مجلات > انتظار >شماره 7

اماكن زيارتى‏منتسب به امام زمان (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشريف) در ايران و جهان (3)

(مسجد كوفه)

على اكبر مهدى‏پور

اشاره

مسجد اعظم كوفه يكى از كهن‏ترين اماكن زيارتى منتسب به حضرت بقية الله (ارواحنا فداه) مى‏باشد .

مركز قضاوت، محل نصب منبر، محل تاسيس كلاس‏هاى‏آموزش قرآن و محل اقامه‏ى نماز جمعه و جماعت آن حضرت در عهد ظهور مى‏باشد .

مسجد كوفه در اصل بسيار گسترده بود . مهدى موعود (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشريف) به هنگام ظهور آن را منهدم كرده، به پايه‏هاى نخستين برمى گرداند و سه مسجد ديگر در كنار آن بنياد مى‏نهد .

سيماى مسجد كوفه از منظر، آيات، روايات . حوادث تاريخى و تشرف نيك بختان به محضر آن كعبه مقصود، در اين نوشتار در حد توان ترسيم گشته است .

مركز دادرسى آن امام نور در هنگامه‏ى ظهور

روزگارى مسجد اعظم كوفه مركز داورى و دادرسى مولاى متقيان امير مومنان ( عليه‏السلام) بود به هنگام ظهور نيز مركز داورى و دادرسى فرزند برومنداش حضرت بقية الله (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشريف) خواهد بود .

1 . ششمين امام نور در اين رابطه مى‏فرمايد:

دار ملكه الكوفة و مجلس حكمه جامعها . (1)

مركز حكومت او، كوفه، و مركز قضاوت و دادرسى او مسجد اعظم كوفه مى‏باشد .

پايگاه تبليغاتى امام زمان (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشريف)

روزگارى شيفتگان خاندان عصمت و طهارت در مسجد اعظم كوفه پيروان منبر امير بيان، مولاى متقيان ( عليه‏السلام) گرد آمده، از بيانات درر بارش كسب نور مى‏كردند (2) ، در هنگامى ظهور نيز در پيرامون منبر آخرين امام نور گرد آمده از سخنان گهر بارش فيض مى‏برند .

2 . امام صادق ( عليه‏السلام) در اين رابطه مى‏فرمايد:

كانى انظر الى القائم على منبر الكوفة و حوله اصحابه، ثلاث مائة و ثلاثة عشر رجلا عدة اهل بدر، و هم اصحاب الالوية، و هم حكام الله فى ارضه على خلقه . (3)

گويى به سوى قائم ( عليه‏السلام) مى‏نگرم كه بر فراز منبر مسجد كوفه قرار گرفته، تعداد 313 تن ياران‏اش در اطراف او حلقه زده‏اند . كه پرچم داران و فرمان روايان خداوند برفراز گيتى در ميان بندگان خداى‏اند .

3 . امام باقر ( عليه‏السلام) در همين رابطه مى‏فرمايد:

يدخل المهدى (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشريف) الكوفة و بها ثلاث رايات قد اضطربت، فيصطفوا له و يدخل حتى ياتى المنبر، فيخطب فلا يدرى الناس ما يقول من البكاء . (4)

مهدى ( عليه‏السلام) وارد كوفه مى‏شود سه گروه درگير در يك صف براى او گرد آيند، او بر فراز منبر قرار گرفته، خطبه مى‏خواند، مردم آن قدر اشك شوق مى‏ريزد كه متوجه سخنان او نمى‏شوند .

4 . ابان بن تغلب گويد: در محضر امام صادق ( عليه‏السلام) در ناحيه‏ى كوفه بودم . در سه نقطه پياده شدند و در هر نقطه دو ركعت نماز گزاردند، در توضيح آن سه نقطه فرمودند: يكى از آنها محل قبر امير الؤمنان ( عليه‏السلام) و ديگرى محل نهادن سر مقدس امام حسين ( عليه‏السلام) بود، اما سومى:

و الثالث موضع القائم ( عليه‏السلام) . (5)

سومى محل منبر حضرت قائم ( عليه‏السلام) بود .

ستاد اقامه جمعه و جماعت‏حضرت بقية الله (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشريف)

روزگارى مسجد كوفه محل برگزارى جمعه و جماعت مير هدايت، شاه ولايت، حضرت على ( عليه‏السلام) بود، روزگارى بس دراز نيز محل اقامه‏ى جمعه و جماعت آخرين سفير الهى خواهد بود .

5 . اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) در يك خطبه‏ى طولانى به تفصيل از ويژگيهاى مسجد كوفه سخن گفته مى‏فرمايد:

اى اهل كوفه خداوند به شما نعمت‏هايى عطا فرموده كه به هيچ كس عطا نكرده است . از برترى محل برگزارى نماز شما اين است كه اينجا خانه‏ى آدم، خانه‏ى نوح، خانه‏ى ادريس، عبادتگاه حضرت ابراهيم خليل و عبادتگاه برادرم حضرت خضر ( عليه‏السلام) بود و امروزه محل عبادت و مناجات من است .

سپس در ادامه فرمود:

ولياتين عليه زمان يكون مصلى المهدى ( عليه‏السلام) من ولدى و مصلى كل مؤمن . و لا يبقى على الارض مؤمن الا كان به، او حسن قلبه اليه . (6)

براى مسجد كوفه زمانى فرا مى‏رسد كه محل برگزارى نماز حضرت مهدى (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشريف) از تبار من، محل عبادت هر مؤمن مى‏شود . هيچ مؤمنى در روى زمين نمى‏ماند جز اين كه به اين مسجد بيايد، يا قلب اش براى اين مسجد پربزند .

6 . اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) گشت و گزارى در سرزمين فعلى نجف داشتند، از توسعه‏ى روز افزون كوفه صحبت كردند و فرمودند:

در سرزمين حيره (7) مسجدى با 500 در ساخته مى‏شود كه نماينده‏ى حضرت قائم (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشريف) در آن نماز مى‏گذارد، زيرا مسجد كوفه براى آنها گنجايش نخواهد داشت .

و در آن دوازده امام عادل، امامت مى‏كند .

راوى پرسيد: آيا مسجد كوفه گنجايش آن همه جمعيت را مى‏خواد داشت؟

فرمود:

تبنى له اربع مساجد، مسجد الكوفة اصغرها و هذا و مسجدان فى طرفى الكوفة من هذا الجانب . (8)

براى آن حضرت چهار مسجد ساخته مى‏شود كه مسجد كوفه كوچك‏ترين آنها خواهد بود، و اين مسجد (مسجد حيره با 500 در) و دو مسجد در دو طرف كوفه، از اين سمت . (با دست مبارك اشاره فرمودند به سوى بصره و نجف) .

7 . امام صادق ( عليه‏السلام) در اين رابطه مى‏فرمايد:

اذا قام قائم آل محمد ( عليه‏السلام) بنى فى ظهر الكوفة مسجدا له الف باب، و اتصلت‏بيوت اهل الكوفة بنهرى كربلا . (9)

هنگامى كه قائم آل محمد ( عليه‏السلام) قيام كند در پشت كوفه مسجدى تاسيس مى‏كند كه 1000 در دارد و خانه‏هاى كوفه به دو رود كربلا متصل مى‏شود .

توسعه‏ى مسجد اعظم كوفه

نخستين بنيانگذار مسجد كوفه حضرت آدم ( عليه‏السلام) مى‏باشد و در گذشته خيلى وسيع‏تر از ساختمان فعلى آن بوده است .

8 . اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) در مقابل درب مسجد مى‏ايستاد . تيرى در چله‏ى كمان نهاده پرتاب مى‏كرد، تير در ميان خرما فروش‏ها مى‏افتاد، مى‏فرمود:

تا آنجا جز و مسجد بوده است و مى‏فرمود:

قد نقص من اساس المسجد مثل ما نقص فى تربيعه . (10)

از اساس مسجد به مقدارى كم از مربع شدن آن كاسته، كم شده است . (11)

9 . حذيفة بن يمان گويد:

به مقدار 12000 ذراع از مساحت آن كم شده است . (12)

10 . مفضل گويد: در محضر امام صادق ( عليه‏السلام) بودم، هنگامى كه در آخر بازار سراج‏ها، به طاق زياتين رسيديم، از اسب پياده شد و به من فرمود:

انزل، فان هذا الموضع كان مسجد الكوفة الاول‏ر الذى خطه آدم ( عليه‏السلام) و انا اكره ان ادخله راكبا . (13)

پياده شو، زيرا اينجا جز و نخستين مسجد كوفه است كه حضرت آدم ( عليه‏السلام) آن را طرح ريزى كرده بود، من دوست ندارم كه سواره وارد شوم .

پرسيدم: چه كسى آن را تغيير داد؟

فرمود: نخستين دگرگونى آن در هنگامه‏ى طوفان رخ داد، سپس كسان كسرى، (14) بعدا نعمان (15) و بعدها زياد (ابن ابيه) آن را تغيير دادند .

11 . سابق بربرى گويد: ديدم كه اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) مسجد كوفه را وجب به وجب تا طاق زيات‏ها بنياد نهاد . (16)

و اين دقيقا منطبق مى‏شود با آخر بازار سراج‏ها كه در حديث پيشين از امام صادق ( عليه‏السلام) نقل كرديم .

12 . امام صادق ( عليه‏السلام) فرمود:

ان القائم (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشريف) اذا اقام رد البيت الحرام الى اساسه، و رد مسجد رسول الله ( صلى‏الله عليه‏و آله‏وسلم) الى اساسه، و رد مسجد الكوفة الى اساسه . (17)

13 . امام باقر ( عليه‏السلام) در فرازى از يك حديث طولانى مى‏فرمايد:

اذا قام القائم (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشريف) دخل الكوفة و امر يهدم المساجد الاربعة حتى يبلغ اساسها . (18)

هنگامى كه قائم (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشريف) قيام كند وارد كوفه مى‏شود و فرمان مى‏دهد كه چهار مسجد را ويران كنند تا به پايه‏هاى نخسين برگردد .

14 . اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) در مسجد كوفه خطاب به مسجد كوفه فرمود:

واى بر كسى كه ترا ويران كند واى بر كسى كه مقدمات ويرانى ترا فراهم سازد واى بر كسى كه ترا با آجر بسازد و قبله‏ى حضرت نوح را تغيير دهد .

و در پايان فرمود:

طوبى لمن شهد هدمك مع قائم اهل بيتى، اولئك خيار الامة مع ابرار العترة . (19)

خوشا به حال كسى كه ويران كردن ترا در حضور قائم اهل بيت من درك كند . آنان برگزيدگان امت در محضر نيكان عترت هستند .

در اين حديث‏شريف از دگرگون شدن قبله‏ى حضرت نوح ( عليه‏السلام) گفت و گو شده، در اين رابطه علامه مجلسى (طاب ثراه) تحقيق بسيار ارزشمندى داردند، علاقه‏مندان به دائرة المعارف بزرگ بحار مراجعه فرمايند . (20)

15 . اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) در حديث ديگرى در اين رابطه مى‏فرمايد:

اما ان قائمنا اذا قام كسره و سوى قبلته . (21)

چون قائم ما (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشريف) قيام كند، مسجد كوفه را در هم مى‏كوبد و قبله‏ى آن را صلاح مى‏فرمايد .

كلاسهاى قرآن در مسجد كوفه

در احاديث فراوانى از تاسيس پايگاه‏هاى آموزش قرآن در مسجد كوفه بحث‏شده كه به چند نمونه از آنها اشاره مى‏شود:

16 . امام صادق ( عليه‏السلام) مى‏فرمايدك

كيف انتم لو ضرب اصحاب القائم ( عليه‏السلام) الفطيط فى مسجد كوفان، ثم يخرج اليهم المثال المستانف، امر جديد على الرب شديد . (22)

چگونه خواهيد بود هنگامى كه اصحاب قائم ( عليه‏السلام) در مسجد كوفه خيمه زده، (قرآن را) به شيوه‏ى جديد عرضه مى‏دارند، شيوه‏اى تازه كه (آموزش و يا پذيرش آن) بر عرب دشوار است .

