اخلاق> حوزه‏هاى اخلاق> اخلاق فردى

اخلاق يك روز مسلمان

منبع: پايان نامه اخلاق

بخش اول

از ضروريات زندگى و از جمله اصول پذيرفته شده عقل، «اصل برنامه ريزى» است.در سايه اين اصل انسانها به اهداف خويش دست‏يافته و از مسير پرفراز و نشيب زندگى بسلامت مى‏گذرند .

اسلام بعنوان ارائه كننده كاملترين برنامه براى هدايت بشر همواره بر اين اصل تأكيد نموده است تا آنجا كه امير المؤمنين (ع) مى‏فرمايد:

اى مردم دنيائى كه در آن تدبير نيست خيرى ندارد.

در روايات اسلامى ضمن تأكيد برنامه‏ريزى روزانه، اوقات روزانه يك مسلمان بدينگونه تقسيم شده‏اند.

1 ـ اختصاص قسمتى از روز براى كار و تأمين معاش، كما اينكه در روايت است «ساعة لامر المعاش» (1)

2 ـ اختصاص قسمتى از روز براى عبادت كما اينكه مى‏خوانيم «ساعة لمناجات الله» (2) .

3 ـ اختصاص قسمتى از روز براى معاشرت كما اينكه مى‏خوانيم «و ساعة لمعاشرة الاخوان» (3) .

4 ـ اختصاص قسمتى از روز براى استراحت و تفريح كما اينكه مى‏خوانيم «و ساعة تخلون فيها للذاتكم فى غير محرم» (4) .

بر اساس متون اسلامى كه بخشى از آنها در بالا آمد اين بخش در چهار فصل كار، عبادت، معاشرت، تفريح و استراحت، تنظيم شده است.

نكته اگر چه محاسبه در برخى روايات بعنوان يك قسمت از هر روز در روايات آمده است.ولى ما آنرا در بخش دوم مطرح نموده‏ايم.

فصل اول

كسب و كار

كسب و كار بعنوان عملى براى تأمين معاش انسان، قسمتى از اوقات او را به خود اختصاص مى‏دهد؛ در اين باب ما به تبيين مطالب زير مى‏پردازيم:

1 ـ اهميت و ارزش كسب و كار در اسلام: كار، براى تأمين معاش خانواده، از نظر اسلام داراى اهميت فراوان است.امام صادق (ع) در اين زمينه مى‏فرمايد:

اى هشام! آنگاه كه مى‏بينى دو گروه آماده جنگند از تلاش و كوشش جهت كسب روزى حلال در آن روز دست بر مدار (5) .همچنين پيامبر اكرم (ص) مى‏فرمايد: «كسب روزى حلال بر هر مرد و زن واجب است» (6) .

خداوند به انسانهائى كه در راه تأمين معاش خانواده زحمت مى‏كشند وعده آمرزش داده است .پيامبر اكرم (ص) مى‏فرمايد:

هر كس كه شب را در حاليكه در كسب رزق حلال رنجيده و خسته شده است بخوابد، در حالى كه مشمول آمرزش خداوند است خوابيده است (7) .

در روايات بسيارى آمده است: كسى كه براى كسب معاش خانواده زحمت مى‏كشد در اجر همانند مجاهد فى سبيل الله قلمداد شده است.

امام موسى كاظم (ع) مى‏فرمايد: كسى كه براى كسب روزى حلال تلاش كند، تا بدان وسيله مخارج خود و خانواده‏اش را تأمين سازد، مانند كسى است كه در راه خدا جهاد مى‏نمايد (8) .

از امام صادق (ع) نقل است كه فرمودند: آنگاه كه مردى تنگدست است و براى تأمين خوراك خود و خانواده‏اش كار كند و از طلب حرام اجتناب نمايد، مانند رزمنده‏ايست كه در راه خدا جهاد مى‏كند (9) .

كار و فعاليت براى كسب روزى حلال در زندگى معصومين و ائمه (ع) جايگاه ويژه‏اى داشته است به طورى كه در زندگى همه آنها صحنه‏هائى از فعاليت و تلاش براى تأمين معاش به چشم مى‏خورد.امام كاظم (ع) در اين زمينه مى‏فرمايد:

پيامبر خدا و امير مؤمنان، و پدران بزرگوارم كسانى بودند كه با دست‏هاى خود كار مى‏كردند؛ و كار و كارگرى از سيره پيامبر، رسولان و صالحين است (10) .

ناقل مى‏گويد: امام صادق (ع) را ديدم در حاليكه بيل به دست و لباس خشنى بر تن داشت و به كار در مزرعه مشغول بود و همچنان عرق از كمر آن حضرت سرازير مى‏شد؛ خدمت آن حضرت عرض كردم: جانم فداى شما بيل را به من بدهيد تا برايتان كار كنم؛ حضرت فرمود: من دوست دارم مرد زير گرماى خورشيد در تحصيل روزى، آزار و سختى ببيند (11) .

در روايتى از ابن عباس، براى پيامبران اشتغالاتى ذكر شده است كه نشان مى‏دهد، كار و فعاليت در زندگى آنها قسم مهمى بوده است، در اين روايت، شغل حضرت آدم (ع)، كشاورزى؛ شغل حضرت ادريس، خياطى؛ شغل حضرت هود، بازرگانى؛ شغل حضرت سليمان، حصيربافى؛ و...معرفى شده است.

2 ـ فوائد كسب و كار

كسب و كار علاوه بر تأمين معاش فوائد ديگرى نيز دارد كه ما با استفاده از روايات به بعضى از آنها اشاره مى‏نمائيم.

آرامش روحى

على (ع) از قول پيامبر (ص) مى‏فرمايد: انسان اگر به تأمين بودن نيازش مطمئن باشد آرام گيرد (12) .

و امام صادق (ع) مى‏فرمايد: كسى كه از كار عارى ندارد زحمتش كاهش يابد، خيالش آسوده گردد و خانواده‏اش متنعم گردند (13) .

ـ آمرزش خداوند

امام صادق (ع) به نقل از پيامبر (ص) مى‏فرمايند: هر كس شب را با خستگى ناشى از كسب و كار و روزى حلال بخوابد گناهان او آمرزيده شود (14) .

ـ محبت خدا و بى‏نيازشدن از ديگران

امام على (ع) مى‏فرمايد: به سوى تجارت بدويد كه شما را از ديگران بى نياز مى‏كند و خداوند كاسب درستكار را دوست دارد (15) .

ـ حفظ دين

امام صادق (ع) مى‏فرمايد: از كسب حلال دست نكش؛ زيرا كه ترا در دين‏دارى‏ات كمك مى‏كند (16) .

ـ نجات از آتش دوزخ

پيغمبر گرامى اسلام (ص) مى‏فرمايند: هر كس از بازوى خود امرار معاش كند، به سرعت برق جهنده از پل صراط خواهد گذشت (17) .

در سيره رسول اكرم (ص) مى‏خوانيم، انس بن مالك گويد: پس از آنكه رسول اكرم از جنگ تبوك بازگشت، سعد انصارى به استقبال آن حضرت شتافت و با پيامبر اكرم (ص) دست داد و مصافحه نمود؛ پيامبر اكرم (ص) به او فرمود: چه صدمه و آسيبى به دست تو رسيده كه دست زبر و خشن شده است؟

سعد عرض كرد: اى رسول خدا با طناب و بيل كار مى‏كنم و درآمدى براى معاش زندگى خود و خانواده‏ام كسب مى‏نمايم؛ از اين رو دستم خشن شده است.

پيامبر اكرم دست سعد را بوسيد و فرمود: اين دستى است كه آتش دوزخ با آن تماس پيدا نمى‏كند (18) .

ـ توانايى در امر امداد و يارى مستمندان

يكى از فوائد كار اين است كه انسان مى‏تواند با كسب و كار، و با دسترنج خويش در راه آبادانى اجتماع بكوشد و از دسترنج خود به ايتام و فقرا كمك نمايد.

امام صادق (ع) فرمود: امام على (ع) بيل مى‏زد و زمين را احيا مى‏نمود و با درآمد حاصل از دسترنج خود هزار برده را آزاد مى‏نمود (19) .

انسانى كه كارى ندارد، سرمايه‏اى ندارد، از توفيق شركت در مساعدتهاى اجتماعى محروم است .كار، علاوه بر اين، فوائد ديگرى نيز دارد كه در برخى روايات آمده است.

مهمترين فوائد كار در محدوده اجتماع عبارتند از: جلوگيرى از تكدى، جلوگيرى از دزدى و سرقت، جلوگيرى از مفاسد اجتماعى، جلوگيرى از طلاق و...

3 ـ عواقب بيكارى:

بيكارى، عواقب بسيار دارد، كه در اين بخش با توجه به روايات، گوشه‏اى از آنها را بيان خواهيم كرد.

ـ مبغوض شدن نزد خدا

همان گونه كه كار نزد خدا محبوبيت مى‏آورد، بيكارى مايه خشم خداست.امام باقر (ع) مى‏فرمايد : حضرت موسى بن عمران در مناجات خود با خدا عرض كرد: كداميك از بندگان نزد تو مبغوض‏ترند؟ خدا فرمود: آنكس كه شب مردارگونه است و روز بيكار (20) .

ـ مبغوض شدن نزد پيامبر و ائمه دين

همان گونه كه كار مايه جلب محبت پيامبر و امام (ع) مى‏باشد و كار و كارگر در نظر آنها مورد احترام و ستايشند، بيكارى و شخص بيكار مورد نكوهش و بغض آنها است.

در سيره پيامبر (ص) مى‏خوانيم، سيره رسول خدا اين بود كه هر گاه به مردى نگاه مى‏كرد و حالت جسمانى او نظرش را جلب مى‏كرد (يعنى اينكه مرد را سالم و قوى ديد) سؤال مى‏فرمود : آيا شغل و حرفه‏اى دارد؟ اگر در پاسخ مى‏گفتند شغلى ندارد؛ مى‏فرمود: از چشمم افتاد به آن حضرت عرض مى‏شد: چگونه شخصيت او در نظر شما تنزل كرد؟ مى‏فرمود: آنگاه كه مؤمنى داراى شغل و حرفه‏اى نباشد، براى تأمين مخارج زندگى خود دينش را مى‏فروشد (21) .

و امام باقر (ع) مى‏فرمايد: من از مردى كه نسبت به كارهاى مربوط به دنياى خود تنبل و بى‏اعتنا باشد، متنفرم (22) .

ـ مستجاب نشدن دعاى بيكار

امام صادق (ع) به نقل از پيامبر اكرم (ص)، مى‏فرمايد: دعاى چند دسته، مستجاب نمى‏شود؛ مردى كه در خانه مى‏نشيند و از خدا مى‏خواهد به او روزى دهد، ولى به سوى كسب روزى حال، آنگونه كه خدايش به او فرمان داده نمى‏رود.خداوند به چنين شخصى مى‏گويد: آيا من امكانات دنيا را براى تو فراهم نكرده‏ام و اعضاى بدن ترا سالم قرار نداده‏ام؟ و آيا زمين من گسترده نيست؟ پس چرا براى روزى از خانه خارج نمى‏شوى؟ (23)

ـ آلودگى به فساد

امير المؤمنين (ع) مى‏فرمايد: اگر كار زحمت است، بيكارى نيز فسادآور است (24) .

علاوه بر آنچه در روايات بعنوان عواقب بيكارى بيان شد، مسائلى مانند: مفاسد اجتماعى، طلاق، فقر و...را مى‏توان از عواقب بيكارى دانست.

