مجلات >هفت آسمان>شماره 24

معرفى «كلام و جامعه» اثر فان اس(1)

احمدعلى حيدرى

Theologie und Gesellschaft Im 2. und 3. Jahrhundert Hidschra

Eline Geschichte des religiösen Denkens im frühen Islam

Josef van Ess

Walter der Gruyter; Berlin, New York 1991

Walter der Gruyter

مختصرى در شرح‏حال پروفسور يوزف فان اس

پروفسور فان اس متولد 1934م. در سال 1959 با تأليف رساله‏اى در موضوع عرفان اسلامى در شهر بن موفق به اخذ مدرك دكترى گرديد. در سال 1964 در شهر فرانكفورت رساله استادى‏اش را نگاشت. موضوع اين رساله «نظريه شناخت در دوره مدرَسىِ اسلامى» بود. در سال 1967 به عنوان استاد ميهمان راهى دانشگاه كاليفرنيا در لوس‏آنجلس گرديد. پس از آن به دانشگاه آمريكايى بيروت عزيمت كرد. در سال 1968 به عنوان جانشين «رودى پارت»(2) براى احراز كرسى «اسلام‏شناسى و سامى‏شناسى» به دانشگاه «ابرهارد كارلس توبينگن» Eberhard Karls Universität Tübingenعزيمت كرد. اين منصب را تا سال 1999 كه بازنشسته شد در اختيار داشت. در طى همين سال‏ها به عنوان استاد ميهمان به دانشگاه‏هاى پرينستون، آكسفورد و پاريس (كالج فرانس) و چند دانشگاه ديگر رفت‏وآمد داشت. به‏رغم اين‏كه هر بار از سوى دانشگاه‏هاى مختلفى براى احراز رسمى كرسى‏هاى درسى فراخوانده شد پيوسته به دانشگاه توبينگن وفادار ماند.

در ميان آثار پروفسور فان اس مجلدات شش‏گانه «كلام و جامعه در قرن دوم و سوم هجرى» در جهان اسلام از ويژگى‏هاى ممتازى برخوردار است. اين كتاب طى سال‏هاى 1991 تا 1997 در شهر برلين منتشر شده است. دانشكده‏هاى شرق‏شناسىِ بسيارى از كشورها از جمله دانشگاه پاريس و واشنگتن براى بزرگداشت فعاليت‏هاى وى مدرك دكتراى افتخارى به وى اعطا كرده‏اند. وى جايزه كتاب سال جمهورى اسلامى ايران را هم دريافت كرده است.

فان اس از فرصتى كه دوران بازنشستگى در اختيارش گذاشته است به خوبى بهره‏مند شده و كتاب «خطاى فضلاء، طاعون در شهر اماوس و تبعات كلامى آن» "Der Fehltritt des Gelehrten Die Pest von Emmaus und ihre theologischen Nachspiele" را به رشته تحرير درآورده است. اين كتاب از سوى آكادمى علمى هايدلبرگ در سال 2001 منتشر شده است.

برخى از عضويت‏هاى پروفسور فان اس

آكادمى علوم هايدلبرگ

آكادمى علوم عراق

مؤسسه حكمت و فلسفه ايران

آكادمى علوم تونس (بيت‏الحكمه)

آكادمى اروپا

آكادمى مطالعات قرون وسطا در آمريكا

برخى از كتاب‏هاى پروفسور فان اس

Die Gedankenwelt des Harith al-Muhasibi; Bonn 1961

جهان انديشه المحاسبى، بن 1691

Die Erkenntnislehre des Adudaddin al-Ici; Wiesbaden 1966

آموزه شناخت عضدالدين ايجى، ويسبادن 7691

Traditionistische Poiemik gegen Amrb. Ubaid; Beirut 1967

مجادله سنتى عليه عمرو ابن عبيد، بيروت 7691

Frühe Mu'tazilitische Häresicgraphie; Beirut 1971

«الحادى» معتزليان متقدم، بيروت 1791

Zwischen Hadith und Theologie, Berlin 1975

ميان حديث و كلام، بيروت 7791

Anfänge Muslimischer Theologie, Bierut 1977

آموزه‏هاى كلام اسلامى، بيروت 7791

كلام و جامعه در قرن دوم و سوم هجرى، اثر جاودانِ فان اس مشتمل بر شش جلد است. مجلدات اين اثر به تدريج طى سال‏هاى 1991 تا 1995 به چاپ رسيده است. شمار مجموع صفحات اين مجلدات 3760 صفحه است.

كتاب از سه بخش عمده مقدماتى، تاريخى و تبيين نظام‏هاى كلامىِ انديشمندان قرون دوم و سوم هجرى در جهان اسلام تشكيل شده است. جلد نخست كتاب به مقدمات تاريخى و ملاحظات روشى مؤلف اختصاص يافته است. مجلدات دوم تا بخشى از جلد چهارم بيان مسائل تاريخى و توصيف تحول و تطور كلام با محور قرار گرفتن مناطق مختلف جهان اسلام، در اين مقطع تاريخى است. بخش ديگر جلد چهارم، تبيين نظام‏هاى كلامى و شرح و بيان مسائل آنها است. اگر در مجلدات دوم، سوم تا بخشى از جلد چهارم بيان تاريخى غلبه دارد، در بخش ديگرِ جلدِ چهارم بيان نظرى و مفهومى حاكم مى‏گردد. به اين ترتيب كتاب فان اس از دو ويژگى توصيفى و تحليلى برخوردار است. مجلدات پنجم و ششم هم به متون كلامىِ اين دوره اختصاص يافته است و غرض از آوردن آن ضمن اين‏كه بيان مصاديق و نمونه‏هايى است از آنچه به طور خاص در جلد چهارم در خصوص نظام‏هاى كلامى آورده شده است، جمع‏آورى و تأمين منابع و مواد مناسب براى خوانندگانى است كه خود مايلند به طور مستقل در اين مقطع و مسائل آن كنكاش كنند و حتى آراء و استنباط مؤلف را مورد جرح و نقد و تعديل قرار دهند. نويسنده مؤكدا توصيه دارد كه متن‏هاى جلدهاى پنجم و ششم به طور پيوسته با توصيفى كه از نظام‏هاى كلامى در ساير مجلدات آمده است، خوانده و مقايسه گردد.

فهرستى از مطالب اصلىِ مندرج در اين مجلدات شش‏گانه و همچنين منابع اصلىِ مورد استفاده مؤلف، به انضمام شرح‏حال مختصرى از پروفسور فان اس، را در پايان اين مقال ملاحظه خواهيد كرد.

نويسنده در پيش‏گفتار جلد نخست اشاره‏اى به انگيزه تأليف كتاب دارد. رودى پارت Rudi Paret، نخستين مترجم كامل قرآن به زبان آلمانى در اين زمينه نقش تعيين‏كننده‏اى داشته است. فان اس در اين خصوص مى‏نويسد: «هنگامى كه پارت در سال 1968 به توبينگن آمد اين نكته را به من آموخت كه در پژوهش‏هايى از اين قبيل مى‏بايد حوصله به خرج داد و استقامت داشت. او اين نكته را نيز آموخت كه نسبت به كارهايى كه شتاب‏زده انجام گرفته‏اند و يا انديشه‏هايى كه برآمده از عافيت‏طلبى هستند، سوءظن داشته باشم».

مؤلف سپس به زمينه ديگرى كه در تأليف اين اثر سترگ مؤثر بوده است اشاره مى‏كند: «هنگامى كه در آوريل 1971 به مناسبت بزرگداشت پروفسور ولفسون Walfsonدر دانشگاه هاروارد مراسمى برگزار گرديد و يكى از اهداف اين مراسم آن اين بود كه اين بود كه با استفاده از مقالات ارائه شده در اين نشست، جشن‏نامه مراسم با عنوان «فلسفه كلام» منتشر گرديد، محسن مهدى از من پرسيد كه آيا نمى‏خواهيد در يك گروه بين‏المللى عضويت پيدا كنيد يا مديريت آن را عهده‏دار شويد تا پاره‏اى كلامىِ (Fragment 5) آراء و افكار معتزله را جمع‏آورى كند. از اين نگران بودم كه دشوارى‏هاى ناشى از هماهنگى ميان اعضاى گروه مانع انجام چنين كارى گردد». فان اس در آن نشست به نتيجه روشنى نرسيد، اما اين تصور ذهن او را مشغول كرد. پس از تأملات بسيار «هنگامى كه اين ايده، ديگر مسئله قابل توجهى براى مذاكره نبود، به نظرم رسيد كه اكنون زمان آن فرا رسيده است كه من خود به تنهايى عهده‏دار انجام اين كار شوم و به اين ترتيب، نخست، جلد پنجم و ششم پديد آمد». مؤلف يادآور شده است كه اين دو جلد دربردارنده پاره‏هاى كلامىِ معتزلى نيست، بلكه تنها مشتمل بر گزارش‏هاى آموزه‏نگارانه اين دوران است و اين از نظر او دلايل چندى داشته است: اين‏كه تقريبا مى‏توان گفت كه هيچ متنى از متون اصلى در اين باب وجود نداشته است و آنچه هست تنها گزارش‏هاى موجود از آراء و افكار متكلمان معتزلى است كه آن هم در غالب موارد به گونه‏اى ناقص ارائه شده است.

فان اس در توضيح چگونگى تدوين مواد و منابع تأليفش مى‏نويسد: «هر پاره متنى را كه مى‏يافتم و متونى را كه نياز به شرح داشتند از منظر خودم در ارتباط و پيوندى سازگار مى‏آوردم و همين زمينه‏اى شد براى اين‏كه مواد مجلدات 1 تا 4 پديد آيند. در سال 1971 در «كالج فرانس» College de France ايده و طرح خودم را در اين باب ارائه كردم. هنگامى كه در سال 1979 به طور نهايى و قطعى شروع به كار كردم. دريافتم كه چنين كارى وسعتى بيشتر از آنچه در وهله نخست به نظر مى‏رسيد، پيدا خواهد كرد. دريافتم كه نمى‏توان معتزلى‏ها را به تنهايى موضوع مطالعه قرار داد. نمى‏توان آنها را بدون شناخت محيط پيرامونشان و جريان‏هايى كه موجدِ آنها بوده است و با فِرَقى كه مزاحم و روياروى آنها بوده است، شناخت. اين مسئله كه آنها در واقع در اصل فرقه‏اى نبودند، بلكه در بدو امر نمايى از نوعى تفاهم ايمانى بودند، نكته‏اى بود كه از مدت‏ها پيش روشن شده بود. براى من همواره در جريان اين تتبعات اين پرسش مطرح بوده است كه اسلامى كه امروزه شاهد آن هستيم، چگونه از اين شرايط نضج گرفته و به اينجا رسيده است. از پاسخى كه به طور مستوفا و خشنودكننده ناظر به اين پرسش باشد، بسيار دوريم. در اين ارتباط تنها موادى فراهم آورده‏ام. كوشش من در بخش‏هاى مختلف اين كار اين بوده است كه راه‏هاى رسيدن به اين هدف را از دو نقطه‏نظر تاريخى و نظام‏مند به انجام رسانم. بخش‏هاى B و C يعنى «مناطق اسلامى در قرن دوم هجرى و اتحاد تفكر اسلامى و شكوفايى كلام، مسئله نخست و بخش D به مسئله دوم پرداخته است.

