مجلات >شوراي فرهنگي و اجتماعي زنان>شماره 2

اقتراح :

جايگاه زن در تمدن اسلامى

اقتراح حاضر حاصل گفتگويى با :

خانمها:

آسيه آچو از مكزيك دكتر اسماعيل منصورى لاريجانى از ايران

دكتر زهرا خزاعى و فرشته ندرى از ايران دكتر مرتضى على از فرانسه

خديجه آوجى از تركيهدكتر شهرام پازوكى از ايران

ليلى ربيعى فر از بحرين

فاطمه صفرى از كشمير

افكار عمومى جهانيان و تمدنهاى عظيمى كه على‏رغم پيشرفت تكنولوژى و صنعت، در عطش درك ماهيت انسانى و وظايف خود مى‏سوزند، با زبان حال، چشم انتظار و دست تمنا به سوى بارش ابرهاى پيام آور آسمان معارف اسلامى دارند.

بايد مرزهاى مشترك و نقطه‏هاى عزيمت، براى آغاز و انجام گفت و گو با ساير ملل شناسايى شود و كليدهاى مفاهمه و راه‏هاى ارائه فرهگ غنى اسلام جستجو گردد. براى اين مقصود بايد به عناصر بسيار مهم فرهنگ و دين و مواريث فرهنگى كه در ساختار تمدن‏ها نقش عمده‏اى دارند، توجه نموده و سعى كنيم اعتدال نگاه اسلام به قضايايى مربوط به زنان را با تطبيق و مقايسه‏اى علمى و دقيق تبيين نماييم. شناخت محتواى نظريات اسلام و شيوه‏هاى ارائه آن، به شكلى متناسب با ساختار احساس و انديشه تمدنها، موجب توفيقاتى چشمگير در اين امر خواهد شد.

نكته مهمى كه بيش از هرچيز بايد در اين خصوص مورد توجه قرار گيرد، در نظر گرفتن حساسيت‏هاى مثبت و پيش‏فرض‏هاى منفى طرفين مقابل گفت و گو و جستجوى يك زبان مشترك براى برقرارى ارتباط فكرى و احساسى براى تبادل نظرات است.

به عنوان گام اول، با پرس و جويى به بازتاب انديشه‏هاى برخى از صاحنظران از ملل مختلف و ناظران عينى مليتها مى‏پردازيم.

خانم دكتر زهرا خزاعى، دكتراى فلسفه تطبيقى، عضو هيئت علمى دانشگاه و استاد حوزه علميه !

لطفا بفرمائيد در مقايسه تطبيقى مكاتب مختلف، براى آغاز گفتگوى تمدنها چه نكاتى در خور توجه و ملاحظه است؟

يكى از نكات مهم، اين است كه بتوانيم زبان واحدى را براى ارائه آراء اتخاذ كنيم، زيرا صرف استعمال دايره‏ى واژگان يكسان، سبب به وجود آمدن يك زبان واحد نمى‏شود بلكه گاهى با وجود استعمال كلام واحد، مراد متكلمين متفاوت است. و وضع لغوى الفاظ، نمى‏تواند تماميّت معنا و مقصود متكلم را منعكس كند و تا زمانى كه معنا و مقصود متحد نباشد، تفاهمى ايجاد نخواهد گشت. لذا به نظر مى‏رسد كه تحليل اصطلاحات مستعمل در اراده‏ى معنايى واحد، ابتدائى‏ترين و مهمترين وظيفه در اين زمينه است، كه بعد از آن مى‏توان در مورد محدوده و موارد صدق آن مفاهيم به تبادل نظر پرداخت. چه بسا با تفهيم معانى، بسيارى از اختلافات لفظى نيز حل شده و اختلافى باقى نمى‏ماند، در غير اين صورت، هر كلامى را تنها مى‏توان در مجموعه‏ى همان تمدن (محل ظهور و پرورش آن زبان) معنا كرد.

