نماز مهمترين اعمال دينى است كه اگر قبول درگاه خداوند عالم شود،عبادتهاى ديگر هم قبول مىشود. و اگر پذيرفته نشود، اعمال ديگر هم قبول نمىشود. و همانطور كه اگر انسان شبانه روزى پنج نوبت در نهر آبى شستشو كند، چرك در بدنش نمىماند، نمازهاى پنجگانه هم انسان را از گناهان پاك مىكند. و سزاوار استكه انسان نماز را در اول وقتبخواند. و كسى كه نماز را پست و سبك شمارد،مانند كسى است كه نماز نمىخواند. پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: "كسى كه به نماز اهميت ندهد و آن را سبك شمارد، سزاوار عذاب آخرت است".روزى حضرت در مسجد تشريف داشتند، مردى وارد و مشغول نماز شد، و ركوع و سجودش را كاملا به جا نياورد. حضرت فرمودند: "اگر اين مرد در حالى كه نمازش اين طور است از دنيا برود، به دين من از دنيا نرفته است". پس انسان بايد مواظب باشد كه به عجله و شتابزدگى نماز نخواند، و در حال نماز به ياد خدا و با خضوع و خشوع و وقار باشد، و متوجه باشد كه با چه كسى سخن مىگويد، و خود را در مقابل عظمت و بزرگى خداوند عالم بسيار پست و ناچيز ببيند. و اگر انسان در موقع نماز كاملا بهاين مطلب توجه كند، از خود بىخبر مىشود. چنانچه در حال نماز تير را از پاى مبارك امير المؤمنين عليهالسلام بيرون كشيدند و آن حضرت متوجه نشدند. و نيز بايد نمازگزار توبه و استغفار نمايد و گناهانى كه مانع قبول شدن نماز است مانند حسد، كبر، غيبت، خوردن حرام، آشاميدن مسكرات و ندادن خمس و زكات، بلكه هر معصيتى را ترك كند. و همچنين سزاوار است كارهايى كه ثواب نماز را كم مىكند بجانياورد، مثلا در حال خواب آلودگى و خوددارى از بول به نماز نايستد و در موقع نماز به آسمان نگاه نكند. و نيز كارهايى كه ثواب نماز را زياد مىكند بجا آورد، مثلا انگشترى عقيق به دست كند، و لباس پاكيزه بپوشد، و شانه و مسواك كند، و خود را خوشبو نمايد.
نمازهاى واجب شش است: اول: نماز يوميه. دوم: نماز آيات. سوم: نماز ميت. چهارم: نماز طواف واجب خانه كعبه. پنجم: نماز قضاى پدر كه بر پسر بزرگتر واجب است. ششم: نمازى كه به واسطه اجاره و نذر و قسم و عهد واجب مىشود.
نمازهاى واجب يوميه پنج است: ظهر و عصر هر كدام چهار ركعت، مغرب سه ركعت، عشا چهار ركعت، صبح دو ركعت.
728 در سفر بايد نمازهاى چهار ركعتى را با شرايطى كه گفته مىشود، دو ركعتخواند.
729 اگر چوب يا چيزى مانند آن را راست در زمين هموار فرو برند، صبح كه خورشيد بيرون مىآيد، سايه آن به طرف مغرب مىافتد. و هر چه آفتاب بالا مىآيد،اين سايه كم مىشود. و در شهرهاى ما در اول ظهر شرعى به آخرين درجه كمى مىرسد،و ظهر كه گذشت، سايه آن به طرف مشرق برمىگردد. و هر چه خورشيد رو به مغرب مىرود، سايه زيادتر مىشود. بنابر اين وقتى سايه به آخرين درجه كمى رسيد و دو مرتبه رو به زياد شدن گذاشت، معلوم مىشود ظهر شرعى شده است. ولى در بعضى شهرها مثل مكه كه گاهى موقع ظهر سايه به كلى از بين مىرود، بعد از آنكه سايه دوباره پيدا شد، معلوم مىشود ظهر شده است.
730 چوب يا چيز ديگرى را كه براى معين كردن ظهر به زمين فرو مىبرند، شاخص گويند.
731 نماز ظهر و عصر هر كدام وقت مخصوص و مشتركى دارند: وقت مخصوص نماز ظهر از اول ظهر است تا وقتى كه از ظهر به اندازه خواندن نماز ظهر بگذرد. و وقت مخصوص نماز عصر موقعى است كه به اندازه خواندن نماز عصر وقتبه مغرب مانده باشد، كه اگر كسى تا اين موقع نماز ظهر را نخواند، نماز ظهر او قضا شده و بايد نماز عصر را بخواند. و ما بين وقت مخصوص نماز ظهر و وقت مخصوص نماز عصر وقت مشترك نماز ظهر و نماز عصر است. و اگر كسى اشتباها نماز ظهر يا عصر را در وقت مخصوص ديگرى بخواند، نمازش صحيح است.
732 اگر پيش از خواندن نماز ظهر سهوا مشغول نماز عصر شود و در بين نماز بفهمد اشتباه كرده است، چنانچه در وقت مشترك باشد، بايد نيت را به نماز ظهر برگرداند. يعنى نيت كند كه آنچه تا حال خواندهام و آنچه را مشغولم و آنچه بعد مىخوانم، همه نماز ظهر باشد. و بعد از آنكه نماز را تمام كرد، نماز عصر را بخواند. و اگر در وقت مخصوص به ظهر باشد، بايد نيت را به نماز ظهر برگرداند و نماز را تمام كند و بعد نماز عصر را بخواند و احتياط آن است كه دوباره نماز عصر را هم بعد از آن بخواند، و اين احتياط خيلى خوب است.
733 در روز جمعه انسان مىتواند به جاى نماز ظهر، دو ركعت نماز جمعه بخواند. ولى احتياط مستحب آن است كه اگر نماز جمعه خواند، نماز ظهر را هم بخواند، و اين احتياط خيلى مطلوب است.
734 احتياط واجب آن است كه نماز جمعه را از موقعى كه عرفا اول ظهر مىگويند، تاخير نيندازد. و اگر از اوايل ظهر تاخير افتاد، به جاى نماز جمعه نماز ظهر بخواند.
735 مغرب موقعى است كه سرخى طرف مشرق كه بعد از غروب آفتاب پيدا مىشود، از بين برود.
736 نماز مغرب و عشا هر كدام وقت مخصوص و مشتركى دارند: وقت مخصوص نماز مغرب از اول مغرب است تا وقتى كه از مغرب به اندازه خواندن سه ركعت نماز بگذرد كه اگر كسى مثلا مسافر باشد و تمام نماز عشا را سهوا در اين وقتبخواند، احتياط مستحب آن است كه بعداز نماز مغرب، نماز عشا را دوباره بخواند. و وقت مخصوص نماز عشا موقعى است كه به اندازه خواندن نماز عشا به نصف شب مانده باشد كه اگر كسى تا اين موقع نماز مغرب را عمدا نخواند، بايد اول نماز عشا و بعد از آن نماز مغرب را بخواند. و بين وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشا، وقت مشترك نماز مغرب و عشا است، كه اگر كسى در اين وقت اشتباها نماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواند و بعداز نماز ملتفتشود،نمازش صحيح است و بايد نماز مغرب را بعد از آن بجا آورد.
737 وقت مخصوص و مشترك كه معنى آن در مساله پيش گفته شد، براى اشخاص فرق مىكند. مثلا اگر به اندازه خواندن دو ركعت نماز از اول ظهر بگذرد، وقت مخصوص نماز ظهر كسى كه مسافر است، تمام شده و داخل وقت مشترك مىشود. و براى كسى كه مسافر نيست، بايد به اندازه خواندن چهار ركعت نماز بگذرد.
738 اگر پيش از خواندن نماز مغرب، سهوا مشغول نماز عشا شود و در بين نماز بفهمد كه اشتباه كرده، چنانچه به ركوع ركعت چهارم نرفته است، بايد نيت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام كند و بعد نماز عشا را بخواند. و اگر به ركوع ركعت چهارم رفته بايد نماز را تمام كند، بعد نماز مغرب را بخواند. اما اگر تمام آنچه را خوانده، در وقت مخصوص نماز مغرب خوانده باشد و پيش از ركوع ركعت چهارم يادش بيايد، بايد نيت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام كند و بعد از آن عشا را بخواند. ولى احتياط مستحب آن است كه بعد از نماز عشا، دوباره نماز مغرب و عشا را بخواند و اين احتياط خيلى خوب است.
739 آخر وقت نماز عشا نصف شب است. و احتياط واجب آن است كه براى نماز مغرب و عشا و مانند اينها، شب را از اول غروب تا اذان صبح حساب كرد، و براى نماز شب و مانند آن تا اول آفتاب حساب نمايند.
740 اگر از روى معصيتيا به واسطه عذرى نماز مغرب يا نماز عشا را تا نصف شب نخواند، بنابر احتياط واجب بايد تا قبل از اذان صبح بدون اينكه نيت ادا و قضا كند، بجا آورد.
741 نزديك اذان صبح از طرف مشرق سفيدهاى رو به بالا حركت مىكند، كه آن را فجر اول گويند. موقعى كه آن سفيده پهن شد، فجر دوم و اول وقت نماز صبح است. و آخر وقت نماز صبح، موقعى است كه آفتاب بيرون مىآيد.
742 موقعى انسان مىتواند مشغول نماز شود، كه يقين كند وقت داخل شده است، يا دو مرد عادل به داخل شدن قتخبر دهند.
743 نابينا و كسى كه در زندان است و مانند اينها بنابر احتياط واجب بايد تا يقين به داخل شدن وقت نكنند، مشغول نماز نشوند. ولى اگر انسان به واسطه ابر يا غبار و مانند اينها كه براى همه مانع از يقين كردن است، نتواند در اول وقت نماز به داخل شدن وقتيقين كند، چنانچه گمان داشته باشد كه وقت داخل شده،مىتواند مشغول نماز شود.
744 اگر دو مرد عادل به داخل شدن وقتخبر دهند يا انسان يقين كند كه وقت نماز شده و مشغول نماز شود و در بين نماز بفهمد كه هنوز وقت داخل نشده، نماز او باطل است. و همچنين است اگر بعد از نماز بفهمد كه تمام نماز را پيش از وقتخوانده. ولى اگر در بين نماز بفهمد وقت داخل شده، يا بعد از نماز بفهمد كه در بين نماز وقت داخل شده، نماز او صحيح است.
745 اگر انسان ملتفت نباشد كه بايد با يقين به داخل شدن وقت مشغول نماز شود، چنانچه بعد از نماز بفهمد كه تمام نماز را در وقتخوانده، نماز او صحيح است. و اگر بفهمد تمام نماز را پيش از وقتخوانده يا بفهمد كه در بين نماز وقت داخل شده است، نمازش باطل است.
746 اگر يقين كند وقت داخل شده و مشغول نماز شود و در بين نماز شك كند كه وقت داخل شده يا نه، نماز او باطل است. ولى اگر در بين نماز يقين داشته باشد كه وقتشده و شك كند كه آنچه از نماز خوانده در وقتبوده يا نه، نمازش صحيح است.
747 اگر وقت نماز به قدرى تنگ است كه به واسطه به جا آوردن بعضى از كارهاى مستحب نماز، مقدارى از آن بعد از وقتخوانده مىشود، بايد آن مستحب را به جا نياورد. مثلا اگر به واسطه خواندن قنوت مقدارى از نماز بعد از قتخوانده مىشود،بايد قنوت نخواند.
748 كسى كه به اندازه خواندن يك ركعت نماز وقت دارد، بايد نماز را به نيت ادا بخواند. ولى نبايد عمدا نماز را تا اين وقت تاخير بيندازد.
749 كسى كه مسافر نيست، اگر تا مغرب به اندازه خواندن پنج ركعت نماز وقت دارد، بايد نماز ظهر و عصر هر دو را بخواند. و اگر كمتر وقت دارد، بايد فقط نماز عصر را بخواند و بعدا نماز ظهر را قضا كند. و اگر تا نصف شب به اندازه خواندن پنج ركعت نماز وقت دارد، بايد نماز مغرب و عشا را بخواند. و اگر كمتر وقت دارد، بايد فقط عشا را بخواند و بعدا بايد نماز مغرب را بخواند وبه احتياط واجب نيت ادا و قضا ننمايد.
750 كسى كه مسافر است، اگر تا مغرب به اندازه خواندن سه ركعت نماز وقت دارد، بايد نماز ظهر و عصر را بخواند. و اگر كمتر وقت دارد، بايد فقط عصر را بخواند و بعدا نماز ظهر را قضا كند. و اگر تا نصف شب به اندازه خواندن چهار ركعت نماز وقت دارد، بايد نماز مغرب و عشا را بخواند. و اگر كمتر وقت دارد، بايد فقط عشا را بخواند و بعدا مغرب را بدون نيت ادا و قضا بجا آورد.و چنانچه بعد از خواندن عشا معلوم شود كه به مقدار يك ركعتيا بيشتر وقتبه نصف شب مانده است، بايد فورا نماز مغرب را به نيت ادا بجا آورد.
751 مستحب است انسان نماز را در اول وقت آن بخواند، و راجع به آن خيلى سفارش شده است. و هر چه به اول وقت نزديكتر باشد، بهتر است. مگر آنكه تاخير آن از جهتى بهتر باشد، مثلا صبر كند كه نماز را به جماعتبخواند.
752 هرگاه انسان عذرى دارد كه اگر بخواهد در اول وقت نماز بخواند، ناچار استبا تيمم نماز بخواند، چنانچه بداند يا احتمال دهد كه عذر او تا آخر وقتباقى است، مىتواند در اول وقت نماز بخواند. ولى اگر مثلا لباسش نجس باشديا عذر ديگرى داشته باشد و احتمال دهد كه عذر او از بين مىرود، بنابر احتياط واجب بايد صبر كند تا عذرش برطرف شود. و چنانچه عذر او برطرف نشد، در آخر وقت نماز بخواند. و لازم نيستبه قدرى صبر كند كه فقط بتواند كارهاى واجب نماز را انجام دهد، بلكه اگر براى مستحبات نماز مانند اذان و اقامه و قنوت هم وقت دارد، مىتواند تيمم كند و نماز را با آن مستحبات بجا آورد.
753 كسى كه مسايل نماز و شكيات و سهويات را نميداند و احتمال ميدهد كه يكى از اينها در نماز پيش آيد، بايد براى ياد گرفتن اينها نماز را از اول وقت تاخير بيندازد. ولى اگر اطمينان دارد كه نماز را به طور صحيح تمام مىكند، مىتواند در اول وقت مشغول نماز شود. پس اگر در نماز مسالهاى كه حكم آن را نمىداند پيش نيايد، نماز او صحيح است. و اگر مسالهاى كه حكم آن را نمىداند پيش آيد، مىتواند به يكى از دو طرفى كه احتمال مىدهد عمل نمايد و نماز را تمام كند. ولى بعد از نماز بايد مساله را بپرسد كه اگر نمازش باطل بوده، دوباره بخواند.
754 اگر وقت نماز وسعت دارد و طلبكار هم طلب خود را مطالبه مىكند، در صورتى كه ممكن است، بايد اول قرض خود را بدهد، بعد نماز بخواند. و همچنين است اگر كار واجب ديگرى كه بايد كه بايد اول مسجد را تطهير كند، بعد نماز بخواند. و چنانچه اول نماز بخواند معصيت كرده، ولى نماز او صحيح است.
755 انسان بايد نماز عصر را بعد از نماز ظهر، و نماز عشا را بعد از نماز مغرب بخواند. و اگر عمدا نماز عصر را پيش از نماز ظهر و نماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواند، باطل است.
756 اگر به نيت نماز ظهر مشغول نماز شود و در بين نماز يادش بيايد كه نماز ظهر را خوانده است، نمىتواند نيت را به نماز عصر برگرداند، بلكه بايد نماز را بشكند و نماز عصر را بخواند. و همينطور است در نماز مغرب و عشا.
757 اگر در بين نماز عصر يقين كند كه نماز ظهر را نخوانده است و نيت را به نماز ظهر برگرداند و داخل ركن شود و بعد يادش بيايد كه نماز ظهر را خوانده بوده، نمازش باطل است و بايد نماز عصر را بخواند. ولى اگر پيش از داخل شدن در ركن يادش بيايد، بايد نيت را به نماز عصر برگرداند و آنچه به نيت ظهر خوانده، دوباره به نيت عصر بخواند، و نمازش صحيح است.
758 اگر در بين نماز عصر شك كند كه نماز ظهر را خوانده يا نه، بايد نيت را به نماز ظهر برگرداند. ولى اگر وقتبه قدرى كم است كه بعد از تمام شدن نماز مغرب مىشود، بايد به نيت نماز عصر، نماز را تمام كند و نماز ظهرش قضا ندارد.
759 اگر در نماز عشا پيش از ركوع ركعت چهارم شك كند كه نماز مغرب را خوانده يا نه، چنانچه وقتبه قدرى كم است كه بعد از تمام شدن نماز، نصف شب مىشود، بايد به نيت عشا نماز را تمام كند. و اگر بيشتر وقت دارد، بايد نيت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را سه ركعتى تمام كند، بعد نماز عشا را بخواند.
760 اگر در نماز عشا بعد از رسيدن به ركوع ركعت چهارم، شك كند كه نماز مغرب را خوانده يا نه، بايد نماز را تمام كند، بعد نماز مغرب را بخواند. ولى اگراين شك در وقت مخصوص به نماز عشا باشد، خواندن نماز مغرب لازم نيست.
761 اگر انسان نمازى را كه خوانده احتياطا دوباره بخواند و در بين نماز يادش بيايد، نمازى را كه بايد پيش از آن بخواند نخوانده است، نمىتواند نيت را به آن نماز برگرداند. مثلا موقعى كه نماز عصر را احتياطا مىخواند، اگر يادش بيايد نماز ظهر را نخوانده است، نمىتواند نيت را به نماز ظهر برگرداند.
762 برگرداندن نيت از نماز قضا به نماز ادا، و از نماز مستحب به نماز واجب جايز نيست.
763 اگر وقت نماز ادا وسعت داشته باشد، انسان مىتواند در بين نماز نيت را به نماز قضا برگرداند، ولى بايد برگرداندن نيتبه نماز قضا ممكن باشد. مثلا اگر مشغول نماز ظهر است، در صورتى مىتواند نيت را به قضاى صبح برگرداند كه داخل ركعتسوم نشده باشد.
764 نمازهاى مستحبى زياد است و آنها را نافله گويند. و بين نمازهاى مستحبى، به خواندن نافلههاى شبانه روز بيشتر سفارش شده، و آنها در غير روز جمعه سى و چهار ركعتند، كه هشت ركعت آن نافله ظهر و هشت ركعت نافله عصر و چهار ركعت نافله مغرب و دو ركعت نافله عشا و يازده ركعت نافله شب و دو ركعت نافله صبح مىباشد. و چون دو ركعت نافله عشا را بنابر احتياط واجب بايد نشسته خواند،يك ركعتحساب مىشود. ولى در روز جمعه بر شانزده ركعت نافله ظهر و عصر، چهار ركعت اضافه مىشود.
765 از يازده ركعت نافله شب، هشت ركعت آن بايد به نيت نافله شب، و دو ركعت آن به نيت نماز شفع، و يك ركعت آن به نيت نماز وتر خوانده شود. و دستور كامل نافله شب در كتابهاى دعا گفته شده است.
766 نمازهاى نافله را مىشود نشسته خواند ولى بهتر است دو ركعت نماز نافله نشسته را يك ركعتحساب كند. مثلا كسى كه مىخواهد نافله ظهر را كه هشت ركعت است نشسته بخواند، بهتر استشانزده ركعتبخواند. و اگر مىخواهد نماز وتر را نشسته بخواند، دو نماز يك ركعتى نشسته بخواند.
767 نافله ظهر و عصر را در سفر نبايد خواند. ولى نافله عشا را به نيت اينكه شايد مطلوب باشد، مىتواند بجا آورد.
768 نافله نماز ظهر پيش از نماز ظهر خوانده مىشود. و وقت آن از اول ظهر است تا موقعى كه آن مقدار از سايه شاخص كه بعداز ظهر پيدا مىشود، بهاندازه دو هفتم آن شود. مثلا اگر درازى شاخص هفت وجب باشد، هر وقت مقدار سايهاى كه بعد از ظهر پيدا مىشود به دو وجب رسيد، آخر وقت نافله ظهر است.
769 نافله عصر پيش از نماز عصر خوانده مىشود. و وقت آن تا موقعى استكه آن مقدار از سايه شاخص كه بعد از ظهر پيدا مىشود، به چهار هفتم آن برسد. و چنانچه بخواهد نافله ظهر يا نافله عصر را بعد از وقت آنها بخواند، بهتر است نافله ظهر را بعد از نماز ظهر، و نافله عصر را بعد از نماز عصر بخواند. و بنابر احتياط واجب، نيت ادا و قضا نكند.
770 وقت نافله مغرب، بعد از تمام شدن نماز مغرب است تا وقتى كه سرخى طرف مغرب كه بعد از غروب كردن آفتاب در آسمان پيدا مىشود، از بين برود.
771 وقت نافله عشا، بعد از تمام شدن نماز عشا تا نصف شب است. و بهتر استبعد از نماز عشا بلافاصله خوانده شود.
772 نافله صبح پيش از نماز صبح خوانده مىشود. و وقت آن بعد از گذشتن از نصف شب، به مقدار خواندن يازده ركعت نماز شب است. ولى احتياط آن است كه قبل از فجر اول نخوانند، مگر آن كه بعد از نافله شب بلافاصله بخوانند، كهدر اين صورت مانعى ندارد.
773 وقت نافله شب از نصف شب است تا اذان صبح، و بهتر است نزديك اذان صبح خوانده شود.
774 مسافر و كسى كه براى او سخت است نافله شب را بعد از نصف شب بخواند، مىتواند آن را در اول شب بجا آورد.
775 يكى از نمازهاى مستحبى نماز غفيله است، كه بين نماز مغرب و عشا خوانده مىشود. و وقت آن بعد از نماز مغرب است تا وقتى كه سرخى طرف مغرب از بين برود. و در ركعت اول آن بعد از حمد، بايد به جاى سوره، اين آيه را بخوانند: "و ذا النون اذ ذهب مغاضبا فظن ان لن نقدر عليه فنادى فى الظلمات ان لا اله الا انتسبحانك انى كنت من الظالمين فاستجبنا له و نجيناه من الغم و كذلك ننجى المؤمنين". و در ركعت دوم بعد از حمد به جاى سوره، اين آيه را بخوانند: "و عنده مفاتح الغيب لا يعلمها الا هو و يعلم ما فى البر و البحر و ما تسقط من ورقة الا يعلمها و لا حبة فى ظلمات الارض و لا رطب و لا يابس الا فى كتاب مبين". و در قنوت آن بگويند: "اللهم انى اسالك بمفاتح الغيب التى لا يعلمها الا انت ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تفعل بى كذا و كذا". و به جاى كلمه كذا و كذا حاجتهاى خود را بگويند. و بعد بگويند: "اللهم انت ولى نعمتى و القادر على طلبتى تعلم حاجتى فاسالك بحق محمد و آل محمد عليه و عليهم السلام لما قضيتها لى".
776 خانه كعبه كه در مكه معظمه مىباشد قبله است، و بايد روبروى آن، نماز خواند. ولى كسى كه دور است، اگر طورى بايستد كه بگويند رو به قبله نماز مىخواند، كافى است. و همچنين است كارهاى ديگرى كه مانند سر بريدن حيوانات بايدرو به قبله انجام گيرد.
777 كسى كه نماز واجب را ايستاده مىخواند، بايد طورى بايستد كه بگويند رو به قبله ايستاده، و لازم نيست زانوهاى او و نوك پاى او هم رو به قبله باشد.
778 كسى كه بايد نشسته نماز بخواند، اگر نمىتواند به طور معمول بنشيند ودر موقع نشستن، كف پاها را به زمين مىگذارد، بايد در موقع نماز صورت و سينه و شكم او رو به قبله باشد، و لازم نيستساق پاى او رو به قبله باشد.
779 كسى كه نمىتواند نشسته نماز بخواند، بايد در حال نماز به پهلوى راست طورى بخوابد كه جلوى بدن او رو به قبله باشد. و اگر ممكن نيست، بايد به پهلوى چپ طورى بخوابد كه جلوى بدن او رو به قبله باشد. و اگر اين را هم نتواند،بايد به پشتبخوابد، به طورى كه كف پاى او رو به قبله باشد.
