مجلات >حديث زندگی>شماره 1

چگونه مواظب رفتارمان باشيم؟

باربارا هاستدكروك
مترجم: ابوالفضل امير ديوانى
 

54

خانم «روبين فرانكل» چهل و نه ساله، مشاور روابط عمومى در «سن لوييز» چند روزى بود كه دل و دماغ درست و حسابى نداشت. او مى‏گويد: «بفهمى نفهمى، آدم خونسرد و آرامى هستم». امّا چشمتان روز بد نبيند، تا چاپگر رايانه‏اش خراب شد، كفرش درآمد و به قول معروف «قاطى كرد!»، آن هم چه جور!...
عصر همان روز، توى بانك، دقّ و دليش را سرِ تحويلدار بيچاره درآورد. اين وضع وقتى بدتر شد كه بدون صلاح و مشورت با شوهرش، رفت و بليت سفرِ سه روزه‏شان را پس داد و موقعى كه قضيه رو شد، آن روى سگ او بالا آمد و گفت: «نمى‏شد اوّل به من مى‏گفتى؟».
فرانكل مى‏گويد: «به او پريدم و گفتم من به اين مسافرت نمى‏روم. يك كلام! مثل روز روشن بود كه دارم اشتباه مى‏كنم؛ امّا انگار نمى‏دانستم چه مى‏كنم و اختيار دست خودم نبود».
به قول راندى لارسن، استاد روانشناسى دانشگاه ميشيگان: «امثال فرانكل، فَتّ و فراوان‏اند. بيشتر ما مردم، از هر ده روز، سه روزش را مثل برجِ زهرماريم! حالى به حالى شدن آدم‏ها يك چيز عادى است».
تغييرات شيميايى بدن انسان، حالت‏هاى او را عوض مى‏كنند. فرضاً به شما مى‏گويند امسال از اضافه حقوقى كه چشم به راهش بوديد، خبرى نيست. با شنيدن اين خبر ناجور، مغزتان دست به كار مى‏شود و موادى مثل «دوپامين»(1) و «نورا پينفرين»(2) كه هيجان آورند، ترشّح مى‏كند. در اين حالت بدنتان آماده جنگ و گريز مى‏شود.
لارسن مى‏گويد: «انسان لازم است احساسات و هيجاناتش را بروز دهد؛ ولى اين به آن معنى نيست كه حتماً تلافى كند و يا در برود، و نبايد بگذارد كه كه اختيارش، دست احساساتش بيفتد».
براى دانشمندان بعينه ثابت شده، آنهايى كه خيلى «مگسى» مى‏شوند، يعنى زود جوش مى‏آورند و يا دشمن ديگران مى‏شوند، بيشتر از سايرين، در معرض خطر حمله قلبى قرار مى‏گيرند.
در سال 1995 پژوهشگران دانشگاه هارواد، روى بيش از 1600 نفرى كه دچار حمله قلبى شده بودند، مطالعه كرده و به اين نتيجه رسيدند كه يك مورد عصبانيت، اگر تا دو ساعت طول بكشد، خطر اين‏گونه حمله را دو برابر مى‏كند.
پس بايد قبول كنيم كه مهار كردن رفتار و كردار توسط انسان‏ها مستقيماً به مسئله مرگ و زندگى آنها مربوط است. جديدترين سفارش‏هاى كارشناسان از اين‏قرار است:

ته و توى گرفتارى را درآوريد

وقتى از چيزى كُفرى مى‏شويد و يا ترسْ شما را مى‏گيرد، اوّلين كارى كه بايد بكنيد اين است كه علّتش را پيدا كنيد. خانم فرانكل، سرِ شام فهميد كه شوهرش از چيزى كلافه شده است و جريان از اين قرار بود كه در محل كارش، صحبت از جا به جايى كارمندان شده بود. هرچند به او رسانده بودند كه سرجايش مى‏ماند؛ ولى با همه اين حرف‏ها دلش مثل سير و سركه مى‏جوشيد كه مبادا يك دفعه كفش‏هايش را جلوى پاهايش جفت كنند و عذرش را بخواهند! همين قدر كه معلوم شد از چى واهمه دارد، راحت شد و وقتى دلهره‏اش را در قالب كلمه‏ها به زبان آورد، قضيه برايش روشن شد و فهميد آن‏قدرها هم كه خيال مى‏كرده، ترسناك نبوده است.
بعد از موشكافى مشكل، توانست آن را حل كند. فرانكل مى‏گويد: پرس و جو كردم تا ببينم خواسته‏هاى مديريت جديد چيست؟». آخر سر، نه تنها نگرانى فرانكل از بين رفت، بلكه كارهاى جديدى هم به دست او سپردند.