وين‏كنشتاين در باب زبان دين در مبحث بازيهاى زبانى، سخنى مشابه اين دارد: «از آنجا كه انسان داراى گونه‏هاى مختلف حيات است و هر نحوه‏ى حياتى، زبان خاص خود را دارد، بدين معنى كه كلمات، مفاهيم خاص خود را در ذهن ايجاد مى‏كند. بنابراين تا زمانى كه مادر آن حيات خاص شركت نكنيم مراد متكلم را نمى‏فهميم. به عبارتى، معنى، هميشه در كاربردهاى خاص، معين مى‏گردد و براى فهم معناى يك زبان بايد استعمالات آن زبان را ببينيم و تنها اين تصوراتند كه نحوه‏ى تعامل شخص و دنياى خارج او را ممكن مى‏سازند.

سواى پيامدهاى كلام وين‏كشتاين، و با توجه به اصل نسبى‏گرايى، به علت عدم وجود معيارى واحد و ثابت براى كشف حقيقت و واقعيت، در خارج از نحوه‏هاى حيات، اين امر مسلم مى‏گردد كه براى تبادل انديشه‏ها، نخست بايد زبان ارائه مطالب را واحد كرد وگرنه تفاهمى برقرار نخواهد شد. اما در مورد مسايل خاص زنان، شايد مشكل معنايى مطرح نباشد. بلكه بايد با احتراز از سقوط در مهلكه‏ى حذف ارزشها و محو اصالتها در جستجوى زبانى واحد بود تا بتوانيم در قالب واژگانى سالم و به دور از هرگونه ابهام، تصوير جايگاه انسانى زن را از ديدگاه اسلام، در آينه‏ى فهم ساير تمدنها منعكس كنيم.

و براى شروع كار اقدام به تأسيس يك مركز فرهنگى اسلامى نماييم نه يك مسجد، چون غرب از مسجد فقط عبادات را مى‏شناسد در حالى براى مسلمان يك مسجد فقط جاى عبادات فردى نيست.

براى شروع گفتگوى تمدنها در مسائل زنان، براى مخاطبين بايد از مباحث داراى تجاذبى استفاده كرد كه با علم، منطق و عقل تبيين شود. و اگر بتوان آن دسته از احكام و قوانين دين اسلام درباره‏ى زنان، را كه مى‏توان به سبك خاصى نهادينه نموده و فلسفه‏ى وجودى آنها را تبيين كرد، انتخاب كرده و به شيوه‏اى معقول و نظام‏مند، با توجيهاتى عقلى و منطقى به جهانيان ارائه دهيم و تصوير بسيار مثبتى از قوانين اسلام درباره‏ى زن را به جهان غرب ارائه كنيم. اين بهترين و روش براى ارائه تصوير مثبت از قوانين اسلام درباره‏ى زن به جهان غرب خواهند بود.

تبيين فلسفه‏ى وجودى پديده‏هاى مختلف از جمله فلسفه‏ى وجودى زن و مرد و تأثير وجود هر يك در نظام هستى و تبيين محدوده‏ى روابط و تعيين وظايف هر كدام در امور اجتماعى، زندگى شخصى و زناشويى، زمينه‏ى ايجاد اتفاق نظر در باب شناخت حقوق طرفين و احترام به حقوق زنان است.

آقاى دكتر مرتضى على، عضو هيئت علمى دانشگاه و محقق در مؤسسه‏هاى ژئوفيزيك و مراكز دانشگاهى فرانسه و الجزاير، در پاسخ سؤال فوق چنين مى‏ فرمايند:

على رغم نظرات ناب اسلام درباره‏ى جايگاه انسانى زن و ارائه تصوير جميل و مجلل و مكرم از زن در اسلام، عملكرد بعضى از كشورهاى اسلامى سوء برداشت‏هاى فراوانى درباره‏ى اسلام براى كشورهاى غيراسلامى بوجود آورده است. بسيارى از كشورهاى اسلامى در طول قرون گذشته - پس از دولت خلفاء و عصر عباسى - به جهت بى‏لياقتى حكام اسلامى، از حقيقت والاى تمدن و مكتب خود بى‏خبر مانده‏اند.