فان اس درباره ويژگى‏هاى اين كار پژوهشى مى‏نويسد: «افكار عجيب و غريبى به سراغ متكلمان مى‏آيد و شايد اين امر جاذبه‏اى باشد كه در آنها وجود دارد. متكلمان اسلامى هم از اين قاعده مستثنا نيستند. دوره‏اى كه من قصد بيان و تحليل آن را دارم، دو امتياز ديگر را براى آنها مهيا كرده است. متكلمان اسلامى در فراخناى آغاز قرار گرفته‏اند. شرح و بيان حياتِ اين جامعه نو كه موطن متكلمان نخستين بود، به نحو گسترده‏اى به مقولات و مفاهيم كلامى نيازمند بود. پيدايش زودهنگام مباحث كلامى در جهان اسلام اين امكان را پديد آورده بود كه كثرتى از مبادى و عدم تعهد و التزام به اصولِ از پيش تعيين شده در ميان متكلمان رايج گردد. آمادگى جامعه براى اين‏كه سخنان آنها (متكلمان) را بشنود، نه تنها آنان را در كانون هيأت‏هاى جارىِ زندگى، بلكه در دل جريان‏هاى سياسى قرار داد. از همين‏رو است كه در نوشته ما به همان اندازه‏اى كه از خلفاء و جريان‏هاى غيرمتعارف الحادى و زندقه گفت‏وگو مى‏گردد از مسائلى همچون اجاره خانه و يا مناسبات جنسىِ حاكم بر آن دوران سخن به ميان مى‏آيد. كلام در معناى وسيع خود اظهاراتى است ناظر به واقعيت‏هايى كه به نحو دينى بيان شده‏اند؛ اظهاراتى كه جهت‏گيرى خود را از وحى‏اى كه هنوزايام‏صباوت را مى‏گذراند، به‏دست آورده بود».

فان اس معتقد است كه هر يك از اديان بزرگ در روند تطور و گسترش خود در وهله نخست با شرايطى متمايز و متنوع روبرو مى‏شوند كه هر يك از اين بسترها و زمينه‏ها در آنها واكنشى خاص برمى‏انگيزد. بالطبع در شرايطى كه ديانت و نگاه معنوى، محورِ مسئله اساسىِ پيروان دين جديد است. همه چيز با ملاحظاتِ برآمده از معيارهاى دينى ارزيابى مى‏گردد. تفاوت فضاهاى مواجهه موجب پديد آمدن طيفى بسيار رنگارنگ از آميختگى‏هاى ناشى از رويارويى ملل و نحل مختلف با ديانت جديد مى‏گردد، كه مطالعه و كنكاش در ويژگى‏هاى آن، بخش قابل توجهى از مندرجات جلد دوم و سوم كتاب مؤلف را تشكيل مى‏دهد. فان اس در اين ارتباط مى‏نويسد: «براى ما دشوار بود كه هر دو قطب مناسبات را كه هر يك معطوف به جهت خاصى بود به نحوى مطلوب و واضح تبيين كنيم. جامعه نيز مانند كلام در پى احراز هويت بود. تاريخ تأثير و تأثر متقابل اين دو (جامعه و كلام) در عين حال شرح و بيان پيدايش راست‏كيشى با عقيده درست Orthodoxie در جهان اسلام است. تصاويرى كه منابع ما از منظرهاى متأخر از اين دوران دارند، نشان مى‏دهند كه اسلام همواره يك چهره نداشته است. تنها يك بنيادگراى اسلامى ممكن است چنين تلقى‏اى داشته باشد و بر هويت واحد اسلام در ادوار مختلف تاريخى اصرار بورزد. در مسئله تصور كلام در جهان اسلام مى‏توان طرح‏ها و الگوهاى گوناگونى را فرض كرد كه همه برآمده از وحى و سنت اسلامى باشند، اما چنين است كه مجموعه‏اى از شرايط موجب رجحان يكى بر ديگرى مى‏گردد و جريان تاريخ رقم مى‏خورد. البته در تلقى سوبژكتيوِ متتبعان تاريخ، منظرها و طرح‏هاى مختلفى ارائه شده‏اند كه بعضا نافى همند، اما نهايتا همه ناظر به مجموعه‏اى از رويدادهاى تاريخىِ متعلق به يك دوره هستند. انتخاب يكى از اين طرح‏ها، از ميان مجموعه الگوهاى موجود و بيان انگيخته‏هاى مختلفى كه از سوى كارشناسان مختلف اظهار شده است، موجب اتخاذ موضعى در اين ارتباط مى‏گردد. نبايد از نظر دور داشت كه اين روال آزمون و خطا كه ريشه در مقتضيات و شرايط تاريخى دارد و هر يك از اديان متحملِ آن شده‏اند، در اسلام به طريقى پيچيده روى داده است. اين مسئله هنگامى تشديد شد كه مسلمانان به سبب جنگ‏هايى كه منجر به فتح سرزمين‏هاى بيگانه شد، در سرزمين‏هاى متعلق به جهان كن اسكان يافتند، به اين ترتيب با شرايطى كاملاً جديد مواجهه شدند كه براى رويارويى با آن آمادگى‏هاى لازم را كسب نكرده بودند. آنان از منظر يك فاتح بر سرزمين‏هايى پاى گذاشتند كه گرايش‏ها و مبانى خاص خود را داشت. بنابراين كاملاً طبيعى بود كه در وهله نخست، تحولاتى ويژه در هر كدام از اين مناطق پديد آيد. با گذشت زمان بود كه با رشد خودآگاهى‏هاى عمومىِ مسلمانان اين تفاوتِ تحول و تطور در اين مناطق به نوعى تعادل و يكپارچگى رسيد».

نويسنده با ارائه مثالى كوشش مى‏كند تا اين مسئله را توضيح دهد. از منظر او مسئله جبر و اختيار در ميان متكلمان قرن دوم هجرى با مواجهه‏اى كه ميان مسلمانان و انديشمندان مناطق تصرف‏شده صورت گرفته، در ارتباطى مستقيم است. فان اس در اين ارتباط به بحثى اشاره دارد كه ميان يك اعرابى و مسيحى در دمشق بر سر مسئله اختيار و آزادى درگرفته است. اين مناقشات در رساله‏اى كه منتسب به تئودور ابوقره، اسقف حران و شاگرد قديس يوحناى دمشقى است، منعكس شده است: «مواجهه با غيرمسلمانان حوزه‏اى بود كه در آن متكلمان مسلمان غالبا موفق بودند. كلام اسلامى از اين مواجهه‏ها هم در روش‏ها و هم در محتوا بهره‏مند شد و به اين ترتيب صورت خاص خود را يافت... . كسى كه جرأت به خرج مى‏دهد و فراتر از مرزهاى دين خودش به گفت‏وگو مبادرت مى‏كند، مى‏بايد از (توسل پيوسته به) حجيت متن صرف‏نظر كند. وى در اين مورد تنها با استفاده از براهين عقلىِ برخوردار از اعتبار عام مى‏تواند طرف گفت‏وگو را متقاعد سازد. اين‏كه اين مسئله براى مسلمانان روشن بود، نكته‏اى است كه تئودور ابوقره آن را گواهى كرده است. او به اين نكته وقوف يافته است كه مى‏توان هم به طريق خودآموختگان autodelktikwVو هم به طريق منطقيان (جدليان) dialektikwVاقامه برهان كرد و مراد وى از اين مورد اخير روش كلامى بود. اين مواجهه‏ها و برخوردها آثارى نيز بر جاى گذاشتند. كسى كه درصدد است معتقدانِ به نوعى ديگر از ايمان را متقاعد سازد و يا از سرّ جدل با آنان سخن بگويد، بايد خواه‏ناخواه به مقولاتى كه از سوى آنان مورد استفاده قرار مى‏گيرد توجه داشته باشد. اين‏كه دامنه چنين مسئله‏اى تا كجا پيش خواهد رفت، نيازمند بررسى و پژوهش است».

ويژگى ممتاز كتاب فان اس اين است كه مباحث كلامى قرون دوم و سوم هجرى را با ملاحظه شرايط عينىِ آن در بسترهاى اجتماعى، سياسى و فرهنگىِ آن دوران مورد بررسى و مداقه قرار داده است. فقدان مواد و منابع كافى براى اطلاع مستقيم از مباحث اوليه‏اى كه در ميان متكلمان جارى بوده، سبب شده است تا نتوان تصويرى روشن از مناقشات كلامىِ اين‏دوره به‏دست آورد. بسيارى از مطالبى كه ناظر به فضاى فرهنگى اين دوره است درآثار واقوال نويسندگان دوران‏هاى‏بعدى منعكس‏است‏كه درپاره‏اى ازموارد با انديشمندان پيش از خود مخالف نيز بوده‏اند. چگونه و با چه لطائف‏الحيلى با استفاده از اين آراى متأخر به دريافت‏ها، آراء و دغدغه‏هاى متكلمان نخستين راه بيابيم، نكته‏اى است كه فان اس با استفاده از شيوه فقه‏اللغه و نگاه تاريخى به آن مبادرت ورزيده است.

كتاب آقاى فان اس در پى آن است كه از عهده چنين كارى برآيد. در بخش نخست كوشش مى‏گردد تا شرايط دينى در برخى از مناطق فرهنگى بازسازى شود. پس از آن در بخش دوم كتاب، نگاه نويسنده به دربار خلفاى بغداد معطوف مى‏گردد. اگر بخواهيم از تلقى منابع اسلامى در خصوص مسائل كلامى‏اى كه در مناطق و ولايات مختلف جهان اسلام آن دوره مى‏گذرد، تبعيت كنيم، هر كدام از اين مناطق، در حوزه كلامىِ جريانى مسلط و متعارف، ساير گرايش‏ها و نحله‏ها را زنديق توصيف مى‏كند؛ يك اعتقاد، درست و گونه‏هاى ديگرِ افكار، الحادى قلمداد مى‏گردد. با انتخاب بغداد به عنوان پايتخت جهان اسلام، به سبب جاذبه‏هايى كه در اين شهر وجود داشت به تدريج قواى «روشنفكر» از اين سوى و آن سوى در بغداد گرد هم آمدند. با پيدا شدن مكتب كلامىِ معتزله نوعى كلام اسلامى پديد آمد كه مدعى بود مى‏تواند از مقبوليت عام برخوردار گردد. مؤلف اين تحول و تطور را از پايان دوره اموى تا نيمه دوم قرن سوم هجرى مورد تتبع قرار داده است. با وجود اين، بخشى از فصل‏هاى نخستِ بخش اول كتاب ناظر به قرن نخست هجرى است؛ مسائلى از قبيل شرايطى كه پس از وفات پيامبر اسلام پيش آمد و بسترهايى كه زمينه‏هاى ايجاد وفاق و هويت در ميان مسلمانان را موجب شد و مواردى از اين قبيل، نويسنده در نظر داشته است تا برخى از مسائلى را كه در آن دوران با تحولاتى كه با دوران اموى و عباسى در ارتباط است و به منزله مقدماتى براى درك شرايط اين دوران به حساب مى‏آيند، به طور اجمالى وارسى كند. در بخش پايانىِ بخش دوم برخى از انديشمندان مورد بررسى قرار مى‏گيرند كه در دهه‏هاى پايانىِ قرن سوم هجرى آراء و افكارشان به نقطه اوج خود مى‏رسد. اين بخش پيش از اين كه گرايش معتزلى با جبايى در ميان بصريان، و با ابوالحسين خياط و كعبى در ميان بغداديان وارد نخستين مرحله به اصطلاح دوره مدرَسىِ خود گردد به پايان مى‏رسد.