4 ـ زمان و ساعت كار:

در روايات زمانهايى مناسب‏تر، جهت انجام كار، معرفى شده‏اند.از جمله:

ـ صبح زود

پيامبر اكرم (ص) مى‏فرمايد: صبحگاه به جستجوى روزى و تأمين نيازمنديها برويد، چون صبحگاه موجب بركت و موفقيت‏است (25) .

و امام على (ع) مى‏فرمايد: صبحگاه در پى روزى رفتن، روزى را افزايش مى‏دهد (26) .

امام صادق (ع) مى‏فرمايد: همان اول صبح، در پى كسب و كار و روزى حلال روانه شويد، كه خداوند شما را روزى دهد و يارى رساند (27) .

ـ در محل زندگى و وطن

يكى از مكانهاى مناسب براى كسب و كار، در زبان روايت، وطن و محل زندگى است.امام سجاد (ع) مى‏فرمايد: يكى از خوشبختى‏هاى مرد اين است كه كار و كسبش، در محل و شهر خودش باشد (28) .

و امام صادق (ع) مى‏فرمايد: سه چيز از خوشبختى مرد به شمار مى‏رود.

1 ـ زنى كه از او اطاعت كند.

2 ـ فرزندى كه در حال حيات و بعد از مرگ در حق او احسان كند.

3 ـ شغلى كه در شهر خود بدست آورد؛ تا صبحگاهان به انجام كار پردازد و چون فراغت يابد، نزد عيال خود استراحت كند (29) .

ـ روزهاى هفته به جز جمعه

در روايات، روز جمعه خصوصا وقت نماز جمعه، كار و كسب نهى شده است.

در قرآن مى‏خوانيم: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، هرگاه شما را براى نماز جمعه بخوانند، فى الحال به ذكر خدا بشتابيد و كسب و تجارت را رها كنيد، كه اين نماز جمعه از هر تجارتى براى شما بهتر است؛ اگر بدانيد: امام صادق (ع) مى‏فرمايد: هر كس كارگرى را در وقت نماز جمعه اجير كرده، از شركت در نماز باز دارد، گناه كرده است، و اگر او را از شركت در نماز باز نداشت، كارگر و كارفرما، هر دو در ثواب نماز شريكند (30) .

بنابر برخى از روايات، روز جمعه مسلمان مى‏بايست خود را براى تحصيل مسائل دينى، از كار و كسب فارغ نمايد.

امام صادق (ع) در روايتى از پيامبر اكرم (ص) مى‏فرمايند: أف بر مسلمانى كه روز جمعه خويش را براى تفقه در دين خالى نكند (31) .

در خاتمه بحث از زمان و مكان، مى‏بايست گفت: اگر چه خداوند، روز را براى تحصيل معاش و شب را براى استراحت تعيين فرموده است، ولى در برخى موارد، كار در شب براى انسان لازم مى‏آيد كه اين مسئله با شئونات اسلامى منافاتى ندارد.امام صادق (ع) مى‏فرمايد: گاهى ممكن است مردم به كسب و كار در شب، نياز داشته باشند؛ مثلا به اين علت كه در طول روز نمى‏توانند همه كارهاى خود را انجام دهند؛ يا اينكه گرماى روز طاقت فرسا است و نمى‏توانند در روز كار كنند، لذا مردم در شب و پرتو نور ماه مى‏توانند كارهاى مختلفى انجام دهند ...خداوند نور ماه را بدين جهت قرار داده است (32) .

5 ـ آداب كسب و كار

در اين فصل به بيان آداب كسب و كار كه در روايات آمده است خواهيم پرداخت:

ـ روح معنويت در كار

اين روح، انسان را از حرص، باز مى‏دارد و او را در انجام كار به شكل صحيح و مصرف درست در آمد حاصل از كار، كمك مى‏نمايد.

در سيره امام على (ع) مى‏خوانيم: امام على (ع) چون از جهاد فارغ مى‏گشت، به تعليم مردم و قضاوت مى‏پرداخت و به محض اينكه ازاين امور فارغ مى‏شد، باغى داشت كه بدست خود در آن كار مى‏كرد و در آن حال به ذكر خدا اشتغال داشت (33) .

توجه به اين نكته كه كار و بازار، يكى از لحظاتى است كه شيطان كمين نشسته، مى‏تواند انسان را از خدايش غافل نمايد، ياد خدا انسان را وا مى‏دارد تا روح معنويت را در كار و كاسبى خود دميده و در آن حال خود را در محضر رب الارباب احساس نمايد.

ـ ندزديدن از كار

يكى از آداب كار اين است كه انسان، كارى را كه قبول كرده است و در قبال آن، مزدى دريافت مى‏كند به نحو احسن انجام دهد و در همان حال، به كارى كه مايه ضايع شدن حق كارفرماست، مشغول نباشد.اسحاق بن عمار گويد، از امام كاظم (ع) پرسيدم كه اگر انسان اجير ديگرى باشد مى‏تواند در همان حال براى كسى ديگر كار كند؟ امام (ع) فرمود: اگر صاحبكار به او اجازه دهد ايرادى ندارد؛ (34) به عبارت ديگر، اگر اجازه ندهد، ايراد دارد.

ـ غافل نشدن از ياد خدا، بواسطه كار

ديگر از آداب كار، اين كه: انسان به واسطه كار و كسب، از ياد خداوند غافل نگردد.مثلا به واسطه سرگرمى به كار، نماز اول وقتش را فراموش نكند.امام صادق (ع) در تفسير آيه 27 از سوره نور كه مى‏فرمايد: مردانى هستند كه كار و كسب، آنها را از ياد خدا، غافل نمى‏كند .

فرموده‏اند: اينان، همان كسبه‏اى هستند كه هنگام نماز، كسب و كار، آنها را از ياد خدا غافل ننمايد و در انجام آن كوتاهى ننمايند (35) .

پس شايسته است تا كسبه مسلمان، در اول وقت نماز، دست از كار كشيده و به اقامه نماز بپردازند .

ـ خوب انجام دادن كار

ديگر از آداب كار، اين كه: انسان، تا مى‏تواند، كارى كه بر عهده او گذارده شده را به بهترين شكل انجام دهد، و كوتاهى نكند.پيامبر اكرم (ص) در اين زمينه مى‏فرمايد: «خداوند، آن كارگرى را دوست دارد كه چون كارى به وى محول شد، آنرا نيكو انجام دهد (36) .

ـ پرهيز از مباهات

يكى از منهيات اسلام، مباهات است.فخر فروشى، صفت رذيله‏اى است كه در جاى جاى زندگى، از جمله كار و كسب، مى‏تواند خود را نشان دهد.لذا تأكيد شده است كه: شخص مسلمان، تا مى‏تواند از فخر فروشى در كار پرهيز كند.

امام باقر (ع) مى‏فرمايد: «در كتاب على بن الحسين (ع) در ذيل آيه «همانا اولياء خدا نه ترسى دارند و نه اندوهى» چنين يافتم: ايمن بودن آنان به اين سبب است كه...، روزيهاى حلال خدا را به وسيله كسب و كار بدست مى‏آورند و روزى را براى خدا تحصيل مى‏كنند نه براى فخر و مباهات (37) .

ـ دخالت نكردن در وظايف ديگران

يكى ديگر از آداب مهم كار است و در مديريتها مسئله بسيار بااهميتى است.امام هادى (ع) در نامه‏اى به وكلاى خود در بغداد، مدائن و كوفه مى‏نويسد: اى ايوب بن نوح، به موجب اين حكم، از برخورد با ابو على، خوددارى كن؛ هر دو موظفيد در ناحيه خاص خويش به وظايفى كه بر عهده‏تان گذارده شده عمل كنيد، ...اگر كسى وجوهى را از خارج محدوده حوزه مسئوليت تو آورد به او دستور بده به وكيل ناحيه خود بفرستد (38) .

دخالت در مسئوليتهاى ديگران، مايه اخلال در مجموعه و نظامهايى است كه انسان در آن مشغول به كار است.

ـ تعيين اجرت كارگر قبل از شروع به كار

ديگر از آداب اخلاقى كار، اين است كه: قبل از كار، مزد كارگر تعيين شود.در سيره امام رضا (ع) مى‏خوانيم: روزى، حضرت رضا (ع) غلامى را ديد كه با ديگر غلامان آنحضرت مشغول كار بود؛ معلوم شد كه آن‏غلام سياه را به كارگرى گرفته‏اند.امام (ع) به آنها فرمود: آيا مزد اين كارگر را قبل از كار تعيين كرده‏ايد؟ عرض كردند: به هر مزدى ما راضى باشيم او هم راضى است.امام (ع) بطور شديدى خشمگين شدند چرا كه مزد كارگر را تعيين نكرده بودند (39) .

ـ كسب مهارت در كار

از آدابى كه مايه رونق كسب و كار نيز هست، اينكه: انسان در كار خود مهارت لازم را بدست آورد.

پيامبر اكرم (ص) مى‏فرمايد: كسى كه بدون آگاهى و دانش، كارى را انجام دهد فسادش بيشتر است از صلاحش (40) .

و امام صادق (ع) مى‏فرمايد: هر صاحب حرفه‏اى را سه خصلت، ضرورى است تا كسبش رونق گيرد؛ يكى از آنها تخصص و مهارت است (41) .

ـ جرأت و پردلى

جرأت و پردلى، عاملى مهم براى رونق كار مى‏باشد، و از جمله آداب كسب، خصوصا تجارت است .پيامبر اكرم (ص) مى‏فرمايد: تاجر كم‏جرأت، از روزى محروم است و تاجر پرجرأت روزى مى‏يابد (42) .

ـ وفاى به عهد

وفاى به عهد، يكى از واجبات دين اسلام است.و سفارش بسيار بر آن شده است و آنرا از علائم مؤمنان شمرده‏اند؛ ولى اين صفت در زمينه كسب و كار، داراى اهميت خاصى است.

امام باقر (ع) مى‏فرمايد: رسول خدا فرمودند: واى بر صنعتگران امت من از وعده خلاف و از امروز و فردا كردن (43) .

ـ خوش‏روئى و حسن خلق

امام صادق (ع) مى‏فرمايد: اخلاق شايسته روزى را افزايش مى‏دهد (44) .و روايت شده است كه: در كار و كسب خويش با اخلاق پسنديده و كارهاى نيكو رفتار كن كه براى دين و دنياى تو سودمند است (45) .

ـ صداقت و راستگويى

امام صادق (ع) يكى از يارانش را درباره كسب و كار چنين سفارش مى‏كند: در سخنت راستگو باش و هيچ عيبى را كه در اجناس تو هست مخفى مدار و كسى كه با تو انس دارد را فريب مده؛ زيرا كه فريب دادن او ربا است...كاسب راستگو در قيامت در زمره سفيران بزرگوار و نيكوكار الهى، قرار دارد (46) .

ـ پرهيز از كم فروشى

خداوند در قرآن مجيد در آيات محدودى به گروهى خاص، با كلمه ويل، عذاب و نفرت خود را بيان نموده است؛ ويل به معنى ابراز انزجار و نفرت است و دلالت بر شدت عذاب دارد.يكى از اين موارد خطاب به كم فروشان است كه مى‏فرمايد:

ويل للمطففين*الذين اذ اكتالوا على الناس يستوفون*و اذا كالوهم او وزنوهم يخسرون (47) .يعنى: واى بر كم فروشان.كسانى كه وقتى چون به كيل يا وزن چيزى از مردم بستانند تمام بستانند و چون چيزى بدهند در كيل و وزن كم دهند.

