انسان‏شناسى

انسان عصاره همه موجودات عالم است.

انسان يك موجود عجيبى است در جميع طبقات موجودات و مخلوقات بارى‏تعالى، هيچ موجودى مثل انسان نيست، اعجوبه‏اى است كه از او يك موجود الهى ملكوتى ساخته مى‏شود و يك موجود جهنمى شيطانى.

انسان يك اعجوبه‏اى است كه از هر دو طرف غير متناهى است: از طرف سعادت غير متناهى و از طرف شقاوت غير متناهى.

مبدأ همه خطرها براى انسان خود آدم است، و مبدأ اصلاح هم از خود آدم بايد شروع شود.

هر اصلاح نقطه اولش خود انسان است.

انسان وقتى درست بشود همه چيز درست مى‏شود.

راه مستقيم الهى است كه مى‏تواند انسان را از نقص رو به كمال ببرد.

انسان تا آخر عمرش هيچگاه از شر شيطان و نفس مأمون نيست.

گاهى وقتها بلا براى انسان نعمت است، گاهى وقتها نعمت بلاست.

شكم و نان و آب ميزان نيست، عمده شرافت انسانى است.

شرافت انسانى به اين است كه در مقابل زور بايستيد.

مگر عزت و شرف و ارزشهاى انسانى، گوهرهاى گرانبهايى نيستند كه اسلاف صالح اين مكتب، عمر خود و ياران خود را در راه حراست و نگهبانى از آن وقف نمودند.

بزرگتر [ين‏] چيزى كه انسان اگر آن را داشته باشد «كمال بزرگ» دارد اين است كه حق را براى حق بخواهد.

به مجرد احراز اشتباه و خطا، از آن برگرديد و اقرار به خطا كنيد، كه آن كمال انسانى است.

انسان كامل آن است كه آن چيزى كه از خودش صادر مى‏شود اگر باطل است، دنبال اين باشد كه اصلاحش بكند و ابايى از آن نداشته باشد كه اقرار به باطلش بكند.

بشر تا در سايه مسلسل و توپ و تانك مى‏خواهد ادامه حيات بدهد نمى‏تواند انسان باشد، نمى‏تواند به مقاصد انسانى برسد.

طبيعى ساختمان بشرى است كه هرچه ستمكارى و ظلم و بى‏عدالتى در جامعه و ملتى اوج گيرد، به همان نسبت قوه مقاومت در ملت رشد مى‏كند.

اين چيزى كه مطرح است در جنگ عدد نيست، آن چيزى كه مطرح است آن قدرت فكرى انسان است .