باب الشكوى الى الاخوان

شكايت‏بردن پيش برادران

1-عن الحسن بن راشد،قال:قال لى ابو عبد الله عليه السلام:يا حسن اذا نزلت‏بك نازله فلا تشكها الى احد من اهل الخلاف،فانك ان فعلت ذلك شكوت ربك،و لكن اذكرها لبعض اخوانك،فانك لن تعدم خصله من اربع:اما تقويه بمال و اما معونه بجاه،و اما مشوره براى،و اما دعوه مستجابه،يا حسن اذا سالت مؤمنا حاجه فهى‏ء له المعاذير قبل ان يعذر،فان اعتذر فاقبل عذره،و ان ظننت ان الامور على خلاف ما قال:و اذا ساءلت منافقا حاجه فلا تقبل عذره و ان عرفت عذره.

1-امام صادق عليه السلام به حسن بن راشد فرمود:اى حسن:اگر تو را مشكلى پيش آمد نزد مخالفان به شكايت مرو چه اگر چنين كنى از خدا شكايت كرده‏اى بلكه درد خود را به يكى از برادرانت‏بگو زيرا از چهار خصلت‏بيرون نخواهى بود يا اينكه به مال تو را كمك مى‏كنند،يا به جاه و مقام تو را يارى مى‏كنند و يا به مشورت درباره تو راى مى‏دهند،و يا دعائى خواهند كرد كه بر آوردنى است.اى حسن هر گاه از مؤمن حاجتى خواستى پيش از آنكه بهانه بياورد،براى وى بهانه‏هائى بينديش و اگر پوزش خواست از وى بپذير و اگر چه گمان كنى كه امر بر خلاف گفته او است و اگر به منافق حاجتى بردى عذرش را نپذير اگر چه بهانه او را تصديق كنى.