منظور از شيوه‏ى جديد آموزش قرآن به ترتيب نزول آيات است، چنان كه در احاديث ديگر به آن اشاره شده:

17 . اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) در اين رابطه مى‏فرمايد:

كانى انظر الى شيعتنا بمسجد الكوفة، قد ضربوا الفساطيط يعلمون الناس القران كما انزل . (23)

گويى شيعيان خود را مى‏بينيم كه در مسجد كوفه خيمه زده، به مردم قرآن را آن گونه كه نازل شده آموزش مى‏دهند .

18 . و در حديث ديگرى در همين رابطه فرمود:

كانى بالعجم فساطيطهم فى مسجد الكوفة يعلمون الناس القرآن كما انزل . (24)

گويى ايرانيان را با چشم خود مى‏بينم كه در مسجد كوفه خيمه زده قرآن را آن گونه كه نازل شده، به مردمان آموزش مى‏دهند .

از نشانه‏هاى ظهور در مسجد كوفه

در منابع فراوانى فرو ريختن ديوار مسجد اعظم كوفه را در شمار نشانه‏هاى ظهور آخرين امام نور بر شمرده‏اند، (25) كه در برخى از احاديث‏به صورت شفاف بيان شده است:

19 . امام صادق ( عليه‏السلام) در اين رابطه مى‏فرمايد:

اذا هدم حائط مسجد الكوفة مما يلى دار عبد الله بن مسعود، فعند ذلك زوال ملك القوم و عند زواله خروج القائم (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشريف) . (26)

هنگامى كه ديوار مسجد كوفه از سمت‏خانه‏ى عبدالله بن مسعود فرو بريزد، سيطره‏ى قوم از بين مى‏رود و هنگامه‏ى ظهور قائم (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشريف) فرا مى‏رسد .

علامه‏ى مجلسى از صاحب «العدد القويه‏» نقل كرده كه ديوار مسجد كوفه فرو ريخت و اين نشانه به وقوع پيوست (27) ، صاحب تاريخ كوفه نيز مى‏گويد: قسمتى از ديوار مسحد كوفه از سمت‏خانه‏ى مختار فرو ريخت و يوسف بن عمر آن را ساخت . (28)

يكى ديگر از نشانه‏هاى ظهور كشتار دسته جمعى در نزد مسجد كوفه است:

20 . امام صادق ( عليه‏السلام) در اين رابطه مى‏فرمايد:

ان لولد فلان عند مسجد كم - يعنى مسجد الكوفة - لوقعة عربة، يقتل فيها اربعة آلاف من باب الفيل الى اصحاب الصابون .

براى فرزندان فلان، در روز جمعه‏اى در نزد مسجد شما (مسجد كوفه) حادثه‏اى هست كه در آن در ميان باب فيل تا اصحاب صابون، 4000 نفر كشته مى‏شود، از اين رهگذر از اين مسير به شدت دورى بجوييد .

مسجد كوفه در عصر رجعت

در احاديث فراوانى از رجعت پيشوايان و فرمانروائى آنان بعد از حكومت جهانى حضرت بقية الله (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشريف) گفت و گو شده كه به برخى از آنها اشاره مى‏كنيم:

21 . امام صادق ( عليه‏السلام) در يك حديث طولانى از رجعت اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) و فرمان روائى آن حضرت به تفصيل سخن گفته، در پايان مى‏فرمايد:

و عند ذلك تظهر الجنتان المدهامتان عند مسجد الكوفة و ما حوله بما شاء الله . (29)

در آن زمان آن دو باغستان سبز و خرم در نزد مسجد كوفه و در پيرامون آن آن گونه كه خداى بخواهد پديدار مى‏گردد .

22 . امام صادق ( عليه‏السلام) در فراز ديگرى از حديث‏ياد شده از نابودى شيطان و ياران‏اش به دست اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) در واپسين رجعت آن حضرت سخن گفته است . (30)

23 . در حديث ديگرى امام صادق ( عليه‏السلام) از كشته شدن ابليس توسط حضرت بقية الله (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشريف) در مسجد كوفه سخن گفته مى‏فرمايد:

ان الله انظره الى يوم يبعث فيه قائمنا، فاذا بعث الله قائمنا كان فى مسجد الكوفة و جاء ابليس حتى يحبثو بين يدريه على ركبتيه، فيقل: يا ويله من هذا اليم . فياخذ بنا صيته فيضرب عنقه . فذلك اليم هو الوقت الملوم . (31)

خداوند او را تا روز خروج قائم ما ( عليه‏السلام) مهلت داده است . هنگامى كه قائم ما را خداوند ظاهر مى‏كند، او در مسجد كوفه خواهد بود، پس ابليس به حضوراش مى‏آيد و در مقابل اش زانو مى‏زند و مى‏گويد: اى واى بر او از چنين روزى . پس او را با دست قدرت مى‏گيرد و گردن اش را مى‏زند . آن روز همان وقت معلوم است .

سيماى مسجد كوفه در آيينه‏ى آيات و روايات

آيات فراوانى از قرآن كريم به مسجد كوفه مربوط مى‏شود كه به شمارى از آنها اشاره مى‏شود:

الف . (و اصنع الفلك باعيننا و وحينا) (32)

خداوند به حضرت نوح ( عليه‏السلام) وحى فرمود:

كشتى را به يارى ما (در حضور ما) و به فرمان ما بساز .

24 . امام صادق ( عليه‏السلام) فرمود:

حضرت نوح ( عليه‏السلام) فرمود:

حضرت نوح ( عليه‏السلام) نجار بود او نخستين كسى است كه كشتى ساخت، او 950 سال قوم خود را ارشاد و هدايت كرد، آنها همه‏اش او را مسخره كردند، پس از خدا خواست كه احدى از آنها را روى زمين باقى نگذارد . خدا به او وحى كرد كه كشتى را بسازد .

فعمل نوح سفينته فى مسجد الكلوفة بيده، فاتى بالخشب من بعد حتى فرغ منها . (33)

حضرت نوح كشتى را با دست‏خود در مسجد كوفه ساخت و تخته‏ها را از راه‏هاى دور آورد تا كار ساختن كشتى به اتمام رسيد .

ب . (حتى اذا جاء امرنا و فار التنور) : (34)

تا هنگامى كه فرمان ما فرا رسيد و از تنور آب جوشيد .

25 . اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) در ضمن شمارش ويژگى‏هاى مسجد كوفه فرمود:

فيه نجر نوح سفيننة، و فيه فار التنور، و به كان بيت نوح و مسجده، و فى زاويته اليمنى فار التنور . (35)

حضرت نوح كشتى‏اش را آن جا ساخت، از تنور نيز همان جا آب جوشيد . خانه‏ى نوح و محل عبادت او نيز آن جا بود . در زاويه‏ى راست آن آب از تنور جوشيد .

26 . امام باقر ( عليه‏السلام) نيز در اين رابطه فرمود:

مسجد كوفان فيه فار التنور، نجرت السفينة، و هو سرة بابل و مجمع الانبياء . (36)

در مسجد كوفه از تنور آب جوشيد كشتى آن جا ساخته شد، آنجا ناف بابل و محل اجتماع پيامبران است . (37)

27 . امام باقر ( عليه‏السلام) در حديث ديگر با تفصيل بيشترى فرمود:

مسجد كوفان روضة من رياض الجنة، صلى فيه الف نبى و سبعون نبيا، و ميمنته رحمة و ميسرته مكر، فيه عصا موسى و شجرة يقطين و خاتم سليمان، و منه فار التنور و نجرت السفينة و هى صرة (38) بابل و مجمع الانبياء . (39)

مسجد كوفه باغى از باغهاى بهشت است، هزار و هفتاد پيامبر در آن نماز گزارده، سمت راست آن رحمت و سمت چپ آن نيرنگ (40) مى‏باشد . عصاى حضرت موسى، درخت كدوى (حضرت يونس) و انگشترى حضرت سليمان در آن است .

تنور از آن جا جوشيد، كشتى در آن جا ساخته شد . آن جا قله‏ى شرف بابل و خيمه‏ى اجتماع پيامبران است .

28 . بر اساس روايات اين تنور همان تنور حضرت آدم ( عليه‏السلام) بود كه بعدها به حضرت نوح ( عليه‏السلام) منتقل شد و محل فعلى آن در شمت راست كسى است كه از باب كنده وارد مسجد شود . (41)

ج . (و قيل يا ارض ابلعى ماءك) : (42)

سر انجام گفته شد: اى زمين اب خود را فرو بر .

29 . امام صادق ( عليه‏السلام) در تفسير اين آيه‏ى شريفه فرمود:

هنگامى كه كشتى نوح به وسط مسجد كوفه رسيد خدا به زمين فرمان داد كه آب خودش را فرو ببرد .

فبلعت ماءها من مسجد الكوفة، كما بدء الماء منه . (43)

پس زمين آب خودش را از مسجد كوفه فرو برد، چنان كه در آغاز نيز از همان جا شروع شده بود .

د . (و جعلنا ابن مريم و امه آية و آويناهما الى ربوة ذات قرار و معين) (44) :

ما عسيى بن مريم و مادرش را آيت و نشانه‏اى قرار داديم و آنها را در سرزمين مرتفعى كه داراى امنيت و آب جارى بود، جاى داديم . .

30 . اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) در تفسير اين آيه‏ى شريفه فرمودند:

الربوة: الكوفة، و القرار: المسجد، و المعين: الفرات . (45)

منظور از «ربوة‏» (مكان مرتفع) «كوفه‏» ، مقصود از «القرار» (محل امن و آسايش) «مسجد كوفه‏» ، و هدف از «معين‏» (آب روان و خوش گوار) همان «فرات‏» مى‏باشد .

مسجد كوفه از منظر پيشوايان

در مورد ويژگى‏هاى مسجد كوفه از ديدگاه آيات قرآن به همين مقدار بسنده كرده، فضايل برجسته‏ى آن را از منظر احاديث وارده از پيشوايان معصوم به صورت فشرده در اين جا مى‏آوريم و ياد آور مى‏شويم كه نقل همه‏ى احاديث وارده در اين صفحات نمى‏گنجد .

31 . پيشواى پروا پيشگان، اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) مى‏فرمايد:

اربععة من قصور الجنة فى الدنيا: المسجد الحرام و مسجد الرسول و مسجد بيت المقدس و مسجد الكوفة . (46)

چهار قصر از قصرهاى بهشتى در دنياست: 1) مسجد الحرام، 2) مسجد النبى، 3) مسجد اقصى، 4) مسجد كوفه .

32 . در حديث ديگرى به هنگام شمارش قصرهاى چهارگانه فرمود:

و مسجد الكوفة و هو قبة الاسلام . (47)

و مسجد كوفه كه آن «قبة الاسلام‏» است .

تعبير «قبة الاسلام‏» را رسول اكرم ( صلى‏الله عليه‏و آله‏وسلم) در مورد حرم مطهر سالار شهيدان، (48) و جناب سلمان در مورد كوفه (49) به كار برده بودند .

33 . امام صادق ( عليه‏السلام) فرمود:

مسافر در چهار جا مى‏تواند نمازش را كامل بخواندك

1) مسجد الحرام، 2) مسجد النبى، 3) مسجد كوفه، 4) حرم امام حسين (صلوات‏الله عليه) . (50)

34 . امام صادق ( عليه‏السلام) فرمود:

اعتكاف روانيست‏به جز درمسجدى كه امام عادل در آن جا نماز جماعت اقامه كرده باشد . در مسجد كوفه، در مسجد بصره، در مسجد النبى و مسجد الحرام اعتكاف مانع ندارد . (51)

35 . اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) فرمود:

لا تشد الررحال الا الى ثلاثة مساجد:

المسجد الحرام، و مسجد رسول الله ( صلى‏الله عليه‏و آله‏وسلم) و مسجد الكوفة . (52)

بار و بنه‏ى سفر بسته نمى‏شود، جز با به سه مسجد: 1) مسجد الحرام، 2) مسجد النبى، 3) مسجد كوفه .

