اسلام و اديان > مسيحيت

قرآن و تورات

كتاب: دايرة المعارف تشيع، ج 5، ص 141

نويسنده: بهاء الدين خرمشاهى

كلمه تورات 18 بار و عناوين ديگرى از آن مانند كتاب موسى و... چند مورد در قرآن ذكر شده است. قرآن كريم تصريح دارد كه خداوند تورات را به وحى خويش بر موسى عليه‏السلام نازل فرموده است (آل عمران، 3، مائده، 44) و گفته شده است كه در تورات «حكم الله» نازل شده است (مائده، 43) و عيسى (ع) تصديق كننده آن شمرده شده است (مائده 46) و گفته شده است كه پيامبر اسلام (ص) نيز تصديق كننده آن است (سوره صف، 6) و يهوديان به «اقامه تورات» تشويق شده‏اند (مائده، 66، 68) و در آيه مشهورى (سوره جمعه، 5) آمده است كه كسانى كه تورات بر آنان عرضه شده و سپس حق آن را چنانكه بايد و شايد به جاى نمى‏آورند همانند درازگوشى هستند كه كتابهايى حمل مى‏كند. و سعدى در اشاره به مضمون همين آيه است كه مى‏گويد :

نه محقق بود نه دانشمند

چارپايى بر او كتابى چند

نكته مهمى كه در قرآن كريم به آن اشاره شده است اين است كه يهوديان انتظار پيامبر آخرالزمان يعنى حضرت محمد (ص) را داشته‏اند و وصف او را در تورات يافته بودند، چنانكه مى‏فرمايد : «الذين يتبعون الرسول النبى الامى الذى يجدونه مكتوبا عندهم فى التوراة و الانجيل يأمرهم بالمعروف و ينهاهم عن المنكر...» (اعراف، 157) كسانى كه از فرستاده و پيامبر امى پيروى مى‏كنند كه نام [و نشان‏] او را در تورات و انجيل كه در نزدشان است نوشته مى‏يابند (همو كه تا آنان را به نيكى فرمان مى‏دهد و از ناشايستى باز مى‏دارد..). . ج.هارويتس در اشاره به اين آيه مى‏نويسد: «آيه 157 سوره اعراف مؤمنان را اكيدا متقاعد كرده بود كه تورات در بردارنده پيشگويى خاصى درباره آمدن حضرت محمد (ص) است. سابقه كوششهايى كه در راه اثبات اين نظر به عمل آمده به صدر اول اسلام مى‏رسد، ولى در اواسط قرن سوم هجرى بود كه آيات معينى از اسفار خمسه (تورات) و ساير اسفار عهد عتيق كه حاكى از ظهور حضرت محمد (ص) است، با ترجمه دقيق و امين نقل و تفسير مى‏شود. ابن جوزى در كتاب الوفاى خويش از يكى از آثار ابن قتيبه كه نامش را نبرده است، عباراتى از اين دست نقل مى‏كند. و چندين فقره نظير آن را در همان روزگار، على بن طبرى نقل مى‏كند و اين گونه منقولات در دفاعيات و مجادلات كلامى قرنهاى بعد كرارا ديده مى‏شود. از تورات آيات 9 تا 12 باب شانزدهم و آيه 20 باب هفدهم و آيه 21 باب 21 سفر تكوين، و آيه 18 باب 18، و آيات 2 و 12 باب 33 سفر تثنيه نقش برجسته‏اى در اين ميان بازى مى‏كنند. و گفتنى است كه طبق آيه 21 باب 21 سفر تكوين «فاران» مسكن اسماعيل است، و طبق آيات 125 و 127 سوره بقره و 37 سوره ابراهيم او در مكه سكنا داشته است، لذا «فاران» با مكه انطباق مى‏يابد. بر مبناى اين انطباق در آيه دوم باب سى و سوم سفر تثنيه اشاره به محمد (ص) و در آيه 18 باب 18 و آيه 12 باب سى و سوم سفر تثنيه اشاره به خاتم النبوة وجود دارد» . (مقاله «تورات» در دايرة المعارف اسلام، طبع اول، 707) . در قرآن كريم يهوديان به خاطر «تحريف و جابه‏جا كردن كلمات [تورات‏] از مواضع آنها» سرزنش مى‏شنوند (نساء، 46، مائده، 15، 41، 44) . در آيه 46 سوره نساء، اشاره به نمونه‏اى از موارد تحريف آنان دارد. و همچنين آنان متهم به اين شده‏اند كه بخشى از آنچه را كه به آنان وحى شده پنهان مى‏دارند (مائده، 15، انعام، 91) . در دو آيه پياپى (آيات 75 ـ 76 سوره بقره) هم به تحريف يهود و هم به افكارشان در مورد بشارت ظهور حضرت محمد (ص) اشاره شده است: «[اى مؤمنان‏] آيا اميدواريد كه [يهوديان‏] به [حقانيت‏] شما ايمان آورند، و حال آنكه گروهى از آنان كلام الهى را مى‏شنوند و پس از آنكه آن را دريافتند آگاهانه دگرگونش مى‏سازند. و چون با مؤمنان روبه‏رو شوند گويند ايمان آورديم و چون با همديگر تنها شوند گويند آيا آنچه را كه خداوند بر شما آشكار كرده است [در مورد حضرت رسول (ص)] با آنان در ميان مى‏گذاريد، تا در پيشگاه خداوند بر شما حجت آورند، مگر انديشه نمى‏كنيد؟» . مفسران در شرح آيه اخير گفته‏اند بنى‏اسرائيل پيش از مبعوث شدن پيامبر اسلام (ص) طبق اشارات تورات انتظار ظهور او را داشتند و حتى در مناقشات داخلى خود، يا در مبارزاتشان با مشركان عرب، به خود وعده مى‏دادند يا آنان را تهديد مى‏كردند كه پيامبر بعدى طرفدار و مؤيد آنان است. به قول سورآبادى ايشان تصور مى‏كردند كه آن پيامبر با آن صفات از «بنى اسرائيل» خواهد بود و چون از «بنى اسماعيل» (اسماعيل فرزند ابراهيم عليهما السلام، اعلى جد عربها) شد گفتند اين نه آن است كه انتظار ظهورش را داشتيم، فراء مى‏گويد در اين آيه قول بعضى از يهود به بعضى ديگر گفته شده است كه با مسلمانان در ميان مگذاريد كه وصف محمد (ص) را در تورات يافته‏اند، و بيهوده سند به دست مخالفان خود مى‏دهيد. آيه مهم ديگرى كه در اين زمينه در قرآن كريم هست، آخرين آيه سوره فتح است : «محمد پيامبر خدا، و كسانى كه با او هستند بر كافران سختگيرند و با يكديگر مهربان. آنان را مى‏بينى كه ركوع مى‏كنند، به سجده مى‏آيند و جوياى فضل و خشنودى خدا هستند. نشانشان اثر سجده‏اى است كه بر چهره آنهاست. اين است وصفشان در تورات و در انجيل، كه چون كشته‏اى هستند كه جوانه بزنند و آن جوانه محكم شود و بر پاى خود بايستند و كشاورزان را به شگفتى وادارد، تا آنجا كه كافران را به خشم آورد. خدا از ميان آنها كسانى را كه ايمان آورده‏اند و كارهاى شايسته كرده‏اند به آموزش و پاداشى بزرگ وعده داده است» . (سوره فتح، آيه 29، ترجمه عبدالمحمد آيتى) .

