| مجلات > انتظار >شماره 7 |
آية الله محمدمهدى آصفى ترجمه: تقى متقى دستهاى از روايات كه مؤيد يكديگرند، از شيعه وسنى، درباره گروه زمينهسازان رسيده است . اين نصوص برخى مناطق معروف
اسلامى را كه اين گروه از آنجا برخواهند خاست، مشخص كردهاند . مهمترين اين مناطق عبارتند از: مشرق وخراسان (كه منظور
از مشرق همان خراسان است)، قم، رى ويمن . در روايات زير، گروه زمينهسازان به مناطق فوق منتسب شدهاند: «حاكم» در مستدرك صحيحين از عبدالله بن مسعود نقل كرده است كه وى گفت: «اتانا رسول الله (ص) فخرج الينا مستبشرا يعرف السرور فى وجهه، فما سالناه عن شىء الا اخبرنا به ولا سكتنا الا ابتدانا حتى مر
فتيه من بنى هاشم منهم الحسن والحسين، فلما راهم التزمهم وانهملت عيناه، فقلنا: يا رسول الله، ما نزال نرى فى وجهك شيئا
نكره؟ فقال: انا اهل بيت اختار الله لنا الآخرة على الدنيا، وانه سيلقى اهل بيتى من بعدى تطريدا وتشريدا فى البلاد حتى ترتفع
رايات سود فى المشرق، فيسالون الحق لا يعطونه، ثم يسالون فلا يعطونه، ثم يسالونه فلا يعطونه - فيقاتلون - فينصرون . فمن
ادركه منكم ومن اعقابكم فليات امام اهل بيتى، ولو حبوا على الثلج، فانها رايات هدى، يدفعونها الى رجل من اهل بيتى» . (1) «[روزى] رسول خداصلى الله عليه و آله وسلم با شادمانى تمام به سوى ما آمد، به گونهاى كه برق شادى در نگاهش مىدرخشيد .
هر چه مىپرسيديم، پاسخ مىگفت، وهرگاه سكوت مىكرديم، خود شروع مىفرمود; تا آن كه گروهى از جوانان بنى هاشم - كه
امام حسن وامام حسين عليهما السلام - در ميانشان بودند، آمدند كه از مقابل ما بگذرند . حضرت همين كه آنان را ديد در
آغوششان كشيد واشك از ديدگان مباركش جارى شد . گفتيم: اى فرستاده خدا! چيست كه پيوسته در چهره شما چيزى مىبينيم
كه خوش نداريم . فرمود: ما خاندانى هستيم كه خداى تعالى آخرت را در مقابل دنيا براى ما برگزيده است . پس از من خاندانم
رانده وآواره شهرها گردند تا آن كه پرچمهايى سياه در مشرق سربلند كنند . حق را طلبند وبديشان ندهند، در برههاى ديگر حق
را طلب كنند وبديشان ندهند، وباز نيز چنين شود، پس آن گاه نبرد كنند وپيروز شوند . [سپس فرمود:] هر كه از شما يا
فرزندانتان چنين روزى را درك كرد نزد امامى كه از خاندانم مىباشد حاضر شود - اگرچه جامه به خود پيچد وبر برف گام نهد -
زيرا اين پرچمها پرچمهاى هدايتند كه آنها را به مردى از خاندانم تقديم كنند .» ابى خالد كابلى از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كند كه فرمود: «كانى بقوم قد خرجوا بالمشرق يطلبون الحق فلا يعطونه ثم يطلبونه، فاذا راوا ذلك وضعوا سيوفهم على عواتقهم فيعطون ما
شاؤوا فلايقبلونه حتى يقوموا ولايدفعونها الاالى صاحبكم قتلاهم شهداء، اماانى لوادركت ذلك لابقيت نفسىلصاحب هذاالامر» . (2) «گويا مىبينم مردمى را كه در مشرق قيام كردهاند وحق را مىطلبند وبديشان داده نمىشود، وليكن از پاى نمىنشينند . از اين
رو سلاح بر مىگيرند، در نتيجه آنچه مىخواستند بديشان داده مىشود، اما نمىپذيرند تا آن كه قيام مىكنند و حكومت را به
كسى جز صاحب شما [امام عصر (عج)] تحويل نمىدهند . كشتهشدگان از آنان، شهيدند . آگاه باشيد كه اگر من در آن زمان حضور