براى خودتان ارزش و احترام قايل شويد

رابرت اى. تييِر، استاد روانشناسى دانشگاه ايالتى كاليفرنيا مى‏گويد: «خيلى از ما مردم خيال مى‏كنيم آنچه به سرمان مى‏آيد، در اخلاق و رفتارمان هم اثر مى‏گذارد. در صورتى كه خلق و خوى بشر، تا حدّ زيادى به روش‏هاى طبيعى زندگى‏اش باز مى‏گردد». نظر استاد اين است كه امكان دارد غذايى كه مى‏خوريم، يا وضعيت سلامتى ما، يا ميزان فعاليتمان و يا حتى ساعت به خصوصى از روز، در روحيه‏مان اثر بگذارند.
تييِر طى يكى از بررسى‏هايش متوجه شد كه اواخر شب، مشكلات انسان‏ها بيشتر مى‏شود. معمولاً مقدار نيروى بدن در يك سوم نخست روز زياد و نزديك غروب، كم مى‏گردد. وى در دنباله حرف‏هايش اضافه مى‏كند: «يك محرّك تنش‏زا كه شايد شخص را در زمانى كه پُرْ انرژى است اذيت نكند، ممكن است زمانى كه نيروى همان شخص كم مى‏شود، تا اندازه‏اى ناراحتش كند».
ديويد واتسون، روانشناس دانشگاه «آيوووا» چند روزِ پى در پى، حالت‏هاى روحى و دماى بدن بيش از صد فرد تحت آزمايش را زير نظر گرفت و به اين نتيجه رسيد كه وقتى درجه حرارت بدنشان بالا مى‏رود، خيلى خوشحال مى‏شوند و به قول گفتنى با دُمِشان گردو مى‏شكنند و اين مطابق زمانى است كه نيروى آنها در نهايت باشد.
واتسون، براى اين كه از دوره خلق و خوى خودش با خبر باشد، تصميم گرفت صبح‏هاى زود، شروع به كار كند؛ چرا كه متوجّه شد صبح‏ها بهتر مى‏نويسد و بايد نزديك غروب را به گفتگو با دانشجويانش اختصاص دهد، چون آن وقت حواسش زياد جمع نبود؛ ولى براى گپ زدن آمادگى داشت. او مى‏گويد: «همين تغييرات كم، در ميزان بهره‏ورى و شيوه نگرشش به بعضى مسائل، دگرگونى‏هاى چشمگيرى در زندگى او به وجود آورده است».

از خوابتان كم نكنيد

بنياد ملى خواب، به تازگى درباره خوابِ حدود هزار نفر آمريكايى مطالعه‏اى كرده و به اين نتيجه رسيده است كه آمريكاييانِ بزرگ‏سال، شب‏ها به طور متوسّط، كم‏تر از هفت ساعت مى‏خوابند. از دكتر رونالد اى. داهل، استاد مركز پزشكى دانشگاه پترزبورگ پرسيدند: «آيا اين قدر خواب بس است؟». او در پاسخ گفت: «كم خوابى، هيجانات انسان را به هم مى‏زند. اگر مسئله ناراحت كننده‏اى پيش بيايد، او به زحمت مى‏تواند جلوى خودش را بگيرد. بچّه‏ها هم همين‏طور هستند؛ يعنى وقتى خسته‏اند، بهانه‏گير مى‏شوند».
پزشك ياد شده كه بررسى‏هاى خودش، راجع به پزشكان
 

55

كم خواب را تكميل مى‏كرد، از چند نفرشان در مورد ناراحتى‏هاى آنها سؤالاتى كرد و به اين نتيجه رسيد: «بعضى از پزشك‏هاى خوش اخلاق، خوش برخورد، با حوصله و جوان، تنها موقع خستگى سر مريض‏ها و پرستارها داد مى‏كشيدند».
دكتر توماس وهر، پژوهشگرِ روان پزشكى در مؤسسه ملى بهداشت روانى، مطالعه مفصّلى راجع به پانزده داوطلب انجام داد. به اين ترتيب كه در عرض يك ماه، به مدت چهارده ساعت آنها را جاى تاريكى قرار داد. بعد از مقدّمات شديدى كه صورت گرفت، آنان شب اوّل، يازده ساعت خوابيدند؛ امّا ميانگين خوابشان كم كم به هشت و نيم ساعت رسيد.
تجربه‏اى كه پزشك مزبور به دست آورد، اين بود: كسانى كه شب‏ها اين‏قدر مى‏خوابيدند، روزها خوش اخلاق‏تر مى‏شدند.

