قرآن در قالب 114 سوره، و هر سوره شامل آياتى چند، صورت بسته است. در اين فصل به بررسى معانى آيه، سوره، اسامى و دستهبندى سورههاى قرآن و نيز تعداد آيات و كلمات قرآن مىپردازيم.
(2) راغب نيز گفته است: «الآية هي العلامة الظاهرة» (3) .
در استعمالات قرآن، همين معناى لغوى با رعايت جهات و حيثيات مختلف بهكار رفته است:
1. نشانه و علامت: قال رب اجعل لى آية; (4) گفت: «پروردگارا، نشانهاى براى من قرار ده.»
2. معجزه: هذه ناقة الله لكم آية; (5) اين، ماده شتر خدا براى شماست كه پديدهاى شگرف است.
ولئن اتيت الذين اوتوا الكتاب بكل آية ماتبعوا قبلتك; (6) اگر هر معجزهاى براى اهل كتاب بياورى، قبله تو را پيروى نمىكنند.
3. حكم: ما ننسخ من آية او ننسها نات بخير منها او مثلها; (7) هر حكمى را نسخ كنيم يا آن را به دست فراموشى بسپاريم، بهتر از آن يا مانندش را مىآوريم.
پس بر (8) آنان طوفان و ملخ و كنه ريز و غوكها و خون را به صورت نشانههاى آشكار فرستاديم.
5. انبيا و اولياى الهى: لقد كان فى يوسف واخوته آيات للسائلين; (9) به راستى در [سرگذشت] يوسف و برادرانش براى پرستندگان عبرتهاست.
معجزه، آيت و نشانهاى از جانب خداست بر صدق گفتار پيامبر و ناتوانى بشر از انجامدادن مثل آن. احكام و تكاليف الهى، به اعتبار تقوا و تقربى كه به واسطه آنها حاصل مىگردد، آيات و علايمند. موجودات خارجى از آن جهت كه وجود آنها خبر از وجود صانع مىدهد، آيات الهىاند و در نهايت، پيامبران و اولياى الهى از آن رو كه قول و فعل آنان مردم را به سوى خدا دعوت مىكند، آيات، عبرتها و نشانههاى عظمتخداوندند. (10)
و اما آيه در اصطلاح، ريشه قرآنى دارد و در مواردى چند به كار رفته است:
1. كتاب فصلت آياته قرآنا عربيا لقوم يعلمون; (11) كتابى است كه آيات آن به روشنى بيان شده... .
2. المر. تلك آيات الكتاب; (12) الر. اين است آيات كتاب.
3. الر. تلك آيات الكتاب الحكيم; (13) الر. اين است آيات كتاب حكمتآموز.
4. واذا تليت عليهم آياته زادتهم ايمانا; (14) و چون آيات او بر آنان خوانده شود بر ايمانشان بيفزايد.
در موارد فوق، آيه به كلمه يا كلماتى از قرآن اطلاق مىگردد كه از قبل و بعد خود جدا بوده و در ضمن سورهاى آمده باشد.
سورة انزلناها وفرضناها وانزلنا فيها آيات بينات; (15) سورهاى است كه آن را نازل و فرض گردانيديم و در آن آياتى روشن فرو فرستاديم.
«سوره» در لغت به صورت مهموز و غيرمهموز به كار رفته است.
1. در صورت اول از «سؤر» به معناى نيم خورده و باقىمانده آب يا هر چيز ديگرى است و جمع آن اسآر است.
2. در صورت غيرمهموز بودن، گاه از ريشه «سور» به معناى بارو و ديوار است; همانگونه كه عرب به ديوارى كه شهر را احاطه مىكند «سور المدينه» مىگويد. راغبمىگويد: «سور المدينة، حائطها المشتمل عليها و سورة القرآن تشبيها بها لكونه محاطا بها، احاطة السور بالمدينة.» (16) سور، به اين معنا به اسوار و سيران جمع بسته مىشود.