پيروزى جمهورى اسلامى ايران، به عنوان فاتح طرح صدور اسلام و انقلاب، پديده‏ى عظيمى در جهان اسلام است كه بايد براى ارائه چهره‏ى زيباى زن در اسلام به ساير ملل و اقوام، پيشتاز و پيشرو گردد.

براى شروع در گفت و گوى تمدن‏ها در محور مسايل زنان، يكى از امور بسيار قابل توجه اين است كه ما بتوانيم عملاً نشان دهيم كه زن در اسلام و جمهورى اسلامى چهره‏ى تابناك و موفقى داشته است. تصويب اصل 19 و 20 و 21 قانون اساسى و اعطاء حق رأى به زنان و مشاركت دادن آنها در همه‏ى صحنه‏هاى سياسى، اجتماعى و فرهنگى نمونه‏ى عملى احقاق و احياء شخصيت زن در اسلام است. اما در فرانسه و به طور كلى در اروپا اگر هم قوانينى جهت دفاع و حمايت از زنان در عرصه‏هاى مختلف زندگى سياسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى ... وضع شده است و قوانينى نيز در جهت حمايت از مادران در دوران باردارى، حضانت و حمايت از كودكان و ايجاد شغل و... به تصويب‏رسيده است، ولى از آنجا كه اين قوانين داراى نكاتى هستند كه خلاف مفاهيم فطرى است عملاً آثار نامطلوبى را به جاى گذاشته است. لكن قوانين اسلام در عين توجه به كرامت و شرافت زن و با عنايت به لطافت وجودى وى و سرشت و فطرت او، قوانين را مطابق با تكوين تشريع نموده است. ما بايد ثمرات اين نكته را در عمل به جوامع ديگر نشان دهيم. تا بابى براى آغاز گفت و گودر اين زمينه باز كنيم.

خانم فرشته ندرى، عضو هيئت علمى دانشگاه پيرامون سؤال فوق چنين گفت:

نقطه‏ى آغاز براى ورود در گفت و گوى تمدنها، تكيه بر حقايق عرفانى و معنوى زن در باطن شريعت است. ما براى تبليغ اسلام، پيش از آنكه به ابلاغ ظواهر شرع درباره‏ى حقوق و وظايف او بپردازيم، بايد به ارائه بعضى از تجاذب‏ها و زيبايى‏هاى شگفت انگيز اسلام، درباره‏ى جايگاه انسانى زن بپردازيم. انسان با وسعت ابعاد وجوديش گاهى در پيكر جسمانى مرد و گاه زن ظاهر مى‏شود. آنجا كه بحث از روح انسانى است، آفرينش زن و مرد از يك نفس واحده مى‏باشد. آنجا كه روح انسانى با عشق و عاطفه و هنر و انعطاف و سازش ارتباط دارد از قالب جسمانى زنانه، بهره مى‏جويد و براى تحقق صلابت و شجاعت و جسارت و تهور از قالب جسمانى مردانه استفاده مى‏كند و به تعبير عرفانى، زن مظهر جمال و مرد مظهر جلال است. و صفات جلال و جمال الهى آن طور با هم آميخته‏اند، كه جداسازى آن‏ها از هم قابل تفكيك نيست، ولى در عين حال بعضى از مظاهر مظهريتشان نسبت به جلال بيشتر از جمال است و در بعضى از مظاهر امر به عكس است.

قرآن نيز از آنجا كه خطابش به همه جوامع و ملل است، براى تبليغ پيام خود، از شيوه‏هايى خاص استفاده كرده، و در انتخاب نقطه‏ى شروع بيان احكام، به بعضى از حساسيت‏ها و زمينه‏هاى موجود توجه نموده است.