ـ يادگيرى احكام كسب و كار و تجارت

فراگيرى احكام تجارت، انسان را از افتادن در ربا و غش و ساير محرمات معاملات، باز مى‏دارد .امام صادق (ع) مى‏فرمايد: هر كس كه مى‏خواهد تجارت و كاسبى كند، بايد احكام دين را بياموزد تا حلال و حرام را بشناسد و هر كس احكام دين را فرانگيرد و به تجارت بپردازد به شبهات گرفتار آيد (48) .اصبغ بن نباته مى‏گويد: از على (ع) شنيدم كه: اى اهل تجارت، اول با احكام شرعى تجارت آشنا شويد، بعد وارد معامله گرديد.و ادامه مى‏دهد كه: به خدا سوگند، در بين مردم ربا پنهان‏تر از حركت مورچگان بر سنگ سخت است (49) .

ـ معامله با افراد نيكوكار

امام صادق (ع) مى‏فرمايد: بجز با كسانى كه در خير و نيكى نشر و نمو كرده‏اند، معامله و معاشرت نكنيد (50) .

امام كاظم (ع) به نقل از پيامبر اكرم (ص) مى‏فرمايد: چهار چيز از سعادت انسان است، اول اينكه معاشرت كنندگان و معامله كنندگان با او افرادى نيكوكار باشند (51) .

ـ رعايت حقوق بستانكار

در تحف العقول در باب حقوق بستانكار مى‏خوانيم: و اما حق بستانكار اين است كه اگر دارى دين او را بپردازى و او را كفايت نموده، بى‏نياز سازى و او را معطل ننمائى؛ كه همانا پيامبر اكرم (ص) مى‏فرمايد: «معطل كردن بستانكار توسط غنى، ظلم است» و اگر ندارى او را با كلامى زيبا از خود خشنود نمائى و از او مهلت بگيرى... (52) .

ـ آسان گرفتن به بدهكار

در اين زمينه در قرآن مى‏خوانيم:

و ان كان ذو عسرة فنظرة الى ميسرة و ان تصدقوا خير لكم (53) .

اگر بدهكار در سختى بود، پس صبر كنيد تا وقت فراغ و گشاده دستى...و البته اگر صدقه بدهيد براى شما بهتر است.

ـ نوشتن دين و قرض

در قرآن مجيد مى‏خوانيم:

يا ايها الذين آمنوا، اذا تداينتم بدين الى اجل مسمى فاكتبوه، و ليكتب بينكم كاتب بالعدل (54) .

اى اهل ايمان وقتى كه به هم دين و قرض مى‏دهيد آنرا بنويسيد، پس بايد شاهدى آنرا بعدل بنويسد.

ـ رعايت حق شريك

در تحف العقول مى‏خوانيم: اما حق شريك اينكه: اگر غايب باشد كارش را بكنى و اگر حاضر است با او برابر كار كنى، و به نظر و رأى خود و بدون مشورت با او تصميم نگيرى، و مالش را نگهدارى، و در آن كم يا بيش خيانت نكنى.زيرا بما رسيده است كه دست خدا بر سر هر دو شريك است تا وقتى كه بهم خيانت نكنند (55) .

ـ پرهيز از ربا

ربا آفت بزرگ معاملات است كه در اسلام بر حرمت آن تأكيد بسيار شده است.

در قرآن مجيد آمده است:

احل الله البيع و حرم الربوا (56)

خدا تجارت را بر شما حلال كرد ولى ربا را حرام گردانيد.

و در جاى ديگر مى‏فرمايد:

..اتقوا الله و ذروا ما بقى من الربوا ان كنتم مؤمنين (57) .

يعنى: بپرهيزيد از گناه و بترسيد از خدا، و ربا را رها كنيد اگر مؤمن هستيد. و در جاى ديگر مى‏فرمايد: آنچه خيال كرديد با ربا سود برده‏ايد سود نيست زيان است.

و ما آتيتم من ربا ليربوا فى اموال الناس فلا يربوا عند الله (58) .

آنچه شما از ربا در اموال مردم بدست آورده‏ايد، سود نيست در حقيقت نزد خدا زيان است .

ـ آسان گرفتن و مدارا كردن

پيامبر اكرم (ص) مى‏فرمايد: خداوند بركت دهد بر مردى كه در خريد و فروش آسان بگيرد و مدارا كند (59) .

و امام على (ع) مى‏فرمايد: از پيامبر (ص) شنيدم كه فرمود: آسان گيرى در معاملات يك نوع سودمندى است (60) .

ـ سوء استفاده نكردن از بحرانهاى اقتصادى

امام صادق (ع) به غلام خود مصادف، هزار دينار داد تا به مصر رود و تجارت كند؛ مصادف با كالائى، همراه بازرگانان، بطرف مصر به راه افتاد؛ نزديكى‏هاى مصر به قافله‏اى برخورد كردند، كه از مصر خارج مى‏شد.مصادف و بازرگانان همراه وى، از اهل قافله در مورد كالائى كه آنها به مصر آورده بودند، پرسيدند. (كه آيا اين كالا در مصر وجود دارد يا نه) آن كالا از ارزاق عمومى بود اهل قافله به آنها گفتند كه اين كالا در شهر مصر ناياب است .مصادف و بازرگانان با يكديگر هم پيمان شدند كه براى هر دينارى كمتر از يك دينار سود نگيرند.آنها كالاهاى خود را فروختند و هنگامى كه پولهاى خود را گرفتند، به سوى مدينه به راه افتادند.وقتى به مدينه رسيدند، مصادف خدمت امام (ع) رسيد و در حالى كه دو كيسه هزار دينارى در دست داشت، به امام صادق (ع) عرض كرد.اين يك كيسه سرمايه است و اين كيسه دوم، سود.امام (ع) فرمودند: اين سود زياد را چگونه بدست آورديد؟ مصادف ماجرا را براى امام (ع) تعريف نمود، امام (ع) فرمود: سبحان الله...سپس آن حضرت يكى از دو كيسه را گرفت و فرمود: اين سرمايه من است، و ما به اينگونه سود نياز نداريم، اى مصادف جنگ با شمشير از كسب روزى حلال آسانتر است (61) .

خاتمه در خاتمه بحث كار، ذكر نكاتى الزامى است.

1 ـ دورى از حرص

اگر چه كار و كسب درآمد، از نظر اسلام داراى اهميت فراوانى است، ولى حرص نيز از نظر اسلام بسيار مذموم و ناپسند است.

حرص، صفتى است كه انسان را وا مى‏دارد تا بيش از حد نيازش، به جمع مال بپردازد.اين صفت، مشهورترين ويژگى دنياطلبى است.

بدون ترديد، صفتى است مهلك و كشنده كه عمقى ندارد.

على (ع) مى‏فرمايد: دو گرسنه هستند كه هرگز سير نمى‏شوند، طالب علم و طالب دنيا (62) .

و باز از آن حضرت (ع) نقل است كه: آزمند، در بند ذلت و خوارى اسير است (63) .

ريشه حرص يا به علاقه شديد به دنيا بر مى‏گردد و يا به عدم اعتماد به خدا، چون روزى دست خداوند است؛ اگر انسان به حضرت حق اعتقاد داشته باشد، ديگر حرص معنى ندارد.

در قرآن كريم مى‏خوانيم:

ان ربك يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر انه كان بعباده خبيرا بصيرا.

همانا خداوندا، هر كه را بخواهد، روزى مى‏دهد و بر هر كه بخواهد، تنگ مى‏گيرد و خدا به بندگانش آگاه و بينا است (64) .

2 ـ اشتغال به كسب حلال

در ميان مكاسب، منبع درآمدهائى به چشم مى‏خورد كه از نظر اسلام جائز نيست، و مال حاصل از آن حرام است، نظير خريد و فروش شراب، درآمد حاصل از ربا، و درآمد حاصل از خريد و فروش آنچه معامله آنها جايز نيست و...

برخى از اعمال نيز مايه بطلان و فساد كسبند، اگر چه خود كسب، سالم باشد، مثل تدليس، غش و...

كه درآمد حاصل از اين معاملات نيز حرام است.

پيامبر اكرم (ص) مى‏فرمايد: هر كس كه از راه حرام كسب روزى و درآمد كند، خداوند او را فقير و نيازمند گرداند (65) .

3 ـ كار زن در خانه

عمده‏ترين فعاليت‏هاى زن، معمولا در خانه است.از نظر اسلام خانه‏دارى زن داراى اهميت فراوان است.

در سيره پيامبر (ص) آمده است: روزى از ياران خود پرسيد: در كدام لحظه زن به خدا نزديكتر است؟ حضرت زهرا (س) فرمود: آن لحظه‏اى كه زن در خانه خود مى‏ماند و به امور زندگى و تربيت فرزند مى‏پردازد، به خدا نزديكتر است (66) .

و باز پيامبر اكرم (ص) مى‏فرمايد: اى زنان، هر يك از شما با اشتغال در خانه خويش به خواست خداوند، ثواب مجاهدين در راه خدا را دارد (67) .

و امام على (ع) كار زن در منزل را جهاد او دانسته، مى‏فرمايند: نيك همسردارى زن جهاد اوست (68) .

امام باقر (ع) درباره سيره فاطمه زهرا (س) و امام على (ع) چنين مى‏فرمايد: على (ع) و فاطمه (س) درباره كارهاى مربوط به زندگى مشترك نزد پيامبر رفتند تا آنرا تقسيم نمايند؛ پيامبر (ص) كارهاى بيرون منزل را براى على (ع) قرار دادند و كارهاى داخل خانه را براى فاطمه (س) گذاشتند (69) .

و در سيره فاطمه زهرا (س) مى‏خوانيم: فاطمه زهرا (س) كه از كارهاى منزل، مثل آسياب كردن گندم، رنج بسيار ديده بود به سفارش همسر خود على (ع) خدمت رسول اكرم (ص) مى‏رود تا از آن حضرت خدمتكارى درخواست نمايد اما پيامبر اكرم (ص) در جواب مى‏فرمايد: من نمى‏خواهم اجر و ثواب كارهايى را كه در منزل انجام مى‏دهى از تو گرفته شود (70) .

توجه در فرمايش پيامبر (ص) به فاطمه (س) به ما مى‏فهماند، زن در قبال كارهائى كه در منزل انجام‏مى‏دهد، مأمور است و مزدش را از پروردگار دريافت مى‏كند.

در خاتمه اين بحث لازم است يادآور شويم كه:

1 ـ اگر چه كارهاى خانه به زن واگذار شده است، ولى اين بدان معنا نيست كه همه كارهاى خانه بر دوش زن باشد و مرد در قبال كارهاى خانه، بى‏تفاوت.

در سيره رسول اكرم (ص) و در روايات معصومين سفارشاتى در زمينه كار مرد در خانه و كمك او به همسرش وارد شده است.از جمله: پيغمبر اكرم (ص) كار خانه مى‏كرد و بيشتر كارش در خانه دوزندگى بود، جامه خود را مى‏شست و گوسفندانش را مى‏دوشيد و كارهاى شخصيش را خود انجام مى‏داد (71) .

2 ـ اگر چه كار اصلى زن در خانه است، ولى گاه پيش مى‏آيد كه بدلائلى زن بايد در اجماع حضور داشته باشد و كارى را در جامعه بدوش گيرد.

