مجلات >حديث زندگی>شماره 1

لبخند روح

عبدالهادى مسعودى
 

62

آراستگى، لبخند روح ماست به بينندگان و همراهانمان و هم از اين‏رو به برقرارى و استحكام روابط اجتماعى يارى مى‏رساند. اين حقيقت انكارناپذير، در سراسر هستى مشهود است و پيشوايان ما به آن تذكر داده‏اند و خود بيش از هر شخص ديگرى، آن را به كار بسته‏اند. آنان از محبوبيت آراستگى نزد خدا خبر داده‏اند.
پيامبر اكرم مى‏فرمايد:
إنّ اللّه يُحبُّ مِنْ عَبدِهِ إذا خَرَجَ إلى إخوانه أن يَتَهيّأَ لهم و يَتجَمَّل.(1)
خداوند دوست مى‏دارد چون بنده‏اش به سوى برادرانش بيرون مى‏آيد، خود را براى آنها آماده و زيبا سازد.
و امام صادق (ع) به يكى از يارانش مى‏گويد:
إظهار النعمة أَحَبُّ إلى اللّه مِن صِيانتها؛ فإيّاك أن تَتَزَيَّنَ إلّا فى أحسنِ زِىِّ قَومِك.(2)
نزد خدا، نمايان كردن نعمت، از نگه‏داشتن آن محبوب‏تر است. پس مبادا كه جز در بهترين شكلِ مورد پسند قومت بيرون آيى.
و همين امام بزرگوار، آن‏گاه كه اين معنا را با عباراتى ديگر مى‏فرمايد و از تفسير آنها پرسيده مى‏شود، به مصداق‏هاى خارجى آن اشاره مى‏كند:
يُنَظِّفْ ثَوْبَه و يُطَيِّب ريحَه و يُجَصِّصْ دارَه و يَكنِسْ أفنيَتَه، حتّى أنَّ السراجَ قَبلَ مَغيبِ الشمسِ يُنْفِي الفَقْرَ و يَزيدُ فى الرزقِ.(3)
لباسش را تميز و خود را خوشبو كند، ديوار خانه‏اش را مرمّت كند، حياطش را بروبد، و چراغش را پيش از غروب آفتاب برافروزد، كه اين كار، فقر را مى‏زدايد و در روزى مى‏افزايد.
پيامبر اكرم اين آراستگى را تا بالاترين درجه مى‏خواست. ايشان به اصحاب خود مى‏فرمود:
أحسِنوا لباسَكُم و أصلِحوا رِحالَكُم، حتّى تكونوا كأنّكُم شامةٌ فى‏الناس.(4)
لباس‏هاى خود را نيكو و زينِ مَركب خود را درست كنيد، تا همچون خال سياه، در ميان مردمْ نمايان باشيد.
تنها حدّى كه مى‏توان براى آراستگى قائل شد، همان مرزهاى شمرده شده در فقه و تحت عنوان‏هاى: شبيه كافران شدن، عدم رعايت حجاب، پوشيدن لباس شهرت، به فتنه انداختن ديگران و به طور كلّى حرام بودن اين كارها و حلال بودن زينت و آراستگى است و مى‏توان گفت كه موارد نهى شده، در واقع با فلسفه آراستگى كه ايجاد نشاط و سلامت و استحكام ارتباطات درونى اجتماع است همخوانى و سازگارى ندارند.
امام صادق (ع) مى‏فرمايد:
إلبِسْ و تَجَمَّلْ، فَإنَّ اللّه جَميلٌ يُحِبُّ الجَمالَ ولْيَكُنْ مِن حَلالٍ.(5)
لباس زيبا بپوش كه خدا زيباست و زيبايى را دوست دارد و بايد از حلال باشد.
امام على (ع) كه خود در غايت زهد و ساده زيستى بود، به هيچ وجه اجازه سهل‏انگارى در آراستگى و آراسته بودن را نمى‏داد و اين‏كه كسى بهانه تراشى كند و به دستاويز صميمى و دوست بودن، خود را رها كند و هرگونه كه خواست نزد دوستان خود حاضر شود، از ديدگاه امام(ع) پذيرفتنى نيست. ايشان به صراحت مى‏فرمايد:
لِيَتَزيَّنْ أحَدُكُم لأخيه المُسلِمِ كَما يَتَزيَّنُ للغريبِ الذى يُحِبُّ أنْ يَراه فى أحسنِ الهَيْئَة.(6)
هر يك از شما همان‏گونه كه خود را براى ناآشنايى كه دوست دارد وى را در بهترين شكل ببيند، مى‏آرايد، بايد خود را براى برادر مسلمانش نيز همان‏گونه بيارايد.
اهمّيت آراستگى در اسلام از برخوردهاى پيامبر اكرم با ناآراستگان و نيز رفتار شخصى ايشان آشكارتر مى‏شود.
جابر بن عبداللّه مى‏گويد:
أتانا رسولُ اللّه فَرَأَى رجُلاً ثائرَ الرأس فقال: «أما يَجِدُ هذا ما يُسَكِّنُ بِه شَعرَه؟» و رَأَى رجُلاً وَسِخَ الثيابِ فقال: «أما يَجِدُ هذا ما يُنَقّى به ثِيابَه؟».(7)
پيامبر خدا نزد ما آمد و مردى را ديد كه سرش نامرتب است؛ فرمود: آيا اين (مرد،)چيزى نمى‏يابد كه با آن، مويش را مرتب كند؟ و مردى را ديد كه لباسش كثيف بود؛ فرمود: آيا اين (مرد،) چيزى نمى‏يابد كه با آن، لباسش را تميز كند؟
پيامبر، خود هنگام بيرون رفتن از خانه در آينه و يا آب مى‏نگريست و خود را مرتب مى‏كرد.(8) فرزندان پاك او نيز اين گونه بودند. امام رضا(ع) با آن‏كه خود در خانه بر حصير مى‏نشست و لباس زِبْر مى‏پوشيد، به هنگام حضور در ميان مردم، خود را مى‏آراست.(9)
و هم ايشان اجازه نمى‏داد كسى زينت خود را بفروشد و آن را خرج تهيه قربانى حج كند - كه از واجبات است - و مى‏فرمود به جاى قربانى كردن، روزه بگيرد.(10)
بر اينها بايد افزود فرمان‏هاى پيشوايان را درباره نظافت بدن، اكرام و اصلاح مو، شانه زدن، ماليدن روغن‏هاى متفاوت به سر و رنگ كردن آن و نيز روغن زدن پوست و عطر زدن و خوشبو كردن خود.
امّا اين همه، آرايش جسم خاكى است و نه آراستگى حقيقت انسانى. اديان الهى به هر دو جنبه نظر دارند و از ما مى‏خواهند به آراستگى ظاهر بسنده نكنيم و باطن خود را نيز بياراييم تا افزون بر هيئت و شكل و شمايل زيبا، رفتار و گفتار و حتى انديشه‏هايى تميز و آراسته داشته باشيم كه به فرموده امام موحّدان، اين دسته، از دسته نخست
 