780 نماز احتياط و سجده و تشهد فراموش شده را بايد رو به قبله بجا آورد. و در سجده سهو هم احتياط مستحب همين است.
781 نماز مستحبى را مىشود در حال راه رفتن و سوارى خواند. و اگر انسان در اين دو حال نماز مستحبى بخواند، لازم نيست رو به قبله باشد.
782 كسى كه مىخواهد نماز بخواند، بايد براى پيدا كردن قبله كوشش نمايد تا يقين كند كه قبله كدام طرف است. و مىتواند به گفته دو شاهد عادل كه از روى نشانههاى حسى شهادت مىدهند، يا به قول كسى كه از روى قاعده علمى قبله را مىشناسد و محل اطمينان است، عمل كند. و اگر اينها ممكن نشد، بايد به گمانى كه از محراب مسجد مسلمانان يا قبرهاى آنان يا از راههاى ديگر پيدا مىشود، عمل نمايد. حتى اگر از گفته فاسق يا كافرى كه به واسطه قواعد علمى قبله را مىشناسد گمان به قبله پيدا كند، كافى است.
783 كسى كه گمان به قبله دارد، اگر بتواند گمان قويترى پيدا كند، نمىتواند به گمان خود عمل نمايد. مثلا اگر ميهمان از گفته صاحبخانه گمان به قبله پيدا كند، ولى بتواند از راه ديگر گمان قويترى پيدا كند، نبايد به حرف او عمل نمايد.
784 اگر براى پيدا كردن قبله وسيلهاى ندارد، يا با اينكه كوشش كرده گمانش به طرفى نمىرود، چنانچه وقت نماز وسعت دارد، بايد چهار نماز به چهار طرف بخواند. و اگر به اندازه چهار نماز وقت ندارد، بايد به اندازهاى كه وقت دارد نماز بخواند. مثلا اگر فقط به اندازه يك نماز وقت دارد، بايد يك نماز بههر طرفى كه مىخواهد بخواند. و بايد نمازها را طورى بخواند كه يقين كند يكى ازآنها رو به قبله بوده، يا اگر از قبله كجبوده، به طرف دست راست و دست چپ قبله نرسيده است.
785 اگر يقين يا گمان كند كه قبله در يكى از دو طرف است، بايد به هر دو طرف نماز بخواند. ولى احتياط مستحب آن است كه در صورت گمان، به چهار طرف نماز بخواند.
786 كسى كه بايد به چند طرف نماز بخواند، اگر بخواهد نماز ظهر و عصر يا مغرب و عشا را بخواند، بهتر آن است كه نماز اول را به هر چند طرف كه واجب استبخواند، بعد نماز دوم را شروع كند.
787 كسى كه يقين به قبله ندارد، اگر بخواهد غير از نماز كارى كند كه بايدرو به قبله انجام داد، مثلا بخواهد سر حيوانى را ببرد، بايد به گمان عمل نمايد. واگر گمان ممكن نيست، به هر طرف كه انجام دهد، صحيح است.
788 مرد بايد در حال نماز اگر چه كسى او را نمىبيند، عورتين خود را بپوشاند.و بهتر است از ناف تا زانو را هم بپوشاند.
789 زن بايد در موقع نماز تمام بدن، حتى سر و موى خود را بپوشاند. ولى پوشاندن صورت به مقدارى كه در وضو شسته مىشود، و دستها تا مچ، و پاها تا مچ پا لازم نيست. اما براى آنكه يقين كند كه مقدار واجب را پوشانده است، بايد مقدارى از اطراف صورت و قدرى پايين تر از مچ را هم بپوشاند.
790 موقعى كه انسان قضاى سجده فراموش شده يا تشهد فراموش شده را بجامىآورد، بلكه بنابر احتياط واجب در موقع سجده سهو هم، بايد خود را مثل موقع نماز بپوشاند.
791 اگر انسان عمدا در نماز عورتش را نپوشاند، نمازش باطل است. بلكهاگر از روى ندانستن مساله هم باشد، بنابر احتياط واجب بايد نمازش را دوباره بخواند.
792 اگر در بين نماز بفهمد كه عورتش پيدا است، بايد آن را بپوشاند. و چنانچه پوشاندن عورت زياد طول بكشد، احتياط واجب آن است كه نماز را تمام كند و دوباره بخواند. ولى اگر بعداز نماز بفهمد كه در نماز عورت او پيدا بوده، نمازش صحيح است.
793 اگر در حال ايستاده، لباسش عورت او را مىپوشاند، ولى ممكن است در حال ديگر مثلا در حال ركوع و سجود نپوشاند، چنانچه موقعى كه عورت او پيدا مىشود بهوسيلهاى آن را بپوشاند، نماز او صحيح است. ولى احتياط مستحب آن است كه باآن لباس نماز نخواند.
794 انسان مىتواند در نماز خود را به علف و برگ درختان بپوشاند، ولى احتياط مستحب آن است كه موقعى خود را با اينها بپوشاند كه چيز ديگرى نداشته باشد.
795 اگر غير از گل هيچ چيز ندارد كه در نماز خود را بپوشاند، گل ساتر نيست و مىتواند برهنه نماز بخواند.
796 اگر چيزى ندارد كه در نماز خود را با آن بپوشاند، چنانچه احتمال دهد كه پيدا مىكند، بنابر احتياط واجب بايد نماز را تاخير بيندازد و اگر چيزى پيدا نكرد، در آخر وقت مطابق وظيفهاش نماز بخواند.
797 كسى كه مىخواهد نماز بخواند، اگر براى پوشاندن خود حتى برگ درخت و علف نداشته باشد، و احتمال ندهد كه تا آخر وقت چيزى پيدا كند كه خود را باآن بپوشاند، در صورتى كه نامحرم او را مىبيند، بايد نشسته نماز بخواند و عورت خود را با ران خود بپوشاند. و اگر كسى او را نمىبيند، ايستاده نماز بخواند و جلوى خود را با دستبپوشاند. و در هر صورت ركوع و سجود را با اشاره انجام مىدهد و براى سجود سر را قدرى پايينتر مىآورد.
798 لباس نمازگزار شش شرط دارد: اول: آنكه پاك باشد. دوم: آنكه مباح باشد. سوم: آنكه از اجزاى مردار نباشد. چهارم: آنكه از حيوان حرام گوشت نباشد.پنجم و ششم: آنكه اگر نمازگزار مرد است، لباس او ابريشم خالص و طلاباف نباشد.و تفصيل اينها در مسايل آينده گفته مىشود.
799 لباس نمازگزار بايد پاك باشد. و اگر كسى عمدا با بدن يا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل است.
800 كسى كه نمىداند با بدن و لباس نجس نماز باطل است و مقصر در ندانستن حكم مساله باشد، اگر با بدن يا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل مىباشد.
801 اگر به واسطه تقصير در ندانستن مساله، چيز نجسى را نداند نجس است، مثلا نداند عرق شتر نجاستخوار نجس است و با آن نماز بخواند، نمازش باطل است.
802 اگر نداند كه بدن يا لباسش نجس است و بعد از نماز بفهمد نجس بوده، نماز او صحيح است. ولى احتياط مستحب آن است كه اگر وقت دارد دوباره آن نماز را بخواند.
803 اگر فراموش كند كه بدن يا لباسش نجس است و در بين نماز يا بعد از آن يادش بيايد، بايد نماز را دوباره بخواند، و اگر وقت گذشته قضا نمايد.
804 كسى كه در وسعت وقت مشغول نماز است، اگر در بين نماز بدن يا لباس او نجس شود و پيش از آن كه چيزى از نماز را با نجاستبخواند، ملتفتشود كه نجس شده يا بفهمد بدن يا لباس او نجس است و شك كند كه همان وقت نجس شده يا از پيش نجس بوده، در صورتى كه آب كشيدن بدن يا لباس يا عوض كردن لباس يا بيرون آوردن آن، نماز را به هم نمىزند، بايد در بين نماز بدن يا لباس را آب بكشد يا لباس را عوض نمايد يا اگر چيز ديگرى عورت او را پوشانده لباس را بيرون آورد. ولى چنانچه طورى باشد كه اگر بدن يا لباس را آب بكشد يا لباس را عوض كند يا بيرون آورد نماز به هم مىخورد و اگر لباس را بيرون آورد برهنه مىماند، بايد نماز را بشكند و با بدن و لباس پاك نماز بخواند.
805 كسى كه در تنگى وقت مشغول نماز است، اگر در بين نماز لباس او نجس شود و پيش از آنكه چيزى از نماز را با نجاستبخواند بفهمد كه نجس شده يا بفهمد كه لباس او نجس است و شك كند كه همان وقت نجس شده يا از پيش نجس بوده، در صورتى كه آب كشيدن يا عوض كردن يا بيرون آوردن لباس، نماز را به هم نمىزند و مىتواند لباس را بيرون آورد، بايد لباس را آب بكشد يا عوض كند يا اگر چيز ديگرى عورت او را پوشانده، لباس را بيرون آورد و نماز را تمام كند. اما اگر چيز ديگرى عورت او را نپوشانده و لباس را هم نمىتواند آب بكشد يا عوض كند، بايد لباس را بيرون آورد و به دستورى كه براى برهنگان گفته شد، نماز را تمام كند. ولى چنانچه طورى است كه اگر لباس را آب بكشد يا عوض كند، نماز به هم مىخورد و به واسطه سرما و مانند آن نمىتواند لباس را بيرون آورد، بايد با همان حال نماز را تمام كند و نمازش صحيح است.
806 كسى كه در تنگى وقت مشغول نماز است، اگر در بين نماز بدن او نجس شود و پيش از آن كه چيزى از نماز را با نجاستبخواند، ملتفتشود كه نجس شده يا بفهمد بدن او نجس است، و شك كند كه همان وقت نجس شده يا از پيش نجس بوده، در صورتى كه آب كشيدن بدن نماز را به هم نمىزند، بايد آب بكشد. واگر نماز را به هم مىزند، بايد با همان حال نماز را تمام كند و نماز او صحيح است.
807 كسى كه در پاك بودن بدن يا لباس خود شك دارد، چنانچه نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد كه بدن يا لباسش نجس بوده، نماز او صحيح است.
808 اگر لباس را آب بكشد و يقين كند كه پاك شده است و با آن نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد پاك نشده، نمازش صحيح است.
809 اگر خونى در بدن يا لباس خود ببيند و يقين كند كه از خونهاى نجس نيست،مثلا يقين كند كه خون پشه است، چنانچه بعداز نماز بفهمد از خونهايى بوده كه نمىشود با آن نماز خواند، نماز او صحيح است.
810 هرگاه يقين كند خونى كه در بدن يا لباس اوست، خون نجسى است كه نماز باآن صحيح است، مثلا يقين كند خون زخم و دمل است، اگر چنانچه بعد از نماز بفهمد خونى بوده كه نماز با آن باطل است، نمازش صحيح است.
811 اگر نجس بودن چيزى را فراموش كند و بدن يا لباسش با رطوبتبه آن برسد و در حال فراموشى نماز بخواند و بعد از نماز يادش بيايد، نماز او صحيح است. ولى اگر بدنش با رطوبتبه چيزى كه نجس بودن آن را فراموش كرده برسد و بدون اينكه خود را آب بكشد غسل كند و نماز بخواند، غسل و نمازش باطل است. و نيز اگر جايى از اعضاى وضو با رطوبتبه چيزى كه نجس بودن آن را فراموش كرده برسد و پيش از آنكه آن جا را آب بكشد وضو بگيرد و نماز بخواند، وضو و نمازش باطل مىباشد.
812 كسى كه يك لباس دارد، اگر بدن و لباسش نجس شود و به اندازه آب كشيدن يكى از آنها آب داشته باشد، چنانچه بتواند لباسش را بيرون آورد، بايد بدن را آب بكشد و نماز را به دستورى كه براى برهنگان گفته شد به جا آورد. و اگر به واسطه سرما يا عذر ديگر نتواند لباس را بيرون آورد، در صورتى كه نجاست هر دو مساوى باشد، مثلا هر دو بول يا خون باشد، يا نجاستبدن شديدتر باشد، مثلا نجاستش بول باشد كه بايد دو مرتبه آن را آب كشيد، احتياط واجب آن است كه بدن را آب بكشد. و اگر نجاست لباس بيشتر يا شديدتر باشد، هر كدام از بدن يا لباس را بخواهد، مىتواند آب بكشد.
813 كسى كه غير از لباس نجس لباس ديگرى ندارد و وقت تنگ استيا احتمال نمىدهد كه لباس پاك پيدا كند، اگر به واسطه سرما يا عذر ديگر نمىتواند لباس را بيرون بياورد، بايد در همان لباس نماز بخواند و نمازش صحيح است. ولى چنانچه بتواند لباس را بيرون بياورد، بايد نماز را به دستورى كه براى برهنگان گفته شد بجا آورد.
814 كسى كه دو لباس دارد، اگر بداند يكى از آنها نجس است و دارد بايد با هر دو لباس نماز بخواند. مثلا اگر مىخواهد نماز ظهر و عصر بخواند، بايد با هر كدام يك نماز ظهر و يك نماز عصر بخواند. ولى اگر وقت تنگ است، بايد نماز را به دستورى كه براى برهنگان گفته شد، بجا آورد. و به احتياط واجب آن نماز را بالباس پاك قضا نمايد.
815 لباس نمازگزار بايد مباح باشد. و كسى كه مىداند پوشيدن لباس غصبى حرام است، اگر عمدا در لباس غصبى يا در لباسى كه نخ يا دگمه يا چيز ديگر آن غصبى است نماز بخواند، بايد آن نماز را با لباس غير غصبى اعاده نمايد.
816 كسى كه مىداند پوشيدن لباس غصبى حرام است ولى نمىداند نماز را باطل مىكند، اگر عمدا با لباس غصبى نماز بخواند، بايد آن نماز را با لباس غير غصبى بخواند.
817 اگر نداند يا فراموش كند كه لباس او غصبى است و با آن، نماز بخواند، نمازش صحيح است. ولى اگر خودش آن لباس را غصب كرده باشد و بعدا فراموش كرده و با آن نماز خوانده، به احتياط واجب بايد آن نماز را اعاده كند.
818 اگر نداند يا فراموش كند كه لباس او غصبى است و در بين نماز بفهمد،چنانچه چيز ديگرى عورت او را پوشانده است و مىتواند فورا يا بدون اينكه موالات يعنى پى در پى بودن نماز بهم بخورد لباس غصبى را بيرون آورد، بايد آن را بيرون آورد و نمازش صحيح است. و اگر چيز ديگرى عورت او را نپوشانده يا نمىتواند لباس غصبى را فورا بيرون آورد يا اگر بيرون آورد پى در پى بودن نماز بههم مىخورد، در صورتى كه به تعداد يك ركعت هم وقت داشته باشد، بايد نماز را بشكند و با لباس غير غصبى نماز بخواند. و اگر به اين مقدار وقت ندارد، بايد در حال نماز لباس را بيرون آورد و به دستور نماز برهنگان، نماز را تمام نمايد.
819 اگر كسى براى حفظ جانش با لباس غصبى نماز بخواند، يا مثلا براىاينكه دزد لباس غصبى را نبرد با آن نماز بخواند، نمازش صحيح است.
820 اگر با عين پولى كه خمس يا زكات آن را نداده لباس بخرد، نماز خواندن در آن لباس باطل است. و همچنين است اگر به ذمه بخرد و در موقع معامله قصدش اين باشد كه از پولى كه خمس يا زكاتش را نداده بدهد.
821 لباس نمازگزار بايد از اجزاى حيوان مردهاى كه خون جهنده دارد، يعنى حيوانى كه اگر رگش را ببرند، خون از آن جستن مىكند، نباشد. بلكه اگر از حيوان مردهاى كه مانند ماهى، خون جهنده ندارد لباس تهيه كند، احتياط واجب آن است كه با آن نماز نخواند.
822 بايد چيزى از مردار مانند گوشت و پوست آن كه روح داشته، بنابر احتياط واجب همراه نمازگزار نباشد، گرچه لباس او هم نباشد.
823 اگر چيزى از مردار حلال گوشت مانند مو و پشم كه روح ندارد همراه نمازگزار باشد يا با لباسى كه از آنها تهيه كردهاند نماز بخواند، نمازش صحيح است.
824 لباس نمازگزار بايد از حيوان حرام گوشت نباشد. و اگر مويى ازآن هم همراه نمازگزار باشد نماز او باطل است.
825 اگر آب دهان يا بينى يا رطوبت ديگرى از حيوان حرام گوشت مانند گربه بربدن يا لباس نمازگزار باشد، چنانچه تر باشد، نماز باطل و اگر خشك شده و عين آن برطرف شده باشد، نماز صحيح است.
826 اگر مو و عرق و آب دهان كسى بر بدن يا لباس نمازگزار باشد، اشكال ندارد. و همچنين است اگر مرواريد و موم و عسل همراه او باشد.
827 اگر شك داشته باشد كه لباسى از حيوان حلال گوشت استيا حرام گوشت،چه در داخله تهيه شده باشد چه در خارجه، نماز با آن خواندن مانعى ندارد.
828 اگر انسان احتمال دهد تكمه صدفى و مانند آن از حيوان است، نماز خواندن با آن مانعى ندارد. و اگر بداند صدف است و احتمال بدهد صدف گوشت نداشته باشد، نماز خواندن با آن مانع ندارد.
829 با پوستسنجاب و خز نماز خواندن اشكال ندارد.
830 اگر با لباسى كه نمىداند كه از حيوان حرام گوشت است نماز بخواند،نمازش صحيح است. ولى اگر فراموش كرده باشد، بنابر احتياط واجب بايد آن نماز را دوباره بخواند.
831 پوشيدن لباس طلاباف براى مرد حرام و نماز با آن باطل است. ولى براى زن در نماز و غير نماز اشكال ندارد.
832 زينت كردن به طلا مثل آويختن زنجير طلا به سينه و انگشتر طلا به دست كردن و بستن ساعت مچى طلا به ستبراى مرد حرام و نماز خواندن با آنها باطل است و احتياط واجب آن است كه از استعمال عينك طلا هم خوددارى كند. ولى زينت كردن به طلا براى زن در نماز و غير نماز اشكال ندارد.
833 اگر مردى نداند يا فراموش كند كه انگشترى يا لباسش از طلا است و با آن نماز بخواند، نمازش صحيح است.
834 لباس مرد نمازگزار بايد ابريشم خالص نباشد و در غير نماز هم پوشيدن آن براى مرد حرام است. و در چيزى كه نماز در آن تمام نمىشود، مانند بند شلوار و عرقچين نيز به احتياط واجب نبايد از حرير خالص باشد.
835 اگر آستر تمام لباس يا آستر مقدارى از آن ابريشم خالص باشد، پوشيدن آن براى مرد حرام و نماز در آن باطل است.
836 لباسى را كه نمىداند از ابريشم خالص استيا چيز ديگر، پوشيدن آن اشكال ندارد، و نماز با آن صحيح است.
837 دستمال ابريشمى و مانند آن اگر در جيب مرد باشد، اشكال ندارد، و نماز را باطل نمىكند.
838 پوشيدن لباس ابريشمى براى زن در نماز و غير نماز اشكال ندارد.
839 پوشيدن لباس غصبى و ابريشمى خالص و طلاباف و لباسى كه از مردار تهيه شده، در حال ناچارى مانعى ندارد. و نيز كسى كه ناچار است لباس بپوشد و لباس ديگرى غير از اينها ندارد و تا آخر وقت هم، ناچارى او از بين نمىرود، مىتواند با اين لباسها نماز بخواند.
840 اگر غير از لباس غصبى و لباسى كه از مردار تهيه شده لباس ديگرى ندارد و ناچار نيست لباس بپوشد، بايد به دستورى كه براى برهنگان گفته شد نماز بخواند.
841 اگر غير از لباسى كه از حيوان حرام گوشت تهيه شده لباس ديگرى ندارد چنانچه در پوشيدن لباس ناچار باشد مىتواند با همان لباس نماز بخواند و اگر ناچار نباشد بايد به دستورى كه براى برهنگان گفته شد نماز را بجا آورد، و بنابر احتياط واجب يك نماز ديگر هم با همان لباس بخواند.
842 اگر مرد غير از لباس ابريشمى خالص يا طلاباف لباس ديگرى نداشته باشد چنانچه در پوشيدن لباس ناچار نباشد بايد به دستورى كه براى برهنگان گفته شد نماز بخواند.
843 اگر چيزى ندارد كه در نماز عورت خود را با آن بپوشاند، واجب است اگرچه به كرايه يا خريدارى باشد تهيه نمايد. ولى اگر تهيه آن به قدرى پول لازم دارد كه نسبتبه دارايى او زياد است، يا طورى است كه اگر پول را به مصرف لباس برساند به حال او ضرر دارد، بايد به دستورى كه براى برهنگان گفته شد،نماز بخواند.
844 كسى كه لباس ندارد، اگر ديگرى لباس به او ببخشد يا عاريه دهد، چنانچه قبول كردن آن براى او مشقت نداشته باشد، بايد قبول كند. بلكه اگر عاريه كردن يا طلب بخشش براى او سخت نيست، بايد از كسى كه لباس دارد طلب بخشش يا عاريه نمايد.
845 بنابر احتياط واجب بايد انسان از پوشيدن لباس شهرت كه پارچه يا رنگ يا دوخت آن براى كسى كه مىخواهد آن را بپوشاند معمول نيست، خوددارى كند. ولى اگر با آن لباس نماز بخواند، اشكال ندارد.
846 احتياط واجب آن است كه مرد لباس زنانه، و زن لباس مردانه نپوشد. ولى اگر با آن نماز بخواند، اشكال ندارد.
847 كسى كه بايد خوابيده نماز بخواند، اگر برهنه باشد و لحاف يا تشك او نجس يا ابريشم خالص يا از اجزاى حيوان حرام گوشتباشد، احتياط واجب آن است كه در نماز، خود را با آنها نپوشاند.
848 در سه صورت كه تفصيل آنها بعدا گفته مىشود، اگر بدن يا لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحيح است: اول: آنكه به واسطه زخم يا جراحتيا دملى كه در بدن او است، لباس يا بدنش به خون آلوده شده باشد. دوم: آنكه بدن يا لباس او به مقدار كمتر از درهم كه تقريبا به اندازه يك اشرفى مىشود، به خون آلوده باشد. سوم: آنكه ناچار باشد با بدن يا لباس نجس نماز بخواند. و در دو صورت اگر فقط لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحيح است: اول: آنكه لباسهاى كوچك او مانند جوراب و عرقچين نجس باشد. دوم: آنكه لباس زنى كه پرستار بچه است، نجس شده باشد. و احكام اين پنج صورت مفصلا در مسائل بعد گفته مىشود.
849 اگر در بدن يا لباس نمازگزار خون زخم يا جراحتيا دمل باشد، چنانچه طورى است كه آب كشيدن بدن يا لباس يا عوض كردن لباس براى بيشتر مردم يا براى خصوص او سخت است، تا وقتى كه زخم يا جراحتيا دمل خوب نشده است، مىتواند با آن خون نماز بخواند. و همچنين است اگر چركى كه با خون بيرون آمده يا دوايى كه روى زخم گذاشتهاند و نجس شده، در بدن يا لباس او باشد.
850 اگر خون بريدگى و زخمى كه به زودى خوب مىشود و شستن آن آسان است، در بدن يا لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است.
851 اگر جايى از بدن يا لباس كه با زخم فاصله دارد به رطوبت زخم نجس شود،جايز نيستبا آن نماز بخواند. ولى اگر مقدارى از بدن يا لباس كه معمولا به رطوبت زخم آلوده مىشود، به رطوبت آن نجس شود، نماز خواندن با آن مانعى ندارد.
852 اگر از توى دهان و بينى و مانند اينهاستخونى به بدن يا لباس برسد احتياط واجب آن است كه با آن نماز نخواند ولى با خون بواسير ميشود نماز خواند اگر چه دانههايش در داخل باشد.
853 كسى كه بدنش زخم است اگر در بدن يا لباس خود خونى ببيند و نداند از زخم استيا خون ديگر با آن نماز خواندن مانعى ندارد.
854 اگر چند زخم در بدن باشد و به طورى نزديك هم باشند كه يك زخم حساب شود، تا وقتى همه خوب نشدهاند، نماز خواندن با خون آنها اشكال ندارد. ولى اگر بهقدرى از هم دور باشند كه هر كدام يك زخم حساب شود، هر كدام كه خوب شد، بايد براى نماز بدن و لباس را از خون آن، آب بكشد.
