فرهنگ و تمدن> آداب، رسوم و آئين‏ها> سوگواريها> مصائب> عاشورا در ادبيات

اشعارى در رثاء امام حسين(ع)

اى رفته سرت بر نى،وى مانده تنت تنها
ماندى تو و بنهاديم ما سر به بيابانها
اى كرده به كوى دوست،هفتاد و دو قربانى
قربان شومت اين رسم،ماند از تو به دورانها (1)
سر بى تن كه شنيده است‏به لب آيه كهف
يا كه ديده است‏به مشكات تنور آيه نور؟ (2)
بر نيزه،سرى به نينوا مانده هنوز
خورشيد فراز نيزه‏ها مانده هنوز
در باغ سپيده،بوته بوته گل خون
از رونق دشت كربلا مانده هنوز (3)
زان فتنه خونين كه به بار آمده بود
خورشيد«ولا»بر سر دار آمده بود
با پاى برهنه دشتها را زينب
دنبال حسين،سايه‏وار آمده بود (4)
روزى كه در جام شفق،مل كرد خورشيد
بر خشك چوب نيزه‏ها گل كرد خورشيد
شيد و شفق را چون صدف در آب ديدم
خورشيد را بر نيزه،گويى خواب ديدم
خورشيد را بر نيزه؟آرى اين چنين است
خورشيد را بر نيزه ديدن،سهمگين است
بر صخره از سيب زنخ،بر مى‏توان ديد
خورشيد را بر نيزه كمتر مى‏توان ديد (5)

پى‏نوشتها

1-جودى.

2-نير تبريزى.

3-محمد پيله‏ور.

4-حسين اسرافيلى.

5-على معلم.

فرهنگ عاشورا صفحه 222 جواد محدثى