داشتم، وجودم را وقف صاحب اين امر مىكردم .» محمد بن حنفيه، در روايتى كه به صور مختلف نقل شده وليكن ظهور دارد كه از امام على عليه السلام است، گويد: «ثم تخرج راية من خراسان يهزمون اصحاب السفيانى حتى تنزل ببيت المقدس توطىء للمهدى سلطانه .» (3) «پرچمى از خراسان بيرون مىآيد، [حاملان اين پرچم] اصحاب سفيانى را شكست داده تا به بيتالمقدس مىرسند وزمينه
حكومتحضرت مهدى (عج) را فراهم مىسازند .» علامه مجلسى در بحارالانوار روايت كرده است: «رجل من اهل قم يدعو الناس الى الحق يجتمع معه قوم كزبر الحديد، لا تزلهم الرياح العواصف، لا يملون من الحرب ولا يجبنون
وعلى الله يتوكلون والعاقبة للمتقين .» (4) «مردى از اهالى قم مردم را به حق مىخواند، گروهى كه دلهاى آنان چون پارههاى آهن است گرد او جمع شوند، طوفانهاى
سخت نلرزاندشان، از جنگ خسته نشوند وبيمى به خود راه ندهند، بر خدا توكل كنند وعاقبت [نيك] از آن پرهيزگاران است .» 4 - زمينهسازان يمن حضرت امام محمدباقر عليه السلام درباره رهبرى يمانى قبل از ظهور امام عصر عليه السلام فرموده است: «. . . وليس فى الرايات اهدى من راية اليمانى، هى راية هدى لانه يدعو الى صاحبكم . . . .» (5) «. . . در ميان پرچمها پرچمى هدايتيافتهتر از پرچم يمانى نيست . آن پرچم، پرچم ارشاد است; زيرا [مردم را] به سوى صاحب شما
[امام عصر عليه السلام] فرا مىخواند . . .» نخستين چيزى كه در اين قشر جلب نظر مىكند، صلابت، نيرومندى واستوارى آنان است . بنابراين آنان قوى وزورمندند كه
زمين را براى ظهور امام عليه السلام آماده مىسازند . حضرت امام جعفرصادق عليه السلام در روايتى كه محمد بن يعقوب كلينى آن را در ذيل آيه «فاذا جاء وعد اولاهما بعثنا عليكم
عبادا لنا اولى باس شديد» (6) آورده، «بندگان سخت نيرومند» را به همين قشر تفسير كرده است . چنان كه در روايت، به صفت عجيب «قلوبهم كزبر الحديد، لا تزلهم الرياح العواصف» ، (7) توصيف شدهاند . با آن كه داراى «دل»
هستند وطبيعت دل، نرمى ورافت است، ليكن اين دلها در رويارويى با طاغوتها وستمگران به تكههاى آهن بدل مىشوند كه
ديگر نرمى ورقت نمىشناسند . صلابت ونيرومندى از ويژگىهاى نسلهايى است كه خداى تعالى مسؤوليت تغيير [نظامهاى اجتماعى] وايجاد انقلاب را به دوش
آنان گذاشته است، همچنين اين دو صفت از ويژگى نسلهايى است كه خداى تعالى آنان را در گردنههاى بزرگ تاريخ براى انتقال
مردم از مرحلهاى به مرحله ديگر برگزيده وگروه زمينهسازان، داراى اين ويژگىهاست . وظيفه اين گروه، مبارزه با نظام جهانى وعصيان عليه آن است . چه مىدانى نظام جهانى چيست وچگونه اين نظام در خدمتبه
ابرقدرتها وهمپيمانان آنها وحفظ مراكز قدرت وموقعيت استراتژيكىشان در مناطق مختلف دنيا عمل مىكند؟ ! مسؤوليتحفظ اين مراكز قدرت، مسؤوليتى بسيار دشوار وظريف است كه نظام جهانى در تمام سطوح دنيا - نه در سطوح
منطقهاى يا كشورى فقط - بدان پايبند است . اين نظام، از يك سرى معادلات وموازنههاى سياسى، اقتصادى، نظامى وخبرى دقيق شكل گرفته است، ونيز از رژيمهاى اعضاى
خانواده جهانى ومجموعهاى از خطوط قرمز وسبز وزردى كه در ميان اين رژيمها واين مجموعه در زمينه حوادث، امتيازها، تنظيم
