مجلات >حديث زندگی>شماره 1

جمال و جوانى

معصومه عليزاده
 

32

جوان، شيفته اظهار وجود و دلباخته ابراز لياقت و شايستگى است. براى جوان، اثبات شخصيت اجتماعى، مطبوع‏ترين و شيرين‏ترين لذّت روحى است و براى نيل به آن از هيچ تلاش و كوششى شانه خالى نمى‏كند. جوان، دوست دارد با جامعه به گونه‏اى ارتباط برقرار كند كه عضو مفيد، مقبول و مورد توجّهى تلقّى شود و گاه اين تلقّى را از نوع لباس پوشيدن، راه رفتن، حرف زدن، معاشرت كردن و امثال آن، پى‏جويى مى‏كند. مسئله‏اى كه در بحث شخصيت و مقبول بودنْ مورد توجّه و گفتگوى اهل انديشه قرار گرفته و دانستن آن به حتم، براى نسل جوانْ مفيد و سودمند است، آگاهى از منشأ شخصيت است.
جوان براى آن كه بتواند شخصيت خود را تا جايى كه ممكن است بسازد و در سازگارى‏هاى اجتماعى موفّق شود، لازم است به منشأ شخصيت خود پى‏ببرد.
در اسلام، خِرد و دانش، ريشه همه خوبى‏ها و نيكى‏ها و در نتيجه عوامل شكل‏دهنده «شخصيّتْ» تلقّى شده‏اند. پيامبر اكرم مى‏فرمايد:
همه خوبى‏ها و نيكى‏ها به وسيله عقل، نصيب انسان مى‏گردد.(1)
 در فرهنگ دينى، خرد و دانش، جايگاه والا و تعيين كننده‏اى دارند و دانش‏طلبى براى مرد و زن لازم شمرده شده است؛ چون انسان، با دانش، راه و رسم درست زندگى كردن را مى‏آموزد و تحت تأثير عوامل درونى يا بيرونى، آزادى انتخاب و گزينش را از دست نمى‏دهد و خردمندانه روشى را برمى‏گزيند كه محبوبيّتى پايدار، ارزشمند و شايسته وى را نصيبش كند. كسانى كه از دانش‏طلبى و خِردورزى بهره مناسبى ندارند، معمولاً در رسيدن به محبوبيّت واقعى موفّق نمى‏شوند و در دام افراط و تفريط، گرفتار مى‏شوند.
 محبوبيّت مى‏تواند از طريق آراستگى جامه عمل بپوشد. طبيعى است كه آراستگى، دو ساحَت به هم پيوسته درونى و بيرونى دارد. از ديدگاه دين و بويژه اسلام، آراستگى در هر دو ساحت، توصيه شده است؛ هم كمال و رشدِ خرد و روان انسانى و تقويت شخصيّتْ سفارش شده و هم آراستگى و زيبايى ظاهرى. در ژوليدگى و ناآراستگى ظاهرى دنبال شفافيت و آرامش و آراستگى روحى و روانى گشتن، كارى بيهوده و بدون نتيجه است. چنان كه بدون پرداختن به رشد و تكامل روحى و ايجاد شخصيّت درونى به دنبال مقبوليّت مردمى، از طريق آرايش ظاهرى رفتن، پذيرش پايدارى را به ارمغان نمى‏آورد.
قرآن كريم مى‏فرمايد:

يا بَنى آدم، خُذوا زينَتَكُم عندَ كُلِّ مَسجد؛(2)
اى فرزندان آدم! زينت خود را در هر نماز، با خود برداريد.
 اين تعبير زيبا، بيانگر بهترين شكل گره خوردن زينت ظاهرى و آراستگى باطنى است. اسلام در عبادت - كه جايگاه پرورش و آراستن روح و جان انسانى است - دستور مى‏دهد كه انسان، آراستگى ظاهرى خود را همراه داشته باشد و در تعامل اين دو آراستگى است كه جمال، چهره مى‏نمايد و بنده محبوب خدا شكل مى‏گيرد. در كلامى از امام صادق(ع) داريم كه مى‏فرمايد:
إنّ اللّه يُحبُّ الجَمالَ والتجمُّلَ ويُبغِضُ البُؤْسَ والتَّباؤُسَ؛(3)
خداوند، زيبايى و آرايش را دوست دارد و نازيبايى و ژوليدگى را ناخوش دارد.
 

33

 از اين حديث و آيه برمى‏آيد كه اولياى اسلام، به پرورش حُسن و زيبايى و بيدار كردن عاطفه جمال دوستى مردم، علاقه كامل داشتند و ضمناً اين نكته استنباط مى‏شود كه تزيين و تجمّل، در نظر اسلام، نه تنها يك كار پسنديده اجتماعى است، بلكه محبوب خداوند و داراى ارزش عبادت است. جمال دلپذير و جذّاب انسانى، يكى از زيبايى‏هاى عالم طبيعت است كه در ايّام جوانى با فروغ خيره كننده خود، جلوه مى‏كند وجوان را از لذّت آن برخوردار مى‏سازد. شور و هيجان، عشق و اميد، وجد و نشاط، طراوت و لطافت، تناسب اندام، صورت شكفته، موهاى زيبا و صفات ديگرى نظير اينها، همه و همه از شاخ و برگ‏هاى زيبايى دوران جوانى است.
پيشوايان اسلام از تمايل جوان به خودآرايى و تجمّل دوستى در محدوده اخلاق و مصلحت جامعه حمايت مى‏كنند و اصلاً خودآرايى را تحريم نمى‏نمايند. به همين جهت، على(ع)، در آن داستان معروف، جامه بهتر را به قنبر جوان (غلام خود) داد تا او را با پوشيدن آن لباس، شادمان و مسرور كند، و بدين وسيله تمايل زيباپسندش را ارضا نمايد و خطاب به وى فرمود: تو جوانى و مانند ساير جوانان به تجمّل و زيبايى رغبت بسيار دارى. به‏علاوه، من از خداى خود حيا مى‏كنم كه لباسم بهتر باشد.(4) بدون ترديد، ارضاى ميل به خودآرايى و تجمّل كه يكى از خواهش‏هاى فطرى است، به تكامل ذوق و شكفتن احساسات جوان كمك مى‏كند و او را به سوى تعالى روحى و پيشرفت‏هاى عاطفى سوق مى‏دهد. به هيمن جهت، آيين مقدس اسلام، اين امر را با نظر موافق و مؤكّد به پيروان خود توصيه كرده است؛ ولى بايد توجه داشت كه جوان در اين راه به زياده‏روى و افراط نگرايد و از حدّ شايسته، تجاوز نكند.
 آنچه مسلم است، اين است كه جمال طبيعى و تجمّل مصنوعى فقط ظاهر مردم را زيبا مى‏كند؛ ولى جمالِ عقل و علم و هنر و اخلاق، درون و برون شخص را زيبا مى‏سازد و شايد هيچ تمدّنى را در گذشته و حال نتوان يافت كه فضايل اخلاقى را به عنوان ستوده‏ترين و درخشان‏ترين و ماندگارترين رفتارها توصيه نكرده باشد.


1 . تحف العقول، ص 54.
2 . اعراف، آيه 31.
3 . الكافى، ج 6، ص 440.
4 . مكارم الأخلاق، ج 1، ص 224.