855 اگر سر سوزنى خون حيض يا نفاس در بدن يا لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است، و بنابر احتياط واجب بايد خون استحاضه در بدن يا لباس نمازگزار نباشد. ولى خونهاى ديگر مثل خون بدن انسان يا خون حيوان حلال گوشت، و خون سگ و خوك و كافر و مردار و حيوان حرام گوشت، اگر چه در چند جاى بدن و لباس باشد، در صورتى كه روى هم كمتر از درهم باشد كه تقريبا به اندازه يك اشرفى مىشود نماز خواندن با آن اشكال ندارد. ولى احتياط مستحب آن است كه از خون سگ و كافر و مردار و حيوان حرام گوشت، اجتناب كند.
856 خونى كه به لباس بىآستر بريزد و به پشت آن برسد، يك خون حساب مىشود. ولى اگر پشت آن، جدا خونى شود، بنابر احتياط واجب بايد هر كدام را جدا حساب نمود. پس اگر خونى كه در پشت و روى لباس است، روى هم كمتر از درهم باشد نماز با آن صحيح، و اگر بيشتر باشد، نماز با آن نماز باطل است.
857 اگر خون روى لباسى كه آستر دارد بريزد و به آستر آن برسد، و يا به آستر بريزد و روى لباس خونى شود، بايد هر كدام را جدا حساب نمود. پس اگر خون روى لباس و آستر كمتر از درهم باشد، نماز با آن صحيح، و اگر بيشتر باشد،نماز با آن باطل است.
858 اگر خون بدن يا لباس كمتر از درهم باشد و رطوبتى به آن برسد، در صورتى كه خون و رطوبتى كه به آن رسيده، به اندازه درهم يا بيشتر شود و اطراف را آلوده كند، نماز با آن باطل است. بلكه اگر رطوبت و خون به اندازه درهم نشود و اطراف را هم آلوده نكند، نماز خواندن با آن اشكال دارد. ولى اگر رطوبت مخلوط به خون شود و از بين برود، نماز صحيح است.
859 اگر بدن يا لباس خونى نشود ولى به واسطه رسيدن به خون نجس شود، اگرچه مقدارى كه نجس شده كمتر از درهم باشد، نمىشود با آن، نماز خواند.
860 اگر خونى كه در بدن يا لباس است، كمتر از درهم باشد و نجاست ديگرى بهآن برسد، مثلا يك قطره بول روى آن بريزد، نماز خواندن با آن جايز نيست.
861 اگر لباسهاى كوچك نمازگزار مثل عرقچين و جوراب كه نمىشود با آنها عورت را پوشانده نجس باشد، چنانچه از مردار و حيوان حرام گوشت درست نشده باشد، نماز با آنها صحيح است. و نيز اگر با انگشترى نجس نماز بخواند، اشكال ندارد.
862 احتياط آن است كه چيز نجسى كه با آن مىشود عورت را پوشاند، همراه نمازگزار نباشد. ولى كسى كه اين مساله را نمىدانسته و مثلا مدتى با اين طور نماز خوانده، لازم نيست آن نمازها را قضا كند.
863 زنى كه پرستار بچه است و بيشتر از يك لباس ندارد هرگاه شبانه روزى يك مرتبه لباس خود را آب بكشد اگرچه تا روز ديگر لباسش به بول بچه نجس شود مىتواند با آن لباس نماز بخواند ولى احتياط واجب آن است كه لباس خود را در شبانه روز يك مرتبه براى اولين نمازى كه لباسش پيش از آن نجس شده آب بكشد و نيز اگر بيشتر از يك لباس دارد ولى ناچار است كه همه آنها را بپوشد چنانچه شبانه روزى يك مرتبه به دستورى كه گفته شده همه آنها را آب بكشد كافى است.
864 چند چيز در لباس نمازگزار مستحب است كه از آن جمله است: عمامه با تحت الحنك، پوشيدن عبا و لباس سفيد و پاكيزهترين لباسها، و استعمال بوى خوش، و دست كردن انگشترى عقيق.
865 چند چيز در لباس نمازگزار مكروه است، و از آن جمله است: پوشيدن لباس سياه و چرك و تنگ، و لباس شرابخوار، و لباس كسى كه از نجاست پرهيز نمىكند، و لباسى كه نقش صورت دارد. و نيز باز بودن تكمههاى لباس و دست كردن انگشترى كه نقش صورت دارد، مكروه مىباشد.
مكان نمازگزار چند شرط دارد: شرط اول: آنكه مباح باشد.
866 كسى كه در ملك غصبى نماز مىخواند، اگر چه روى فرش و تخت و مانند اينها باشد، نمازش باطل است. ولى نماز خواندن در زير سقف غصبى و خيمه غصبى، مانعى ندارد.
867 نماز خواندن در ملكى كه منفعت آن مال ديگرى استبدون اجازه كسى كه منفعت ملك مال او مىباشد باطل است مثلا در خانه اجارهاى اگر صاحب خانه يا ديگرى بدون اجازه كسى كه آن خانه را اجاره كرده نماز بخواند نمازش باطل است و همچنين است اگر در ملكى كه ديگرى در آن حق دارد نماز بخواند مثلا اگر ميت وصيت كرده باشد كه ثلث مال او را به مصرفى برسانند تا وقتى ثلث را جدا نكنند نمىشود در ملك او نماز خواند.
868 كسى كه در مسجد نشسته، اگر ديگرى جاى او را غصب كند و در آنجا نماز بخواند، بنابر احتياط واجب بايد دوباره نمازش را در محل ديگرى بخواند.
869 اگر در جايى كه نمىداند غصبى است، نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد، يا در جايى كه غصبى بودن آن را فراموش كرده، نماز بخواند، و بعد از نماز يادش بيايد، نماز او صحيح است. مگر آنكه خودش غصب كرده باشد، كه در اين صورت به احتياط واجب، نمازش باطل است.
870 اگر بداند جايى غصبى است ولى نداند كه در جاى غصبى نماز باطل است، و در آنجا نماز بخواند، نماز او باطل است.
871 كسى كه ناچار است نماز واجب را سواره بخواند، چنانچه حيوان سوارى يا زين آن غصبى باشد، نماز او باطل است و همچنين است اگر بخواهد سواره نماز مستحبى بخواند.
872 كسى كه در ملكى با ديگرى شريك است اگر سهم او جدا نباشد، بدون اجازه شريكش نمىتواند در آن ملك تصرف كند، و نماز بخواند.
873 اگر با عين پولى كه خمس و زكات آن را نداده ملكى بخرد تصرف او در آن ملك حرام و نمازش هم در آن باطل است. و همچنين است اگر به ذمه بخرد و در موقع خريدن قصدش اين باشد كه از مالى كه خمس يا زكاتش را نداده بدهد.
874 اگر صاحب ملك به زبان اجازه نماز خواندن بدهد و انسان بداند كه قلبا راضى نيست نماز خواندن در ملك او باطل است و اگر اجازه ندهد و انسان يقين كند كه قلبا راضى است نماز صحيح است.
875 تصرف در ملك ميتى كه خمس يا زكات بدهكار استحرام و نماز در آن باطل است مگر آنكه بدهكارى او را بدهند يا بنا داشته باشند بدون مسامحه بپردازند.
876 تصرف در ملك ميتى كه به مردم بدهكار استحرام، و نماز در آن باطل است. ولى تصرفات جزئى كه براى برداشتن ميت معمول است، اشكال ندارد. و نيز اگر بدهكارى او كمتر از مالش باشد و ورثه هم تصميم داشته باشند كه بدهى را بدهند، تصرفى كه غير فروختن و از بين بردن مال باشد، اشكال ندارد.
877 اگر ميت قرض نداشته باشد، ولى بعضى از ورثه او صغير يا ديوانه يا غايب باشند، تصرف در ملك او حرام، و نماز در آن باطل است. ولى تصرفات جزئى كه براى برداشتن ميت معمول است، اشكال ندارد.
878 نماز خواندن در مسافر خانه و حمام و مانند اينها كه براى واردين آماده است اشكال ندارد و اگر وثوق پيدا نشود كه صاحبش راضى است مشكل است ولى در غير اين قبيل جاها، در صورتى مىشود نماز خواند كه مالك آن اجازه بدهد، يا حرفى بزند كه معلوم شود، براى نماز خواندن اذن داده است مثل اينكه بهكسى اجازه دهد در ملك او بنشيند و بخوابد كه از اينها فهميده مىشود براى نماز خواندن هم اذن داده است.
879 در زمين بسيار وسيعى كه از ده دور و چراگاه حيوانات است، اگر چه صاحبانش راضى نباشند، نماز خواندن و نشستن و خوابيدن در آن اشكال ندارد. و در زمينهاى زراعتى هم كه نزديك ده است و ديوار ندارد، اگر چه در مالكين آنها صغير و ديوانه باشد، نماز و عبور و تصرفات جزئى اشكال ندارد.ولى اگر يكى از صاحبانش ناراضى باشند، تصرف در آن حرام و نماز باطل است.
880 شرط دوم: مكان نمازگزار بايد بىحركتباشد، و اگر به واسطه تنگى وقتيا جهت ديگر ناچار باشد در جايى كه حركت دارد مانند اتومبيل و كشتى و ترن نماز بخواند، به قدرى كه ممكن استبايد در حال حركت چيزى نخواند، و اگرآنها از قبله به طرف ديگر حركت كنند به طرف قبله برگردد.
881 نماز خواندن در اتومبيل و كشتى و ترن و مانند اينها، وقتى ايستادهاند،مانعى ندارد.
882 روى خرمن گندم و جو و مانند اينها، كه نمىشود بىحركت ماند، نماز باطل است.
883 در جايى كه به واسطه احتمال باد و باران و زيادى جمعيت و مانند اينها اطمينان ندارد كه بتواند نماز را تمام كند، اگر به اميد تمام كردن شروع كند، اشكال ندارد. و اگر به مانعى برنخورد، نمازش صحيح است. و در جايى كه ماندن در آن نماز نخواند، ولى اگر خواند نماز باطل نيست. و همچنين روى چيزى كه ايستادن و نشستن روى آن حرام است، مثل فرشى كه اسم خدا بر آن نوشته شده، بايد نماز نخواند، ولى اگر خواند، صحيح است.
شرط سوم: آنكه در جايى كه سقف آن كوتاه است و نمىتواند در آنجا راستبايستد، يا به اندازهاى كوچك است كه جاى ركوع و سجود ندارد، نماز نخواند. و اگر ناچار شود كه در چنين جايى نماز بخواند، بايد به قدرى كه ممكن است قيام و ركوع و سجود را بجا آورد.
884 انسان بايد رعايت ادب را بكند، و جلوتر از قبر پيغمبر و امام عليهالسلام نماز نخواند. چنانچه نماز خواندن بىاحترامى باشد، حرام استولى نماز باطل نيست.
885 اگر در نمازى چيزى مانند ديوار بين او و قبر مطهر باشد كه بىاحترامى نشود اشكال ندارد، ولى فاصله شدن صندوق شريف و ضريح و پارچهاى كه روى آن افتاده،كافى نيست.
شرط چهارم: آنكه مكان نمازگزار اگر نجس استبه طورى تر نباشد كه رطوبت آن به بدن يا لباس او برسد، ولى جايى كه پيشانى را بر آن مىگذارد اگر نجس باشد در صورتى كه خشك هم باشد، نماز باطل است، و احتياط مستحب آن است كه مكان نمازگزار اصلا نجس نباشد.
886 بنابر احتياط مستحب، بايد زن عقبتر از مرد بايستد و جاى سجده او ازجاى ايستادن كمى عقبتر باشد.
887 اگر زن برابر مرد يا جلوتر بايستد، و با هم وارد نماز شوند، بهتر آن است كه نماز را دوباره بخوانند.
888 اگر بين مرد و زن، ديوار يا پرده يا چيز ديگرى باشد، نمازشان صحيح است، و احتياط مستحب هم در دوباره خواندن نيست.
شرط پنجم: آنكه جاى پيشانى نمازگزار از جاى زانوهاى او، بيش ازچهار انگشتبسته پستتر يا بلندتر نباشد، و احتياط واجب آن است كه از سرانگشتان پا هم بيشتر از اين پست و بلند تر نباشد.
889 بودن مرد و زن نامحرم در جاى خلوت، جايز نيست و احتياط در نماز نخواندن در آنجا است. ليكن اگر خواند، نمازش باطل نيست.
890 نماز خواندن در جايى كه تار و مانند آن استعمال مىكنند باطل نيست ولى گوش دادن به آنها حرام است.
891 در خانه كعبه و بر بام آن نماز واجب خواندن مكروه است ولى در حال ناچارى مانع ندارد.
892 خواندن نماز مستحب در خانه كعبه و بر بام آن اشكال ندارد. بلكه مستحب است در داخل خانه مقابل هر ركنى دو ركعت نماز بخوانند.
893 در شرع مقدس اسلام بسيار سفارش شده است كه نماز را در مسجد بخوانند. و بهتر از همه مسجدها مسجدالحرام است، و بعد از آن مسجد پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم، و بعد مسجد كوفه، و بعد از آن مسجد بيتالمقدس، و بعد از مسجد بيتالمقدس مسجد جامع هر شهر، و بعد از آن مسجد محله، و بعد از مسجد محله مسجد بازار است.
894 براى زنها نماز خواندن در خانه، بلكه در صندوقخانه و اطاق عقب بهتر است، ولى اگر بتوانند كاملا خود را از نامحرم حفظ كنند بهتر است در مسجد نماز بخوانند.
895 نماز در حرم امامان عليهمالسلام مستحب، بلكه بهتر از مسجد است و نماز در حرم مطهر حضرت اميرالمؤمنين عليهالسلام برابر دويست هزار نماز است.
896 زياد رفتن به مسجد و رفتن در مسجدى كه نمازگزار ندارد، مستحب است.و همسايه مسجد اگر عذرى نداشته باشد، مكروه است در غير مسجد نماز بخواند.
897 مستحب است انسان با كسى كه در مسجد حاضر نمىشود، غذا نخورد و در كارها با او مشورت نكند، و همسايه او نشود، و از او زن نگيرد و به او زن ندهد.
898 نماز خواندن در چند جا مكروه است و از آن جمله است: حمام، زمين نمكزار، مقابل انسان، مقابل درى كه باز است، در جاده و خيابان و كوچه اگر براى كسانى كه عبور مىكنند زحمت نباشد. و چنانچه زحمتباشد حرام ولى نماز باطل نيست، مقابل آتش و چراغ، در آشپزخانه و هر كجا كه كوره آتش باشد،مقابل چاه و چالهاى كه محل بول باشد، روبروى عكس و مجسمه چيزى كه روح دارد،مگر آنكه روى آن پرده بكشند، در اطاقى كه جنب در آن باشد، در جايى كه عكس باشد اگر چه روبروى نمازگزار نباشد، مقابل قبر، روى قبر، بين دو قبر، در قبرستان.
899 كسى كه در محل عبور مردم نماز مىخواند، يا كسى روبروى اوست، مستحب است جلوى خود چيزى بگذارد، و اگر چوب يا ريسمانى هم باشد كافى است.
900 نجس كردن زمين و سقف و بام و طرف داخل ديوار مسجد حرام است. و هر كس بفهمد كه نجس شده است، بايد فورا نجاست آن را برطرف كند. و احتياط واجب آن است كه طرف بيرون ديوار مسجد را هم نجس نكنند. و اگر نجس شود، نجاستش را برطرف نمايند، مگر آنكه واقف آن را جزو مسجد قرار نداده باشد.
901 اگر نتواند مسجد را تطهير نمايد، يا كمك لازم داشته باشد و پيدا نكند،تطهير مسجد بر او واجب نيست. ولى اگر بىاحترامى به مسجد باشد، بنابر احتياط واجب بايد به كسى كه مىتواند تطهير كند اطلاع دهد.
902 اگر جايى از مسجد نجس شود كه تطهير آن بدون كندن يا خراب كردن ممكن نيست، بايد آنجا را بكنند، يا اگر خرابى زياد لازم نمىآيد، خراب نمايند. و هزينه پركردن چاله و تعمير خرابى بر كسى است كه مسجد را نجس كرده است و بر اشخاصى كه براى تطهير مسجد جايى از آن را كندند يا قسمتى از آن را خراب نمودند،پر كردن جايى كه كندهاند و ساختن جايى كه خراب كردهاند، واجب نيست. ولى اگر آن كس كه نجس كرده بكند يا خراب كند، در صورت امكان بايد پر كند و تعمير نمايد.
903 اگر مسجدى را غصب كنند و به جاى آن خانه و مانند آن بسازند كه ديگر به آن مسجد نگويند، باز هم بنابر احتياط واجب، نجس كردن آن حرام و تطهير آن واجب است.
904 نجس كردن حرم امامان عليهمالسلام، حرام است. و اگر يكى از آنها نجس شود، چنانچه نجس ماندن آن بىاحترامى باشد، تطهير آن واجب است. بلكه احتياط واجب آن است كه اگر بىاحترامى هم نباشد، آن را تطهير كنند.
905 اگر حصير مسجد نجس شود، بنابر احتياط واجب بايد آن را آب بكشند. ولى چنانچه به واسطه آب كشيدن خراب مىشود و بريدن جاى نجس بهتر است، بايد آن را ببرند. و اگر كسى كه نجس كرده ببرد، بايد خودش اصلاح كند.
906 بردن عين نجس مانند خون در مسجد اگر بىاحترامى به مسجد باشد حرام است. و همچنين بردن چيزى كه نجس شده در صورتى كه بىاحترامى به مسجد باشد حرام است.
907 اگر مسجد را براى روضه خوانى چادر بزنند و فرش كنند و سياهى بكوبند و اسباب چاى در آن ببرند، در صورتى كه اين كارها به مسجد ضرر نرساند و مانع نماز خواندن نشود، اشكال ندارد.
908 بنابر احتياط واجب مسجد را به طلا نبايد زينت نمايند. و همچنين نبايد صورت چيزهايى كه مثل انسان و حيوان روح دارد در مسجد نقش كنند، و نقاشى چيزهايى كه روح ندارد مثل گل و بوته، مكروه است.
909 اگر مسجد خراب هم شود، نمىتوانند آن را بفروشند يا داخل ملك و جاده نمايند.
910 فروختن در و پنجره و چيزهايى ديگر مسجد حرام است، و اگر مسجد خراب شود، بايد اينها را صرف تعمير همان مسجد كنند، و چنانچه به درد آن مسجد نخورد بايد در مسجد ديگر مصرف شود. ولى اگر به درد مسجدهاى ديگر هم نخورد مىتوانند آن را بفروشند و پول آن را اگر ممكن است صرف تعمير همان مسجد و گرنه صرف تعمير مسجد ديگر نمايند.
911 ساختن مسجد و تعمير مسجدى كه نزديك به خرابى مىباشد مستحب است. و اگر مسجد طورى خراب شود كه تعمير آن ممكن نباشد، مىتوانند آن را خراب كنند و دوباره بسازند. بلكه مىتوانند مسجدى را كه خراب نشده براى احتياج مردم خراب كنند و بزرگتر بسازند.
912 تميز كردن مسجد و روشن كردن چراغ آن مستحب است. و كسى كه مىخواهد مسجد برود، مستحب استخود را خوشبو كند و لباس پاكيزه و قيمتى بپوشد و ته كفش خود را وارسى كند كه نجاستى به آن نباشد. و موقع داخل شدن به مسجد اول پاى راست و موقع بيرون آمدن اول پاى چپ را بگذارد. همچنين مستحب است از همه زودتر به مسجد آيد و از همه ديرتر از مسجد بيرون رود.
913 وقتى انسان وارد مسجد مىشود، مستحب است دو ركعت نماز به قصد تحيت و احترام مسجد بخواند، و اگر نماز واجب يا مستحب ديگرى هم بخواند كافى است.
914 خوابيدن در مسجد اگر انسان ناچار نباشد و صحبت كردن راجع به كارهاى دنيا و مشغول صنعتشدن و خواندن شعرى كه نصيحت و مانند آن نباشد، مكروه است. و نيز مكروه است آب دهان و بينى و اخلاط سينه را در مسجد بيندازد، و گمشدهاى را طلب كند و صداى خود را بلند كند، ولى بلند كردن صدا براى اذان مانعى ندارد.
915 راه دادن بچه و ديوانه به مسجد مكروه است. و كسى كه پياز و سير و مانند اينها خورده كه بوى دهانش مردم را اذيت ميكند، مكروه استبه مسجد برود.
916 براى مرد و زن مستحب است پيش از نمازهاى يوميه اذان و اقامه بگويند، ولى پيش از نماز عيد فطر و قربان مستحب استسه مرتبه بگويند:"الصلاة". و در نمازهاى واجب ديگر سه مرتبه الصلاة را به قصد رجاء بگويد.
917 مستحب است در روز اولى كه بچه به دنيا مىآيد يا پيش از آنكه بندنافش بيفتد، در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگويند.
918 اذان هيجده جمله است: "الله اكبر" چهار مرتبه، "اشهد ان لا اله الا الله،اشهد ان محمدا رسول الله، حى على الصلاه، حى على الفلاح، حى على خير العمل، الله اكبر، لا اله الا الله"، هر يك دو مرتبه. و اقامه هفده جمله استيعنى دو مرتبه" الله اكبر" از اول اذان، و يك مرتبه "لا اله الا الله" از آخر آن كم مىشود، و بعداز گفتن "حى على خير العمل" بايد دو مرتبه " قد قامت الصلاه" اضاضه نمود.
919 "اشهد ان عليا ولى الله" جزو اذان و اقامه نيست، ولى خوب استبعداز "اشهد ان محمدا رسول الله" به قصد قربت
"الله اكبر" يعنى خداى تعالى بزرگتر از آن است كه او را وصف كنند."اشهد ان لا اله الا الله" يعنى شهادت مىدهم كه غير خدايى كه يكتا و بىهمتا است، خداى ديگرى سزاوار پرستش نيست. "اشهد ان محمدا رسول الله" يعنى شهادت مىدهم كه حضرت محمد بن عبد الله صلى الله عليه و آله و سلم، پيغمبر و فرستاده خدا است. "اشهد ان عليا امير المؤمنين ولى الله" يعنى شهادت مىدهم كه حضرت على عليه الصلاة و السلام، امير المؤمنين و ولى خدا بر همه خلق است. "حى على الصلاه"يعنى بشتاب براى نماز. "حى على الفلاح" يعنى بشتاب براى رستگارى. "حى على خيرالعمل" يعنى بشتاب براى بهترين كارها كه نماز است. "قد قامت الصلاه" يعنى به تحقيق نماز برپا شد. "لا اله الا الله" يعنى خدايى سزاوار پرستش نيست مگر خدايى كه يكتا و بىهمتا است.
920 بين جملههاى اذان و اقامه بايد خيلى فاصله نشود. و اگر بين آنها بيشتر از معمول فاصله بيندازد، بايد دوباره آن را از سر بگيرد.
921 اگر در اذان و اقامه صدا را در گلو بيندازد، چنانچه غنا شود يعنى به طور آوازه خوانى كه در مجالس لهو و بازيگرى معمول است اذان و اقامه را بگويد حرام است، و اگر غنا نشود مكروه مىباشد.
922 در پنج نماز اذان ساقط مىشود : اول: نماز عصر روز جمعه. دوم:نماز عصر روز عرفه كه روز نهم ذىحجه است. سوم: نماز عشاى شب عيد قربان براى كسى كه در مشعر الحرام باشد. چهارم: نماز عصر و عشاى زن مستحاضه. پنجم:نماز عصر و عشاى كسى كه نمىتواند از بيرون آمدن بول و غائط خوددارى كند. و در اين پنج نماز در صورتى اذان ساقط مىشود كه با نماز قبلى فاصله نشود، يا فاصله كمى بين آنها باشد، ولى فاصله شدن نافله و تعقيب ضرر ندارد.
923 اگر براى نماز جماعتى اذان و اقامه گفته باشند، كسى كه با آن جماعت نماز مىخواند، نبايد براى نماز خود اذان و اقامه بگويد.
924 اگر براى خواندن نماز جماعتبه مسجد رود و ببيند جماعت تمام شده،تا وقتى كه صفها به هم نخورده و جمعيت متفرق نشده نمىتواند براى نماز خود اذان و اقامه بگويد، در صورتى كه براى جماعت اذان و اقامه گفته شده باشد.