36 . فخر الساجدين، زين العابدين، امام سجاد ( عليه‏السلام) از مدينه منوره، صرفا به قصد نماز گزاردن در مسجد كوفه آمد، چهار ركعت نماز گزارد، آنگاه بر مركب خود سوار شده، راهى مدينه گرديد . (53)

37 . امام باقر ( عليه‏السلام) فرمود:

لو يعلم الناس ما فى مسجد الكوفة، لا عدوا له الزاد و الرواحل من مكان بعيد . (54)

اگر مردم فضائل مسجد كوفه را مى‏دانستند از راه‏هاى دور زاد و راحله فراهم كرده به سوى آن مى‏شتافتند .

38 . اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) در اين رابطه فرمود:

و ان مسجدكم هذا لاحد المساجد الاربعة التى اختارها الله لاهلها . (55)

اين مسجد شما (مسجد كوفه) يكى از چهار مسجدى است كه خداوند آنها را براى اهل‏شان برگزيده است .

و در آخرين فراز از همين حديث فرمود:

آن را هرگز فرو نگذاريد، با نماز گزاران در آن به خداوهد تقرب بجوييد، براى بر آورده شدن نيازهاى خود به آنجا روى بياوريد . آگر مردمان مى‏دانستند كه چه بركتى در آن هست از همه‏ى اقطار زمين به سوى آن مى‏شتافتند، اگر چه با سينه خيز رفتن بر روى برف‏ها باشد . (56)

39 . يكى از اصحاب به محضر اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) آمده عرضه داشت: من زاد و توشه برگرفتم، مركبى تهيه كردم، كارهايم را رديف نمودم، عازم بيت المقدس هستم .

اميرمؤمنان فرمود: توشه‏ات را برگير، مركب‏ات را بفروش، از اين مسجد هرگز جدا مشو، كه اين مسجد يكى از چهار مساجد برگزيده است .

و در فرازى از آن حديث فرمود:

و يحشر منه يوم القيامة سبعون الفا لا عليهم حساب و لا عذاب . (57)

در روز رستاخيز 70000 نفر از اين مسجد بر انگيخته مى‏شوند كه بر آنها حساب و و عقابى نيست .

40 . اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) در فراز ديگرى از اين حديث مى‏فرمايد:

و فيه ثلاث اعين يزهرن . . .

عين من لبن، و عين من دهن، و عين من ماء . (58)

در مسجد كوفه سه چشمه برق مى‏زند . . .

چشمه‏اى از شير، چشمه‏اى از روغن، و چشمه‏اى از آب .

علامه‏ى مجلسى در توضيح اين حديث مى‏فرمايد: اين چشمه‏ها از ديده ما پنهان است تا در زمان حضرت قائم ( عليه‏السلام) پديدار شوند . (59)

آن گاه اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) دست‏بر سينه نهاده فرمود:

ما دعا فيه مكروب بمسالة فى حاجتة من الحوائج الا اجابه الله و فرج عننه كربته . (60)

هيچ غم زده‏اى در اين مسجد حاجتى از حوائج‏خود را از خدا مسالت نمى‏كند جز اين كه خداوند او را حاجت روا مى‏كند و اندوه‏اش را مى‏زدايد .

41 . امام صادق ( عليه‏السلام) در اين رابطه فرمود:

هر كس حاجتى دارد آهنگ مسجد كوفه كند، وضوى پاكيزه سازد، دو ركعت نماز، در هر ركعت‏سوره‏هاى: حمد، فلق، ناس، توحيد، حجر، نصر، اعلى و قدر بخواند، تا از نماز فارغ شود، حاجت‏اش به يارى پروردگار بر آورده شود . (61)

42 . امام صادق ( عليه‏السلام) در فرازى از حديثى فرمود:

نعم المسجد الكوفة، صلى فيه الف نبى و الف وصى . (62)

مسجد كوفه چه مسجد زيبائى است هزار پيامبر و هزار وصى پيامبر در آن نماز گزار بوده‏اند .

43 . امام صادق ( عليه‏السلام) فرمود:

در شب مواج جبرئيل به پيامبر اكرم ( صلى‏الله عليه‏و آله‏وسلم) عرض كرد:

اين جا نماز گاه پدرت آدم و عبادتگاه پيامبران است، در اينجا فرود آى و نماز بگزار . پس آن حضرت فرود آمد و نماز گزارد، آن گاه به سوى آسمان معراج نمود . (63)

44 . امام صادق ( عليه‏السلام) به صراحت فرمودند: مسجد كوفه از مسجد بيت المقدس (مسجد اقصى) برتر است . (64)

45 . و در همين رابطه فرمود:

لو يعلم الناس من فضلله ما اعلم، لا زد حملوا عليه . (65)

اگر مردم از فضيلت مسجد كوفه مى‏دانستند آن چه را كه من مى‏دانم در آن جا ازدحام مى‏كردند .

46 . جبريل امين در شب معراج به رسول اكرم ( صلى‏الله عليه‏و آله‏وسلم) عرضه داشت:

مسجد مبارك كثير الخير، عظيم البركة، اختاره الله لاهله و هو يشفع لهم يوم القيامة . (66)

مسجد مبارك، پر فضيلت و پر بركتى است‏خداوند آن را براى اهل‏اش برگزيده است، اين مسجد در روز قيامت‏براى آنها شفاعت مى‏كند .

47 . رسول اكرم ( صلى‏الله عليه‏و آله‏وسلم) در همين رابطه فرمود:

مسجد كوفه در مورد هر كس كه در آن دو ركعت نماز بگزارد در روز قيامت‏شفاعت مى‏كند . (67)

48 . امام صادق ( عليه‏السلام) از هارون به خارجه پرسيد: با مسجد كوفه چقدر فاصله دارى؟ آيا به يك ميل (دو كيلومتر) مى‏رسد؟ گفت: نه .

فرمود: آيا همه‏ى نمازهايت را در آن جا مى‏خوانى؟ گفت: نه .

فرمود: اگر من در آنجا حضور داشتم هيچ نمازى را در هيچ وعده‏اى جز در آنجا نمى‏خواندم .

آنگاه در ضمن شمارش فضيلت‏هاى مسجد كوفه فرمود:

ما بقى ملك مقرب و لا نبى مرسل، و لا عبد صالح الا و قد صلى فيه . (68)

هيچ فرشته‏ى مقرب هيچ پيامبر مرسل و هيچ بنده‏ى شايسته‏اى نيست جز اين كه در آن مسجد نماز گزارده است .

49 . امام صادق ( عليه‏السلام) در ضمن شمارش فضيلت‏هاى برجسته‏ى مسجد كوفه فرمود:

ان الصلاة المكتوبة فيه لتعدل الف صلاة، و ان النافلة فيه لتعدل خمس مائة صلاة و ان الجلوس فيه بغير تلاوة و لاذكر لعبادة . (69)

نماز واجب در مسجد كوفه معادل يك هزار نماز مستحبى معادل 500 نماز مى‏باشد و نشستن در آنجا بدون ذكر و تلاوت قرآن پاداش عبادت دارد .

50 . و در حديث ديگرى فرمود:

صلاة فى مسجد الكوفة بالف صلاة . (70)

يك نماز در مسجد كوفه معادل يك هزار نماز است .

51 . اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) در همين رابطه فرمود:

الصلاة المكتوبة فيه حجة مبرورة و النافلة فيه عمرة مبرورة . (71)

نماز واجب در مسجد كوفه معادل يك حج مقبول و نماز مستحبى در آن معادل يك عمره‏ى مقبول است .

52 . امام باقر ( عليه‏السلام) نيز فرمود:

يا ابا حمزة، الفريضة فيها تعدل حجة و النافلة تعدل عمرة . (72)

اى ابا حمزه، نماز واجب در آن معادل يك حج و نماز مستحبى معادل يك عمره مى‏باشد .

53 . اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) در همين رابطه فرمودك

النافلة فى هذا المسجد تعدل عمرة مع النبى ( صلى‏الله عليه‏و آله‏وسلم) و قد صلى فيه الف نبى و الف وصى . (73)

نماز مستحبى در اين مسجد معادل يك عمره در محضر پيامبر و نماز واجب در آن معادل يك حج در حضور پيامبر ( صلى‏الله عليه‏و آله‏وسلم) مى‏باشد . يك هزار پيامبر يك هزار وصى پيامبر در آن نماز گزارده‏اند .

54 . امام صادق ( عليه‏السلام) فرمود:

الكوفة حرم الله و حرم رسوله و حرم اميرالمؤمين على ( عليه‏السلام)، الصلاة فى مسجدها بالف صلاة (74)

كوفه حرم خدا حرم پيامبر و حرم اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) است، نماز در مسجد آن معادل هزار نماز است .

55 . و در حديث ديگرى فرمود:

صلاة فى مسجد الكوفة تعدل الف صلاة فى غيره من المساجد . (75)

يك نماز در مسجد كوفه، معادل يك هزار نماز در ديگر مساجد است .

56 . امام باقر ( عليه‏السلام) از يك نفر از اهالى كوفه پرسيد: آيا تو همه‏ى نمازهايت را در مسجد كوفه مى‏خوانى؟ گفت: نه . فرمود: تو شخص محرومى هستى، كه از چنين خيرى در مانده‏اى . (76)

57 . و به ابو عبيده توصيه فرمود: هرگز نماز در مسجد كوفه را فرو مگذار . (77)

58 . امام رضا ( عليه‏السلام) در اين رابطه فرمود:

الصلاة فى مسجدر الكوفة فردا، افضل من سبعين صلاة فى غيره جماعة . (78)

نماز فرادى در مسجد كوفه، از 70 نمازى كه در ديگر مساجد با جماعت‏خوانده شود بهتر است .

نكاتى چند پيرامون مسجد كوفه

اگر بخواهيم همه‏ى احاديث وارده از پيشوايان معصوم را پيرامون مسجد اعظم كوفه در اين مقال بياوريم، مطلب به درازا مى‏كشد . از اين رهگذر به احاديث‏ياد شده بسنده مى‏كنيم و در بخش پايانى اين نوشتار به چند نكته در رابطه با مسجد كوفه اشاره مى‏كنيم:

الف - حجر الاسود بر ديوار مسجد اعظم كوفه

59 . مولاى متقيان، اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) در فرازى از يك خطبه‏ى طولانى در مسجد اعظم كوفه مى‏فرمايد:

و لا تذهب الايام و الليالى، حتى ينصب الحجر الاسود فيه . (79)

طولى نمى‏كشد كه حجر الاسود در اين مسجد نصب مى‏شود .

60 . در احاديث ملاحم نيز آمده است:

تغير الحبشة البيت فيكسرونه، و يؤخذ الحجر، فينصب فى مسجد الكوفة . (80)

اهالى حبشه خانه‏ى خدا را دگرگون ساخته، در هم مى‏شكنند، حجر الاسود را مى‏گيرند و در مسجد كوفه آن را نصب مى‏كنند .

اين حادثه در قرن چهارم هجرى واقع شد، قرامطه كعبه را تخريب كردند، حجر الاسود را بردند و در مسجد كوفه نصب كردند . (81)

مشروح اين فاجعه را در كتاب «تاريخ وهابيان‏» مشروحا آورده‏ايم .

