فصل چهارم: آيه و سوره در قرآن

قرآن در قالب 114 سوره، و هر سوره شامل آياتى چند، صورت بسته است. در اين فصل به بررسى معانى آيه، سوره، اسامى و دسته‏بندى سوره‏هاى قرآن و نيز تعداد آيات و كلمات قرآن مى‏پردازيم.

الف) معناى آيه (1)

(2) راغب نيز گفته است: «الآية هي العلامة الظاهرة‏» (3) .

در استعمالات قرآن، همين معناى لغوى با رعايت جهات و حيثيات مختلف به‏كار رفته است:

1. نشانه و علامت: قال رب اجعل لى آية; (4) گفت: «پروردگارا، نشانه‏اى براى من قرار ده.»

2. معجزه: هذه ناقة الله لكم آية; (5) اين، ماده شتر خدا براى شماست كه پديده‏اى شگرف است.

ولئن اتيت الذين اوتوا الكتاب بكل آية ماتبعوا قبلتك; (6) اگر هر معجزه‏اى براى اهل كتاب بياورى، قبله تو را پيروى نمى‏كنند.

3. حكم: ما ننسخ من آية او ننسها نات بخير منها او مثلها; (7) هر حكمى را نسخ كنيم يا آن را به دست فراموشى بسپاريم، بهتر از آن يا مانندش را مى‏آوريم.

پس بر (8) آنان طوفان و ملخ و كنه ريز و غوك‏ها و خون را به صورت نشانه‏هاى آشكار فرستاديم.

5. انبيا و اولياى الهى: لقد كان فى يوسف واخوته آيات للسائلين; (9) به راستى در [سرگذشت] يوسف و برادرانش براى پرستندگان عبرت‏هاست.

معجزه، آيت و نشانه‏اى از جانب خداست بر صدق گفتار پيامبر و ناتوانى بشر از انجام‏دادن مثل آن. احكام و تكاليف الهى، به اعتبار تقوا و تقربى كه به واسطه آنها حاصل مى‏گردد، آيات و علايمند. موجودات خارجى از آن جهت كه وجود آنها خبر از وجود صانع مى‏دهد، آيات الهى‏اند و در نهايت، پيامبران و اولياى الهى از آن رو كه قول و فعل آنان مردم را به سوى خدا دعوت مى‏كند، آيات، عبرت‏ها و نشانه‏هاى عظمت‏خداوندند. (10)

و اما آيه در اصطلاح، ريشه قرآنى دارد و در مواردى چند به كار رفته است:

1. كتاب فصلت آياته قرآنا عربيا لقوم يعلمون; (11) كتابى است كه آيات آن به روشنى بيان شده... .

2. المر. تلك آيات الكتاب; (12) الر. اين است آيات كتاب.

3. الر. تلك آيات الكتاب الحكيم; (13) الر. اين است آيات كتاب حكمت‏آموز.

4. واذا تليت عليهم آياته زادتهم ايمانا; (14) و چون آيات او بر آنان خوانده شود بر ايمانشان بيفزايد.

در موارد فوق، آيه به كلمه يا كلماتى از قرآن اطلاق مى‏گردد كه از قبل و بعد خود جدا بوده و در ضمن سوره‏اى آمده باشد.

ب) معناى سوره

سورة انزلناها وفرضناها وانزلنا فيها آيات بينات; (15) سوره‏اى است كه آن را نازل و فرض گردانيديم و در آن آياتى روشن فرو فرستاديم.

«سوره‏» در لغت به صورت مهموز و غيرمهموز به كار رفته است.

1. در صورت اول از «سؤر» به معناى نيم خورده و باقى‏مانده آب يا هر چيز ديگرى است و جمع آن اسآر است.

2. در صورت غيرمهموز بودن، گاه از ريشه «سور» به معناى بارو و ديوار است; همان‏گونه كه عرب به ديوارى كه شهر را احاطه مى‏كند «سور المدينه‏» مى‏گويد. راغب‏مى‏گويد: «سور المدينة، حائطها المشتمل عليها و سورة القرآن تشبيها بها لكونه محاطا بها، احاطة السور بالمدينة.» (16) سور، به اين معنا به اسوار و سيران جمع بسته مى‏شود.