3. سوره در اصل لغت به معناى علو و منزلت است. ابن فارس مىگويد: «السين و الواو و الراء اصل واحد يدل على علو و ارتفاع.»
نابغه ذبيانى در شعرى خطاب به نعمان بن منذر گفته است:
ا لم تر ان الله اعطاك سورة ترى كل ملك دونها يت-ذب-ذبخداوند چنان جايگاهى و مقامى به تو داده است كه سلطنت پادشاهان دربرابر آن كوچك است.
سوره آنگاه كه در معناى مقام و منزلت به كار رود به سور، سور، سورات و سورات جمع بسته مىشود. هر يك از معانى سه گانه فوق با سوره در اصطلاح قرآن كه در يك قالب خاص با بسمله شروع مىگردند، سازگارى دارند.
اما اگر ريشه مهموز داشته باشند، از آن جهت كه قطعهاى از قرآن است به آن سوره گفتهاند. يا آن كه سوره قرآن چون دژى تسخيرناپذير و غيرقابل نفوذ است; همانطور كه برج و باروى شهر كه بر شهر و هر آنچه در آن است احاطه دارد، سوره نيز گرداگرد آيات را فراگرفته و آنها را به هم ربط داده است.
در معناى سوم نيز چون سوره كلام خداست، داراى شرافت و منزلت و مقام رفيع است، و يا آن كه قراءت و تلاوت آن موجب رفعتشان و برترى مقام قارى مىگردد.
به نظر مىرسد از احتمالات سهگانه، احتمال سوم صحيحتر باشد; چرا كه سوره در اصطلاح قرآن به سور جمع بسته مىشود و اين جمع تنها در مورد احتمال و معناى سوم به كار رفته است.
سوره در شكل مفرد در نه مورد از قرآنكريم بهمعناى اصطلاحى آن ديده مىشود.
در زمينه حكمت و علت تقسيم قرآن به سورههاى مختلف كه كوچكترين آنها سوره كوثر با سه آيه و بزرگترين آنها سوره بقره با 286 آيه است، قرآنشناسان فوايدى را برشمردهاند. مسلما اين كه خداوند چنين تقسيمى را در كتاب جاودان خويش به كار برده است بدون حكمت و غايت نبوده است. در قرآن بالاترين دقتها و ظرافتها به كار رفته و حتى در تنظيم حروف و كلمات آن عنايتخاصى وجود داشته است.
ما برخى از فوايد تقسيم قرآن به سورهها را ذكر نموده و يادآور مىشويم كه قطعا فوايد به اين موارد محدود نمىگردند.
1. اهداف مختلف و موضوعات متفاوت در قرآن: در بسيارى از سورهها هدف خاصى مورد نظر است كه محور همه آيات آن سوره است. حتى بعضى از مفسران عقيده دارند كه هر سوره يك هدف خاصى را تعقيب مىكند. (17) اين هدف خاص، آيات مربوط را در قالب يك سوره در كنار هم جاى داده است; به عنوان مثال سوره يوسف و يا نمل و يا فيل و... در سرگذشتيك پيامبر و يا يك واقعه تاريخى است.
2. سهولت در فراگيرى، قراءت و حفظ قرآن: تقسيم و تفكيك ميان سورهها تعليم و تعلم رابراى جويندگان و مشتاقان كلام خداوند آسانتر مىكند و آنان پس از آموختن بخشى از كلام خداوند و يا حفظ آن چونان كسى كه يكى از مراحل سعادت را طىكرده و در فتح آن توفيق يافته، نسبت به قسمتهاى ديگر قرآن مشتاقتر مىشوند. چون قارى قرآن سورهاى را به پايان مىبرد، به شروع سوره ديگر راغبتر مىشود. اين امر به ويژه در حفظ قرآن مشهودتر است; چرا كه تقسيم قرآن به قطعهها و سورههاى كوچك و بزرگ، مشكل حفظ را حل نموده و اگر چنين نبود، هم انگيزه براى حفظ قرآن كمتر مىشد و هم حفظ آن دشوارتر.