ب - تشريف فرمائى پيشوايان معصوم به مسجد كوفه

61 . بر اساس احاديث فراوران رسول اكرم ( صلى‏الله عليه‏و آله‏وسلم) در شب معرج در مسجد كوفه فرود آمده، نماز گزارده است . (82)

62 . امام سجاد ( عليه‏السلام) صرفا براى نمازگزاردن در مسجد كوفه رنج‏سفر برخود هموار نموده از مدينه منوره به مسجد آمده است . (83)

63 . امام كاظم ( عليه‏السلام) احمد تبان را از طريق اعجاز به مسجد كوفه آورده تا اعمال مسجد را در محضر آن حضرت انجام دهد . (84)

64 . امام جواد ( عليه‏السلام) على بن خالد زيدى را با اعجاز امامت‏به مسجد كوفه برده، اعمال مسجد را در حضور آن سرور انجام داده است . (85)

معجزات شگفت اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) در مسجد كوفه

65 . معجزه‏ى باهره‏اى از رسول اكرم ( صلى‏الله عليه‏و آله‏وسلم) (در مسجد كوفه‏» به وقوع پيوسته . (86)

66 . معجزات شگفت فراوانى از مولاى متقيان اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) در مسجد كوفه پديدار گشته، كه فقط به منابع آنها در پاورقى اشاره مى‏كنيم . (87)

67 . داورى‏هاى شگفت اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) در مسجد كوفه بيرون از شمار است‏به برخى از منابع آنها در پاورقى اشاره مى‏كنيم . (88)

محراب‏هاى مسجد كوفه

در سمت قبله‏ى كوفه در محراب به عنوان محراب اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) موجود است، علامه‏ى مجلسى محدث نورى نكات فراوانى را براى تعيين محراب شهادت اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) نقل كرده‏اند و سرانجام به اين نتيجه رسديده‏اند كه احتمالا يكى از آنها محراب ضربت‏خوردن مولى و ديگرى محراب عبادت آن حضرت باشد . (89) و لذا بهتر است از هر دو محراب تبرك شود .

محراب‏هاى موجود در صحن مسجد يادگار علامه سيد بحر العلوم است، كه آنها را به جاى اسطوانه‏هاى مسجد كه غالبا بر چيده شده بود تاسيس كرد . (90)

ه - مقام‏هاى مسجد كوفه

در مسجد اعظم كوفه مقام جبرئيل، مقام نوح، مقام ابراهيم، مقام اميرالمؤمنين، مقام امام سجاد و مقام امام صادق ( عليه‏السلام) هست، كه هر كدام نماز و دعاى مخصوص دارد . (91)

در منابع فراوانى درمورد تعيين هر يك از مقام‏هى ياد شده، دكة القضا، بيت الطشت و ديگر اماكن متبركه‏ى مسجد كوفه حث‏شده، علاقه‏مندان به منابع ياد شده در پاورقى مراجعه فرمايند . (92)

و - نكات پراكنده

68 . با اسناد گوناگون روايت‏شده كه هر شب 60000 فرشته بر مسجد كوفه فرود آمده، در نزد ستون هفتم نماز مى‏گزارند . ديگر تا روز رستاخيز به آنها نوبت نمى‏رسد كه بر گردند و در آن جا نماز بگذارند . (93)

ستون هفتم مقام اميرالمؤمنين ( عليه‏السلام) است . (94)

69 . ابوحمزه‏ى ثمالى گويد: اصبغ بن نباته دست مرا گرفت و ستون هفتم را به من نشان داد و گفت: اينجا مقام اميرامؤمنين ( عليه‏السلام) است . (95)

70 . در شب معراج جبرئيل به پيامبر اكرم ( صلى‏الله عليه‏و آله‏وسلم) عرضه داشت: اينجا مسجد كوفه است، من 20 بار ويرانى و 20 بار آبادانى آن را ديده‏ام كه ميان دو ويرانى و دو آبادانى 500 سال فاصله بود . (96)

71 . يكى از درهاى مسجد كوفه «باب السده‏» نام داشت كه گذرگاه اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) بود . (97)

72 . يكى ديگر از درهاى مسجد كوفه «باب الفيل‏» است كه در اصل «باب الثعبان‏» نام داشت و آن معجره‏ى باهره‏ى اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) در آن جا رخ داد . (98) نظر به اين كه باب ثعبان ياد آور معجزه‏ى اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) بود، بنى اميه نام آن را به باب الفيل تغيير دادند . (99)

73 . اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) فرمود:

به مسجد كوفه از در بزرگ (باب الفيل) وارد شويد كه آن باغى از باغ‏هاى بهشت است . (100)

74 . سنگى در مسجد كوفه پديدار شد كه به قلم تكوين بر آن نام مقدس «محمد» ( صلى‏الله عليه‏و آله‏وسلم) نقش بسته بود . (101)

75 . امام رضا ( عليه‏السلام) فرمودك

مسجد كوفه خانه‏ى حضرت نوح بود اگر كسى يك صدبار وارد شود، يك صد بار خداوند براى او آمرزش مى‏نويسد زيرا دعا طلب آمرزش حضرت نوح در آنجاست . (102)

منظور از اين دعا دعاى: (رب اغفرلى و لوالدى و لمن دخل بيتى مؤمنا) مى‏باشد . (103)

بار يافتگان

در طول قرون و اعصار صدها نفر در مسجد اعظم كوفه توفيق تشرف به پيشگاه مقدس حضرت بقية الله (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشريف) پيدا كرده‏اند به 10 نمونه از اين سعادتمندان به طور فشرده اشاره مى‏كنيم، طالبان تفصيل بيشتر را به منابع ياد شده در پاورقى ارجاع مى‏دهيم .

به اميد روزى كه خورشيد جهان افروز امامت، از افق غيبت طالع گشته، جهان آفرينش را با نور خود منور ساخته سعادت تشرف به پيشگاه آن قبله‏ى موعود و كعبه مقصود را به همه شيفتگان دلسوخته ارزانى بدارد .

1 . ملا احمد مقدس اردبيلى

يكى از زيباترين تشرفاتى كه در طول قرون و اعصار در مجسد اعظم كوفه رخ داده، تشرف نادره‏ى دوران، محقق بى‏نظير زمان، مولى احمد، معروف به: «مقدس اردبيل‏» (متوفاى 993 ه) مدفون در ايوان مقدس حرم مطهر مولاى متقيان امير مؤمنان ( عليه‏السلام) مى‏باشد .

داستان اين تشرف با اسناد مختلف از سرآمد شاگردان محقق اردبيلى، سيد سند، حبر معتمد «مير علام‏» روايت‏شده است .

حجت تاريخ علامه‏ى تهرانى مى‏نويسند: به هنگام ارتحال مقدس اردبيلى از او پرسيدند كه بعد از شما به چه كسى مراجعه كنيم؟ ايشان فرمود: «در احكام شرعى به مير علام و در مسائل عقيدتى به ميرفضل‏الله مراجعه نماييد .» (104)

و اينك داستان تشرف مقدس اردبيلى به نقل ميرعلام:

علامه‏ى مجلسى از گروهى از اساتيد خود، از سيد فاضل «امير علام‏» شاگرد برجسته‏ى مقدس اردبيلى روايت مى‏كند كه گفت:

شبى در صحن مقدس مولاى متقيان اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) بودم، مقدار زيادى از شب گذشته بود، من در صحن مطهر قدم مى‏زدم، ناگاه ديدم كه شخصى به سوى حرم مطهر در حركت است، نزديك رفتم، ديدم استاد بزرگوارم عالم پرهيزكار، فاضل عالى مقدار، ولى احمد اردبيلى است .

من خود را مخفى كردم، تا استاد به درب حرم رسيد، درب حرم بسته بود، به مجرد اين كه استاد به درب حرم رسيد، درب به رويش باز شد .

او وارد حرم شد و من مى‏شنيدم كه با كسى در داخل حرم گفت و گو مى‏كند . پس از دقايقى از حرم بيرون آمد، درب حرم بسته شد، ايشان حركت كرد و من نيز به دنبال‏اش روان گشتم .

مقدس اردبيلى از نجف اشرف خارج شد و راه مسجد كوفه را در پيش گرفت . من نيز چون شايد به دنبال‏اش در حركت‏بودم، به گونه‏اى كه متوجه من نمى‏شد . تا داخل مسجد اعظم كوفه شد و در محرابى كه محل شهادت اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) بود، قرار گرفت .

مدت طولانى رد آن جا توقف نمود، آنگاه از مسجد بيرون رفت و راه نجف را در پيش گرفت .

تا نزديكى مسجد «حنانه‏» (105) پشت‏سرش در حركت‏بودم، آن جا مرا سرفه‏اى در گرفت، كه نتوانستم خوددارى كن، پس به سوى من نگاهى كرد و در آن تاريك شب مرا شناخت و فرمود: «تو مير علام هستى؟» . گفتم: آرى . پرسيد: تو اين جا چه كار مى‏كنى؟ !

گفتم: از لحظه‏اى كه شما قدم در صحن مهر نهادى، تا الآن پشت‏سر شما بودم، شما را قسم مى‏دهم به صاحب آن قبر مطهر (على ( عليه‏السلام)) آنچه امشب براى تو پيش آمد، از آغاز تا فرجام برا يمن بازگوى .

فرمود: مى‏گويم، به شرط اين كه تا من زنده هستم به احدى بازگو نكنى من تعهد كردم، هنگامى كه از عهد و ميثاق من مطمئن شده فرمود: در مورد برخى از مسايل مى‏انديشيدم، برخى از آن‏ها بر من مشكل شد، به دلم گذشت كه به محضر مولاى متقيان ( عليه‏السلام) برسم و مشكل خود را از محضر آن حضرت بپرسم .

چون به درب حرم رسيدم، به طورى كه مشاهده كردى، درب حرم به رويم گشوده شد، وارد حرم شدم، از خداوند منان مسالت نمودم كه اميرمؤمنان مشكل مرا بازگشايد . ناگهان صدايى از قبر مطهر به گوشم رسيد كه:

«ائت مسجد الكوفة وسل عن القائم ( عليه‏السلام) فانه امام زمانك‏» :

«به مسجد كوفه برو، و مسائل‏ات را از حضرت قائم ( عليه‏السلام) بپرس، كه امام زمان‏ات او مى‏باشد» .

پس به مسجد كوفه آدم و در محراب مسجد پرسشهاى خود را از آن حضرت پرسيدم و پاسخ‏هاى لازم را دريافت كردم، و اينك به منزل خود باز مى‏گردم . (106)

اين داستان را با اندك تغييرى در تعبير، معاصر علامه‏ى مجلسى، محدث والامقام، مرحوم سيد نعمة الله جزايرى (متوفاى 1112ه) . توسط استادش «سيدهاشم احسائى‏» (107) از استاد وى «مير علام‏» شاگرد برجسته‏ى مقدس اردبيلى نقل كرده است . (108)

اين داستان در منابع فراوانى به نقل از علامه‏ى مجلسى (109) و در منابع ديگر به نقل از مرحوم جزايرى آمده است . (110)

در نسخه‏ى چاپى انوار نعمانيه، براى «ميرعلام‏» نسخه بدلى به عنوان «مدير فيض الله‏» آمده، از اين‏رهگذر در برخى منابع به جاى ميرعلام، ميرفيض‏الله (111) و در برخى به عنوان نسخه بدل (112) و در برخى ديگر «ميرغلام‏» آمده (113) ، ولى صحيح آن «ميرعلام‏» مى‏باشد . (114)

2 . سيدمهدى بحرالعلوم

شخصيت والاى سيد بحر العلوم بر احدى پوشيده نيست، مرحوم كاشف الغطاء شيخ جعفر كبير با آن جلالت قدر و مرجعيت عامه كه داشت‏خاك نعلين سيد را از روى تبرك با تحت الحنك عمامه‏اش پاك مى‏كرد (115) ، به قدرى كرامات و خارق عادات از وى صادر شد كه صاحب جواهر از او به عنوان «صاحب كرامات باهره و معجزات قاهره‏» تعبير مى‏كرد . (116)

محدث قمى، (117) محدث نورى (118) ، مرحوم خيابانى (119) و بسيارى از محدثان و مورخان تصريح كرده‏اند كه تشرف او به پيشگاه حضرت بقية الله (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشريف) به تواتر رسيده است . (120)

افتخار قرون و اعصار علامه‏ى بحر العلوم را تشرفات فراوانى است كه يكى از آنها در مسجد كوفه رخ داده است .