حضور زن در جامعه و فعاليتهاى اجتماعى، بشرط رعايت ضوابط اسلامى، منافاتى با دستورات اسلامى نخواهد داشت.

4 ـ مسئله انتخاب شغل

اگر چه كسب و كار در نظر اسلام ضرورى است، ولى از نظر اسلام همه كارها مساوى نمى‏باشند؛ و ارزش همه كارها برابر نيست.

از نظر اسلام اشتغال به بعضى مكاسب اگر چه حرام نيست، ولى كراهت دارد و تا جائى كه امكان دارد بهتر است انسان از آن كسب‏ها اجتناب نمايد.

در روايتى مى‏خوانيم: اسحاق بن عمار گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم: پسرى دارم كه مى‏خواهم او را به كسبى بگمارم، به نظر شما چه نوع كسبى بهتر است؟ امام (ع) فرمود: او را به پنج كار مگمار...يكى از آنها اينكه، پسرت را به صرافى مسپار، چون صراف از ربا در امان نيست (72) .

فصل دوم

عبادت

عبادات، اعمالى هستند كه قسم عظيمى از اعمال روزانه يك فرد مسلمان را تشكيل مى‏دهند كه قرار گرفتن آنها در كنار كسب و كار به ما مى‏فهماند كه اسلام يك نگاه به دنيا دارد و يك نگاه به آخرت.و رهبانيت در اسلام هرگز راه ندارد.

4 ـ اعتدال در عبادت

ميانه‏روى، اصل و اساس غالب اعمال است، و تقريبا در همه اعمال سفارش شده است پرهيز از افراط و تفريط مورد سفارش روايات در همه ابعاد است و از جمله عبادت.

امام على (ع) در هنگام شهادت در ضمن وصيت، فرزندش را چنين سفارش مى‏كند: اى پسرم، در شئون زندگى خود ميانه‏رو باش و همچنين در عبادت كردن اعتدال را مراعات كن (73) .

در سيره پيامبر (ص) مى‏خوانيم كه فرمودند:

هر عبادتى شور و هيجانى دارد كه رفته رفته به سردى مى‏گرايد، پس هر آنكس كه شور و هيجانش در عبادت طبق سنت من باشد در هدايت است، و هر كه بر خلاف سنت من بود گمراه است، و عملش به زيان او خواهد بود، من هم نماز مى‏خوانم و هم مى‏خوابم گاه روزه و گاه مفطرم هم مى‏خندم و هم مى‏گريم پس هر كه از روش من روى گردان باشد از من نيست (74) .

فصل سوم

تفريح، سرگرمى، استراحت

تفريح و سرگرمى يك قسم ديگر از اعمال روزانه فرد مسلمان را تشكيل مى‏دهند، و از آن جهت كه مايه تجديد قوا، و روحيه دادن به مسلمان هستند و او را براى فعاليت بيشتر مهيا مى‏سازند، اهميت فراوانى دارند.

اسلام، مؤمن را دائما از كسالت و بيحالى بر حذر مى‏دارد، و در دعاى ابو حمزه ثمالى امام سجاد (ع) مى‏فرمايد: خدايا من از كسالت به تو پناه مى‏برم.

اسلام اگر چه مؤمن را به فعاليت و كار دعوت مى‏نمايد، ولى به نياز روحى او واقف است و از محدوديت قواى جسمانى وى اطلاع دارد، لذا او را به استفاده از تفريحات سالم، و استراحت فراخوانده است.تا راه براى فعاليت مجدد وى هموار گشته، بتواند با روحيه‏اى فراختر و با نشاط به فعاليت مجدد بپردازد.

خستگى، سد بزرگى بر سر راه رسيدن به آمال و آرزوهاست، و بوجود آورنده يك روحيه ناهنجار و نامتعادل است.

اگر چه تغيير نوع و روش كار، و برخى تنوعات مى‏تواند خستگى را بزدايد، ولى هميشه چنين نيست و در اينصورت بهترين وسيله، تفريح، سرگرمى، و استراحت است.

1 ـ ويژگى‏هاى تفريح سالم

با توجه به اينكه بسيارى از تفريحات، اگر چه بنظر مفرح و سرگرم كننده مى‏آيند ولى داراى آثار سوء و منفى فراوانى هستند، لذا بايد ديد كه يك تفريح سالم از نظر اسلام داراى چه ويژگيهائى است.براى ورود به بحث به روايتى از حضرت رضا (ع) اشاره مى‏نمائيم:

براى نفس خود، بهره‏اى از نعمتهاى دنيا قرار دهيد و در آن وقت، آنچه را ميل دارد، به او عطا كنيد به‏شرط رعايت حليت، حفظ شخصيت و حد اعتدال، و بدينوسيله بر امور دين قوت يابيد (75) .

با توجه به اين روايات و برخى روايات ديگر مى‏توان خصوصيات زير را به عنوان ويژگى‏هاى كلى تفريح ذكر كرد.

ـ حليت و مشروع بودن تفريح

حليت و سلامت تفريح، اساسى ترين شرط تفريح است، بدون توجه به اين شرط اگر چه ممكن است لذتى، براى فرد حاصل گردد ولى اين لذت دوامى نخواهد داشت و عقوبت سخت و نتايج منفى فراوانى بدنبال خواهد داشت.

امام على (ع) در اين زمينه مى‏فرمايد: در لذتى، كه مايه پشيمانى و شهوتى، كه درد و اندوه را در پى دارد، خيرى نيست (76) .

و در جاى ديگر مى‏فرمايد: شيرينى لذتها به سختى آفاتش نمى‏ارزد (77) .

عقل به هيچ عنوان نمى‏تواند لذتى را كه مايه بازداشتن روح از رسيدن به كمال و موجب بيماريهاى روانى و جسمانى است، بپذيرد و آنها را مثبت تلقى نمايد.

پرهيز از اين لذتها خود مايه رشد، كمال و لذات دائمى است كه اگر انسان در مقابله با اين لذات آنى، اندكى صبر كند به آنها خواهد رسيد، امام صادق (ع) در اين زمينه مى‏فرمايد : چه بسيار صبر و بردبارى يك ساعته كه شادى‏هاى دراز مدت بدنبال خواهد داشت و چه بسيار لذتهاى كوتاه مدت كه اندوه دور و دراز در پى دارد (78) .

ما در بخش آينده به نمونه‏اى از تفريحات مشروع اشاره خواهيم كرد.

ـ حفظ شخصيت

انسان هميشه بايد به شخصيت خود توجه داشته باشد و كارى نكند تا به حريم خود لطمه‏اى وارد نمايد، خدا انسان را خليفه خود ناميده و در هيچ وقت شكسته شدن شخصيت انسان را نمى‏پذيرد، چه اينكه وقتى شخصيت آدمى شكسته شد ممكن است به هر عمل زشتى دست بزند، و خود را به هر بزهى بيالايد.

لذا يكى از خصوصيات تفريح سالم مناسب بودن آن با شخصيت انسان است.و مؤمن بايد به هنگام تفريح مراقب شخصيت و وقار خود باشد.

ـ رعايت حد اعتدال

گذشته از اين كه رعايت حد اعتدال و ميانه‏روى در همه ابعاد زندگى مطلوب و پسنديده است شناخت حد اعتدال كه برخيها آنرا همان صراط المستقيم و تجسم آن در دنيا خوانده‏اند كارى بس دشوار است، و در مورد تفريح و سرگرمى، دشوارتر؛ چون نفس آدمى به تفريح شايق است و حفظ آن از افراط، كارى دشوار است.

براى رعايت اعتدال در امر تفريح و استراحت مى‏توان از عواملى كمك جست.از جمله: از عوامل مهم در اين راه اين است كه هر فرد استعداد و علاقه درونى خود را تشخيص دهد و به كار مورد علاقه خود بپردازد، در اينصورت با اشتياق كامل به آن كار مى‏پردازد و در حال خستگى و اضطرار به تفريح پرداخته، از آن كار دست مى‏كشد، و به محض رفع خستگى دوباره به كار خواهد پرداخت.

ـ و از ديگر عوامل مهم و يا شايد مهمترين عامل براى اعتدال تفريح و استراحت، ذكر مرگ است، توجه به محدود بودن فرصت، و اينكه هر لحظه ممكن است صداى جرس برخيزد و عمر آدمى بپايان آيد، انسان را وا مى‏دارد كه در صرف وقت و نيروى خود كمال دقت را داشته باشد .چنانچه امام صادق (ع) مى‏فرمايد: اگر شيطان دشمن است پس غفلت چرا؟ و اگر مردن حق است شادى چرا؟ (79)

كه قطعا مراد امام از شادى، حالت فرح زياد است كه انسان را از خدا غافل نمايد و به تعبيرى مراد افراط در فرح و شادى است.

ـ ديگر از عوامل كنترل انسان در تفريحات، و به اعتدال كشاندن او دقت به اين نكته است كه عمر آدمى يكى از مسائلى است كه، در روز رستاخيز در مقابل صرف آن و مورد مصرف آن مورد بازخواست قرار خواهد گرفت.

توجه به اين نكته انسان را وادار خواهد كرد كه بيش حد ضرورت، به تفريح نپردازد.

ـ رعايت حقوق ديگران

برخيها تفريح خود را در اذيت ديگران، و تجاوز به حقوق آنها مى‏دانند؛ بايد گفت از نظر اسلام رعايت حقوق ديگران واجب است، و اذيت و آزار مردم و لو باندازه بسيار كم نيز عملى ناپسند است.بنابر اين يكى از شرائط تفريح سالم اين است كه تجاوز به حقوق ديگران دستمايه تفريح انسان نباشد.

معمر گويد كه به امام كاظم (ع) عرض كردم:

بسا با جمعى از دوستان نشسته‏ايم و با يكديگر صحبت مى‏كنيم، سخنان به شوخى مى‏انجامد و دوستان «جك» مى‏گويند و مى‏خندند؟ امام فرمود: اشكالى ندارد تا... (سكوت امام) معمر گويد: من چنين فهميدم كه مراد امام آنست كه تا به فحش نكشيده است ايراد ندارد (80) .

واضح است كه فحش در روايت بالا، كه مرزى براى تفريح شناخته شده، يكى از عوامل ايذاء ديگران است.

ـ انگيزه سالم

ـ آنچه مهم است اينكه تفريح خود بخود هدف نيست و حسنى ندارد، تفريح آنگاه پسنديده است كه با انگيزه تجديد قوا، و بدست آوردن نشاط براى فعاليت و تلاش صورت بگيرد، اگر تفريح هدف و غايت قرار گيرد، در حقيقت همان لهو و لعبى است كه در اسلام بسيار مذموم و ناپسند است.

انسان اگر تفريحش را هم به نيت تجديد قوا براى كار و تلاش و عبادت انجام دهد، همين تفريح، خود نوعى عبادت است و داراى ارزش فراوان.

همين انگيزه سالم نيز مى‏تواند يكى از عوامل كنترل كننده انسان در تفريحات باشد و او را در حد اعتدال نگاه دارد.

2 ـ مصاديق تفريح و سرگرمى سالم

در زير چند نمونه از تفريحات سالم كه اسلام روى آنها تأكيد دارد آورده مى‏شود.

ـ تيراندازى

تيراندازى، تفريح و سرگرمى مورد تأكيد اسلام است، اين تفريح جنبه آموزشى نيز دارد، و با توجه به‏اينكه در اسلام بر آمادگى دفاعى امت اسلامى تأكيد شده است، لذا به تير اندازى ارزش فراوانى داده شده است.