3. صيانت و حفاظت قرآن از تحريف: يكى از هنرمندىهاى قرآن و جنبههاى اعجاز آن همين تقسيمبندى كتاب به قطعات مستقلى به نام سوره است. اين امر سبب گرديد تا حفظ آنها بهويژه سورههاى مكى كه در آغاز نزول سورههايى كوچك و موزون بودند، به راحتى صورت گيرد و لااقل هر مسلمانى تعدادى از اين سورهها را در خاطره و حافظه خويش بايگانى كند. البته حافظان كل قرآن نيز - چنان كه در آينده ذكر خواهيم نمود - كم نبودهاند.
4. مانند ناپذيرى حتى در كوچكترين سوره: تقسيم قرآن به سورههايى كه دامنه اختلاف آيات آنها بسيار زياد است، خود پديده جالب ديگرى است; زيرا قرآن، كه در آيات «تحدى» همگان را به مبارزه دعوت كرده است، تا اگر مىتوانند حتى يك سوره همانند قرآن بياورند، با تقسيم خود به سورههاى كوچك و بزرگ اشاره به اين حقيقت نموده كه بلندى و كوتاهى سورهها شرط اعجاز نيست و هر سوره هر قدر هم كوچك باشد در اوج اعجاز و عظمت قرار دارد.
قرآنشناسان در يك تقسيمبندى كلى سورههاى قرآن را به چهار گروه عمده تقسيم نموده و بر آن نام خاصى نهادهاند.
1. السبع الطول: (طول جمع طولى مؤنث اطول، مثل كبر جمع كبرى) هفتسوره بزرگ قرآن كه اكثر گفتهاند عبارتند از: بقره، آل عمران، نساء، مائده، انعام، اعراف، اما در مورد هفتمين سوره اختلاف است كه به نقل از سعيد بن جبير سوره يونس است، و بعضى ديگر سوره كهف گفتهاند. (18)
2. المئون: اين سورهها از «طول» كوتاهتر بوده، و آياتشان متجاوز از صد آيه است كه عبارتند از: التوبه، النحل، هود، يوسف، الكهف، الاسراء، الانبياء، طه، المؤمنون، الشعراء و الصافات.
3. المثانى: سورههايى كه آياتشان از صد كمتر است كه تقريبا بيستسورهاند. دليل آن كه اين سورهها را مثانى گفتهاند، قرار گرفتن اين سورهها پس از «مئون» است. «ثنى» به معناى ميل و عطف است. وجوه ديگرى نيز براى معناى مثانى ذكر كردهاند.
4. المفصل: سورههاى كوتاه را مفصل ناميدهاند. چون كوتاهند و با «بسمله» از هم فصل و جدا مىشوند. و يا آن كه فواصل آيات در اين سورهها به نسبت زيادتر است. در اين كه آخرين سوره از مفصل «ناس» است، اختلافى نيست. اما در مورد اولين سوره مفصل، اختلاف فراوانى است. سيوطى دوازده قول را نقل كرده كه از ميان آنها التمهيد سوره «الرحمن» را انتخاب نموده است; در حالى كه مناهل العرفان و موجز علومالقرآن، اولين سوره مفصل را «حجرات» ذكر كردهاند. (19)
در حديثى از رسول خدا(ص) نقل شده است كه فرمود:
اعطيت مكان التوراة، السبع الطول، و اعطيت مكان الزبور، المئين و اعطيت مكان الانجيل، المثاني و فضلت بالمفصل; (20)
به جاى تورات، هفتسوره بلند قرآن و به جاى زبور، سورههاى مئون و بهجاى انجيل، سورههاى مثانى به من داده شد و با وجود سورههاى مفصل بر ديگران برترى يافتم.
