مجلات >حديث زندگی>شماره 1

زيباگرايى و فطرت

محمود قوچانى
 

57

تعاليم آسمانى با ويژگى‏هاى جسم و روح انسان، هماهنگى دارد و به گواهى روانشناسان، حسّ زيبايى دوستى و زيباخواهى، يكى از چهار بُعد روح انسانى است.(1)
خداوند، آراستگى را دوست دارد و ژوليدگى را نمى‏پسندد. خداوند، دوست مى‏دارد كه نشانه نعمت‏هايش را در بندگان خويش ببيند و لباسشان خوش‏بو و خانه‏هاشان تميز باشد.(2)
خداوند به بندگانش فرمان داد كه هرگاه به مسجد مى‏روند، خود را بيارايند و زينت كنند.(3) همچنين رسول خدا مى‏فرمايد:
خداوند، دوست مى‏دارد هرگاه مؤمنى نزد برادرش مى‏رود، آماده و آراسته باشد.(4)
حضرت على(ع) نيز فرموده است:
هريك از شما بايد خود را براى برادر مسلمانش بيارايد، چنان كه براى افراد ناشناس چنين مى‏كند.(5)
امامان معصوم(ع) با تكيه بر آيه «يا بنى آدم خذوا زينتكم عند كلّ مسجد»،(6) به جمال ظاهرى اهمّيت مى‏دادند. شخصى از امام حسن(ع) پرسيد: «چرا هنگام برخاستن براى نماز، لباس‏هاى خوب و زيبا مى‏پوشى؟». حضرت در پاسخ چنين فرمود:
إنّ اللّه جميلٌ و يُحبُّ الجمالَ فأتَجَمّلُ لِربّى؛(7)
خداوند، زيباست و زيبايى را دوست دارد. بنابراين، براى پروردگارم زينت مى‏كنم.
اسلام به مسلمانان توصيه مى‏كند كه در برخورد با مردم و موقع حضور در اجتماع، به زيبايى و آراستگى ظاهرِ خود اهتمام ورزند.
گزارش شده است پيامبر اكرم به آيينه و يا آب نگاه مى‏كرد و موى خود را تميز و مرتّب مى‏كرد و شانه مى‏زد و با ظاهرى آراسته، با مردم مواجه مى‏شد و مى‏فرمود:
خداوند دوست دارد هرگاه بنده‏اش از خانه خارج مى‏شود، خود را براى برادرانش بيارايد.(8)
امام صادق(ع) در خصوص آراستگى زنان مى‏فرمايد:
سزاوار نيست كه زنان، خود را واگذارند؛ بلكه اگر امكان دارد، با آويختن گردنبندى خود را بيارايند.(9)
پيامبر اكرم به مردان مى‏فرمود تا ناخن‏هايشان را از تَه بگيرند و به زنان توصيه مى‏كرد، قدرى از ناخن‏هايشان را بگذارند كه براى آنان زيباتر است.(10)
و در يك كلام: «گرايش انسان به زيبايى و جمال، يكى از خواسته‏هاى فطرى انسان است و احساس لذّت از زيبايى‏ها و تناسب‏ها و پاكيزگى‏ها، با سرشت انسان آميخته شده است».(11)

محمود قوچانى - مشهد

1 . تفسير نمونه، ج 16، ص 149.
2 . برگزيده حلية المتقين، ص 11.
3 . اعراف، آيه 31.
4 . ميزان الحكمة، محمّد محمدى رى‏شهرى، ج 5، ص 2297.
5 . همان جا.
6 . اعراف، آيه 31.
7 . بحارالأنوار، محمدباقر مجلسى، ج 80، ص 176.
8 . وسائل الشيعة، الحرّالعاملى، ج 3، ص 343.
9 . كتاب من لايحضره الفقيه، ج 1، ص 122.
10 . وسائل الشيعة، ج 10، ص 455.
11 . فطرت، مرتضى مطهّرى، ص 80؛ انسان كامل، مرتضى مطهّرى، ص 135.