درس ششم: ابواب و رؤوس مسائل فقه (1)

عبادات

ما براى اينكه با فقه آشنائى مختصرى پيدا كنيم لازم است كه با ابواب و رؤوس مسائل فقه آشنا شويم. قبلا گفتيم كه دائره فقه بسيار وسيع است، زيرا شامل همه موضوعاتى كه اسلام در آن موارد دستور عملى دارد.

از ميان تعليمات اسلامى، تنها معارف اسلامى، و ديگر اخلاق و تربيت اسلامى است كه از حوزه فقه خارج است. آنچه در دائره فقه مطرح مى‏شود، امروز در علوم متعدد و متنوع مطرح است و درباره آنها تحقيق و كاوش مى‏شود.

اولين مطلبى كه لازم است‏يادآورى شود اين است كه آيا اين مسائل گسترده فقهى به نحو دسته‏بندى شده و تقسيمى بر مبناى صحيح روى آنها صورت گرفته است‏يا خير؟

پاسخ اين است كه متاسفانه خير. تقسيم و دسته‏بندى معروف همان است كه محقق حلى صاحب «شرايع‏» در كتاب «شرايع‏» آورده است و شهيد اول در كتاب «قواعد» اندكى درباره آن توضيحاتى داده است. عجيب اين است كه شارحان زبردست كتاب شرايع از قبيل شهيد ثانى در «مسالك‏» و سيد محمد نوه او در كتاب «مدارك‏» و شيخ محمد حسن نجفى در «جواهر» كوچكترين تفسير و توضيحى درباره تقسيم محقق نكرده و نداده‏اند! خود شهيد اول نيز در كتاب «لمعه‏» از روش محقق پيروى نكرده است.

به هر حال دسته‏بندى و تقسيم محقق بدينگونه است كه ابواب فقه را بر چهار قسم دانسته است: عبادات، عقود، ايقاعات، احكام.

اين تقسيم بر اين اساس است كه كارهائى كه انسان بايد بر ميزان شرعى آنها را انجام دهد يا به نحوى است كه قصد تقرب به خداوند در آنها شرط شده است، يعنى صرفا براى خدا بايد انجام شود و اگر قصد و غرضى ديگر در كار باشد تكليف ساقط نمى‏شود و بايد دوباره صورت گيرد، يا چنين نيست؟

اگر از نوع اول باشد «عبادت‏» ناميده مى‏شود مانند نماز و روزه و خمس و زكات و حج و غيره. اينگونه كارها را در فقه «عبادات‏» مى‏نامند.

اما اگر از نوع دوم باشد، يعنى قصد قربت‏شرط صحت آن نباشد، و فرضا به قصد و غرضى ديگر نيز صورت گيرد صحيح است، بر دو قسم است: يا اين است كه وقوع آن موقوف به اجراء صيغه خاص نيست، و يا هست.

اگر موقوف به اجراء صيغه خاص نباشد «احكام‏» ناميده مى‏شوند، مانند ارث، حدود، ديات و غيره، و اگر موقوف به اجراء صيغه خاص باشد اين نيز به نوبه خود دو نوع است: يا اين است كه آن صيغه بايد وسيله دو طرف خوانده شود، يكى طرف ايجاب باشد و ديگرى طرف قبول، و يا آنكه نيازى به دو طرف ندارد، صيغه‏اى است كه يكجانبه.

اگر از نوع اول باشد «عقد» ناميده مى‏شود، مانند بيع و اجاره و نكاح كه يك طرف ايجاب مى‏كند و طرف ديگر قبول. و اگر صرفا يك فرد به تنائى مى‏تواند اجرا كند بدون نياز به طرف ديگر «ايقاع‏» ناميده مى‏شود. مانند «ابراء» يعنى صرف نظر كردن از طلب خود، يا طلاق و يا عتق. ما بعدا درباره اين تقسيم و ساير تقسيمات بحث‏خواهيم كرد.

محقق حلى در اين تقسيم بندى مجموع ابواب فقه را چهل و هشت باب قرار داده است. ده باب را «عبادات‏»، پانزده باب را «عقود»، يازده باب را «ايقاعات‏» و دوازده باب را «احكام‏» خوانده است. ولى بعدا خواهيم ديد كه عملا اين شماره‏ها به هم خورده است.

ضمنا اين نكته ناگفته نماند كه در قرن اول و دوم هجرى كتبى كه نوشته مى‏شد، درباره يك يا چند موضوع فقهى نوشته مى‏شد نه درباره همه موضوعا. مثلا در كتب تراجم مى‏خوانيم كه فلان شخص كتابى در «صلوة‏» و فلان شخص ديگر كتابى در «اجاره‏» و سومى كتابى در «نكاح‏» نوشته است. از اينرو در دوره‏هاى بعد نيز كه جوامع فقهى (يعنى كتب جامع همه دوره فقه) نوشته شد، ابواب فقه هر كدام تحت عنوان «كتاب‏» ياد مى‏شود. رسم بر اين است كه بجاى اينكه بنويسند «باب الصلوة‏» يا «باب الحج‏» مى‏نويسند «كتاب الصلوة‏» يا «كتاب الحج‏».

