| مجلات >كتاب زنان>شماره 16 |
نويسنده: محمد حسين جمشيدي
گسترة عدالت با تمامي ابعادش يكي از آرزوهاي ديرينة بشر است، آمالي كه در صورت تحقق، رشد، توسعه، تعالي، رفاه و امنيت را به ارمغان خواهد آورد. اما با وجود خاستگاه فطري عدالت و با توجه به تلاشهاي فكري و عملي، بشر هنوز در سوگ اين آرمان الهي نشسته است و براي احقاق آن لحظه شماري ميكند.
مؤلف با وقوف به خطير بودن اين موضوع به ويژه در حوزه انديشه سياسي و با توجه به تشتت فكري بشر، در پي كشف آن از بعد فلسفي ـ منطقي برآمده است تا بتواند چالشهاي موجود را از حيث نظري ريشه يابي نمايد.
ايشان در آغاز تصويري اجمالي از تئوريهاي رايج عدالت در انديشة سياسي غرب از يونان باستان تا عصر حاضر ارائه ميدهد كه با ريشهيابي مفهومي هر يك از اينها، عدم جامعيت اين نظريه ها را خاطر نشان ميسازد.
سپس در پي ريشه يابي مفهوم عدالت در اسلام؛ به دو رويكرد متخالف در جهان اسلام پرداخته و به بررسي اثرات سوء آنها در جوامع اسلامي ميپردازد:
نظريه (اهل حديث) و اشاعره؛
نظريه اهل معتزله.
اشاعره با قائل شدن به حسن و قبح شرعي و انسداد هر گونه اختيار و آزادي، به تأييد رفتار ستمگران برآمدند. زيرا بر مبناي فكري آنها، فعل جائران، فعل خداست و معيار فعلشان نيز عدل الهي است. در مقابل اهل معتزله با پذيرش حسن و قبح عقلي و تأييد استقلال و حجيت عقل، راه براي تمييز عدل از ظلم را باز كردند؛ اما آنها نيز با گرفتار شدن در بحثهاي نظري و فقدان ارائه ديدگاه منسجم درباب عدل در زمينه اجتماعي و سياسي دچار شكست شدند.
علاوه بر اين دو رويكرد كه به آن اشاره شد، رهيافت متكاملتري در مورد عدالت در ميان متفكرين شيعي مطرح گرديد كه به دليل عدم شرايط مناسب اجتماعي ـ سياسي به منصه ظهور نرسيد. در بستر تفكر شيعي، عدالت يك امر وجودي است كه شامل تمامي سلسله مراتب وجود اعم از: خداوند، طبيعت، عالم تشريع(دين)، انسان و جامعه ميشود كه در حوزة جامعه، احقاق عدالت سياسي ـ اجتماعي منوط به دو شرط اساسي است:
الف) قانون الهي؛ ب) حاكميت الهي.
قوانين الهي حاكم بر جامعه اسلامي از قبيل: اصول آزادي انديشه و برائت، نفي احتكار و ربا و…، كه از جانب فقهاء جامع الشرايط و با باز بودن باب اجتهاد (فقه پويا) تدوين مييابد، به گونهاي است كه عدالت را در جامعه محقق ميسازد.
رهبري جامعه اسلامي نيز، شرط اساسي ديگر در تحقق عدالت اجتماعي ـ سياسي است كه در زمان ائمه اطهار(ع) بر عهده خود ايشان و در زمان غيبت بر عهده ولي فقيه ميباشد.
اين نظريه به طور مبسوط در ميان علماي شيعي مطرح گرديده است، بدين جهت مؤلف در ميان اين نظريه پردازان، كمال اين نظريه را به جهت اشراف بر فقه، كلام، فلسفه و سياست در عالماني چون «فارابي»، «امام خميني» و «شهيد صدر»(رضوان الله عليهم) ميبيند، لذا در سه بخش پاياني كتاب به تفصيل، نظريات اين سه متفكر بزرگ شيعي را به دليل اشتراك آنان در اصل مسأله، از منظر فلسفه سياسي تبيين مينمايد.
نويسنده: دكتر مرتضي منطقي
ساخت بازيهاي ويديويي ـ رايانه اي كه در فعاليتهاي اوقات فراغت انقلابي عظيم ايجاد كرده، با تأخير 15-10 ساله وارد جامعه ايران شده است و نكته قابل تأمل آنكه كودكان، نوجوانان و اولياي آنان ديد مثبتي نسبت به اين بازيها دارند و حتي والدين استفاده از اين بازيها را توسط فرزندانشان مثبت تر از تماشاي تلويزيون ميدانند، اين در حالي است كه تحقيقات محدودي در مورد ابعاد منفي و مخرب اين بازيها بر روي استفاده كنندگان انجام شده است.