3. سوره در اصل لغت به معناى علو و منزلت است. ابن فارس مى‏گويد: «السين و الواو و الراء اصل واحد يدل على علو و ارتفاع.»

نابغه ذبيانى در شعرى خطاب به نعمان بن منذر گفته است:

ا لم تر ان الله اعطاك سورة ترى كل ملك دونها يت-ذب-ذب‏خداوند چنان جايگاهى و مقامى به تو داده است كه سلطنت پادشاهان دربرابر آن كوچك است.

سوره آن‏گاه كه در معناى مقام و منزلت به كار رود به سور، سور، سورات و سورات جمع بسته مى‏شود. هر يك از معانى سه گانه فوق با سوره در اصطلاح قرآن كه در يك قالب خاص با بسمله شروع مى‏گردند، سازگارى دارند.

اما اگر ريشه مهموز داشته باشند، از آن جهت كه قطعه‏اى از قرآن است به آن سوره گفته‏اند. يا آن كه سوره قرآن چون دژى تسخيرناپذير و غيرقابل نفوذ است; همان‏طور كه برج و باروى شهر كه بر شهر و هر آن‏چه در آن است احاطه دارد، سوره نيز گرداگرد آيات را فراگرفته و آنها را به هم ربط داده است.

در معناى سوم نيز چون سوره كلام خداست، داراى شرافت و منزلت و مقام رفيع است، و يا آن كه قراءت و تلاوت آن موجب رفعت‏شان و برترى مقام قارى مى‏گردد.

به نظر مى‏رسد از احتمالات سه‏گانه، احتمال سوم صحيح‏تر باشد; چرا كه سوره در اصطلاح قرآن به سور جمع بسته مى‏شود و اين جمع تنها در مورد احتمال و معناى سوم به كار رفته است.

سوره در شكل مفرد در نه مورد از قرآن‏كريم به‏معناى اصطلاحى آن ديده مى‏شود.

ج) فلسفه تقسيم قرآن به سوره‏ها

در زمينه حكمت و علت تقسيم قرآن به سوره‏هاى مختلف كه كوچك‏ترين آنها سوره كوثر با سه آيه و بزرگ‏ترين آنها سوره بقره با 286 آيه است، قرآن‏شناسان فوايدى را برشمرده‏اند. مسلما اين كه خداوند چنين تقسيمى را در كتاب جاودان خويش به كار برده است بدون حكمت و غايت نبوده است. در قرآن بالاترين دقت‏ها و ظرافت‏ها به كار رفته و حتى در تنظيم حروف و كلمات آن عنايت‏خاصى وجود داشته است.

ما برخى از فوايد تقسيم قرآن به سوره‏ها را ذكر نموده و يادآور مى‏شويم كه قطعا فوايد به اين موارد محدود نمى‏گردند.

1. اهداف مختلف و موضوعات متفاوت در قرآن: در بسيارى از سوره‏ها هدف خاصى مورد نظر است كه محور همه آيات آن سوره است. حتى بعضى از مفسران عقيده دارند كه هر سوره يك هدف خاصى را تعقيب مى‏كند. (17) اين هدف خاص، آيات مربوط را در قالب يك سوره در كنار هم جاى داده است; به عنوان مثال سوره يوسف و يا نمل و يا فيل و... در سرگذشت‏يك پيامبر و يا يك واقعه تاريخى است.

2. سهولت در فراگيرى، قراءت و حفظ قرآن: تقسيم و تفكيك ميان سوره‏ها تعليم و تعلم رابراى جويندگان و مشتاقان كلام خداوند آسان‏تر مى‏كند و آنان پس از آموختن بخشى از كلام خداوند و يا حفظ آن چونان كسى كه يكى از مراحل سعادت را طى‏كرده و در فتح آن توفيق يافته، نسبت به قسمت‏هاى ديگر قرآن مشتاق‏تر مى‏شوند. چون قارى قرآن سوره‏اى را به پايان مى‏برد، به شروع سوره ديگر راغب‏تر مى‏شود. اين امر به ويژه در حفظ قرآن مشهودتر است; چرا كه تقسيم قرآن به قطعه‏ها و سوره‏هاى كوچك و بزرگ، مشكل حفظ را حل نموده و اگر چنين نبود، هم انگيزه براى حفظ قرآن كمتر مى‏شد و هم حفظ آن دشوارتر.

