كتاب: زندگانى امير المؤمنين عليه السلامص 37 تا 39
نويسنده: سيد هاشم رسولى محلاتى
از افتخاراتى كه نصيب على (ع) شده اين است كه تربيت وى در دامان رسول خدا انجام شد و از كودكى در كنار ايشان بود،به گونهاى كه مورخين نوشتهاند اين به آن علتبود كه قريش دچار خشكسالى و مضيقه سختى شد و ابو طالب مردى عيالوار بود و از نظر مالى نيز در مضيقه و فشار قرار داشت و برادرش عباس بن عبد المطلب مردى ثروتمند بود و وضع مالى خوبى داشت،محمد (ص) كه در آن وقتبه خاطر ازدواج با خديجه جداى از ابو طالب زندگى مىكرد و ثروت خديجه نيز در اختيار آن حضرت قرار گرفته بود.به عمويش عباس فرمود:برادرت ابو طالب عيالوار است و خود شاهد اين خشكسالى و سختى هستى،بيا نزد او برويم و بار مخارج او را سبك كنيم،بدين ترتيب كه من يكى از فرزندانش را برگيرم و تو نيز يكى را.
عباس پذيرفت و به اتفاق آن حضرت نزد ابو طالب رفتند و منظور خود را با او در ميان گذارده گفتند:ما براى سبك كردن بار سنگين خرجى را كه به عهده دارى نزد تو آمدهايم و پيشنهاد بردن دو تن از فرزندان او را بيان كردند.
ابو طالب روى علاقهاى كه به عقيل داشت،اظهار كرد:
«اذا تركتمالى عقيلا فاصنعا ماشئتما»
[اگر عقيل را براى من بگذاريد هر چه خواهيد بكنيد،و هر كه را خواهيد ببريد.]
اينجا بود كه محمد (ص) على را برگرفت و به نزد خود برد و عباس نيز جعفر رابرداشته و پيش خود برد.
و در صفحات آينده خواهد آمد كه بر طبق نقلى على (ع) در آن روز شش سال داشت.
ناگفته پيداست كه اين نزديكى و قرب جوار و انس با محمد (ص) در زندگى،گذشته از افتخار بزرگى كه نصيب على (ع) كرد چه اندازه در جلب محبت و علاقه محمد (ص) نسبتبه آن حضرت مؤثر بود و تا چه حد پيغمبر خدا را نسبتبه على (ع) علاقهمند ساخت،چنانكه علاقه على (ع) را نيز نسبتبه رسول خدا (ص) منعكس مىسازد.
زيرا با توجه به نبوغ ذاتى،هوش،استعداد،درك و رشد فوق العاده على (ع) بخوبى روشن است كه پيوسته سعى در فرمانبردارى هر چه بهتر و اطاعتبيشتر از رسول خدا كه بهترين پدرها براى او محسوب مىشده،داشته و از هر فرزند دلسوزى،كارهاى آن حضرت را دلسوزانهتر انجام مىداد و رسول خدا (ص) نيز با مشاهده كردار و اعمال و ادب او از هر فرزندى بيشتر او را دوست مىداشت (1) ، چون رابطه عموزادگى را نيز بدان ضميمه كنيم،آن هم زاده عمويى همچون ابو طالب كه گذشته از آنكه تنها عموى پدر و مادرى آن حضرت بود،سالهاى متمادى نيز سرپرستى رسول خدا (ص) را به عهده داشته و كمال محبت را نسبتبه آن حضرت انجام داده و اكنون رسول خدا مىخواهد با نگهدارى و تربيت فرزندش محبتهاى او را تلافى نمايد،آن وقت است كه مىتوانيم تا حدى شدت علاقه رسول خدا (ع) و على (ع) را نسبتبه يكديگر بفهميم و از پيوند محبت محكمى كه ميان آن دو بزرگوار برقرار شده بود،در محدوده فكر خود آگاه گرديم.
اينكه گفتيم:«به مقدار درك و محدوده فكر خود»براى آن است كه انسانهاى كامل و مردان الهى به هر اندازه كه به خداى تعالى و به كمال مطلوب انسانى خود نزديكتر باشند به همان اندازه نيز اخلاق نيك و بارز انسانى و الهى كه يكى از آنها محبت و عاطفه است در آنها بيشتر و كاملتر است و اين به خاطر حساسيتبيشتر روحو صفاى باطن آنهاست.با توجه به اين كه ما در ميان انسانها كاملتر از رسول خدا (ع) و سپس على (ع) سراغ نداريم،به همين نسبت مىتوانيم به عمق علاقه و محبت ميان آن دو وجود مقدس پى ببريم.
پىنوشت:
1.شاهد اين گفتار را در سخن فضل بن عباس در صفحه آينده بخوانيد.