925 در جايى كه عدهاى مشغول نماز جماعتند يا نماز آنان تازه تمام شده وصفها به هم نخورده است، اگر انسان بخواهد فرادى يا با جماعت ديگرى كه برپا مىشود نماز بخواند، با سه شرط اذان و اقامه از او ساقط مىشود: اول: آنكه براى آن نماز اذان و اقامه گفته باشند. دوم: آنكه نماز جماعتباطل نباشد. سوم: آنكه نماز او و نماز جماعت در يك مكان باشد. پس اگر نماز جماعت داخل مسجد باشد و او بخواهد در بام مسجد نماز بخواند، مستحب است اذان و اقامه بگويد.
926 اگر در شرط دوم از شرطهايى كه در مساله پيش گفته شده شك كند يعنى شك كند كه نماز جماعت صحيح بوده يا نه، اذان و اقامه از او ساقط است. ولى اگردر يكى از دو شرط ديگر شك كند، مستحب است اذان و اقامه بگويد.
927 كسى كه اذان و اقامه ديگرى را مىشنود، مستحب است هر قسمتى را كه مىشنود بگويد. ولى در حكايت اقامه كه از ديگرى بشنود از "حى على الصلاة" تا "حى على خير العمل" را به اميد ثواب بگويد.
928 كسى كه اذان و اقامه ديگرى را شنيده، چه با او گفته باشد يا نه، در صورتى كه بين آن اذان و اقامه و نمازى كه مىخواهد بخواند زياد فاصله نشده باشد،مىتواند براى نماز خود اذان و اقامه نگويد.
929 اگر مرد اذان زن را با قصد لذت بشنود، اذان از او ساقط نمىشود. بلكهاگر قصد لذت هم نداشته باشد، ساقط شدن اذان اشكال دارد.
930 اذان و اقامه نماز جماعت را بايد مرد بگويد، ولى در جماعت زنان اگر زن اذان و اقامه بگويد، كافى است.
931 اقامه بايد بعد از اذان گفته شود. و اگر قبل از اذان بگويند، صحيح نيست.
932 اگر كلمات اذان و اقامه را بدون ترتيب بگويد، مثلا "حى على الفلاح" را پيش از "حى على الصلاة" بگويد، بايد از جايى كه ترتيب به هم خورده دوباره بگويد.
933 بايد بين اذان و اقامه فاصله ندهد. و اگر بين آنها به قدرى فاصله دهد كه اذانى را كه گفته اذان اين اقامه حساب نشود، مستحب است دوباره اذان و اقامه را بگويد. و نيز اگر بين اذان و اقامه و نماز به قدرى فاصله دهد كه اذان و اقامه آن نماز حساب نشود، مستحب است دوباره براى آن نماز اذان و اقامه بگويد.
934 اذان و اقامه بايد به عربى صحيح گفته شود. پس اگر به عربى غلط بگويد يا به جاى حرفى حرف ديگر بگويد، يا مثلا ترجمه آنها را به فارسى بگويد، صحيح نيست.
935 اذان و اقامه بايد بعد از داخل شدن وقت نماز گفته شود. و اگر عمدا يا از روى فراموشى پيش از وقتبگويد، باطل است.
936 اگر پيش از گفتن اقامه شك كند كه اذان گفته يا نه، بايد اذان را بگويد.ولى اگر مشغول اقامه شود و شك كند كه اذان گفته يا نه، گفتن اذان لازم نيست.
937 اگر در بين اذان يا اقامه پيش از آنكه قسمتى را بگويد شك كند كه قسمت پيش از آن را گفته يا نه، بايد قسمتى را كه در گفتن آن شك كرده بگويد.ولى اگر در حال گفتن قسمتى از اذان يا اقامه شك كند كه آنچه پيش از آن استگفته يا نه، گفتن آن لازم نيست.
938 مستحب است انسان در موقع گفتن اذان رو به قبله بايستد و با وضو يا غسل باشد و دستها را به گوش بگذارد و صدا را بلند نمايد و بكشد و بين جملههاى اذان كمى فاصله دهد و بين آنها حرف نزند.
939 مستحب استبدن انسان در موقع گفتن اقامه آرام باشد، و آن را از اذان آهستهتر بگويد، و جملههاى آن را به هم نچسباند. ولى به اندازهاى كه بين جملههاى اذان فاصله مىدهد، بين جملههاى اقامه فاصله ندهد.
940 مستحب استبين اذان و اقامه يك قدم بردارد يا قدرى بنشيند يا سجده كند يا ذكر بگويد يا دعا بخواند يا قدرى ساكتباشد يا حرفى بزند يا دو ركعت نماز بخواند. ولى حرف زدن بين اذان و اقامه نماز صبح مستحب نيست، ولى نماز خواندن بين اذان و اقامه نماز مغرب را به اميد ثواب بياورد.
941 مستحب است كسى را كه براى گفتن اذان معين مىكنند، عادل و وقتشناس و صدايش بلند باشد و اذان را در جاى
واجبات نماز يازده چيز است: اول: نيت. دوم: قيام يعنى ايستادن. سوم:تكبيرة الاحرام يعنى گفتن "الله اكبر" در اول نماز. چهارم: ركوع. پنجم: سجود. ششم:قرائت. هفتم: ذكر. هشتم: تشهد. نهم: سلام. دهم: ترتيب. يازدهم: موالات يعنى پى در پى بودن اجزاء نماز.
942 بعضى از واجبات نماز ركن است، يعنى اگر انسان آنها را بجا نياورد يا در نماز اضافه كند، عمدا باشد يا اشتباها، نماز باطل مىشود. و بعضى ديگر ركن نيست، يعنى اگر عمدا كم يا زياد شود، نماز باطل مىشود. و چنانچه اشتباها كم يا زياد گردد، نماز باطل نمىشود. و ركن پنج چيز است: اول: نيت. دوم: تكبيرة الاحرام. سوم: قيام در موقع گفتن تكبيرة الاحرام، و قيام متصل به ركوع يعنى ايستادن پيش از ركوع. چهارم: ركوع. پنجم: دو سجده.
943 انسان بايد نماز را به نيت قربتيعنى براى انجام فرمان خداوند عالم به جا آورد و لازم نيست نيت را از قلب خود بگذراند يا مثلا به زبان بگويد كه چهار ركعت نماز ظهر مىخوانم قربه الى الله.
944 اگر در نماز ظهر يا در نماز عصر نيت كند كه چهار ركعت نماز مىخوانم و معين نكند ظهر استيا عصر، نماز او باطل است. و نيز كسى كه مثلا قضاى نماز ظهر بر او واجب است، اگر در وقت نماز ظهر بخواهد آن نماز قضا يا نماز ظهر را بخواند، بايد نمازى را كه مىخواند در نيت معين كند.
945 انسان بايد از اول تا آخر نماز به نيتخود باقى باشد. پس اگر در بين نماز به طورى غافل شود كه اگر بپرسند چه مىكنى نداند چه بگويد، نمازش باطل است.
946 انسان بايد فقط براى انجام امر خداوند عالم نماز بخواند. پس كسى كه ريا كند يعنى براى نشان دادن به مردم نماز بخواند، نمازش باطل است، خواه فقط براى مردم باشد، يا خدا و مردم هر دو را در نظر بگيرد.
947 اگر قسمتى از نماز را هم براى غير خدا بجا آورد نماز باطل است، چه آن قسمت واجب باشد مثل حمد و سوره، چه مستحب باشد مانند قنوت. بلكه اگر تمام نماز را براى خدا بجا آورد ولى براى نشان دادن به مردم در جاى مخصوصى مثل مسجد، يا در وقت مخصوصى مثل اول وقت، يا به طرز مخصوصى مثلا با جماعتبخاند، نمازش باطل است.
948 گفتن "الله اكبر" در اول هر نماز، واجب و ركن است و بايد حروف"الله" و حروف "اكبر" و دو كلمه "الله" و "اكبر" را شتسر هم بگويد. و نيز بايد اين دو كلمه به عربى صحيح گفته شود، و اگر به عربى غلط بگويد يا مثلا ترجمه آن را به فارسى بگويد صحيح نيست.
949 احتياط واجب آن است كه تكبيرة الاحرام نماز را به چيزى كه پيش ازآن مىخواند مثلا به اقامه يا به دعايى كه پيش از تكبير مىخواند، نچسباند.
950 اگر انسان بخواهد "الله اكبر" را به چيزى كه بعد از آن مىخواند مثلا به"بسم الله الرحمن الرحيم" بچسباند، بايد ر اكبر را پيش بدهد.
951 موقع گفتن تكبيرة الاحرام بايد بدن آرام باشد، و اگر عمدا در حالى كه بدنش حركت دارد تكبيرة الاحرام را بگويد، باطل است. و چنانچه سهوا حركت كند، بنابر احتياط واجب بايد اول عملى كه نماز را باطل مىكند انجام دهد و دوباره تكبير بگويد.
952 تكبير و حمد و سوره و ذكر و دعا را بايد طورى بخواند كه خودش بشنود.و اگر به واسطه سنگينى يا كرى گوش يا سر و صداى زياد نمىشنود، بايد طورى بگويد كه اگر مانعى نباشد بشنود.
953 كسى كه لال استيا زبان او مرضى دارد كه نمىتواند "الله اكبر" را درستبگويد، بايد به هر طور كه مىتواند بگويد. و اگر هيچ نمىتواند بگويد، بايد در قلب خود بگذارند و براى تكبير اشاره كند، و زبانش را هم اگر مىتواند حركت دهد.
954 مستحب استبعد از تكبيرة الاحرام بگويد: "يا محسن قد اتاك المسيىء و قد امرت المحسن ان يتجاوز عن المسيىء انت المحسن و انا المسيىء بحق محمد و آل محمد صل على محمد و آل محمد و تجاوز عن قبيح ما تعلم منى"، يعنى اى خدايى كه به بندگان احسان مىكنى، بنده گنهكار به در خانه تو آمده و تو امر كردهاى كه نيكوكار از گنهكار بگذرد، تو نيكوكارى و من گناهكار، به حق محمد و آل محمد صلى الله عليه و آله و سلم رحمتخود را بر محمد و آل محمد بفرست و از بديهايى كه مىدانى از من سر زده بگذر.
955 مستحب است موقع گفتن تكبير اول نماز و تكبيرهاى بين نماز، دستها را تا مقابل گوشها بالا ببرد.
956 اگر شك كند كه تكبيرة الاحرام را گفته يا نه، چنانچه مشغول خواندن چيزى شده به شك خود اعتنا نكند. و اگر چيزى نخوانده، بايد تكبير را بگويد.
957 اگر بعد از گفتن تكبيرة الاحرام شك كند كه آن را صحيح گفته يا نه، بايد به شك خود اعتنا نكند.
958 قيام در موقع گفتن تكبيرة الاحرام و قيام پيش از ركوع كه آن را قيام متصل به ركوع مىگويند ركن است. ولى قيام در موقع خواندن حمد و سوره و قيام بعد از ركوع، ركن نيست و اگر كسى آن را از روى فراموشى ترك كند، نمازش صحيح است.
959 واجب است پيش از گفتن تكبير و بعد از آن مقدارى بايستد تا يقين كند كهدر حال ايستادن تكبير گفته است.
960 اگر ركوع را فراموش كند و بعد از حمد و سوره بنشيند و يادش بيايد كه ركوع نكرده، بايد بايستد و به ركوع رود. و اگر بدون اين كه بايستد به حال خميدگى به ركوع برگردد، چون قيام متصل به ركوع را بجا نياورده، نماز او باطل است.
961 موقعى كه ايستاده استبايد بدن را حركت ندهد و به طرفى خم نشود وبه جايى تكيه نكند. ولى اگر از روى ناچارى باشد، يا در حال خم شدن براى ركوع پاها را حركت دهد، اشكال ندارد.
962 اگر موقعى كه ايستاده از روى فراموشى بدن را حركت دهد يا به طرفى خم شود يا به جايى تكيه كند اشكال ندارد. ولى در قيام موقع گفتن تكبيرة الاحرام و قيام متصل به ركوع اگر از روى فراموشى هم باشد، بنابر احتياط واجب بايد نماز را تمام كند و دوباره بخواند.
963 بايد در موقع ايستادن هر دو پا روى زمين باشد. ولى لازم نيستسنگينى بدن روى هر دو پا باشد، و اگر روى يك پا هم باشد اشكال ندارد.
964 كسى كه مىتواند درستبايستد، اگر پاها را خيلى گشاد بگذارد كه به حال ايستادن معمولى نباشد، نمازش باطل است.
965 موقعى كه انسان در نماز مىخواهد كمى جلو يا عقب رود يا كمى بدن را به طرف راستيا چپ حركت دهد، بايد چيزى نگويد، ولى "بحول الله و قوته اقوم و اقعد" را بايد در حال برخاستن بگويد، و در موقع گفتن ذكرهاى واجب هم بدن بايد بىحركتباشد. بلكه احتياط واجب آن است كه در موقع گفتن ذكرهاى مستحبى نماز، بايد بدنش آرام باشد.
966 اگر در حال حركتبدن ذكر بگويد، مثلا موقع رفتن به ركوع يا رفتن به سجده تكبير بگويد، چنانچه آن را به قصد ذكرى كه در نماز دستور دادهاند بگويد، بايد احتياطا نماز را دوباره بخواند. و اگر به اين قصد نگويد بلكه بخواهد ذكرى گفته باشد، نماز صحيح است.
967 حركت دادن دست و انگشتان در موقع خواندن حمد اشكال ندارد، اگر چه احتياط مستحب آن است كه آنها را هم حركت ندهد.
968 اگر موقع خواندن حمد و سوره يا خواندن تسبيحات بىاختيار به قدرى حركت كند كه از حال آرام بودن بدن خارج شود، احتياط واجب آن است كه بعد از آرام گرفتن بدن، آنچه را در حال حركتخوانده دوباره بخواند.
969 اگر در بين نماز از ايستادن عاجز شود بايد بنشيند، و اگر از نشستن هم عاجز شود بايد بخوابد، ولى تا بدنش آرام نگرفته بايد چيزى نخواند.
970 تا انسان مىتواند ايستاده نماز بخواند، نبايد بنشيند. مثلا كسى كه در موقع ايستادن بدنش حركت مىكند يا مجبور استبه چيزى تكيه دهد يا بدنش را كج كند يا خم شود يا پاها را بيشتر از معمول گشاد بگذارد، بايد به هر طور كه مىتواند ايستاده نماز بخواند. ولى اگر به هيچ قسم حتى مثل حال ركوع هم نتواند بايستد، بايد راستبنشيند و نشسته نماز بخواند.
971 تا انسان مىتواند بنشيند، نبايد خوابيده نماز بخواند. و اگر نتواند راستبنشيند بايد هر طور كه مىتواند بنشيند، و اگر به هيچ قسم نمىتواند بنشيند بايد به طورى كه در احكام قبله گفته شد به پهلوى راستبخوابد، و اگر نمىتواند به پهلوى چپ، و اگر آن هم ممكن نيستبه پشتبخوابد به طورى كه كف پاهاى او رو به قبله باشد.
972 كسى كه نشسته نماز مىخواند، اگر بعد از خواندن حمد و سوره بتواند بايستد و ركوع را ايستاده بجا آورد، بايد بايستد و از حال ايستاده به ركوع رود. و اگرنتواند، بايد ركوع را هم نشسته بجا آورد.
973 كسى كه خوابيده نماز مىخواند، اگر در بين نماز بتواند بنشيند، بايد مقدارى را كه مىتواند نشسته بخواند. و نيز اگر مىتواند بايستد، بايد مقدارى را كه مىتواند ايستاده بخواند، ولى تا بدنش آرام نگرفته بايد چيزى نخواند.
974 كسى كه نشسته نماز مىخواند، اگر در بين نماز بتواند بايستد بايد مقدارى را كه مىتواند ايستاده بخواند، ولى تا بدنش آرام نگرفته بايد چيزى نخواند.
975 كسى كه مىتواند بايستد، اگر بترسد كه به واسطه ايستادن مريض شود يا ضررى به او برسد، مىتواند نشسته نماز بخواند. و اگر از نشستن هم بترسد، مىتواند خوابيده نماز بخواند.
976 اگر انسان احتمال بدهد كه تا آخر وقتبتواند ايستاده نماز بخواند، مىتواند اول وقت نماز بخواند، اگر چه احتياط آن است كه نماز را تاخير بيندازد.
977 مستحب است در حال ايستادن بدن را راست نگهدارد، شانهها را پايين بيندازد، دستها را روى رانها بگذارد، انگشتها را به هم بچسباند، جاى سجده را نگاه كند، سنگينى بدن را به طور مساوى روى دو پا بيندازد، با خضوع و خشوع باشد، پاها را پس و پيش نگذارد، اگر مرد است پاها را از سه انگشتباز تا يك وجب فاصله دهد، و اگر زن است پاها را به هم بچسباند.
978 در ركعت اول و دوم نمازهاى واجب يوميه انسان بايد اول حمد و بعد از آن يك سوره تمام بخواند.
979 اگر وقت نماز تنگ باشد يا انسان ناچار شود كه سوره را نخواند، مثلا بترسد كه اگر سوره را بخواند دزد يا درنده يا چيز ديگرى به او صدمه بزند، نبايد سوره را بخواند. و اگر در كارى عجله داشته باشد، مىتواند سوره را نخواند.
980 اگر عمدا سوره را پيش از حمد بخواند، نمازش باطل است. و اگر اشتباها سوره را پيش از حمد بخواند و در بين آن يادش بيايد، بايد سوره را رها كند و بعد از خواندن حمد سوره را از اول بخواند.
981 اگر حمد و سوره يا يكى از آنها را فراموش كند و بعد از رسيدن به ركوع بفهمد، نمازش صحيح است.
982 اگر پيش از آنكه براى ركوع خم شود، بفهمد كه حمد و سوره را نخوانده بايد بخواند، و اگر بفهمد سوره را نخوانده بايد فقط سوره را بخواند. ولى اگر بفهمد حمد تنها را نخوانده، بايد اول حمد و بعد از آن دوباره سوره را بخواند. و نيز اگر خم شود و پيش از آنكه به ركوع برسد بفهمد حمد و سوره يا سوره تنها يا حمد تنها را نخوانده، بايد بايستد و به همين دستور عمل نمايد.
983 اگر در نماز يكى از چهار سورهاى را كه آيه سجده دارد و در مساله گفته شد عمدا بخواند، نمازش باطل است.
984 اگر اشتباها مشغول خواندن سورهاى شود كه سجده واجب دارد، چنانچه پيش از رسيدن به آيه سجده بفهمد، بايد آن سوره را رها كند و سوره ديگر بخواند. و اگر بعد از خواندن آيه سجده بفهمد، بايد در بين نماز با اشاره سجده آن را بجا آورد و به همان سوره كه خوانده اكتفا نمايد.
985 اگر در نماز آيه سجده را بشنود و به اشاره سجده كند، نمازش صحيح است.
986 در نماز مستحبى خواندن سوره لازم نيست، اگر چه آن نماز به واسطه نذر كردن واجب شده باشد. ولى در بعضى از نمازهاى مستحبى مثل نماز وحشت كه سوره مخصوصى دارد، اگر بخواهد به دستور آن نماز رفتار كرده باشد، بايد همان سوره را بخواند.
987 در نماز جمعه و در نماز ظهر روز جمعه، مستحب است در ركعت اول بعد از"حمد" سوره "جمعه"، و در ركعت دوم بعد از "حمد" سوره "منافقين" بخواند. واگر مشغول يكى از اينها شود، بنابر احتياط واجب نمىتواند آن را رها كند و سوره ديگر بخواند.
988 اگر بعد از حمد مشغول خواندن سوره "قل هو الله احد" يا سوره "قل يا ايها الكافرون" شود، نمىتواند آن را رها كند و سوره ديگر بخواند. ولى در نماز جمعه و نماز ظهر روز جمعه اگر از روى فراموشى به جاى سوره "جمعه" و "منافقين" يكى از اين دو سوره را بخواند، تا به نصف نرسيده مىتواند آن را رها كند و سوره"جمعه" و "منافقين" را بخواند.
989 اگر در نماز جمعه يا نماز ظهر روز جمعه عمدا سوره "قل هو الله احد"يا سوره "قل يا ايها الكافرون" بخواند، اگر چه به نصف نرسيده باشد، بنابر احتياط واجب نمىتواند رها كند و سوره "جمعه" و "منافقين" را بخواند.
990 اگر در نماز غير سوره "قل هو الله احد" و "قل يا ايها الكافرون" سوره ديگرى بخواند، تا به نصف نرسيده مىتواند رها كند و سوره ديگر بخواند.
991 اگر مقدارى از سوره را فراموش كند يا از روى ناچارى مثلا به واسطه تنگى وقتيا جهت ديگر نشود آن را تمام نمايد، مىتواند آن سوره را رها كند و سوره ديگر بخواند، اگر چه از نصف گذشته باشد يا سورهاى را كه مىخوانده "قل هو الله احد" يا "قل يا ايها الكافرون" باشد.
992 بر مرد واجب استحمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند بخواند. و بر مرد و زن واجب استحمد و سوره نماز ظهر و عصر را آهسته بخوانند.
993 مرد بايد در نماز صبح و مغرب و عشا مواظب باشد كه تمام كلمات حمد و سوره حتى حرف آخر آنها را بلند بخواند.
994 زن مىتواند حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند يا آهسته بخواند.ولى اگر نامحرم صدايش را بشنود، بنابر احتياط واجب بايد آهسته بخواند.
995 اگر در جايى كه بايد نماز را بلند بخواند عمدا آهسته بخواند، يا در جايى كه بايد آهسته خواند عمدا بلند بخواند، نمازش باطل است. ولى اگر از روى فراموشى يا ندانستن مساله باشد، صحيح است. و اگر در بين خواندن حمد و سوره هم بفهمد اشتباه كرده، لازم نيست مقدارى را كه خوانده دوباره بخواند.
996 اگر كسى در خواندن حمد و سوره بيشتر از معمول صدايش را بلند كند، مثل آنكه آنها را با فرياد بخواند، نمازش باطل است.
997 انسان بايد نماز را ياد بگيرد كه غلط نخواند. و كسى كه به هيچ قسم نمىتواند صحيح آن را ياد بگيرد، بايد هر طور كه مىتواند بخواند، و احتياط مستحب آن است كه نماز را به جماعتبجا آورد.
998 كسى كه حمد و سوره و چيزهاى ديگر نماز را به خوبى نمىداند و مىتواند ياد بگيرد، چنانچه وقت نماز وسعت دارد، بايد ياد بگيرد و اگر وقت تنگ است، بنابر احتياط واجب در صورتى كه ممكن باشد بايد نمازش را به جماعتبخواند.
999 احتياط واجب آن است كه براى ياد دادن واجبات نماز مزد نگيرد، ولى براى مستحبات آن اشكال ندارد.
1000 اگر يكى از كلمات حمد يا سوره را نداند، يا عمدا آن را نگويد، يا بجاى حرفى، حرف ديگر بگويد مثلا به جاى ض،ظ بگويد، يا جايى كه بايد بدون زير و زبر خوانده شود زير و زبر بدهد، يا تشديد را نگويد، نماز او باطل است.
1001 اگر انسان كلمهاى را صحيح بداند و در نماز همانطور بخواند و بعد بفهمد غلط خوانده لازم نيست دوباره نماز را بخواند و يا اگر وقت گذشته قضا نمايد.
1002 اگر زير و زبر كلمهاى را نداند بايد ياد بگيرد، ولى اگر كلمهاى را كه وقف كردن آخر آن جايز است هميشه وقف كند ياد گرفتن زير و زبر آن لازم نيست و نيز اگر نداند مثلا كلمهاى به س استيا به ص بايد ياد بگيرد و چنانچه دو جور يا بيشتر بخواند، مثل آن كه در "اهدنا الصراط المستقيم"، "مستقيم"را يك مرتبه با "سين" و يك مرتبه با "صاد" بخواند نمازش باطل است، مگر آنكه هر دو جور قرائتشده باشد و به اميد رسيدن به واقع بخواند.