نقشها، تقسيم درآمدها، بازار ومنابع ثروت ومناطق نفوذ برقرار است . به نظر ما، اين مجموعه پيچيده است كه قدرتهاى بزرگ را به سلطه بر دنيا قادر ساخته است; چنان كه يك اهرم (8) كوچك،
انسان را در جا به جايى اجسام سنگين به كمترين حركت، توانا مىسازد . از اين رو نظام جهانى، قبل وبعد از سقوط اتحاد جماهير
شوروى، همچنان نزد همگان احترامش را حفظ كرده است; زيرا هر يك از آنان به قدر گستره وتوان خويش از اين نظام بهره
مىبرد . اين جوانان (زمينهسازان ظهور امام عصر عليه السلام) به سادگى وبىهيچ ترديدى، اين خطوط قرمز را زير پا مىگذارند،
معادلات وموازنههايى را كه همه بر آن توافق دارند وبدان به ديده قبول واحترام مىنگرند بر هم مىزنند . همچنين استقرار وتوازن
وهيبت جهانى اين رژيمها وسازمانهاى بينالمللى را بىاعتبار مىسازند . اين سازمانها ورژيمها، نه قدرت سلطه بر اين جوانان را دارند، نه قدرت تحمل اينان را ونه قدرت دفعشان را; زيرا بيشترين توان
اين حكومتها وهيبت جهانىشان در رويارويى با حكومتها وسازمانهايى همانند خودشان است وآخرين سلاح آنان قتل، زندان،
شكنجه وتبعيد، حال آن كه اين جوانان از هيچ يك از اين امور نمىهراسند . از اين رو، وصفى كه در روايت درباره اين قشر به كار رفته، بسيار دقيق است: «لا تزلهم الرياح العواصف، لا يملون من الحرب ولا يجبنون وعلى الله يتوكلون والعاقبة للمتقين .» «آنان را تندبادها نلرزاند، از نبرد دلتنگ وملول نشوند ونهراسند، وبر خدا توكل كنند وعاقبت [نيك] از آن پارسايان است .» بىگمان آن كه [در دل] هراسى ندارد، از نبرد خسته ودلتنگ نمىشود وتندبادها نيز طبيعتا او را تكان نخواهند داد، نيرو وامتياز
اينان در آن است كه نمىهراسند ومشكل اينان از ديدگاه حكومتها وقدرتهاى بزرگ در همين نكته نهفته است . در موسم انتخابات عمومى رياست جمهورى امريكا، در دوره رئيس جمهورى اسبق (كارتر) گفتگويى تلويزيونى در ضمن
فعاليتهاى تبليغاتىاى كه كانديداهاى رياست جمهورى امريكا داشتند ميان رئيس جمهور اسبق وكانديداى ديگرى كه در
انتخابات از كارتر پيشى گرفت، برگزار شد . در اين برنامه، كانديداى اخير رو به كارتر كرد وگفت: «در حادثه انفجار مقر نيروى دريايى امريكا در بيروت (مارينز)، به هيبت جهانى امريكا خدشه زيادى وارد شد وتو - خطاب به
كارتر - به تنهايى بايدمسؤوليت كاملاين خسارت را به عهده بگيرى .» رئيس جمهور نيز در يك جمله پاسخ او را چنين داد: «فكر مىكنى من در مقابل انسانى كه به طلب كشته شدن آمده چه مىتوانم بكنم؟ ! نهايت كارى كه مىتوانم بكنم اين است كه
مردم را باترس وتهديد ازامثال چنين اقدامى بازدارم، امااگر كسى كه دستبه چنين انفجارى زده خود طالب مرگ باشد وبه سوى
مرگ آغوش بگشايد، چگونه مىتوانم وى را از اين كار بازدارم؟ واگر تو در موقعيت من بودى چه كار مىتوانستى بكنى؟ !» اينها برخى مشخصههاى نسل مبارزىاست كه در رويارويى با رژيمها وقدرتهاى بزرگ در عراق، ايران، افغانستان، لبنان،
فلسطين، الجزاير، مصر، سودان واخيرا در چچن وبوسنى وهرزگوين پا به عرصه نهادند . كار اين نسل بسيار عجيب است; در عين حالى كه در قبضه قدرت وسلطه وشلاق جلادان قرار دارد وآنان انواع عذابها وشكنجهها
را بدو مىچشانند، بديشان ناسزا مىگويد وفرزندانش در مقابل آنان سر خم نمىكنند ونرمى نمىپذيرند . . . ونه فرياد مىكشند .
