| مجلات >شوراي فرهنگي و اجتماعي زنان>شماره 5 |
امام پديدهاى شگرف بود كه كفايت و كمال توانمندى مكتب را در تربيت نفوس انسانى در عصر حاضر به نمايش گذارد. او بهترين گواه، بر عملى بودن برنامههاى اسلام در اعلى مرتبه ايمان، عزم، نظم، هدايت، اخلاص، آزادگى و عدالت خواهى در دوران كنونى بود.
امام قرائت عملى اسلام در چگونه زيستن است، همواره دغدغه بودن بر مدار تكليف را داشت و نه ماندن در متون تاريخ، امام در تشخيص تكليف، بصير و تيزبين بود و در انجام تكليف، شجاع و خالص و ثابت قدم، او در لحظه لحظه عمرش زانوى ادب و بندگى در پيشگاه خدا داشت و لحظهاى از عبوديت دائم، رخ برنتافت.
امام عبد صالح خدا بود، در عبد بودن با عالىترين جذبههاى عرفان و عشق، در منازل عاليه سلوك با محبوبش «ملاقات» داشت و در صالح بودن با تماميت عشق و عرفان، در مناسك حيات ابراهيمىاش «يكپارچه عمل بود و عمل» آنچه را كه ما درباره او مىگوييم وصفى است شبح گونه و نامأنوس، كه اين خود حاكى از جان دور مانده ما از افق اعلايى است كه امام بدان دست يافته، و از اين رو به سراغ كسى مىرويم كه درد و قرابت، يعنى جان الهى و جايگاه خدايى با او پيوند دارد. سراغ خورشيد را از جان خورشيد شده، مىگيريم و از فرزانه و حكيم و عارف و مدبّر و سياستمدارى كه در عالىترين تقدير ممكن بر جايگاهى جلوه كرد كه امام آن را جان بخشيد، به محضر حضور و آگاهى و عشق و عرفان و بندگى كسى مىرويم كه در يك لحظه رمزآميز و با شكوه و الهىِ «ثم انشأناهُ اخرين» بر كالبد نياز امت به هدايت و رهبرى، جان بخشيد و روحى، روحاللّه گونه و نگاهى به سان امام با صلابتى عالمانه، ناخداى سفينه نجاتمان شد، تا در امواج متلاطم روزگارمان آن را رهبرى كند. اگر چه هميشه دلِمان داغدار دردها، تنهايىها، مظلوميتها و مشكلات عظيمى است كه بر سر راه زعامت على گونهاش هست، اما مىدانيم سينه باصفا و سينايى امت، صفوف آماده باشى است كه با اشاره او حضور مىگيرند و با فرمانش حماسه مىسازند.
مفتخريم كه روح امام در راه نائب الامام جارى و زنده است و ما نيز تا آخرين رمق پاسدار همه ارزشها و آرمانها و اصالتهايى خواهيم بود كه امروز به دست رهبر عزيزمان تبيين و ترسيم مىگردد. با اين اميد جانمان را به كلام جانباز مكتب امام، رهبر عزيز و معظم انقلاب اسلامى مىسپاريم و سراغ «او» را از «او» مىگيريم كه اين سلسله تربيت شدگانِ «او»يند.
امام خمينى، شخصيتى آنچنان بزرگ بود كه در ميان بزگواران و رهبران جهان و تاريخ، بجز انبيا و اولياء معصومين عليهمالسلام به دشوارى مىتوان كسى را با اين ابعاد و اين خصوصيات تصور كرد.. آن بزرگوار، قوت ايمان را با عمل صالح، ارداه پولادين را با همت بلند، شجاعت اخلاقى را با حزم و حكمت، صراحت لهجه را با صدق و متانت، صفاى معنوى و روحانى را با هوشمندى و كياست، تقوا و ورع را با سرعت و قاطعيت، ابهت و صلابت را با رقّت و عطوفت و خلاصه بسى خصايص نفيس و كمياب را كه مجموعهى آن در قرنها به ندرت ممكن است در انسان بزرگى جمع شود؛ همه و همه را با هم داشت. الحق شخصيت آن عزيز يگانه، شخصيتى دست نيافتنى و جايگاه والاى انسانى او جايگاهى دور از تصور و اساطيرگونه بود. او، رهبر و پدر و معلم و مراد و محبوب ملت ايران و اميد روشن همهى مستضعفان جهان و بخصوص مسلمانان بود.