1003 اگر در كلمهاى "واو" باشد و حرف قبل از "واو" در آن كلمه پيش داشته باشد و حرف بعد از "واو" در آن كلمه همزه ء باشد مثل كلمه "سوء" بهتر است آن "واو" را مد بدهد، يعنى آن را بكشد و همچنين اگر در كلمهاى "الف"باشد و حرف قبل از "الف" در آن كلمه زبر داشته باشد و حرف بعد از "الف" در آن كلمه همزه باشد مثل "جاء"، بهتر است "الف" آن را بكشد و نيز اگر در كلمهاى ى باشد و حرف پيش از ى در آن كلمه زير داشته باشد و حرف بعد از ىدر آن كلمه همزه باشد مثل " جىء"، بهتر آن است ى را با مد بخواند و اگر بعداز اين "واو" و "الف" و ى بجاى همزه ء حرفى باشد كه ساكن است، يعنى زير و زبر و پيش ندارد باز هم بهتر آن است اين سه حرف را با مد بخواند، مثلا در"و لا الضالين" كه بعد از "الف" حرف "لام" ساكن است ، بهتر آن است "الف" آن را با مد بخواند.
1004 احتياط مستحب آن است كه در نماز، وقف به حركت و وصل به سكون ننمايد. و معنى وقف به حركت آن است كه زير يا زبر يا پيش آخر كلمهاى را بگويدو بين آن كلمه و كلمه بعدش فاصله دهد. مثلا بگويد "الرحمن الرحيم" و ميم " الرحيم"را زير بدهد و بعد قدرى فاصله دهد و بگويد: "مالك يوم الدين". و معنى وصل به سكون آن است كه زير يا زبر يا پيش كلمهاى را نگويد و آن كلمه را به كلمه بعد بچسباند، مثل آنكه بگويد : "الرحمن الرحيم" و ميم "الرحيم" را زير ندهد و فورا"مالك يوم الدين" را بگويد.
1005 در ركعتسوم و چهارم نماز مىتواند فقط يك حمد بخواند يا سه مرتبه تسبيحات اربعه بگويد، يعنى سه مرتبه بگويد: "سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر"، و اگر يك مرتبه هم تسبيحات اربعه را بگويد كافى است. و مىتواند در يك ركعتحمد، و در ركعت ديگر تسبيحات بگويد، و بهتر است در هر دو ركعت تسبيحات بخواند.
1006 در تنگى وقتبايد تسبيحات اربعه را يك مرتبه بگويد.
1007 بر مرد و زن واجب است كه در ركعتسوم و چهارم نماز، حمد يا تسبيحات را آهسته بخوانند.
1008 اگر در ركعتسوم و چهارم حمد بخواند، بنابر احتياط واجب بايد "بسم الله" آن را هم آهسته بگويد.
1009 كسى كه نمىتواند تسبيحات را ياد بگيرد يا درستبخواند، بايد در ركعتسوم و چهارم حمد بخواند.
1010 اگر در دو ركعت اول نماز به خيال اين كه دو ركعت آخر است تسبيحات بگويد، چنانچه پيش از ركوع بفهمد، بايد حمد و سوره را بخواند و اگر در ركوع يا بعد از ركوع بفهمد، نمازش صحيح است.
1011 اگر در دو ركعت آخر نماز به خيال اينكه در دو ركعت اول استحمد بخواند، يا در دو ركعت اول نماز با اينكه گمان مىكرده در دو ركعت آخر استحمد بخواند، چه پيش از ركوع بفهمد چه بعد از آن، نمازش صحيح است.
1012 اگر در ركعتسوم يا چهارم مىخواستحمد بخواند تسبيحات به زبانش آمد يا مىخواست تسبيحات بخواند حمد به زبانش آمد بايد آن را رها كند و دوباره حمد يا تسبيحات را بخواند ولى اگر عادتش خواندن چيزى بوده كه به زبانش آمده و در خزانه قلبش آن را قصد داشته مىتواند همان را تمام كند و نمازش صحيح است.
1013 كسى كه عادت دارد در ركعتسوم و چهارم تسبيحات بخواند اگر بدون قصد مشغول خواندن حمد شود بايد آن را رها كند و دوباره حمد يا تسبيحات را بخواند.
1014 در ركعتسوم و چهارم مستحب استبعد از تسبيحات استغفار كند، مثلا بگويد: "استغفر الله ربى و اتوب اليه" يا بگويد: "اللهم اغفر لى". و اگر به گمان آنكه حمد يا تسبيحات را گفته، مشغول گفتن استغفار شود و شك كند كه حمد يا تسبيحات را خوانده يا نه، بايد به شك خود اعتنا ننمايد. ولى اگر نمازگزار پيش از خم شدن براى ركوع در حالى كه مشغول گفتن استغفار نيست، شك كند كه حمد يا تسبيحات را خوانده يا نه، بايد حمد يا تسبيحات را بخواند.
1015 اگر در ركوع ركعتسوم يا چهارم يا در حال رفتن به ركوع شك كند كه حمد يا تسبيحات را خوانده يا نه، بايد به شك خود اعتنا نكند.
1016 هرگاه شك كند كه آيه يا كلمهاى را درست گفته يا نه، اگر بهچيزى كه بعد از آن است مشغول نشده، بايد آن آيه يا كلمه را به طور صحيح بگويد. واگر به چيزى كه بعد از آن است مشغول شده، چنانچه آن چيز ركن باشد مثل آنكه در ركوع شك كند كه فلان كلمه از سوره را درست گفته يا نه، بايد به شك خود اعتنا نكند. و اگر ركن نباشد، مثلا موقع گفتن "الله الصمد" شك كند كه "قل هو الله احد"را درست گفته يا نه، باز هم مىتواند به شك خود اعتنا نكند. ولى اگر احتياطا آن آيه يا كلمه را به طور صحيح بگويد، اشكال ندارد. و اگر چند مرتبه هم شك كند،مىتواند چند بار بگويد. اما اگر به وسواس برسد و باز هم بگويد، بنابر احتياط واجب بايد نمازش را دوباره بخواند.
1017 مستحب است در ركعت اول پيش از خواندن حمد بگويد: "اعوذ بالله من الشيطان الرجيم" و در ركعت اول و دوم نماز ظهر و عصر "بسم الله" را بلند بگويد و حمد و سوره را شمرده بخواند و در آخر هر آيه وقف كند، يعنى آن آيه را به آيه بعد نچسباند، و در حال خواندن حمد و سوره به معناى آيه توجه داشته و اگر فرادى مىخواند بعد از آنكه حمد خودش تمام شد بگويد: "الحمد لله رب العالمين". بعد از خواندن سوره "قل هو الله احد" يك يا دو يا سه مرتبه "كذلك الله ربى" يا سه مرتبه"كذلك الله ربنا" بگويد، بعد از خواندن سوره كمى صبر كند و بعد تكبير پيش از ركوع را بگويد يا قنوت را بخواند.
1018 مستحب است در تمام نمازها در ركعت اول سوره "انا انزلناه" و در ركعت دوم سوره "قل هو الله احد" را بخواند.
1019 مكروه است انسان در تمام نمازهاى يك شبانه روز سوره "قل هو الله احد" را نخواند.
1020 خواندن سوره "قل هو الله احد" به يك نفس مكروه است.
1021 سورهاى را كه در ركعت اول خوانده، مكروه است در ركعت دوم بخواند،ولى اگر سوره "قل هو الله احد" را در هر دو ركعتبخواند مكروه نيست.
1022 در هر ركعتبعد از قرائتبايد به اندازهاى خم شود كه بتواند دست را به زانو بگذارد، و اين عمل را ركوع مىگويند.
1023 اگر به اندازه ركوع خم شود ولى دستها را به زانو نگذارد اشكال ندارد.
1024 هرگاه ركوع را بطور غير معمول بجا آورد، مثلا به چپ يا راستخم شود،اگر چه دستهاى او به زانو برسد صحيح نيست.
1025 خم شدن بايد به قصد ركوع باشد، پس اگر به قصد كار ديگرى مثلا براى كشتن جانور خم شود، نمىتواند آن را ركوع حساب كند بلكه بايد بايستد و دوباره براى ركوع خم شود، و به واسطه اين عمل، ركن زياد نشده و نماز باطل نمىشود.
1026 كسى كه دستيا زانوى او با دست و زانوى ديگران فرق دارد، مثلا دستش خيلى بلند است كه اگر كمى خم شود به زانو مىرسد يا زانوى او پايينتر از مردم ديگر است كه بايد خيلى خم شود تا دستش به زانو برسد بايد به انداره معمول خم شود.
1027 كسى كه نشسته ركوع مىكند بايد به قدرى خم شود كه صورتش مقابل زانوها برسد، و بهتر استبه قدرى خم شود كه صورت نزديك جاى سجده برسد.
1028 انسان هر ذكرى در ركوع بگويد كافى است ولى احتياط واجب آن است كه به قدر سه مرتبه "سبحان الله" يا يك مرتبه "سبحان ربى العظيم و بحمده"كمتر نباشد.
1029 ذكر ركوع بايد دنبال هم و به عربى صحيح گفته شود و مستحب است آن را سه يا پنچ يا هفت مرتبه بلكه بيشتر بگويند.
1030 در ركوع بايد به مقدار ذكر واجب، بدن آرام باشد و در ذكر مستحب هم اگر آن را به قصد ذكرى كه براى ركوع دستور دادهاند بگويد بنابر احتياط واجب، آرام بودن بدن لازم است.
1031 اگر موقعى كه ذكر واجب ركوع را مىگويد، بىاختيار به قدرى حركت كند كه از حال آرام بودن بدن خارج شود بايد بعد از آرام گرفتن بدن بنابر احتياط واجب دوباره ذكر را بگويد ولى اگر كمى حركت كند كه از حال آرام بودن بدن خارج نشود، يا انگشتان را حركت دهد اشكال ندارد.
1032 اگر پيش از آن كه به مقدار ركوع خم شود و بدن آرام گيرد عمدا ذكر ركوع را بگويد نمازش باطل است.
1033 اگر پيش از تمام شدن ذكر واجب، عمدا سر از ركوع بردارد نمازش باطل است، و اگر سهوا سر بردارد چنانچه پيش از آنكه از حال ركوع خارج شود، يادش بيايد كه ذكر ركوع را تمام نكرده، بايد در حال آرامى بدن دوباره ذكر را بگويد،و اگر بعد از آنكه از حال ركوع خارج شد، يادش بيايد، نماز او صحيح است.
1034 اگر نتواند به مقدار ذكر در ركوع بماند در صورتى كه بتواند پيش ازآنكه از حد ركوع بيرون رود ذكر را بگويد، بايد در آن حال تمام كند. و اگرنتواند، در حال برخاستن ذكر را به قصد رجاء بگويد.
1035 اگر به واسطه مرض و مانند آن در ركوع آرام نگيرد نماز صحيح است، ولى بايد پيش از آنكه از حال ركوع خارج شود، ذكر واجب يعنى "سبحان ربى العظيم و بحمده" يا سه مرتبه "سبحان الله" را بگويد.
1036 هرگاه نتواند به اندازه ركوع خم شود بايد به چيزى تكيه دهد و ركوع كند و اگر موقعى هم كه تكيه داده نتواند به طور معمول ركوع كند بايد به هر اندازه مىتواند خم شود و اگر هيچ نتواند خم شود بايد موقع ركوع بنشيند و نشسته ركوع كند، و احتياط مستحب آن است كه نماز ديگرى هم بخواند و براى ركوع آن با سر اشاره نمايد.
1037 كسى كه مىتواند ايستاره نماز بخواند اگر در حال ايستاده يا نشسته نتواند ركوع كند بايد ايستاده نماز بخواند و براى ركوع با سر اشاره كند، و اگرنتواند اشاره كند بايد به نيت ركوع چشمها را هم بگذارد و ذكر آن را بگويد وبه يتبرخاستن از ركوع چشمها را باز كند. و اگر از اين هم عاجز استبايد در قلب نيت ركوع كند و ذكر آن را بگويد.
1038 كسى كه نمىتواند ايستاده يا نشسته ركوع كند و براى ركوع فقط مىتواند در حالى كه نشسته است كمى خم شود يا در حالى كه ايستاده استبا سر اشاره كند بايد ايستاده نماز بخواند و براى ركوع با سر اشاره نمايد و احتياط مستحب آن است كه نماز ديگرى هم بخواند و موقع ركوع آن بنشيند و هر قدر مىتواند براى ركوع خم شود.
1039 اگر بعد از رسيدن به حد ركوع و آرام گرفتن بدن سر بردارد و دو مرتبه به قصد ركوع به اندازه ركوع خم شود نمازش باطل است، و نيز اگر بعداز آنكه به اندازه ركوع خم شد و بدنش آرام گرفتبه قصد ركوع به قدرى خم شود كه از اندازه ركوع بگذرد و دوباره به ركوع برگردد بنابر احتياط واجب نمازش باطل است و بهتر آن است كه نماز را تمام كند و از سر بخواند.
1040 بعد از تمام شدن ذكر ركوع بايد راستبايستد و بعد از آنكه بدن آرام گرفتبه سجده رود، و اگر عمدا پيش از ايستادن يا پيش از آرام گرفتن بدن به سجده رود نمازش باطل است.
1041 اگر ركوع را فراموش كند و پيش از آنكه به سجده برسد يادش بيايد بايد بايستد بعد به ركوع رود و چنانچه به التخميدگى به ركوع برگردد نمازش باطل است.
1042 اگر بعد از آنكه پيشانى به زمين برسد يادش بيايد كه ركوع نكرده، بنابر احتياط واجب بايد بايستد و ركوع را بجا آورد، و نماز را تمام كند و دوباره بخواند.
1043 مستحب است پيش از رفتن به ركوع در حالى كه راست ايستاده تكبير بگويدو در ركوع زانوها را به عقب دهد و پشت را صاف نگه دارد و گردن را بكشد و مساوى پشت نگه دارد و بين دو قدم را نگاه كند و پيش از ذكر يا بعد از آن صلوات بفرستد و بعد از آنكه از ركوع برخاست و راست ايستاد، در حال آرامى بدن بگويد: "سمع الله لمن حمده".
1044 مستحب است در ركوع زنها دست را از زانو بالاتر بگذارند و زانوها را به عقب ندهند.
1045 نمازگزار بايد در هر ركعت از نمازهاى واجب و مستحب بعد از ركوع دو سجده كند و سجده آن است كه پيشانى و كف دو دست و سر دو زانو و سر دو انگشتبزرگ پاها را بر زمين بگذارد.
1046 دو سجده روى هم يك ركن است كه اگر كسى در نماز واجب عمدا يا از روى فراموشى هر دو را ترك كند يا دو سجده ديگر به آنها اضافه نمايد، نمازش باطل است.
1047 اگر عمدا يك سجده كم يا زياد كند نماز باطل مىشود، و اگر سهوا يك سجده كم كند حكم آن بعدا گفته خواهد شد.
1048 اگر پيشانى را عمدا يا سهوا به زمين نگذارد سجده نكرده است اگر چه جاهاى ديگر به زمين برسد، ولى اگر پيشانى را به زمين بگذارد و سهوا جاهاى ديگر را به زمين نرساند يا سهوا ذكر نگويد سجده صحيح است.
1049 در سجده هر ذكرى بگويد كافى است ولى احتياط واجب آن است كه مقدار ذكر از سه مرتبه «سبحان الله» يا يك مرتبه «سبحان ربى الاعلى و بحمده» كمتر نباشد و مستحب است «سبحان ربى الاعلى و بحمده» را سه يا پنچ يا هفت مرتبه بگويد.
1050 در سجود بايد به مقدار ذكر واجب، بدن آرام باشد. و موقع گقتن ذكر مستحب هم اگر آن را به قصد ذكرى كه براى سجده دستور دادهاند بگويد، آرام بودن بدن لازم است.
1051 اگر پيش از آن كه پيشانى به زمين برسد و بدن آرام بگيرد، عمدا ذكر سجده را بگويد يا پيش از تمام شدن ذكر عمدا سر از سجده بردارد، نماز باطل است.
1052 اگر پيش از آن كه پيشانى به زمين برسد و بدن آرام گيرد سهوا ذكر سجده را بگويد و پيش از آن كه سر از سجده بردارد، بفهمد اشتباه كرده بايد دوباره در حال آرام بودن ذكر را بگويد.
1053 اگر بعد از آن كه سر از سجده برداشت، بفهمد كه پيش از آرام گرفتن بدن ذكر را گفته يا پيش از آن كه ذكر سجده تمام شود سر برداشته، نمازش صحيح است.
1054 اگر موقعى كه ذكر سجده را مىگويد يكى از هفت عضو را عمدا از زمين بردارد ، نماز باطل مىشود ولى موقعى كه مشغول گفتن ذكر نيست اگر غير پيشانى جاهاى ديگر را از زمين بردارد و دوباره بگذارد، اشكال ندارد.
1055 اگر پيش از تمام شدن ذكر سجده سهوا پيشانى را از زمين بردارد نمىتواند دوباره به زمين بگذارد و بايد آن را يك سجده حساب كند، ولى اگر جاهاى ديگر را سهوا از زمين بردارد بايد دو مرتبه به زمين بگذارد و ذكر را بگويد.
1056 بعد از تمام شدن ذكر سجده اول بايد بنشيند تا بدن آرام گيرد و دوباره به سجده رود.
1057 جاى پيشانى نمازگزار بايد از جاهاى زانوهايش پستتر و بلندتراز چهار انگشتبسته نباشد، بلكه احتياط واجب آن است كه جاى پيشانى او از جاى انگشتانش پستتر و بلندتر از چهار انگشتبسته نباشد.
1058 در زمين سراشيب كه سراشيبى آن درست معلوم نيست احتياط واجب آن است كه جاى پيشانى نمازگزار از جاى انگشتهاى پا و سر زانوهاى او بيش از چهار انگشتبسته بلندتر نباشد.
1059 اگر پيشانى را سهوا به چيزى بگذارد كه از جاى انگشتهاى پا و سر زانوهاى او بلندتر از چهار انگشتبسته است چنانچه بلندى آن به قدرى است كه نمىگويند در حال سجده است مىتواند سر را بردارد و به چيزى كه بلندى آن به اندازه چهار انگشتبسته يا كمتر استبگذارد، و مىتواند سر را به روى آن چه به اندازه چهار انگشتيا كمتر استبكشد، و اگر بلندى آن به قدرى است كه مىگويند در حال سجده است احتياط واجب آن است كه پيشانى را از روى آن به روى چيزى كه بلندى آن به انداره چهار انگشتبسته يا كمتر استبكشد، و اگر كشيدن پيشانى ممكن نيستبنابر احتياط واجب بايد پيشانى را بلند كند و بر موضعى كه بلندى زايدى ندارد بگذارد و نماز را تمام كند و دوباره بخواند.
1060 بايد بين پيشانى و آنچه بر آن سجده مىكند چيزى نباشد، پس اگر مهر بهقدرى چرك باشد كه پيشانى به خود مهر نرسد سجده باطل است، ولى اگر مثلا رنگ مهر تغيير كرده باشد، اشكال ندارد.
1061 در سجده بايد كف دست را بر زمين بگذارد ولى در حال ناچارى پشت دست هم مانعى ندارد، و اگر پشت دست ممكن نباشد بايد مچ دست را بگذارد، و چنانچه آن را هم نتواند بايد تا آرنج هر جا كه ميتواند بر زمين بگذارد و اگر آن هم ممكن نيست گذاشتن بازو كافى است.
1062 در سجده بنابر احتياط واجب بايد سر دو انگشتبزرگ پاها را به زمين بگذارد و اگر انگشتهاى ديگر پا يا روى پا را به زمين بگذارد يا به واسطه بلند بودن ناخن، سر شستبه زمين نرسد نمازش باطل است.
1063 كسى كه مقدارى از شست پايش بريده بايد بقيه آن را به زمين بگذارد، واگر چيزى از آن نمانده يا اگر مانده خيلى كوتاه استبايد بقيه انگشتان را بگذارد و اگر هيچ انگشت ندارد بايد هر مقدارى از پا باقى مانده به زمين بگذارد.
1064 اگر به طور غير معمول سجده كند مثلا سينه و شكم را به زمين بچسباند بنابر احتياط مستحب بايد نماز را دوباره بخواند، ولى اگر پاها را دراز كند،اگرچه هفت عضوى كه گفته شد به زمين برسد بنابر احتياط واجب بايد نماز را دوباره بخواند.
1065 مهر يا چيز ديگرى كه بر آن سجده ميكند بايد پاك باشد ولى اگر مثلا مهر را روى فرش نجس بگذارد يا يك طرف مهر نجس باشد و پيشانى را به طرف پاك آن بگذارد اشكال ندارد.
1066 اگر در پيشانى دمل و مانند آن باشد، چنانچه ممكن استبايد با جاى سالم پيشانى سجده كند. و اگر ممكن يستبايد زمين را گود كند و دمل را در گودال و جاى سالم را به مقدارى كه براى سجده كافى باشد بر زمين بگذارد.
1067 اگر دمل يا زخم تمام پيشانى را گرفته باشد بايد به يكى از دو طرف پيشانى سجده كند و اگر ممكن نيست، به چانه و اگر به چانه هم ممكن نيستبايد به هر جاى از صورت كه ممكن استسجده كند. و اگر به هيچ جاى از صورت ممكن نيست، بايد با جلو سر سجده نمايد.
1068 كسى كه نميتواند پيشانى را به زمين برساند بايد به قدرى كه مىتواند خم شود و مهر يا چيز ديگرى را كه سجده بر آن صحيح است روى چيز بلندى گذاشته و طورى پيشانى را بر آن بگذارد كه بگويند سجده كرده است ولى بايد كف دستها و زانوها و انگشتان پا را به طور معمول به زمين بگذارد.
1069 كسى كه هيچ نمىتواند خم شود بايد براى سجده بنشيند و با سر اشاره كند، و اگر نتواند بايد با چشمها اشاره نمايد و در هر دو صورت احتياط واجب آن است كه اگر مىتواند بقدرى مهر را بلند كند كه پيشانى را بر آن بگذارد و اگر نمىتواند احتياط مستحب آن است كه مهر را بلند كند و به پيشانى بگذاردو اگر با سر يا چشمها هم نمىتواند اشاره كند بايد در قلب نيتسجده كند و بنابر احتياط واجب با دست و مانند آن براى سجده اشاره نمايد.
1070 كسى كه نمىتواند بنشيند بايد ايستاده نيتسجده كند و چنانچه مىتواند براى سجده با سر اشاره كند، و اگر نمىتواند با چشمها اشاره نمايد، و اگر اين را هم نمىتواند در قلب نيتسجده كند و بنابر احتياط واجب با دست و مانند آن براى سجده اشاره نمايد.
1071 اگر پيشانى بىاختيار از جاى سجده بلند شود چنانچه ممكن باشد بايد نگذارد دوباره به جاى سجده برسد و اين يك سجده حساب مىشود چه ذكر سجده را گفته باشد يا نه و اگر نتواند سر را نگه دارد و بىاختيار دوباره به جاى سجده برسد روى هم يك سجده حساب مىشود و اگر ذكر نگفته باشد بايد بگويد.
1072 جايى كه انسان بايد تقيه كند مى تواند بر فرش و مانند آن سجده نمايد و لازم نيستبراى نماز به جاى ديگر برود.
1073 اگر روى چيزى كه بدن روى آن آرام نمىگيرد سجده كند باطل است. ولى روى تشك پر يا چيز ديگرى كه بعد از سر گذاشتن و مقدارى پايين رفتن آرام مىگيرد سجده كند، اشكال ندارد.
1074 اگر انسان ناچار شود كه در زمين گل نماز بخواند، بنابر احتياط واجب بايد در حالى كه ايستاده استبراى سجده با سر اشاره كند و تشهد را ايستاده بخواند.
1075 در ركعت اول و ركعتسومى كه تشهد ندارد مثل ركعتسوم نماز ظهر و عصر و عشا اگر بعد از سجده دوم بدون آنكه مقدارى بنشيند براى ركعتبعد برخيزد نمازش صحيح است، ولى بنابر احتياط واجب بايد بعد از سجده دوم قدرى بىحركتبنشيند و بعد برخيزد.
1076 بايد بر زمين و چيزهاى غير خوراكى كه از زمين مىرويد مانند چوب و برگ درختسجده كرد و سجده بر چيزهاى خوراكى و پوشاكى صحيح نيست و نيز سجده كردن بر چيزهاى معدنى مانند طلا و نقره و عقيق و فيروزه باطل است، اما سجده كردن بر سنگهاى معدنى مانند سنگ مرمر و سنگهاى سياه اشكال ندارد.
1077 احتياط واجب آن است كه بر برگ درخت مو اگر تازه باشد سجده نكنند.