فان اس با اشاره به اعتمادورزى به منابع مكتوبى كه از سوى نمايندگان هر يك از نحله‏هاى كلامى اين دوران فراهم آمده يا از سوى نويسندگان متأخر نوشته شده است. مى‏گويد: «آنچه از متون اسلامىِ قرن نخست هجرى در اختيار داريم مظنون به اين هستند كه در آنها نوعى فرافكنى صورت گرفته باشد. پژوهش‏هايى هم كه غربى‏ها در اين ارتباط انجام داده‏اند، به‏رغم قوت منابع و شيوه‏هايى كه در تفسير به كار برده‏اند در مقايسه با ساير دوره‏ها از تعارضات بسيارى برخوردار است. شايد هنگامى كه آنچه را كه پس از اين روى داده است، به طور واضح و آشكار بررسى كنيم، امكانى به وجود آيد، تا براى ارزيابى سرآغازه‏هاى نخستين، پايه‏اى استوار در اختيارمان قرار گيرد».

فان اس كوشش مى‏كند تا اين پايه وبنيادرا بيابد. تحقق اين‏امر منوط به اين است كه متتبع پيشفرض‏هايى‏را تدارك‏كند. دراين‏تتبعات تاريخى‏مى‏بايد رابطه‏اى روشن‏ميان‏نتايج ونقاط پايانى تحليل وچشم‏اندازى‏كه خود مسئله ومعضل‏تاريخى درآن وارسى مى‏گردد، وجود داشته باشد. به عبارت ديگر چشم‏انداز بررسى مسئله مى‏بايد نتايجى را كه از آن برمى‏آيد، توجيه كند. دراين ميان منابعى كه در جريان پژوهش كشف مى‏گردند نقش قابل ملاحظه‏اى دارند. فان اس اشاره مى‏كند كه به عنوان مثال يافتن منابعى كه ناظر به آراء و افكار جبايى و كعبى بوده است در تكوين مفاهيم تحليلى او بسيار مؤثر بوده‏اند، كثرت منابع مانع به هم ريختن مرزها و ابهام مى‏گردد و تمايز مطلوب نظر متتبع را تأمين مى‏كند.

فان اس در شرايطى كه فقدان منابع دايره پژوهش را تنگ مى‏سازد و كار پژوهشگر را در بازسازى نظام‏هاى مفهومىِ يك دوره تاريخىِ خاص با دشوارى روبرو مى‏سازد به روش‏هاى پژوهشىِ ويژه‏اى متوسل مى‏گردد: «بازسازى نظام‏هاى كلامى به نقطه‏ثقلى كه در هر كدام از اين مقاطع لحاظ مى‏گردد بستگى دارد. مسئله مهم اين است كه در هر يك از آنها، مسئله اصلى و محورى يافت شود. دشوارىِ كار در آنجا است كه جزئيات اين انديشه‏هاى مدرسى از ميان رفته است ـ يا اين‏كه تنها با رجوع به آثارى كه پس از آن به دست آمده است، قابل دسترسى هستند ـ در اين موارد متأسفانه با شهود نمى‏توان پيش رفت. چنين مشكلاتى در خصوص اين دورانى كه ما به آن پرداخته‏ايم وجود دارد. همان‏طورى كه يافتن متون مربوط به قرن اول هجرى بسيار دشوار است، يافتن متون اصلىِ دوره مدنظر ما هم آسان نمى‏نمايد. گزارش‏هايى كه ناظر به آموزه‏نگارىِ اين دوران است و در اين پژوهش‏ها به آنها اعتماد ورزيده‏ايم، غالبا به تبيين منسجم مناسبات ميان انديشمندان نپرداخته‏اند و تنها به پاره‏اى از آراء و افكار بسنده كرده‏اند و البته اميدواريم كه از طريق مراجعه به اين پاره‏ها و نقاط بتوانيم راهى به جانب نظام فكرى انديشمندان اين دوره بيابيم. آيا مى‏توان با اين وصله‏پينه‏ها يك تصوير كامل و متقاعدكننده‏اى از تحولات فكرىِ اين دوره ارائه كرد؟ نمى‏توان به درستى تخمين زد كه در اين بازى موزائيكى چه پيشفرض‏هايى خود را پنهان كرده‏اند، زيرا در اين موارد تا يك سند تاريخى خود را نشان نداده است، متتبع ناچار به دريافت‏هاى سوبژكتيو خود اكتفا مى‏ورزد. پس از اين‏كه در حوزه پژوهش او نشان‏هاى عينى به دست آمد تازه پيشفرض‏هاى سوبژكتيو خود را مى‏شناسد. هر قدر كه ميزان مواد در اين حوزه كمتر باشد به همان ميزان دور هرمنيوتيكى با سرعتى بيشتر ناكار مى‏شود». منظور اين است كه در تتبعاتى كه از روش هرمنيوتيك استفاده مى‏كنند، ضمن اين‏كه رجوع به متون موجود به منظور فهم بخش‏هاى نامفهوم ضرورى است، بايد اساسا مجموعه شرايط موضوع تتبع و پژوهش در حيطه‏هاى فرهنگى، سياسى، اجتماعى، اقتصادى و غيره چونان يك كلّ تصور گردد كه هر يك از اجزاى مشخص آن مى‏تواند ما را به درونش رهنمون گردد. متتبع در اين هنگام در برابر كلّى قرار گرفته است كه انبوهى از روابط متقابل پيچيده آن را رقم زده است. صِرف توجه به يكى از اين رويدادها ماهيت آن دوره تاريخى را بازنمى‏گشايد. در پژوهش‏هايى از اين دست، نمى‏توان نقطه آغازى از هر حيث مطمئن را جست‏وجو كرد تا به سبب آن به شيوه‏اى خطى و تتابعى از مبادى اوليه، مابقى را استنتاج كرد. روش مؤلفِ كتاب، تفسيرى و تفهّمى است. به اين معنا كه از منظر او ادوار فرهنگى و تاريخى اجزاء و مؤلفه‏هاى خود را در دايره‏اى از مناسبات در يكديگر تنيده‏شده جمع آورده است. براى درك چنين مناسباتى بايد به درون اين دايره وارد شد. محض اطلاع از ديدگاه‏هاى كلامى‏اى كه از طريق آموزه‏نگارى‏هاى آن دوره و دوران متأخر به ما رسيده است براى فهم شرايط آن روزگار كه بروز و ظهورى هم در مسائل كلامى يافته است كافى نيست.

فان اس در بيان مراحل مختلفى كه روش پژوهشىِ وى بر آن استوار است مى‏نويسد: «نخستين گام براى حصول اطمينان خاطر اين خواهد بود كه متتبع حتى‏المقدور منابع، منقولات و آثارى را كه در موضوع تتبعش وجود دارند، جمع‏آورى كند. اما بيان اين مسئله بسيار آسان‏تر است تا عمل به آن در حوزه كارىِ ما متونِ مورد نظر تاكنون جمع‏آورى نشده‏اند و ملاحظات زبان‏شناختى (فقه‏اللغة) در خصوص آنها به نحو كاملى صورت نگرفته است». فان اس توصيه مى‏كند كه در وهله نخست، اين متون جمع‏آورى گردد و به طور مستقل ترجمه و با حداقل شرح ممكن در اختيار خوانندگان قرار گيرد و به اين ترتيب خواننده‏اى كه در اين حوزه متخصص نيست اين امكان را پيدا مى‏كند كه براى خود تصويرى از اين منقولات دست و پا كند و تصويرى را كه پيش از وى از مناسبات ميان اين منقولات ارائه شده است نقادى و ارزيابى كند. اين مسئله از اين جهت لازم است كه در مواردى خواننده خواهد پرسيد كه چرا اين نوع از تركيب داده‏ها و منقولات بر انحاى ديگر اولويت و ترجيح داده شده است؛ فان اس خود در پاسخ به اين پرسش‏هاى مقدرِ ناظرِ به اين پژوهش پاسخى تفصيلى و واضح ارائه نمى‏كند. اما به طور كلى مى‏نويسد: «به طور اساسى كوشش شده است كه خلاءهايى كه ناظر به كمبود منقولات است با گمانه‏زنى‏هايى پر شود و حتى‏المقدور حق هر منبعى در اين باب ادا شود. اين كوشش ممكن است به اينجا منجر گردد كه خواننده در برخى از موارد احساس كند كه آن هماهنگى و همخونى لازم در بخش‏هايى از كار ديده نمى‏شود. يا اين‏كه نوعى هماهنگى و انسجام تصنعى ديده مى‏شود. از اين‏رو مؤكدا به خواننده توصيه مى‏گردد كه از متونى كه در اينجا ارائه شده است خود تصويرى بنا كند و درصدد سنجش آنها برآيد».

اين ملاحظات اخير، خصوصا در بخش دوم مجلدات شش‏گانه فان اس معنا پيدا مى‏كند، زيرا در اين بخش است كه نظام‏هاى فلسفى بازسازى شده‏اند. بخش اول بيشتر با دستگاه‏هاى كلامى‏اى سروكار دارد كه از وضوح چندان زيادى برخوردار نيستند. در مقابل، در بخش دوم اين وضوح بيشتر است. منابعى كه در اين زمينه مورد استفاده قرار گرفته‏اند، ناظر به شرح احوال افراد، حديث و تفاسير قرآن است. آنها اين امكان را فراهم مى‏كنند تا يك تلقى عمومى از انديشمند موردِ پژوهش به دست آيد.

از منظر مؤلف كتاب، با ملاحظه غاياتى كه بر تتبعات زبان‏شناختى مترتب است و عمده آن بازسازى نسخه‏هاى غيركامل و ديگرگون‏شده دوره تاريخىِ موضوعى پژوهش است، خوانندگان علاقمند هم بايد بتوانند در روال تتبعات پژوهشگر مشاركت كنند. در فيلولوژىِ مدرن، نسخه‏هاى مختلف از يك متن مقايسه مى‏گردد و قرائن مختلف تاريخى، فرهنگى، زبانى و ادبياتىِ آن قوم به معناى اعم كلمه، معيارهايى هستند كه موجب ترجيح روايتى بر روايت ديگر مى‏گردد. نويسنده معتقد است كه بايد چنين مجالى براى خوانندگان فراهم آيد تا خود به قضاوت بنشينند و با ملاحظاتِ برآمده از آشنايى‏هايى كه خود در اين ميان به دست آورده‏اند، وجه انتخاب وجهه‏نظر مؤلف را در ميان ساير وجوه بسنجند.

فان اس در بخش ملاحظات روش‏شناختىِ پژوهش خود مى‏نويسد: «در بخش نخست كتاب از طريق روشى كه «شرح‏حال‏نويسىِ جمعى» ناميده مى‏شود (و به آن Prosopographie هم گفته‏اند) كوشش شده است تا تصويرى ارائه گردد كه اهميت حركت‏هاى دينى دوران نخست، يعنى فرقه‏ها در مناطق مختلف تبيين گردد. در مقابل در بخش دوم كه در آن، مواد نظام‏مند را در اختيار داشته‏ايم. كوشش كرده‏ايم بر مبناى اسلوب «زندگى و آثار» نمايى از شخصيت هم يك از اين انديشمندان ارائه كنيم».