در حديث آمده است كه حضرت رسول (ص) راجع به آيه

و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه (81) بيان داشتند: مراد از «قوه» تيراندازى است (82) .

در روايت، تيراندازى بعنوان موهبت و نعمتى از خدا معرفى شده است.پيامبر اكرم (ص) مى‏فرمايد : هر كه تيراندازى آموخته باشد و سپس آن را از بى علاقگى رها سازد، نعمتى را كفران كرده است (83) .

ـ شنا

شنا يكى از مفرحترين و مؤثرترين ورزشها است، بسيارى از بيمارى‏هاى جسمى و روحى بر اثر همين ورزش و تفريح از بين مى‏روند.

در اسلام نيز بر اين ورزش و تفريح تأكيد شده است.چنانچه پيامبر اكرم (ص) مى‏فرمايد: «فرزندانتان را شنا و تيراندازى ياد بدهيد (84) .

ـ اسب‏سوارى

سواركارى، يكى ديگر از تفريحات مورد تأكيد اسلام است.و در صدر اسلام به عنوان يكى از هنرهاى رزمى مطرح بوده است.از رسول اسلام (ص) نقل است كه فرمودند: اسب‏سوارى و تيراندازى بياموزيد (85) .

و در حديث ديگرى آمده است كه پيامبر اكرم (ص) مسابقه اسب‏دوانى در مدينه اجرا نمودند و مسافت را بين حصباء يا حفياء و مسجد بنى رزيق معين كرد و براى برنده اول، دوم و سوم يك درخت خرما جائزه قرار دادند (86) .

ـ شكار

شكار تفريح خوب و سالمى است به شرط آن كه در انجام آن، رعايت مسائل حكومتى و قانونى شده باشد.از امام صادق (ع) سئوال شد: اگر كسى به شكار برود و هدفش از اين كار صحت مزاح و تفريح باشد، چه حكمى دارد؟

ايشان فرمودند: اشكالى ندارد مگر اينكه بنظر لهو و بيهودگى باشد (87) .

ـ سفر

سفر و يا به قولى، عوض كردن آب و هوا، از تفريحات سالم و مؤثر در تجديد روحيه و آماده شدن براى فعاليت مجدد است.

پيامبر اكرم (ص) مى‏فرمايد: سفر كنيد تا به صحت و سلامت باشيد و سفر كنيد كه به سود مى‏رسيد (88) .

و در سيره امام صادق (ع) مى‏خوانيم: عمرو بن حرث گويد: روزى عزم شرفيابى به حضور امام صادق (ع) را نمودم.آن حضرت را در خانه برادرش كه ظاهرا بيرون شهر بود، يافتم از ايشان پرسيدم: به چه منظور اينجا آمده‏ايد؟ فرمود: جهت تفريح و تغيير آب و هوا (89) .

سفر مايه بدست آوردن آموخته‏هاى فراوان است، آشنا شدن با فرهنگ ها و آداب اجتماعى، با مسافرت بهتر و راحت تر حاصل مى‏آيد.

قرآن كريم به جنبه آموختن، در سفر اهتمام ورزيده، و در موارد فراوانى مردم را به سير و سفر ترغيب فرموده است ولى بعد از امر به مسافرت، دستور عبرت را بعنوان فلسفه مسافرت بيان فرموده است نظير:

در زمين مسافرت كنيد و نگاه كنيد كه خداوند چگونه زمين و مخلوقات را آفريده است و دريابيد كه چگونه شما را دوباره زنده خواهد كرد (90) .

ـ ديدار با دوستان

امام صادق (ع) در توصيف ديدار با دوستان مى‏فرمايد: ديدار دوستان مايه شكفتگى و انبساط روح و بارور نمودن عقل است؛ هر چند مدتى كوتاه باشد (91) .

ـ مزاح، شوخى و خنده

تفريح مفيدى است، و مايه انبساط خاطر مى‏گردد، به شرط اينكه حقوق ديگران مراعات گردد .خنده را درمان خيلى از دردها شمرده‏اند و مزاج با همراهى آن است كه مفرح مى‏گردد.ولى نبايد غافل بود كه خنده زياد از نظر اسلام نهى شده است.پيامبر اكرم (ص) مى‏فرمايد: «خنده زياد دل را مى‏ميراند» (92) .

و امام صادق (ع) مى‏فرمايد: داود پيامبر به فرزندش سليمان فرمود: از زياد خنديدن بپرهيز، كه خنده زياد بنده را در قيامت تهيدست مى‏گرداند (93) .

در سيره پيامبر اكرم (ص) و ائمه دين (ع)، گاه به مزاح و شوخيهايى بر مى‏خوريم كه آنها انجام داده‏اند.شهيد ثانى در كتاب كشف الريبه از حسين بن سعيد روايت كرده است كه: به امام صادق (ع) عرض كردم: فدايت گردم آيا رسول خدا (ص) با كسى مزاح مى‏كرد؟ امام (ع) فرمودند: از رأفت و مهر آن حضرت، يكى همين بود كه با اصحاب خود مزاح مى‏كرد، تا عظمت و بزرگيش دل آنها را نگيرد، كه بتوانند به او نگاه كنند و حوائج خود را بازگويند.

امام (ع) ادامه دادند كه: رسول خدا وقتى يكى از اصحاب را غصه‏دار و مغموم مى‏ديد، با مزاح كردن او را مسرور مى‏ساخت (94) .

امام باقر (ع) مى‏فرمايند: خداى عز و جل، آنكس را كه ميان جمعى شوخى كند دوست دارد، در صورتى كه به فحش نيانجامد (95) .

با توجه به روايات گذشته مى‏توان نتيجه گرفت كه، ذم و نهى از شوخى كه در برخى روايات آمده، افراط در مزاح است، كه به خرد شدن انسان مى‏انجامد.

البته مى‏توان گفت هر تفريحى اصول و شرائط كلى تفريح سالم را داشته باشد مى تواند بعنوان تفريح‏مورد نظر اسلام معرفى گردد، ولو اينكه ما روايتى در آن زمينه نداشته باشيم.تفريحاتى نظير مسابقات دو، فوتبال، واليبال و...با عنايت به دارا بودن شرائط فوق، و پيراسته از آلوده گيهاى جانبى، تفريحاتى مفيد و مورد تأييد هستند.

و اينك به ذكر اعمالى خواهيم پرداخت كه فرد مسلمان، هر روز به انجام آنها ترغيب شده است و مى‏بايست آنها را انجام دهد.

1 ـ محاسبه و مراقبه

محاسبه اين است كه انسان در هر روز و شب زمانى را براى محاسبه نفس خود قرار دهد و در اين زمان به سنجش اعمال خود بپردازد.اگر خود را در آن روز فرد موفقى در طاعت و عبادت ديد، خود را تشويق كند؛ و اگر ناموفق يافت، خود را معاقب نمايد.

مراقبه، مرحله قبل از حسابرسى است.و البته بعد از حسابرسى هم قابل تصور است.به اين شكل كه انسان مراقب باشد، به تصميمى كه در وقت حسابرسى و پشيمانى گرفته شده، عمل نمايد.

محاسبه، عملى است كه عقل و شرع بر اهميت آن گواهى مى‏دهند.قرآن در اين زمينه مى‏فرمايد :

و لتنظر نفس ما قدمت لغد؛ بايد نگاه كند هر كس، كه براى فرداى قيامت چه فرستاده (96) .

كه روشن است مراد از آيه، محاسبه است.

در آيه‏اى ديگر مى‏فرمايد:

فو ربك لنسئلنهم اجمعين عما كانوا يعملون

؛ قسم به خدايت كه ما حتما از هر چه كرده‏اند سؤال خواهيم كرد (97) .

توجه به اين كه خداوند، همه بندگان را در قيامت به حساب مى‏كشاند، انسان را بر آن مى‏دارد كه قبل از رسيدن روز حساب، خود به حسابرسى خود بپردازد و كاستى‏هاى خود را جبران نمايد .چنانچه پيامبر اكرم (ص) مى‏فرمايد: به حساب خود رسيدگى كنيد.قبل از اينكه به حساب شما برسند؛ و اعمال خود را وزن كنيد قبل از اينكه اعمالتان را وزن نمايند (98) .

و امام كاظم (ع) مى‏فرمايد: از ما نيست كسى كه خودش را هر روز محاسبه ننمايد.پس اگر عمل خيرى انجام داده، خدا را شكر گويد و اگر عمل زشتى انجام داده، استغفار نمايد (99) .

و امام سجاد (ع) مى‏فرمايد: اى فرزند آدم تو هميشه در خيرى مادامى كه يك نصيحتگر از درون داشته باشى و به محاسبه خود همت بگمارى (100) .

عمر انسان، به منزله سرمايه اوست، و دنيا بازارى است كه او مشغول تجارت است، چنانچه امير المؤمنين (ع) مى‏فرمايد: دنيا بازار و تجارتخانه بندگان شايسته خداست (101) .

انسان در اين بازار، سرمايه گران بهايى را مى‏فروشد.پس شايسته است بنشيند و پيش خود بيانديشد كه اين عمر گرانمايه را در چه راهى مصرف نموده، و به بهاى چه كالائى پرداخته است.

2 ـ رعايت نكات بهداشتى

شايد بتوان گفت هيچ دين و آئينى باندازه اسلام در رعايت بهداشت تأكيد ندارد.

در بسيارى از روايات مشاهده مى‏نمائيم كه اسلام دين نظافت و پاكيزگى معرفى شده است.از جمله پيغمبر بزرگوار اسلام مى‏فرمايد: بوسيله هر چيز پاك كننده‏اى كه توان تحصيل آنرا داريد، خود را پاك سازيد؛ چرا كه خداوند متعالى، اسلام را بر اساس پاكيزگى، بنا نهاده است (102) .

و خداوند، بندگان پاكيزه خود را بسيار دوست مى‏دارد؛ چنانكه مى‏فرمايد: همانا خداوند پاكيزگان را دوست دارد (103) .و مورد محبت و دوستى خدا قرار گرفتن، گوهر گرانمايه‏اى است كه همه در راه بدست آوردنش مى‏كوشند.

ـ مسواك زدن

مسواك زدن، به عنوان يك عمل بهداشتى، بسيار مورد تأكيد اسلام است.

بطورى كه پيامبر اكرم (ص) مى‏فرمايد: اگر نمى‏ترسيدم كه بر امتم سخت بيايد، با هر وضو يك بار مسواك زدن را، واجب مى‏گردانيدم (104) .

در سيره امام سجاد (ع) مى‏خوانيم كه، حضرت هنگامى كه در شب از خواب بر مى‏خاست، ابتدا مسواك مى‏زد و سپس وضو مى‏گرفت و نماز مى‏خواند (105) .

و در محاسن البرقى درباره سيره حضرت رسول اكرم (ص) مى‏خوانيم كه روزى با پرخاش به اصحاب خود فرمود: چرا شما را چنين مى‏نگرم؟ چرا با موها و دندان‏هاى كثيف نزد من آمده‏ايد؟ چرا مسواك نمى‏كنيد (106) .

3 ـ اهتمام به امور مسلمين

يكى ديگر از وظايف روزمره مسلمان اهتمام به امور مسلمين است.

مسلمان اجازه ندارد نژاد، مرز، جغرافيا، رنگ و زبان...را بهانه قرار داده و خود را در قبال مشكلات مسلمانان، از همسايه گرفته تا مسلمانى كه در فراسوى مرزهاى جغرافيايى او زندگى مى‏كند، بى‏مسئوليت به حساب آورد.