3. صيانت و حفاظت قرآن از تحريف: يكى از هنرمندى‏هاى قرآن و جنبه‏هاى اعجاز آن همين تقسيم‏بندى كتاب به قطعات مستقلى به نام سوره است. اين امر سبب گرديد تا حفظ آنها به‏ويژه سوره‏هاى مكى كه در آغاز نزول سوره‏هايى كوچك و موزون بودند، به راحتى صورت گيرد و لااقل هر مسلمانى تعدادى از اين سوره‏ها را در خاطره و حافظه خويش بايگانى كند. البته حافظان كل قرآن نيز - چنان كه در آينده ذكر خواهيم نمود - كم نبوده‏اند.

4. مانند ناپذيرى حتى در كوچك‏ترين سوره: تقسيم قرآن به سوره‏هايى كه دامنه اختلاف آيات آنها بسيار زياد است، خود پديده جالب ديگرى است; زيرا قرآن، كه در آيات «تحدى‏» همگان را به مبارزه دعوت كرده است، تا اگر مى‏توانند حتى يك سوره همانند قرآن بياورند، با تقسيم خود به سوره‏هاى كوچك و بزرگ اشاره به اين حقيقت نموده كه بلندى و كوتاهى سوره‏ها شرط اعجاز نيست و هر سوره هر قدر هم كوچك باشد در اوج اعجاز و عظمت قرار دارد.

د) دسته‏بندى سوره‏ها

قرآن‏شناسان در يك تقسيم‏بندى كلى سوره‏هاى قرآن را به چهار گروه عمده تقسيم نموده و بر آن نام خاصى نهاده‏اند.

1. السبع الطول: (طول جمع طولى مؤنث اطول، مثل كبر جمع كبرى) هفت‏سوره بزرگ قرآن كه اكثر گفته‏اند عبارتند از: بقره، آل عمران، نساء، مائده، انعام، اعراف، اما در مورد هفتمين سوره اختلاف است كه به نقل از سعيد بن جبير سوره يونس است، و بعضى ديگر سوره كهف گفته‏اند. (18)

2. المئون: اين سوره‏ها از «طول‏» كوتاه‏تر بوده، و آياتشان متجاوز از صد آيه است كه عبارتند از: التوبه، النحل، هود، يوسف، الكهف، الاسراء، الانبياء، طه، المؤمنون، الشعراء و الصافات.

3. المثانى: سوره‏هايى كه آياتشان از صد كمتر است كه تقريبا بيست‏سوره‏اند. دليل آن كه اين سوره‏ها را مثانى گفته‏اند، قرار گرفتن اين سوره‏ها پس از «مئون‏» است. «ثنى‏» به معناى ميل و عطف است. وجوه ديگرى نيز براى معناى مثانى ذكر كرده‏اند.

4. المفصل: سوره‏هاى كوتاه را مفصل ناميده‏اند. چون كوتاهند و با «بسمله‏» از هم فصل و جدا مى‏شوند. و يا آن كه فواصل آيات در اين سوره‏ها به نسبت زيادتر است. در اين كه آخرين سوره از مفصل «ناس‏» است، اختلافى نيست. اما در مورد اولين سوره مفصل، اختلاف فراوانى است. سيوطى دوازده قول را نقل كرده كه از ميان آنها التمهيد سوره «الرحمن‏» را انتخاب نموده است; در حالى كه مناهل العرفان و موجز علوم‏القرآن، اولين سوره مفصل را «حجرات‏» ذكر كرده‏اند. (19)

در حديثى از رسول خدا(ص) نقل شده است كه فرمود:

اعطيت مكان التوراة، السبع الطول، و اعطيت مكان الزبور، المئين و اعطيت مكان الانجيل، المثاني و فضلت بالمفصل; (20)

به جاى تورات، هفت‏سوره بلند قرآن و به جاى زبور، سوره‏هاى مئون و به‏جاى انجيل، سوره‏هاى مثانى به من داده شد و با وجود سوره‏هاى مفصل بر ديگران برترى يافتم.