تورات و فرهنگ تشيع: علامه مجلسى باب 13 از كتاب الامامة (مجلد 26 طبع 110 جلدى، صفحات 180 ـ 189) را تحت اين عنوان و موضوع آورده است كه كتب انبياء عليهم السلام [از جمله تورات‏] نزد ائمه اطهار (ع) بوده است و ايشان با وجود اختلاف لغت و زبان آن را مى‏خوانده‏اند . همو از بصائر الدرجات حديثى با سلسله رواتش از امام صادق (ع) و از طريق ايشان از حضرت امير المؤمنين (ع) نقل مى‏كند به اين مضمون: «اگر دست يابم و حكمرانى با من باشد، بين اهل تورات به تورات و بين اهل انجيل به انجيل و بين اهل زبور به زبور حكم خواهم كرد تا آنجا كه هر كدام به درگاه خداوند [به زبان حال‏] گويد كه خدايا على با من و بر وفق من حكم كرد» . (بحار الانوار، 26/183) . همو به نقل از تفسير [منسوب به‏] امام عسگرى در تفسير آيه «و ياد كنيد كه موسى به قومش گفت اى قوم من شما با گوساله پرستى بر خودتان ستم كرده‏ايد، اينك به درگاه آفريدگارتان توبه كنيد و خودتان را بكشيد كه اين در نزد آفريدگارتان براى شما بهتر است، آنگاه [كه چنين كرديد خداوند] از شما در گذشت» . (بقره 54) مى‏نويسد: و به فرمان خداوند كسانى كه گوساله نپرستيده بودند، مأمور شدند كه كسانى را كه گوساله پرستيده بودند، بكشند و كشتارى عظيم درگرفت. بعد خداوند از راه شفقت به موسى (ع) وحى فرمود حالا كه لامحاله بايد اين محنت و امتحان را تحمل كنند، در دعاى خود به حضرت محمد (ص) و ائمه اطهار (ع) توسل كنند و آنان چنين دعا كردند و به بركت اين توسل و جاه و آبروى چهارده معصوم بلا و ابتلا پايان گرفت (بحار الانوار، ج 13، باب «نزول التوراة و سؤال الرؤية و عبادة العجل» ، 234 ـ 235) . در يكى از دعاهاى مربوط به عرفه كه با عبارت «اللهم يا شاهد كل نجوى» آغاز مى‏گردد، عباراتى مشتمل بر سوگند دادن خداوند آمده است، از جمله: «بحق توراة موسى و انجيل عيسى و زبور داود و فرقان محمد صلى الله عليه و آله و على جميع الرسل و باهيا شراهيا...» كه هم سوگند به تورات در آن مشهود است و هم سوگند به آهيا و شراهيا كه ظاهرا دو كلمه عبرى است ـ اعم از اينكه توراتى باشد يا نه ـ ؛ و مرحوم الهى قمشه‏اى در ترجمه آن نوشته‏اند و به حق آهيا و شراهيا (كه حضرت حسن و حسين و حضرت على و فاطمه‏اند) (مفاتيح الجنان، اعمال شب عرفه، 464) . شبيه اين دو كلمه دو نام شبر و شبير است كه نام امام حسن و امام حسين عليهما السلام است. و بعضى منابع مشبر را براى محسن (با تشديد سين) فرزند فوت شده حضرت على و حضرت فاطمه عليهم السلام ياد كرده‏اند. ابن منظور در لسان العرب اين نامها را فرزندان هارون (ع) مى‏داند كه حضرت على (ع) ـ احتمالا با توجه به اينكه رسول الله (ص) ايشان را در حديث منزلت نسبت به خود به منزله هارون (ع) به موسى (ع) دانسته‏اند ـ بر فرزندان خود نهاده‏اند.

منابع: در متن مقاله ياد شده است.

بهاء الدين خرمشاهى