صفحه اصلی  | تماس با ما  | درباره ما  | پایگاههای ما  | پایگاه حوزه قدیم  | دیگر پایگاهها

فارسی العربية  English
دانشنامه حوزه | مقالات | اخبار و اطلاعات | مجلات | پرسش و پاسخ | مراکز اسلامی | پایان نامه ها | زندگینامه علما | متون دینی | معرفی محققان | ویژه نامه | نگارخانه | کتابخانه |
جستجو در   
امکانات
وابسته به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی CRCIS 1388/11/20


فهرست مطالب نتایج جستجو
  • شناسنامه شماره
  • رویدادها در کتاب و سنت
  • روز جهانی زمین پاک
  • آغاز هفته مشاغل
  • روز جوان
  • روز شوراها
  • روز خلیج فارس
  • سالروز شهادت استاد مطهری
  • روز معلم
  • روز جهانی کارگر
  • روز جهانی مطبوعات
  • ولادت حضرت زینب علیهاالسلام
  • لغو امتیاز تنباکو به فتواى میرزاى شیرازى
  • روز جهانی خانواده
  •  
    اشارات :: اردیبهشت 1387، شماره 108
    روز معلم

    اشاره

    سودابه مهیجى

    دوازدهم اردیبهشت، روز بزرگداشت مقام معلم است. وجه تسمیه این روز، به رویدادى بازمى گردد که در نخستین بهار پس از به بار نشستن انقلاب اسلامى به وقوع پیوست؛ شهادت معلم بزرگ، استاد مرتضى مطهرى. دو سال پس از این حادثه، وزیر آموزش و پرورش وقت، روز شهادت استاد مطهرى را روز معلم و هفته 12 تا 19 اردیبهشت را به عنوان هفته معلم، به جامعه معرفى کرد. اما رویداد دیگرى نیز در کوران سال هاى دیکتاتورى رژیم پهلوى رخ داده بود که معمولاً در بزرگداشت دوازده اردیبهشت، کمتر به آن اشاره مى شود. در 12 اردیبهشت سال 1340، گروهى از معلمان تهرانى و شهرستانى، دست از کار کشیدند و در باشگاه مهرگان تهران اجتماع کردند و به طور جمعى، عازم وزارت فرهنگ شدند. در جریان این تجمع و در جریان فعل و انفعالاتى که رخ داد، دکتر ابوالحسن خانعلى، سخنران مراسم به قتل رسید و شمارى از معلمان و دانش آموزان هم مجروح شدند و معلمان که قبلاً فقط خواستار افزایش حقوق بودند، درخواست هاى صنفى دیگرى را هم به تقاضاهاى خود افزودند. آنان خواهان سقوط دولت شریف امامى، اعدام قاتل دکتر خانعلى، رفع اهانت از فرهنگیان و تغییر سطح حقوق معلمان و نیز نام گذارى روز دوازده اردیبهشت به عنوان روز معلم بودند.

    تعلیم و تعلم، از شئون الهى است. معلم ایمان را به بشر مى آموزد و آن را بر لوح جان و ضمیرهاى پاک، حک مى کند و سیاهى جهل را از دل ها مى زداید. دغدغه معلم، همیشه این است که حیات بشر بر مدار ارزش ها و کرامت هاى انسانى بچرخد.

    والاترین رابطه انسانى، رابطه بین معلم و شاگرد است و بهترین نوع این رابطه، بر مبناى ادب و حرمت استوار است. معلم به شاگرد خویش، با چشم مهر و رحمت و حرمت مى نگرد و در کمال صداقت، از بهره فراوان علم خویش، او را بهره مند مى سازد و شاگرد، با همه فروتنى و احترام، مى کوشد تا تمام آموزه هاى مکتب معلم را به بهترین شیوه، فرا گیرد و مطیع و فرمانبردار باشد.

    «رب» و «معلم»، دو نام از نام هاى شریف خداوند هستند. «رب»، از «تربیت» گرفته شده و «رب العالمین» یعنى تربیت کننده همه عالم. خداى بزرگ، نخستین معلم انسان است و در قرآن مجید بارها بر این مورد تصریح دارد.