نوع ديگرى دسته‏بندى براى سوره‏هاى قرآن ذكر نموده‏اند; نظير سوره‏هاى ممتحنات، مسبحات، حواميم (آنها كه با «حم‏» آغاز مى‏شوند) و سوره‏هاى عزائم (سوره‏هايى كه سجده واجب دارند: سجده، فصلت، نجم و علق).

در زمينه دسته‏بندى سوره‏ها در بخش چهارم در بحث مربوط به خصوصيات مصاحف اصحاب نيز سخن خواهيم گفت.

ه) عدد سوره‏ها، آيه‏ها و كلمات قرآن

1. عدد سوره‏ها و آيه‏ها

عدد سوره‏هاى قرآن به اتفاق همگان 114 است. اما در شمار آيات قرآن اختلاف وجود دارد. اين اختلاف هرگز به معناى كم يا زياد شدن آيات نيست، بلكه تنها به نحوه شمارش آيات در سوره‏ها برمى‏گردد. گفته‏اند دليل اختلاف اين بوده است كه پيامبر اكرم(ص) ابتدا در راس هر آيه توقف كرده پس از معلوم شدن، آن آيه را به آيه‏اى ديگر وصل مى‏فرمود. به همين جهت بعضى توهم مى‏كردند كه وصل آن‏حضرت دليل بر عدم اتمام آيه است. اين امر سبب گرديد كه ميان مسلمانان درشمار آيات قرآن اختلاف به وجود آيد. (21)

علت ديگر اين اختلاف را مى‏توان اختلاف سليقه‏ها و تشخيص‏هاى متفاوت قاريان دانست. گرچه عموم دانشمندان علوم قرآنى عقيده دارند كه تعيين آيات امرى توقيفى بوده است، اما در هر صورت اختلاف در شمارش حروف مقطعه به عنوان يك آيه مستقل و يا بعضى از آيات كه امكان تفكيك آنها به دو آيه بوده است، منجر به بروز اختلاف در عدد آيات قرآن گشته و مكاتب مختلفى در اين زمينه به وجود آمده است.

بار ديگر تاكيد مى‏كنيم كه اين اختلاف، صرفا يك اختلاف شكلى و ظاهرى و شمارشى است و در مورد اصل آيات و كلمات قرآن هيچ گونه اختلافى وجود ندارد.

هر يك از قاريان قرآن در شهرهاى مهم اسلامى، مكتب و عقيده‏اى در مورد تعداد آيات داشتند كه به عدد شهرشان معروف گشت. به عنوان مثال وقتى گفته مى‏شود، عدد مكى يعنى عدد آيات قرآن در نظر مردم و اهل مكه كه به يك يا چند تن از قاريان مشهور آن شهر نسبت داده مى‏شده است.

كسانى كه تعداد آيات قرآن را 6236 آيه دانسته‏اند، عدد كوفى را بر ساير عددها ترجيح داده‏اند. اين عدد منسوب به حمزة بن حبيب زيات و ابوالحسن كسائى و خلف بن هشام است. حمزه گفته است، اين عدد را ابن ابى ليلى از ابوعبدالرحمن سلمى از على‏بن‏ابى‏طالب(ع) نقل كرده است. (22)

2. عدد كلمات قرآن

در تعداد كلمات قرآن نيز ميان مفسران و معجم‏نويسان اختلاف نظر وجود دارد. اين اختلاف نيز تنها به جهت نحوه محاسبه كلمات قرآن مجيد است، نه‏چيزديگر. مقايسه ميان ارقامى كه تفسيرنويسان، فرهنگ نويسان و تاريخ قرآن نويسان در كتب خويش ارائه داده‏اند، نشان مى‏دهد كه ميدان تغييرات (اختلاف بين بزرگ‏ترين و كوچك‏ترين اندازه متغير) براى كلمات قرآن بيش از 8000 كلمه است!

با همتى كه دكتر محمود روحانى در تدوين فرهنگ آمارى قرآن كريم (المعجم الاحصائى للقرآن الكريم) انجام داده همه اين اختلافات از ميان برداشته شده است. اين مجموعه كم‏نظير كه با دقتى تمام به انجام رسيده است، بى‏گمان دقيق‏ترين معجم و فرهنگى است كه آمار كلمات و واژه‏هاى قرآنى را در زمينه‏هاى مختلف به دست مى‏دهد.

