مجلات >حديث زندگی>شماره 1

جذّابيت و روابط اجتماعى

مسعود آذربايجانى


7

(بررسى نقش آراستگى در روابط ميانْ فردى)

آراستگى چيست و حدود آن كدام است؟ چه نوع لباسى و آرايشى معرّف آراستگى است؟ آيا رابطه‏اى ميان آراستگى با زيبايى و جذّابيت وجود دارد؟ چگونه آراستگى در دوستى‏ها و روابط ميانْ فردى، تأثيرگذار است؟ هنجارهاى مورد قبول در آراستگى كدام اند؟ و... اين پرسش‏ها از جمله دلْ مشغولى‏هاى نوجوانان و جوانان فرهنگ ماست. در اين مختصر با توجه به آموزه‏هاى دين و داده‏هاى روانشناسى، برخى سؤالات را پاسخ مى‏گوييم.

برداشت‏هاى اوّليه

عموماً اعتقاد بر اين است كه «برداشت‏هاى اوّليه» بسيار اهميت دارند. بسيارى از ما مى‏پذيريم كه برداشت‏هاى اوّليه‏اى كه از ديگران داريم، روند ارتباط ما را با آنان به صورتى حياتى شكل خواهند داد. اين پديده را در روانشناسى اجتماعى «اثر تقدّم» مى‏گويند، از اين رو افراد براى حضور در مصاحبه شغلى، ديدار با دوست جديد، اوّلين ملاقات با همسر آينده خويش، و... كه در آن، نخستين برخورد را با ديگرى دارند، با دقت تمام، خود را آماده مى‏كنند. «ارتباط غير كلامى» در شكل‏گيرى برداشت اوّليه بسيار مؤثر است. يك نگاه، لحن كلام، نوع لباس، قيافه ظاهرى، و... كافى است تا اطّلاعات مفصّلى را در اختيار ما قرار دهد. آراستگى در هر يك از نمودارهاى ارتباط غيركلامى مانند: حالات چهره و قيافه ظاهرى، تماس چشمى و نگاه، لباس و حركات بدن، و لحن كلام، مى‏تواند در نوع برداشتى كه از ما مى‏شود، مؤثر باشد. پيش از آن‏كه به توضيح كانال‏هاى اساسى ارتباط غيركلامى با ديگران بپردازيم، بهتر است به اختصار چند جمله‏اى درباره مفهوم آراستگى در فرهنگ خودمان سخن بگوييم.

مفهوم آراستگى

آراستن به معناى زينت دادن و تزيين كردن است: چنين تا بيامد مه فروَدين‏ بياراست گلبرگ، روى زمين
فردوسى
خويشتن آراسته از بهر او خودْ وِرا پرواى غير دوست، كو؟
مولوى
معانى ديگرى مانند منظّم و مرتّب بودن، هماهنگ بودن، آماده و مهيّا بودن نيز گفته شده كه كاملاً مرتبط با معناى اوّل است؛ زيرا تزيين كردن به نوعى با نظم و تقارن و نيز هماهنگى همراه است ومعرّف آماده و مهيّا بودن براى مقصود مورد نظر (مثلاً ملاقات دوست). در مقابلِ آراستن كه معمولاً با يك افزايش همراه است، پيراستن قرار مى‏گيرد كه ويژگى آن كاستن و زدن شاخ و برگ است.