در توضيح روش Prosopographie بايد يادآور شد كه در اين روش كوشش مى‏شود در وهله نخست حتى‏المقدور فهرستى جامع از شرح‏حال افرادى كه به يك حوزه اجتماعىِ خاص تعلق دارند و در آن زندگى كرده‏اند، تهيه گردد. با رجوع به منابع تاريخى موجود، نخست مؤلفه‏هاى اين نوع از زندگى اجتماعى تأليف مى‏گردد و سپس رويدادهاى مربوط به زندگى افرادى كه در چنين فضايى زندگى مى‏كنند با مراجعه به اين مؤلفه‏ها ارزيابى مى‏گردد. در چنين روشى ضمن اين‏كه شرح‏حال افراد مؤثر در اين زندگىِ جمعى، و تدوين مختصات مقطع تاريخىِ موضوع پژوهش مفيد است، امكانى را فراهم مى‏آورد كه آثار و احوال اشخاص نيز در اين مختصات وارسى گردد و حتى‏المقدور كاستى‏هاى تفسيرىِ مربوط به آنها به نحوى جبران گردد.

فان اس يادآور مى‏شود كه اين روش هم ضعف‏هاى خاص خود را دارا است. اين روش نهايتا به تدوين اثرى ناظر به تاريخ فضلاء و دانشمندان يك دوره تاريخى و در موضوع اين پژوهش متكلمان قرن‏هاى اول و دوم هجرى در جهان اسلام مى‏گردد. اما در اين ميان تكليف مردمِ غيرفاضل و معمولىِ اين جوامع چيست؟ ادبيات شرح‏حال‏نگارانه‏اى كه در آثارى از اين دست ارائه مى‏گردد، تصويرى آمارى را عرضه مى‏كند و از تعميمى به نسبت بسيار گسترده برخوردار است و مجال كمترى براى درك تحولات اجتماعى و تاريخى در ابعاد جزئى به دست مى‏دهد. در انتقال از اين شخصيت به شخصيت ديگر، مناسبات عينى و جزئى مورد ملاحظه قرار نمى‏گيرند. «مَخْلَص كلام اين‏كه اين اتهام متوجه پژوهش ما نيز است، به اين معنا كه توجه به چهره‏هاى شاخص، ما را از پرداختن به شخصيت‏هاى عادى و معمولى، بازداشته است. ما خود به اين ضعف توجه داشته‏ايم و كوشش كرده‏ايم كه حتى‏المقدور به چهره‏هاى عادى در اين تحولات كلامى نيز توجه داشته باشيم». فان اس يادآور شده است كه او در پايانِ توصيف اين چهره‏ها چنين نقطه‏نظرهاىِ عينى‏اى را نيز مدنظر قرار داده است تا به اين ترتيب كاستى‏هاى روشى را حتى‏المقدور جبران كند. در عين حال يادآور مى‏شود كه خواننده همواره غايت او را در تأليف اين مجلدات ملاحظه كند. وى خواسته است كه «تنها مناسبات ميان كلام و جامعه را در اين دوره تاريخى نشان دهد، نه كمتر و نه بيشتر».

تاريخى كه فان اس به نگارش آن مبادرت كرده، اثرى است تحليلى توأم با مساعى بسيار بليغ براى جمع‏آورى منابع و متون كه هرگز از روح هماهنگ‏كننده ملاحظاتِ خودِ متتبع غافل نبوده است. شايد رعايت همين نكته كه مؤلف از تصريح به آن ابايى نداشته است، موجب گردد كه برخى از منتقدانِ نسبت به عينيت‏گرايىِ تتبعات شرق‏شناسان ترديد روادارند. اما مگر راهى به جانب پژوهشى كاملاً برآمده از عينيات و عارى از مؤلفه‏هاى سوبژكتيو هست؟ «آن‏چه در اينجا ارائه شده است، به منزله يك تركيب و تأليف نيست. ديدِ تركيبى و نگاه جمعى در آغاز كار و نه در پايان آن قرار دارد. اين تلقى و تصوير جمعى در ابعاد بزرگش برآمده از نتايج پژوهش‏هاى مقدم بر آن نيست، بلكه صرفا يك طرحى است كه بيشتر مى‏تواند در خدمت يك تك‏نگارىِ برآمده از اين منابع و مواد باشد تا اين‏كه با توسل به آن در اين مقطع تاريخى موضوعى مورد جست‏وجو قرار گيرد. انجام كارهايى از اين دست نياز به يك نظام مفهومى دارد. اين همان چيزى است كه ما در بررسى كلام اسلامى در اين دوره فاقد آن هستيم. آنچه تاكنون در اين پژوهش راهنماى ما بوده تا در انبوه مواد و اطلاعات تاريخى به نوعى تقسيم‏بندى و تمايز برسيم، طراحى بوده است كه برآمده از نگارش‏هاى ناظر به جريان‏هاى ارتدادى در اين دوره است. ما از اين طرح بهره برده‏ايم، گرچه همواره با وقوف آن را دنبال نكرده‏ايم. كسى كه با اين طرح موافق نيست و درصدد گذر از آن است، مى‏بايد از اين نكته غفلت نكند كه به مواد الهام‏بخش طرح‏هاى ويژه خود نيازمند است و بايد دقيقا آنها را بشناسد. محدود كردن خود در يك زاويه خاص از اين اطلاعات، مفيد نخواهد بود. به هنگام ارائه يك تصوير كلى از رويدادهاى اين دوره، پژوهشگر ناخودآگاه فقط به اجزاى معهود معرفتش مراجعه مى‏كند و حال و وضعى محتاط و معطوف به دانسته‏هاى خاص خود اتخاذ مى‏كند. هرگز تصاوير مركب، تنها بر مبناى مطالعات و تتبعات خاص و جزئى فراهم نمى‏گردد. كل همواره چيزى بيشتر از جمع اجزاء است. طرح جامع و نظام مفهومىِ پژوهشگر كاركردى دوگانه دارد: از يك‏سو در انبوه منابع، خطوط راهنمايى را فراهم مى‏آورد و از سوى ديگر، ديگران را به نقد و چالش مى‏كشاند».

در روزگارى كه مناسبات ميان ملل روزبه‏روز آسان‏تر مى‏شود، آگاهى از تلقى انديشمندان ديگر حوزه‏هاى‏فرهنگى درباره مسائل فرهنگ خودمان، مخصوصا هنگامى كه زبدگان و صاحب‏نظران آن فرهنگ‏ها به اين مسئله پرداخته باشند، بسيار لازم است. توجه به آثار آنها، ديدن تاريخ و فرهنگ خود در آيينه پژوهش‏گرايى از نوع ديگر است، كه به فرهنگى غنى و تاريخى سرشار از پيچيدگى‏هاى كلامى تعلق دارند و در نگاهشان به تاريخ و فرهنگ سرزمين ما، آشكار و پنهان اين تعلق را نشان مى‏دهند. به اين ترتيب زمينه‏هاى مناسبى براى گفت‏وگوهايى پديدخواهدآمدكه مسائل ومواد آن درنوشته‏هايى از اين دست موجود است. بازتاب شيوه‏ها و روش‏هايى كه اين پژوهشگران در اين آثار در تحليل مسائل تاريخى و كلامى به كار برده‏اند، نمونه‏هايى به دست مى‏دهد كه با توجه به آن مى‏توان درباره شيوه‏هاى متداول در ميان مورخان اين مرز و بوم انديشيد.

فان اس مانند هانس كونگ، نظريه‏پرداز صلح و تفاهم ميان اديان، در شمار آن دسته از انديشمندانى است كه نگاهشان به ديانت و تاريخ همواره با تأملات نظرى همراه بوده است و با تتبع در زمينه‏هاى تاريخىِ بسط و توسعه اديان و كوشش براى يافتن منطقى كه در آن نهفته است، درصدد فراهم آوردن زمينه‏هاى مناسبى براى تقارب و تفاهم ميان اديان هستند.

فهرست اجمالى كتاب كلام و جامعه در قرن دوم و سوم هجرى اثر «فان اس»

Aبنيادهاى ديانت اسلامى در قرن نخست هجرى (جلد اول)

Bولايات اسلامى در قرن دوم هجرى (ادامه جلد اول و جلد دوم)

Cوحدت تفكر اسلامى و شكوفايى علم كلام (جلد سوم و چهارم)

Dخلاصه‏اى از تاريخ مسائل (ادامه جلد چهارم)

متون كلامى (جلد پنجم و ششم)