    پیام آوران الهى نیز وظیفه خطیر تعلیم و تربیت انسان ها را بر دوش داشته اند و معلمان رنج دیده تاریخند. در فرهنگ اسلام، با تعابیر زیبایى از مقام معلم و مربى، تمجید شده است.

    گفتار مجرى

    تصور کنید سرزمین و دنیایى را که در آن هیچ معلمى نباشد. هیچ کس در کار یادگرفتن و یاد دادن نباشد. بى شک در چنین جامعه اى، مردم همه سردرگم اند و مغموم و بى تفکر. هیچ کس به کار کسى کار ندارد، هیچ کس براى کسى غیر از خودش نگران نیست، هیچ کس نمى پرسد و پاسخى نمى گیرد. کم کم آدمیان هر آنچه را هم که مى دانند، از یاد مى برند؛ چون کسى نیست که به جمع آورى دانسته ها بپردازد، کسى نیست که در این راه، مردم را راهنمایى کند. پس از مدتى همه از هم فاصله مى گیرند و به مرده هاى متحرک تبدیل مى شوند؛ حتى هیچ انگیزه اى براى زندگى باقى نمى ماند. هیچ حرفى براى گفته شدن وجود نخواهد داشت. و چه بسا مردم تکلم را از یاد ببرند. و آن وقت تاریکى و ظلمت همه جا را فرا مى گیرد.

    زندگان، از علم و دانش ناگزیرند؛ همان طور که از آفتاب و هوا. معلم، تولیت آستان دانش را برعهده دارد. او باید باشد تا راه و رسم در دست گرفتن چراغ دانستنى ها را بیاموزد؛ وگرنه دانش، به شمع خاموشى مى ماند که هیچ کس طریق روشن کردنش را بلد نیست. شاید بى معلم، حتى خدا را هم از یاد ببریم.

    معلمان وارثان پیامبران و پدران راستین علم اند.

    شعر

    جامى

    کسى گفت: چونى چنین رنجبر به تعظیم استاد، بیش از پدر؟
    بگفتا زد آن نقش آب و گِلم وزین تربیت یافت جان و دلم
    از آن، شد تن من پذیراى جان وزین آمدم زنده جاودان

    شهید رجایى

    معلمى شغل نیست، عشق است. اگر به عنوان شغل انتخابش کرده اى، رهایش کن و اگر عشق توست، مبارکت باد!

    سعدى

    پادشاهى پسر به مکتب داد لوح سیمینْش بر کنار نهاد
    بر سر لوح او نبشته به زر جور استاد بهْ ز مهر پدر

    حافظ

    سعى نابرده درین راه به جایى نرسى مزد اگر مى طلبى طاعت استاد ببر

    زلال قلم

    نام تو،پایان جهل

    چه آغاز «مهر» و چه پایان «جهل»، چه روزهاى کوچه هاى مدرسه را دویدن و چه شب هاى تکلیف و تردید، هیچ لحظه اى تو را نمى تواند آن گونه که هستى بنامد.

    تو در همه ثانیه هاى روزگار نشسته اى؛ با قلمى در دست و کتابى در دل و فانوسى در نگاه... تو در همه جا نگرانى و سرک مى کشى و گرد و غبار ندانستن را هر لحظه از پیرهن کائنات مى تکانى.

    هر جا کتابى گشوده شده است، هر جا اندیشه اى در رواج است، هر جا کلامى متولد مى شود و راه روشنگرى در پیش مى گیرد، پاى تو در میان است. هر کس و هر چیز در هر جا که با ظلمت جهل به ستیز برخیزد، به هیأت تو درمى آید. حتى درختان که شکوفه مى دهند و به کائنات، درس بارور شدن مى آموزند. حتى خورشید که ظلمت شب را درمى نوردد و امید را تلقین مى کند.

    درى به خانه خورشید

    تو کیستى که کاروان زندگى در مسیر رفتن خود هرگز از احتیاج قافله سالارى تو خالى نیست؟ هر جا در کوچه هاى تاریک بى خبرى، درى به خانه خورشید باز مى شود، تو گشاینده آن درى.