63

زيباترند:
زينةُ البَواطِنِ أجمَلُ مِن زينَةِ الظواهر.(11)
زينت درون، زيباتر از زينت برون است.
يك مسلمان بايد همان گونه كه خود را به اسلامْ آراسته و ايمان را زيور خود ساخته، خود را به اخلاق قرآنى نيز بيارايد.(12)
او مى‏تواند انديشه‏هاى خود را عقلانى و نورانى كند و بدين‏گونه روح خود را بيارايد كه «العقلُ زَيْنٌ»(13) و با زيبايى‏هاى هستى و هستى زيبا، ارتباط برقرار كند؛ ارتباطى درست، واقعى، دوستانه و صميمانه و از زشتى‏ها و بدى‏ها بپرهيزد و بگريزد. يك جوان مسلمان مى‏تواند از سخنان زيباترين روح‏هاى بشرى بهره گيرد و روح و روان خود را بيارايد و براى هر يك از رفتارهاى خود زيورى بيابد. ما اين زينت‏ها را در سه دسته آراستگى‏هاى فكرى، گفتارى و رفتارى مى‏آوريم.
آراستگى انديشه را در سه زينت اساسى خلاصه مى‏كنيم: علم، حكمت، ادب.
به فرموده امام على (ع):
العلمُ أشرفُ حِلْيةٍ و عَطيّةٍ.(14)
دانش، والاترين زيور و هديه است.
وحكمت، زيورى گرانبهاست: «عَلَيكَ بالحكمة، فإنّها الحِلْيةُ الفاخِرَةُ».(15)
حكمتى كه به معناى قوّه تميز زشت از زيبا و عنصر حركت‏دهنده انسان به نيكى‏ها و بازدارنده او از بدى‏هاست.
 