بى توجهى به مسائلى كه بر مسلمانان مى‏گذرد، انسان را از دايره مسلمانى خارج مى‏كند .پيامبر گرامى اسلام (ص) مى‏فرمايد: كسى كه شب را صبح نمايد و انديشه او غير از خدا باشد، از خدا نيست و كسى كه به امور مسلمانان اهتمام نكند، پس از مسلمانان نيست (107) .

و امام صادق (ع) به نقل از پيامبر اكرم (ص)، مى‏فرمايد: كسى كه به امور مسلمانان اهميت ندهد پس مسلمان نيست و كسى كه بشنود مردى ندا مى‏زند: اى‏مسلمانان! و او را اجابت نكند، مسلمان نيست (108) .ضرورت توجه به امور مسلمين، ايجاب مى‏كند تا مسلمانان اخبار و وقايع جهان اسلام را با جديت دنبال كنند و در مقابل آنچه بر ايشان مى‏گذرد، حساس باشند.تا انسان نداند در جهان اسلام چه مى‏گذرد چگونه مى‏تواند به امور مسلمانان اهتمام ورزد.

خيرخواهى مسلمانان، و دعا براى آنها از بى‏معونه ترين و كم زحمت‏ترين اهتمامات، به امور مسلمانان است.

امام على (ع)، به نقل از پيامبر اكرم (ص) در ترغيب به دعا براى مؤمنين، مى‏فرمايد: كسى كه هر روز، 25 مرتبه براى مؤمنين دعا كند، خدا كينه را از سينه‏اش بكند و او را از صالحين قرار دهد (109) .

4 ـ حمد و شكر پروردگار

شكر كسى كه به انسان نعمت داده است، واجب و لازم است، و هر عقل سليم، و انسان عاقلى چنين مطلبى را اعتراف مى‏نمايد.خداوند به عنوان ولى نعمت انسان، كه هر چه هست از او است، شايسته حمد و سپاس است.

از اينرو انسان مكلف است، هر روز به ياد نعمات او، زبان به شكر و سپاس بگشايد.امام صادق (ع) در سيره پيامبر اكرم (ص)، مى‏فرمايد: پيامبر اكرم (ص) هر روز 360 مرتبه خداوند را حمد مى‏فرمود.به اين بيان كه: الحمد لله رب العالمين كثيرا على كل حال (110) .

5 ـ به ياد اموات بودن، خصوصا پدر و مادر

اموات به دعاى خير زندگان محتاجند، لذا از وظايف مهم هر روز انسان اينست كه به ياد اموات خويش، خصوصا پدر و مادر، باشد.و از خداوند براى آنها طلب خير و عفو نمايد، و براى آنها خيرات كند.

در سيره امام صادق (ع) مى‏خوانيم: حضرت هر شب براى فرزند مرحومش و هر روز براى پدر و مادرش دو ركعت نماز مى‏خواند (111) .

6 ـ استغفار و استعاذه

طلب عفو و بخشايش، از ايزد متعال، يكى از اعمالى است كه انسان مسلمان، هر روز به آن دعوت شده است.

انسان، در طول زندگى هر لحظه احتمال دارد در گناه و معصيت، قرار گيرد، و مرتكب گناه گردد؛ لذا استغفار از گناه و طلب عفو، مايه بخشايش پروردگار، خواهد بود.

امام صادق (ع) در سيره رسول اكرم (ص) مى‏فرمايد: رسول خدا (ص) هر روز 70 مرتبه استغفار مى‏كرد؛ بدون اينكه گناهى مرتكب گردد (112) با توجه به اينكه شايسته است تا انسان جهت فرار از دام شيطان، هر روز به خداوند متعال پناه برده و از او امداد طلبد، پيامبر اكرم (ص) مى‏فرمايد: هر كس هر روز ده مرتبه از شر شيطان به خدا پناه برد خداوند ملكى را بر آن موكول گرداند تا شيطان را از او دور كند (113) .

7 ـ زيارت امام حسين (ع)

يكى از اعمالى كه انسان هر روز به انجام آن سفارش شده است، زيارت امام حسين (ع) است .

امام صادق (ع) به سديد مى‏فرمايد: اى سديد، ترا چه مى‏شود كه قبر حسين (ع) را هر جمعه 5 بار و هر روز، زيارت كنى؟

سديد گفت: بين ما و قبر آن حضرت فاصله زيادى است.امام فرمود: بالاى منزلت برو.به چپ و راست نگاهى كن و سپس سرت را به طرف آسمان بلند كن و سپس به قبر حسين نگاه كن و بگو :

السلام عليك يا ابا عبد الله، السلام عليك و رحمة الله و بركاته؛ كه در اينصورت ثواب يك زيارت امام حسين (ع) و يك زيارت حج و عمره براى تو نوشته گردد (114) .

8 ـ طلب علم

طلب علم و دانش، در اسلام داراى اهميت فراوانى است و فضيلت عالم بر نادان از خورشيدروشن‏تر است.چه اينكه قرآن با استفهام انكارى مى‏فرمايد:

و هل يستوى الذين يعلمون و الذين «لا يعلمون»

؛ آيا آنها كه مى‏دانند با آنها كه نمى‏دانند مساوى هستند (115) .

و پيامبر (ص) آنرا بر هر فرد مسلمانى واجب كرده است: طلب علم و دانش بر هر مسلمانى واجب است (116) .

از اين رو، يكى از وظايف روزانه مسلمان طلب علم و دانش است.

امام صادق (ع) مى‏فرمايد: در مواعظى كه لقمان به پسرش مى‏نمود، يكى اين بود كه مى‏فرمود : اى پسرم در روزها و شب‏هاى خود ساعاتى را براى طلب علم و دانش قرار بده (117) .

9 ـ ازدياد كار خير و ترك گناه

انسان مى‏بايست هر روز بر اعمال خير بيفزايد و از گناهان خويش بكاهد.

امير المؤمنين (ع) مى‏فرمايد: خيرى در دنيا نيست مگر براى دو نفر.

اول ـ مردى كه هر روز احسان و نيكى خود را زياد كند.

دوم ـ مردى كه آرزوهاى خود را (گناهان خود را) به توبه جبران نمايد (118) .

10 ـ اهتمام به نمازهاى يوميه

نماز در اسلام از جايگاه ويژه‏اى برخوردار است و فرد مسلمان وظيفه دارد در روز، 5 وعده به نماز بايستد.اولين واجبى كه در اسلام جعل شد، نماز است.در سيره پيامبر اكرم (ص) مى‏خوانيم : حضرت محمد (ص) روز دوشنبه به نبوت رسيد و امام على (ع) روز سه‏شنبه با او نماز خواند (119) .

از آنجائى كه نماز مرز بين ايمان و كفر شناخته شده است، مسلمان مكلف است به اين فريضه، اهميت زيادى بدهد.به اين صورت كه آن را اول وقت بخواند، با خضوع بخواند و تا ممكن است به جماعت بخواند.علاوه بر نمازهاى واجب يوميه، نماز شب از نظر اسلام، جايگاه ويژه‏اى دارد و بر مسلمان براى انجام دادن، در هر شب بسيار سفارش شده است.

امام عسكرى (ع) در نامه‏اى، خطاب به على بن بابويه مى‏فرمايد: بر تو باد نماز شب، چرا كه پيامبر (ص) به على (ع) وصيت نمود كه نماز شب را برپا دارد.و كسى كه نماز شب را كوچك شمارد از ما نيست.پس به وصيت من عمل كن و جميع شيعيانم را به آن امر كن (120) .

و حضرت عيسى (ع) مى‏فرمايد: خداوند مرا به 5 چيز امر كرده است:

..پنجم مداومت بر تهجد و شب زنده‏دارى كه امور مسلمان به شب زنده‏دارى درست مى‏شود (121) .

11 ـ قرائت قرآن

قرآن معجزه جاويد پيامبر اكرم (ص) و كتاب شريعت اسلام است.محتواى آن پر است از مطالب اخلاقى، اجتماعى و اقتصادى كه هدايت بشر در پرتو آن حاصل خواهد شد.

الفاظ آن آميخته است با اعجاز در بيان و بلاغت، چنين كتابى را شايسته است كه مسلمان هر روز بخواند و تدبر نمايد.

ابن مسعود از پيامبر اكرم نقل مى‏كند كه: هر كس حرفى از كتاب خدا را بخواند، براى او يك حسنه است و هر حسنه‏اى ده حسنه جواب دارد (122) .

و خود قرآن در ترغيب به قراءت قرآن مى‏فرمايد:

فاقرءوا ما تيسر من القرآن

تا جائيكه مى‏توانيد قرآن را تلاوت كنيد (123) .

قراءت قرآن در همه ساعات پسنديده است؛ ولى نيمه‏هاى شب و بين اذان صبح و طلوع خورشيد، پسنديده تر و شايسته‏تر است چه اينكه در قرآن مى‏خوانيم:

و ان قرآن الفجر كان مشهودا (124) ؛ همانا قرآن صبحگاهى گواهى شده است كه البته بنا به گفته مفسرين مراد از قرآن فجر، نماز صبح است.و بنا به خواندن قرآن در آن نماز و ساير نمازها از آن تعبير به قرآن شده‏است .

امام صادق (ع) مى‏فرمايد: پدرم ما را جمع مى‏كرد و به ما فرمان مى‏داد كه تا طلوع خورشيد ذكر بگوئيم.و هر كس مى‏توانست قرآن بخواند به او مى‏فرمود قرآن بخواند و هر كس نمى‏توانست، به او مى‏فرمود ذكر بگويد (125) .

12 ـ طهارت و وضو

با وضو بودن، عملى است بسيار پسنديده.انس بن مالك مى‏گويد: پيغمبر (ص) بمن فرمود: بيشتر اوقات خود را با طهارت بگذران، كه اين امر باعث طول عمرت شود و اگر مى‏توانى شب و روز با طهارت باشى چنين كن (126) .

13 ـ انفاق و صدقه

انفاق و صدقه، عملى است كه مسلمان شايسته، روز خود را با آن آغاز مى‏نمايد.پيامبر اكرم در اين زمينه مى‏فرمايد: همانا بر هر مسلمانى است كه در هر روز صدقه بدهد (127) .

خداوند در توصيف مؤمنين مى‏فرمايد:

و الذين فى اموالهم حق معلوم لسائل و المحروم

ـ در اموال آنها، سهم معلومى براى فقير و محروم هست (128) .

در سيره ائمه (ع) انفاق، جايگاه ويژه‏اى داشته است.در زندگى امام سجاد (ع) مى‏خوانيم :

امام سجاد (ع) در شب تاريك، پول و غذا و هيزم بر دوش مى‏كشيد و بر در خانه‏هاى فقرا مى‏رفت، در خانه را مى‏زد و هر كس مى‏آمد او آنچه با خود داشت به او مى‏داد (129) .

14 ـ ياد خدا و قيامت

زندگى روزمره انسانى، و اشتغالات فراوان نبايد انسان را از ياد خدا و قيامت غافل نمايد، غفلت از ياد خدا، مايه انحرافات بسيار است و اگر انسان لحظه‏اى از آن منبع فياض غافل گردد، در دام ابليس‏نفس، گرفتار خواهد شد.لذا بر مسلمان فرض است، در روز بكوشد كه با خداى خود ارتباط و كلامى داشته باشد.

