فرهنگ و تمدن

آن چيزى كه ملتها را مى‏سازد فرهنگ صحيح است.

فرهنگ مبدا همه خوشبختيها و بدبختيهاى ملت است.

اگر فرهنگ درست بشود يك مملكت اصلاح مى‏شود.

اگر فرهنگ، فرهنگ صحيح باشد جوانهاى ما صحيح بار مى‏آيند.

اگر مشكلات فرهنگى و آموزشى به صورتى كه مصالح كشور اقتضا مى‏كند حل شود،ديگر مسائل به آسانى حل مى‏گردد.

اساسا فرهنگ هر جامعه هويت و موجوديت آن جامعه را تشكيل مى‏دهد ; و باانحراف فرهنگ، هر چند جامعه در بعدهاى اقتصادى، سياسى، صنعتى و نظامى‏قدرتمند و قوى باشد ولى پوچ و پوك و ميان‏تهى است.

اگر ما وابستگى فرهنگى داشته باشيم دنبالش وابستگى اقتصادى هم هست، وابستگى اجتماعى هم هست، سياسى هم هست، همه اينها هست.

راس همه اصلاحات اصلاح فرهنگ است، و نجات جوانهاى ما از اين وابستگى به‏غرب.

مقدار صدمه‏اى كه ايران از متفكرين و متجددين فرنگ‏رفته خوده است، از هيچ‏كس نخورده است.

كمال تاسف است كه كشور ما كه حقوق اسلامى و قضاى اسلامى و فرهنگ اسلامى‏دارد، اين فرهنگ را، اين حقوق را ناديده گرفته است و دنبال غرب رفته‏است.

تا اين مغز استعمارى را ما عوض نكنيم، يك مغز استقلالى جايش نگذاريم‏نمى‏توانيم اين مملكت را اداره كنيم.

فرهنگ استعمارى، جوان استعمارى تحويل مملكت مى‏دهد.

با انحراف فرهنگ، كشور به انحراف كشيده مى‏شود.

راه اصلاح يك مملكتى اصلاح فرهنگ آن مملكت است، اصلاح بايد از فرهنگ‏شروع شود.

استقلال و موجوديت هر جامعه از استقلال فرهنگ آن نشات مى‏گيرد.

ما با تمدن مخالف نيستيم، با تمدن صادراتى مخالفيم ; تمدن صادراتى ما رابه اين روز نشانده است.

ما تمدنى را مى‏خواهيم كه بر پايه شرافت و انسانيت استوار باشد.