    هر جا صداى ستم دیده اى به ستوه آمده از ظلم نعره برمى کشد و خواب زمانه را مى آشوبد، تو جرئت دهنده آن فریادى... هر جا حقیقتى نوظهور سر از خاک برمى آورد، تو نخستین کاشف رویش آن هستى.

    آموزگار

    با معلم، تمام نیمکت هاى چوبین گل مى دهند و ساعت هاى کشدار، لحظه هاى شفاف تولد و ترنم مى شوند. من از صداى پرمعناى او، واژه هاى دانستن را عاشق شده ام. من از قدم هاى استوار او، هراس کوره راه ها را به فراموشى سپرده ام. من از نام او، از صدا کردن شانه هاى مصمّمش، به خود رسیده ام...

    دوست دارم صدایش کنم تا به سمت من رو کند... تا آینده دانشمند خویش را در آیینه امیدوار چشمانش ببینم. دوست دارم صدایش کنم تا همیشه رخساره اش به سوى من باشد، تا همیشه در امتداد چشمانش گام بردارم. بگذار صدایت کنم: آموزگار! آموزگار!

    شعر

    نوح ما

    «مرحوم استاد شهریار»

    مى توان در سایه آموختن گنج عشق جاودان اندوختن
    اول از استاد یاد آموختیم پس سویداى سواد آموختیم
    از پدر گر قالب تن یافتیم از معلم جان روشن یافتیم
    اى معلم چون کنم توصیف تو چون خدا مشکل توان تعریف تو
    اى تو کشتى نجات روح ما اى به توفان جهالت نوح ما
    یک پدر بخشنده آب و گل است یک پدر روشنگر جان و دل است
    لیک اگر پرسى کدامین برترین آن که دین آموزد و علم و یقین

    شرمنده معلم

    «سودابه مهیجى»

    ورق هاى دفتر من سیاه مى شوند و گیسوان تو سپید

    من قد مى کشم تا تو نفس مى کشى...

    هر روز

    در تو پیامبرى بامن سخن مى گوید

    که چشم هایش از بى خوابى سُرخ اند

    آه!

    در کلاس درس تو

    حتى تخته سیاه روسفید شد

    من هنوز شرمنده...

    چقدر خسته ات کردم...

    آورده اند که...

    هدیه

    شخصى در مدینه، مدرسه اى بنا کرده و به آموزش کودکان مشغول بود.

    روزى یکى از فرزندان امام حسین علیه السلام به مدرسه وى رفت و آیه شریفه «الحمد لله رب العالمین» را آموخت. وقتى به منزل برگشت، آیه را تلاوت کرد و معلوم شد آن را در مدرسه از معلم آموخته است.

    امام حسین علیه السلام هدایاى بسیارى براى معلم فرستاد؛ آن گونه که موجب شگفتى گروهى از یاران آن حضرت شد. آنها نزد امام آمدند و عرض کردند: آیا آن همه پاداش به معلم رواست که شما در برابر آموزش یک آیه، این همه براى وى فرستاده اید؟ حضرت فرمود: آنچه دادم، چگونه برابرى مى کند با ارزش آنچه او به پسرم آموخته است؟

    شاگرد اول کلاس

    چند وقتى مى شد براى جواب دادن سؤالات پاى تخته سیاه نمى آمد. هر وقت بالاى سرش مى رفتم، پاهایش را عقب مى کشید. از خودم مى پرسیدم براى شاگرد اول کلاس چه اتفاقى افتاده است؟ تا این که یک روز کفش پاره اش را دیدم ناگهان نکته اى به ذهنم رسید؛ یک مسابقه با جایزه، یک مسابقه با جایزه یک جفت کفش. مى دانم او حتماً برنده خواهد شد.

    نوشته رضا امیرى

    کوتاه و گویا

    اگر دستم را به دستان تو نسپارم، در جاده سنگلاخ جهل، به کدام دستاویز متوسل شوم؟

    با تو، هواى سرزمین دانش هرگز ابرى نیست. آفتاب بى دریغ، معلم!

    عشق، معلم است و معلم، عشق. خوشا آن که عاشق شود!

