انا سنلقى عليك قولا ثقيلا; (1) در حقيقت ما به زودى بر تو گفتارى گرانبار القا مىكنيم.
دشوارترين نوع وحى، وحى مستقيم بوده است; يعنى هنگامى كه پيامبر مىخواهد با همه وجود خويش بىهيچ واسطهاى با مبدا هستى ارتباط برقرار كند. اين امر گرچه واقعيتش در وهم ما نمىگنجد، اما تصور و تصديق گرانبار بودن آن بعد از بيان قرآن كريم و روايات فراوان از شيعه و سنى، نمىتواند مساله مشكلى باشد.
عظمت «وحى مستقيم» آنگاه معلوم مىگردد كه بدانيم، پيامبر اكرم داراى روحى نيرومند و فوقالعاده بوده است و اساسا چون عاشقى را قابليت لازم است، هركسى نمىتوانسته ستخود را در شعاع وحى قرار دهد و در حيطه اين امر عظيم واقع شود. اما سنگينى وحى چنان است كه پيامبر نيز به سختى آن را برمىتابد.
اينك نمونهاى از روايات:
1. امين الاسلام طبرسى در ذيل آيه پنجسوره مزمل، روايتى نقل مىكند كه حارثبن هشام از پيامبر پرسيد:
وحى چگونه بر شما نازل مىشود؟ فرمود: گاهى مانند صداى زنگ مىآيد و اين شديدترين حالت وحى بر من است كه مرا كوفته و خسته مىنمايد و در عين حال همه گفتهها را حفظ مىكنم. و گاه فرشتهاى به صورت مردى متمثل شده آنچه مىگويد حفظ مىشوم. (2)
2. عبدالله بن عمر مىگويد:
از پيامبر از چگونگى احساس وحى پرسيدم. فرمود:
صداى زنگهايى مىشنوم، در آن هنگام كاملا ساكت مىگردم. هيچ گاه به من وحى نمىشود، جز آن كه گمان مىكنم كه جانم را از كالبد خارج مىسازند. (3)
شيخ صدوق در كتاب توحيد خود از زراره روايت كرده كه به امام صادق(ع) عرض كردم:
جعلت فداك الغشية التي تصيب رسول الله(ص) اذا نزل عليه الوحي؟ فقال: ذلك اذا لم يكن بينه و بين الله احد. ذاك اذا تجلى الله له; (4) فدايتشوم، آيا غشى كه بر پيامبر عارض مىگشت، هنگام نزول وحى بود؟ فرمود: اين زمانى بود كه ميان او و خداوند احدى واسطه نبود. اين هنگامى بود كه خدا با عظمت و جلال خود را بر او تجلى مىفرمود.
3. از عايشه نقل شده است كه در يك روز بسيار سرد، بر آن حضرت وحى نازل شد; پس از قطع وحى، عرق از پيشانى حضرت جارى بود. (5)
از اين حالت وحى مستقيم كه بر آن حضرت بسيار سنگين بوده است، در برخى از روايات «برحاء وحى» يعنى شدت تب وحى، تعبير شده است.
در پايان اين فصل برخى از حالات وحى مستقيم براساس روايات را از كتاب تاريخ قرآن، نوشته آقاى دكتر محمود راميار نقل مىكنيم:
1. شنيدن بانگ جرس و يا آواى كوبيدن دو فلز به هم و يا صداى زنبور عسل.
2. التهاب و برافروختگى كه براى تسكين، آن حضرت را با آب سرد شستوشو مىدادند و او را مىپوشاندند.
3. چنان گرم مىشد كه در روز سرد، عرق از سر و رويش مىريخت.
4. گاه رنگ رخسارش به سرخى يا كبودى مىگراييد.
5. به اغما و غش دچار مىگشت.
6. گاه رنجشديدى تحمل مىكرد.
7. گاه چنان سنگين مىشد كه چارپايى كه سوار آن بود، از رفتن باز مىماند.
8. گاه دچار سردرد مىشد. (6)
1. وحى مستقيم، دشوارترين نوع وحى بود كه بر پيامبر نازل مىگشت.
2. احساس سنگينى، رنجشديد، سردرد، سرخ يا كبود شدن چهره، گرمى فوقالعاده، التهاب و برافروختگى، شنيدن صداهاى سهمگين و در نهايت دچار اغما گشتن، از حالات وحى مستقيم بر پيامبر بوده است.
پىنوشتها
1. مزمل (73) آيه 5.
2. مجمع البيان، ج1، ص570; بحارالانوار، ج18، ص260; صحيح بخارى، ج 1، ص58. متن روايت چنين است: فقال6: احيانا ياتيني مثل صلصلة الجرس و هو اشده علي فيفصم عني وقد وعيت ما قال واحيانا يتمثل لي الملك رجلا فيكلمني فاعي مايقول.
3. الاتقان، ج1، ص141.
4. بحار الانوار، ج18، ص256; الميزان، ج18، ص79.
5. بحار الانوار، ج18، ص261; الميزان، ج18، ص79.
6. تاريخ قرآن، ص108 و 109.