چنان كه يكى از اين فرزندان مبارز آن گاه كه زير شكنجههاى جلادان، انواع عذابها را مىچشيد، به شكنجهگر جلاد چنين گفت: «حسرت شنيدن يك آخ را هم بر دلتخواهم گذاشت!» بازتابهاى جهانى در مقابل اين نسل - چنان كه در روايات بدان تصريح شده است - بازتابى خشمگينانه ومتعرضانه است; زيرا اين
نسل، معادلات وموازنههاى جهانى را با چالشهاى سخت وحقيقى مواجه مىسازد; از اين رو عكسالعملهاى جهانى در مقابل او با
عصبانيت وغضب دايمى بازشناخته مىشود . ابان بن تغلب از حضرت امام صادق عليه السلام چنين نقل كرده است: «اذا ظهرت راية الحق لعنها اهل الشرق واهل الغرب، اتدرى لم ذلك؟ قلت: لا، قال: للذى يلقىالناس من اهل بيته قبل ظهوره» (9) «آن گاه كه پرچم حق آشكار شود، اهل شرق وغرب لعنتش كنند . آيا مىدانى، براى چه؟ گفتم: نه، فرمود: به دليل مشكلات
وچالشهايى كه اهل بيت او براى [نظامهاى] شرق وغرب ايجاد خواهند كرد .» اهل بيت وى قبل از ظهور، عادتا زمينهسازان ظهور هستند كه مشكلاتى را براى اين رژيمها وسازمانها فراهم كرده وراحتى
وآرامش را از آنان سلب مىكنند . ثقةالاسلام كلينى در كتاب روضه كافى از امام صادق عليه السلام در تفسير سخن خداى تعالى:
«بعثنا عليكم عبادا لنا اولى باس شديد» (10) چنين نقل كرده است: «قوم يبعثهم الله قبل خروج القائم فلا يدعون واترا لآل محمد الا قتلوه» (11) «گروهى هستند كه خداى تعالى قبل از ظهور قائم عليه السلام بر مىانگيزد، آنان هيچ ستمكنندهاى به خاندان محمد صلى الله
عليه و آله وسلم را رها نمىكنند، جز آن كه او را به قتل مىرسانند .» بازتابهاى جهانى كه در اين روايات ذكر شده، تا حد زيادى به عكسالعمل دنياى امروز در برابر بيدارى اسلاميى كه از آن به
«بنيادگرايى اسلامى» تعبير مىكنند وناجوانمردانهترين صفات را چون خشونت وتروريسم بدان منتسب مىسازند، شباهت دارد . آمادهسازى دنيا براى انقلاب امام عصر (عج) وظيفهاى گسترده، بزرگ وپيچيده است كه اين گروه در رويارويى با ستمگران
وطاغوتهاى مستكبر وسردمداران كفر بدان اقدام مىكند . اين ستمگران، روىهمرفته يك جبهه سياسى وسيع را - به رغم تمام تناقضاتىكه در ميانشان حاكم است - تشكيل مىدهند . اين
جبهه اهرمهاى قدرت زيادى دراختيار دارد; اهرمهايى چون مال، اقتدار سياسى، نظامى وتبليغاتى، ارتباطات [گسترده]
وتشكيلات [پيچيده]، واز تمام اين وسايل در كوبيدن بيدارى نوپاى اسلامى ونابودى آن بهره مىبرد . از اين رو گروهى كه عهدهدار آمادهسازى جهان براى ظهور امام عصر عليه السلام استبه ناچار مىبايد در رويارويى با اين نيروها از
همان تشكيلاتى كه جبهه استكبار جهانى برخوردار است، برخوردار باشد . بلكه با تربيت ايمانى وجهادى وآگاهى سياسى از دشمن
پيشى گيرد . بنابراين، طرح زمينهسازى براى قيام امام عصر عليه السلام كه گروه زمينهسازان تدارك مىبينند، داراى دو جنبه خواهد بود: رشد ايمانى، جهادى وآگاهى سياسى، اين، دقيقا همان چيزى است كه جبهه مقابل فاقد آن است . [ايجاد] تشكيلات سياسى، نظامى، اقتصادى، ادارى واطلاعاتى كه به ناچار در مانند چنين نبردى بايد موجود باشد . بىگمان، گروه مؤمنى كه جهان را براى ظهور امام عصر عليه السلام مهيا مىسازد; بايد چنين امكاناتى را فراهم كند; اگرچه [در