كسانى كه در زمينه‏هاى فرهنگى و فكرى فعاليت مى‏كنند به خوبى مى‏دانند كه تغيير باورها كار بسيار مشكلى است، به خصوص باورهايى كه ريشه در فرهنگ كهن دارند. به همين جهت بايد در برخورد با تمدن‏ها به ميراث فرهنگى آنها نيز توجه كنيم و براى نشان دادن تصوير زن در اسلام، همان شيوه قرآن را پيش بگيريم از جمله توجه به نزول تدريجى قرآن كه احكام الهى به تدريج جايگزين احكام جاهلى گرديد.

قرآن براى احقاق حقوق زن ابتدا به طرح حقوق اوليه‏ى انسانها پرداخته است و چون دختركشى و زنده به گور كردن دختران، فرهنگ رايج عصر ظهور قرآن بوده است، قرآن ابتدا حكم منع قتل فرزندان را به جهت ترس از گرسنگى صادر مى‏كند و اندك اندك در گام‏هاى بعدى، درخصوص قتل دختران مى‏فرمايد: «وإذا المؤودة سئلت بأىّ ذنبٍ قتلت» اين ظرافت بيان قرآن و توجه به گذرهاى روانشناختى در منطق آن امرى بسيار مهم است، كه بايد در انتخاب نقطه‏ى شروع در گفت و گو با تمدنها به آن عنايت داشته باشيم.

آقاى دكتر اسماعيل منصورى لاريجانى، عضو محترم هيئت علمى دانشگاه.

با توجه به شناخت و تخصص شما در زمينه‏ى روابط و حقوق بين‏الملل، عرفان و مبانى عرفانى را به عنوان نقطه‏ى آغاز براى ورود به مبحث گفت و گوى تمدنها در راستاى محور جايگاه و شخصيت حقوقى زن در اسلام را چگونه مى‏بينيد.

مهمترين مطلب در گفت و گوى تمدنها استوارى وظايف حقوقى و جزئيات احكام و قوانين بر يك سرى از اصول اساسى و مبانى اصلى است، چنانچه اگر دو يا چند تمدن در اصول و پيش فرض‏ها و مبادى تفكرى خود داراى اختلافات شديد و تضادها و تناقض‏هايى آشكار باشند، قبل از حل اين اختلافات اساسى، نمى‏توان در فروعات آن، به توافق‏هاى قابل توجهى دست يافت و مرزهاى مشترك و استوارى را به عنوان تكيه گاه ورود به گفت و گوها تصور و ترسيم نمود. بنابراين رعايت تقدم و ترتب در ورود به موضوعات مورد گفت و گو و رعايت نظم منطقى در پرداختن به مباحث، شرط مهمى است كه بايد به آن توجه كرد. به تعبيرى با وجود اختلاف عمده در مبانى جهان‏بينى بعضى از تمدن‏ها، نقطه‏ى آغاز در گفتگوها را نمى‏توان بر فروعات ايدئولوژى‏ها نهاد.

دكتر شهرام پازوكى عضو هيئت علمى دانشگاه،

معتقد است نقطه‏ى آغاز در مسايل مربوط به زنان را نبايد ابواب فقهى و حقوقى قرار داد. ولى «عرفان» بهترين باب براى ورود به صحنه گفتگوهاست. تجاذب‏هاى موجود در عرفان اسلامى و تصوير سيماى زنان عارفه، مى‏تواند نقطه‏ى شروع خوبى براى تبيين تصوير چهره‏ى زن مسلمان و ارائه الگوى شخصيت زن در ديدگاه اسلام باشد.