امام على (ع) به كميل بن زياد مى‏گويد: اى كميل هر روز بياد خدا باش و ذكر خدا را بگو و بر خدا توكل كن (130) .

و امام صادق (ع) مى‏فرمايد: دشوارترين كارها 3 كار است.

سوم اينكه در همه حال بياد خدا بودن؛ مقصود از ياد خدا، فقط گفتن سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر نيست، بلكه چون امرى از جانب خدا به تو برسد فرمان برى، و چون به چيزى برسى كه خداوند سبحان از آن نهى فرموده تركش نمائى. (131) فريبندگى دنيا، گاه مايه غفلت از آخرت است؛ و انسان همش را در كسب دنيا قرار مى‏دهد؛ فرد مسلمان بايد بكوشد تا دنيا هم وى قرار نگيرد و از آخرت غافل نشود.

پيامبر اكرم (ص) مى‏فرمايد: كسى كه صبح كند و شب نمايد، در حالى كه بيشترين همتش آخرت است، خداوند بى‏نيازى را در قلب او قرار مى‏دهد (132) .

15 ـ رسيدگى به ظاهر

آراستگى ظاهر، بسيار مورد تأكيد اسلام است.لباس تميز و مرتب، موهاى شانه زده و استعمال بوى خوش، از مسائلى است كه در نظر اسلام جايگاه ويژه‏اى دارند.

در سيره پيامبر اكرم (ص) از قول امام صادق (ع) مى‏خوانيم: رسول خدا بيش از آن مقدارى كه براى خوراك خرج مى‏كرد، به عطر پول مى‏داد (133) .

و باز امام صادق (ع) مى‏فرمايد: براى رسول خدا مشكدانى بود، كه بعد از هر وضو، بلافاصله آن را بدست مى‏گرفت و خود را معطر مى‏ساخت.و امام رضا (ع) مى‏فرمايد: براى مردم سزاوار نيست، كه حتى يك روز بوى خوش را رها كند، پس اگر هر روز توانائى ندارد، يك روز در ميان (134) .

آنچه گذشت عناوينى بود كه اعمالى را با عنوان «كل يوم» يا «كل ليله» براى مسلمان فرض نموده بود.

لازم به يادآورى است كه ما در صدد استقصاء تمام موارد، نبوده‏ايم و به عنوان حصر، موارد فوق را معرفى نمى‏نمائيم.آنچه گذشت نمونه‏اى است از اعمالى كه هر روز بر عهده انسان گذاشته شده است.

بخش سوم

اعمال خاص شب و روز جمعه

از نظر اسلام، همه زمانها و مكانها با هم در اهميت و ارزش برابر نيستند لذا، ارزش و شأنى كه مكانهائى نظير مسجد، كربلا، كعبه و آستان مقدس اولياء دارند با شأن مكانهاى ديگر برابر نمى‏باشد.و به همين قياس، ارزشى كه شب قدر، شب جمعه، ماه رمضان، و...دارند با ساير زمانها برابر نيست.

بنا به اهميت شب و روز جمعه، در اسلام اعمالى مخصوص اين شبانه روز وارد شده است.از جمله :

1 ـ خواندن سوره‏هايى از قرآن

در شب و روز جمعه قرآئت سوره‏هايى از قرآن سفارش شده است؛ از جمله سوره جمعه.امام صادق (ع) مى‏فرمايد: كسى كه هر شب جمعه، سوره جمعه را بخواند، كفاره بين دو جمعه‏اش حساب مى‏شود (135) .

2 ـ دعا

اگر چه خداوند، هميشه به بنده‏اش نزديك است و دعاى بنده‏اش را مى‏شنود، ولى در شب و روز جمعه دعا و نيايش اهميت فوق‏العاده‏اى دارد و استجابت نزديك‏تر است.

پيامبر اكرم (ص) مى‏فرمايد: همانا در روز جمعه، ساعتى است كه هيچ چيز، بين دعا و استجابت آن، حائل نيست (136) .

حضرت زهرا (س) در رابطه با دعاى روز جمعه، از رسول گرامى اسلام، نقل فرمودند: در روز جمعه ساعتى است كه هر خواسته‏اى، در آن ساعت به اجابت مى‏رسد.پرسيدم كدام ساعت؟ فرمود : آنگاه كه نصف قرص خورشيد در افق پنهان شود.از آن پس حضرت زهرا (س) در اين ساعت غروب جمعه، دردعاى خير مسلمانان همت مى‏نمود (137) .

3 ـ خوشحال كردن اهل خانه

در فرهنگ اسلامى، جمعه روز عيد است.و چون روز تعطيل نيز مى‏باشد، و مرد خانه در منزل است، معمولا بزم خانه‏ها گرم است.لذا از نظر اسلام مرد خانه موظف است با خريد مقدارى ميوه و شيرينى، ...اهل خانه خود را شاد گرداند و بزم خانواده خود را گرم‏تر نمايد.

پيامبر اكرم (ص) مى‏فرمايد: در هر روز جمعه، مقدارى ميوه براى اهل خود بخريد، تا اينكه بواسطه جمعه خوشحال شوند (138) .

4 ـ اهميت به واجبات و محرمات

همان طور كه گذشت، جمعه در قاموس اسلام، لفظ ويژه‏اى است و شأنى رفيع دارد، لذا گناه در اين شب و روز بسيار قبيح است و ثواب در اين شبانه روز اجرى مضاعف دارد.

از امام صادق (ع) وارد شده است: امام در مورد مردى كه مى‏خواست، كار خيرى مثل صدقه و ...انجام دهد فرمودند: مستحب است اين كار را روز جمعه انجام دهد؛ چرا كه اجر عمل روز جمعه مضاعف و دو برابر است (139) .

و در مقابل امام صادق (ع) مى‏فرمايد: شب جمعه، از گناهان دورى گزينيد، چرا كه بدى و خوبى در آن مضاعف است و كسى كه شب جمعه معصيت الهى را ترك نمايد، خداوند گذشته‏اش را مى‏آمرزد (140) .

خصوصا بايد توجه داشت كه اعمال انسان، در روز جمعه يا به نقلى شب جمعه، بر پيامبر اكرم (ص) عرضه مى‏گردد؛ لذا بايد متوجه بود كه مايه نگرانى و ناراحتى پيامبر را فراهم نياورد .

پيامبر (ص) به على (ع) مى‏فرمايد: اى على...همانا اعمال شيعيان تو، در هر جمعه بر من عرضه مى‏گردد؛ پس به عمل خوب آنها، خوشحال مى‏شوم و براى سيئات آنها، طلب آمرزش مى‏نمايم (141) .

5 ـ نماز جعفر بن ابى طالب

اين نماز، داراى اهميت فراوان و فوق العاده‏اى است.

و بين عامه و خاصه، داراى شهرت و ارزش است.پيامبر آنرا بسيار دوست مى‏داشت و به جعفر بن ابى طالب از باب كرامت و محبت آموخت.

بهترين اوقات جهت اداى نماز جعفر، روز جمعه است، آنگاه كه خورشيد بالا آمده باشد.پيامبر (ص) به جعفر فرمود: اگر هر روز آنرا انجام دهى، براى تو از دنيا و آنچه در آن است بهتر است و اگر يك روز در ميان آنرا انجام دهى، خداوند گناهان روز وسط را مى‏آمرزد؛ يا هر جمعه‏اى، يا هر ماهى يا هر سالى آنرا انجام دهى خداوند گناهان ترا در بين دو نماز خواهد بخشيد (142) .

6 ـ صلوات بر پيامبر

يكى از اعمال پسنديده شب و روز جمعه، صلوات بر پيامبر اكرم (ص) است.پيامبر اكرم (ص) مى‏فرمايد: شب غراء و روز از هر، بسيار بر من صلوات بفرستيد.

(از آن حضرت پرسيدند شب غراء و روز ازهر چيست؟) فرمودند: شب غراء، شب جمعه است و روز ازهر، روز جمعه.در اين شب و روز، خداوند افراد زيادى را از آتش دوزخ نجات مى‏دهد (143) .

7 ـ بهداشت و نظافت

جمعه، روز نظافت و بهداشت است و در روايات اسلامى، در رابطه با نظافت و بهداشت در روز جمعه، تأكيداتى، وارد شده است.

امام باقر (ع) مى‏فرمايد:

غسل روز جمعه را رها نكن، چرا كه سنت است و مستحب، و بوى خوش استعمال كن و بهترين‏لباست را بپوش (144) .

و در سيره رسول خدا (ص) مى‏خوانيم: پيامبر اكرم (ص) در روز جمعه حتما از عطر استفاده مى‏كرد و هر گاه عطرش تمام مى‏شد به بعضى از همسرانش مراجعه مى‏نمود و از عطر مخصوص او مى‏گرفت و به صورتش مى‏زد و خوشبو مى‏كرد (145) .گرفتن ناخن، استحمام، كوتاه كردن مو و نظافت در منزل، ...مسائلى است كه در روايات اسلامى در روز جمعه، مورد تأكيد قرار گرفته‏اند.

8 ـ نماز جمعه

نماز جمعه، نمازى است سياسى ـ عبادى، كه داراى اهميت فراوانى است.در قرآن مى‏خوانيم

و اذا نودى للصلاة من يوم الجمعة فاسعوا الى ذكر الله و ذرو البيع

ـ وقتى كه ندا داده شد براى نماز جمعه در روز جمعه، بطرف نماز و ذكر خدا بشتابيد و خريد و فروش را رها نمائيد (146) .

9 ـ زيارت اهل قبور

آنان كه از اين دنيا رفته‏اند و دستشان از اعمال خير كوتاه است، چشم به بازماندگان خود دارند، خيرات بازماندگان براى آنان، نسيم رحمت است.پس سزاوار است كه بازماندگان، هميشه به ياد رفتگان خود باشند، خصوصا در شب و روز جمعه كه ثواب اعمال، مضاعف است.

عبد الله بن سنان مى‏گويد: از امام باقر (ع) از زيارت قبور سؤال نمودم، حضرت فرمود: روزهاى جمعه به زيارت قبرها برويد؛ چرا كه اگر كسى از آنها در تنگى و سختى است به اين وسيله به او وسعت و گشايش نصيب شود (147) .

پدر و مادر در اين ميان شايسته‏تر به زيارتند.

پيغمبر اكرم (ص) مى‏فرمايد: كسى كه در هر جمعه به زيارت قبر پدر و مادرش برود، گناهانش آمرزيده مى‏شود و براى او نيكى نوشته مى‏شود.

زيارت قبور از اين نظر كه انسان را بياد مرگ مى‏اندازد نيز داراى ارزش و اهميت است.

10 ـ غسل روز جمعه

امام باقر (ع) به زراره مى‏فرمايد: اى زراره، غسل روز جمعه را رها نكن چون كه سنت است و مستحب (148) .

پيامبر اكرم در وصيتش به امام على (ع) مى‏فرمايد: پس در هر جمعه غسل كن ولو اينكه پول غذايت را آب بخرى چرا كه هيچ مستحبى برتر از آن نيست (149) .

11 ـ عيادت

عيادت، از حقوق مسلمان بر برادر دينى اوست، و جايگاه خاصى دارد.پيامبر اسلام (ص) مى‏فرمايد : هر مسلمانى، سى حق بر برادر مسلمان خود دارد كه بايد آنها را ادا نمايد يا طلب بخشش كند...يكى از آن حقوق عيادت كردن از اوست در حال بيمارى (150) .