سيد جواد عاملى، صاحب مفتاح الكرامه (متوفاى 1226 ه . ق) استاد صاحب جواهر و شاگرد برجسته‏ى بحر العلوم مى‏گويد:

شبى از شبهاى استادم سيد بحر العلوم را ديدم كه از دروازه‏ى شهر نجف بيرون رفت، من نيز به دنبال او حركت كردم تا وارد مسجد كوفه شد، من نيز پشت‏سر ايشان وارد شدم .

استاد را مشاهده كردم كه به مقام حضرت صاحب الامر ( عليه‏السلام) رفت و در آن جا به امام زمان (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشريف) به گفت و گو پرداخت .

امام زمان (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشريف) در پاسخ يكى از پرسش‏هاى بحرالعلوم فرمود:

«شما در احكام شرعيه به ادله‏ى ظاهريه مامور هستيد و مكلف به همان چيزى هستيد كه از آن ادله استفاده نموده‏ايد، شما مامور به احكام واقعيه نيستيد» . (121)

ملا زين العابدين سلماسى از اصحاب خاص سيد بحرالعلوم مى‏گويد:

من حضور داشتم در محفل سيد بحر العلوم كه شخصى از امكان رؤيت‏سيماى مبارك امامام عصر (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشريف) در غيبت كبرى پرسيد، سيد از پاسخ آن شخص ساكت‏شد، سر را به زير انداخت و آهسته گفت:

«چه بگويم در پاسخ او؟ در حالى كه آن حضرت مرا در بغل كشيد و به سينه‏ى خود چسبانيد . . .» .

آنگاه در پاسخ سائل فرمود: «از اهل بيت عصمت ( عليهم‏السلام) رسيده است تكذيب كسى كه مدعى رؤيت‏حضرت حجت ( عليه‏السلام) باشد» . (122)

در اين بيان به طورى كه ملاحظه مى‏فرماييد از محل اين تشرف نامى به ميان نيامده است .

مرحوم سيد، تشرف ديگرى دارد كه آن را بنا به تقاضاى ميرزاى قمى (صاحب قوانين) بيان كرده (123) و آنجا در مورد بغل گشودن و به سينه چسبانيدن بحث نشده است، ولى تصريح شده كه در مسجد سهله اين تشرف حاصل شده است . (124)

در برخى از نوشته‏هاى معاصران، اين دو تشرف با يكديگر تلفيق شده و چنين آمده است:

«شبى به مسجد كوفه رفتم، حضرت ولى عصر مشغول عبادت بود، فرمودند: جلوتر بيا . . . آغوش مهر گشودند و مرا در بغل گرفته، به سينه‏ى مباركشان چسبانيدند» . (125)

3 . شيخ حسين آل رحيم

محدث نورى از افراد مورد وثوقى چون «شيخ باقر كاظمى‏» و «شيخ طه نجف‏» در نجف اشرف روحانى زاهد و مقدسى به نام «شيخ حسين‏» از تيره‏ى «آل رحيم‏» بوده كه در نهايت فقر زندگى مى‏كرده و از كودكى به سرفه و مرض سينه مبتلا بوده، و به هنگام سرفه كردن از سينه‏اش خون مى‏آمده، از زنى از اهل نجف خواستگارى كرد و دست رد بر سينه‏اش زدند .

شيخ حسين چهل شب چهارشنبه به مسجد كوفه رفته، شبها را در آنجا بتيوته كرده، همه‏اش به دعا و مناجات و توسل سپرى نموده و نتيجه‏اى حاصل نشده، تا در چهلمين شب چهارشنبه به محضر مولى بار يافته، پس از گفت و گوى فراوان حاجت‏هاى خود را بازگو كرده، مولى فرمود:

«اما سينه‏ات پس عافيت‏يافت، اما آن زن به زودى نصيب تو مى‏شود، ولى فقر تا پايان زندگى با تو قرين است .»

آنگاه در محضر مولى به حرم حضرت مسلم مشرف شده، آثار عظمت فراوان از مولى مشاهده كرده، در همان لحظه سينه‏اش خوب شده و در كمتر از يك هفته مقدمات ازدواج با خانم مورد نظرش فراهم گرديده است .

اين داستان با تفصيل بسيار گسترده در منابع فراوان آمده است (126) ، جز اين كه نام او در «جنة الماوى‏» محمد به جاى حسين ذكر شده است .

4 . سيدمحمد قطيفى

عالم عالم، سيدمحمد قطيفى مى‏گويد: شب جمعه‏اى با يكى از روحانيون به مسجد كوفه رفتيم، مرد صالحى نيز آنجا مشغول عبادت بود .

چون شب فرا رسيد درب مسجد راستيم و براى مصون ماندن از دزد مقدارى سنگ و كلوخ پشت در ريختيم و با اطمينان خاطر مشغول اعمال مسجد شديم .

پس از انجام اعمال مسجد، من و دوستم در «دكة القضا» (127) رو به قبله نشسته بوديم و آن مرد صالح در دهليز مسجد، نزديك باب الفيل با صداى حزن‏آورى مشغول دعاى كميل بود .

شب صاف و مهتاب بود، به سوى آسمان مى‏نگريستم، ناگاه بوى بسيار خوش، كه از مشك و عنبر خوش بوتر بود، در فضاى مسجد پيچيد، آنگاه نورى چون شعله‏ى آتش در ميان شعاع نور ماه پديدار گشت و در همان لحظه صداى آن مرد صالح قطع شد .

به ناگاه شخص جليلى را ديدم كه از سوى درب بسته وارد مسجد شد، لباس مجازى به تن داشت و سجاده‏اى همانند حجازى‏ها بر دوش مبارك‏اش بود .

او در كمال متانت گام بر مى‏داشت و به سوى دربى كه به صحن قبر حضرت مسلم باز مى‏شود، گام مى‏سپرد .

دلهاى ما از جا كنده شد، ديدگان ما به سوى آن نور خيره كننده دوخته شد . هنگامى كه از نزديك ما گذشت، بر ما سلام كرد، دوست من از جواب فرو ماند و من به سختى توانستم جواب سلام‏اش را ادا نمايم .

چون وارد صحن حضرت مسلم شد، ما به حال طبيعى برگشتيم و گفتيم: ايشان كى بود و از كجا وارد شد؟ !

به سوى آن مرد صالح كه مشغول دعا بود رفتيم، ديديم جامه‏اش را پاره كرده، همانند داغ جوان ديده اشك حسرت مى‏ريزد . از او پرسيديم داستان چيست؟ گفت:

من چهل شب جمعه به نيت ديدار با امام زمان (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشريف) به اين مسجد آمده‏ام . تنها نتيجه‏اى كه حاصل شد اين بود كه در اثناى اشتغال من به دعاى كميل، آن حضرت لحظه‏اى بالاى سرم توقف نمود، چون به سويش نگريستم فرمود: «چه مى‏كنى؟» من نتوانستم پاسخى دهم، به طورى كه مشاهده كرديد، تشريف بردند .

پس سه نفرى به سوى صحن حضرت مسلم شتافتيم، با كمال تعجب درب را - همان طور كه بسته بوديم - بسته يافتيم . (128)

5 . شيخ على‏اكبر روضه‏خوان

مرحوم نهاوندى ميرزا هادى از شيخ على‏اكبر روضه خوان تبريزى نقل مى‏كند كه گفت: شبى در مسجد كوفه در مقام امام صادق ( عليه‏السلام) از شدت گريه خسته شدم، پوستى بر صورت خود انداخته، به ديوار مسجد تكيه دادم . ناگاه در آن شب تار متوجه نورى شدم كه در چند قدمى من فضاى مسجد را روشن كرده است .

چون دقت كردم ديم شخص جليل القدرى آنجا ايستاده و نور از او به اطراف پخش مى‏شود، گويى چراغ پر نورى زير عبا دارد .

هر چه نگاه كردم فقط نور ديدم، گويى سرپوشى از نور بر فراز سرش نهاده، جامه‏اى از نور بر تن پوشيده است .

محو تماشاى جمال بى‏مثالش شدم، ولى هر چه دقت كردم چيزى جز يك شبح نديدم .

پس از مدتى حركت كرد و از كنار من عبور كرد و به سوى سر من رفت . چون برگشتم احدى را نديدم . به سمت صحن حضرت مسلم دويدم، اثرى از ايشان نديدم، به سمت‏حرم هانى رفتم باز اثرى نديدم، به صحن مسجد برگشتم و نشانى از او نيافتم . از شدت حسرت وافسوس ناله‏ى جانكاهى از اعماق دل كشديم، مادرم از حجره بيرون آمد و پرسيد: چه شده؟ داستان را براى او نقل كردم . (129)

6 . سيدمرتضى نجفى

يكى از صلحاى نجف اشرف به نام «سيدمرتضى نجفى‏» كه محضر شيخ جعفر كبير (كاشف الغطاء) را درك كرده، سالها ملازم سيدمحمدباقر قزوينى بوده (130) ، و در نزد علما به تقوا و پرهيزكارى مشهور بود، گفت:

در مجسد كوفه با جمعى از اهل دل بوديم، وقت مغرب فرا رسيد، درصدد بر آمديم با يكى از علماى برجسته‏اى كه در آن جا حضور داشت، نماز مغرب و عشاء را به جماعت‏برگزار كنيم .

در آن ايام در وسط مسجد كوفه در محلى كه به «تنور» معروف بود، مقدار اندكى آب بود كه از محراى قنات مخروبه‏اى مى‏آمد و راه تنگى داشت كه گنجايش بيش از يك نفر را نداشت .

براى تجديد وضو به محل تنور رفتم، شخص جليل القدرى را در آن جا ديدم كه جامه‏ى عربى بر تن داشت، با متانت تمام در كنار آب نشسته مشغول وضو گرفتن بود .

من عجله داشتم كه به نماز جماعت‏برسم و او هم‏چنان با متانت وضو مى‏ساخت، و لذا به ايشان گفتم: آيا شما نمى‏خواهيد در نماز جماعت‏شركت كنيد؟ فرمود: «نه، زير آن شيخ دخنى است‏» . (131)

منظور ايشان را از اين جمله متوجه نشدم، منتظر ماندم تا وضوى‏اش تمام شد، آنگاه من وضو گرفتم و با آن عالم معروف نماز خواندم .

بعد از پراكنده شدن مردم، جريان را به آن شيخ گفتم . حال‏اش متغير شد، رنگ از چهره‏اش پريد و در فكر عميقى فرو رفت .

آنگاه به من گفت: تو حضرت حجت ( عليه‏السلام) را ديده‏اى ولى نشناخته‏اى . زيرا آن حضرت از چيزى خبر داده كه جز خدا احدى از آن آگاه نبود .

من امسال در «رحبه‏» (132) ارزن كاشته‏ام، چون به نماز ايستادم به فكر آن زراعت افتادم كه جايش امن نيست و اين انديشه به كلى فكر مرا به خود مشغول ساخت و از حالت نماز بيرون برد . و لذا آن حضرت از اعماق دل من خبر داده است . (133)

7 . حاج على نجفى و همراهان

مرحوم نهاوندى با سلسله اسنادش از شخصى به نام «حاج على نجفى‏» روايت مى‏كند و مورد اعتماد و استناد بودن‏اش را از جمعى از علما روايت مى‏كند، كه او با يك گروه يازده نفرى هر شب چهارشنبه به مسجد سهله مشرف مى‏شده و هرگز تعطيل نمى‏كرده‏اند .

هر هفته يكى از افراد وسايل چايى و شام مهيا مى‏كرده، يك شب چهارشنبه بعد از اعمال مسجد، راهى مسجد كوفه مى‏شوند، چون آهنگ صرف شام مى‏كنند معلوم مى‏شود كسى كه آن شب نوبت او بوده، همه‏ى وسايل را فراهم كرده، جز اين كه موقع حركت فراموش كرده و در مغازه‏اش مانده است .

در حالى كه از شدت گرسنگى خواب‏شان نمى‏برده، در حجره زده مى‏شود، سيدجليل القدرى وارد شده، احاديث‏بسيار ناب و جالبى براى آنها بازگو مى‏كند، سپس مى‏فرمايد:

«اگر خواسته باشيد اسباب چايى حاضر است‏» .