به طبيعت، نزديك شويد

نظر خيلى از كارشناسان اين است كه تماس با طبيعت، در خوش‏خلقى انسان‏ها مؤثّر است. فرانسين لانكاستر، يكى از خوانندگان و توليدكنندگان شهر بركلى 1ايالت كاليفرنيا، باغچه‏اش را وجين مى‏كند تا غم و غصه‏اش از بين برود. او مى‏گويد: «موقعى كه دستتان را روى گياهان هرز مى‏گذاريد و آن را از زمين در مى‏آوريد، در واقع با دشمنى دست و پنجه نرم مى‏كنيد».
اگر نمى‏توانيد از منزل خارج شويد، دست كم، پشت پنجره‏اى بايستيد و يا بنشينيد و سبزه‏ها، گل‏ها و درخت‏ها را تماشا كنيد. در سال 1988 استيفن كاپلان، روانشناس دانشگاه ميشيگان و همسرش راشل كه هر دو نويسنده كتاب «تجربه طبيعت» هستند، برپايه مطالعه‏اى پى بردند، كارگرانى كه محلّ كارشان روبه‏روى منظره‏اى طبيعى قرار گرفته باشد، ميزان بيمارى و فشارهاى روحى‏شان، خيلى كم‏تر از آنهايى است كه مقابل ايستگاه يا تعميرگاه خودرو كار مى‏كنند.

تحرّك داشته باشيد

موقعى كه ديويد پاكرف، بنگاه‏دارِ پنجاه و هشت ساله، روبه‏روى ديوارى خودش را با اسكواش سرگرم مى‏كند، در واقع مى‏خواهد بدخُلقى‏اش را از ميان ببرد. او مى‏گويد: «به
 

56

اين وسيله نه تنها به توپ ضربه مى‏زنم،بلكه سرِ خودم را هم گرم مى‏كنم».
روانشناسى به اسم رابرت تاير، درباره هجده زن و مرد مطالعه كرد و دريافت كه روزانه ده دقيقه پياده روىِ تند، نيروى انسان را زيادتر كرده و اختلالات روحى او را در يك چشم به هم زدن كم مى‏كند و آثار اين عمل، لااقل تا يك ساعت باقى مى‏ماند.
براد هستفيلد، استاد حركت‏شناسى دانشگاه مريلند 2ايالات متحده‏ عقيده دارد: «داشتن فعاليت‏هاى جسمى پياپى در خوش اخلاقى تأثير دارد. آزاد شدنِ «بتا اندورفين»(3) كه مانع پيدايش فشار روانى مى‏گردد، فقط يكى از چند ساز و كارى (مكانيسمى) است كه احتمال دارد به خوش اخلاقى بينجامد. از اينها گذشته، افزايش دماى بدن نيز مانند يك حمّام داغ، در اخلاق افراد اثر مى‏گذارد».

