سخنى با خواننده

پيشرفت‏خيره كننده علوم تجربى در زمينه هاى گوناگون،موضوعات جديدى را در زندگى فردى و اجتماعى انسان، پديدآورده است كه چه بسا در صدر اسلام خبرى از آن ها نبود;موضوعاتى كه شناخت آن ها نيازمند خبرگى و داشتن اطلاعات‏كارشناسى وفنى است و چون مستقيما موضوع احكام شرعى قرارمى گيرد، عدم شناخت آن ها گاه فقيه را به بى راهه مى كشاند.

بى شك اگر فقيه در كنار استنباط احكام، در موضوع نيز متخصص‏باشد، توفيق او، به مراتب بيش از هنگامى است كه احكام را خوداستنباط كند و شناخت موضوعات را به متخصص غير فقيه واگذارنمايد، چرا كه رجوع فقيه به متخصص، مستلزم تفاهم ميان آن دواست و در هر تفاهمى احتمال خطا وجود دارد.

البته در شرايط كنونى كه تكيه بر اجتهاد مطلق است، فقيهان،امكان شناخت موضوع را در تمام سطوح ندارند، ولى اميد آن است‏كه با پياده شدن طرح تخصصى شدن فقه امكان آن نيز فراهم شود.

مطلب ديگر آن كه هر كس با الفباى فقه اماميه آشنا باشد به اين‏نكته اذعان مى كند كه راه اجتهاد بر فقيهان بسته نيست، اين ويژگى،كه فقه شيعه بدان نامدار است، دو نتيجه را درپى آورده است: اولا:فقيه امكان آن را مى يابد كه در نتيجه تلاش پيشينيان خود بازنگرى‏كند و احيانا به نتايجى متفاوت دست‏يابد. ثانيا: در برخورد باموضوعات نوپيدا با بهره گيرى از ابزارهاى ويژه كه در اختيار اوست‏بتواند احكام شرعى مربوط به آن ها را استخراج كند. به حق، اين دومؤلفه است كه راز ماندگارى و توان مندى فقه اماميه را تشكيل داده وفقه پر بار شيعه را در گذر زمان از ركود و پوسيدگى محفوظ داشته وآن را جاودانه ساخته است.

الكل نيز از آن چه گفتيم بيرون نيست. اين ماده كه عامل مؤثر خمررا تشكيل مى‏دهد در گذشته مصرف قابل توجهى جز نوشيدنى‏نداشت، ولى به تدريج نقش تخريبى آن كم تر شده و موارد استفاده‏فراوانى يافته است. از اين رو فقيهان را نيازمند باز شناسى اين موضوع‏ساخته است تا دغدغه ذهنى مكلفان را بر طرف و تكليف آنان راروشن سازند.

نوشتار حاضر كوششى است‏براى گام نهادن در اين راه و مؤلف‏كوشيده است‏با شناخت كافى از موضوع از يك طرف و بهره گيرى ازابزارهاى فقهى از طرف ديگر، حساب الكل را از خمر جدا كند.بى گمان اين نوشته، صرفا استدلالى بوده و براى پديد آوردن زمينه‏بهتر افتا به رشته تحرير درآمده و مقدمه اى است‏براى رسيدن به‏مبانى دقيق ترى در اين عرصه.

مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى كه پرداختن به مباحث جدى وجديد فقهى را يكى از اهداف خود مى‏داند، در سال 74، واحد فقه وحقوق را با هدف طرح، تبيين و پاسخ به مسائل فقهى پديد آورد واين واحد در مدتى كوتاه توانست‏با تشكيل گروه‏هاى تحقيقاتى‏گوناگون، پروژه‏هاى متعددى را اجرا كند، كه اثر حاضر يكى از آن‏ها به‏شمار مى‏رود; تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد.

در اين جا لازم است از همه عزيزانى كه در فراهم آوردن اين اثركوشيده‏اند، به‏ويژه مؤلف محترم آن جناب حجة‏الاسلام آقاى سيد - حسن وحدتى شبيرى تشكر كنيم و توفيق همگى را از خداوندخواستار شويم.