از آنجا كه نقطه‏ى شروع در گفت و گويى تمدنها نسبت به همه‏ى ملل و جوامع نمى‏تواند يكسان باشد، و عوامل متعددى سبب تغيير در اولويت‏ها مى‏گردد. از جمله‏ى شاخصه‏هاى كليدى در تبادل نظر و نقطه‏ى شروع در گفت و گوها اين است كه تمدن مورد نظر ما از چه طريقى و به واسطه‏ى كدام كشور مسلمان با اسلام آشنا شده است، زيرا پيش فرض و تصوراتى كه غيرمسلمانان از تصوير زن مسلمان دارند، بيش از آنكه منطبق با تصوير زن در اسلام ناب محمدى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله باشد، با تصوير زن در نزد جوامع مسلمانى كه از طريق آن جوامع با اسلام آشنا شده‏اند انطباق دارد، مثلاً چه بسا فرانسوى‏ها، تصويرى كه از جايگاه زن در اسلام دارند به تصوير جايگاه زن عرب در كشورهاى مستعمره‏ى خود مثل الجزاير و... نزديك‏تر باشد، تا چهره‏ى حقيقى زن در اسلام به همين جهت بايد به پيش‏فرض‏ها و برداشت‏هاى جوامع از تصوير زن و جايگاه وى در اسلام توجه نماييم، ولى در هر حال در گفت و گوى تمدنها، بابى كه اول بار بايد آن را گشود، باب گلستان عرفان و معنويت زن مسلمان و حقيقت انسانى و ارزشهاى اخلاقى وى مى‏باشد.

«خانم آسيه آچو» خواهشمنديم، ضمن معرفى خودتان بفرماييد طى مطالعات و تحقيقاتى كه درباره‏ى جايگاه زن در اسلام داشته با توجه به تجربياتتان در ارائه تصوير زن مسلمان، برداشت و انتظار خود را از جمهورى اسلامى نسبت به ارائه نظرات اسلام درباره‏ى زن بفرمائيد.

آسيه آچو هستم، اهل مكزيك، يكسال است كه به ايران آمده‏ام. ليسانس خبرنگارى دارم، قبلاً مسيحى بودم، لكن به لطف خدا، به دين اسلام مشرّف شده‏ام و از بيست سال قبل كه شروع به تحقيق در دين اسلام نموده‏ام، موضوع زن براى من مركزيت داشته و اساس مطالعات مرا تشكيل داده است. من و همسرم، - آقاى خوليان - كه يك وكيل است، قبل از آمدن به ايران، از بنيان‏گذاران و مسؤولين مركز فرهنگى اسلامى در «كلمبيا» بوده‏ايم و در طول اين سالها، با انجام مطالعاتى در رابطه با زنان به اين نتيجه رسيديم كه تنها كشورى كه على رغم اتهامات و تبليغات سوء به طور كامل حقوق اسلامى را در رابطه با زنان رعايت مى‏كند، جمهورى اسلامى است و ما را بر آن داشت تا فعاليت خود را در زمينه‏ى شناساندن نقش زن در جمهورى اسلامى ايران گسترش دهيم و به معرفى چهره‏هايى مثل زنان نماينده‏ى مجلس و زنان پزشك و زنان نويسنده و... بپردازيم. من ذكر يك نكته را لازم مى‏دانم كه بگويم اسلام در غرب، به دلايل متعددى غريب و مظلوم مانده است. دو دليل عمده آن اين است كه اولاً: بسيارى از كشورها على‏رغم نام اسلامى خود قوانين اسلامى را اجراء نمى‏كنند و گاهى در عمل، خلاف موازين دين رفتار مى‏كنند و ديگر آن كه تبليغ كافى براى اسلام راستين از طرف كشورهاى اسلامى صورت نمى‏گيرد و تبليغ، بيشتر منحصر در چاپ قرآن‏هاى متعدد و ارسال آن به كشورهاى ديگر است. لكن پس از انقلاب اسلامى، تبليغ اسلام چهره‏ى ديگرى به خود گرفت و اشتباه غرب در اين بود كه با اين پديده‏ى جديد، براساس شناختها و پيش داورى‏هاى غلط قبلى و بدون مطالعه‏ى عميق با آن به مبارزه برخاست. اگرچه پس از انقلاب، توسط مسلمانهاى ايرانى كتابهاى زيادى به زبانهاى خارجى ترجمه شد ولى كافى نبود، بايد يك نهضت ترجمه‏ى قوى و يك محور تبليغى بسيار نيرومند براى تبليغ اسلام مهيا شود. من احساس مى‏كنم كه جمهورى اسلامى ايران يك وظيفه‏ى بزرگ و تعهد عظيم نسبت به افكار عمومى جهان دارد و نبايد لحظه‏اى از تلاش در راستاى تبليغ دين مبين اسلام، از طريق ترجمه‏ى كتاب و ايجاد نمايشگاههاى كتاب، توليد فيلم‏هاى مختلف و... بازايستد و نبايد نقش مهم خود را در ارائه تصوير سالمى از زن در اسلام فراموش كند.