طراحان بازيهاي ويديويي ـ رايانه اي با بهره گيري از تبليغات معاصر و عناصر برهنگي و خشونت، برهنگي و ماجراهاي عاشقانه، برهنگي و ماجراجويي هاي علمي، برهنگي و قمار درصدد جذابيت توليدات خود هستند و با تهي كردن و عاري كردن شخصيت زن از عواطف دروني او و ايجاد موجودي خشن، بيرحم و بيعاطفه، مردسالاري نويني را مطرح ميكنند.
نويسنده در اين كتاب ضمن بيان ديدگاه علمي و نقادانه، روانشناسي حاكم بر بازي و اثرات زيستي، رواني و اجتماعي اين بازيها را تبيين ميكند.
نويسنده: آيت الله جوادي آملي(دامظلهالعالي)
امروزه، بشر در بعد معرفتي دچار تحير علمي، عدم ثبات در آراء و عقايد است و در بعد رواني، دچار ترديد علمي، افسردگي و اضطراب و از جهت اخلاقي نيز گرفتار انحرافات خصلتي و به لحاظ خانوادگي، با معضل فروپاشي كانون خانواده مواجه است و از نظر اجتماعي و سياسي، گرفتار مسـائلي چون هرج و مرج بينالمللي، تورم و … است كه مجموع اين علل سبب تنش هاي منطقه اي و بين المللي شده است.
اين بحران عميق فكري و معنوي كه ناشي از نسبيت گرايي عام و سست شدن پايه هاي مابعدالطبيعه است؛ ريشه در مكاتبي دارد كه براي اسطوره زدايي و رهايي بشر از خرافات، پايه هاي عالم معنا را قطع كردند و تمام امور مابعدالطبيعه را به سخره گرفتند. جو حاكم بر اين مكاتب، اومانيسم است كه با جايگزين كردن انسان به جاي خدا، مقام الهي را به انسان واگذار كرده است، غافل از اينكه پوشاندن رداي الوهيت، نه تنها موجب ارتقاي انسان نميگردد بلكه نابودي او را نيز در پي خواهد داشت.
اين حقيقت زماني براي بشر آشكار شد كه پس از چند قرن تلاش وافر، فقط پيشرفت مادي نصيب او گرديد، بدون اينكه اين پيشرفت آرامش و سعادت را به ارمغان آورده باشد. در اينجا بود كه نياز دوباره به دين مطرح گرديد، البته نه دين خرافي مانند «توتم گروي» و نه اديان بشري مانند «بوديسم» و نه اديان الهي تحريف شده، بلكه مراد، ديني است كه از وحي الهي سرچشمه گرفته و از خرافه و تحريف مصون مانده است و به دليل برخورداري از ويژگيهاي مخصوص به خود، توانايي هماهنگي با پديده هاي نو و زندگي اين جهاني را دارد كه همان دين اسلام ميباشد.
كتاب به همين منظور در سه بخش كلي تنظيم شده است؛ در بخش اول مبادي تصوري مسأله انتظار بشر از دين به نحو كلي مورد تبيين قرار ميگيرد؛ سپس در بخش دوم به تبيين انتظار بشر از دين از راه بررسي فوايد دين و انسان شناسي ميپردازد و در ادامه به اين سؤال پاسخ ميدهد كه آيا در حل اين مسأله، بايدبه منابع درون ديني تمسك شود، يا رجوع به منابع برون ديني نيز ضرورت دارد و در حالت دوم، از منابع برون ديني كدام يك از عقل، تجربه، شهود و تاريخ ميباشد. در بخش سوم نمونه هايي از پاسخ اسلام به انتظارات بشر در زمينة امنيت، وحدت و اقتدار ملي؛ ارزش كار و كرامت كارگر در اسلام؛ صلح جهاني و محيط زيست در اسلام و نيز بحث دين و توسعه مورد بررسي قرار ميگيرد.
نويسنده: هارولد جي. كونيگ
مترجم: بتول نجفي
از قرنها پيش اين سؤال مورد مناقشه بوده است كه «آيا دين براي سلامتي انسانها سودمند است؟» روحانيون در بارة آسايش و آرامشي كه دين براي افراد متدين به ارمغان ميآورد، به گونهاي شيوا تبليغ ميكنند. اما بعضي از متخصصان بهداشت، استدلال ميكنند كه: نه تنها ايمان به سلامتي ربطي ندارد، بلكه براي سلامتي مضّر است.