    بهترین معلم، همان است که در کلاس نگاهش میان ذهن و دل دانش آموز، طواف مى کند.

    پایت را همیشه جاى پاى معلم بگذار؛ او راه را اشتباه نمى رود.

    کسى که براى معلم خود بهترین شاگرد باشد، روزى براى شاگرد خود بهترین معلم خواهد بود.

    معلم بى مهر، جهاد خود را تباه مى کند.

    آموزگار خوب، حتى نگاهش را بین شاگردان خود به مساوات تقسیم مى کند.

    همه جا مى تواند کلاس درس باشد و همه آدمیان براى یکدیگر، معلم.

    آموزگارى که سینه اش لبریز از دانش و حقیقت است، پیراهنش بوسیدنى است.

    آموزگار حقیقى، غم هایش را پشت در جا مى گذارد و با لبخند وارد کلاس درس مى شود.

    آموزگارم! اگر تو نبودى، کابوس شب هایم به رنگ سؤالاتِ بى جواب بود.

    زنگ مدرسه، اذانِ شتافتن به آستان مقدس معلم است.

    هر گیاه دانش که سر از خاک برمى آورد، ابتدا به تو سلام مى کند.

    هر انسانى که به دنیا مى آید، بارى بر دوش معلمان زمین افزوده مى شود.

    آن چه معلم روى تخته سیاه مى نویسد، کمترین چیزى است که از او مى آموزیم. نهایت آموختن معلم، رفتار اوست.

    معلم خوب، ابتدا خوب زندگى کردن را به شاگرد مى آموزد و پس از آن، خوب درس خواندن را.

    عاقبت، روزى تخته سیاه ها زبان مى گشایند و خستگى قرن هاى معلم را شهادت مى دهند.

    معلم، لقمه هاى دانش را با دستان خویش، در سفره ذهن دانش آموزان مى گذارد.

    کتابستان

    1. تدریس فرد، جان براون، ترجمه على رئوف، نشر مدرسه.

    2. تربیت معلم و کارورزى، على رئوف، انتشارات فاطمى.

    3. کارمایه معلمان در گذر از یاددهى به یادگیرى، على رئوف، نشر مدرسه.

    4. هنر تدریس، اِل.اِن.گِیج (gaje)، ترجمه دکتر محمود مهرمحمدى، نشر مدرسه.

    5. یادگیرى گنج درون (گزارش کمیسیون بین المللى آموزش و پرورش براى قرن 21) ترجمه على رئوف و فاطمه فقیهى، نشر پژوهشکده تعلیم و تربیت.

    6. اصول سازگارى آدمى، اِل. نورمان. مان، ترجمه دکتر محمود ساعتچى، نشر امیرکبیر.

    7. اصول روان شناسى، اِل. نورمان. مان، ترجمه دکتر محمود صناعى، نشر اندیشه.

    8. ناتوانى هاى یادگیرى، اکبر فریار و فریدون رخشان، نشر نیما.

    9. در مکتب تجربه، حمید گروگان، نشر مدرسه.

    10. فضیلت هاى فراموش شده (زندگى حاج آخوند ملاعباس تربتى)، حسین على راشد، نشر اطلاعات.

    11. یاد دادن براى یاد گرفتن، على رئوف، نشر مدرسه.

    12. فرهنگ تفاهم در مدرسه، توماس گوردون، ترجمه پرى چهر فرجادى، نشر آیین تفاهم.

    13. ویژگى هاى معلم مؤثر، خیریه بیگم حائرى زاده و لیلى محمدحسین، نشر قطره.

    14. روان شناسى در خدمت معلمان (شخصیت و اخلاق)، دیوید فونتانا، ترجمه دکتر صغرى ابراهیمى قوام، انتشارات مؤسسه منادى تربیت.

    15. روایات تربیتى از مکتب اهل بیت، مرتضى فرید تنکابنى، نشر فرهنگ اسلامى.

    16. هفته نامه نگاه.

    17. ماهنامه تکنولوژى آموزشى.

    18. ماهنامه رشد معلم.

    19. ماهنامه تربیت.

    20. ماهنامه پیوند.

    کليه حقوق برای پايگاه حوزه محفوظ است