يكى از افراد برخاسته از خورجين، سماور بسيار عالى با همه‏ى لوازم بيرون آورده، مقدمات چايى را فراهم مى‏كنند و آن بزرگوار به بيان احاديث ادامه مى‏دهد، سپس مى‏فرمايد:

«اگر خواسته باشيد شام حاضر است‏» .

باز يكى از افراد برخاسته، از طرف ديگر خورجين يك طاس كباب بيرون مى‏آورد كه پر از برنج و خورشت‏بسيار عالى بوده كه بخار از آن متصاعد بوده است، گويى همين الآن از روى آتش برداشته‏اند .

هنگامى كه ميل مى‏كنند و همه سير مى‏شوند، مقدارى اضافه مى‏ماند، دستور مى‏دهد كه آن را به خادم مسجد بدهند .

بامدادان به ياد آن بزرگوار مى‏افتند، هر چه جست و جو مى‏كنند، اثرى از ايشان نمى‏يابند و درهاى مسجد را همچنان بسته مى‏بينند . (134)

8 . شيخ محمد طاهر نجفى

صالح متقى شيخ محمدطاهر نجفى، خادم مسجد كوفه مى‏گويد:

علماى نجف اشرف كه به مسجد كوفه مى‏آمدند، در حد توان به آنها خدمت مى‏كردم، آن‏ها نيز گاهى چيزى به من مى‏آموختند .

ذكرى از آنها آموخته بودم كه 12 سال در شب‏هاى جمعه به آن مداومت داشتم .

شبى طبق معمول مشغول ذكر بودم، از حضرت رسول ( صلى‏الله عليه‏و آله‏وسلم) آغاز كرده، به حضرت ولى عصر (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشريف) رسيده بودم، ناگاه شخص بزرگوارى وارد شده فرمود:

«چه شده؟ چه خبر است كه همواره زمزمه‏اى بر لب دارى؟ هر دعايى حجابى دارد، بگذار حجاب آن برداشته شود، تا همه‏اش يكجا به اجابت‏برسد» .

آنگاه از حجره بيرون رفت و به سوى صحن حضرت مسلم حركت نمود به دنبال‏اش راه افتادم، هر چه جست و جو كردم اثرى نيافتم . (135)

شيخ محمد طاهر نجفى سالها خادم مسجد كوفه بود و با خانواده‏اش در مسجد كوفه زندگى مى‏كرد . در اواخر عمر از هر دو چشم نابينا شد، بسيار از علماى نجف او را به تقوا و پرهيزكارى مى‏شناختند .

او را تشرف ديگرى است كه فشرده‏اش به قرار زير است:

7 - 8 سال پيش به جهت پديد آمدن درگيرى در ميان دو قبيله در نجف اشرف، منطقه ناامن شد و رفت و آمد به مسجد كوفه قطع شد .

من عائله‏مند بودم و تعدادى يتيم در تحت كفالت من بود و درآمد من منحصر به هدايايى بود كه زايران و روحانيان به من بذل مى‏كردند، از اين رهگذر زندگى شديدا بر من سخت‏شد .

شب جمعه‏اى چيزى در بساط نبود و گريه‏ى بچه‏ها در اثر گرسنگى، آرامش دل را از من ربوده بود .

من در ميان «سفينه‏» (محل معروف به تنور) و «دكة القضاء» (محل داورى اميرمؤمنان) نشسته بودم و حال عبادت و مناجات نداشتم .

يك مرتبه بر زبانم جارى شد كه‏اى پروردگار مهربان، اگر سرور و مولايم را به من نشان دهى، ديگر چيزى از تو مطالبه نمى‏كنم و از فقر و ندارى خود شكايت نمى‏كنم .

يك مرتبه خود را در حال ايستاده ديدم و ديدم كه در يك دستم سجاده‏اى و دست ديگرم در دست جوان بزرگوارى است كه اثار عظمت و جلال از او نمايان است .

نخست تصور كردم كه بايد يكى از سلاطين جهان باشد، ولى متوجه شدم كه عمامه بر سر دارد و لباس نفيس تيره‏رنگى بر تن مبارك‏اش است . و شخص ديگرى در خدمت‏اش بود كه جامه‏ى سفيد بر تن داشت .

در محضر مبارك‏اش به سوى دكه‏اى كه در نزديك محراب بود، به راه افتاديم، چون به دكه رسيديم، مرا به اسم خطاب كرده فرمود:

«اى طاهر! سجاده را پهن كن‏» .

چون سجاده را پهن كرده ديدم بسيار سفيد و درخشان است و چيزى با خط درخشنده‏اى بر آن نوشته شده، كه من جنس آن را تشخيص ندادم . من سجاده را با رعايت زاويه‏ى انحراف قبله‏ى مسجد پهن كردم، فرمود:

«سجاده را چه طور پهن كردى؟» .

از هيبت‏اش طورى دست و پايم را گم كردم كه گفتم: «آن را به طول و عرض پهن كردم‏» .

فرمود: اين عبارت را از كجا ياد گرفته‏اى؟ عرض كردم: از فرازى از دعاى حضرت بقية‏الله (ارواحنافداه) فرمود: «خوب است مقدارى فهم دارى‏» . .

بر فراز سجاده مشغول عبادت شد، همواره نور از او ساطع بود و لحظه به لحظه بيشتر مى‏شد، به طورى كه ديگر نمى‏توانستم به چهره‏اش نگاه كنم . يك مرتبه به دلم گذشت كه اين بزرگوار نبايد از افراد عادى باشد . چون از نماز فارغ شد، ديدم كه بر فراز يك كرسى بلندى نشسته كه سايبان هم دارد، ولى نور جمال‏اش بسيار خيره كننده بود .

در آن لحظه تبسمى نموده فرمود:

«اى طاهر به نظر شما من كدام يك از سلاطين دنيا هستم؟» .

عرضه داشتم: شما سلطان سلاطين و سيد عالم هستى مى‏باشيد، شما از سلاطين دنيا نيستيد . فرمود:

«اى طاهر به خواسته‏ى خود رسيدى، ديگر چه مى‏خواهى؟ آى شما را ما هموار ه تحت نظر نداريم؟ مگر اعمال شما همه روزه بر ما عرضه نمى‏شود؟» .

آنگاه وعده‏ى گشايش زندگى داند، سپس فرمودند: «طاهر به خواسته‏ات رسيدى، ديگر چه مى‏خواهى؟» .

آن چنان از هيبت و جلالت‏اش خود را باختم كه قدرت سخن گفتن نداشت . در يك لحظه خود را در صحن مسجد تك و تنها ديدم، چون به سوى مشرق نگريستم، ديدم كه فجر طالع شده است .

شيخ محمدطاهر مى‏گويد: سالها بعد كه چشمان‏ام را از دست دادم و بسيارى از راههاى كسب و كار به روى‏ام بسته شد، ولى هرگز به سختى نيفتادم و طبق وعده‏ى آن حضرت گشايش روشنى در زندگى‏ام پديد آمد . (136)

9 . شيخ محمدتقى آملى

علامه‏ى طباطبائى (صاحب تفسير الميزان) از استادش محروم سيدعلى قاضى نقل مى‏كند كه مى‏گفت:

بعضى از افراد زمان ما مسلما محضر مبارك آن حضرت را درك كرده‏اند و به خدمتش شرفياب شده‏اند .

يكى از آنها شيخ محمدتقى آملى (صاحب مصباح الهدى) متوفاى 1391 ه . بود كه در مسجد سهله در مقام صاحب الزمان ( عليه‏السلام)، در حالى كه مشغول ذكر و مناجات بوده، آن حضرت را در ميان نورى بسيارى قوى مشاهد كرده (137) ، دو هفته بعد، در مسجد كوفه، كعبه‏ى مقصود و قبله‏ى موعود بر او تجلى كرده، با او به گفت و گو پرداخته، به او شرف جاودانه اعطاء فرمودند . (138)

10 . شيخ محمد كوفى

مرحوم حاج شيخ محمد كوفى كه تشرفات فراوان دارد و حامل پيام حضرت بقية الله (ارواحنافداه) به مرحوم آيت الله اصفهانى بود (139) مى‏فرمايد:

در حدود سال 1335 ه . در شب هجدهم ماه مبارك رمضان به مسجد كوفه مشرف شدم و تصميم گرفتم كه شبهاى شهادت اميرمؤمنان را در آنجا بيتوته كنم و در حادثه‏ى بزرگ تاريخ بشريت، شهادت جانگداز مولاى متقيان تفكر نمايم .

نماز مغرب و عشا را در مقام مشهور به مقام اميرالمؤمنين ( عليه‏السلام) خواندم، برخاستم تا به گوشه‏اى از اطراف مسجد رفته افطار كنم .

افطارم در آن شب نان و خيار بود . به طرف شرق مسجد به راه افتادم، از طاق اول گذشتم، چون به طاق دوم رسيدم، ديدم بساطى پهن شده، شخصى عبا به خود پيچيده، بر روى آن بساط استراحت نموده است .

در كنار او شخص معممى در لباس اهل علم نشسته بود، به او سلام كردم، جواب سلام‏ام را داد و فرمود: «بنشين‏» .

نشستم، از تك تك حال علما و فضلا پرسيد، پاسخ دادم و گفتم: الحمدلله حال‏شان خوب است و به خير و عافيت هستند .

شخصى كه در حال استراحت‏بود، جمله‏اى به او فرمود، كه من متوجه نشدم و او ديگر سؤالى از من نكرد . پرسيدم اين آقا كه استراحت فرموده كيست؟ گفت:

«ايشان سيد عالم است‏» .

اين تعبير براى من مبالغه‏آميز جلوه كرد، زيرا مى‏دانستم كه عنوان «سيد عالم‏» تنها شايسته‏ى حضرت حجت ( عليه‏السلام) مى‏باشد، و لذا گفتم: «پس اين سيد عالم است‏» ، گفت: «نه، ايشان سيد عالم است‏» . من ساكت‏شدم و ديگر چيزى نگفتم و هم‏چنان از سخن او در شگفت‏بودم .

اوايل شب بود، همه‏جا در تاريكى فرو رفته بود، ولى نورى بر ديوارهاى مسجد ساطع بود، گويى چراغ‏هاى فراوانى در مسجد روشن بود .

نظر به اين كه همه‏ى حواس من متوجه سخن آن شخص بود، ديگر در مورد مبدا نور چيزى نينديشيدم .

در اين هنگام آن آقايى كه مشغول استراحت‏بود، آب مطالبه كرد، شخصى در جلو چشم من ظاهر شد كه كاسه‏ى آبى در دست داشت، ظرف آب به را به ايشان تقديم نمود، مقدارى تناول كرد، سپس بقيه‏اش را به من داد، من گفت: تشنه نيستم .

آن شخص كاسه‏ى آب را گرفتم، چند قدم برداشت و جلو چشم من ناپديد شد .

من هم براى اداى فريضه‏ى مغرب و عشا و تفكر در مصيبت عظماى اميرمؤمنان برخاستم .

آن شخص از من پرسيد: كجا؟ هدف خود را گفتم، مرا تشويق نمود و در حق من دعاى خير نمود .

به مقام آمدم، چند ركعت نماز خواندم، كسالت‏بر من عارض شد، مقدارى خوابيدم، وقتى بيدار شدم ديدم هوا روشن است . خود را بسيار ملامت كردم كه در چنين شبى كه بايد همه‏اش در مصيبت اميرالمؤمنين ( عليه‏السلام) اندوهگين باشم، چرا خوابيدم و از عبادت محروم شدم؟

در آن اثنا متوجه شدم كه نماز جماعت‏برپاست، دو صف تشكيل شده و يك نفر بر آن‏ها امامت نموده است .