بايد به اين مسأله تأكيد كنم كه ما براى معرفى شخصيت زن در اسلام، بايد با تفكرات غلط رايج به نام مذهب ، در رابطه با زن در بعضى از كشورهاى اسلامى مبارزه كنيم. تا اين خرافات و عقايد ناروا زمينه‏ساز سوء برداشت و بدبينى نسبت به دين نگردد. مثلاً در بعضى از افكار خرافى، چهره‏ى زن در اسلام چهره‏ى موجودى خانه نشين است كه نبايد در مسايل اجتماعى و سياسى مداخله كند. ما بايد درصدد محو اين تصوير از اذهان عمومى (غرب) باشيم. ما در كنفرانسهاى متعددى در غرب مطرح كرديم كه زن مسلمان همزمان با اين كه خانواده براى او اهميت خاصى دارد، از نقش اجتماعى خود نيز غافل نمانده است. گرچه وسايل ارتباط جمعى غربى در ارائه تصوير غلط از زن در اسلام مقصرند، ولى من به عنوان يك خبرنگار تشخيص داده‏ام كه منافع اقتصادى و سياسى در ارائه اين تصويرهاى اشتباه، نقش مؤثر دارند و اگر مشكلى در جوامع اسلامى وجود داشته باشد سياست برخى از جوامع غربى به تبليغ در مورد مشكلات جوامع اسلامى پرداخته و آن را بزرگ جلوه مى‏دهند. مثلاً با وجودى كه دادگاههاى خانوادگى مربوط به حقوق كودكان در كلمبيا، هر روز با مشكل ازدحام صدها نفر روبرو مى‏شوند وقتى سوژه‏اى مثل «بتى محمودى» پيش مى‏آيد، بعضى از غرض ورزان آن را به صورت فيلم درآورده و بارها آن را پخش مى‏كنند و به گونه‏اى نشان مى‏دهند كه گويا اين مشكل فقط در رابطه با جوامع اسلامى وجود دارد. هنگامى كه ما قصد گسترش نظرات اسلام به جهانيان را داريم نبايد يك دفعه تمام افكار مردم غرب و سوء برداشت‏هاى آنان را فراموش كنيم. در غرب به ما به عنوان مسيحى تازه مسلمان شده در اعمال و رفتار ما دقت مى‏نمايند و وقتى مشاهده مى‏كنند كه على‏رغم گرايش به اسلام و توجه به خانواده تا چه ميزان در كار اجتماعى موفق هستيم و وقتى توجه ما را على‏رغم فعاليت اجتماعى به خانواده و تربيت فرزند مشاهده مى‏كنند يك خوش‏بينى در زمينه گفت و گو با تمدن اسلامى در آنها ايجاد مى‏شود.