شمارش كلمات قرآن در اين فرهنگ به دو روش مختلف صورت گرفته است:

1. شمارش مستقيم (كلمه شمارى): در اين روش تمام كلمات قرآن، آيه به آيه در هر سوره براساس جداول مختلف شمارش شده و در نتيجه تعداد كل كلمات قرآن 77807 بوده است.

2. شمارش غيرمستقيم (شمارش كلمات مشتق و غيرمشتق): كه در دو مرحله به شرح زير صورت گرفته است:

الف) شمارش كلمات مشتق: در اين مرحله كليه كلمات مشتق قرآن، بر حسب حرف اول ماده آنها، آيه به آيه در هر سوره مورد شمارش قرار گرفته است.

ب) شمارش كلمات غيرمشتق: در اين مرحله كليه كلمات غيرمشتق قرآن، آيه به آيه در هر سوره شمرده شده و با استفاده از اطلاعات مربوط به كلمات مشتق، آمار كلمات مشتق و غيرمشتق قرآن تنظيم شده است.

به اين ترتيب از مقايسه دو روش پيش‏گفته و انطباق نتايج آنها با يكديگر، اطمينان حاصل شده است كه آمار به دست آمده، يعنى:

114 سوره

6236 آيه

77807 كلمه

مى‏تواند از اعتبار علمى كافى برخوردار باشد.

در اين فرهنگ ضمن اشاره به چند نكته در نحوه محاسبه آيات و كلمات، به‏خاطر هماهنگى با ساير معاجم قرآنى آمار آيه «بسمله‏» فقط در سوره حمد به‏حساب آمده است.

نظر به ارزش علمى و عملى فرهنگ آمارى قرآن كريم، آمار آيات و كلمات قرآن را كه از منابع مختلف نقل شده و ميان آنها مقايسه گرديده عينا از اين كتاب در قسمت مطالعه آزاد نقل مى‏كنيم (23) .

و) اسامى سوره‏هاى قرآن

بسيارى از سوره‏هاى قرآن كريم داراى يك عنوان و اسمند و تعدادى ديگر دو يا چند نام دارند; مثلا برخى از سوره‏هايى كه دو نام دارند، عبارتند از: حم عسق شورى; جاثيه الشريعة; قتال محمد; الرحمن عروس القرآن.

سوره‏هايى كه سه نام دارند: مائده العقود المنقذه; غافر الطول المؤمن.

نمونه‏اى از سوره‏هايى كه براى آنها چندين نام ذكر گرديده‏است: براءة التوبة الفاضحه الحافره. جلال الدين سيوطى براى اين سوره بيش از ده اسم ذكر كرده است. (24)

براى سوره مباركه «حمد» بيش از بيست نام به شرح ذيل ذكر كرده‏اند: الحمد، فاتحة الكتاب، ام الكتاب، فاتحة القرآن، ام القرآن، القرآن العظيم، السبع المثانى، الوافيه، الكنز، الكافية، الاساس، النور، الشكر، الحمد الاولى، الحمد القصرى، الراقيه، الشفاء، الشافيه، الصلوة، الدعاء، السؤال، المناجاة و التفويض (25) .

در تسميه و نامگذارى سوره‏هاى قرآن جهات مختلفى مورد نظر بوده است.

1. نامگذارى به اعتبار موضوعى كه سوره از آن بحث مى‏كند: مثل سوره نساء، حج، توحيد، انبياء، احزاب، مؤمنون، منافقون و كافرون.

2. نامگذارى سوره‏ها به نام پيامبران يا اشخاصى كه داستان آنها در سوره‏ها آمده‏است; مثل سوره‏هاى نوح، هود، ابراهيم، يونس، يوسف، سليمان، محمد، لقمان، مريم، آل عمران، مؤمن و كهف.

3. نامگذارى سوره‏ها به اعتبار حروف مقطعه‏اى كه در اول سوره وجود دارد: مثل سوره‏هاى ق، ص، يس و طه.