فهرست تفصيلى

جلد اول

(A بنيادهاى ديانت اسلامى در قرن نخست هجرى

1 ـ ختم نبوت

2 ـ خودآگاهى براى اخذ تصميم و جست‏وجوى هويت

1 ـ 2 نشانه‏هاى هويت اسلامى در خلافت عبدالملك

2 ـ 2 شواهد اوليه در سنت ادبى

3 ـ جامعه و فرد

1 ـ 3 ايمان و وعده بهشت

2 ـ 3 آگاهى به معصيت و مسئوليت فردى

3 ـ 3 رحمت و تقدير الهى

4 ـ تحولات ويژه دينى، حدود قرن دوم هجرى

1 ـ 4 تصوير پيامبر

2 ـ 4 قرآن

5 ـ گسترش ايمان

1 ـ 5 ابزارهاى ادبى انتقال ايمان

1 ـ 1 ـ 5 آغاز كلام جدلى

2 ـ 1 ـ 5 جمع‏بندى

(Bولايات اسلامى در قرن دوم هجرى

0 ملاحضات روشى

1 ـ سوريه

0 ـ 1 خطوط كلى

1 ـ 1 رابطه با شيعه

2 ـ 1 قدريه

1 ـ 2 ـ 1 مسأله مبدأ

2 ـ 2 ـ 1 غيلان دمشقى و محيط وى

3 ـ 2 ـ 1 تأثيرهاى بعدى غيلان دمشقى

4 ـ 2 ـ 1 سنت‏شكنى يزيد سوم

1 ـ 4 ـ 2 ـ 1 خطبه يزيد سوم در آغاز خلافت

2 ـ 4 ـ 2 ـ 1 تحولات بعدى تا زمان مروان دوم

5 ـ 2 ـ 1 قدرى‏ها در روزگار يزيد سوم

1 ـ 5 ـ 2 ـ 1 دمشق

2 ـ 5 ـ 2 ـ 1 قدرى‏هاى اهل فلسطين

3 ـ 5 ـ 2 ـ 1 قدرى‏هاى اهل حِمص

6 ـ 2 ـ 1 قدرهاى متأخّر

7 ـ 2 ـ 1 نتيجه‏گيرى‏هاى كلى

8 ـ 2 ـ 1 تحولات بعدى آراء غيلان در عراق

1 ـ 8 ـ 2 ـ 1 مكتوبات غيلان و حكايات مربوط به او

9 ـ 2 ـ 1 عمر دوم و قدريه

3 ـ 1 موردى از ارتداد

4 ـ 1 مرجئه سوريه

1 ـ 4 ـ 1 جهمى‏ها

5 ـ 1 از زهد به عرفان

2 ـ عراق

0 ـ 2 ملاحظات كلى

1 ـ 2 كوفه

1 ـ 1 ـ 2 مرجئه

1 ـ 1 ـ 1 ـ 2 قديمى‏ترين نمايندگان مرجئه در كوفه

2 ـ 1 ـ 1 ـ 2 هيأت اعزامى به دارالخلافه در زمان عمر دوم

3 ـ 1 ـ 1 ـ 2 دو شعر از مرجئه

4 ـ 1 ـ 1 ـ 2 جدال عليه مرجئه در سيره سالم بن ذكوان

5 ـ 1 ـ 1 ـ 2 كتاب الارجاء

6 ـ 1 ـ 1 ـ 2 طيف مرجئه تا 150 هجرى

7 ـ 1 ـ 1 ـ 2 حلقه ابوحنيفه

1 ـ 7 ـ 1 ـ 1 ـ 2 پيش‏گامان

2 ـ 7 ـ 1 ـ 1 ـ 2 زندگى و آثار بعدى ابوحنيفه

3 ـ 7 ـ 1 ـ 1 ـ 2 آراء كلامى ابوحنيفه

1 ـ 3 ـ 7 ـ 1 ـ 1 ـ 2 نامه به عثمان البتّى

1 ـ 1 ـ 3 ـ 7 ـ 1 ـ 1 ـ 2 مقايسه‏اى با ديگر متون متقدم حنفى‏ها

2 ـ 3 ـ 7 ـ 1 ـ 1 ـ 2 نامه دوم به عثمان البتّى

3 ـ 3 ـ 7 ـ 1 ـ 1 ـ 2 اصطلاح فقه اكبر

4 ـ 3 ـ 7 ـ 1 ـ 1 ـ 2 تصوير خدا، نظريه سياسى

4 ـ 7 ـ 1 ـ 1 ـ 2 معاصران ابوحنيفه

8 ـ 1 ـ 1 ـ 2 مرجئه كوفه پس از ابوحنيفه

9 ـ 1 ـ 1 ـ 2 اصلاحات غسان بن ابان

2 ـ 1 ـ 2 جريان‏هاى ضد مرجئه در كوفه

1 ـ 2 ـ 1 ـ 2 سفيان الثورى

2 ـ 2 ـ 1 ـ 2 صوفيه

3 ـ 2 ـ 1 ـ 2 قدريه

3 ـ 1 ـ 2 شيعه

1 ـ 3 ـ 1 ـ 2 سنت‏گرايان متمايل به شيعه

2 ـ 3 ـ 1 ـ 2 زيديه

1 ـ 2 ـ 3 ـ 1 ـ 2 بُتريه

1 ـ 1 ـ 2 ـ 3 ـ 1 ـ 2 زيدى‏هاى «ملايم»

2 ـ 2 ـ 3 ـ 1 ـ 2 جاروديه

1 ـ 2 ـ 2 ـ 3 ـ 1 ـ 2 شكل‏گيرى انديشه جاروديه

2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 ـ 1 ـ 2 تحولات بعدى

3 ـ 2 ـ 3 ـ 1 ـ 2 گروههاى كوچك زيدى متقدم

1 ـ 3 ـ 2 ـ 3 ـ 1 ـ 2 كامليه

3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 رافضى‏ها

1 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 تعطل و روح جامعه

2 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 امام به عنوان رهبر و عالم كامل

3 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 رجعت

1 ـ 3 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 انديشه رجعت در ميان زيديان متقدم

2 ـ 3 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 پيروان نظريه رجعت در ميان مراجع شيعى قرن اول هجرى

3 ـ 3 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 تفسير متقدم شيعه به عنوان حامل نظريه رجعت

4 ـ 3 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 انحطاط كيسانيه

5 ـ 3 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 تطوّر انديشه رجعت در اماميه

4 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 رد دو خليفه اول

5 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 تقيّه

6 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 بداء

7 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 مكاتب كلاس رافضى‏ها

1 ـ 7 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 سرآغازها

1 ـ 1 ـ 7 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 گروههاى طرفدار مرجئه

2 ـ 1 ـ 7 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 زواره بن اعين و محفل او

3 ـ 1 ـ 7 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 گفت و گو درباره تصوير خدا

2 ـ 7 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 نسل بعد

1 ـ 2 ـ 7 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 شيطان الطاق و هشام الجواليقى

2 ـ 2 ـ 7 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 هشام بن الحكم

1 ـ 2 ـ 2 ـ 7 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 «وجودشناسى»

2 ـ 2 ـ 2 ـ 7 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 مفهوم خدا

3 ـ 2 ـ 2 ـ 7 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 پرسش‏هاى مربوط به علوم طبيعى

4 ـ 2 ـ 2 ـ 7 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 نظريه ادراك

5 ـ 2 ـ 2 ـ 7 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 فعل انسانى

6 ـ 2 ـ 2 ـ 7 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 اوصاف الهى

7 ـ 2 ـ 2 ـ 7 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 قرآن و نبوت

8 ـ 2 ـ 2 ـ 7 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 عصمت و نص

1 ـ 8 ـ 2 ـ 2 ـ 7 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 استدراك: ابزار مشروعيت در شيعه

9 ـ 2 ـ 2 ـ 7 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 رجعت

3 ـ 2 ـ 7 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 على بن رئاب

3 ـ 7 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 جانشينان متكلمين بزرگ

1 ـ 3 ـ 7 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 مكتب هشام الجواليقى

2 ـ 3 ـ 7 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 مكتب هشام بن الحكم

3 ـ 3 ـ 7 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 دورنما

8 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 استنتاج‏هاى كلى

1 ـ 8 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 كلام رافضى و محيط آن‏ها، تأثيرات رواقى و يهودى

4 ـ 1 ـ 2 خوارج

1 ـ 4 ـ 1 ـ 2 جامعه اباضيه در كوفه

2 ـ 4 ـ 1 ـ 2 عيسى بن عمر

5 ـ 1 ـ 2 مرتدان

1 ـ 5 ـ 1 ـ 2 مفهوم زنديق

2 ـ 5 ـ 1 ـ 2 مكتب مانوى در صدر اسلام

3 ـ 5 ـ 1 ـ 2 زندقه به عنوان پديده‏اى اجتماعى و دينى

4 ـ 5 ـ 1 ـ 2 ضيسانيه

5 ـ 5 ـ 1 ـ 2 مرقيون

6 ـ 5 ـ 1 ـ 2 كنتاويان

7 ـ 5 ـ 1 ـ 2 استدراك: مزدكيان در جهان اسلام

8 ـ 5 ـ 1 ـ 2 زندقه در كوفه

1 ـ 8 ـ 5 ـ 1 ـ 2 جهان‏شناسى و فلسفه طبيعت

2 ـ 8 ـ 5 ـ 1 ـ 2 جامعه اشراف

3 ـ 8 ـ 5 ـ 1 ـ 2 مواجهه با زندقه براساس منابع اماميه

4 ـ 8 ـ 5 ـ 1 ـ 2 نقش زندقه در دوران اموى متأخر

محتويات جلد دوم

2 ـ 2 بصره

1 ـ 2 ـ 2 مرتدها

1 ـ 1 ـ 2 ـ 2 بشار بن يزيد

2 ـ 1 ـ 2 ـ 2 صالح بن عبدالقدوس

3 ـ 1 ـ 2 ـ 2 سُمانيه

4 ـ 1 ـ 2 ـ 2 ابن‏المقفع

1 ـ 4 ـ 1 ـ 2 ـ 2 رديه‏اى اسلام

2 ـ 4 ـ 1 ـ 2 ـ 2 معارضات القرآن

5 ـ 1 ـ 2 ـ 2 محيط پيرامون، «فيلسوفان طبيعت»

2 ـ 2 ـ 2 حسن البصرى و جانشينان معنوى او

1 ـ 2 ـ 2 ـ 2 قدرى‏ها

1 ـ 1 ـ 2 ـ 2 ـ 2 تصورات درباره حديث

2 ـ 1 ـ 2 ـ 2 ـ 2 قدرى‏ها سنى

1 ـ 2 ـ 1 ـ 2 ـ 2 ـ 2 نسل پس از حسن البصرى

2 ـ 2 ـ 1 ـ 2 ـ 2 ـ 2 نسل ميانى

3 ـ 2 ـ 1 ـ 2 ـ 2 ـ 2 شاگردان سعيد بن ابى عروبه

4 ـ 2 ـ 1 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ديگر قدرى‏هاى نيمه دوم قرن دوم هجرى

3 ـ 1 ـ 2 ـ 2 ـ 2 اسوارى‏ها

4 ـ 1 ـ 2 ـ 2 ـ 2 قدرى‏ها در ميان نحوى‏هاى بصرى

2 ـ 2 ـ 2 ـ 2 قدريه و زهد

1 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 2 معاصران جوان حسن بصرى

2 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 2 نسل بعد

1 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 2 اهميت عبّادان

3 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 2 اعتقادات خاص حقوقى و كلامى در ميان زاهدان بصرى

1 ـ 3 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 2 بكريّه

4 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 2 زهد و عقل‏گرايى

3 ـ 2 ـ 2 حقوق‏دانان

1 ـ 3 ـ 2 ـ 2 مورد اياس بن معاويه

2 ـ 3 ـ 2 ـ 2 متون نظرى متقدم

3 ـ 3 ـ 2 ـ 2 كارشناسان و مشاوران حقوقى

4 ـ 3 ـ 2 ـ 2 «كل مجتهد مصيب»

4 ـ 2 ـ 2 مرجئه در بصره، غيلانيه

1 ـ 4 ـ 2 ـ 2 فضل الرقاشى

2 ـ 4 ـ 2 ـ 2 ابوشمير و مكتب وى

3 ـ 4 ـ 2 ـ 2 «جهميه»