نوع ديگرى دستهبندى براى سورههاى قرآن ذكر نمودهاند; نظير سورههاى ممتحنات، مسبحات، حواميم (آنها كه با «حم» آغاز مىشوند) و سورههاى عزائم (سورههايى كه سجده واجب دارند: سجده، فصلت، نجم و علق).
در زمينه دستهبندى سورهها در بخش چهارم در بحث مربوط به خصوصيات مصاحف اصحاب نيز سخن خواهيم گفت.
1. عدد سورهها و آيهها
عدد سورههاى قرآن به اتفاق همگان 114 است. اما در شمار آيات قرآن اختلاف وجود دارد. اين اختلاف هرگز به معناى كم يا زياد شدن آيات نيست، بلكه تنها به نحوه شمارش آيات در سورهها برمىگردد. گفتهاند دليل اختلاف اين بوده است كه پيامبر اكرم(ص) ابتدا در راس هر آيه توقف كرده پس از معلوم شدن، آن آيه را به آيهاى ديگر وصل مىفرمود. به همين جهت بعضى توهم مىكردند كه وصل آنحضرت دليل بر عدم اتمام آيه است. اين امر سبب گرديد كه ميان مسلمانان درشمار آيات قرآن اختلاف به وجود آيد. (21)
علت ديگر اين اختلاف را مىتوان اختلاف سليقهها و تشخيصهاى متفاوت قاريان دانست. گرچه عموم دانشمندان علوم قرآنى عقيده دارند كه تعيين آيات امرى توقيفى بوده است، اما در هر صورت اختلاف در شمارش حروف مقطعه به عنوان يك آيه مستقل و يا بعضى از آيات كه امكان تفكيك آنها به دو آيه بوده است، منجر به بروز اختلاف در عدد آيات قرآن گشته و مكاتب مختلفى در اين زمينه به وجود آمده است.
بار ديگر تاكيد مىكنيم كه اين اختلاف، صرفا يك اختلاف شكلى و ظاهرى و شمارشى است و در مورد اصل آيات و كلمات قرآن هيچ گونه اختلافى وجود ندارد.
هر يك از قاريان قرآن در شهرهاى مهم اسلامى، مكتب و عقيدهاى در مورد تعداد آيات داشتند كه به عدد شهرشان معروف گشت. به عنوان مثال وقتى گفته مىشود، عدد مكى يعنى عدد آيات قرآن در نظر مردم و اهل مكه كه به يك يا چند تن از قاريان مشهور آن شهر نسبت داده مىشده است.
كسانى كه تعداد آيات قرآن را 6236 آيه دانستهاند، عدد كوفى را بر ساير عددها ترجيح دادهاند. اين عدد منسوب به حمزة بن حبيب زيات و ابوالحسن كسائى و خلف بن هشام است. حمزه گفته است، اين عدد را ابن ابى ليلى از ابوعبدالرحمن سلمى از علىبنابىطالب(ع) نقل كرده است. (22)
2. عدد كلمات قرآن
در تعداد كلمات قرآن نيز ميان مفسران و معجمنويسان اختلاف نظر وجود دارد. اين اختلاف نيز تنها به جهت نحوه محاسبه كلمات قرآن مجيد است، نهچيزديگر. مقايسه ميان ارقامى كه تفسيرنويسان، فرهنگ نويسان و تاريخ قرآن نويسان در كتب خويش ارائه دادهاند، نشان مىدهد كه ميدان تغييرات (اختلاف بين بزرگترين و كوچكترين اندازه متغير) براى كلمات قرآن بيش از 8000 كلمه است!
با همتى كه دكتر محمود روحانى در تدوين فرهنگ آمارى قرآن كريم (المعجم الاحصائى للقرآن الكريم) انجام داده همه اين اختلافات از ميان برداشته شده است. اين مجموعه كمنظير كه با دقتى تمام به انجام رسيده است، بىگمان دقيقترين معجم و فرهنگى است كه آمار كلمات و واژههاى قرآنى را در زمينههاى مختلف به دست مىدهد.