اكنون ما ابواب و رؤوس مسائل فقهى را به ترتيب «شرايع‏» محقق حلى و به نقل از آن كتاب ذكر مى‏كنيم.

عبادات

«محقق‏» ده كتاب عبادات را به اين ترتيب ذكر مى‏كند:

1. كتاب الطهارة. طهارت بر دو قسم است: طهارت از خبث‏يا آلودگيهاى ظاهرى و جسمى و عارضى، و طهارت از حدث يعنى آلودگى معنوى طبعى. طهارت از خبث عبارت است از تطهير بدن يا لباس يا چيز ديگر از امور ده گانه‏اى كه اصطلاحا نجاسات خوانده مى‏شوند از قبيل: بول، غايط، خون، منى، ميته و غيره; و طهارت از حدث عبارت است از حدث عبارت است از وضو و غسل و تيمم كه شرط عبادات از قبيل نماز و طواف است و با يك سلسله اعمال طبيعى مانند خواب، ادرار، جنابت و غيره باطل مى‏شود و بايد تجديد شود.

2. كتاب الصلوة. در اين كتاب درباره نمازهاى واجب يعنى نمازهاى يوميه، نماز عيدين، نماز ميت، نماز آيات، نماز طواف و نمازهاى نافله يعنى نمازهاى مستحبى از قبيل نوافل يوميه و غيره، و درباره شرائط و اركان و مقدمات و موانع و قواطع و خلل نماز، و همچنين درباره انواع نماز از قبيل نماز حاضر و نماز مسافر يا نماز فرادى و نماز جماعت، يا نماز اداء و نماز قضاء به تفصيل بحث مى‏شود.

3. كتاب الزكوة. زكات نوعى پرداخت مالى است‏شبيه به ماليات كه به نه چيز تعلق مى‏گيرد: طلا، نقره، گندم، جو، خرما، مويز، گاو، گوسفند، شتر. در فقه درباره شرائط تعلق زكات به اين امور نه گانه و درباره مقدار زكات و درباره مصرف آن كه به چه مصارفى بايد برسد بحث مى‏شود. در قرآن «زكات‏» غالبا همرديف نماز ذكر مى‏شود. در قرآن از مسائل زكات فقط مصارف آن توضيح داده شده است، آنجا كه مى‏فرمايد:

انما الصدقات للفقراء و المساكين و العاملين عليها و المؤلفة قلوبهم و فى الرقاب و الغارمين و فى سبيل الله و ابن السبيل. (1)

صدقات براى نيازمندان و تهيدستان و ماموران جمع‏آورى آنها، و مردمى كه بايد دل آنها به دست آيد، و در راه آزادى بردگان، و قرض داران و در راه خيرى كه به خدا منتهى گردد و مسافران بى توشه مى‏باشد.

4. كتاب الخمس. خمس نيز مانند زكات نوعى پرداخت مالى شبيه ماليات است. خمس يعنى يك پنجم. از نظر اهل تسنن تنها غنائم جنگى است كه يك پنجم آن به عنوان خمس بايد به بيت المال منتقل شود و صرف مصالح عموم گردد. ولى از نظر شيعه غنائم جنگى يكى از چيزهائى است كه بايد خمس آن پرداخت‏شود. علاوه بر آن، معادن، گنجها، مالهاى مخلوط به حرام كه تشخيص آنها و مالك آنها مقدور نيست، زمينى كه كافر ذمى از مسلمان مى‏خرد، آنچه از طريق غواصى به دست مى‏آيد و مازاد عوائد سالانه نيز بايد تخميس شوند و خمس آنها داده شود. خمس در مذهب شيعه بودجه هنگفتى است كه قسمت مهم بودجه يك كشور را مى‏تواند تامين كند.

5. كتاب الصوم. صوم يعنى روزه. چنانكه مى‏دانيم در حال روزه از خوردن و آشاميدن، آميزش جنسى و سر زير آب فرو كردن و غبار غليظ به حلق فرو بردن و برخى چيزهاى ديگر بايد اجتناب كرد. هر سال قمرى يك ماه يعنى ماه مبارك رمضان بر هر مكلف بالغى كه عذرى نداشته باشد واجب است روزه بگيرد. روزه به طور كلى در غير ماه رمضان مستحب است. دو روز در سال روزه حرام است: عيد فطر و عيد اضحى. بعضى روزها روزه مكروه است مانند روز عاشورا.

6. كتاب الاعتكاف. اعتكاف به حسب معنى لغوى يعنى مقيم شدن در يك محل معين. ولى در اصطلاح فقهى عبارت است از نوعى عبادت كه انسان سه روز يا بيشتر در مسجد مقيم مى‏شود و پا بيرون نمى‏گذارد و هر سه روز روزه مى‏گيرد. اين كار شرائط و احكامى دارد كه در فقه مسطور است. اعتكاف فى حد ذاته مستحب است نه واجب، ولى اگر انسان آن را شروع كرد و دو روز گذشت روز سوم واجب مى‏شود. اعتكاف بايد در مسجد الحرام يا مسجد النبى يا مسجد گوفه يا مسجد بصره صورت گيرد و حد اقل اين است كه در يك مسجد جامع يك شهر صورت گيرد. اعتكاف در مساجد كوچك جايز نيست. پيغمبر اكرم دهه آخر رمضان اعتكاف مى‏فرمود.