در سيره امام على (ع) مى‏خوانيم كه در چند مكان به خاطر احترام و ارزش با پاى برهنه مى‏رفته‏اند يكى از آن جاها عيادت بيمار بود.

12 ـ تفقه در امر دين

يكى از وظايف روز جمعه، تفقه در امر دين است.

امام صادق (ع) مى‏فرمايد: أف بر مسلمانى كه جمعه خود را قرار نمى‏دهد براى تفقه و يادگيرى امر دينش (151) .

آنچه گذشت، برخى از اعمالى است كه در روايات اسلامى، براى روز جمعه، معرفى شده اند.البته همه اعمال نيست؛ چون ما در صدد استقصاء تمام موارد، نبوده‏ايم.

خاتمه:

در خاتمه، ذكر نكته‏اى را ضرورى مى‏دانيم و آن اينكه همه موارد و آدابى كه شمرده شده است، در سه بخش از اين مقاله، سعى شده است اصل ادب بودن آنها و تعيين آنها براى هر روز يا روز جمعه، با استفاده از روايات باشد؛ مواردى بنظر مى‏رسد كه براى هر روز يا روز جمعه مقبول و پسنديده باشند وشرع هم با آنها مخالفتى ندارد ولى چون مبناى كار ما استفاده از روايات بوده است، از آوردن آنها اجتناب كرده‏ايم.

پى‏نوشت‏ها:

1 و 2 و 3 و 4 ـ بحار الانوار، ج 78، ص .346

5 ـ وسائل الشيعه، ج 17، ص 26، باب 5، روايت .21891

6 ـ بحار الانوار، ج 103، ابواب المكاسب، باب 1، ص 9، حديث .35

7 ـ بحار الانوار، ج 103، ص 2 و 3، باب 1، روايت 6

8 ـ كافى، ج 5، ص 88، حديث .3

9 ـ كافى، ج 5، ص 88، حديث .13

10 ـ من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص .98

11 ـ بحار، ج 47، ص 57، روايت 101، باب .4

12 ـ فروع كافى، ج 5، كتاب المعيشه، ص .89

13 ـ بحار الانوار، ج 103، ابواب المكاسب، باب 1، ص 7، حديث .28

14 ـ همان، ص 2، حديث .1

15 ـ وسائل الشيعه، ج 17، باب 1، ص 11، روايت .21848

16 ـ بحار الانوار، ج 103، ابواب المكاسب، باب 1، ص 5، حديث .18

17 ـ المصدر، ص 9، حديث .39

18 ـ 25 اصل، ص 404، از اسد الغابه، ج 2، ص .369

19 ـ معارف و معاريف، ج 4، ص .1830

20 ـ معارف و معاريف، ص 436، به نقل از، بحار، ج 13، ص .354

21 ـ بحار الانوار، ج ج 103، ص 9، روايت 38، باب .1

22 ـ فروع كافى، ج 5، ص 85، روايت .4

23 ـ بحار الانوار، ج 103، باب 1، از ابواب المكاسب، ص 3، حديث .5

24 ـ بحار الانوار، ج 77، ص 419 (معارف و معاريف، ص 446) .

25 ـ كنز العمال، ج 4، ص 27، حديث .252

26 ـ بحار الانوار، ج 103، كتاب المكاسب، باب 1، ص 5، حديث .15

27 ـ وسائل، ج 17، ابواب مقدمات تجاره، باب 4، ص 22، حديث .8

28 ـ فروع كافى، ج 5، حديث 1، ص .257

29 ـ المصدر، ص 258، حديث .2

30 ـ التهذيب، ج 7، ص 211، باب 12، روايت .13

31 ـ بحار الانوار، ج 1، ص 176، باب 1، روايت .44

32 ـ بحار الأنوار، ج 58، ص 175، باب 9، روايت .35

33 ـ معارف و معاريف، ص .1848

34 ـ وسائل الشيعه، كتاب الاجاره، باب 9، حديث .1

35 ـ كافى، ج 5، ص 154، باب آداب التجارة حديث .21

36 ـ معارف و معاريف، ج 4، ص .1831

37 ـ معارف و معاريف، ص .1848

38 ـ سيره پيشوايان، پيشوائى، ص .575

39 ـ 25 اصل، ص 129، ج 5، ص .288

40 ـ كافى، ج 1، ص 42، روايت .3

41 ـ بحار الانوار، ج 78، ص 236، روايت .107

42 ـ نهج الفصاحه، ابوالقاسم پاينده، ص 240، حديث .1199

43 ـ وسائل الشيعه، ج 17، ص 420، باب 25، روايت .22892

44 ـ بحار الانوار، ج 71، ص 396، باب 92، روايت .77

45 ـ بحار الانوار، ج 103، ابواب التجارت و البيوع، باب 1، ص 100، حديث .40

46 ـ المصدر، ابواب التجارات، باب 1، ص 101، حديث .43

47 ـ سوره مطففين، 1 ـ .2

48 ـ وسائل الشيعه، ابواب آداب التجارة، باب 1، حديث ...4

49 ـ كافى، ج 5، ص 150، حديث .1

50 ـ كافى، ج 5، ص 158، حديث .5

51 ـ بحار الانوار، ج 103، ابواب المكاسب، باب 17، ص 89، حديث .17

52 ـ تحف العقول، ص .275

53 ـ بقره/ .280

54 ـ بقره/ .282

55 ـ تحف العقول، ص .273

56 ـ بقره/ .275

57 ـ بقره/ .278

58 ـ روم/ .39

59 ـ المصدر، باب 42، حديث .1

60 ـ الوسائل، ابواب آداب التجاره، باب 4، حديث .4

61 ـ بحار الانوار، ج 47، ص 59، حديث .111

62 ـ نهج البلاغه، فيض الاسلام، ص 1296، حكمت .449

63 ـ نهج البلاغه، فيض الاسلام، ص 1186، حكمت .217

64 ـ اسراء/ .30

65 ـ بحار الانوار، ج 103، ابواب المكاسب، باب 1، حديث 17، ص .5

66 ـ نهج الحياة، ص 164، نقل از راوندى، ص .14

67 ـ نهج الفصاحه، ابو القاسم پاينده، ص 592، حديث .2892

68 ـ بحار الانوار، ج 103، ص 247، باب 4، روايت .28

69 ـ بحار الانوار، ج 43، ص 81، روايت 1، باب .4

70 ـ بحار الانوار، ج 43، ص 85، روايت 8، باب .4

71 ـ معارف و معاريف، ص .1831

72 ـ بحار الانوار، ج 93، به نقل از معارف و معاريف، ص .1850

73 ـ بحار الانوار، ج 78، ص .10

74 ـ بحار الانوار، نقل از معارف و معاريف، ص .1494

75 ـ بحار الانوار، ج 75، ص .346

76 و 77 ـ ميزان الحكمه، ج 10، ص 376 و 380 و .381

78 ـ معارف و معاريف، ص .1944

79 ـ معارف و معاريف، ص .1290

80 ـ معارف و معاريف، ص .1348

81 ـ ترجمه «و آماده كنيد در مقابل دشمنان آنچه مى‏توانيد از قوه و نيرو»

82 ـ بحار الانوار، ج 19، ص 185، روايت 40، باب .8

83 ـ كنز العمال، حديث .10847

84 ـ كنز العمال، حديث .45342

85 ـ ميزان الحكمه، ج 4، ص 183، ح 7465 و .7469

86 ـ معارف و معاريف، ص .1196

87 ـ معارف و معاريف، ص .1336

88 ـ معارف و معاريف، ص .1228

89 ـ بحار الانوار، ج 69، ص .5

90 ـ عنكبوت/ .20

91 ـ بحار الانوار، ج 74، ص .353

92 و 93 ـ معارف و معاريف، ص .891

94 ـ سنن النبى، ص .60

95 ـ كافى، ج 4، ص .486

96 ـ جامع السعاده، ج 3، ص .91

97 ـ بحار الانوار، ج 1، ص 152، حديث 30، اين روايت در برخى اسناد به امام على نسبت داده شده است.

98 ـ ميزان الحكمه، ج 1، ص .618

99 ـ نهج البلاغه، حكمت .131

100 ـ كنز العمال، ص 212، حديث .26002

101 ـ بقره/ .222

102 ـ بحار الانوار، ج 76، ص 137، روايت 48، باب .18

103 ـ بحار الانوار، ج 46، ص 98، باب 5، روايت .86

104 ـ محاسن البرقى، ص .561

105 ـ بحار الانوار، ج 77، ص 164، حديث .1

106 ـ بحار الانوار، ج 74، ص 339، حديث .120

107 ـ مستدرك الوسائل، ج 5، ص 246، باب .41

108 ـ بحار الانوار، ج 78، ص 10، حديث .19

109 ـ بحار الانوار، ج 82، ص 63، حديث 5، باب .14

110 ـ بحار الانوار، ج 16، ص 258، ح .41

111 ـ مستدرك الوسائل، ج 5، ص 376، باب .40

112 ـ مستدرك الوسائل، ج 1، ص 306، باب .46

113 ـ زمر/ .9

114 ـ ميزان الحكمه، ج 6، ص 463، ح .13445

115 ـ بحار الانوار، ج 1، ص 169، حديث .19

116 ـ بحار الانوار، ج 78، ص 225، حديث 95، در روايت ديگرى به ترك گناه تصريح شده است .

117 ـ الاستيناف فى معرفة الاصحاب، ج 3، ص .32

118 ـ مستدرك الوسائل، ج 3، ص 64، باب .41

119 ـ مستدرك الوسائل، ج 6، باب 33، ص 338، حديث .6948

120 ـ الاتقان سيوطى، ج 1، ص .226

121 ـ مذمل: .20

122 ـ اسراء: .78

123 ـ بحار الانوار، ج 46، ص 297، باب 6، روايت .29

124 ـ بحار الانوار، ج 69، ص 369، از معارف و معاريف، ص .1457

125 ـ بحار الانوار، ج 75، ص 50، حديث .4

126 ـ معارج، ص .25

127 ـ بحار الانوار، ج 46، ص 62، روايت 19، باب ...5

128 ـ بحار الانوار، ج 77، ص 414، حديث .38

129 ـ خصال، ص .149

130 ـ بحار الانوار، ج 77، ص 153، حديث .1

131 ـ سنن النبى، ص .97

132 ـ بحار الانوار، ج 76، ص .140

133 ـ بحار الانوار، ج 89، ص 362، حديث .45

134 ـ مستدرك الوسائل، ج 6، باب 23، ص .69

135 ـ معانى الاخبار، ص .113

136 ـ مستدرك الوسائل، ج 6، ص 42، باب .42

137 ـ بحار الانوار، ج 59، ص 33، حديث .5

138 ـ مستدرك الوسائل، ج 6، ص .73

139 ـ بحار الانوار، ج 39، ص 308، حديث .124

140 ـ بحار الانوار، ج 18، ص .421

141 ـ مستدرك الوسائل، ج 6، ص 70، باب .35

142 ـ بحار الانوار، ج 89، ص 351، حديث .29

143 ـ 25 اصل، ص 288، از فروع كافى، ج 6، ص .511

144 ـ جمعه: .9

145 ـ بحار الانوار، ج 6، ص 256، حديث .88

146 ـ بحار الانوار، ج 89، ص .351

147 ـ بحار الانوار، ج 81، ص 129، حديث .18

148 ـ وسائل الشيعه، ج 8، ص .550

149 ـ بحار الانوار، ج 1، ص 176، باب 1، روايت .44