و الله الموفق و هو الهادى.

مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى.

«پژوهشگاه‏».

مقدمه

الكل و آثار آن از دير باز براى بشر شناخته شده‏است. هر چند حقيقت‏و چگونگى عمل تخمير، در سده اخير مورد شناسايى قرار گرفته،ولى اصل اين پديده، از قديمى‏ترين اعمال شيميايى است كه تا به‏حال شناخته‏اند.

قرن‏ها پيش يكى از دانشمندان اسلامى به نام محمدبن زكرياى‏رازى (متوفى به سال 311 ه.ق) از تقطير بخار شراب، ماده‏اى به‏دست آورد كه مى‏توانست علاوه بر كاربرد پزشكى به عنوان بهترين‏حلال شيميايى مورد استفاده قرار گيرد، وى اين ماده را«الكحل‏»ناميد. (1) .

دليل اين نام‏گذارى دقيقا معلوم نيست، ممكن است علت آن،اهميت فراوان الكل در دانش كيميا باشد. (2) «كحل‏» به معناى سرمه‏است و در ادبيات ما چيزى را كه ارزش زياد داشته و كمياب است، به‏سرمه چشم تشبيه مى‏كنند:

اى اصل تو را برهمه احرار تقدم.

خاك قدمت‏سرمه بينايى مردم.

نيز ممكن است اين نام‏گذارى، اشاره به طرز تهيه الكل در آن زمان‏باشد، چرا كه اولين بار الكل از طريق تقطير مكرر شراب به دست آمد.پس وجه تسميه، تشابه الكل به سرمه، در چگونگى تهيه آن‏هاست.هر دو با زحمت تهيه مى‏شود و همان طور كه سرمه، جوهر سنگ‏معينى است كه از ساييدن آن به دست مى‏آيد، الكل نيز جوهر شراب‏است كه از تقطير آن حاصل مى‏شود. (3) .

اهميت الكل

چنان كه خواهيم ديد الكل در زمان ما كاربرد فراوانى در صنايع‏گوناگون پيدا كرده است; فى المثل استفاده از الكل براى ساخت‏داروها به اندازه‏اى است كه برخى آن را كليد داروسازى دانسته‏اند.هم چنين الكل در صنايع تبديلى، آرايشى و امور پزشكى و درآزمايشگاه‏ها به منظور نگهدارى قطعات بدن انسان يا حيوان مورداستفاده قرار مى‏گيرد.

از اين رو، عموم مردم مسلمان به ويژه صنعت كاران ودست‏اندركاران امور فوق همگى نيازمند شناخت احكام شرعى‏مربوط به الكل مى‏باشند. پرسش‏هايى كه از سوى مردم، اساتيد ودانشجويان رشته‏هاى مربوط مطرح مى‏شود، نشان دهنده اهميتى‏است كه اين موضوع در زندگى روزمره دارد.

از سوى ديگر به نظر مى‏رسد آن چه كه در برخى از رساله‏هاى‏عمليه و پاسخ به استفتائات ذكر مى‏شود، پاسخ‏گوى نياز فوق به طوركامل نيست، مثلا فرموده‏اند: «الكل صنعتى كه براى رنگ كردن درب‏و ميز و صندلى و مانند اين ها به كار مى‏برند، اگر انسان نداند از چيزى‏كه مست كننده و روان است درست كرده‏اند، پاك مى‏باشد». يا درپاسخ به استفتاى مربوط چنين آمده:«الكل اگر مسكر مايع بالاصالة‏است نجس و الا پاك مى‏باشد».