درست غذا بخوريد

انتقال‏دهنده‏هاى عصبى مغز، بر اثر غذاهايى كه مى‏خوريم و يا نمى‏خوريم به كار مى‏افتند يا متوقف مى‏شوند و تغييراتى در خُلق و خوى‏مان بوجود مى‏آورند. اليزابت سومر، كارشناس تغذيه و نويسنده كتاب «غذا و خُلق» از گزارشگرى نقل مى‏كند كه همكارانش اسمش را «آدم ناخن خشك و خسيس» گذاشته بودند، مى‏گويد: «از او پرسيدم: صبحانه مى‏خورى؟ جواب داد: نه. در عوض، هر روز صبح، قهوه مى‏نوشيد و در عين حال، تعجب مى‏كرد كه چرا اين‏قدر با خودش قهر است و براى خودش پاسبان مى‏آورَد!».
سومر، براى اين كه اطمينان بدهد كه عادت‏هاى ناجورِ غذاخورى، آدم را بداخلاق مى‏كند، به او پيشنهاد مى‏كند كه بايد به طور منظّم غذا بخورد. به اين نحو كه با صبحانه متعادلى شروع كند، مواد قندى، كم‏تر مصرف نمايد (ممكن است بعد از سر حالى ناشى از خوردن چيزهاى شيرين، تحريك پذيرى پيش بيايد)، روزى شش تا هشت ليوان آب بخورد (از دست رفتن آب بدن، باعث خستگى مى‏شود). شواهد زيادى در دست است كه «كربوهيدرات‏ها» به تندرستى ما خيلى كمك مى‏كنند. بر اساس مطالعاتى كه توسط جوديت وورتمن، متخصّص زيست - شيمىِ تغذيه در مؤسسه فن‏آورىِ ماساچوسِت (ام آى تى)(4) صورت گرفته، ثابت شده است كه به علت افزايش مقدار سروتنين مغز، كربوهيدرات‏ها اثر مى‏كنند و عملكردشان همچون يك آرامبخش طبيعى است.
خوردن مقدارى كلوچه برنجى، مقدارى بيسكويت شور يا خوردنى‏هايى از اين قبيل همراه با لرزانك(ژله) ممكن است شخص را آرام كند. يادمان باشد كه چنين مواد غذايىِ ميان وعده‏اى، بايد تا آن‏جايى كه ميسّر است، پروتيين كمى داشته باشند؛ چرا كه احتمال دارد از توليد سروتنين جلوگيرى كند.

نگرش مثبت به وجود آوريد

به قول مايكل فورديس، استاد روانشناسى دانشكده جامع اديسون در فورت مِى‏زر 3ايالت فيلادلفيا: «بعضى‏ها افكار و روحيات منفى را با واقع‏بينى، يكى مى‏دانند؛ امّا تمام چيزهاى اطراف ما، اساساً خنثى هستند. ما هستيم كه براى آنها، اعم از مثبت يا منفى بودنشان، ارزش زيادى قايل مى‏شويم». پرسش اين است كه شما چه نگرشى را بر مى‏گزينيد؟
استاد مذكور، جهت استوارى كلامش، دانشجويان خويش را واداشت تا چند روزى، انديشه‏هايشان را يادداشت كنند. او اظهار مى‏دارد كه دانشجويان غالباً از منفى بودن افكارشان درشگفت بودند. چند روز بعد آنها را وادار كرد كه به منظور سنجش صحيح، نوشته‏ها را دوباره بخوانند و اعلام كرد كه بيشتر ترس‏هايشان به واقعيت نپيوستند و آنهايى كه درست از آب درآمدند، معمولاً از اختيارشان خارج بود».
لبخند، ساده‏ترين راه براى رفع كج خلقى است. پژوهشگران طى آزمايشى به داوطلبان، نقاشى‏هاى متحرّكِ مشابهى نشان دادند. به بعضى از شركت كنندگان گفته شد كه قلمى را بين دندان‏هاى بالا و پايين خود بگذارند تا حالتى شبيه خنده به وجود آيد. بقيه، قلم را ميان دو لبشان قرار دادند، به طورى كه نمى‏توانستند تبسّم كنند و نتيجه اين شد كه افراد خندان، نقاشى‏هاى متحرك را خنده‏دارتر يافتند.
لاندى لارسنِ روانشناس، برپايه چنين يافته‏هايى كوشيده است از وجود هيجاناتى كه خودش پيش بينى كرده، آگاه‏تر گردد. او مى‏گويد: «روزى منشى‏ام رو به من كرد و گفت: انگار عصبانى هستيد؟ در آينه نگاهى به صورتم انداختم و ديدم راست مى‏گويد. به اين خاطر حواسم را جمع كردم تا حالت چهره‏ام را عوض كنم و فهميدم انسان با هر عملِ ساده‏اى نيز مى‏تواند اخلاق و رفتارش را عوض كند.
1 . دوپامين (dopamine): يكى از كاتكول آمين‏ها كه به عنوان ناقل عصبى عمل مى‏كند.
2. نورا پينفرين (norepinephrine): يكى از كاتكول آمين‏ها كه به وسيله قسمت مركزى غده فوق كليوى ترشح مى‏شود.
3. بتا اندورفين (betaendorphin): قوى‏ترين اندروفين شناخته شده.
4 . مؤسسه فن‏آورى ماساچوست (ام آى تى)Massachusett Institute of Technology .