64

و ادب كه «حُسنُ الأدبِ زينةُ العقل؛(16) ادب نيكو، زيور خرد است».
و در زمينه آراستگى گفتار، تنها به چهار مورد اشاره مى‏كنيم و تذكر درباره: دروغ نگفتن، ناسزا نگفتن، دشنام ندادن، غيبت نكردن، تهمت نزدن، افشا نكردن راز، آبروى مؤمن را نريختن و بلند و نخراشيده حرف نزدن را به وضوح و روشنى آنها واگذار مى‏كنيم. و چاره همه اينها سكوت است كه امام حسين(ع) فرموده‏اند: «الصَّمتُ زَينٌ»(17) و آن‏قدر زيباست كه بردبار را نيز مى‏آرايد: «الصَّمتُ كَنزٌ وافِر و زَيْنُ الحليم».(18) سكوت، گنجى سرشار و زيور بردبار است؛ و همچنين زينتِ عالم است كه «الصَّمْتُ زَيْنُ العِلْم»(19) و انسان را در برابر عالمان، زيبا جلوه مى‏دهد. الصَّمتُ زينٌ لك عندالعلماء.(20)
اگر زبان با پروا سخن بگويد و تقواى گفتار داشته باشد، زيبا مى‏گردد كه وصيت هميشگى امامان ماست. امام كاظم (ع) در نامه‏اش به يحيى بن عبداللّه بن حسن مى‏نگارد:
أوُصيكَ و نَفْسى بتَقْوَى اللّه، فإنّها زَينُ الكلام... .(21)
تو را و خودم را به تقواى الهى سفارش مى‏كنم كه آن زينت بخش كلام است... .
و رعايت اين تقوا جز با كم‏گويى ميسّر نمى‏شود كه خود، زينتى ديگر است:
إنّ فَضْلَ الفعلِ عَلَى القولِ لَجَمالٌ و زينَةٌ.(22)
بيشتر عمل كردن و كم‏تر گفتن، زيبايى و زيور است.
و زيبايى گفتار را با زيبايى ظاهرى آن پايان مى‏دهيم و آن فصاحت است كه «الفَصاحةُ زينةُ الكلام».(23)
و امّا زيبايى و آراستگى رفتار:
احاديث در اين باره چنان فراوان‏اند كه آوردن همه آنها و حتّى گزارش اجمالىِ همه آنها در اين نوشته ميسّر نيست. ما تنها به نمونه‏هاى برجسته اشاره مى‏كنيم:

انصاف:

مَنْ تَحَلّى بالإنصافِ بَلَغَ مَراتبَ الإشراف.(24)
هر كس خود را به انصاف بيارايد، به درجاتى والا دست مى‏يابد.

وفا:

امام صادق (ع): رَأيتُ الوفاءَ يُزَيِّنُ الرِّجالَ.(25)
چنين است كه وفا، مردان را زينت مى‏بخشد.
و امام على(ع): الوَفاءُ تَوْأَمُ الأمانةِ وزَينُ الأُخُوّة.(26)
وفا، همزاد امانت و زينت برادرى است.

تحمّل:

الإحتمالُ زَيْنُ الرِّفاق.(27)
تحمل، زينت رفاقت است.
و زَينُ المُصاحَبَةِ الإحتمال.(28)
زينتِ دوستى، تحمّل است.

رِفق و مُدارا:

ماكانَ الرِّفقُ فى شى‏ءٍ إلّا زانَهُ.(29)
رفق و مدارا با چيزى قرين نشد، جز آن‏كه آن را آراست.

حيا و عفّت:

پيامبر اكرم: الحَياءُ زينةٌ.(30)
شرم، زيور است.
تاجُ الرَّجُلِ عِفافُه.(31)
تاج مرد، عفت اوست.

قناعت:

مِن أكرمِ الخُلقِ، التَحَلّى بِالقَناعَةِ.(32)
از ارجمندترين خوى‏ها، آراسته شدن به قناعت است.

شجاعت:

الشَّجاعةُ زَيْنٌ والجَبْنُ شَيْنٌ.(33)
شجاعت، زينت است و ترس، عيب است.

ايثار:

مِنْ اَفضلِ الإختيارِ، التَّحَلّي بالإيثارِ.(34)
بهترين گزينش، آراسته شدن به زيورِ از خودگذشتگى است.

دوستى مسكينان:

فيما وَعَظَ اللّه لعيسى(ع): يا عيسى! تَزَيَّنْ بالدينِ و حُبِّ المَساكينِ.(35)
از اندرزهاى خداوند به حضرت عيسى (ع): اى عيسى! خود را به ديندارى و دوست داشتن مسكينان، بياراى.

 


65

دوستىِ حقيقى:

پيامبر اكرم: عَلَيكَ بإخوانِ الصِّدقِ، تَعِشْ فى أكنافِهِم، فَإنّهم زينةٌ فِى الرَّخاءِ و عُدَّةٌ فِى البَلاءِ.(36)
پيوسته برادرانى راستين داشته باش تا در چتر حمايت آنان زندگى كنى كه آنها زينت روزهاى خوش و ياور روزهاى سخت‏اند.

بردبارى و وقار:

الحِلمُ زَينُ الخُلْقِ.(37)
بردبارى، زينت اخلاق است.
وَقارُ الرجُلِ يُزَيّنُهُ.(38)
وقار مرد، او را زينت مى‏دهد.