بديهى است مقصود از «الكل صنعتى‏» در عبارت نخست، به‏قرينه مثال‏هايى كه آورده‏اند، الكلى است كه در صنعت‏به كار گرفته‏مى‏شود و حكم الكلى كه در امور پزشكى مثلا كاربرد دارد، بيان نشده‏است. مگر اين كه به تنقيح مناط، حكم ساير انواع الكل فهميده شودكه آن هم از دست عامى ساخته نيست. در عبارت دوم نيز، تشخيص‏موضوع برعهده مكلف گذاشته شده و روشن است كه اين گونه پاسخ‏دادن در صورتى مفيد است كه اشتباه در مصداق خارجى بوده باشد.زيرا در اين موارد است كه با اجراى اصول عمليه، پاك يا حلال بودن‏آن ثابت مى‏شود. ولى اشتباه هميشه در مصداق خارجى نيست; مثلااگر بدانيم الكل بالفعل مست كننده نبوده بلكه مسموم كننده است‏ولى مى‏تواند براثر مخلوط شدن با مايع ديگرى چون آب، حالت‏مست‏كنندگى پيدا كند، اين جاست كه فقيه مى‏بايست دخالت كند وحكم مسئله را بگويد، زيرا ترديد در گستره يك موضوع شرعى است‏و حل آن از دست عامى ساخته نيست.

توضيح بيش تر اين كه نظريات فقيه در موضوعات بر دو گونه‏است: گاهى فقيه در «موضوعات صرفه‏» نظر مى‏دهد; مثلا به فرض،در رساله مناسك حج، محل دقيق و خارجى حدودى را كه درروايات براى منى يا عرفات بيان شده تعيين مى‏كند. اين در واقع‏تفضل فقيه است و مى‏توان كار او را «كارشناسى موضوعى‏» ناميد. والبته قول او از باب خبر ثقه و يا شهادت بينه حجت است و مى‏تواندبا تشخيص كارشناس ديگر كه حتى فقيه هم نيست در تعارض بيفتد.

اما بار ديگر فقيه «كارشناسى فقهى‏» مى‏كند; مثلا در رساله بيان‏مى‏كند كه تغير تقديرى در آب كر يا جارى، حكم تغير فعلى را ندارد.اين‏جا مسئله تعيين محدوده موضوع شرعى مطرح است و ارجاع آن‏به عامى شايسته نيست. چنان كه نظر او نه از باب بينه يا خبر ثقه درموضوعات، بلكه از باب تقليد در مسائل شرعى حجت است و بايدبه فقيه اعلم رجوع كرد.

احكام مربوط به الكل نيز در بخشى از آن چنين است، چرا كه اين‏فقيه است كه بايد تشخيص دهد كه آيا «مسكر بالعلاج‏» حكم «مسكربالفعل‏» را دارد يا ندارد. (4) و آيا تبخير شراب و تقطير بخار برخاسته ازآن، مصداق استحاله است‏يا خير.

پيشينه تحقيق

در بسيارى از مسائل فقهى كه امروزه مطرح است، شناخت موضوع،تاثير به سزايى در به دست آوردن حكم از ادله فقهى دارد. موضوع‏نجاست الكل نيز از اين قاعده بيرون نيست.

برخى از فقيهان، هم چون شهيد بزرگوار آية‏الله سيدمحمدباقر -صدر، به اين مهم توجه داشته‏اند. ايشان در بحث‏هاى استدلالى‏خويش، با اشاره به ساختمان شيميايى الكل، انواع الكل‏ها را به‏عنوان مقدمه‏اى براى شناخت‏حكم، مورد بررسى قرار داده‏اند. (5) .

مرحوم آية‏الله خويى نيز در مباحث فقهى خود، به هنگام بحث ازنجاست‏خمر، موضوع نجاست الكل را مطرح ساخته و راه‏هاى‏گوناگونى براى اثبات طهارت آن ارائه كرده‏اند. (6) .

فقيهان ديگر نيز در رساله‏هاى عمليه و يا در پاسخ به استفتائات،حكم الكل و استفاده از آن را كم و بيش مطرح كرده‏اند. مرحوم آية‏الله‏حكيم، هر گونه الكلى را نجس دانسته است. امام راحل و آية‏الله‏گلپايگانى - قدهما - ، ميان الكل صنعتى و الكل تخميرى فرق‏گذاشته‏اند.