شمارش كلمات قرآن در اين فرهنگ به دو روش مختلف صورت گرفته است:
1. شمارش مستقيم (كلمه شمارى): در اين روش تمام كلمات قرآن، آيه به آيه در هر سوره براساس جداول مختلف شمارش شده و در نتيجه تعداد كل كلمات قرآن 77807 بوده است.
2. شمارش غيرمستقيم (شمارش كلمات مشتق و غيرمشتق): كه در دو مرحله به شرح زير صورت گرفته است:
الف) شمارش كلمات مشتق: در اين مرحله كليه كلمات مشتق قرآن، بر حسب حرف اول ماده آنها، آيه به آيه در هر سوره مورد شمارش قرار گرفته است.
ب) شمارش كلمات غيرمشتق: در اين مرحله كليه كلمات غيرمشتق قرآن، آيه به آيه در هر سوره شمرده شده و با استفاده از اطلاعات مربوط به كلمات مشتق، آمار كلمات مشتق و غيرمشتق قرآن تنظيم شده است.
به اين ترتيب از مقايسه دو روش پيشگفته و انطباق نتايج آنها با يكديگر، اطمينان حاصل شده است كه آمار به دست آمده، يعنى:
114 سوره
6236 آيه
77807 كلمه
مىتواند از اعتبار علمى كافى برخوردار باشد.
در اين فرهنگ ضمن اشاره به چند نكته در نحوه محاسبه آيات و كلمات، بهخاطر هماهنگى با ساير معاجم قرآنى آمار آيه «بسمله» فقط در سوره حمد بهحساب آمده است.
نظر به ارزش علمى و عملى فرهنگ آمارى قرآن كريم، آمار آيات و كلمات قرآن را كه از منابع مختلف نقل شده و ميان آنها مقايسه گرديده عينا از اين كتاب در قسمت مطالعه آزاد نقل مىكنيم (23) .
بسيارى از سورههاى قرآن كريم داراى يك عنوان و اسمند و تعدادى ديگر دو يا چند نام دارند; مثلا برخى از سورههايى كه دو نام دارند، عبارتند از: حم عسق شورى; جاثيه الشريعة; قتال محمد; الرحمن عروس القرآن.
سورههايى كه سه نام دارند: مائده العقود المنقذه; غافر الطول المؤمن.
نمونهاى از سورههايى كه براى آنها چندين نام ذكر گرديدهاست: براءة التوبة الفاضحه الحافره. جلال الدين سيوطى براى اين سوره بيش از ده اسم ذكر كرده است. (24)
براى سوره مباركه «حمد» بيش از بيست نام به شرح ذيل ذكر كردهاند: الحمد، فاتحة الكتاب، ام الكتاب، فاتحة القرآن، ام القرآن، القرآن العظيم، السبع المثانى، الوافيه، الكنز، الكافية، الاساس، النور، الشكر، الحمد الاولى، الحمد القصرى، الراقيه، الشفاء، الشافيه، الصلوة، الدعاء، السؤال، المناجاة و التفويض (25) .
در تسميه و نامگذارى سورههاى قرآن جهات مختلفى مورد نظر بوده است.
1. نامگذارى به اعتبار موضوعى كه سوره از آن بحث مىكند: مثل سوره نساء، حج، توحيد، انبياء، احزاب، مؤمنون، منافقون و كافرون.
2. نامگذارى سورهها به نام پيامبران يا اشخاصى كه داستان آنها در سورهها آمدهاست; مثل سورههاى نوح، هود، ابراهيم، يونس، يوسف، سليمان، محمد، لقمان، مريم، آل عمران، مؤمن و كهف.
3. نامگذارى سورهها به اعتبار حروف مقطعهاى كه در اول سوره وجود دارد: مثل سورههاى ق، ص، يس و طه.