يقينا خصوصيات امام، استثنايى و ممتاز و بىنظير است و هرچه در ابعاد شخصيت ايشان تأمل كنيم؛ اين استثنا و امتياز را بهتر و بيشتر مىيابيم.
شخصيت عظيم رهبر كبير و امام عزيز ما، حقا و انصافا پس از پيامبران خدا و اولياى معصومين، با هيچ شخصيت ديگرى قابل مقايسه نبود. او وديعه خدا در دست ما، حجت خدا بر ما و نشانهى عظمت الهى بود. وقتى انسان او را مىديد، عظمت بزرگان دين را باور مىكرد. ما نمىتوانيم عظمت پيامبر صلىاللهعليهوآله ، اميرالمؤمنين عليهالسلام ، سيدالشهداء عليهالسلام ، امام صادق عليهالسلام و بقيهى اوليا را حتى درست تصور كنيم؛ ذهن ما كوچكتر از آن است كه بتواند عظمت شخصيت آن بزرگمردان را در خود بگنجاند و تصور كند؛ اما وقتى انسان مىديد شخصيتى با عظمت امام عزيزمان و با آن همه ابعاد گوناگون: ايمان قوى، عقل كامل، داراى حكمت، هوشمندى، صبر و حلم و متانت، صدق و صفا، زهد و بىاعتنايى به زخارف دنيا، تقوا و ورع و خداترسى و عبوديت مخلصانه براى خدا، دست نيافتنى است و مشاهده مىگردد كه همين شخصيت عظيم، چگونه در برابر آن خورشيدهاى فروزان آسمان ولايت، اظهار كوچكى و تواضع و خاكسارى مىكند و خودش را در مقابل آنها، ذرهاى به حساب مىآورد؛ آن وقت انسان مىفهميد كه پيامبران و اولياى معصومين عليهالسلام چقدر بزرگ بودند. او اصلاً از جنس و خميرهى انبيا بود. توصيف و ترسيم چهره آن عزيز خدا و عزيزِ بندگان صالح او، واقعا خيلى مشكل است.
ويژگيهاى بشرى او كمتر در افراد عادى پيدا مىشود. اگر يكى از آن خصوصيات در فردى مشاهده شود، او انسان بزرگى به شمار مىرود؛ چه رسد به آنكه همه ويژگيهاى ممتاز را در يك جا در خود جمع كرده باشد. امام (ره) انسانى بسيار عاقل، دورانديش، حكيم، آدم شناس، تيزبين، حليم، متين و آينده نگر بود كه هر كدام از اين صفات، كافى بود كه شخصى را در مرتبهاى والا جاى دهد و احترام همگان را جلب كند.
اما خرسنديم كه ميراث او در دست ماست و آن، «جمهورى اسلامى» توأم با ارزشهايى است كه او در اين جمهورى به وجود آورد، يا بهتر است بگوييم با ارزشهايى كه او جمهورى اسلامى را با آن ساخت. ما مس بوديم، او ما را طلا كرد. او كيميا بود، او اكسير بود. ما زندگى معمولى داشتيم، او خمودگيها را تبديل به تحرك و تپش كرد و انسان ساخت.
در پيامى، به مناسبت يكى از فتوحات ارزنده شما در جبهه، فرمودند: «فتح الفتوح»، عبارت از ساختن اينگونه انسانها و جوانهاست. در حقيقت، فاتح اين فتح الفتوح، خود او بود. او بود كه اين انسانها را ساخت. او بود كه اين فضا را مهيا كرد. او بود كه مسير را به وجود آورد. او بود كه ارزشهاى اسلامى را بعد از انزوا و خمول، دوباره احيا كرد. ميراث او همين ارزشها و همين جمهورى اسلامى است. هر كدام از ما در هر مسؤوليتى كه هستيم؛ عشق و محبت وافرمان را به آن عزيز، بايد در حفظ و تداوم ارزشها و نظام جمهورى اسلامى مجسم كنيم.