حوزه‏هاى آراستگى

حال بايد ببينيم در شيوه‏هاى ارتباط غير كلامى، آراستگى چگونه حاصل مى‏شود؟ در اين‏جا بويژه ارزش‏هاى دينى كه در حقيقت هنجارهاى فرهنگى ما را شكل مى‏دهند، مى‏توانند تعيين كننده باشند:
1) حالات چهره و قيافه ظاهرى: سيسرون، سخنور رومى، گفته: «چهره، تصوير روح است»؛ يعنى احساسات و هيجانات انسان، غالباً در چهره وى منعكس مى‏شود. خشم، ترس، شادى، غم، تعجّب، تنفّر و رضايت به سادگى نمايان مى‏گردند و به راحتى قابل تشخيص هستند. بنابراين احساسات ما نسبت به ديگران، به صورتى غيراختيارى خود را نشان مى‏دهند و قابل پنهان كردن هم نيستند. نوع آرايش سر و صورت، عينك داشتن يا نداشتن و زيبايى ظاهرى، مى‏توانند برداشت‏هاى اوّليه را در مخاطب ما ايجاد كند. در اين‏جا يك «تصوّر قالبى» در ميان مردم وجود دارد كه «هرچه زيباست، خوب هم هست». ليكن مطابق تحقيقات روانشناسان، چنين امرى قابل تأييد نيست؛ يا اين كه معمولاً فردى كه عينك به چشم مى‏زند، با هوش‏تر و كوشاتر است؛ امّا اين هم از آن تصوّرات پذيرفته نشده است. در مورد مُدل مو و آرايش صورت نيز چنين تصوّرات قالبى بدون پشتوانه، وجود دارد. فريفته نشدن نسبت به تصوّرات قالبى، دو نتيجه در بر دارد: يكى آن‏كه خود را تابلويى براى اين تصوّرات قالبى نمى‏كنيم و دوم آن‏كه در برداشت از ديگران، مراقب رهزنى‏هاى اين تصورات، خواهيم بود. آراستگى در قيافه ظاهرى و حالات چهره را مى‏توانيم از برخى سخنان دلنشين پيامبر اكرم و امامان معصوم(ع) دريابيم.
امام على(ع): مؤمن شاديش در چهره و اندوهش درون قلب است.(1)
امام باقر(ع): خوشرويى و گشاده‏رويى باعث جلب محبّت و نزديكى به خداوند است و ترشرويى و گرفتگى باعث دشمنى و دورى از خداست.(2)
 امام على(ع): مؤمن نرمخو و گشاده‏روست و نه ترشرو.(3)
 لبخند زدن همراه شادى، در موقع ملاقات با دوستان، تأثير عميق‏ترى از زبان دارد و چنين القا مى‏كند كه دوستت دارم و از ديدار تو خوشبختم. امام صادق(ع): لبخند زدنِ شخصى در هنگام ملاقات با برادرش (دوستش) براى او پاداشى محسوب مى‏شود.(4)
 پيامبر اكرم: كسى كه موهايش را بلند مى‏گذارد آنها را به نيكويى مرتب كند يا كوتاه نمايد.(5)
 2) تماس چشمى و نگاه: آيا تاكنون با كسى كه عينك تيره به چشم دارد، گفتگو كرده‏ايد؟ اگر چنين
 