يكى از بيانات امام راحل در وصيت‏نامه‏ى الهى سياسى ايشان براى ما به عنوان يك مسلمان براى تبليغ اسلام بسيار كارساز و رهگشا بود. ايشان در بيانات خود فرموده بودند: درصدى از احكام اسلام مربوط به بعد عبادى و درصد عظيمى از احكام و قوانين اسلام مربوط به امور سياسى و اقتصادى و غيره مى‏باشد. ما اين رهنمود را نقطه‏ى آغاز در گفت و گو قرار داديم مى‏دانستيم كه فرهنگ غرب از عبادات فردى و عزلت و ... فرار مى‏كند و حتى تبليغات سوئى در اين خصوص انجام مى‏دهد تا بگويد اسلام دينى است كه شبانه‏روز متدينين خود را به انجام اعمال فردى و نماز و روزه و وادار مى‏كند و به مسايل اجتماعى و علمى و ارتباطات و... توجهى ندارد. بدين جهت تصميم گرفتيم اسلام واقعى را به نحو عملى به مردم نشان دهيم. بنابراين موضوع كنفرانس‏هاى خود را غالبا موضوعات اجتماعى وسياسى و... حتى نظرات اسلام درباره‏ى محيط زيست و اكولوژى قرار داديم، اين امر براى غربيها بسيار جذاب بود.

به طور كلى مى‏توان گفت در قدم اول به جاى بيان مسايل تعبدى در اسلام به بيان مسايل مستدل با عقل و منطق درباره زنان پرداختيم.

خديجه آوجى از مبلغين مسلمان كشور تركيه:

با توجه به سوابق تبليغى و مشاهدات عينى خود مى‏توانم بگويم كه ايران در ارائه الگوهايى از زن ايده‏آل به جوامع ديگر از جمله كشور تركيه نقش مهمى را ايفا كند. زيرا در قلمرو جغرافياى، سياسى و فرهنگى حاكم در تركيه، حقوق زنان فقط در بعد فرهنگ غربى رعايت مى‏شود و به حقوق اسلامى زنان بهايى نمى‏دهند. دو سال بعد از به رسميت رسيدن رژيم لائيك، قانونى درباره‏ى پوشش زنان به تصويب رسيد كه بر مبناى آن زنها فقط مى‏توانستند با آن لباس، در جامعه فعاليت داشته باشند و حجاب و چادر ممنوع بود. به طور جدى مى‏توان گفت كه در تركيه با وجود فرهنگ حاكم فعلى، هيچ پايگاهى براى ارائه اسلام به ساير كشورها وجود ندارد و سالهاست تركيه در زير سلطه‏ى لائيك قرار گرفته و زنان در اين كشور مظلوم واقع شده‏اند. بنابراين چون اسلام در آن جا غريب مانده است بايد گفت كه «زن تركى» به شناخت الگو نياز دارد، كه جمهورى اسلامى به عنوان مدعى صدور انقلاب بايد اين الگوها را به تركيه معرفى نمايد. البته بعد از انقلاب اسلامى ايران در تركيه حركتى به وجود آمد ولى آن حركت بسيار ضعيف و مقدماتى بود و در هر حال اميدواريم كه فعاليتهاى جمهورى اسلامى بتواند نقش كارسازى را در ارائه تصوير اسلام به همه‏ى جهان و از جمله به كشور ما ايفا نمايد. ولى متأسفانه در كشور ما تركيه، با مدرسه رفتن زنها مخالفت مى‏كنند. البته قشرى هم وجود دارند كه مسلمان حقيقى‏اند و فعاليتهاى اسلامى دارند.

به طور كلى مى‏توان گفت كه در تركيه سه قشر وجود دارند: 1ـ قشرى معتقد به فرهنگ غرب 2ـ مسلمانان مرتجع كه از حقيقت اسلام طرفى نبسته‏اند 3ـ مسلمانان حقيقى

ليلى ربيعى فر، از كشور بحرين :

براى ارائه تصوير چهره‏ى خوب و مطابق واقعى از زن مسلمان بايد از همه‏ى راهكارها و ابزارهاى تبليغى بهره جست مثلاً ترجمه‏ى كتب اسلامى درباره‏ى جايگاه زن، يك مسأله بسيار اساسى است كه بايد مورد توجه قرار گيرد. انتشار ترجمه‏ى مقالات و مجلات و... استفاده از وسايل ارتباط جمعى و ديسكهاى كامپيوترى و تهيه فيلم‏هايى كه در آن تصوير زن در اسلام ترسيم شده باشد نيز مى‏تواند در اين بين كارساز باشد.