5 ـ 2 ـ 2 اباضيه

1 ـ 5 ـ 2 ـ 2 مورد عبداللّه بن اباذ

2 ـ 5 ـ 2 ـ 2 تحول جامعه بصرى

3 ـ 5 ـ 2 ـ 2 مسأله قدر

4 ـ 5 ـ 2 ـ 2 منازعه بر سر انسان‏انگارى

5 ـ 5 ـ 2 ـ 2 ديگر نقاط منازعه

6 ـ 5 ـ 2 ـ 2 محيط پيرامون

7 ـ 5 ـ 2 ـ 2 رابطه ميان معصيت و ايمان

8 ـ 5 ـ 2 ـ 2 اصالت اخلاق و التزام به وجدان

6 ـ 2 ـ 2 معتزله متقدم

1 ـ 6 ـ 2 ـ 2 واصل بن عطا

1 ـ 1 ـ 6 ـ 2 ـ 2 زندگى‏نامه، تبار و شغل وى

2ـ1ـ 6 ـ 2 ـ 2 واصل به عنوان خطيب، مواجهه او با عبداللّه بن عمر بن عبدالعزيز

3 ـ 1 ـ 6 ـ 2 ـ 2 خطاهاى زبانى واصل

4 ـ 1 ـ 6 ـ 2 ـ 2 رابطه با علويان در مدينه

5 ـ 1 ـ 6 ـ 2 ـ 2 تصويرى از شخصيت او

6 ـ 1 ـ 6 ـ 2 ـ 2 رابطه‏اش با عمرو بن عبيد و حسن البصرى

7 ـ 1 ـ 6 ـ 2 ـ 2 آموزه منزلت بين المنزلتين

1 ـ 7 ـ 1 ـ 6 ـ 2 ـ 2 معصيت و توبه

2 ـ 7 ـ 1 ـ 6 ـ 2 ـ 2 رابطه واصل با خوارج و مرجئه

8 ـ 1 ـ 6 ـ 2 ـ 2 ديدگاههاى سياسى واصل

9 ـ 1 ـ 6 ـ 2 ـ 2 ديگر آراء او

1 ـ 9 ـ 1 ـ 6 ـ 2 ـ 2 پرسش‏هاى مربوط به معرفت‏شناسى

2 ـ 6 ـ 2 ـ 2 عمرو بن عبيد

1 ـ 2 ـ 6 ـ 2 ـ 2 شرح حال او

2 ـ 2 ـ 6 ـ 2 ـ 2 تصميم‏هاى سياسى

1 ـ 2 ـ 2 ـ 6 ـ 2 ـ 2 رابطه با منصور

3 ـ 2 ـ 2 ـ 6 ـ 2 ـ 2 تصويرى از شخصيت او

4 ـ 2 ـ 6 ـ 2 ـ 2 رابطه‏اش با حسن بصرى

1 ـ 4 ـ 2 ـ 6 ـ 2 ـ 2 عمرو به عنوان مفسر

5 ـ 2 ـ 6 ـ 2 ـ 2 عمرو به عنوان حقوقدان

6 ـ 2 ـ 6 ـ 2 ـ 2 عمرو به عنوان مدافع سنت

7 ـ 2 ـ 6 ـ 2 ـ 2 كلام و سياست

3 ـ 6 ـ 2 ـ 2 نسل شاگردان

1 ـ 3 ـ 6 ـ 2 ـ 2 حلقه پيرامون واصل

1 ـ 1 ـ 3 ـ 6 ـ 2 ـ 2 دُعات

2 ـ 1 ـ 3 ـ 6 ـ 2 ـ 2 ديگر شاگردان واصل

2 ـ 3 ـ 6 ـ 2 ـ 2 حلقه پيرامون عمرو بن عبيد

1 ـ 2 ـ 3 ـ 6 ـ 2 ـ 2 فقها و سنت‏گرايان

2 ـ 2 ـ 3 ـ 6 ـ 2 ـ 2 «معتزليان» قيام سال 145 هجرى

4 ـ 6 ـ 2 ـ 2 مبدأ نام معتزلى

7 ـ 2 ـ 2 واكنش سنت‏گرايان

1 ـ 7 ـ 2 ـ 2 مخالفان عمرو بن عبيد

1 ـ 1 ـ 7 ـ 2 ـ 2 ايوب السختيانى

2 ـ 1 ـ 7 ـ 2 ـ 2 يونس بن عبيد

3 ـ 1 ـ 7 ـ 2 ـ 2 عبداللّه بن عون

4 ـ 1 ـ 7 ـ 2 ـ 2 سليمان التيمى

5 ـ 1 ـ 7 ـ 2 ـ 2 ابوعمرو بن العلاء

2 ـ 7 ـ 2 ـ 2 نسل بعد

8 ـ 2 ـ 2 معتزله در بصره در طول نيمه دوم قرن دوم

1 ـ 8 ـ 2 ـ 2 صفوان الانصارى

1 ـ 1 ـ 8 ـ 2 ـ 2 تصوير معتزليان متقدم در قصيده صفوان

2 ـ 8 ـ 2 ـ 2 اصل امر به معروف و نهى از منكر

1 ـ 2 ـ 8 ـ 2 ـ 2 مورد محمد بن مُناذر

3 ـ 8 ـ 2 ـ 2 موضع معتزله در بصره پس از سال 145

4 ـ 8 ـ 2 ـ 2 تحول كلام و فقه

1 ـ 4 ـ 8 ـ 2 ـ 2 الاصَمّ

1 ـ 1 ـ 4 ـ 8 ـ 2 ـ 2 «هستى‏شناسى» الاصَمّ

2 ـ 1 ـ 4 ـ 8 ـ 2 ـ 2 تفسير الاصم بر قرآن

3 ـ 1 ـ 4 ـ 8 ـ 2 ـ 2 اجماع در ميان مسلمين

1 ـ 3 ـ 1 ـ 4 ـ 8 ـ 2 ـ 2 اجماع و نظريه سياسى

4 ـ 4 ـ 4 ـ 8 ـ 2 ـ 2 الاصَمّ به عنوان فقيه

2 ـ 4 ـ 8 ـ 2 ـ 2 ابن‏علايه

3 ـ 4 ـ 8 ـ 2 ـ 2 ديگر معتزليان بصره

9 ـ 2 ـ 2 شيعيان بصره

3 ـ 2 واسط

4 ـ 2 جزيره

1 ـ 4 ـ 2 حرّان

1 ـ 1 ـ 4 ـ 2 صابيان

2 ـ 1 ـ 4 ـ 2 حران و كلام اسلامى

2 ـ 4 ـ 2 ديار ربيعه

1 ـ 2 ـ 4 ـ 2 خوارج

2 ـ 2 ـ 4 ـ 2 موصل

3 ـ 2 ـ 4 ـ 2 نصيبين

3 ـ 4 ـ 2 رَقّه

1 ـ 3 ـ 4 ـ 2 سليمان بن جرير الرّقى

2 ـ 3 ـ 4 ـ 2 غلاه شيعه

3 ـ ايران

1 ـ 3 شرق ايران

1 ـ 1 ـ 3 جهم بن صفوان

1 ـ 1 ـ 1 ـ 3 رابطه ميان جهم و جهميه

2 ـ 1 ـ 3 شهرها

1 ـ 2 ـ 1 ـ 3 بلخ

1 ـ 1 ـ 2 ـ 1 ـ 3 تفسير قرآن

1 ـ 1 ـ 1 ـ 2 ـ 1 ـ 3 مقاتل بن حيان

2 ـ 1 ـ 1 ـ 2 ـ 1 ـ 3 مقاتل بن سليمان

1 ـ 2 ـ 1 ـ 1 ـ 2 ـ 1 ـ 3 ديدگاههاى كلامى مقاتل

2 ـ 1 ـ 2 ـ 1 ـ 3 عمر بن صبح و رفع‏اليدين

3 ـ 1 ـ 2 ـ 1 ـ 3 مرجئه و حنفى‏ها

4 ـ 1 ـ 2 ـ 1 ـ 3 آغازه‏هاى عرفان شرق ايران

2 ـ 2 ـ 1 ـ 3 مرو

3 ـ 2 ـ 1 ـ 3 ترمذ

4 ـ 2 ـ 1 ـ 3 سمرقند

5 ـ 2 ـ 1 ـ 3 هرات

3 ـ 1 ـ 3 سيستان

1 ـ 3 ـ 1 ـ 3 خوارج

1 ـ 1 ـ 3 ـ 1 ـ 3 قيام حمزه بن آذرك

2 ـ 3 ـ 1 ـ 3 گروههاى غيرخارجى

4 ـ 1 ـ 3 بخش غربى استان خراسان

1 ـ 4 ـ 1 ـ 3 خوارج خراسان

1 ـ 1 ـ 4 ـ 1 ـ 3 بيهسيه‏هاى خراسان

1 ـ 1 ـ 4 ـ 1 ـ 3 يمان بن رئاب

2 ـ 1 ـ 4 ـ 1 ـ 3 اباضيه

2 ـ 4 ـ 1 ـ 3 نيشابور

2 ـ 3 ايران ميانى و جنوبى

1 ـ 2 ـ 3 خوارج

1 ـ 1 ـ 2 ـ 3 يزيد بن انيسه و قيام ابوعيسى الاصفهانى

2 ـ 1 ـ 2 ـ 3 خوارج متأخر

2 ـ 2 ـ 3 عبداللّه بن معاويه

3 ـ 2 ـ 3 شهرها

1 ـ 3 ـ 2 ـ 3 اصفهان

2 ـ 3 ـ 2 ـ 3 قم

3 ـ 3 ـ 2 ـ 3 همدان

4 ـ 3 ـ 2 ـ 3 رى

4 ـ شبه جزيره عربستان

1 ـ 4 حجاز

1 ـ 1 ـ 4 مكه

1 ـ 1 ـ 1 ـ 4 قدريه

2 ـ 1 ـ 1 ـ 4 خوارج

1 ـ 2 ـ 1 ـ 1 ـ 4 اباضيه

3 ـ 1 ـ 1 ـ 4 مرجئه

4 ـ 1 ـ 1 ـ 4 شيعيان

2 ـ 1 ـ 4 مدينه

1 ـ 2 ـ 1 ـ 4 خوارج

2 ـ 2 ـ 1 ـ 4 مرجئه

3 ـ 2 ـ 1 ـ 4 قدرى‏ها

1 ـ 3 ـ 2 ـ 1 ـ 4 قيام نفس الزكيه

2 ـ 3 ـ 2 ـ 1 ـ 4 تحول بعد، قيام عليه قدريه

4 ـ 2 ـ 1 ـ 4 جهميه

2 ـ 4 جنوب عربستان

1 ـ 2 ـ 4 يمن

1 ـ 1 ـ 2 ـ 4 قدرى‏ها

2 ـ 1 ـ 2 ـ 4 جريان‏هاى ديگر

2 ـ 2 ـ 4 عمان و حضر موت

5 ـ مصر

1 ـ 5 گرايش‏هاى شيعى

2 ـ 5 جريان‏هاى مخالف

3 ـ 5 كلام اجمالى، حديث

4 ـ 5 كلام تفصيلى، كلام

جلد سوم

(Cوحدت تفكر اسلامى و شكوفايى علم كلام

1 ـ بغداد

1 ـ 1 سنت منطقه مدائن

2 ـ 1 سياست دينى در دوران المنصور و المهدى

1 ـ 2 ـ 1 راونديه

1 ـ 1 ـ 2 ـ 1 «شيعه عباسى»

2 ـ 2 ـ 1 تعقيب مرتدين

3 ـ 2 ـ 1 گفت‏وگوى دينى با پطريرگ تيموثنوس و رابطه با مسيحيان

4 ـ 2 ـ 1 رابطه با شيعه و قوت گرفتن تسنن

3 ـ 1 برآمدن معتزلى‏ها

1 ـ 3 ـ 1 ضرار بن عمرو

1 ـ 1 ـ 3 ـ 1 نقش ضرار به عنوان متكلم و آثارش

2 ـ 1 ـ 3 ـ 1 هستى‏شناسى او

1 ـ 2 ـ 1 ـ 3 ـ 1 رابطه ضرار با عهد باستان

3 ـ 1 ـ 3 ـ 1 تصوير وى از انسان

4 ـ 1 ـ 3 ـ 1 ماهيت خدا و حس ششم انسان

5 ـ 1 ـ 3 ـ 1 منابع معرفت

1 ـ 5 ـ 1 ـ 3 ـ 1 كلام «قائل به اصالت متن»

6 ـ 1 ـ 3 ـ 1 تئورى سياسى ضرار

7 ـ 1 ـ 3 ـ 1 شاگردان ضرار

2 ـ 3 ـ 1 معمّر

1 ـ 2 ـ 3 ـ 1 نظام معمّر

1 ـ 1 ـ 2 ـ 3 ـ 1 تلقى اصالت ذرّه معمر و فلسفه طبيعت او

2 ـ 1 ـ 2 ـ 3 ـ 1 نظريه معنى

3 ـ 1 ـ 2 ـ 3 ـ 1 انسان‏شناسى

2 ـ 2 ـ 3 ـ 1 جانشينان

4 ـ 1 روزگار پس از سقوط برمكيان

1 ـ 4 ـ 1 هارون‏الرشيد و شيعه

2 ـ 4 ـ 1 تأثير ايمان مردم

3 ـ 4 ـ 1 كلام مردمى

1 ـ 3 ـ 4 ـ 1 بشار بن المعتمر

1 ـ 1 ـ 3 ـ 4 ـ 1 نظام بشار

1 ـ 1 ـ 1 ـ 3 ـ 4 ـ 1 نظريه تولد

2 ـ 1 ـ 1 ـ 3 ـ 4 ـ 1 اراده خدا و لطف وى

3 ـ 1 ـ 1 ـ 3 ـ 4 ـ 1 ايمان و معصيت

4 ـ 1 ـ 1 ـ 3 ـ 4 ـ 1 نظريه سياسى

2 ـ 3 ـ 4 ـ 1 صوفيات معتزله

1 ـ 2 ـ 3 ـ 4 ـ 1 مردار

2 ـ 2 ـ 3 ـ 4 ـ 1 گرايش‏هاى انسان‏انگارانه

2 ـ تقسيم امپراطورى و جنگ‏هاى داخلى

1 ـ 2 قيام ابوالسرايا

2 ـ 2 مأمون و على‏الرّضا(ع)