4. نامگذارى سوره‏ها به نام بعضى از حيوانات كه در هر مورد ويژگى خاصى مورد نظر بوده است: نظير سوره‏هاى بقره، نحل، نمل و عنكبوت.

5. نامگذارى سوره براساس مهم‏ترين قسمت‏سوره: مانند سوره‏هاى جمعه، فتح، واقعه، حديد و مطففين.

6. نامگذارى براساس اولين نامى كه در سوره به آن سوگند خورده شده‏است: مانند سوره‏هاى الفجر، الشمس، الضحى، التين و العاديات.

به طور كلى مى‏توان گفت معيار عمده در نامگذارى، مهم‏ترين موضوعى بوده است كه در سوره مطرح شده و يا جالب‏ترين چيزى كه در سوره محور آيات قرار گرفته است.

ز) نامگذارى: توقيف; اجتهاد

برخى بر اين عقيده‏اند كه نامگذارى سوره‏ها توقيفى است; به اين معنا كه تنها بايد از جانب پيامبر صورت گرفته باشد و ديگران مجاز به تعيين نام براى سوره‏هاى قرآن نيستند.

سيوطى مى‏گويد:

در بسيارى از سوره‏ها كه داستان انبيا و يا داستان اقوام مختلف وجودداشته، سوره به نام آنها نام گرفته‏است! ولى در قرآن سوره‏اى به نام «موسى‏» يا «آدم‏» وجودندارد، با آن كه نام موسى و داستان آن حضرت به‏صورت گسترده در قرآن ذكر شده است. تا آن جا كه بعضى گفته‏اند همه قرآن در مورد حضرت موسى است! داستان حضرت آدم نيز در سوره‏هاى متعدد آمده است. همين امر نشان مى‏دهد كه نامگذارى توقيفى بوده و گرنه شايسته بود مسلمانان يكى از سوره‏هاى طه، قصص و اعراف را، كه داستان حضرت موسى در آنها به صورت مفصل آمده، به نام آن حضرت نامگذارى كنند. (26)

(27)

علامه طباطبائى معتقد است روش‏هاى نامگذارى سوره‏ها، توقيفى بودن آنها را نفى مى‏كند. بسيارى از اين نام‏ها در عصر پيامبر در اثر كثرت استعمال تعين پيداكرده‏اند و هيچ گونه توقيف شرعى ندارند. (28)

پى‏نوشتها

1. ر.ك: مناهل العرفان، ج‏1، ص‏338-391; دكتر راميار، تاريخ قرآن، ص‏549.

2. مقاييس اللغة.

3. مفردات.

4. مريم (19) آيه 10

5. اعراف (7) آيه 73.

6. بقره (2) آيه 145.

7. همان، آيه 106.

8.اعراف (7) آيه 133.

9. يوسف (12) آيه 7.

10. الميزان، ج‏1، ص‏250.

11. فصلت (41) آيه 3.

12. رعد (13) آيه 1.

13. يونس (10) آيه 1.

14. انفال (8) آيه 2.

15. نور (24) آيه 1.

16. مفردات; الاتقان، ج‏1، ص‏165.

17. ر.ك: كتب تفسير از جمله الميزان در اوايل تفسير سوره‏ها.

18. الاتقان، ج‏1، ص‏199، نوع 18.

19. ر.ك: همان، ص‏200، نوع 18; التمهيد، ج‏1، ص‏251; مناهل العرفان، ج‏1، ص‏352; موجز علوم القرآن، ص‏180.

20. الاتقان، ج‏1، ص‏180، نوع 17.

21. همان، ص‏21، نوع 19; موجز علوم القرآن، ص‏181.

22. الاتقان، ج‏1، ص‏211.

23. ر.ك: المعجم الاحصائى، ج‏1، ص‏25 به بعد.

24. الاتقان، ج‏1، ص‏172 و173.

25. ر.ك: همان، ص‏167-171، با تفصيل كامل آيات; پژوهشى در تاريخ قرآن، ص 100; البرهان، ج‏1، ص‏367.

26. الاتقان، ج‏1، ص‏178.

27. البرهان، ج‏1، ص‏368 و 369.

28. ر.ك: قرآن در اسلام، ص‏219.