4. نامگذارى سورهها به نام بعضى از حيوانات كه در هر مورد ويژگى خاصى مورد نظر بوده است: نظير سورههاى بقره، نحل، نمل و عنكبوت.
5. نامگذارى سوره براساس مهمترين قسمتسوره: مانند سورههاى جمعه، فتح، واقعه، حديد و مطففين.
6. نامگذارى براساس اولين نامى كه در سوره به آن سوگند خورده شدهاست: مانند سورههاى الفجر، الشمس، الضحى، التين و العاديات.
به طور كلى مىتوان گفت معيار عمده در نامگذارى، مهمترين موضوعى بوده است كه در سوره مطرح شده و يا جالبترين چيزى كه در سوره محور آيات قرار گرفته است.
برخى بر اين عقيدهاند كه نامگذارى سورهها توقيفى است; به اين معنا كه تنها بايد از جانب پيامبر صورت گرفته باشد و ديگران مجاز به تعيين نام براى سورههاى قرآن نيستند.
سيوطى مىگويد:
در بسيارى از سورهها كه داستان انبيا و يا داستان اقوام مختلف وجودداشته، سوره به نام آنها نام گرفتهاست! ولى در قرآن سورهاى به نام «موسى» يا «آدم» وجودندارد، با آن كه نام موسى و داستان آن حضرت بهصورت گسترده در قرآن ذكر شده است. تا آن جا كه بعضى گفتهاند همه قرآن در مورد حضرت موسى است! داستان حضرت آدم نيز در سورههاى متعدد آمده است. همين امر نشان مىدهد كه نامگذارى توقيفى بوده و گرنه شايسته بود مسلمانان يكى از سورههاى طه، قصص و اعراف را، كه داستان حضرت موسى در آنها به صورت مفصل آمده، به نام آن حضرت نامگذارى كنند. (26)
(27)
علامه طباطبائى معتقد است روشهاى نامگذارى سورهها، توقيفى بودن آنها را نفى مىكند. بسيارى از اين نامها در عصر پيامبر در اثر كثرت استعمال تعين پيداكردهاند و هيچ گونه توقيف شرعى ندارند. (28)
پىنوشتها
1. ر.ك: مناهل العرفان، ج1، ص338-391; دكتر راميار، تاريخ قرآن، ص549.
2. مقاييس اللغة.
3. مفردات.
4. مريم (19) آيه 10
5. اعراف (7) آيه 73.
6. بقره (2) آيه 145.
7. همان، آيه 106.
8.اعراف (7) آيه 133.
9. يوسف (12) آيه 7.
10. الميزان، ج1، ص250.
11. فصلت (41) آيه 3.
12. رعد (13) آيه 1.
13. يونس (10) آيه 1.
14. انفال (8) آيه 2.
15. نور (24) آيه 1.
16. مفردات; الاتقان، ج1، ص165.
17. ر.ك: كتب تفسير از جمله الميزان در اوايل تفسير سورهها.
18. الاتقان، ج1، ص199، نوع 18.
19. ر.ك: همان، ص200، نوع 18; التمهيد، ج1، ص251; مناهل العرفان، ج1، ص352; موجز علوم القرآن، ص180.
20. الاتقان، ج1، ص180، نوع 17.
21. همان، ص21، نوع 19; موجز علوم القرآن، ص181.
22. الاتقان، ج1، ص211.
23. ر.ك: المعجم الاحصائى، ج1، ص25 به بعد.
24. الاتقان، ج1، ص172 و173.
25. ر.ك: همان، ص167-171، با تفصيل كامل آيات; پژوهشى در تاريخ قرآن، ص 100; البرهان، ج1، ص367.
26. الاتقان، ج1، ص178.
27. البرهان، ج1، ص368 و 369.
28. ر.ك: قرآن در اسلام، ص219.