8

بوده است مى‏دانيد كه اين وضعيت چه قدر ناراحت كننده است. از آن‏جا كه نمى‏توانيم چشمان طرف مقابل را ببينيم، از عكس‏العمل‏هاى او با خبر نخواهيم شد. برخى از شعراى قديم، چشم را «پنجره روح» توصيف كرده‏اند؛ زيرا غالباً از دريچه چشمان ديگران، چيزهاى زيادى درباره حالات و احساسات آنها استفاده مى‏كنيم؛ مثلاً نگاه معمولى و مداوم را نشانه محبّت و دوستى، اجتناب از تماس چشمى را نشانه خجالتى بودن يا دوست نداشتن و خيره شدن را علامت خشم يا خصومت تفسير مى‏كنيم. نگاه از سر مهر، در روابط با دوستان و نزديكان، بويژه نسبت به پدر و مادر، مورد تأكيد در احاديث ما بوده است:
امام صادق(ع): كسى كه به پدر و مادرش نامهربان نگاه كند، حتى اگر او را مورد ستم قرار داده باشند، خداوند نماز او را قبول نمى‏كند.(6)
 برق نگاه، بويژه نگاه‏هاى خيره و مداوم، اگر از روى اميال پست و شهوانى باشد (خصوصاً در روابط با غير هم جنس) مى‏تواند خطرآفرين باشد و مفاسد بعدى را نيز به دنبال آورد. قرآن با نگاه پيشگيرانه و مشفقانه، اين امر را متذّكر مى‏شود: «به مردان با ايمان بگو ديده‏ها فروبندند و پاكدامنى ورزند كه اين براى آنان پاكيزه‏تر است؛ زيرا خداوند بر آنچه مى‏كنند، آگاه است و به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [از هر نامحرمى]‏ فرو بندند و پاكدامنى ورزند».(7)
3) لباس و حركات بدن: ژست‏ها، حركات دست و پا، لرزش و آرامش بدن، جهت‏گيرى كلى بدن، كيفيت و رنگ پوشش لباس، همگى در اين قسمت مورد نظرند. تعداد زياد حركات بدنى (مانند خارش، ور رفتن) نشان دهنده برانگيختگى هيجانى يا حتى عصبانيت است. وضعيت كلّى بدن، مى‏تواند حالت تهديدآميز، تمايل و انعطاف‏پذيرى يا بى‏تفاوتى را نشان دهد. باز يا بسته بودن دست‏ها نيز علامت گرمى يا سردى ارتباط تلقى مى‏شود. نحوه راه رفتن افراد نيز مى‏تواند اضطراب، افسردگى و نگرانى يا تحرّك، نشاط و آرامش وى را نشان دهد. فاصله با مخاطب نيز ميزان دوستى را منتقل مى‏كند(البته نزديك بودن بيش از حد هم نابهنجار تلقى مى‏شود). نوع و نحوه پوشش لباس، نمايانگر تعلّق ما به گروه خاصّى در اجتماع است (مانند اونيفورم‏ها) و تا حدّى نشانگر شخصيت و طبقه اجتماعى افراد است و همچنين ميزان سازگارى و توجّه به هنجارهاى جامعه را نشان مى‏دهد.
 يكى از مسايل مهم در روابط ميان فردى، رعايت تواضع و فروتنى است كه به وضوح خود را در حركات بدنى نشان مى‏دهد:
امام على(ع): دوستى، ميوه و نتيجه فروتنى است.(8)
از علائم فروتنى دست دادن و گاهى در آغوش كشيدن دوست است:
پيامبر اكرم: دست دادن، از نشانه‏هاى كامل بودنِ دوستى است.(9)
 امام صادق(ع): هرگاه دو مؤمن يكديگر را ملاقات كنند و دست يكديگر را بفشارند، خداوند به آن دو، صد رحمت نازل مى‏كند كه نود و نه رحمت از آنِ كسى است كه دوست خود را بيشتر دوست دارد و اگر يكديگر را در آغوش گيرند، هر دو غرق در رحمت خواهند شد.(10)
 يكى از وجوه مهمّ آراستگى كه چه بسا بيشتر جلب توجه مى‏كند، آراستگى لباس است. چند نكته در آموزه‏هاى اسلام در اين مورد به چشم مى‏خورد:
يكى اين كه پوشش انسان، مناسب باشد، به گونه‏اى كه اندام‏هاى بدن را حفظ كند و در ارتباطات اجتماعى تحريك‏آميز نباشد.
در قرآن آمده است: به مردان با ايمان بگو ديده‏ها فروبندند و اندامشان [با پوشش مناسب]‏ محفوظ دارند كه اين براى آنان پاكيزه‏تر است؛ زيرا خدا به آنچه مى‏كنند آگاه است. به زنان با ايمان نيز بگو ديدگان خود را [از هر نامحرمى]‏ فرو بندند و اندامشان را بپوشانند و [مواضع‏] زينت‏هايشان را آشكار نكنند، مگر آنچه به طور طبيعى [مانند دست و صورت]‏ پيداست و بايد سينه و دوش خود را با مَقنعه(يا روسرى) بپوشانند.(11)
دوم رعايت پاكيزگى و نظافت در لباس، تا حدّى كه حضور انسان براى ديگران، خوشايند باشد.
 پيامبر اكرم فرمود: به مقدارى كه در توان داريد، پاكيزگى را مراعات كنيد؛ زيرا خداوند متعال، اسلام را براى پاكيزگى بنا كرده است و داخل بهشت نمى‏شود مگر كسى كه پاكيزه باشد.(12)
 سوم عطر زدن و مرتب كردن خود. پيامبر اكرم در آينه مى‏نگريست، موهاى خود را مرتب مى‏كرد، شانه مى‏زد و گاهى در آب مى‏نگريست و موهايش را مى‏آراست و علاوه بر خانواده‏اش، خود را براى اصحاب و يارانش مى‏آراست.
امام على(ع) فرموده است: خودآرايى از اخلاق مؤمنان است.(13)
چهارم در انتخاب نوع و شكل لباس، به گونه‏اى باشد كه متعارف و مطابق با فرهنگ و عرف زمان و محل زندگى باشد.
 امام صادق(ع) مى‏فرمايد: بهترين لباس هر زمان، لباس اهل آن زمان است.(14)
 همچنين بايد از پوشيدن لباس‏هايى كه موجب انگشت نما شدن [در احاديث به آن لباس شهرت مى‏گويند] مى‏گردد پرهيز شود؛ زيرا موجب احساس خود بزرگ‏بينى يا حقارت و ضعف در شخصيت است:
 امام صادق(ع): خداوند، لباس شُهرت را مبغوض مى‏دارد.(15) براى انسان، همين خارى و ذلّتْ بس است
 