7. كتاب الحج. حج همان عمل معروفى است كه در مكه و اطراف مكه وسيله حجاج انجام مى‏شود و معمولا توام با عمره است. اعمال حج عبارت است است:

احرام در مكه، وقوف در سرزمين عرفات، وقوف شبانه در سرزمين مشعر، رمى جمرة العقبه، قربانى، حلق يا تقصير، طواف، نماز طواف، سعى بين صفا و مروة، طواف النساء، نماز طواف النساء، رمى جمرات، بيتوته در منى.

8. كتاب العمرة. عمرة نيز نوعى حج كوچك است. ولى معمولا براى حجاج واجب است كه اول عمره را بجا آورند و بعد حج را. اعمال عمرة عبارت است از:

احرام در يكى از ميقاتها، طواف خانه كعبه، نماز طواف، سعى بين صفا و مروه، تقصير.

شيخ بهائى براى اينكه اعمال عمره و حج و ترتيب آنها در اذهان طلاب باقى بماند آنها را با رمز حرف اول آنها در يك شعر جمع كرده است و آن اين است:

«اطرست‏» للعمرة اجعل نهج «او وارنحط رس طرمر» لحج به اين ترتيب:

الف - احراف

ب - طواف

ر - ركعتين طواف

س - سعى بين صفا و مروه

ت - تقصير

مجموع اينها كلمه «اطرست‏» را تشكيل مى‏دهد كه رمز عمره است. و باز:

الف - احرام

و - وقوف در عرفات

و - وقوف در مشعر الحرام

الف - افاضه (يعنى كوچ كردن) از عرفات و مشعر به سرزمين منا.

ر - رمى جمرة العقبه.

ن - نحر يعنى قربانى

ح - حلق يعنى تراشيدن سر، و براى كسى كه حج او حج اول نيست چيدن مقدارى مو يا ناخن.

ط - طواف حج.

ر - ركعتين طواف حج.

س - سعى ميان صفا و مروه.

ط - طواف النساء.

ر - ركعتين طواف.

م - مبيت (يعنى بيتوته) در منا.

ر - رمى جمرات.

بنا بر آنچه ما اعمال حج را شرح داديم مجموع اعمال سيزده تا است ولى در اين شعر چهارده‏تا آمده است. سر مطلب اين است كه شيخ بهائى افاضه از عرفات و مشعر، يعنى كوچ كردن از آنجا به طرف منا را عملى مستقل شمرده است، در صورتى كه عمل مستقل نيست.

9. كتاب الجهاد. در اين كتاب مسئله جنگهاى اسلامى مطرح است. اسلام دين اجتماعى و مسئوليتهاى اجتماعى است. از اين رو جهاد در متن دستورات اسلام قرار گرفته است. جهاد بر دو قسم است: ابتدائى و دفاعى. از نظر فقه شيعه جهاد ابتدائى منحصرا زير نظر پيغمبر اكرم يا امام معصوم مى‏تواند صورت گيرد و لا غير. اين چنين جهادى تنها بر مردان واجب است ولى جهاد دفاعى در همه زمانها بر همه مردم اعم از مرد و زن واجب است.

ايضا جهاد يا داخلى است‏يا خارجى. اگر گروهى از مردم بر امام مفترض الطاعة مسلمين خروج كنند آنچنانكه خوارج يا اصحاب جمل و اصحاب صفين كردند جهاد با آنها نيز واجب است. در فقه، احكام جهاد و احكام ذمه يعنى شرائط پذيرفتن غير مسلمان تحت عنوان تابعيت دولت اسلامى، و همچنين درباره صلح ميان دولت اسلامى و دولت غير اسلامى به تفصيل بحث مى‏شود.

10. امر به معروف و نهى از منكر. اسلام به حكم اينكه دين اجتماعى و مسؤوليتهاى اجتماعى است و محيط مناسب را شرط اصلى اجراء برنامه آسمانى و سعادت بخش خود مى‏داند يك مسؤوليت مشترك براى عموم به وجود آورده است. همه مردم موظفند كه پاسدار فضيلتها و نيكيها و نابود كننده بديها و نادرستيها باشند. پاسدارى نيكيها به نام «امر به معروف‏» و ستيزه‏گرى با بديها « نهى از منكر» ناميده مى‏شود. «امر به معروف و نهى از منكر» در فقه اسلامى، شرائط و مقررات و نظاماتى دارد كه در فقه مسطور است.

تا اينجا ده باب عبادات پايان مى‏پذيرد و نوبت عقود مى‏رسد.

پى‏نوشتها

1- سوره توبه، آيه 60.