دكتر «هارولد جي.كونيگ» متخصص روانشناسي از دانشگاه «دوك آمريكا»، با تكيه بر پژوهشها و تجربيات متمادي اش در علم روانپزشكي و نيز بهره گيري از مطالعات پژوهشي در دانشگاه و يافتههاي محققان ديگر در نواحي مختلف آمريكا، به يك نتيجه كاملاً علمي و عيني در زمينه رابطه مثبت دين در سلامت جسم و روان دست يافته است. وي ميگويد من نيز به عنوان يك پزشك خانواده و سپس به عنوان يك روانپزشك، با اين سؤال درگير شدم و طي بيست سال گذشته به صحبت بسياري از بيماران كه دربارة سلامتي، رنجها و ايمانشان صحبت ميكردند، گوش دادم. ميخواستم بدانم كه دين چه نقشي را در سلامت آنان ايفا ميكند. البته اين نكته قابل ذكر است كه پژوهشهاي اين مؤلف منحصر به دين يهود و مسيحيت در كشور آمريكا ميباشد. ايشان پيامد تحقيقي خويش را جهشي گستاخانه در جامعه علمي قلمداد كرده است. او حاصل يافته هاي خود را در كتابي با هشت فصل منتشر نموده است.
مؤلف در فصل اول كتاب، به موضوع «اعتقادات ديني كسانيكه سبب فائق آمدن بر مشكلات ميشود» ميپردازد؛
فصل دوم، با بررسي تحولات اجتماعي در قرون اخير و پيامدهاي آن از قبيل: سالمند شدن جمعيت آمريكا، تغييرات در سلامت جسم، روان و . . .، لزوم ايجاد اين پديده را در حل چنين بحراني متذكر ميگردد؛
در فصل سوم، نظرات روانپزشكاني همچون «زيگموند فرويد»، «آلبرت آليس»، كه قائل به اثرات منفي و روان رنجوري دين هستند، مطرح ميشود؛
در فصل چهارم، از طريق پژوهشهاي نموداري، اين حقيقت روشن ميگردد، كه امروزه در آمريكا عقايد و اعمال ديني به خصوص در اشخاص سالمند و با تجربه تر، بر خلاف نظرات مشهور، نه تنها كم نشده است، بلكه مؤثر نيز بوده است.
فصل پنجم، در چند مرحله به نقد نظريات روان رنجوري دين ميپردازد و ثابت ميكند كه اولاً اين نظريات به دور از متد علمي و صرفاً بر حسب گزارشهاي موردي، تجارب باليني و اكثر اوقات از عقايد شخصي استنباط شده است. ثانياً روان رنجوري دين برخلاف حقايق علمياست. به عنوان مثال،در پژوهشي كه براي درمان بيماري افسردگي انجام دادند، اين مطلب روشن گرديد كه روش مبتني بر اسلوب ديني بسيار كارسازتر و مؤثرتر از روش درمان شناختي سكولار است. ثالثاً، مؤلف با توجه به تحقيقات انجام شده ادعا ميكند كه، دين، هنگام چالشها به عنوان يك منبع تسلي بخش به حساب ميآيد و افراد متدين در مقايسه با افراد غير متدين داراي آسايش، رضايت و عزت نفس بيشتر بوده و از افسردگي كمتري برخوردار هستند.
فصل ششم، نتايجي در رابطه با دين وسلامت بدن مطرح گرديده و بعد از بيان اثرات مستقيم و غير مستقيم آن بر سلامت بدن، يافته هاي تحقيقي را در باب ارتباط بين رفتارهاي ديني با فشار خون بالا، بيماريهاي قلبي و سكته مغزي بيان ميكند و اثبات مينمايد كه ايمان قوي و اشتغال فعالانه در جامعة ديني موجب جلوگيري و يا كاهش اين سه حالت جسماني و دو حالت رواني اضطراب و افسردگي ميشود.