اتصال به شبكه «اينترنت» نيز به عنوان شبكه اطلاع‏رسانى جهانى نيز از اهميت فوق‏العاده‏اى برخوردار است. از طريق ورود به اين شبكه مى‏توان به آسان‏ترين شيوه، نظرات اسلام درباره‏ى زن را به اقصى نقاط عالم، ابلاغ نمود.

وظيفه‏ ى مديران جمهورى اسلامى در اين راستا بسيار كارساز بوده و مديران جمهورى اسلامى با توجه به حوزه‏ى مديريتى خود، نقش بسزايى را در اين رابطه ايفا مى‏نمايند.

البته در كشور ما هم ظاهرا ادعا اين است كه زنان به حقوق خود رسيده‏اند ولى عملاً هنوز به زنان ظلم مى‏شود و اين ظلم از طريق برابرى بين زنان و مردان است، زيرا زن با وجود برخوردارى از برخى خصوصيات فطرى، طورى ساخته شده است كه سكون و آرامش را بيشتر دوست دارد ولى هم اكنون در جهان به اسم آزادى، زن همان كارهاى سخت مرد را انجام مى‏دهد و هر روز از خانواده دور مى‏شود و اگر ديروز به چشم متاعى براى لذت بردن به آن نگريسته مى‏شد، هم اكنون او را يك ابزار صنعتى و يك ابزار كار مى‏پندارند و زن را از عواطفى كه خدا در نهاد او قرار داده، دور مى‏كنند و او را به زندگى خشك و بى‏رحمانه صنعت و كار مى‏كشند چه بسا به اسم آزادى زن به وى بيشتر ظلم روا مى‏دارند.

فاطمه صفرى اهل كشمير، از مبلغين مركز تخصصى كاربردى سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى.

اگر پايگاه عظيم علم در اسلام براى جهان امروز كه به علم بهاى زيادى مى‏دهد روشن بود، سبب علاقه‏مندى و تجاذب افراد به اسلام مى‏گردد. از اين جهت در گفت و گوى تمدنها حتى درباره‏ى مسايل زنان توجه به جنبه علم دوستى اسلام بسيار مؤثر خواهد بود. با تكيه بر اين نكته كه اهميت علم آموزى در اسلام تا آن جاست كه آن را هم براى مرد و هم براى زن، به عنوان يك وظيفه و تكليف محسوب كرده است. وقتى حتى در تربيت كودكان به شيوه‏هاى علمى آن اهميت داده است. در اسلام حتى علم آموزى به زنان مى‏تواند به عنوان «مهريه» يعنى نشانه‏ى محبت مرد به زن قرار گيرد و كاركردن در خانه براى او به عنوان يك تكليف واجب نيست. و اشتغال او در خارج از خانه براى تأمين معاش خانواده و اقتصاد خانواده نيز وجوب و ضرورتى ندارد بنابراين اين امتيازى است كه زن به راحتى وقت كافى براى علم آموزى دارد در حالى كه در غرب فقط در مورد آن شعار داده مى‏شود. و همچنين در مورد حجاب نيز مى‏توانيم بگوييم كه حفظ حجاب مى‏تواند مسأله‏ى مهمى براى حفاظت روح و سلامت ذهن در كسب معرفت و دانش باشد. در حالى كه اختلاط جنسى و نبودن حريم بين زن و مرد گاهى مشكلاتى ذهنى و فكرى ايجاد مى‏كند كه مانع موفقيت‏هاى تحصيلى است.