علاوه بر اين ها چندين سال قبل، كتابى مختصر تحت عنوان‏«تركيبات الكل از نظر فقه اسلامى‏» از سوى دارالتبليغ اسلامى قم‏انتشار يافت كه از جهاتى پاسخ‏گوى نياز حاضر نبود هر چند راه‏گشاى‏مباحث آتى قرار گرفت. (7) .

تقسيم مطالب

با توجه به آن چه گذشت، سعى شده تا در اين نوشتار، جنبه‏هاى‏گوناگون موضوعى و حكمى الكل مورد بررسى قرارگيرد. در اين راستابا مطالعه منابع معتبر علمى، شناخت كاملى از موضوع پژوهش(الكل و تركيبات آن) به دست آمد، آن گاه طى چند جلسه با دوستان‏فاضل حوزوى مسئله مورد كنكاش فقهى قرار گرفت. آن چه در پيش‏روست نتيجه تلاش‏هاى فوق مى‏باشد. بدان اميد كه پاسخ‏گوى نيازحاضر بوده، پژوهش‏گران مسائل فقهى را مفيدافتد.

به هر حال، مباحث مطروحه در سه قسمت ارائه مى‏شود: ابتدا درفصل مقدماتى، مطالبى مربوط به شناخت اجمالى ماهيت الكل وانواع آن، ويژگى‏هاى الكل و روش‏هاى تهيه آن تقديم مى‏گردد.

البته ممكن است مطالب اين فصل، بيگانه با موضوع نوشتار جلوه‏كند. ولى در لابه لاى مطالب كتاب ازتمام آن چه در اين جا آمده بهره‏خواهيم برد.

از آن جا كه شناخت‏حكم الكل، پايه در شناخت احكام خمر ومشروبات الكلى دارد، لازم بود به عنوان مبناى بحث، نجس بودن‏خمر و انواع مشروبات الكلى را مورد بررسى قرار دهيم چرا كه اگر به‏فرض، خمر پاك باشد، الكل نيز كه جوهر و ماده اصلى آن است، پاك‏خواهدبود.

از اين رو، فصل ديگرى را به نجاست‏خمر و ساير مشروبات‏الكلى اختصاص داده و در آن ابتدا ادله نجاست و يا طهارت خمر وسپس دلايل نجاست و يا طهارت ساير مسكرات را مورد ارزيابى قرارداده‏ايم.

در فصل آخر نيز الكل و كاربردهاى آن از نظر شرع مورد بررسى‏قرار گرفته است. در اين قسمت، ابتدا موضوع نجاست الكل صنعتى‏و سپس الكل تخميرى از نظر ادله فقهى و فتواى فقيهان مورد مطالعه‏قرار گرفته و سپس موضوعاتى نظير توليد الكل، استفاده از آن درجريان توليد كالاها، خريد و فروش و مصرف كالاهايى چون نوشابه،دارو، ادكلن و مانند اين ها، از نظر شرعى مورد بحث قرار گرفته است.

ويژگى‏هاى كلى تحقيق

در بحث‏هاى آينده، آن جا كه سخن از شناخت موضوع است، به‏منابع علمى روز كه واجد اعتبار كافى ميان متخصصان فن مى‏باشد،استناد شده و آن جا كه جنبه حكمى و بحث‏هاى فقهى مطرح است،سعى شد تا علاوه بر استناد به روايات معتبر اسلامى، به گفتار فقيهان‏نيز ارجاع داده شود تا بحث‏ها از اعتبار بيش ترى برخوردار گردد.

هم چنين آراء فقيهان عامه در بيش تر موضوعات مطروحه از نظر دورنمانده و براى تكميل بحث، مورد مطالعه تطبيقى قرار گرفته است.

فرضيه بحث

قبلا تذكر اين نكته لازم است كه موضوع اصلى در اين نوشتار، اثبات‏نجاست و يا طهارت الكل و مشروبات الكلى است. بديهى است كه‏مسئله حرمت نوشيدن مسكر كه از مسلمات دين اسلام و ساير اديان‏تكامل يافته الهى است، با مسئله طهارت و يا نجاست آن تفاوت دارد.و لذا در مباحث آينده، حرام بودن مشروبات الكلى و بحث‏هاى‏فرعى مربوط به آن مفروغ دانسته شده مگر در برخى موارد كه‏اشاره‏اى گذرا به مطلب كرده‏ايم.