9

 كه لباس شهرت بپوشد يا بر مركبى سوار شود كه موجب شهرت او گردد.(16)
4) لحن كلام و سخن گفتن: كيفيت صدا يا علائم فرازبانى به تغييرات و نوسانات در گفتار گفته مى‏شود كه معانى خاصّى را با خود منتقل مى‏سازد. زير و بمى صدا، آهنگ، سرعت، موزون بودن، ترديد و تأمّل، تأكيدهاى خاص و... اطلاعات ويژه‏اى را با خود همراه مى‏كنند. يك جمله ساده «شما دوست احمد هستيد» با توجه به آهنگ كلمات و تأكيد بر ابتدا يا انتهاى جمله مى‏تواند معانى تعجّب، رضايت، پرسش و حتى زيرِ سؤال بردن را داشته باشد. تحقيقات روانشناسان نشان مى‏دهد برخى از احساسات مانند: خشم، شادى، عصبيت و غم، راحت‏تر از احساسات ديگر، از كيفيت صوت تشخيص داده مى‏شوند. اگرچه همواره نمى‏توانيم علائم دقيق فرازبانى را تشخيص دهيم، امّا به ندرت از تأثير عاطفى اين علائم مانند پيام‏هاى صميمانه يا خشمگينانه مصون مى‏مانيم.
 در مورد كيفيت صدا و لحن كلام مانند: آرام و عميق، نازك، يكنواخت، تودماغى، هيجان زده، رسا، گرفته، و... تصوّرات قالبىِ خاصّى وجود دارد كه براى برداشت صحيح از ديگران، بايد جوانب دقّت و احتياط را مراعات كنيم.
 علاوه بر جهات محتوايى كه بايد در ادب، نزاكت و هنجارهاى اخلاقى در نظر گرفته شود و با پرهيز از لغو و بيهوده‏گويى، سنجيده و با تأمل سخن گفت، در مورد لحن كلام و كيفيت صدا نيز نكاتى در آموزه‏هاى اسلامى قابل توجه است:
يكى مراعات ميانه‏روى در بلندى و كوتاهى صدا و اجتناب از فرياد زدن است كه لقمان هنگامى كه فرزندش را راهنمايى مى‏كند، مى‏گويد:... و صدايت را آهسته كن.(17) حتى در مورد خنديدن، امام على(ع) مى‏فرمايد: مؤمن... هرگاه مى‏خندد، صوتش گوش‏ها را نمى‏آزارد.(18)
دوم آن‏كه حالات پرخاشگرانه در گفتار نداشته باشيم؛ بلكه نرمخو و نرم گفتار باشيم: خداوند حتى هنگامى كه حضرت موسى(ع) و برادرش را به سوى فرعون روانه مى‏كند مى‏فرمايد: پس با او به زبانى نرم سخن بگوييد.(19)
 بنابراين در روابط ميانْ فردى و با دوستان، اين مسئله بيشتر بايد مورد توجه قرار گيرد: امام على(ع): مؤمن 8با جنگ و دعوا به ديگران پرخاش نمى‏كند، دشنام نمى‏دهد، عيبجويى و غيبت نمى‏كند.(20)
هم ايشان مى‏فرمايد: مؤمن آرام، نرمخو، آسانگير و قابل اعتماد است.(21)
 سوم كيفيت سخن گفتن (بويژه در ارتباط با غير هم جنس) نبايد تحريك‏آميز باشد و با چشم پوشى از مرزهاى حيا و عفت، روابط بين فردى را به خطر اندازد. قرآن كريم در خطاب به همسران پيامبر مى‏فرمايد: اى همسران پيامبر! شما همچون يكى از زنان معمولى نيستيد، اگر تقوا پيشه كنيد. بنابراين به گونه‏اى نازك و هوس‏انگيز سخن نگوييد كه بيماردلان در شما طمع كنند. و سخن شايسته بگوييد.(22)

