤْمِن لَيَسْكُنَ إِلى المُؤْمِن كَما يَسْكُنُ قَلْبُ الظَمآنِ إلى الماءِ الباردِ؛(21)
همانا مؤمن با برادر مؤمنش آرامش مى‏يابد، چنان كه دل تشنه‏كام، با آب خنك تسكين مى‏يابد.
امام صادق(ع):
لِكُلِّ شى‏ءٍ شى‏ءٌ يَسْتَريحُ إليه، وإنّ المؤْمِنَ يَسْتَريحُ إلى أخيهِ المؤمِنِ كما يَسْتَريحُ الطيرُ إلى شَكلِهِ؛(22)
هر چيزى به چيزى آسايش پيدا مى‏كند، و مؤمن در سايه برادر مؤمنش آسايش مى‏يابد، چنان كه پرنده با همسان خود.

تحمّل و خويشتندارى

امام على(ع):
كمالُ العِلمِ الحِلْم و كمالُ الحِلْمِ كَثْرَةُ الإحْتمالِ والكَظْمِ؛(23)
كمال دانش، بردبارى است و كمال بردبارى، تحمل بسيار و فرونشاندن خشم.
امام على(ع):
اِحْتَمِل ما يَمُرُّ عَلَيك، فَإنَّ الإحتِمال ستر العُيُوبِ و إِنَّ العاقِلَ نِصْفُه إحتِمالُهُ ونِصْفُهُ تَغافُل؛(24)
آنچه بر تو مى‏گذرد تحمّل كن؛ زيرا تحمّل، پرده عيب‏هاست و نيمى از شخص خردمند، تحمل و نيمى ديگر، تغافل(به روى خود نياوردن) است.
امام على(ع):
الإحْتِمالُ قَبْرُ العُيُوبِ والمُسالَمَةُ خَباءُ العُيُوبِ؛(25)
تحمّل كردن، مقبره عيب‏هاست و مسالمت و آشتى، پرده‏پوش عيب‏ها.
امام على(ع):
السِّلمُ ثَمَرَةُ الحِلْم؛(26)
نتيجه خويشتندارى، تندرستى و سلامت است.

صلح و مسالمت

امام على(ع):
وَجَدْتُ المُسالَمَةَ ما لَمْ يَكُنْ وَهْنٌ في الإسلام أَنْجَعَ مِن القِتالِ؛(27)
مسالمت و آشتى را تا زمانى كه مايه وهن اسلام نباشد، از جنگ، سودآورتر يافته‏ام.
امام على(ع):
مِنْ أَفْضَلِ النُصحِ، الإشارَةُ بِالصُّلحِ؛(28)
اشاره و گوشزد به صلح و آشتى، از برترين نصيحت‏ها است.
رسول الله (ص):
الرِّفقُ يُمْنٌ والخُرْقُ شُؤمٌ، الرَّفْقُ لم يُوضَع على شى‏ءٍ إلّا زانَهُ ولا يُنْزَعُ من شى‏ءٍ إلّا شانَهُ؛(29)
رفاقت و نرمخويى، مايه بركت است؛ ولى خشونت و تندى، مايه شومى و نامباركى است. نرمخويى موجب زينت است و ترك آن موجب زشتى و نازيبايى.
1 . سوره رعد، آيه 28.
2 . سوره فتح، آيه 4.
3 . سوره انعام، آيه 82.
4 . غُررالحكم، ح 5165.
5 . الكافى، ج 2، ص 15.
6 . همان‏جا.
7 . كتاب من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 403.
8 . مستدرك الوسائل، ج 1، ص 106.
9 . غررالحكم، ح 4744.
10 . همان، ح 4099.
11 . الكافى، ج 5، ص 89.
12 . همان‏جا.
13 . الخصال، ص 284.
14 . الكافى، ج 2، ص 421.
15 . كتاب من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 568.
16 . سوره انعام، آيه 96.
17 . سوره قصص، آيه 72.
18 . سوره نمل، آيه 86.
19 . سوره غافر، آيه 61 و در سوره يونس، آيه 67:
«هوالذى...».
20 . توحيد مفضّل، ص 79؛ بحارالأنوار، ج 58، ص 175.
21 . الجعفريات، ص 156.
22 . كتاب المؤمن، ص 39.
23 . غررالحكم، ح 7231.
24 . همان، ح 2378.
25 . نهج‏البلاغه، حكمت 6.
26 . غررالحكم، 901.
27 . همان، 10138.
28 . همان، 9379.
29 . بحارالأنوار، ج 75، ص 59.