زيباگرايى و فطرت
محمود قوچانى
تعاليم آسمانى با ويژگىهاى جسم و روح انسان، هماهنگى دارد و به گواهى روانشناسان، حسّ زيبايى دوستى و زيباخواهى، يكى از چهار بُعد روح انسانى است.(1)
خداوند، آراستگى را دوست دارد و ژوليدگى را نمىپسندد. خداوند، دوست مىدارد كه نشانه نعمتهايش را در بندگان خويش ببيند و لباسشان خوشبو و خانههاشان تميز باشد.(2)
خداوند به بندگانش فرمان داد كه هرگاه به مسجد مىروند، خود را بيارايند و زينت كنند.(3) همچنين رسول خدا مىفرمايد:
خداوند، دوست مىدارد هرگاه مؤمنى نزد برادرش مىرود، آماده و آراسته باشد.(4)
حضرت على(ع) نيز فرموده است:
هريك از شما بايد خود را براى برادر مسلمانش بيارايد، چنان كه براى افراد ناشناس چنين مىكند.(5)
امامان معصوم(ع) با تكيه بر آيه «يا بنى آدم خذوا زينتكم عند كلّ مسجد»،(6) به جمال ظاهرى اهمّيت مىدادند. شخصى از امام حسن(ع) پرسيد: «چرا هنگام برخاستن براى نماز، لباسهاى خوب و زيبا مىپوشى؟». حضرت در پاسخ چنين فرمود:
إنّ اللّه جميلٌ و يُحبُّ الجمالَ فأتَجَمّلُ لِربّى؛(7)
خداوند، زيباست و زيبايى را دوست دارد. بنابراين، براى پروردگارم زينت مىكنم.
اسلام به مسلمانان توصيه مىكند كه در برخورد با مردم و موقع حضور در اجتماع، به زيبايى و آراستگى ظاهرِ خود اهتمام ورزند.
گزارش شده است پيامبر اكرم به آيينه و يا آب نگاه مىكرد و موى خود را تميز و مرتّب مىكرد و شانه مىزد و با ظاهرى آراسته، با مردم مواجه مىشد و مىفرمود:
خداوند دوست دارد هرگاه بندهاش از خانه خارج مىشود، خود را براى برادرانش بيارايد.(8)
امام صادق(ع) در خصوص آراستگى زنان مىفرمايد:
سزاوار نيست كه زنان، خود را واگذارند؛ بلكه اگر امكان دارد، با آويختن گردنبندى خود را بيارايند.(9)
پيامبر اكرم به مردان مىفرمود تا ناخنهايشان را از تَه بگيرند و به زنان توصيه مىكرد، قدرى از ناخنهايشان را بگذارند كه براى آنان زيباتر است.(10)
و در يك كلام: «گرايش انسان به زيبايى و جمال، يكى از خواستههاى فطرى انسان است و احساس لذّت از زيبايىها و تناسبها و پاكيزگىها، با سرشت انسان آميخته شده است».(11)
محمود قوچانى - مشهد
1 . تفسير نمونه، ج 16، ص 149.
2 . برگزيده حلية المتقين، ص 11.
3 . اعراف، آيه 31.
4 . ميزان الحكمة، محمّد محمدى رىشهرى، ج 5، ص 2297.
5 . همان جا.
6 . اعراف، آيه 31.
7 . بحارالأنوار، محمدباقر مجلسى، ج 80، ص 176.
8 . وسائل الشيعة، الحرّالعاملى، ج 3، ص 343.
9 . كتاب من لايحضره الفقيه، ج 1، ص 122.
10 . وسائل الشيعة، ج 10، ص 455.
11 . فطرت، مرتضى مطهّرى، ص 80؛ انسان كامل، مرتضى مطهّرى، ص 135.