منابع ديگر:

.1995 ,Social Psychology ;.D.M ,Mackie & .E.r ,1.Smith .1996 ,Soual Psychology ;.d ,Byrne & .R.A ,2.Baron 3. روانشناسى تعامل اجتماعى (رفتار ميانْ فردى)، جوزف پى فرگاسن، ترجمه خشايار بيگى و مهرداد فيروز بخت. 4. فرهنگ فارسى معين. 5. لغت‏نامه دهخدا.
1 . المؤمنُ بشره فى وجهه و حزنه فى قلبه. (بحارالأنوار، ج 69،ص 411).
2 . البشر الحسن و طلاقة الوجه مَكسبة للمحبة و قربة من اللّه و عبوس الوجه و سوء البشر مكسبة للمقت و بعد من اللّه. (تحف‏العقول، ص 217).
3 . المؤمن هشاش بشاش لا بعباس. (الكافى، ج‏2، ص 238).
4 . تبسم الرجل فى وجه اخيه حسنة. (وسائل الشيعة، ج 11، ص 569).
5 . من اتخذ شعراً فليحسن ولايته أو ليجزّه.(وسائل الشيعة، ج‏1، ص 432).
6 . من نظر الى أبويه نظر ماقت لهما و هما ظالمان له لم يقبل اللّه له صلاة. (همان، ج 15، ص 217).
7 . قل للمؤمنين يغضّوا من أبصارهم... و قل للمؤمنات يغضضن من أبصارهن.... (نور، آيه 31 و 32).
8 . ثمرة التواضع المحبة.(غررالحكم، ح 4613).
9 . جامع الأحاديث، القمى، ص 122.
10 . الكافى، ج 2، ص 182.
11 . نور، آيه 31 و 32.
12 . كنز العمّال، ح 26002.
13 . غررالحكم، ح 1175.
14 . خير لباس كل زمانٍ لباس أهله.(الكافى، ج 6، ص 444).
15 . وسائل الشيعة، ج 1، ص 354.
16 . همان جا.
17. واغضض من صوتك. (لقمان، آيه 19).
18 . الكافى، ج 2، ص 235.
19 . فقولا له قولاً ليّناً.(طه، آيه 44).
20 . الكافى، ج 2، ص 235.
21 . غررالحكم، ج 1، ص 379.
22 . احزاب، آيه 32.