يكى از آن جمع مرا به اقام جماعت‏سفارش كرد و گفت: اين جوان را با خود ببريد . ايشان فرمود:

«او دو امتحان در پيش دارد، يكى در سال چهل و ديگر در سال هفتاد» . (140)

در اين هنگام من براى وضو ساختن از مسجد بيرون رفتم، چون به مسجد بازگشتم، ديدم هوا كاملا تاريك است و اثرى از آن گروه نيست . تازه من به خود آمدم و متوجه شدم كه:

1 . آن سيد بزرگوارى كه استراحت نموده بود، همان سيد عالم و حجت منتظر، امام عصر (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشريف) بوده است .

2 . نورى كه بر ديوارها ساطع بود، نور امامت و ولايت‏بود .

3 . نماز جماعت‏به امامت آن حضرت برگزار بود .

4 . آن گروه خواص اصحاب آن حضرت بوده‏اند .

5 . روشنى هوا نيز به جهت نور جمال با هر النور آن حضرت بوده است .

6 . كسى كه براى آن حضرت آب آورده بود، از طريق اعجاز بوده است . (141) اين داستان دنباله‏اى بسيار لطيفى دارد كه در ضمن مطالب مربوط به «مسجد سهله‏» توسط آية الله توحيدى، از شخص مرحوم كوفى نقل گرديد . (142)

پى‏نوشت:

1) بحار الانوار، ج 53، ص 11 .

2) سيد رضى (متوفاى 406 ه . ق) گزيده‏اى از خطبه‏هاى امير مومنان ( عليه‏السلام) برفراز منبر مسجد كوفه را در كتاب بى نظير «نهج البلاغه‏» گرد آورده است .

3) بحار الانوار، ج 52، ص 326; تاريخ الكوفه، ص 100 .

4) روضة الواعظين، ج‏2، ص 263; كشف الغمه، ج 2، ص 463 .

5) بحار الانوار، ج 100، ص 246; فرحة الغرى، ص 21; كامل الزيارات، ص 34 .

6) من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 150; امالى شيخ صدوق، ص 189; روضة الواعظين، ج 2، ص 337; وسائل الشيعه، ج 5، ص 257 .

7) شهرى بود در سرزمين فعلى نجف به فاصله‏ى سه ميل از كوفه (معجم البلدان، ج 2، ص 328) .

8) تهذيب الاحكام، ج 3، ص 254; تاريخ الكوفة، ص 99 .

9) ارشاد شيخ مفيد . ج 2، ص 380; غيبت‏شيخ طوسى، ص 468; اثبات الهداة، ج 3، ص 515; كشف الغمة، ج 2 . ص 464; الصراط المستقيم، ج 2، ص 253، بحار الانوار، ج 52، ص 330; اعلام الورى، ج 2، ص 287; الخرائج و الجرائح، ج 3، ص 1176 .

10) كافى، ج 3، ص 492; بحار الانوار، ج 100، ص 398 .

11) منظور اين است كه مسجد كوفه به صورت مربع بوده، به قدرى از آن كم شده كه اكنون به صورت مستطيل در آمده است .

12) المزارالكبير، ص 129; بحار الانوار، ج 100، ص 396 .

13) كافى، ج 8، ص 234; تهذيب الاحكام، ج 3، ص 255; الفقيه، ج 1، ص 148تفسير عياشى . ج 2، ص 144; وسائل الشيعه، ج 5، ص 255; مستدرك وسائل، ج 3، ص 400; بحار الانوار، ج 11، ص 331; ج 100، ص 386; تفسير برهان، ج 5، ص 130 .

14) كسرى به سلاطين ايران گفته مى‏شد .

15) منظور از نعمان، «نعمان بن منذر» است . (مرآة العقول، ج 26، ص 296) .

16) بحار الانوار، ج 34، ص 352 .

17) تهذيب الاحكام، ج 5، ص 452 .

18) غيبت‏شيخ طوسى، ص 475; منتخب الانوار المضيئه، ص 194; اثبات الهداة، ج 3، ص 517; بحار الانوار، ج 52، ص 333; ج 83، ص 353; ج 104، ص 332 .

19) غيبت‏شيخ طوسى، ص 473، اثبات الهداة، ج 3 ص 516; بحار الانوار، ج 52، ص 332 .

20) بحار الانوار، ج 100، ص 431 - 434 .

21) غيبت نعمانى، ص 318; بحار الانوار، ج 52، ص 364; ج 92، ص 59 .

22) غيبت نعمانى، ص 319; بحار الانوار، ج 52، ص 365 .

23) غيبت نعمانى، ص 318، بحار الانوار، ج 52 . ص 364 .

24) همان .

25) روضة الواعظين، ج 1، ص 262; كشف الغم، ج 2، ص 475، بحار الانوار، ج 52، ص 220 .

26) ارشاد شيخ مفيد، ج 2، ص 375; كشف الغمه، ج 2، ص 460; الخرائج و الجرائح، ج 3، ص 1163; الصراط المستقيم، ج 2، ص 249; عقد الدرر، ص 51، البرهان - متقى هندى - ص 115 .

نيز رك . غيبت نعمانى، ص 277، غيبت‏شيخ طوسى، ص 446; بشارة الاسلام، ص 116، اثبات الهداة، ج 3، ص 728; بحار الانوار . ج 52، ص 210 .

27) العدد القويه، ص 77، بحار الانوار، ج 52، ص 275 .

28) تاريخ الكوفه، ص 178 .

29) بحار الانوار، ج 53، ص 43; تفسير البرهان، ج 5، ص 485 .

30) الايقاظ من الهجعة، ص 333; بحار الانوار، ج 53، ص 42; مختصر بصائر الدرجات، ص 27 .

31) تفسير عياشى، ج 2، ص 429; دلائل الامامه، ص 453; حلية الابرار، ج 2، ص 681; تاويل الآيات الظاهره، ج 2، ص 509; تفسير البرهان، ج 5، ص 486; بحار الانوار، ج 52، ص 376; ج 63، ص 254 .

32) سوره هود (11) آيه 40 .

33) كافى . ج 8، ص 234; تفسير عياشى، ج 2، ص 306; تفسير برهان، ج 5، ص 130، تفسير كنز الدقايق، ج 6، ص 157 .

34) سوره هود (11) آيه 40 .

35) تفسير عياشى، ج 2، ص 308 .

36) تفسير عياشى، ج 2، ص 308; بحار الانوار، ج 100، ص 378; مجمع البيان، ج 5، ص 247 .

37) علامه مجلسى فرموده: منظور «محل اجتماع پيامبران‏» محل اجتماع پيامبران به هنگام رجعت در هنگامه‏ى ظهور امام زمان (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشريف) مى‏باشد . (مرآة العقول، ج 15، ص 490) .

38) در حديث پيشين سره با سين به معناى ناف و در اين حديث صره با صاد به معناى كيسه، مكان شريف و مرتفع مى‏باشد . اگر به معناى كيسه باشد به اين مناسبت است كه اشياى قيمتى را در كيسه قرر مى‏دهند (مرآة العقول، ج 15، ص 490) .

39) كافى، ج 3 . ص 493، تهذيب الاحكام، ج 3، ص 252، المزار الكبير، ص 125، وسائل الشيعه، ج 5، ص 251; بحار الانوار، ج 5، ص 58; ج 100 ص 387; مستدركات وسائل، ج 3، ص 402 .

40) ابن ابى الحديد مى‏گويد: تعبير نيرنگ اشاره به شهادت خويش در اين مسجد مى‏باشد . (شرح نهج البلاغه، ج 19، ص 133).

41) مرآة العقول، ج 26، ص 298 .

42) سوره هود (11) آيه 44 .

43) تهذيب الاحكام، ج 6، ص 23; كامل الزيارات، ص 38; تفسير برهان ج 5، ص 134; تفسير صافى، ج 2، ص 449; تفسير كنز الدقايق، ج 6، ص 174; بحار الانوار، ج 11، ص 268; ج 82، ص 66; ج 100، ص . 258

44) سوره مؤمنون (23) آيه 50 .

45) تفسير عياشى، ج 3، ص 134; معانى الاخبار، ص 373; مجمع البيان، ج 7، ص 172; تفسير البرهان، ج 7، ص 24; تفسير صافى، ج 3، ص 401; تفسير كنز الدقايق، ج 9، ص 191; بحار الانوار ج 14، ص 239; ج 60، ص 202 .

46) امالى شيخ طوسى . ج 1، ص 369; وسائل الشيعه، ج 5، ص 283; بحار الانوار، ج 99، ص 240 .

47) روضة الواعظين، ج 2، ص 409 .

48) كامل الزيارات . ص 269; بحار الانوار، ج 101، ص 109 .

49) رجال كشى، ص 20، بحار الانوار، ج 22، ص 386 .

50) كافى، ج 4، ص 586; الفقيه، ج 1، س 283; تهذيب، ج 5، ص 431; استبصار، ج 2، ص 335; كامل الزيارات، ص 249; مصباح المتهجد، ص 674; فقه الرضا، ص 161; وسائل الشيعه، ج 8، ص 528; مستدرك وسائل، ج 6، ص 545; بحار الانوار، ج 89، ص 77; ج 101، ص 83 .

51) كافى، ج 4، ص 176; تهذيب، ج 4، ص 290; استبصار، ج 2، ص 126; المقنع، ص 209; المقنعه، ص 363; فقه الرضا، ص 190; مصباح المهجد، ص 635; المختلف، ص 251; اقبال الاعمال، ص 195; وسائل الشيعه، ج 10، ص 540; مستدرك وسائل، ج 7، ص 562; بحار، ج 96، ص 324; ج 97، ص 129; ج 98، ص 150 .

52) الفقيه، ج 1، ص 150; خصال، ج 1، ص 143; وسائل الشيعة، ج 5، ص 257 .

53) تغذيب الاحكام، ج 3، ص 254; كامل الزيارات، ص 27; مزار شيخ مفيد، ص 19; وسائل الشيعه، ج 5، ص 254; بحار الانوار، ج 46، ص 65; مستدركات وسائل، ج 3، ص 23 .

54) كامل الزيارات، ص 28; مزار شيخ مفيد، ص 20; المزار الكبير، ص 123; تهذيب الاحكام، ج 6، ص 32; وسائل، ج 5، ص 256; جامع الاخبار، ص 69; بحار الانوار، ج 83، ص 376 .

55) الفقيه، ج 1، ص 150; امالى شيخ صدوق، ص 189; روضة الواعظين، ج 2، ص 337; وسائل الشيعه، ج 5، ص 257 .

56) همان .

57) الغارات، ج 2، ص 415 .

58) شرح نهج البلاغه، ج 19، ص 133; الغارات، ج 2، ص 415; المزار الكبير، ص 127 .

59) مرآة العقول، ج 15، ص 487 .

60) كامل الزيارات، ص 33; بحار الانوار، ج 100، ص 404; كافى، ج 3، ص 492 .

61) امالى شيخ طوسى، ج 1، ص 416; وسائل الشيعه، ج 8، ص 134; بحار الانوار، ج 91، ص 346; ج 100، ص 392 .

62) كافى، ج 3، ص 492; جامع الاخبار، ص 70; ثواب الاعمال، ص 30; الفقيه، ج 1، ص 150; وسائل الشيعه، ج 5، ص 252; بحار الانوار، ج 83، ص 377 .

63) كافى، ج 8، ص 235; بحار الانوار، ج 100، ص 387 .

64) تفسير عياشى، ج 3، ص 35; بحار الانوار، ج 100 . ص 405 .

65) المزار الكبير، ص 129; بحار الانوار، ج 100، ص 395 .

66) المزار الكبير، ص 129; مستدركات وسائل، ج 3، ص 403; بحار الانوار، ج 100، ص 394 .

67) مستدرك وسائل، ج 3، ص 404; المزار الكبير، ص 130; بحار الانوار، ج 100، ص 396 .

68) امالى شيخ طوسى، ج 2، ص 429; امالى شيخ صدوق، ص 315; الغارات، ج 2، ص 413; مستدرك وسائل، ج 3، ص 399 .

