1-حدثنا محمد بن يحيى العطار عن احمد بن محمد بن عيسى عن بعض اصحابنا عن يونس بن عبد الرحمن بن ابى جعفر الثانى عليه السلام،قال:قام الى امير المؤمنين عليه السلام رجل بالبصره فقال:يا امير المؤمنين اخبرنا عن الاخوان.فقال:الاخوان صنفان اخوان الثقه،-و اخوان المكاشره.
فاما اخوان الثقه فهم كالكف و الجناح-و الاهل-و المال،و اذا كنت من اخيك على ثقه-فابذل له مالك و يدك،و صاف من صافاه-و عاد من عاداه و اكتم سره-و اعنه-و اظهر منه الحسن،و اعلم ايها السائل انهم اقل من الكبريت الاحمر.
و اما اخوان المكاشره فانك تصيب منهم لذتك و لا تقطعن ذلك منهم،و لا تطلبن ماوراء ذلك من ضميرهم،و ابذل ما بذلوا لك من طلاقه الوجه-و حلاوه اللسان.
1-امام حسن عسگرى عليه السلام فرمودند:مردى در بصره نزد على عليه السلام آمد و گفت:يا امير المؤمنين ما را از برادران آگهى ده.على عليه السلام فرمودند:برادران دو دستهاند،برادران مورد اعتماد و برادران ظاهر ساز. (1) برادران معتمد به منزله دست و بال و خانواده و مالاند پس چون درباره برادر خود به پايه اعتماد رسيدى مال و تن خويش را در راه او نثار كن و با هر كه با وى دوستى بى آلايش دارد دوستخالص باش،و با دشمنش دشمنى كن،و رازش را بپوشان،و ياريش كن،و نيكوئى او را آشكار ساز،اى سئوال كننده بدان كه اينگونه برادران از گوگرد سرخ نايابترند.اما برادران ظاهر ساز از آنان حظ خود را مىبرى پس دوستى از آنها مبر،و بيش از اين از ضمير آنان مخواه و از گشاده روئى و شيرين زبانى كه با تو كردند از آنها دريغ نكن.
پىنوشت:
1-اخوان المكاشره را مترجمين به گونههاى مختلف معناكردهاند،برخى برادران گشاده روئى (سيد محمد مشكواه) ،برادران خنده رو (سيد جواد مصطفوى) اما تعبير ظاهر ساز متعلق به مدرس گيلانى در ترجمه كتاب خصال صدوق است.