بدين ترتيب، نوشته حاضر به دنبال اثبات اين فرضيه است كه:«الكل به خودى خود پاك است، هر چند خمر و ساير مشروبات‏الكلى را نجس بدانيم‏».

نياز به توضيح ندارد كه آن چه در اين مجموعه آمده، بيش ترپژوهش‏گران مسائل فقهى را به كار مى‏افتد و فرد عامى بايستى درعمل خويش، از كارشناسان فقه اسلامى كه همانا مراجع بزرگوارندتقليد نمايد.

در پايان از تمامى عزيزانى كه در مراحل تدوين و انتشار كتاب،اين‏جانب را يارى داده‏اند، سپاس گزارى نموده توفيق هر چه بيش ترآنان را از درگاه الهى خواستارم.

پى‏نوشتها:

1) جالب است كه در فرهنگ واژگان لاتين، هم اكنون الكل به اين شكل نوشته مى‏شود: (Alcohol) و اين نشان مى‏دهد كه نام اصلى اين ماده الكحل بوده و براثر كاربرد زياداين لفظ، حرف «ح‏» از آن حذف شده است.

2) از مهم‏ترين اعمال شيميايى، تركيب مواد است و الكل مى‏تواند، به سهولت موادى‏را كه به راحتى قابل حل نيستند با يكديگر تركيب نمايد.

3) مؤيد اين نظر، نام ديگر الكل در زبان عربى است كه به آن «اسبرتو» يا «سبيرتو»مى‏گويند. اين كلمه، معرب واژه [Spirit] در لاتين است كه به معناى روح مى‏باشد.در واقع روح مشروبات مست كننده و ماده مؤثره آن‏ها را الكل تشكيل مى‏دهد.

4) ارجاع اين مسئله به عامى، درست مثل آن مى‏ماند كه از فقيه سؤال شود كه آيا صداى‏مشتمل بر ترجيع، بدون آن كه طرب آور باشد، حرام است‏يا نه، و او پاسخ گويد:«اگر غنا بر آن صادق است‏حرام مى‏باشد». و تعجب از صاحب عروة است كه درمسئله 67 از مسائل تقليد در كتاب «عروة الوثقى‏» مى‏گويد: در مسائل مستنبطه‏عرفيه جاى تقليد نيست.

البته بسيارى از فقيهان در حاشيه عروة به اين نظر اعتراض كرده و تصريح كرده‏اند كه‏تفاوتى ميان موضوعات مستنبطه عرفيه و شرعيه در اين كه هر دو موضوع تقليدندنيست. چرا كه شك در آن‏ها عينا شك در احكام شرعى مى‏باشد.

5) شهيد صدر، بحوث فى شرح العروة الوثقى، ج 3 ، ص 360.

6) آية‏الله خويى، التنقيح فى شرح العروة الوثقى، ج 3، ص 97; ايشان الكل صنعتى راعرق چوب (كه غير از الكل رايج است) دانسته‏اند. در حالى كه خواهيم ديد الكل‏صنعتى با عرق چوب فرق دارد.

7) اين كتاب، نوشته آقاى دكتر احمد صبور اردوبادى است كه مطالب آن به صورت‏سخنرانى در دانشگاه تبريز ارائه و از نوار پياده شده بود و از اين جهت فاقد استنادلازم به منابع معتبر علمى بود و لذا مى‏توانست مطالب آن مورد ترديد قرار گيرد، هرچند مؤلف، خود متخصص شيمى تغذيه و آگاه به فن مى‏باشند. به علاوه در اين‏كتاب بحث‏هاى فقهى كاملا به صورت استدلالى مطرح نشده است و طبق اعتراف‏نويسنده اين اثر، زمينه‏اى براى استنباط فقهى حكم الكل مى‏باشد.