او، عبد صالح و بنده خاضع خدا و نيايشگرِ گريان نيمه شبها و روح بزرگ زمان ما بود. او، الگوى كامل يك مسلمان و نمونه بارز يك رهبر اسلامى بود. او، به اسلام عزت بخشيد و پرچم قرآن را در جهان به اهتزاز درآورد. او ملت ايران را از اسارت بيگانگان نجات داد و به آنان غرور و شخصيت و خودباورى بخشيد. او، صلاى استقلال و آزادگى را در سراسر جهان سرداد و اميد را در دلهاى ملل تحت ستم جهان زنده كرد. او، در عصرى كه همه دستهاى قدرتمند سياسى براى منزوى كردن دين و معنويت و ارزشهاى اخلاقى تلاش مىكردند، نظامى بر اساس دين و معنويت و ارزشهاى اخلاقى پديد آورد و دولت و سياستى اسلامى بنيان نهاد. او جمهورى اسلامى را ده سال در ميان طوفانهاى سهمگين و حوادث سرنوشت ساز، قدرتمندانه اداره و حراست و هدايت كرد. و به نقطهاى مطمئن رسانيد. ده سال رهبرى او براى مردم و مديران ما، يادگارى فراموش نشدنى و ذخيرهيى بس گرانبهاست.
حقيقتا براى انسان بزرگ و شخصيت بىنظيرى مثل امام عزيز و بزرگوارمان، جا دارد كه برگزيدهترين انسانها و هوشمندترين ذهنها و صافترين و پاكترين دلها و جانها، از احساس تعظيم و تكريم، سرشار شوند. فرق است ميان شخصيتى كه به خاطر مقام و سمت ظاهريش، مورد احترام و تجليل واقع مىشود و كسى كه شخصيت و عظمت و عمق وجود و آراستگيهاى گوناگون او، هر انسان بزرگ و قوى و هوشمندى را به تعظيم و تجليل و ستايش و تكريم وادار مىكند. امام عزيز ما، از اين نوع انسانها بود.
امام (ره)، خصلتهاى گوناگونى داشت، بسيار خردمند و عاقل و متواضع و هوشيار و زيرك و بيدار و قاطع و رئوف و خويشتن دار و متّقى بود. نمىشد حقيقتى را در پيش چشم او واژگونه جلوه داد. داراى ارادهيى پولادين بود و هيچ مانعى نمىتوانست او را از حركت باز دارد. انسانى بسيار دل رحم و رقيق بود؛ چه در هنگام مناجات با خدا كه از خود بىخود مىشد و چه در هنگام برخورد با نقطههايى از زندگى انسانها كه به طور طبيعى دلها را به عطوفت و رأفت وادار مىكند. انگيزههاى نفسانى، جاذبههاى مادى، هواها و هوسها، نمىتوانست به قله رفيع وجود با تقواى او دست اندازى كند. او امير هواها و خواهشهاى خود بود.
نكته اصلى اين است كه اگر در مجموعه ذى قيمتى كه شخصيت معنوى امام (ره) را تشكيل داده بود، عنصر عبوديت و اخلاص وجود نمىداشت؛ او به اين موفقيتها نمىرسيد. بنابراين، كارهاى انجام شده، خيلى عظيمتر از آن است كه شخصيتى با همه آن خصوصيات - منهاى ارتباط با خدا - بتواند آن كارها را انجام دهد.
حيات و ممات اين مرد بزرگ، براى خدا بود: «سلام عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيّا»(1). قيامش، تبعيدش، آمدنش، زندگى پربركتش و از دنيا رفتنش، براى خدا بود.
روزى كه ما پشت سر امام عزيز و علمدار اسلام ناب، شعارهاى اسلام واقعى را مطرح مىكرديم؛ مىدانستيم كه دشمنها و قدرتها و ابرقدرتها، در مقابل ما صف آرايى مىكنند. در صدر اسلام هم همينگونه بود. آن روزى كه يهوديها و منافقان و كفار و مشركان، اطراف مدينه پيامبر را محاصره كردند و جنگ احزاب و خندق را به وجود آوردند، مؤمنين واقعى گفتند: «هذا ما وعدنااللّه و رسوله»(2) اين، چيز تازهيى نيست، خدا و رسولش به ما گفته بودند كه بدها و شريرها و فاسدها، عليه شما همدست خواهند شد. بنابراين، آنها چون صدق وعده الهى را ديدند؛ ايمانشان قويتر شد.