1078 سجده بر چيزهايى كه از زمين مىرويد و خوراك حيوان است مثل علف و كاه صحيح است.
1079 سجده بر گلهايى كه خوراكى نيستند صحيح است ولى سجده بر دواهاى خوراكى كه از زمين مىرويد مانند گل بنفشه و گل گاو زبان صحيح نيست.
1080 سجده بر گياهى كه خوردن آن در بعضى از شهرها معمول است و در شهرهاى ديگر معمول نيست و نيز سجده بر ميوه نارس صحيح نيست.
1081 سجده بر سنگ آهك و سنگ گچ صحيح استبلكه به گچ و آهك پخته و آجر و كوزه گلى و مانند آن هم مىشود سجده كرد.
1082 اگر كاغذ را از چيزى كه سجده بر آن صحيح است مثلا از كاه ساخته باشند مىشود بر آن سجده كرد و سجده بر كاغذى كه از پنبه و مانند آن ساخته شده اشكال ندارد.
1083 براى سجده بهتر از هر چيز تربتحضرت سيدالشهدا عليه السلام مىباشد، بعد از آن خاك، بعد از خاك سنگ، و بعد از سنگ گياه است.
1084 اگر چيزى كه سجده بر آن صحيح است ندارد يا اگر دارد بواسطه سرما يا گرماى زياد و مانند اينها نمىتواند بر آن سجده كند بايد به لباسش اگر از كتان يا پنبه استسجده كند و اگر از چيز ديگر استبر همان چيز سجده كند و اگر آن هم نيستبايد بر پشت دست و چنانچه آنهم ممكن نباشد به چيز معدنى مانند انگشتر عقيق سجده نمايد.
1085 سجده بر گل و خاك سستى كه پيشانى روى آن آرام نمىگيرد اگر بعد ازآن كه مقدارى فرو رفت آرام بگيرد اشكال ندارد.
1086 اگر در سجده اول مهر به پيشانى بچسبد و بدون اينكه مهر را بردارد دوباره به سجده برود اشكال دارد ، بلكه نماز باطل است و بايد اعاده كند.
1087 اگر در بين نماز چيزى كه بر آن سجده مىكند گم شود و چيزى كه سجده بر آن صحيح است نداشته باشد چنانچه وقت وسعت دارد بايد نماز را بشكند و اگر وقت تنگ استبايد به لباسش اگر از پنبه يا كتان استسجده كند و اگر ازچيز ديگرى استبر همان چيز و اگر آنهم ممكن نيستبر پشت دست و اگر آن هم نمىشود به چيز معدنى مانند انگشتر عقيق سجده نمايد.
1088 هرگاه در حال سجده بفهمد پيشانى را بر چيزى گذاشته كه سجده بر آن باطل است اگر ممكن باشد بايد پيشانى را از روى آن به روى چيزى كه سجده بر آن صحيح استبكشد و اگر وقت تنگ استبه دستورى كه در مساله پيش گفته شد عمل كند.
1089 اگر بعد از سجده بفهمد پيشانى را روى چيزى گذاشته كه سجده بر آن باطل است اشكال ندارد.
1090 سجده كردن براى غير خداوند متعال حرام ميباشد و بعضى از مردم عوام كه مقابل قبر امامان عليهم السلام پيشانى را به زمين مىگذارند اگر براى شكر خداوند متعال باشد اشكال ندارد و گرنه حرام است.
1091 در سجده چند چيز مستحب است: 1- كسى كه ايستاده نماز مىخواند بعد از آنكه سر از ركوع برداشت و كاملا ايستاد و كسى كه نشسته نماز مىخواند بعد از آن كه كاملا نشستبراى رفتن به سجده تكبير بگويد. 2- موقعى كه مرد مىخواهد به سجده برود اول دستها را و زن اول زانوها را به زمين بگذارد. 3- بينى را به مهر يا چيزى كه سجده بر آن صحيح استبگذارد. 4- در حال سجده انگشتان دست را به هم بچسباند و برابر گوش بگذارد بطورى كه سر آنها رو به قبله باشد. 5- در سجده دعا كند و از خدا حاجتبخواهد و اين دعا را بخواند: «يا خير المسؤولين و يا خير المعطين ارزقنى و ارزق عيالى من فضلك فانك ذو الفضل العظيم»، يعنى اى بهترين كسى كه از او سؤال مىكنند و اى بهترين عطا كنندگان، روزى بده به من و عيال من از فضل خودت، پس به درستى كه تو داراى فضل بزرگى. 6- بعد از سجده بر ران چپ بنشيند و روى پاى راست را بر كف پاى چپ بگذارد. 7- بعد از هر سجده وقتى نشست و بدنش آرام گرفت تكبير بگويد. 8- بعد از سجده اول بدنش كه آرام گرفت «استغفر الله ربى و اتوب اليه» بگويد. 9- سجده را طول بدهد و در موقع نشستن دستها را روى رانها بگذارد. 10- براى رفتن به سجده دوم در حال آرامى بدن «الله اكبر» بگويد. 11- در سجدهها صلوات بفرستد و اگر آن را به قصد ذكرى كه در سجدهها دستور دادهاند بگويد اشكال ندارد. 12- در موقع بلند شدن، دستها را بعد از زانوها از زمين بردارد . 13- مردها آرنجها و شكم را به زمين نچسبانند و بازوها را از پهلو جدا نگاه دارند و زنها آرنجها و شكم را بر زمين بگذارند و اعضاى بدن را به يكديگر بچسبانند.و مستحبات ديگر سجده در كتابهاى مفصل گفته شده است.
1092 قرآن خواندن در سجده مكروه است و نيز مكروه استبراى برطرف كردن گرد و غبار جاى سجده را فوت كند و اگر در اثر فوت كردن دو حرف از دهان بيرونآيد نماز باطل است. و غير اينها مكروهات ديگرى هم در كتابهاى مفصل گفته شده است.
1093 در هر يك از چهار سوره: «و النجم، اقرا، الم تنزيل و حم سجده» يك آيه سجده است كه اگر انسان بخواند يا گوش به آن دهد بعد از تمام شدن آن آيه بايد فورا سجده كند و اگر فراموش كرد هر وقتيادش آمد بايد سجده نمايد.
1094 اگر انسان موقعى كه آيه سجده را مىخواند از ديگرى هم بشنود چنانچه گوش داده دو سجده نمايد و اگر به گوشش خورده يك سجده كافى است.
1095 در غير نماز اگر در حال سجده آيه سجده را بخواند يا به آن گوش بدهد بايد سر از سجده بردارد و دوباره سجده كند.
1096 اگر آيه سجده را از كسى كه قصد خواندن قرآن ندارد بشنود، يا از مثل گرامافون آيه سجده را بشنود، لازم يستسجده نمايد. ولى اگر از آلتى كه صداى خود انسان را مىرساند بشنود، واجب استسجده كند.
1097 در سجده واجب قرآن نمىشود بر چيزهاى خوراكى و پوشاكى سجده كرد ولى ساير شرايط سجده را كه در نماز است لازم نيست مراعات كنند.
1098 در سجده واجب قرآن بايد طورى عمل كند كه بگويند سجده كرد.
1099 هرگاه در سجده واجب قرآن پيشانى را به قصد سجده به زمين بگذارد، اگر چه ذكر نگويد كافى است، و گفتن ذكر مستحب است. و بهتر استبگويد: «لا اله الا الله حقا حقا لا اله الا الله ايمانا و تصديقا لا اله الا الله عبودية و رقا سجدت لك يا رب تعبدا و رقا لا مستنكفا و لا مستكبرا بل انا عبد ذليل ضعيف خائف مستجير».
1100 در ركعت دوم تمام نمازهاى واجب و ركعتسوم نماز مغرب و ركعت چهارم نماز ظهر و عصر و عشا بايد انسان بعد از سجده دوم بنشيند و در حال آرام بودن بدن تشهد بخواند يعنى بگويد: «اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله اللهم صل على محمد و آل محمد».
1101 كلمات تشهد بايد به عربى صحيح و به طورى كه معمول است پشتسر هم گفته شود.
1102 اگر تشهد را فراموش كند و بايستد و پيش از ركوع يادش بيايد كه تشهد را نخوانده، بايد بنشيند و تشهد را بخواند و دوباره بايستد و آنچه بايد در آن ركعتخوانده شود بخواند و نماز را تمام كند و اگر در ركوع يا بعد از آن يادش بيايد بايد نماز را تمام كند و بعد از سلام نماز تشهد را قضا كند و بنابر احتياط واجب براى تشهد فراموش شده دو سجده سهو بجا آورد.
1103 مستحب است در حال تشهد بر ران چپ بنشيند و روى پاى راست را به كف پاى چپ بگذارد و پيش از تشهد بگويد: «الحمد لله» يا بگويد: «بسم الله و بالله و الحمد لله و خير الاسماء لله» و نيز مستحب است دستها را بر رانها بگذارد و انگشتها را به يكديگر بچسباند و به دامان خود نگاه كند و بعد از تمام شدن تشهد بگويد: «و تقبل شفاعته و ارفع درجته».
1104 مستحب است زنها در وقتخواندن تشهد رانها را به هم بچسبانند.
1105 بعد از تشهد ركعت آخر نماز مستحب است در حالى كه نشسته و بدن آرام استبگويد: «السلام عليك ايها النبى و رحمة الله و بركاته» و بعد از آن بايد بگويد: «السلام عليكم» و احوط استحبابى آن است كه «و رحمة الله و بركاته» را اضافه نمايد يا بگويد: «السلام علينا و على عباد الله الصالحين».
1106 اگر سلام نماز را فراموش كند و موقعى يادش بيايد كه صورت نماز به هم نخورده و كارى هم كه عمدى و سهوى آن نماز را باطل مىكند مثل پشتبه قبله كردن انجام نداده بايد سلام را بگويد و نمازش صحيح است.
1107 اگر سلام نماز را فراموش كند و موقعى يادش بيايد كه صورت نماز به هم خورده است چنانچه پيش از آن كه صورت نماز به هم بخورد كارى كه عمدى و سهوى آن نماز را باطل مىكند مثل پشتبه قبله كردن انجام نداده باشد نمازش صحيح استو اگر پيش از آن كه صورت نماز به هم بخورد كارى كه عمدى و سهوى آن نماز را باطل مىكند انجام داده باشد بنابر احتياط نمازش باطل است گرچه صحيح بودن آن خالى از قوت نيست.
1108 اگر عمدا ترتيب نماز را به هم بزند مثلا سوره را پيش از حمد بخواند يا سجود را پيش از ركوع بجا آورد، نماز باطل مىشود.
1109 اگر ركنى از نماز را فراموش كند و ركن بعد از آن را بجا آورد مثلا پيش از آنكه ركوع كند دو سجده نمايد، نماز باطل است.
1110 اگر ركنى را فراموش كند و چيزى را كه بعد از آن است و ركن نيستبجاآورد مثلا پيش از آنكه دو سجده كند تشهد بخواند بايد ركن را بجا آورد و آنچه را اشتباها پيش از آن خوانده دوباره بخواند.
1111 اگر چيزى را كه ركن نيست فراموش كند و ركن بعد از آن را بجا آورد، مثلا حمد را فراموش كند و مشغول ركوع شود، نمازش صحيح است.
1112 اگر چيزى را كه ركن نيست فراموش كند و چيزى را كه بعد از آن است و آن هم ركن نيستبجا آورد مثلا حمد را فراموش كند و سوره را بخواند چنانچه مشغول ركن بعد شده باشد مثلا در ركوع يادش بيايد كه حمد را نخوانده بايد بگذرد و نماز او صحيح است و اگر مشغول ركن بعد نشده باشد بايد آنچه را فراموش كرده بجاآورد و بعد از آن چيزى را كه اشتباها جلوتر خوانده دوباره بخواند.
1113 اگر سجده اول را به خيال اين كه سجده دوم استيا سجده دوم را به خيال اينكه سجده اول استبجا آورد نماز صحيح است و سجده اول او سجده اول و سجده دوم او سجده دوم حساب مىشود.
1114 انسان بايد نماز را با موالات بخواند يعنى كارهاى نماز مانند ركوع و سجود و تشهد را پشتسر هم بجا آورد و چيزهايى را كه در نماز مىخواند به طورى كه معمول است پشتسر هم بخواند و اگر به قدرى بين آنها فاصله بيندازد كه نگويند نماز مىخواند، نمازش باطل است.
1115 اگر در نماز سهوا بين حرفها يا كلمات فاصله بيندازد و فاصله به قدرى نباشد كه صورت نماز از بين برود چنانچه مشغول ركن بعد نشده باشد بايد آن حرفها يا كلمات را به طور معمول بخواند و اگر مشغول ركن بعد شده باشد نمازش صحيح است.
1116 طول دادن ركوع و سجود و خواندن سورههاى بزرگ موالات را به هم نمىزند.
1117 در تمام نمازهاى واجب و مستحب پيش از ركوع ركعت دوم مستحب است قنوت بخواند و در نماز وتر با آن كه يك ركعت مىباشد خواندن قنوت پيش از ركوع مستحب است و نماز جمعه در هر ركعتيك قنوت دارد و نماز آيات پنج قنوت و نماز عيد فطر و قربان در ركعت اول پنج قنوت و در ركعت دوم چهار قنوت دارد.
1118 اگر بخواهد قنوت بخواند به احتياط واجب بايد دستها را بلند كند و مستحب است دستها را تا مقابل صورت بلند نمايد و كف دستها را رو به آسمان قرار دهد و به قصد رجاء انگشتان دستها را به جز ابهام به هم بچسباند و هر دو كف دستها را پهلوى هم متصل به هم قرار دهد و نگاهش هنگام قنوت به كف دستهايش باشد.
1119 در قنوت هر ذكرى بگويد اگر چه يك «سبحان الله» باشد كافى است. و بهتر استبگويد: «لا اله الا الله الحليم الكريم، لا اله الا الله العلى العظيم، سبحان الله رب السموات السبع و رب الارضين السبع و ما فيهن و ما بينهن و رب العرش العظيم و الحمد لله رب العالمين».
1120 مستحب است انسان قنوت را بلند بخواند. ولى براى كسى كه نماز را به جماعت مىخواند، اگر امام جماعت صداى او را بشنود، بلند خواندن قنوت مستحب نيست.
1121 اگر عمدا قنوت نخواند قضا ندارد و اگر فراموش كند و پيش از آن كه بهاندازه ركوع خم شود يادش بيايد مستحب استبايستد و بخواند و اگر در ركوع يادش بيايد مستحب استبعد از ركوع قضا كند و اگر در سجده يادش بيايد مستحب استبعد از سلام نماز قضا نمايد.
«بسم الله الرحمن الرحيم» يعنى ابتدا مىكنم بنام خداوندى كه در دنيا بر مؤمن و كافر رحم مىكند و در آخرت بر مؤمن رحم مىنمايد. «الحمد لله رب العالمين» يعنى ثنا مخصوص خداوندى است كه پرورش دهنده همه موجودات است. «الرحمن الرحيم» يعنى در دنيا بر مؤمن و كافر و در آخرت بر مؤمن رحم مىكند.«مالك يوم الدين» يعنى پادشاه و صاحب اختيار روز قيامت است. «اياك نعبد و اياك نستعين» يعنى فقط تو را عبادت مىكنيم و فقط از تو كمك مىخواهيم. «اهدنا الصراط المستقيم» يعنى هدايت كن ما را به راه راست كه آن دين اسلام است. «صراط الذين انعمت عليهم» يعنى به راه كسانى كه به آنان نعمت دادى كه آنان پيغمبران و جانشينان پيغمبران هستند. «غير المغضوب عليهم و لا الضالين» يعنى نه به راه كسانى كه غضب كردهاى بر ايشان و نه آن كسانى كه گمراهند.
بسم الله الرحمن الرحيم: «قل هو الله احد»، يعنى بگو اى محمد (ص) كه خداوند، خدايى استيگانه. «الله الصمد»، يعنى خدايى كه از تمام موجودات بىنياز است. «لم يلد و لم يولد»، فرزند ندارد و فرزند كسى نيست. «و لم يكن له كفوا احد»، يعنى هيچ كس از مخلوقات مثل او نيست.
«سبحان ربى العظيم و بحمده»، يعنى پروردگار بزرگ من از هر عيب و نقصى پاك و منزه است و من مشغول ستايش او هستم. «سبحان ربى الاعلى و بحمده» يعنى پروردگار من كه از همه كس بالاتر مىباشد از هر عيب و نقصى پاك و منزه است و من مشغول ستايش او هستم. «سمع الله لمن حمده»، يعنى خدا بشنود و بپذيرد ثناى كسى كه او را ستايش مىكند. «استغفر الله ربى و اتوب اليه»، يعنى طلب آمرزش و مغفرت مىكنم از خداوندى كه پرورش دهنده من است و من به طرف او بازگشت مىنمايم. «بحول الله و قوته اقوم و اقعد»، يعنى به يارى خداى متعال و قوه او برمىخيزم و مىنشينم.
«لا اله الا الله الحليم الكريم»، يعنى نيستخدايى سزاوار پرستش مگر خداى يكتاى بىهمتايى كه صاحب حلم و كرم است. «لا اله الا الله العلى العظيم» يعنى نيستخدايى سزاوار پرستش مگر خداى يكتاى بىهمتايى كه بلند مرتبه و بزرگ است. «سبحان الله رب السموات السبع و رب الارضين السبع»، يعنى پاك و منزه استخداوندى كه پروردگار هفت آسمان و پروردگار هفت زمين است. «و ما فيهن و ما بينهن و رب العرش العظيم»، يعنى پروردگار هر چيزى است كه در آسمانها و زمينها و مابين آنهاست و پروردگار عرش بزرگ است. «و الحمد لله رب العالمين»،يعنى حمد و ثنا مخصوص خداوندى است كه پرورش دهنده تمام موجودات است.
«سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر»، يعنى پاك و منزه استخداوند تعالى و ثنا مخصوص اوست و يستخدايى سزاوار پرستش مگر خداى بىهمتا. و بزرگتر است از اينكه او را وصف كنند.
«الحمد لله اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له»، يعنى ستايش،مخصوص پروردگار است و شهادت مىدهم كه خدايى سزاوار پرستش نيست مگر خدايى كه يگانه است و شريك ندارد. «و اشهد ان محمدا عبده و رسوله»، يعنى شهادت مىدهم كه محمد صلى الله عليه و آله بنده خدا و فرستاده اوست. «اللهم صل على محمد و آلمحمد»، يعنى خدايا حمتبفرستبر محمد و آل محمد. «و تقبل شفاعته و ارفع درجته» يعنى قبول كن شفاعت پيغمبر را و درجه آن حضرت را نزد خود بلند كن. «السلام عليك ايها النبى و رحمة الله و بركاته»، يعنى سلام بر تو اى پيغمبر و رحمت و بركات خدا بر تو باد. «السلام علينا و على عباد الله الصالحين»، يعنى سلام از خداوند عالم بر نمازگزاران و تمام بندگان خوب او. «السلام عليكم و رحمة الله و بركاته» يعنى سلام و رحمت و بركات خداوند بر شما مؤمنين باد.
1122 مستحب است انسان بعد از نماز مقدارى مشغول تعقيب يعنى خواندن ذكر و دعا و قرآن شود و بهتر است پيش از آنكه از جاى خود حركت كند و وضو و غسل و تيمم او باطل شود رو به قبله تعقيب را بخواند و لازم نيست تعقيب به عربى باشدولى بهتر است چيزهايى را كه در كتابهاى دعا دستور دادهاند بخواند و از تعقيبهايى كه خيلى سفارش شده است تسبيح حضرت زهرا سلام الله عليها است كه بايد به اين ترتيب گفته شود: 34 مرتبه «الله اكبر»، بعد مرتبه 33 «الحمد لله»، بعد از آن مرتبه 33 «سبحان الله» و مىشود «سبحان الله» را پيش از «الحمد الله» گفت ولى بهتر استبعد از «الحمد الله» گفته شود.
1123 مستحب استبعد از نماز سجده شكر نمايد و همين قدر كه پيشانى را به قصد شكر بر زمين بگذارد كافى است، ولى بهتر است صد مرتبه يا سه مرتبه يا يك مرتبه «شكرا لله» يا «شكرا» يا «عفوا» بگويد و نيز مستحب است هر وقت نعمتى به انسان مىرسد يا بلائى از او دور مىشود سجده شكر بجا آورد.
1124 هر وقت انسان اسم مبارك حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم مانند محمد و احمد يا لقب و كنيه آن جناب را مثل مصطفى و ابوالقاسم بگويد يا بشنود اگر چه در نماز باشد، مستحب است صلوات بفرستد.
1125 موقع نوشتن اسم مبارك حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم مستحب است صلوات را هم بنويسد. و نيز بهتر است هر وقت آن حضرت را ياد مىكند صلوات بفرستد.
1126 دوازده چيز نماز را باطل مىكند و آنها را مبطلات مىگويند: اول : آنكه در بين نماز يكى از شرطهاى آن از بين برود مثلا در بين نماز بفهمد مكانش غصبى است. دوم: آنكه در بين نماز عمدا يا سهوا يا از روى ناچارى، چيزى كه وضو يا غسل را باطل مىكند پيش آيد، مثلا بول از او بيرون آيد. ولى كسى كه نمىتواند از بيرون آمدن بول و غائط خوددارى كند، اگر چه در بين نماز بول يا غائط از او خارج شود چنانچه به دستورى كه در احكام وضو گفته شد رفتار نمايد، نمازش باطل نمى شود. و نيز اگر در بين نماز از زن مستحاضه خون خارج شود، در صورتى كه به دستور استحاضه رفتار كرده باشد، نمازش صحيح است.
1127 كسى كه بىاختيار خوابش برده اگر نداند كه در بين نماز خوابش برده يا بعد از آن بنابر احتياط واجب بايد نمازش را دوباره بخواند ولى اگر تمام شدن نماز را بداند و شك كند كه خواب در بين نماز بوده يا بعد نمازش صحيح است.
1128 اگر بداند به اختيار خودش خوابيده و شك كند كه بعد از نماز بوده يا در بين نماز يادش رفته كه مشغول نماز است و خوابيده نمازش صحيح است.
1129 اگر در حال سجده از خواب بيدار شود و شك كند كه در سجده آخر نماز استيا در سجده شكر بايد آن نماز را دوباره بخواند.
سوم: از مبطلات نماز آن است كه مثل بعض كسانى كه شيعه نيستند دستها را روى هم بگذارد.
1130 هرگاه براى ادب دستها را روى هم بگذارد اگرچه مثل آنها نباشد بنابر احتياط واجب بايد نماز را دوباره بخواند، ولى اگر از روى فراموشى يا ناچارى يا براى كار ديگر مثل خاراندن دست و مانند آن، دستها را روى هم بگذارد اشكال ندارد.
چهارم: از مبطلات نماز آن است كه بعد از خواندن حمد آمين بگويد ولى اگر اشتباها از از روى تقيه بگويد، اشكال ندارد.
پنجم: از مبطلات نماز آن است كه عمدا يا از روى فراموشى پشتبه قبله كند، يا به طرف راستيا چپ قبله برگردد، بلكه اگر عمدا بقدرى برگردد كه نگويند رو به قبله است، اگر چه به طرف راستيا چپ نرسد، نمازش باطل است.
1131 اگر عمدا همه صورت را به طرف راستيا چپ قبله برگرداند نمازش باطل است، بلكه اگر سهوا هم صورت را به اين مقدار برگرداند احتياط واجب آن است كه نماز را دوباره بخواند و لازم نيست كه نماز اول را تمام نمايد،ولى اگر سر را كمى بگرداند عمدا باشد يا اشتباها نمازش باطل نمىشود.
ششم: از مبطلات نماز آن است كه عمدا كلمهاى بگويد كه از آن كلمه قصد معنى كند، اگر چه معنى هم نداشته باشد و يك حرف هم باشد، بلكه اگر قصد هم نكند، بنا بر احتياط واجب بايد نماز را دوباره بخواند در صورتى كه دو حرف يا بيشتر باشد. ولى اگر سهوا بگويد، نماز باطل نمىشود.
1132 اگر كلمهاى بگويد كه يك حرف دارد چنانچه آن كلمه معنى داشته باشد مثل (ق) كه در زبان عرب به معناى اين است كه «نگهدارى كن» چنانچه معنى آن را بداند و قصد آن را نمايد نمازش باطل مىشود، بلكه اگر قصد معناى آن را نكند ولى ملتفت معناى آن باشد احتياط واجب آن است كه نماز را دوباره بخواند.