سخاوت:

السَّخاءُ يَكْسِبُ المَحَبّةَ و يُزَيِّنُ الأخلاقَ.(39)
سخاوت، محبت مى‏آورد و اخلاق را زينت مى‏بخشد.
بالسَّخاءِ تُزانُ الأفعالُ.(40)
با سخاوت، رفتارْ آراسته مى‏شود.
اگر بخواهيم اين فهرست را دنبال كنيم، مقاله به رساله تبديل مى‏شود و از اين رو، با حديثى جامع درباره زينت به همين مقدار بسنده مى‏كنيم. اميد كه همه ما بتوانيم خود را به اين زيورها بياراييم و روح خود را زيبا سازيم.
امام على(ع):
العَفافُ زينَةُ الفَقرِ والشُّكرُ زينَةُ الغِنى‏ والصَّبِرُ زينَةُ البَلاءِ والتَّواضُعُ زينَةُ الحَسَبِ والفَصاحَةُ زينَةُ الكَلامِ والعَدلُ زينَةُ الإيمانِ والسَّكينةُ زينَةُ العِبادَةِ والحِفظُ زينَةُ الرِّوايَةِ وخَفضُ الجَناحِ زينَةُ العِلمِ وحُسنُ الأدَبِ زينَةُ العَقلِ وبَسطُ الوَجه زينَةُ الحِلم و الإيثارُ زينَةُ الزُّهِد وبَذلُ المَجهودِ زينَةُ النَّفسِ وكَثرةُ البُكاءِ زينَةُ الخَوفِ والتَّقَلُّلُ زينَةُ القَناعَةِ وتَركُ المَنِّ زينَةُ المَعروفِ والخُشوعُ زينَةُ الصَّلاةِ وتركُ ما لا يَعني زينَةُ الوَرَع.(41)
خويشتندارى زيور فقر و شكر، زيور توانگرى و شكيبايى زيور بلا و افتادگى زيور نژادگى و فصاحت، زيور سخن و دادگرى زيور ايمان و آرامش، زيور عبادت و حفظ كردن، زيور روايت و فروتنى زيور دانش و ادب و تربيت نيكو، زيور خِرد و گشاده‏رويى زيور بردبارى و ايثار، زيور زهد و فداكارى زيور نفس و بسيار گريستن، زيور خداترسى و كم‏خواهى زيور قناعت و منّت ننهادن، زيور نيكى كردن و خشوع، زيور نماز و رها كردنِ بيهوده‏ها زيور پارسايى است.
1 . الكافى، ج 9، ص 440.
2 . مكارم الأخلاق، ص 34.
3 . سنن أبى داود، ج 4، ص 58.
4 . أمالى الطوسى، ج 1، ص 275.
5 . وسائل الشيعة، ج 3، ص 340.
6 . الكافى، ج 6، ص 439.
7 . مستدرك الحاكم، ج 4، ص 186.
8 . مكارم الأخلاق، ص 34.
9 . عيون أخبار الرضا(ع)، ج 2، ص 178.
10 . تهذيب الأحكام، ج 5، ص 238.
11 . غررالحكم، ح 5503.
12 . اسلام، ايمان و قرآن، همگى براى بشر، زيورند. ر.ك: تحف‏العقول، ص 113 و غررالحكم، ح 1005.
13 . غررالحكم، ح 14. تمامى احاديث غررالحكم، از امام على(ع) است.
14. همان، ح 1869.
15 . همان، ح 6081.
16 . بحارالأنوار، ج 78، ص 80، از امام على(ع).
17 . تاريخ يعقوبى، ج 2، ص 246.
18 . كتاب من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 396، ح 5843، از امام صادق(ع).
19 . غرر الحكم، ح 1418.
20 . تحف العقول، ص 305، از امام صادق (ع).
21 . الكافى: ج 1، ص 367.
22. غرر الحكم، ح 3557.
23 . بحارالأنوار، ج 77، ص 131.
24 . غررالحكم، ح 8734.
25 . بحارالأنوار، ج 47، ص 32.
26 . غررالحكم، ح 1865.
27 . همان، ح 752.
28 . همان، ح 5461.
29. همان، ح 9517.
30 . كنز العمال، ح 5757.
31 . غررالحكم، ح 4495.
32 . همان، ح 9359.
33 . همان، ح 94.
34 . همان، ح 9436.
35 . الكافى، ج 8، ص 135.
36 . كنزالعمال، 24823.
37 . غررالحكم، ح 278.
38 . همان، ح 10068.
39 . همان، ح 1600.
40 . همان، ح 4258.
41 . بحارالأنوار، ج 78، ص 80.