آرمانهاى بزرگى كه امام (ره) بيان مىكردند، عبارت بود از: مبارزه با استكبار جهانى، حفظ اعتدال قاطع در خط «نه شرقى و نه غربى»، اصرار فراوان بر استقلال حقيقى و همه جانبه ملت، (خودكفايى به معناى كامل)، پافشارى فراوان و تمام نشدنى بر حفظ اصول دينى و شرع و فقه اسلامى، ايجاد وحدت و همبستگى، توجه به ملتهاى مسلمان و مظلوم دنيا، عزت بخشيدن به اسلام و ملتهاى اسلامى و مرعوب نشدن در مقابل قدرتهاى جهانى، ايجاد قسط و عدل در جامعه اسلامى، حمايت بىدريغ و هميشگى از مستضعفان و محرومان و قشرهاى پايين جامعه و لزوم پرداختن به آنها. همه ما شاهد بوديم كه امام در اين خطوط، مصرّانه و بدون تعلل، حركتش را ادامه داد. ما بايد راه و اعمال صالح و حركت مداوم او را دنبال كنيم.
فرداى آن شبى كه امام عزيز (ره) به جوار رحمت الهى پيوسته بودند، سحرگاه در حالت التهاب و حيرت، تفألى به قرآن زدم؛ اين آيه شريفه سوره كهف آمد: «واما من امن و عمل صالحا فله جزاء الحسنى و سنقول له من امرنا يسرا»(3). ديدم واقعا مصداق كامل اين آيه، همين بزرگوار است. ايمان و عمل صالح و جزاى حسنى، بهترين پاداش براى اوست.
اگر چه امام (ره) عوامل و عناصر و مقدماتى كه وجود ظاهرى او را به وجود مىآورد و تشكيل مىداد، با خود برد؛ اما افكار، آرمانها، جهان بينى، هدفها، توصيهها، راهها و ابزارها را در اختيار ما گذاشت. هم اكنون بخش عظيمى از شخصيت امام در اختيار ماست. آرمانهاى اعلام شده به وسيله او، برترين و بالاترين آرمانهاست. ما بايد اينها را دنبال كنيم. ملتى كه اين طور بر سر و سينه مىزنند و اشك مىريزند و دل در سينههاشان، تاب ماندن ندارد و هر كدام اگر مىتوانستند همه دنيا را مىداند تا امام را لحظهاى ديگر به حيات بازگردانند؛ اينها دنبال افكار امام (ره) هستند و او را به خاطر فكر و ايده و آرمان و راه و مجاهدت و مقاومتش دوست مىدارند. ما بايد آرمانهاى اين مردم و شما رزمندگان را نگه داريم.
شخصيت امام تا حد بسيار زيادى به اهميت و عظمت آرمانهاى او مربوط مىشد. او با همت بلندى كه داشت، هدفهاى بسيار عظيمى را انتخاب مىكرد.تصور اين هدفها، براى انسانهاى معمولى دشوار بود و مىپنداشتند آن هدفهاى والا، دست نيافتنى هستند؛ ليكن همت بلند و ايمان و توكل و خستگى ناپذيرى و استعدادهاى فراوان و توانايىهاى اعجاب انگيزى كه در وجود اين مرد بزرگ نهفته بود؛ به كار مىافتاد و در سمت هدفهاى مورد نظرش پيش مىرفت و ناگهان همه مىديدند كه آن هدفها محقق شده است.
نقطه اساسى كار او، اين بود كه در اراده الهى و تكليف شرعى محو مىشد. هيچ چيز برايش غير از انجام تكليف، مطرح نبود. واقعا او مصداق ايمان و عمل صالح بود. ايمانش به استحكام كوهها مىمانست و عمل صالحش با خستگى ناپذيرىِ باورنكردنى، توأم بود. آنچنان در تداوم عمل، صبور و كوشا بود كه انسان را دچار حيرت مىكرد. به همين خاطر هدفهاى بزگ او وصول شد و امكان دست يافتن به قلهها، حتمى گرديد.
جمهورى اسلامى، در حالى به وجود آمد كه هيچ كس در دنيا باور نمىكرد اين نظام پابرجا بماند و بر دشمنان كينه ورز و قدرتمند خود، فايق آيد. ما بايد اين راه را ادامه دهيم. آن چيزى كه از امام براى ما قابل تقليد است، هدفهاى او و حركت به سمت آن اهداف است. هيچ كدام از هدفها و آرمانهايى كه امام معين كردند، صرفنظر كردنى نيست. آن بزرگوار براى ملت ايران و انقلاب و نظام جمهورى اسلامى، بهترين و والاترين و اصيلترين هدفها را انتخاب كردند و به زبان آوردند و آنها را در دهها اثر از ادبياتِ مخصوصِ خود، ثبت كرده و حركت به سمت آنها را نشان داند.
1. سوره مريم، آيه 15
2. سوره احزاب، آيه 22
3. سوره كهف، آيه 88