69) كافى، ج 3، ص 491; امالى طوسى، ج 2، ص 429; روضة الواعظين، ج 2، ص 410; الغارات، ج 2، ص 413; مزار شيخ مفيد، ص 21; المزار الكبير، ص 123; تهذيب، ج 3، ص 250; امالى صدوق، ص 315; المحاسن، ج 1، ص 128; جامع الخبار، ص 82; كامل الزيارات، ص 28; بحار الانوار، ج 100، ص 391 .

70) الفقيه، ج 1، ص 147; مزار شيخ مفيد، ص 22; ثواب الاعمال، ص 30; كامل الزيارات، ص 29; مصباح كفعمى، ص 13; بحار الانوار، ج 99، ص 242 .

71) تهذيب الاحكام، ج 3، ص 251; وسائل الشيعه، ج 5، ص 260 .

72) الفقيه، ج 1، ص 148; وسائل الشيعه، ج 5، ص 289 .

73) تهذيب الاحكام، ج 6، ص 32; مزار شيخ مفيد، ص 21; كامل الزيارات، ص 28; روضة الواعظين، ج 2، ص 410; جامع الخبار، 69; المزار الكبير، ص 122; وسائل الشيعه، ج 5، ص 257; مستدرك وسائل، ج 3، ص 406; بحار الانور، ج 83، ص 376 .

74) كامل الزيارات، ص 29 .

75) تهذيب الاحكام، ج 6، ص 33; وسائل الشيعه، ج 5، ص 258 .

76) كامل الزيارات، ص 30، وسائل الشيعه، ج 5، ص 259 .

77) كامل الزيارات، ص 28; بحار الانوار، ج 100، ص 400 .

78) تهذيب الاحكام، ج 1، ص 25; كامل الزيارات، ص 31; ثواب الاعمال، ص 30; وسائل الشيعه، ج 5، ص 239; بحار الانوار، ج 83، ص 372 .

79) الفقيه، ج 1، ص 150; امالى شيخ صدوق، ص 189; روضة الواعظين، ج 2، ص 337; وسائل الشيعه، ج 5 . ص 257 .

80) غيبت‏شيخ طوسى، ص 449; بحار الانوار، ج 52، ص 215 .

81) بحارالانوار، ج 50، ص 338 .

82) تهذيب الاحكام، ج 3، ص 251; ج 6 . ص 32; مزر شيخ مفيد، ص 21; روضة الواعظين، ج 2، ص 377; مصباح الزائر، ص 99 .

83) وسائل الشيعه، ج 5، ص 254; كامل الزيارات، ص 27; مزار شيخ مفيد، ص 19 .

84) دلائل الامامة، ص 343 .

85) اعلام الورى، ج 2، ص 96; روضة الواعظين، ج 1، ص 242; دلائل الامامه، ص 405; كشف الغمه، ج 2، ص 359; بحار الانوار، ج 25، ص 376 .

86) روضة الواعظين، ج 1، ص 123; كشف اليقين، ص 320; فضائل ابن شاذان، ص 121; الصراط المستقيم، ج 2، ص 200 .

87) الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 706; شواهد التنزيل، ج 1، ص 420; الصراط الاغانى، ج 7، ص 257; مستدرك وسائل، ج 3، ص 469 .

88) دعائم الاسلام، ج 2، ص 404; الاختصاص، ص 302; تفسير عياشى، ج 2، ص 248; مناقب ابن شهراشوب، ج 2، ص 359; مستدرك وسائل، ج 3، ص 469; تفسير فرات، ج 2، ص 229; الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 747 .

89) بحار الانوار، ج 100، ص 431; جنات ثمانيه، ص 338 .

90) تاريخ الكوفه، ص 54 .

91) المزار الكبير، ص 154 - 177; كافى، ج 3، ص 493; مزر شيخ مفيد، ص 23، جامع الخبار، ص 82; المزار البير، ص 131; وسائل الشيعه، ج 5، ص 264; رجال نجاشى، ص 35; رجال كشى، ص 516، رجال علامه حلى، ص 39; بحار الانوار، ج 83، ص 377; مستدرك و سائل، ج 3، ص 409 .

92) تهذيب، ج 3، ص 251; ج 6 . ص 33; كافى، ج 3، ص 493; مزار شيخ مفيد، ص 23; جامع الاخبار، ص 82; المزار الكبير، ص 131; وسائل الشيعه، ج 5، ص 264; رجال نجاشى، ص 35; رجال كشى، ص 516، رجال علامه حلى، ص 39، بحار الانوار، ج 83، ص 377; مستدرك وسائل، ج 3، ص 409 .

93) كافى، ج 3، ص 33; بحار الانوار، ج 100، ص 401 .

94) تهذيب، ج 6، ص 33; بحار، ج 83، ص 377 .

95) كافى، ج 3، ص 493 .

96) من لايحضره الفقيه، ج 1، ص 150 .

97) تاريخ الكوفه، ص 53 .

98) الخرائج و الجرائج، ج 1، ص 189; الثاقب، ص 248; مدينة المعاجز، ج 1، ص 141 .

99) تاريخ الكوفه، ص 54 .

100) مزار شهيد، ص 249 .

101) كمال الدين، ج 2، ص 408 .

102) فرحة الغرى، ص 104; وسائل الشيعه، ج 14، ص 328 .

103) سوره نوح (71) آيه 28، يعنى: خدايا، مرا، پدر و مادرم را، هر كسى را كه با ايمان وارد خانه‏ى من شوند، ببخش و بيامرز .

104) طبقات اعلام الشيعه، قرن دهم، ص 143; رياض العلماء، ج 3، ص 321; روضات الجنات، ج 1، ص 81 .

105) مسجد حنانه، در بيرون نجف اشرف، در شمال آن، در طرف چپ كسى كه از نجف به سوى كوفه حركت مى‏كند، قرار دارد . اين مسجد يكى از سه نقطه‏اى است كه امام صادق ( عليه‏السلام) در آنجا نماز گزارده، به هنگام حمل اسراى كربلا، راس مطهر امام حسين ( عليه‏السلام) را در آنجا بر زمين نهاده‏اند و به هنگام عبور دادن تابوت حضرت على ( عليه‏السلام) براى دفن در سرزمين غرى، ديوار آن از شدت غم و اندوه خم شده است [امالى شيخ طوسى، ج 2، ص 682; بحارالانوار، ج 15، ص 160; ج 42، ص 236; ج 100، ص 455] بر اساس نق صاحب نزهة القلوب اين ديوار به صورت متمايل تا قرن هشتم باقى بود . [ماضى النجف و حاضرها، ج 1، ص 100] مسجد حنانه اعمالى دارد كه در كتب مزار آمده است [مزار شهيد، ص 69; جنات ثمانيه، ص 343] .

106) بحار الانوار، ج 2، ص 174 .

107) روضات الجنات، چاپ آخوندى، ج 1، ص 195، پاروقى محقق بى‏نظير، علامه سيدمحمدعلى روضاتى .

108) الانوار النعمانية، ج 2، ص 303 .

109) دارالسلام عراقى، ص 282; الكنى والالقاب، ج 3، ص 201; سفينة البحار، ج 2، ص 337; الزام الناصب، ج 2، ص 51; لؤلؤة البحرين، ص 149; انيش المسافر، ج 1، ص 26; مهدى موعود (اروميه‏اى)، ج 1، ص 772; مهدى موعود (دوانى)، ص 934; مشاهير اسلام، ج 4، ص 242; جنة الماوى، ص 199; داستانهايى از امام زمان، ص 299; الامام المهدى من المهد الى الظهور، ص 317 .

110) نجم ثاقب، ص 588; منتهى المقال، ج 1، ص 312; منتهى الآمال، ج 2، ص 470; العبقرى الحسان، ج 2، ص 64; عنايات حضرت مهدى موعود به علما و مراجع، ص 58; تشرف به محضر مهدى موعود، ص 31 .

111) روضات الجنات، ج 1، ص 80; چهره‏هايى كه در جستجوى قائم پيروز شدند، ص 29 .

112) منتخب الاثر، ج 2، ص 547 .

113) الزام الناصب، ج 2، ص 51; قصص العلماء، ص 344 .

114) زيرا: اولا علامه‏ى مجلسى آن را از منابع مختلف «ميرعلام‏» نقل كرده، ثانيا در متن انوار نعمانيه «ميرعلام‏» ذكر شده، ثالثا صاحب روضات تصريح كرده كه ضبط آن «ميرعلام‏» بوده، رابعا به طورى كه از صاحب الذريعه نقل كرديم، مقدس اردبيلى شاگردى به نام «ميرعلام‏» و شاگرد ديگرى به نام «ميرفيض الله‏» داشته، ديگر معنى ندارد كه ميرعلام را به ميرفيض الله حمل كنيم .

115) ريحانة الادب، ج 1، ص 234 .

116) هدية الاحباب، ص 118 .

117) فوائد رضويه، ص 676 .

118) مستدرك الوسائل، ج 3، ص 383 .

119) ريحانة الادب، ج 1، ص 234 .

120) سفينة البحار، ج 8، ص 657; هدية الاحباب، ص 117 .

121) قصص العلماء، ص 173; العبقرى الحسان، ج 2، ص 68; امام زمان عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشريف) و سيد بحرالعلوم، ص 161 .

122) نجم ثاقب، ص 614; بحار الانوار، ج 53، ص 236; جنة الماوى، ص 51 .

123) فصلنامه‏ى انتظار، ش 6، ص 342 .

124) بحارالا

125) ملاقات با امام زمان، ج 1، ص 290; ديدار يار، ج 2، ص 197; امام زمان و سيدبحر العلوم، ص 63 و 158 .

126) نجم ثاقب، ص 632; بحارالانوار، ج 53، ص 240; جنة الماوى، ص 56; منتهى الآمال، ج 2، ص 478; ملاقات با امام زمان، ج 1، ص 120; ديداريار، ج 2، ص 183; چهره‏هايى كه در جستجوى قائم ( عليه‏السلام) پيروز شدند، ص 7; العبرقرى الحسان، ج 2، ص 146; شيفتگان حضرت مهدى، ج 2، ص 165 .

127) دكة القضا، محل داورى اميرمؤمنان ( عليه‏السلام) در دوران خلافت ظاهرى آن حضرت بود .

128) دارالسلام، ج 2، ص 140; نجم ثاقب، ص 630; بحارالانوار، ج 53، ص 263; جنة الماوى، ص 81; العبقرى الحسان، ج 2، ص 146; ملاقات با امام زمان، ج 1، ص 268; ديدار يار، ج 2، ص 293 .

129) العبقرى الحسان، ج 1، ص 109 .

130) دارالسلام، ج 2، ص 200 .

131) دخن به دانه‏ى ارزن مى‏گويند [لسان العرب، ج 4، ص 310 ].

132) رحبه، نام محلى در يك منزلى كوفه است [معجم البلدان، ج‏3، ص 33] .

133) الزام الناصب، ج 2، ص 63; بحارالانوار، ج 53، ص 257; نجم ثاقب، ص 629; جنة الماوى، ص 75، العبقرى الحسان، ج 2، ص 107; ديدار يار، ج 2، ص 246 .

134) العبقرى الحسان، ج 1، ص 107 .

135) نجم ثاقب . ص 578; العبقرى الحسان، ج 2، ص 223 .

136) نجم ثاقب، ص 575; العبقرى الحسان، ج 2، ص 113; ملاقات با امام زمان، ج 1، ص 245; ديدارى يار، ج 3، ص 105 .

137) مجله‏ى انتظار، ش 6، ص 344 .

138) مهرتابان، ص 147; ديدار يار، ج 3، ص 343; شيفتگان حضرت مهدى، ج 1، ص 219; توجهات ولى‏عصر به علما و مراجع، ص 152 .

139) مجله‏ى انتظار، ش 6، ص 349 .

140) يعنى: سال 1340 ه . و 1370 ه .

141) العبقرى الحسان، ج 1، ص 120; ملاقات با امام زمان (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشريف)، ص 283 .

142) مجله‏ى انتظار، ش 6، ص 348 .