اين زمينه] قدرت برابرى با جبهه جهانى دشمن را نداشته باشد . اين تشكيلات سياسى، نظامى، اقتصادى واطلاعاتى بدون وجود نظام سياسى ودولت در جهان محقق نخواهد شد، واين، همان
دولت زمينهسازان است كه روايات زيادى مژده برپايى آن را دادهاند وبه ناچار شكلگيرى چنين نيرويى در زمين، ظهور امام عليه
السلام را نزديك مىگرداند، وبدون آن، عوامل طبيعى ظهور امام فراهم نمىآيد . كسب چنين نيرويى نيازمند عمل وحركت در
متن زندگى است وفقط «مترصد» بودن وبه «انتظار» نشستن، به معنى منفى آن، دردى را درمان نمىكند . گروه زمينهسازان قيام امام مهدى عليه السلام، قبل از «گروه انصار» پا به عرصه مىگذارد وافراد گروه انصار از شاگردان نسل
پيشين محسوب مىشوند واز آنان به واسطه ويژگىهاى منحصر به فردى كه دارند بازشناخته مىشوند . در اين جا تنها يك نمونه از روايات وارد شده درباره اين گروه را، كه روايتى است در باب «جوانان طالقان» نقل مىكنيم . اين روايات
را فريقين (شيعه وسنى) با اسناد خود نقل كردهاند . متقى هندى در «كنزالعمال» وسيوطى در «الحاوى» درباره انصار امام از «طالقان» چنين نقل كردهاند: «ويحا للطالقان، فان لله عز وجل بها كنوزا ليست من ذهب وفضة، ولكن بها رجال عرفوا الله حق معرفته وهم انصار المهدى .» (12) «خوشا به حال طالقان، همانا براى خداى باشكوه وبزرگ در طالقان گنجهايى است كه از طلا ونقره نيست، بلكه در آنجا مردانى
هستند كه خدا را چنان كه حق معرفت اوستشناختهاند وآنان از ياوران مهدى عليه السلام هستند .» در روايتى ديگر چنين آمده است: «بخ بخ للطالقان» «آفرين، آفرين بر طالقان» علامه مجلسى در اين باره حديث مفصلترى را نقل كرده است: «له كنز بالطالقان ما هو بذهب ولا فضة، وراية لم تنشر مذطويت، ورجال كان قلوبهم زبر الحديد لا يشوبها شك فى ذات الله اشد
من الجمر، لو حملوا على الجبال لازالوها، لا يقصدون براياتهم بلدة الا خربوها كان على خيولهم العقبان، يتمسحون بسرج الامام
يطلبون بذلك البركة، ويحفون به ويقونه بانفسهم فى الحروب، يبيتون قياما على اطرافهم ويصبحون على خيولهم . رهبان بالليل،
ليوث بالنهار . هم اطوع من الامة لسيدها، كالمصابيح كان فى قلوبهم القناديل وهم من خشيته مشفقون . يدعون بالشهادة
ويتمنون ان يقتلوا فى سبيل الله . شعارهم: يا لثارات الحسين . اذا ساروا يسير الرعب امامهم مسيرة شهر يمشون الى المولى ارسالا،
بهم ينصرالله امام الحق .» (13) «براى او گنجى است در طالقان كه [از جنس] طلا ونقره نيست، وپرچمى است كه از هنگام فرو پيچيده شدن، گشوده نشده است،
ومردانى است كه دلهاشان پارههاى آهن است . در دل اين مردان شك در ذات الهى راه نيافته وسوزندهتر از پارههاى اخگر است . (14)
اگر به كوهها حملهور شوند، آنها را متلاشى سازند، با پرچمهاشان آهنگ هيچ ديارى را نكنند جز آن كه ويرانش سازند، گويى كه
بر اسبهاشان عقابانند . براى بركتبه زين اسب امام عليه السلام دست كشند وگرداگرد او بگردند ودر نبردها با جان خويش
يارىاش كنند . (15) شب را به قيام وعبادت گذرانند وروز را بر اسبان خود، زاهدان شب وشيران روزند . اطاعتپذيرتر از كنيز به
سرور خويشند . چونان چراغهايند; انگار در دلهاشان چلچراغىهايى فروزان است واز بيم الهى ترسانند . براى شهادت دعا
مىكنند وآرزوى كشته شدن در راه خدا را در سر مىپرورانند . شعارشان: "اى خونخواهان حسين! " است . آن گاه كه به راه افتند،