3 ـ 2 متكلمين پيرامون مأمون، ثمامه بن اشرس

4 ـ 2 خلافت ابراهيم بن المهدى در برابر خلافت مأمون

1 ـ 4 ـ 2 بشر المريسى

2 ـ 4 ـ 2 اعدام محمد بن الفرات

3 ـ 4 ـ 2 اسماعيل الجوزى

5 ـ 2 بازگشت مأمون به بغداد

1 ـ 5 ـ 2 قتل فضل بن سهل

2 ـ 5 ـ 2 به قتل رساندن على‏الرّضا(ع)

3 ـ مأمون در بغداد، شكوفايى كلام معتزلى

1 ـ 3 چهره فرهنگى مأمون و زندگى عقلانى در دربار بغداد

2 ـ 3 نظام‏سازان بزرگ معتزلى

1 ـ 2 ـ 3 ابوالهذيل

1 ـ 1 ـ 2 ـ 3 گزارش‏هاى مربوط به شرح حال

2 ـ 1 ـ 2 ـ 3 آثار وى

3 ـ 1 ـ 2 ـ 3 آموزه‏هاى ابوالهذيل

1 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ 3 طبيعيات

1 ـ 1 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ 3 اجسام و اعراض، اصالت ذره

2 ـ 1 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ 3 مخلوق بودن و برهان بر وجود خدا از طريق امكان عام

3 ـ 1 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ 3 اعراض لازم و اعراض غيرمفارق

4 ـ 1 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ 3 آموزه حركت

5 ـ 1 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ 3 حركت زمين در فضا

6 ـ 1 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ 3 هوا و نور

7 ـ 1 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ 3 اعراض بدون جوهر، زمان

8 ـ 1 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ 3 مشابهت و مغايرت

2 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ 3 انسان‏شناسى

1 ـ 2 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ 3 وحدت شخص

2 ـ 2 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ 3 فعل

3 ـ 2 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ 3 ادارك حسى و شناخت

4 ـ 2 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ 3 معاد و زندگى اخروى

5 ـ 2 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ 3 شيطان و اجنّه

3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ 3 پرسش‏هاى مربوط به معيارشناسى

1 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ 3 تفسير قرآن

2 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ 3 حقيقت سنت پيامبر

3 ـ 3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ 3 روش فقهى

4 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ 3 تصوير خدا

1 ـ 4 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ 3 توحيد و حضور همه جانبه خداوند

2 ـ 4 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ 3 آموزه صفات

3 ـ 4 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ 3 قدرت نامه و فلاح

4 ـ 4 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ 3 خلق و خلقت

5 ـ 4 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ 3 كلام الهى

5 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ 3 آموزه معصيت

6 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ 3 نظريه سياسى

4 ـ 1 ـ 2 ـ 3 حيات اخروى

2 ـ 2 ـ 3 نظام

1 ـ 2 ـ 2 ـ 3 نظام به عنوان شاعر و اديب

2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 نظام به عنوان متكلم

1 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 طبيعت

1 ـ 1 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 مقابله با قائلان به اصالت ذره تجزى لايتناهى و نظريه فترت

1 ـ 1 ـ 1 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 نمونه‏هاى عهد باستان

2 ـ 1 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 آموزه عمومى حركت، مفهوم اعتماد

3 ـ 1 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 آموزه اجسام

1 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 آموزه امتزاج

2 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 احتراق

3 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 آثار ديگر آتش

4 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 عناصر ديگر

4 ـ 1 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 رابطه با پزشكى معاصر

5 ـ 1 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 ادراك حسى

1 ـ 5 ـ 1 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 حس باصره، آموزه رنگ‏ها

2 ـ 5 ـ 1 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 سامعه علم الاصوات

3 ـ 5 ـ 1 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 ديگر ادراكات حسى

6 ـ 1 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 حركت به عنوان عرض

7 ـ 1 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 خصوصيت و قصد نظريه نظام

2 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 انسان‏شناسى

1 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 روح

2 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 روح و جسم

3 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 رفتار انسانى

3 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 علم و معرفت

1 ـ 3 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 معرفت «ضرورى» و «اكتسابى»

2 ـ 3 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 قابليت اعتماد سنت

3 ـ 3 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 مجموعه مسائل مربوط به اجماع

4 ـ 3 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 بازگشت از قياس، آراء شاذّ فقهى

5 ـ 3 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 تمسك به قرآن و از ميان رفتن صحابه

4 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 كلام

1 ـ 4 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 مواجهه با غيرمسلمانان

1 ـ 1 ـ 4 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 ثنويه و دهريه

2 ـ 1 ـ 4 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 يهوديان

3 ـ 1 ـ 4 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 مسيحيان

2 ـ 4 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 كلام نظام‏مند

1 ـ 2 ـ 4 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 «اوصاف ذاتى» خدا

2 ـ 2 ـ 4 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 فعل الهى

1 ـ 2 ـ 2 ـ 4 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 اراده و خلق

2 ـ 2 ـ 2 ـ 4 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 عدالت و قدرت الهى بر ظلم

3 ـ 2 ـ 2 ـ 4 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 كلام الهى، قرآن

5 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 اخلاق، معصيت و ايمان

6 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 نظريه سياسى

7 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 زندگى اخروى

1 ـ 7 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 على الاسوارى

2 ـ 7 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 صالح قبّه

3 ـ 7 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 3 طرفداران قائل به تناسخ ارواح

3 ـ 3 محنت

1 ـ 3 ـ 3 فرامين مأمون

2 ـ 3 ـ 3 تعقيب بن حنبل، منابع

1 ـ 2 ـ 3 ـ 3 دومين محاكمه بن حنبل

3 ـ 3 ـ 3 بررسى تحولات تا قيام ابن احمد بن نصر الخزاعى

4 ـ 3 ـ 3 محنت در ولايات

5 ـ 3 ـ 3 در خصوص شرح حال ابن‏ابى داوود، پايان دوره محنت

6 ـ 3 ـ 3 بررسى دو متن غيررسمى

محتويات جلد چهارم

4 ـ معتزليان در دوران محنت و پس از آن

1 ـ 4 بصره تا ميانه قرن سوم هجرى

1 ـ 1 ـ 4 هشام فوطى

1 ـ 1 ـ 1 ـ 4 تعاليم وى

2 ـ 1 ـ 4 شاگردانش

1 ـ 2 ـ 1 ـ 4 عبّاد بن سليمان

1 ـ 1 ـ 2 ـ 1 ـ 4 تعاليم وى

1 ـ 1 ـ 1 ـ 2 ـ 1 ـ 4 ملاحظات مقدماتى در خصوص نظام وى و منابع مربوطه

2 ـ 1 ـ 1 ـ 2 ـ 1 ـ 4 نظريه صفات

1 ـ 2 ـ 1 ـ 1 ـ 2 ـ 1 ـ 4 نظريه اسماء خدا بر مبناى فعل خاص خدا

1 ـ 2 ـ 1 ـ 1 ـ 2 ـ 1 ـ 4 آموزه اسماء خدا نه بر مبناى فعل خاص خدا و نه بر مبناى فعل ديگرى

2 ـ 2 ـ 1 ـ 1 ـ 2 ـ 1 ـ 4 پرسش‏هاى هستى‏شناسى

3 ـ 1 ـ 1 ـ 2 ـ 1 ـ 4 قدرت تامه الهى و عالم احسن

4 ـ 1 ـ 1 ـ 2 ـ 1 ـ 4 انسان‏شناسى

5 ـ 1 ـ 1 ـ 2 ـ 1 ـ 4 ايمان و معصيت

6 ـ 1 ـ 1 ـ 2 ـ 1 ـ 4 پرسش‏هاى معرفت‏شناختى

7 ـ 1 ـ 1 ـ 2 ـ 1 ـ 4 نظريه سياسى

3 ـ 1 ـ 4 شحام

4 ـ 1 ـ 4 تأثيرات معتزلى، احمد بن احمد بن المعذّل

2 ـ 4 معتزليان بغداد

1 ـ 2 ـ 4 جعفر بن مبشر

1 ـ 1 ـ 2 ـ 4 نظريه سياسى وى

2 ـ 1 ـ 2 ـ 4 پرسش‏هاى كلامى

3 ـ 1 ـ 2 ـ 4 مسائل حوزه فقه

2 ـ 2 ـ 4 جعفر بن حرب

1 ـ 2 ـ 2 ـ 4 تعاليم وى و رابطه‏اش با جعفر بن مبشر

2 ـ 2 ـ 2 ـ 4 شاگردان اسكافى، زندگى و آثار

1 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 4 ديدگاه‏هاى كلامى اسكافى

3 ـ 2 ـ 4 نمايندگان متأخر معتزله

4 ـ 2 ـ 4 معتزليان محافظه‏كار: ابومجالد جاحظ

1 ـ 4 ـ 2 ـ 4 جاحظ

1 ـ 1 ـ 4 ـ 2 ـ 4 نظريه شناخت جاحظ

2 ـ 1 ـ 4 ـ 2 ـ 4 خطوط اصلى مجموعه آراء وى

3 ـ 1 ـ 4 ـ 2 ـ 4 زندگى اخروى

2 ـ 4 ـ 2 ـ 4 عفان الرَّقى

3 ـ 4 ـ 2 ـ 4 زرقان

5 ـ متكلمين پيرامون معتزله

1 ـ 5 مرجئه

1 ـ 1 ـ 5 محمد بن شبيب

2 ـ 1 ـ 5 ديگر متكلمين مرجئه اين نسل

3 ـ 1 ـ 5 نسل بعدى ابوالحسين الصالحى

2 ـ 5 نجار و حلقه پيرامون او

1 ـ 2 ـ 5 تعاليم نجّار

2 ـ 2 ـ 5 مكتب نجّار

1 ـ 2 ـ 2 ـ 5 برغوث

2 ـ 2 ـ 2 ـ 5 ديگر متكلمين اين حلقه

3 ـ 5 متكلمان اباضى

6 ـ منازعه بر سر قرآن

1 ـ 6 ابن‏كُلاّب

2 ـ 6 محاسبى

3 ـ 6 كراييسى و مسأله لفظ القرآن

1 ـ 3 ـ 6 واكنش حنبلى‏ها و اصحاب الحديث

2 ـ 3 ـ 6 واقفه

7 ـ گسترش معتزله در قرن سوم

1 ـ 7 عراق و جزيره

2 ـ 7 شبه جزيره عربستان

3 ـ 7 سوريه، قاسم بن خليل الدمشقى

4 ـ 7 ارمنستان

5 ـ 7 ايران

6 ـ 7 هند

7 ـ 7 مغرب

1 ـ 7 ـ 7 مناطق داخلى و اقصى نقاط مغرب

2 ـ 7 ـ 7 تونس و طرابلس

3 ـ 7 ـ 7 استدراك: معتزليان در اسپانيا

8 ـ 7 جمع‏بندى

8 ـ بحران

1 ـ 8 راه خاص عرفان در بغدادى، جنيد

2 ـ 8 تخريب روش جدلى به دست خودش

1 ـ 2 ـ 8 ابوعيسى الورّاق

2 ـ 2 ـ 8 ابن‏راوندى

1 ـ 2 ـ 2 ـ 8 منازعه با معتزليان بغداد ابن‏راوندى به عنوان متكلم

2 ـ 2 ـ 2 ـ 8 «كتاب‏هاى مطعون»