1133 سرفه كردن و آروغ زدن و آه كشيدن در نماز اشكال ندارد ولى گفتن آخ و آه و مانند اينها كه دو حرف است اگر عمدى باشد نماز را باطل مىكند.
1134 اگر كلمهاى را به قصد ذكر بگويد، مثلا به قصد ذكر بگويد: «الله اكبر» ودر موقع گفتن آن، صدا را بلند كند كه چيزى را به ديگرى بفهماند اشكال ندارد ولى چنانچه به قصد اين كه چيزى به كسى بفهماند بگويد اگرچه قصد ذكر هم داشته باشد نماز باطل مىشود.
1135 خواندن قرآن در نماز غير از چهار سورهاى كه سجده واجب دارد و در احكام جنابت گفته شد و نيز دعا كردن در نماز اشكال ندارد اگر چه به فارسى يا زبان ديگر باشد.
1136 اگر چيزى از حمد و سوره و ذكرهاى نماز را عمدا يا احتياطا چند مرتبه بگويد اشكال ندارد.
1137 در حال نماز انسان نبايد به ديگرى سلام كند و اگر ديگرى به او سلام كند بايد طورى جواب دهد كه سلام مقدم باشد مثلا بگويد: «السلام عليكم» يا «سلام عليكم» و نبايد «عليكم السلام» بگويد.
1138 انسان بايد جواب سلام را چه در نماز يا در غير نماز فورا بگويد و اگر عمدا يا از روى فراموشى جواب سلام را به قدرى طول دهد كه اگر جواب بگويد جواب آن سلام حساب نشود چنانچه در نماز باشد نبايد جواب بدهد و اگر در نماز نباشد جواب دادن واجب نيست.
1139 بايد جواب سلام را طورى بگويد كه سلام كننده بشنود، ولى اگر سلام كننده كر باشد چنانچه انسان بطور معمول جواب او را بدهد كافى است.
1140 نمازگزار جواب سلام را به قصد جواب بگويد نه به قصد دعا.
1141 اگر زن يا مرد نامحرم يا بچه مميز يعنى بچهاى كه خوب و بد را مىفهمد به نمازگزار سلام كند نمازگزار بايد جواب او را بدهد.
1142 اگر نمازگزار جواب سلام را ندهد معصيت كرده، ولى نمازش صحيح است.
1143 اگر كسى به نمازگزار غلط سلام كند به طورى كه سلام حساب نشود جواب او واجب نيست.
1144 جواب سلام كسى كه از روى مسخره يا شوخى سلام مىكند واجب نيست و احتياط واجب آن است كه در جواب سلام مرد و زن غير مسلمان بگويد:«سلام» يا فقط «عليك».
1145 است، ولى اگريكى از آنان جواب دهد كافى است.
1146 اگر كسى به عدهاى سلام كند و كسى كه سلام كننده قصد سلام دادن به او را نداشته، جواب دهد باز هم جواب سلام او بر آن عده واجب است.
1147 اگر به عدهاى سلام كند و كسى كه بين آنها مشغول نماز استشك كند كه سلام كننده قصد سلام كردن به او را هم داشته يا نه نبايد جواب بدهد و همچنين است اگربداند قصد او را هم داشته ولى ديگرى جواب سلام را بدهد، اما اگر بداند كه قصد اورا هم داشته و ديگرى جواب ندهد بايد جواب او را بگويد.
1148 سلام كردن مستحب است و خيلى سفارش شده است كه سواره به پياده و ايستاده به نشسته و كوچكتر به بزرگتر سلام كند.
1149 اگر دو نفر با هم به يكديگر سلام كنند بر هر يك واجب است جواب سلام ديگرى را بدهد.
1150 در غير نماز مستحب است جواب سلام را بهتر از سلام بگويد مثلا اگر كسى گفت: «سلام عليكم» در جواب بگويد: «سلام عليكم و رحمة الله».
هفتم: از مبطلات نماز خنده با صدا و عمدى است و چنانچه سهوا هم با صدا بخندد يا عمدا لبخند بزند نمازش باطل نمىشود.
1151 اگر براى جلوگيرى از صداى خنده حالش تغيير كند مثلا رنگش سرخ شود چنانچه از صورت نمازگزار بيرون رود بايد نمازش را دوباره بخواند.
هشتم: از مبطلات نماز آن است كه براى كار دنيا عملا با صدا گريه كند ولى اگر براى كار دنيايى بى صدا گريه كند اشكال ندارد ولى اگر از ترس خدا يا براى آخرت گريه كند آهسته باشد يا بلند اشكال ندارد بلكه از بهترين اعمال است.
نهم: از مبطلات نماز كارى است كه صورت نماز را به هم بزند مثل دست زدن و به هوا پريدن و مانند اينها كم باشد يا زياد عمدا باشد يا از روى فراموشى ولى كارى كه صورت نماز را به هم نزنند مثل اشاره كردن به دست اشكال ندارد.
1152 اگر در بين نماز به قدرى ساكتبماند كه نگويند نماز مىخواند نمازش باطل مىشود.
1153 اگر در بين نماز كارى انجام دهد يا مدتى ساكتشود و شك كند كه نماز بههم خورده يا نه، نمازش صحيح است. دهم: از مبطلات نماز خوردن و آشاميدن است، اگر در نماز طورى بخورد يا بياشامد كه نگويند نماز مىخواند.
1154 احتياط واجب آن است كه در نماز هيچ چيز نخورد و نياشامد چه موالات نماز به هم بخورد يا نخورد و چه بگويند نماز مىخواند يا نگويند.
1155 اگر در بين نماز غذايى را كه لاى دندانها مانده فرو ببرد نمازش باطل نمىشود و اگر قند يا شكر و مانند اينها در دهان مانده باشد و در حال نماز كم كم آب شود و فرو رود نمازش اشكال پيدا مىكند. يازدهم: از مبطلات نماز شك در ركعتهاى نماز دو ركعتى يا سه ركعتى يا در دو ركعت اول نمازهاى چهار ركعتى است. دوازدهم: از مبطلات نماز آن است كه ركن نماز را عمدا يا سهوا كم يا زياد كند، يا چيزى را كه ركن نيست عمدا كم يا زياد نمايد.
1156 اگر بعد از نماز شك كند كه در بين نماز كارى كه نماز را باطل مىكند انجام داده يا نه، نمازش صحيح است.
1157 مكروه است در نماز صورت را كمى به طرف راستيا چپ بگرداند و چشمها را هم بگذارد يا به طرف راست و چپ بگرداند و با ريش و دستخود بازى كند و انگشتها را داخل هم نمايد و آب دهان بيندازد و به خط قرآن يا كتاب يا خط انگشترى نگاه كند و نيز مكروه است موقع خواندن حمد و سوره و گفتن ذكر، براى شنيدن حرف كسى ساكتشود بلكه هر كارى كه خضوع و خشوع را از بين ببرد مكروه مىباشد.
1158 موقعى كه انسان خوابش مىآيد و نيز موقع خوددارى كردن از بول و غائط مكروه است نماز بخواند و همچنين پوشيدن جوراب تنگ كه پا را فشار دهد در نماز مكروه مىباشد و غير از اينها مكروهات ديگرى هم در كتابهاى مفصل گفته شده است.
1159 شكستن نماز واجب از روى اختيار حرام است، ولى براى حفظ مال و جلوگيرى از ضرر مالى يا بدنى مانعى ندارد.
1160 اگر حفظ جان خود انسان يا كسى كه حفظ جان او واجب استيا حفظ مالى كه نگهدارى آن واجب مىباشد بدون شكستن نماز ممكن نباشد بايد نماز را بشكند ولى شكستن نماز براى مالى كه اهميت ندارد مكروه است.
1161 اگر در وسعت وقت مشغول نماز باشد و طلبكار طلب خود را از او مطالبه كند چنانچه بتواند در بين نماز طلب او را بدهد بايد در همان حال بپردازد و اگر بدون شكستن نماز دادن طلب او ممكن نيستبايد نماز را بشكند و طلب او را بدهد، بعد نماز را بخواند.
1162 اگر در بين نماز بفهمد كه مسجد نجس است چنانچه وقت تنگ باشد بايد نماز را تمام كند و اگر وقت وسعت دارد و تطهير مسجد نماز را به هم نمىزند بايد در بين نماز تطهير كند بعد بقيه نماز را بخواند و اگر نماز را به هم مىزند بايد نماز را بشكند و مسجد را تطهير نمايد بعد نماز را بخواند.
1163 كسى كه بايد نماز را بشكند اگر نماز را تمام كند معصيت كرده ولى نماز او صحيح است اگر چه احتياط مستحب آن است كه دوباره بخواند.
1164 اگر پيش از آنكه به اندازه ركوع خم شود يادش بيايد كه اذان يا اقامه را فراموش كرده، چنانچه وقت نماز وسعت دارد مستحب استبراى گفتن آنها نماز را بشكند.
شكيات نماز 23 قسم است: هشت قسم آن شكهايى است كه نماز را باطل مىكند، و به شش قسم آن نبايد اعتنا كرد، و نه قسم ديگر آن صحيح است.
1165 شكهايى كه نماز را باطل مىكند از اين قرار است: اول: شك در شماره ركعتهاى نماز دو ركعتى مثل نماز صبح و نماز مسافر، ولى شك در شماره ركعتهاى نماز مستحب دو ركعتى و بعضى از نمازهاى احتياط نماز را باطل نمىكند. دوم: شك در شماره ركعتهاى نماز سه ركعتى. سوم: آنكه در نماز چهار ركعتى شك كند كه يك ركعتخوانده يا بيشتر. چهارم: آنكه در نماز چهار ركعتى پيش از تمام شدن سجده دوم شك كند كه دو ركعتخوانده يا بيشتر . (تفصيل اين مساله در صورت چهارم مساله 1199 بيان شده است، مراجعه شود. پنجم: شك بين دو و پنجيا دو و بيشتر از پنج. ششم: شك بين سه و شش يا سه و بيشتر از شش. هفتم: شك در ركعتهاى نماز كه نداند چند ركعتخوانده است. هشتم: شك بين چهار و شش يا چهار و بيشتر از شش چه پيش از تمام شدن سجده دوم باشد يا بعد از آن. ولى اگر بعد از سجده دوم شك بين چهار و شش يا چهار و بيشتر از شش براى او پيش آيد احتياط مستحب آن است كه بنابر چهار بگذارد و نماز را تمام كند و بعد از نماز دو سجده سهو بجا آورد و نماز را هم دوباره بخواند.
1166 اگر يكى از شكهاى باطل كننده براى انسان پيش آيد نمىتواند نماز را به هم بزند، ولى اگر به قدرى فكر كند كه شك پا برجا شود، به هم زدن نماز مانعى ندارد.
1167 شكهايى كه نبايد به آنها اعتنا كرد از اين قرار است: اول: شك در چيزى كه محل بجا آوردن آن گذشته است، مثل آنكه در ركوع شك كند كه حمد را خوانده يا نه. دوم: شك بعد از سلام نماز. سوم: شك بعد از گذشتن وقت نماز. چهارم: شك كثيرالشك، يعنى كسى كه زياد شك مى كند. پنجم: شك امام در شماره ركعتهاى نماز در صورتى كه ماموم شماره آنها را بداند و همچنين شك ماموم در صورتى كه امام شماره ركعتهاى نماز را بداند. ششم: شك در نماز مستحبى.
1168 اگر در بين نماز شك كند كه يكى از كارهاى واجب آن را انجام داده يا نه مثلا شك كند كه حمد خوانده يا نه چنانچه مشغول كارى كه بايد بعد از آن انجام دهد نشده بايد آنچه را كه در انجام آن شك كرده بجا آورده و اگر مشغول كارى كه بايدبعد از آن انجام دهد شده به شك خود اعتنا نكند.
1169 اگر در بين خواندن آيهاى شك كند كه آيه پيش را خوانده يا نه، يا وقتى آخر آيه را مىخواند شك كند كه اول آن را خوانده يا نه بايد به شك خود اعتنا نكند.
1170 اگر بعد از ركوع يا سجود شك كند كه كارهاى واجب آن مانند ذكر و آرام بودن بدن را انجام داده يا نه بايد به شك خود اعتنا نكند.
1171 اگر در حالى كه به سجده مىرود شك كند كه ركوع كرده يا نه يا شك كند كه بعد از ركوع ايستاده يا نه، به شك خود اعتنا نكند.
1172 اگر در حال برخاستن شك كند كه تشهد را بجا آورده يا نه بايد اعتنا نكند، ولى اگر شك كند كه سجده را بجا آورده يا نه بايد برگردد و بجا آورد.
1173 كسى كه نشسته يا خوابيده نماز مىخواند اگر موقعى كه حمد يا تسبيحات مىخواند شك كند كه سجده يا تشهد را بجا آورده يا نه، بايد به شك خود اعتنا نكند و اگر پيش از آن كه مشغول حمد يا تسبيحات شود شك كند كه سجده يا تشهد را بجا آورده يا نه، بايد بجا آورد.
1174 اگر شك كند كه يكى از ركنهاى نماز را بجا آورد يا نه، چنانچه مشغول كارى كه بعد از آن است نشده بايد آن را بجا آورد، مثلا اگر پيش از خواندن تشهد شك كند كه دو سجده را بجا آورده يا نه، بايد بجا آورد و چنانچه بعد يادش بيايدكه آن ركن را بجا آورده بوده چون ركن زياد شده نمازش باطل است.
1175 اگر شك كند عملى را كه ركن نيستبجا آورده يا نه، چنانچه مشغول كارى كه بعد از آن است نشده بايد آن را بجا آورد، مثلا اگر پيش از خواندن سوره شك كند كه حمد را خوانده يا نه بايد حمد را بخواند و اگر بعد از انجام آن يادش بيايد كه آن را بجا آورده بوده چون ركن زياد نشده نماز صحيح است.
1176 اگر شك كند كه ركنى را بجا آورده يا نه، چنانچه مشغول تشهد است اگر شك كند كه دو سجده را بجا آورده يا نه، بايد به شك خود اعتنا نكند و اگر يادش بيايد كه آن ركن را بجا نياورده در صورتى كه مشغول ركن بعد نشده بايد آن را بجاآورد و اگر مشغول ركن بعد شده نمازش باطل است مثلا اگر پيش از ركوع ركعتبعد يادش بيايد كه دو سجده را بجا نياورده بايد بجا آورد و اگر در ركوع يا بعداز آن يادش بيايد نمازش باطل است.
1177 اگر شك كند عملى را كه ركن نيستبجا آورده يا نه، چنانچه مشغول كارى كه بعد از آن استشده بايد به شك خود اعتنا نكند، مثلا موقعى كه مشغول خواندن سوره است اگر شك كند كه حمد را خوانده يا نه، بايد به شك خود اعتنا نكند و اگربعد يادش بيايد كه آن را بجا نياورده در صورتى كه مشغول ركن بعد نشده بايد بجاآورد و اگر مشغول ركن بعد شده نمازش صحيح است، بنابراين اگر مثلا در قنوت يادش بيايد كه حمد را نخوانده بايد بخواند و اگر در ركوع يادش بيايد نماز او صحيح است.
1178 اگر شك كند كه سلام نماز را گفته يا نه يا شك كند درست گفته يا نه ، چنانچه مشغول تعقيب نماز يا مشغول نماز ديگر شده، يا به واسطه انجام كارى كه نماز را به هم مىزند از حال نمازگزار بيرون رفته بايد به شك خود اعتنا نكند و اگر پيش از اينها شك كند بايد سلام را بگويد ، اما اگردر صحيح گفتن سلام شك كند در هر صورت بايد به شك خود اعتنا ننمايد چه مشغول كارد يگر شده باشد يا نه.
1179 اگر بعد از سلام نماز شك كند كه نمازش صحيح بوده يا نه ، مثلا شك كند ركوع كرده يا نه يا بعد از سلام نماز چهار ركعتى شك كند كه چهار ركعتخوانده يا پنج ركعتبه شك خود اعتنا نكند، ولى اگر هر دو طرف شك او باطل باشد، مثلا بعد از سلام نماز چهار ركعتى شك كند كه سه ركعتخوانده يا پنج ركعت، نمازش باطل است.
1180 اگر بعد از گذشتن وقت نماز شك كند كه نماز خوانده يا نه يا گمان كند كه نخوانده، خواندن آن لازم نيست ولى اگر پيش از گذشتن وقتشك كند كه نماز خوانده يا نه يا گمان كند كه نخوانده، بايد آن نماز را بخواند، بلكه اگر گمان كند كه خوانده، بايد آن را بجا آورد.
1181 اگر بعد از گذشتن وقتشك كند كه نماز را درستخوانده يا نه، به شك خود اعتنا نكند.
1182 اگر بعد از گذشتن وقت نماز ظهر و عصر بداند چهار ركعت نماز خوانده ولى نداند به نيت ظهر خوانده يا به نيت عصر بايد چهار ركعت نماز قضا به نيت نمازى كه بر او واجب استبخواند.
1183 اگر بعد از گذشتن وقت نماز مغرب و عشا بداند يك نماز خوانده ولى نداند سه ركعتى خوانده يا چهار ركعتى بايد قضاى نماز مغرب و عشا را بخواند.
1184 اگر كسى در يك نماز سه مرتبه شك كند يا در سه نماز پشتسر هم مثلا در نماز صبح و ظهر و عصر شك كند، كثيرالشك است و چنانچه زياد شك كردن اواز غضب يا ترس يا پريشانى حواس نباشد به شك خود اعتنا نكند.
1185 كثيرالشك اگر در بجا آوردن چيزى شك كند چنانچه بجا آوردن آن نماز را باطل نمىكند بايد بنا بگذارد كه آن را بجا آورده، مثلا اگر شك كند كه ركوع كرده يا نه بايد بنا بگذارد كه ركوع كرده است و اگر بجا آوردن آن نماز را باطل مىكند بايد بنا بگذارد كه آن را انجام نداده، مثلا اگر شك كند كه يك ركوع كرده يا بيشتر چون زياد شدن ركوع نماز را باطل مىكند بايد بنا بگذارد كه بيشتر از يك ركوع نكرده است.
1186 كسى كه در يك چيز نماز زياد شك مىكند چنانچه در چيزهاى ديگر نماز شك كند بايد به دستور آن عمل نمايد ، مثلا كسى كه زياد شك مىكند سجده كرده يا نه، اگر در بجا آوردن ركوع شك كند بايد به دستور آن رفتار نمايد يعنى اگر ايستاده، ركوع را بجا آورد و اگر به سجده رفته، اعتنا نكند.
1187 كسى كه در نماز مخصوصى مثلا در نماز ظهر زياد شك مىكند اگر در نماز ديگر مثلا در نماز عصر شك كند بايد به دستور شك رفتار نمايد.
1188 كسى كه وقتى در جاى مخصوصى نماز مىخواند زياد شك مىكند اگر در غير آن جا نماز بخواند و شكى براى او پيش آيد به دستور شك عمل نمايد.
1189 اگر انسان شك كند كه كثيرالشك شده يا نه، بايد به دستور شك عمل نمايد و كثيرالشك تا وقتى يقين نكند كه به حال معمولى مردم برگشته بايد به شك خود اعتنا نكند.
1190 كسى كه زياد شك مىكند اگر شك كند ركنى را بجا آورده يا نه و اعتنا نكند بعد يادش بيايد كه آن را بجا نياورده چنانچه مشغول ركن بعد نشده بايد آن را بجا آورد و اگر مشغول ركن بعد شده نمازش باطل است، مثلا اگر شك كند ركوع كرده يا نه و اعتنا نكند چنانچه پيش از سجده يادش بيايد كه ركوع نكرده بايد ركوع كند و اگر در سجده يادش بيايد نمازش باطل است.
1191 كسى كه زياد شك مىكند اگر شك كند چيزى را كه ركن نيستبجا آورده يا نه و اعتنا نكند و بعد يادش بيايد كه آن را بجا نياورده چنانچه از محل بجا آوردن آن نگذشته بايد آن را بجا آورد و اگر از محل آن گذشته نمازش صحيح است، مثلا اگر شك كند كه حمد خوانده يا نه و اعتنا نكند چنانچه در قنوت يادش بيايد كه حمد نخوانده بايد بخواند و اگر در ركوع يادش بيايد نماز او صحيح است.
1192 اگر امام جماعت در شماره ركعتهاى نماز شك كند، مثلا شك كند كه سه ركعتخوانده يا چهار ركعت چنانچه ماموم يقين يا گمان داشته باشد كه چهار ركعتخوانده و به امام بفهماند كه چهار ركعتخوانده است امام بايد نماز را تمام كند و خواندن نماز احتياط لازم نيست و نيز اگر امام يقين يا گمان داشته باشد كه چند ركعتخوانده است و ماموم در شماره ركعتهاى نماز شك كند بايد به شك خود اعتنا ننمايد.
1193 اگر در شماره ركعتهاى نماز مستحبى شك كند چنانچه طرف بيشتر شك نماز را باطل مىكند بايد بنا را بر كمتر بگذارد، مثلا اگر در نافله صبح شك كند كه دو ركعتخوانده يا سه ركعتبايد بنا بگذارد كه دو ركعتخوانده است و اگر طرف بيشتر شك نماز را باطل نمىكند، مثلا شك كند كه دو ركعتخوانده يا يك ركعت،به هر طرف شك عمل كند نمازش صحيح است.
1194 كم شدن ركن نافله را باطل مىكند بنابر احتياط واجب، ولى زياد شدن ركن آن را باطل نمىكند، پس اگر يكى از كارهاى نافله را فراموش كند و موقعى يادش بيايد كه مشغول ركن بعد از آن شده بايد آن كار را انجام دهد و دوباره آن ركن را بجا آورد، مثلا اگر در بين ركوع يادش بيايد كه سوره را نخوانده بايدبرگردد و سوره را بخواند و دوباره به ركوع رود.
1195 اگر در يكى از كارهاى نافله شك كند خواه ركن باشد يا غير ركن چنانچه محل آن نگذشته بايد بجا آورد و اگر محل آن گذشته به شك خود اعتنا نكند.
1196 اگر در نماز مستحبى دو ركعتى گمانش به سه ركعتيا بيشتر برود يا گمانش به دو ركعتيا كمتر برود بايد به همان گمان عمل كند، مگر آن كه موجب بطلان باشد كه در اين صورت گمان، حكم شك را دارد، مثلا اگر گمانش به يك ركعت مىرود احتياطا بايد يك ركعت ديگر بخواند.
1197 اگر در نماز نافله كارى كند كه براى آن سجده سهو واجب مىشود يا يك سجده يا تشهد را فراموش نمايد لازم نيستبعد از نماز سجده سهو يا قضاى سجده و تشهد را بجا آورد.
1198 اگر شك كند كه نماز مستحبى را خوانده يا نه، چنانچه آن نماز مثل نماز جعفر طيار وقت معين نداشته باشد بنا بگذارد كه نخوانده است و همچنين است اگر مثل نافله يوميه وقت معين داشته باشد و پيش از گذشتن وقتشك كند كه آن را بجاآورده يا نه، ولى اگر بعد از گذشت وقتشك كند كه خوانده استيا نه، به شك خود اعتنا نكند.