ترس ووحشت پيشاپيش ايشان طول يك ماه را بپيمايد . متوجه مولا شوند وبه حركت درآيند . خداى تعالى بديشان امام حق را
يارى رساند .» در روايات به اين مساله اشاره شده كه ياران امام عصر عليه السلام را جوانان تشكيل مىدهند وميانسال وكهنسال در ميانشان -
جز به ندرت - پيدا نمىشود . حضرت اميرمؤمنان عليه السلام فرموده است: «اصحاب المهدى شباب لا كهول فيهم، الا كمثل كحل العين والملح فى الزاد واقل الزاد الملح .» (16) «ياران مهدى عليه السلام جوانند وميانسال در ميانشان نيست مگر به مثل سرمه چشم ونمك در غذا ونمك [هميشه] كمتر از
غذاست (كنايه از آن كه پيران بسيار كم هستند) .» حضرت امام باقر عليه السلام در روايتى مفصل در اين باره چنين فرموده است: «فيجمع الله عليه اصحابه [وهم] ثلاثمئة وثلاثة عشر رجلا، ويجمعهم الله على غير ميعاد . . . فيبايعونه بينالركن والمقام ومعه عهد
من رسول الله (ص) قد توارثته الابناء عن الآباء . . . .» (17) «وخداوند بىهيچ ميعادى يارانش را براى وى گرد مىآورد در حالى كه سيصد وسيزده نفرند . . . وحد فاصل ركن ومقام [ابراهيم]
با امام عليه السلام بيعت مىكنند وبا آن حضرت عهدى است از رسول خدا كه پشت در پشت از پدرانش به ارث برده است .» در برخى روايات اين تعدادى كه با امام عصر عليه السلام بيعت مىكنند - در حد فاصل ركن ومقام - تعداد فرماندهان لشكر امام
عليه السلام معرفى شدهاند . پىنوشت: 1) مستدرك الصحيحين، حاكم نيشابورى، صفحات 4، 464 و533 . 2) بحارالانوار، ج 52، ص 243، (دار احياء التراث العربى ومؤسسه التاريخ العربى، لبنان) ; ونيز غيبت نعمانى، انتشارات صدوق،
باب 14، ح 50 . 3) عصر الظهور، ص 206 . 4) بحارالانوار، ج 60، ص 216; ونيز سفينة البحار، ج 2، ص 446 . 5) بحارالانوار، ج 52، ص 232 . 6) سورهاسراء (17) آيه 5: «پس آن گاه كه وعده تحقق نخستين آن دو فرارسد، بندگانى ازخود را كه سخت نيرومندند بر شما
مىگماريم . . . .» 7) دلهاشان همچون پارههاى آهن است كه طوفانها آنان را نلرزاند . 8) اهرم: ميله آهنى ضخيمى كه به وسيله آن اجسام سنگين را جا به جا مىكنند . 9) بحارالانوار، ج 52، ص 363 . 10) سوره اسراء (17) آيه 5: «بندگانى از خود را كه سخت نيرومندند بر شما مىگماريم .» 11) كافى، ج 8 (روضه)، ح 250، ص 142 (دار الاضواء بيروت) ; سيماى حضرت مهدى در قرآن، سيدمهدى حائرى قزوينى، نشر
آفاق، ص 213 . 12) كنزالعمال، ج 7، ص 26 . 13) بحارالانوار، ج 52، ص 307 . 14) در نسخهاى ديگر به «سختتر از سنگ» تعبير شده است . 15) در برخى نقلها پس از اين جمله، فقرههاى زير اضافه شده است: «ويكفونه ما يريد فيهم، رجال لا ينامون الليل، لهم دوى فى
صلاتهم كدوى النحل» ; «هر انتظارى كه امام از اينان داشته باشد، كفايتش كنند، مردانى هستند كه شب نمىخوابند . در نماز
خويش صدايى چون صداى زنبوران عسل دارند (كنايه از ابتهالى كه در نماز دارند) .» 16) بحارالانوار، ج 52، ص 333 . 17) همان، ص 238 و239 . انتظار پويا (2)
گروه «زمينهسازان» در منابع اسلامى
1 - زمينهسازان مشرق
2 - زمينهسازان خراسان
3 - زمينهسازان قم و رى
نشانههاى زمينهسازان ظهور
1 - گروه محكم واستوار
2 - گروه مبارزه ونافرمانى
3 - بازتابهاى جهانى
برنامه زمينهسازى
جنبه اول
جنبه دوم
گروه انصار در روايات اسلامى
جوانان طالقان
ياران امام، جوانانند
تعداد فرماندهان ياران امام