1 ـ 3 ـ 2 ـ 2 ـ 8 كتاب الزمرد

1 ـ 1 ـ 3 ـ 2 ـ 2 ـ 8 تطابق عقلى وحى

2 ـ 1 ـ 3 ـ 2 ـ 2 ـ 8 ضرورت نبوت، پيامبر به عنوان قهرمان فرهنگ

3 ـ 1 ـ 3 ـ 2 ـ 2 ـ 8 برهانى بودن نبوت، نبوت به عنوان امر شايسته باور

1 ـ 3 ـ 1 ـ 3 ـ 2 ـ 2 ـ 8 براهين برآمده از كتاب

2 ـ 3 ـ 1 ـ 3 ـ 2 ـ 2 ـ 8 تقليدناپذيرى قرآن

3 ـ 3 ـ 1 ـ 3 ـ 2 ـ 2 ـ 8 روايات مربوط به اعجاز

4 ـ 1 ـ 3 ـ 2 ـ 2 ـ 8 مسائل مربوط به براهين نقلى

2 ـ 3 ـ 2 ـ 2 ـ 8 كتاب التاج

3 ـ 3 ـ 2 ـ 2 ـ 8 كتاب الدامغ

4 ـ 3 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 8 كتاب عبث الحكمه

5 ـ 3 ـ 2 ـ 2 ـ 2 ـ 8 كتاب قضيب الذهب

6 ـ 3 ـ 2 ـ 2 ـ 8 كتاب الفريد

7 ـ 3 ـ 2 ـ 2 ـ 8 مقاصد اين آثار

4 ـ 2 ـ 2 ـ 8 جمع‏بندى، زمانه ابن‏راوندى

5 ـ 2 ـ 2 ـ 8 منشأ و سنت ارتداد

(Dخلاصه‏اى از تاريخ مسائل

0 ـ مقدمه

1 ـ تصوير خدا

1 ـ 1 خدا به عنوان واحد

2 ـ 1 انسان انگارى

1 ـ 2 ـ 1 مسائل و انگيزه‏ها

1 ـ 1 ـ 2 ـ 1 انسان به عنوان تصوير ممائل خدا

2 ـ 1 ـ 2 ـ 1 دريافت محمد(ص) از خدا در معراج

3 ـ 1 ـ 2 ـ 1 جاى پاى خدا در بيت المقدس

4 ـ 1 ـ 2 ـ 1 اعضاى خدا

5 ـ 1 ـ 2 ـ 1 افعال خدا

2 ـ 2 ـ 1 عرش خدا و حضور همه جانبه خدا

3 ـ 2 ـ 1 مشاهده خدا در آن جهان

4 ـ 2 ـ 1 جمع‏بندى و نتيجه

3 ـ 1 اسماء و صفات

1 ـ 3 ـ 1 آغازهاى نظريه صفات

2 ـ 3 ـ 1 تحول نظريه سنتى صفات

1 ـ 2 ـ 3 ـ 1 اراده الهى و خلقت

1 ـ 1 ـ 2 ـ 3 ـ 1 استدراك: آموزه‏هاى نخستين اسلامى در خصوص جزء لايتجزّى (اتم)

2 ـ تصوير انسان

1 ـ 2 فعل

1 ـ 1 ـ 2 ابعاد مسأله آزادى اراده

2 ـ 2 جسم و نفس

1 ـ 2 ـ 2 «زندگى پس از مرگ»

1 ـ 1 ـ 2 ـ 2 مجازات قبر

2 ـ 2 ـ 2 «ارواح»، فرشتگان، جنّ و شيطان

3 ـ اخبار مربوط به معادشناسى

4 ـ ايمان

1 ـ 4 معصيت و توبه

2 ـ 4 پيامبر

1 ـ 2 ـ 4 قرآن

3 ـ 4 نظريه شناخت

5 ـ علم كلام و جامعه

1 ـ 5 نظريه سياسى

2 ـ 5 نظام تعليم و تعلم

كتاب‏شناسى

فهرست‏ها

متون كلامى

محتويات جلد 5

متون

iسوريه

iiمرجئه

(aكوفه

(bبصره

(cمويس بن عمران

iiiشيعه معتدل

(aبُتريه

(bسليمان بن جرير

(cجاروديه

ivمتكلمين رافضى

(aشيطان الطّاق

(bهشام بن سليم الجواليقى

(cهشام بن الحكم

(dعلى ابن ميثم

(eمحمد بن خليل السكاك

vابن‏مقفع و رديه‏اى بر اسلام

viزاهدان بصرى و بكرى‏ها

viiعبيداللّه بن الحسن العنبرى

viiiخوارج

(aاباضيه

(bديگر خوارج

ixواصل بن عطا

xعمرو بن عبيد

xiابوعمر بن العلاء

xiiصفوان بن انصارى

xiiiالاصَمّ

xivشرق ايران

(aجهم بن صفوان

(bمقاتل بن سليمان

(cشقيق البلخى

(dعبداللّه بن مبارك

(eابوشباح السمرقندى

xvضرار بن عمرو و حفص الفرد

(aحفص الفرد

(bضرار بن عمر

xviمعمر بن غباد و مكتبش

(aمعمر

(bشاگردان معمّر

xviiبشر بن المعتمر

xviiiمكتب بشار بن المعتمر

(aصوفيه معتزليه

(bمردار

(cابوصعيب الصوفى

(dعيسى بن الهيثم الصوفى

(eزاهدان متأخر بغداد

(fابوحفص الحداد

(gابوسعيد الحضرى

xixثُمامه بن اشرس

xxبشرالمريسى

xxiابوالهذيل

محتويات جلد ششم

xxiiنظّام

xxiiiشاگردان نظّام

(aعلى الاسوارى

(bصالح قبّه

(cطرفداران تناسخ روح

xxivهشام فوطى

xxvعباد بن سليمان

xxviشحّام

xxviiجعفر بن مبشر

xxviiiجعفر بن حرب

xxixاسكافى

xxxجاحظ

xxxiحلقه‏هاى پيرامونى معتزليان در نيمه اول قرن سوم هجرى

(aمحمد بن شبيب

(bحميد بن سعيد

(cالصالحى

xxxiiنجّار و حلقه‏اش

(aنجار

(bبرغوث

(cعطاوى

(dيحيى بن كامل

(eمحمد بن الحرب الصيرفى

xxxiiiنزاع بر سر قرآن

(aابن كلاّب

(bمحاسبى

(cكرابيسى

(dمحمد بن شجاع الثلجى

(eداوود الاصفهانى

xxxivقاسم بن خليل الدمشقى

xxxvبحران

(aابوعيسى الوراق

(bابن راوندى

برخى از منابعى كه در كتاب كلام و جامعه در قرن دوم و سوم هجرى مورد استفاده قرار گرفته‏اند:

كتاب الاغانى

فان اس، آغازه‏هاى كلام اسلامى

ابوزراعه، تاريخ

بخارى، التاريخ الكبير

تاريخ ادبيات عرب، كمبريج (انگليسى)

تاريخ ايران، كمبريج (انگليسى)

دائرة‏المعارف بيوگرافى علمى (انگليسى)

دائرة‏المعارف اسلام (انگليسى)

دائرة‏المعارف اسلام (آلمانى)

دائرة‏المعارف ايران (انگليسى)

دائرة‏المعارف يهود (انگليسى)

دائرة‏المعارف دين (انگليسى)

قاضى عبدالجبار، فصل الاعتزال

فساوى / بساوى، المعارف والتاريخ

بروكلمان، تاريخ ادبيات عرب (آلمانى)

مبانى فقه‏اللغة عربى (آلمانى)

سزگين، تاريخ مكتوبات عرب (آلمانى)

نولدكه، تاريخ قرآن (آلمانى)

دائرة‏المعارف بزرگ اسلامى (فارسى)

حاجى خليفه، كشف الظنون، استانبول 1310

فان اس، ميان حديث و كلام

ابن ابى‏حاتم، الجرح والتعديل

ابن ابى‏الوفاء، الجواهر المضيئة

ابن‏خلكان، وفيات الاعيان، تصحيح احسان عباس

ابن‏المرتضى، طبقات المعتزله

ابن‏سعد، الطبقات الكبرى

دائرة‏المعارف قرون وسطا (آلمانى)

دائرة‏المعارف كلام و كليسا (آلمانى)

اشعرى، مقالات الاسلاميين

ذهبى، ميزان الاعتدال

«رئال لكسيكون» براى دوران باستان و مسيحيت (آلمانى)

Répertoire chronologique dépigraphie arabe

ابن ابى‏الحديد، شرح نهج‏البلاغه

الخطيب البغدادى، تاريخ بغداد

ابن‏عساكر، تاريخ دمشق

ذهبى، تذكرة الحفاظ

ابن‏حجر العسقلانى، تهذيب التهذيب

ابن‏عساكر، تهذيب تاريخ دمشق

فرهنگ لغت زبان عربى كلاسيك (آلمانى)

Concordance of indices de I Traditon Musulmaneتاليف:Wensinck

پي نوشتها:

1 مشخصات كتاب‏شناختى اين اثر به فارسى از اين قرار است:

يوزف، فان اس، كلام و جامعه در قرن دوم و سوم هجرى (تاريخى از تفكر دينى در اسلام متقدم).

اين اثر به همت مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب و با مشاركت گروهى از مترجمان زبان آلمانى زير نظر جناب آقاى دكتر سيد محمدرضا بهشتى در حال برگردانى به زبان فارسى است، هفت‏آسمان.

2. رودى پارت 1983ـ1901، در سال 1920 با بهره‏مندى از بورسيه‏اى كه «بنياد پروتستان توبينگن» در اختيارش گذاشت به تحصيل در رشته كلام پروتستان پرداخت. اما به زودى به مطالعات شرق‏شناسى علاقمند شد و همين مسئله باعث شد كه از حمايت مالى كليساى پروتستان محروم گردد. در سال 1924 هنگامى كه 23ساله بود در گروه شرق‏شناسى دانشگاه توبينگن در موضوعى در خصوص تاريخ ادبيات عرب رساله دكترى خود را ارائه كرد و پس از اين‏كه تحصيلات خود را در مصر ادامه داد در سال 1926 رساله استادى خود را در دانشگاه توبينگن به رشته تحرير درآورد. در سال 1951 كرسى استادى درس اسلام‏شناسى و سامى‏شناسى را در دانشگاه توبينگن عهده‏دار شد. در سال 1968 بازنشسته شد و پروفسور فان اس كرسى او را به دست آورد. شهرت عمده پارت ترجمه‏اى كامل از قرآن مجيد است كه در سال 1962 منتشر شد. پروفسور عادل تئودور خورى كه خود از جمله متألهان عرب مسيحى است ترجمه وى را ستايش كرده است. ارزيابى غالب كارشناسان اين است كه ترجمه مذكورضمن بهره‏مندى ازاصول‏علمى ترجمه هم براى مبتديان وهم براى‏دانشجويان رشته‏هاى كلام قابل‏استفاده‏است.