1199 در نه صورت اگر در شماره ركعتهاى نماز چهار ركعتى شك كند بايد فكر نمايد، پس اگر يقين يا گمان به يك طرف شك پيدا كرد همان طرف را بگيرد و نماز را تمام كند و گرنه به دستورهايى كه گفته مىشود عمل نمايد و آن نه صورت از اين قرار است: اول: آنكه بعد از سر برداشتن از سجده دوم شك كند دو ركعتخوانده يا سه ركعت، كه بايد بنا بگذارد سه ركعتخوانده و يك ركعت ديگر بخواند و نماز را تمام كند و بعد از نماز يك ركعت نماز احتياط ايستاده يا دو ركعت نشسته به دستورى كه بعد گفته مىشود بجا آورد. دوم: شك بين دو و چهار بعد از سر برداشتن از سجده دوم، كه بايدبنا بگذارد چهار ركعتخوانده و نماز را تمام كند و بعد از نماز دو ركعت نماز احتياط ايستاده بخواند. سوم: شك بين دو و سه و چهار بعد از سر برداشتن از سجده دوم كه بايد بنابر چهار بگذارد و بعد از نماز دو ركعت نماز احتياط ايستاده و بعد دو ركعت نشسته بجا آورد ولى اگر بعد از سجده اول يا پيش از سر برداشتن از سجده دوم يكى از اين سه شك برايش پيش آيد مى تواند نماز را رها كند و دوباره بخواند. چهارم: شك بين چهار و پنجبعد از سر برداشتن از سجده دوم كه بايد بنابر چهار بگذارد و نماز را تمام كند و بعد از نماز دو سجده سهو بجا آورد ولى اگر بعد از سجده اول يا پيش از سر برداشتن از سجده دوم، اين شك، براى او پيش آيد، بنابر احتياط استحبابى به دستورى كه گفته شد عمل كند اگر چه نمازش باطل است و بايد دوباره بخواند. پنجم: شك بين سه و چهار كه در هر جاى نماز باشد بايد بنابر چهار بگذارد و نماز را تمام كند و بعد از نماز يك ركعت نماز احتياط ايستاده يا دو ركعت نشسته بجا آورد. ششم: شك بين چهار و پنج در حال ايستاده كه بايد بنشيند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و يك ركعت نماز احتياط ايستاده يا دو ركعت نشسته بجا آورد. هفتم: شك بين سه و پنج در حال ايستاده كه بايد بنشيند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و دو ركعت نماز احتياط ايستاده بجا آورد. هشتم: شك بين سه و چهار و پنج در حال ايستاده كه بايد بنشيند و تشهد بخواند بعد از سلام نماز دو ركعت نماز احتياط ايستاده و بعد دو ركعت نشسته بجاآورد. نهم: شك بين پنج و شش در حال ايستاده كه بايد بنشيند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و دو سجده سهو بجا آورد.
1200 اگر يكى از شكهاى صحيح براى انسان پيش آيد نبايد نماز را بشكند و چنانچه نماز را بشكند معصيت كرده است پس اگر پيش از انجام كارى كه نماز را باطل مىكند مثل رو گرداندن از قبله، نماز را از سر گيرد نماز دومش هم باطل است. و اگر بعد از انجام كارى كه نماز را باطل مىكند مشغول نماز شود نماز دومش صحيح است.
1201 اگر يكى از شكهايى كه نماز احتياط بر آنها واجب است در نماز پيش آيد،چنانچه انسان نماز را تمام كند و بدون خواندن نماز احتياط، نماز را از سر بگيرد، معصيت كرده است. پس اگر پيش از انجام كارى كه نماز را باطل مىكند نماز را از سر گرفته، نماز دومش هم باطل است، و اگر بعد از انجام كارى كه نماز را باطل مىكند مشغول نماز شده، نماز دومش صحيح است.
1202 وقتى يكى از شكهاى صحيح براى انسان پيش آيد، چنانكه گفته شد بايد فكر كند، ولى اگر چيزهايى كه به واسطه آنها ممكن استيقين يا گمان به يك طرف شك پيدا شود از بين نمىرود، چنانچه كمى بعد فكر كند، اشكال ندارد، مثلا اگر در سجده شك كند مىتواند تا بعد از سجده فكر كردن را تاخير بيندازد.
1203 اگر اول گمانش به يك طرف بيشتر باشد، بعد دو طرف در نظر او مساوى شود بايد به دستور شك عمل نمايد، و اگر اول دو طرف در نظر او مساوى باشد و به طرفى كه وظيفه او استبنا بگذارد، بعد گمانش به طرف ديگر برود بايد همان طرف را بگيرد و نماز را تمام كند.
1204 كسى كه نمىداند گمانش به يك طرف بيشتر استيا هر دو طرف در نظر او مساوى است، بايد احتياط كند و در هر مورد، احتياط بطور مخصوصى است كه در كتابهاى مفصل گفته شده است.
1205 اگر بعد از نماز بداند كه در بين نماز حال ترديدى داشته كه مثلا دو ركعتخوانده يا سه ركعت و بنا را بر سه گذاشته، ولى نداند كه گمانش به خواندن سه ركعتبوده يا هر دو طرف در نظر او مساوى بوده، به احتياط واجب بايد نماز احتياط را بخواند.
1206 اگر موقعى كه تشهد مىخواند يا بعد از ايستادن شك كند كه دو سجده را بجا آورده يا نه و در همان موقع يكى از شكهايى كه اگر بعد از تمام شدن دو سجده اتفاق بيفتد صحيح مىباشد براى او پيش آيد، مثلا شك كند كه دو كعتخوانده يا سه ركعت، به احتياط واجب بايد به دستور آن شك عمل كند و نمازش را هم دوباره بخواند.
1207 اگر پيش از آنكه مشغول تشهد شود يا در ركعتهايى كه تشهد ندارد پيش از ايستادن شك كند كه دو سجده را بجا آورده يا نه، و در همان موقع يكى از شكهايى كه بعد از تمام شدن دو سجده صحيح استبرايش پيش آيد، نمازش باطل است.
1208 اگر موقعى كه ايستاده، بين سه و چهار يا بين سه و چهار و پنجشك كند و يادش بيايد كه دو سجده يا يك سجده از ركعت پيش بجا نياورده، نمازش باطل است.
1209 اگر شك او از بين برود و شك ديگرى برايش پيش آيد، مثلا اول شك كند كه دو ركعتخوانده يا سه ركعت، بعد شك كند كه سه ركعتخوانده يا چهار ركعت،بايد به دستور شك دوم عمل نمايد.
1210 اگر بعد از نماز شك كند كه در نماز مثلا بين دو و چهار شك كرده يا بين سه و چهار، احتياط واجب آن است كه به دستور هر دو عمل كند و نماز را هم دوباره بخواند.
1211 اگر بعد از نماز بفهمد كه در نماز شكى براى او پيش آمده ولى نداند ازشكهاى باطل بوده يا از شكهاى صحيح و اگر از شكهاى صحيح بوده كدام قسم آن بودهاست، بنا بر احتياط واجب بايد به دستور شكهايى كه صحيح بوده و احتمال مىداده عمل كند و نماز را هم دوباره بخواند.
1212 كسى كه نشسته نماز مىخواند اگر شكى كند كه بايد براى آن، يك ركعت نماز احتياط ايستاده يا دو ركعت نشسته بخواند، بايد دو ركعت نشسته به جا آورد، بلكه اگر شكى كند كه بايد براى آن دو ركعت نماز احتياط ايستاده بخواند، بايد دو ركعت نشسته بجا آورد.
1213 كسى كه ايستاده نماز مىخواند اگر موقع خواندن نماز احتياط از ايستادن عاجز شود، بايد مثل كسى كه نماز را نشسته مىخواند و حكم آن در مساله پيش گفته شد نماز احتياط را بجا آورد.
1214 كسى كه نشسته نماز مىخواند اگر موقع خواندن نماز احتياط بتواند بايستد،بايد به وظيفه كسى كه نماز را ايستاده مىخواند عمل كند.
1215 كسى كه نماز احتياط بر او واجب است، بعد از سلام نماز بايد فورا نيت نماز احتياط كند و تكبير بگويد و حمد را بخواند و به ركوع رود و دو سجده نمايد.پس اگر يك ركعت نماز احتياط بر او واجب است، بعد از دو سجده تشهد بخواند و سلام دهد، و اگر دو ركعت نماز احتياط بر او واجب است، بعد از دو سجده يك ركعت ديگر مثل ركعت اول بجا آورد و بعد از تشهد سلام دهد.
1216 نماز احتياط سوره و قنوت ندارد و بايد نيت آن را به زبان نياورد، و احتياط واجب آن است كه سوره حمد و "بسم الله" آن را هم آهسته بگويد.
1217 اگر پيش از خواندن نماز احتياط بفهمد نمازى كه خوانده درستبوده، لازم نيست نماز احتياط را بخواند، و اگر در بين نماز احتياط بفهمد، لازم نيست آن را تمام نمايد.
1218 اگر پيش از خواندن نماز احتياط بفهمد كه ركعتهاى نمازش كم بوده،چنانچه كارى كه نماز را باطل مىكند انجام نداده، بايد آنچه از نماز را كه نخوانده بخواند و براى سلام بيجا دو سجده سهو نمايد، و اگر كارى كه نماز را باطل مىكند انجام داده، مثلا پشتبه قبله كرده، بايد نماز را دوباره بجا آورد.
1219 اگر بعد از نماز احتياط بفهمد كسرى نمازش به مقدار نماز احتياط بوده،مثلا در شك بين سه و چهار يك ركعت نماز احتياط بخواند، بعد بفهمد نماز را سه ركعتخوانده، نمازش صحيح است.
1220 اگر بعد از خواندن نماز احتياط بفهمد كسرى نماز كمتر از نماز احتياط بوده، مثلا در شك بين دو و چهار، دو ركعت نماز احتياط بخواند، بعد بفهمد نماز را سه ركعتخوانده، بايد كسرى نماز را به نماز متصل نموده و نماز را هم دوباره بخواند.
1221 اگر بعد از خواندن نماز احتياط بفهمد كسرى نماز بيشتر از نماز احتياط بوده، مثلا در شك بين سه و چهار يك ركعت نماز احتياط بخواند، بعد بفهمد نماز را دو ركعتخوانده، چنانچه بعد از نماز احتياط كارى كه نماز را باطل مىكند انجام داده، مثلا پشتبه قبله كرده، بايد نماز را دوباره بخواند و اگر كارى كه نماز را باطل مىكند انجام نداده، بايد دو ركعت كسرى نمازش را بجا آورد و نماز را هم دوباره بخواند.
1222 اگر بين دو و سه و چهار شك كند و بعد از خواندن دو ركعت نماز احتياط ايستاده يادش بيايد كه نماز را دو كعتخوانده، لازم نيست دو ركعت نماز احتياط نشسته را بخواند.
1223 اگر بين سه و چهار شك كند و موقعى كه دو ركعت نماز احتياط نشسته يا يك ركعت ايستاده را مىخواند يادش بيايد كه نماز را سه ركعتخوانده، بايد نماز احتياط را تمام كند و نمازش صحيح است.
1224 اگر بين دو و سه و چهار شك كند و موقعى كه دو ركعت نماز احتياط ايستاده را مىخواند پيش از ركوع ركعت دوم يادش بيايد كه نماز را سه ركعتخوانده بايد بنشيند و نماز احتياط را يك ركعتى تمام كند و بنابر احتياط مستحب نماز را دوباره بخواند.
1225 اگر در بين نماز احتياط بفهمد كسرى نمازش بيشتر يا كمتر از نماز احتياط بوده، چنانچه نتواند نماز احتياط را مطابق كسرى نمازش تمام كند بايدآن را رها كند و كسرى نماز را بجا آورد و بنابر احتياط واجب نماز را دوباره بخواند مثلا در شك بين سه و چهار اگر موقعى كه دو ركعت نماز احتياط نشسته را مىخواند يادش بيايد كه نماز را دو كعتخوانده، چون نمىتواند دو ركعت نشسته را به جاى دو ركعت ايستاده حساب كند به احتياط واجب بايد نماز احتياط نشسته را رها كند و دو ركعت كسرى نمازش را بخواند و نماز را هم دوباره بجاآورد.
1226 اگر شك كند نماز احتياطى را كه به او واجب بوده بجا آورده يا نه چنانچه وقت نماز گذشته به شك خود اعتنا نكند و اگر وقت دارد در صورتى كه مشغول كار ديگرى نشده و از جاى نماز برنخاسته و كارى هم مثل رو گرداندن از قبله كه نماز را باطل مىكند انجام نداده بايد نماز احتياط را بخواند و اگر مشغول كار ديگرى شده يا كارى كه نماز را باطل مىكند بجا آورده يا بين نماز و شك او زياد طول كشيده احتياط استحبابى آن است كه نماز احتياط را بجا آورد و نماز را هم دوباره بخواند اگر چه مىتواند بنا بر انجام نماز احتياط گذارد و بر همان اكتفا نمايد.
1227 اگر در نماز احتياط ركنى را زياد كند يا مثلا به جاى يك ركعت دو ركعتبخواند نماز احتياط باطل مىشود و بنابر احتياط واجب بايد دوباره نماز احتياط، و اصل نماز را بخواند.
1228 موقعى كه مشغول نماز احتياط است اگر در يكى از كارهاى آن شك كند چنانچه محل آن نگذشته بايد بجا آورد و اگر محلش گذشته بايد به شك خود اعتنا نكند مثلا اگر شك كند كه حمد خوانده يا نه چنانچه به ركوع نرفته بايد بخواند واگر به ركوع رفته بايد به شك خود اعتنا نكند.
1229 اگر در شماره ركعتهاى نماز احتياط شك كند ، بايد بنا را بر بيشتر بگذارد ولى چنانچه طرف بيشتر شك نماز را باطل مىكند بنابر كمتر گذارد و احتياط مستحب آن است كه نماز احتياط را دوباره بخواند و بعد از آن اصل نماز را اعاده نمايد.
1230 اگر در نماز احتياط چيزى كه ركن نيستسهوا كم يا زياد شود سجده سهو ندارد .
1231 اگر بعد از سلام نماز احتياط شك كند كه يكى از اجزاء يا شرايط آن را بجاآورده يا نه به شك خود اعتنا نكند.
1232 اگر در نماز احتياط تشهد يا يك سجده را فراموش كند احتياط آن استكه بعد از سلام آن را قضا نمايد اگر چه واجب نيست.
1233 اگر نماز احتياط و قضاى يك سجده يا قضاى يك تشهد يا دو سجده بر او واجب شود بايد اول نماز احتياط را بجا آورد.
1234 حكم گمان در ركعتهاى نماز حكم يقين است، مثلا اگر در نماز چهار ركعتى انسان گمان دارد كه نماز را چهار كعتخوانده نبايد نماز احتياط بخواند ولى اگر در غير ركعتها گمان پيدا كند بايد به احتياط عمل نمايد و دستور در هر موردى طور مخصوصى است كه در كتابهاى مفصل گفته شده است.
1235 حكم شك و سهو و گمان در نمازهاى واجب يوميه و نمازهاى واجب ديگر فرق ندارد، مثلا اگر در نماز آيات شك كند كه يك ركعتخوانده يا دو ركعت، چون شك او در نماز دو ركعتى است، نمازش باطل مىشود.
1236 براى سه چيز بعد از سلام نماز، انسان بايد دو سجده سهو به دستورى كه بعدا گفته مىشود بجا آورد: اول: آنكه در بين نماز، سهوا حرف بزند. دوم: آنكه يك سجده را فراموش كند. سوم: آنكه در نماز چهار ركعتى بعد از سجده دوم شك كند كه چهار ركعتخوانده يا پنج ركعت. و در دو مورد هم احتياط واجب آن است كه سجده سهو بنمايد: اول: در جايى كه نبايد نماز را سلام دهد، مثلا در ركعت اول سهوا سلام بدهد. دوم: آنكه تشهد را فراموش كند.
1237 اگر انسان اشتباها يا به خيال اين كه نمازش تمام شده حرف بزند بايددو سجده سهو بجا آورد.
1238 براى حرفى كه از آه كشيدن و سرفه پيدا مىشود، سجده سهو واجب نيست،ولى اگر مثلا سهوا آخ يا آه بگويد، بايد سجده سهو نمايد.
1239 اگر چيزى را كه غلط خوانده دوباره صحيح بخواند براى دوباره خواندن آن سجده سهو واجب نيست.
1240 اگر در نماز سهوا مدتى حرف بزند و تمام آنها يك مرتبه حساب شود، دو سجده سهو بعد از سلام نماز كافى است.
1241 اگر سهوا تسبيحات اربعه را نگويد يا بيشتر يا كمتر از سه مرتبه بگويد احتياط مستحب آن است كه بعد از نماز دو سجده سهو بجا آورد.
1242 اگر در جايى كه نبايد سلام نماز را بگويد سهوا بگويد: "السلام علينا و على عباد الله الصالحين" يا بگويد: "السلام عليكم و رحمة الله و بركاته"بايد دو سجده سهو بنمايد، ولى اگر اشتباها مقدارى از اين دو سلام را بگويد،يا بگويد: "السلام عليك ايها النبى و رحمة الله و بركاته" احتياط مستحب آن است كه دو سجده سهو بجا آورد.
1243 اگر در جايى كه نبايد سلام دهد اشتباها هر سه سلام را بگويد دو سجده سهو كافى است.
1244 اگر يك سجده يا تشهد را فراموش كند و پيش از ركوع ركعتبعد يادش بيايد بايد برگردد و بجا آورد.
1245 اگر در ركوع يا بعد از آن يادش بيايد كه يك سجده يا تشهد را از ركعت پيش فراموش كرده بايد بعد از سلام نماز سجده يا تشهد را قضا نمايد و بعد ازآن دو سجده سهو بجا آورد.
1246 اگر سجده سهو را بعد از سلام نماز عمدا بجا نياورد معصيت كرده و واجب است هر چه زودتر آن را انجام دهد و چنانچه سهوا بجا نياورد هر وقتيادش آمد بايد فورا انجام دهد و لازم نيست نماز را دوباره بخواند.
1247 اگر شك دارد كه سجده سهو بر او واجب شده يا نه لازم نيستبجا آورد.
1248 كسى كه شك دارد مثلا دو سجده سهو بر او واجب شده يا چهار تا، اگر دو سجده بنمايد كافى است.
1249 اگر بداند يكى از دو سجده سهو را بجا نياورده بايد دو سجده سهو بجا آورد و اگر بداند سهوا سه سجده كرده ، بايد دوباره دو سجده سهو بنمايد.
1250 دستور سجده سهو اين است كه بعد از سلام نماز فورا نيتسجده سهو كند و پيشانى را به چيزى كه سجده بر آن صحيح استبگذارد و بگويد: «بسم الله و بالله و صلى الله على محمد و آله» يا «بسم الله و بالله اللهم صلى على محمد و آل محمد» ولى بهتر استبگويد «بسم الله و بالله السلام عليك ايها النبى و رحمة الله و بركاته» بعد بايد بنشيند و دوباره به سجده رود و يكى از ذكرهايى را كه كه گفته شد بگويد و بنشيند و بعد از خواندن تشهد سلام دهد.
1251 سجده و تشهدى را كه انسان فراموش كرده و بعد از نماز قضاى آن را بجامىآورد بايد تمام شرايط نماز مانند پاك بودن بدن و لباس و رو به قبله بودن و شرطهاى ديگر را داشته باشد.
1252 اگر سجده يا تشهد را چند دفعه فراموش كند مثلا يك سجده از ركعت اول و يك سجده از ركعت دوم فراموش نمايد بايد بعد از نماز قضاى هر دو را با سجدههاى سهوى كه براى آنها لازم استبجا آورد و لازم نيست معين كند كه قضاى كدام يك از آنها است.
1253 اگر يك سجده و تشهد را فراموش كند احتياط واجب آن است كه هر كدام را اول فراموش كرده اول قضا نمايد واگر نداند كدام اول فراموش شده بايد احتياطا يك سجده و تشهد و بعد يك سجده ديگر بجا آورد يا يك تشهد و يك سجده و بعديك تشهد ديگر بجا آورد تا يقين كند سجده و تشهد را به ترتيبى كه فراموش كرده قضا نموده است.
1254 اگر به خيال اين كه اول سجده را فراموش كرده اول قضاى آن را بجا آورد و بعد از خواندن تشهد يادش بيايد كه اول تشهد را فراموش كرده احتياط واجب آن است كه دوباره سجده را قضا نمايد و نيز اگر به خيال اين كه اول تشهد را فراموش كرده اول قضاى آن را بجا آورد و بعد از سجده يادش بيايد كه اول سجده را فراموش كرده بنابر احتياط واجب بايد دوباره تشهد را بخواند.
1255 اگر بين سلام نماز و قضاى سجده يا تشهد كارى كند كه اگر عمدا يا سهوا در نماز اتفاق بيافتد نماز باطل مىشود مثلا پشتبه قبله نمايد بايد قضاى سجده و تشهد را بجا آورد و نمازش صحيح است.
1256 اگر بعد از سلام نماز يادش بيايد كه يك سجده از ركعت آخر را فراموش كرده بايد قضاى سجدهاى را كه فراموش كرده بجا آورد و بعد از آن دو سجده سهو بجا آورد چه كارى كه نماز را باطل مىكند كرده باشد يا نه و اگر تشهد ركعت آخر را فراموش كرده باشد بايد قضاى تشهد را بجا آورد و بعد از آن دو سجده سهو بجا آورد.
1257 اگر بين سلام نماز و قضاى سجده يا تشهد كارى كند كه براى آن سجده سهو واجب مىشود مثل آن كه سهوا حرف بزند بايد سجده يا تشهد را قضا كند.
1258 اگر نداند كه سجده را فراموش كرده يا تشهد را به احتياط واجب بايدهر دو را قضا نمايد و هر كدام را اول بجا آورد اشكال ندارد و بايد يك بار سجده سهو نيز بجا آورد.
1259 اگر شك دارد كه سجده يا تشهد را فراموش كرده يا نه واجب نيست قضا نمايد.
1260 اگر بداند سجده يا تشهد را فراموش كرده و شك كند كه پيش از ركوع ركعتبعد بجا آورده يا نه ، احتياط واجب آن است كه آن را قضا نمايد.
1261 كسى كه بايد سجده يا تشهد را قضا نمايد اگر براى كار ديگرى هم سجده سهو بر او واجب شود بايد بعد از نماز سجده يا تشهد را قضا نمايد بعد سجده سهو را بجا آورد.
1262 اگر شك دارد كه بعد از نماز قضاى سجده يا تشهد فراموش شده را بجاآورده يا نه چنانچه وقت نماز نگذشته بايد سجده يا تشهد را قضا نمايد و اگر وقت نماز هم گذشته بنابر احتياط واجب بايد سجده يا تشهد را قضا نمايد.
1263 هرگاه چيزى از واجبات نماز را عمدا كم يا زياد كند اگر چه يك حرف آن باشد نماز باطل است.
1264 اگر به واسطه ندانستن مساله، چيزى از اجزاء نماز را كم يا زياد كند اگر آن جزء، ركن نباشد نمازش صحيح است اگر جاهل قاصر باشد، و الا به احتياط واجب نماز باطل است.
1265 اگر در بين نماز بفهمد وضو يا غسلش باطل بوده يا بدون وضو يا غسل مشغول نماز شده بايد نماز را به هم بزند و دوباره با وضو يا غسل بخواند، و اگر بعد از نماز بفهمد بايد دوباره نماز را با وضو يا غسل بجا آورد و اگر وقت گذشته قضا نمايد.
1266 اگر بعد از رسيدن به ركوع يادش بيايد كه دو سجده از ركعت پيش فراموش كرده نمازش باطل است، و اگر پيش از رسيدن به ركوع يادش بيايد بايد برگردد و دو سجده را بجا آورد و برخيزد و حمد و سوره يا تسبيحات را بخواند و نماز را تمام كند.
1267 اگر پيش از گفتن " السلام علينا " يادش بيايد كه دو سجده ركعت آخر را بجا نياورده بايد دو سجده را بجا آورد و دوباره تشهد بخواند و نماز را سلام دهد.
1268 اگر پيش از سلام نماز يادش بيايد كه يك ركعتيا بيشتر، از آخر نماز نخوانده، بايد مقدارى را كه فراموش كرده بجا آورد.
1269 اگر بعد از سلام نماز يادش بيايد كه يك ركعتيا بيشتر از آخر نماز را نخوانده چنانچه كارى انجام داده كه اگر در نماز عمدا يا سهوا اتفاق بيفتد نماز را باطل مىكند مثلا پشتبه قبله كرده، نمازش باطل است و اگر كارى كه عمدى و سهوى آن نماز را باطل مىكند انجام نداده بايد فورا مقدارى كه فراموش كرده بجاآورد.
1270 هرگاه بعد از سلام نماز عملى انجام دهد كه اگر در نماز عمدا يا سهوا اتفاق بيفتد نماز را باطل مىكند مثلا پشتبه قبله نمايد و است ولى اگر پيش از انجام كارى كه نماز را باطل مىكند يادش بيايد بايد برگردد و دو سجدهاى را كه فراموش كرده بجا آورد و تشهد و سلام را دوباره بعد از آن بگويد و دو سجده سهو براى سلامى كه اول گفته بجا آورد و نمازش صحيح است و احتياط مستحب آن است كه اصل نماز را بعد از آن اعاده نمايد.
1271 اگر بفهمد نماز را پيش از وقتخوانده ، يا پشتبه قبله يا به طرف راستيا به طرف چپ قبله بجا آورده، بايد دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نمايد.
رساله حضرت امام خمينى رضوان الله تعالى عليه