تهيه و تنظيم: رسول جعفريان
از سالها پيش مسأله حجاب در چارچوب دفاع از حقوق زن، در كشورهاي اروپايي و به دنبال آن در كشورهاي اسلامي، مطرح شده است. بحث از كشف حجاب در ايران تحت عناويني همچون نهضت بانوان و نسوان، نهضت آزادي زنان، دفاع از حقوق زن و . . . در قالب ارائه نگرشي نو از زن و در دايرة تعريف امروزين از حقوق بشر و جايگاه فلسفي بشر در نظام فكري جديد غرب صورت گرفته است. كشف حجاب در ايران در عصر استبداد مدرن رضاخان با تأثيرپذيري از غرب و تقليد كوركورانه از رخدادهاي تركيه، با زور سر نيزه، قلدري، امنيه و شهرباني آغاز گرديد. بحثهاي ديني و فكري دربارة حجاب كه پيش از زمان رضاخان مطرح و در زمان او به اجبار تعطيل شده بود، پس از شهريور (1320ش) بار ديگر فعال شد و طي سالهاي (1325 تا 1320ش) و پس از آن چندين كتاب در اين زمينه تأليف گرديد. در اين دوره، علما در برخورد با بدعت كشف حجاب آثار فراواني را تأليف كردند كه بيشتر آنها به چاپ رسيده است.
جلد اول رسالة موجود، حاوي سي و سه عنوان موضوع در رابطه با حجاب اعم از رساله، كتابچه و كتاب است كه عمدتاً طي شصت سال (1290ش تا 1347ش) به چاپ رسيده است. براي هر رساله مقدمهاي در شرح حال نويسنده و اجمالي از ديدگاههاي وي فراهم آمده، به علاوه، رساله ها با ترتيب تاريخ نگارش تنظيم يافته است.
افزون بر موارد فوق، يك مقدمه دربارة سابقه بدعت كشف حجاب و شش پيوست ضميمه اين كتاب است.
نويسنده: حميد لطفي
مسئله همرنگي با جماعت كه از جمله مباحث مهم روانشناسي اجتماعي ميباشد، يكي از پديده هاي نفوذ اجتماعي و همنوا شدن با افراد در گروههاي اجتماعي است. اگر چه «همرنگي با جماعت» فرآيندي است كه موجب سهولت زندگي اجتماعي ميشود، ولي همواره استقلال فكري، ذهني و عملي فرد را تهديد ميكند. به جهت اهميت اين موضوع، نگارنده همه سطوح و لايه هاي موضوع همرنگي و مفهوم عام آن يعني «نفوذ پذيري» را در چارچوب پنج سوال اساسي در اين كتاب بررسي كرده است:
پديده هاي مختلف نفوذ پذيري و استقلال كدامند؟
چرا و چگونه ايجاد ميشوند؟
چگونه ميتوان آنها را سنجيد؟
ارزش آنها در چيست؟
چه كاربردي در حيات فردي و اجتماعي دارند؟
پاسخ به اين سؤالات در پنج بخش توصيف، تبيين، سنجش، ارزشيابي، كاربرد و در نوزده فصل و با نگرشي بومي سازماندهي شده است. عمده ترين مباحث اين كتاب عبارتند از:
طرح «نظريه تبيين روش شناختي دوگانة رفتار اجتماعي» و «نظرية طبيعي ـ معنايي نسبي»، ارائه سنخ بندي جديدي از عشق، تقسيم بنديهاي نويني از همرنگي (به نامهاي هيجان مدار، مسأله مدار، مثبت، منفي، اكثري، اقلي، موقعيتي، شخصيتي، علت مدار، دليل مدار)، طرح اقسام جديدي از همرنگي با عناوين همرنگي بيهمتا، جذب منفعلانة اطلاعات، همرنگيهاي اطلاعاتي به اعتبار تخصص و اعتماد، همرنگي اطلاعاتي ـ اسطوره اي و همرنگي حياتي؛ طرح سنخ هاي ضد همرنگ، مستقل، ارزش گرا و عاشق؛ رديابي نفوذ پذيري در فعاليتهاي علمي و در ميان محققان، پژوهشهايي دربارة تأثير عوامل محيطي و شخصيتي مؤثر بر نفوذ پذيري، ساخت و معرفي يك آزمون براي سنجش همرنگي و يك مقياس نگرش سنج، ارزشيابي نفوذپذيري (همرنگي، اطاعت، تقليد و …) از ديدگاههاي مختلف و با نگرشي بومي، طرح نظريه «رجوعي ـ نزولي – همگاني» به عنوان ديدگاه تئوريك مؤلف در مراجعه به متون بومي ـ اسلامي، شأن اكثريت و اقليت و راهكارهاي مواجهه با آنها و كاربردهاي بحث نفوذ پذيري در عرصه مسائل تربيتي، اجتماعي و سياسي كه براي اولين بار در ادبيات روان شناسي مطرح شده اند.